صفحه اصلي > اخبار   


درس تفسیر30 تیر 97

باسمه‌تعالی

 

آیه

وَلا تَکُونُوا کَالَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ بَطَرًا وَرِئَاءَ النَّاسِ وَیَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَاللَّهُ بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ ﴿٤٧﴾ وَإِذْ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لا غَالِبَ لَکُمُ الْیَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّی جَارٌ لَکُمْ فَلَمَّا تَرَاءَتِ الْفِئَتَانِ نَکَصَ عَلَى عَقِبَیْهِ وَقَالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکُمْ إِنِّی أَرَى مَا لا تَرَوْنَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ وَاللَّهُ شَدِیدُ الْعِقَابِ[1]


 

تفسیر

در آیات 45 تا 47 سوره انفال سفارش‌هایی در مورد شش توصیه درباره تحکیم مبانی اسلام و جمع شمل مسلمین و قدرت و توانمندی آن‌ها را بیان کردیم که این شش توصیه را تکرار کردیم و اشاره شد. وجود این شش توصیه باعث قدرت مسلمین و یاری خدا و عنایت حق می‌شود و هرکدام که نباشد باعث سستی و ضعف قدرت اسلام می‌شود و مسلمانان نتوانند پایداری کنند.

 

دو مورد دیگر است که در آیه از آن نفی‌شده است . آن شش مورد عوامل اثباتی بود که باید داشته باشید. برخی از موارد آن نیز نباید در وجود شما باشد؛ مانند نزاع و اختلاف و دوری از خدا و عدم ثبات.

در این آیه می‌فرماید: «وَلا تَکُونُوا کَالَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ بَطَرًا وَرِئَاءَ النَّاسِ وَیَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَاللَّهُ بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ»

در جریان جنگ بدر ابوجهل با تمام قوا و تجهیزات حرکت کرده بود و به‌طرف جایگاه بدر آمده بود که در آنجا جنگی رخ داد . ابوسفیآن‌وقتی کاروانش از بیراهه رفت و خودش را به مکه رساند پیام داد که جنگ نکن و برگردد . ما کاروان را به‌سلامتی رساندیم ولی ابوجهل با امکاناتی که داشت و به آن می‌بالید می‌گفت که ما همه‌چیز به همراه داریم علاوه بر این‌که زن‌های مغنیه و اسباب عیش و نوش نیز فراهم است . در این حالت به سراغ مسلمانان برویم و آن‌ها را از پا دربیاوریم و با خیال راحت به مکه برگردیم.

این حرکت ابوجهل چند نکته دارد:

اولاً این‌که گرفتار غرور و بی‌توجهی به خدا شده بود . ثانیاً برای امری بیرون آمده بود که نزد مردم خودنمایی کند و به مکه برگردد و به هم بگوید که ما رفتیم و کار اسلام را تمام کردیم. بر اساس یک کشش درونی که غرور و تکبر و خودخواهی بود چنین کاری کرد و نیتش این بود که راه اسلام را ببندد و مسلمانان را اسیر کند و اسلام را از بین ببرد.

ثالثاً نیتشان یک نیت پوچ و به هدف بستن راه مسلمانان بوده است.

این سه نیت این‌ها بود.

خداوند در توصیه‌ای که می‌کند می‌فرماید: شما این‌طور نباشید که درحرکتی که می‌کنید این مسائل در وجود شما باشد. با اندیشه و فکر و با نیت پاک و بدون غرور و خودخواهی و هواپرستی کار کنید و این‌گونه نباشد که کارتان برای دیدن مردم باشد و این‌گونه نباشید که حرکتتان برای بازداشتن مسلمانان از راه خدا باشد. وحدت و یکپارچگی داشته باشید و قصد گناه نیز نداشته باشید.

به دنبال این توصیه‌ها می‌فرماید: از کسانی نباشید که از سرزمینشان برای جنگ با پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون آمدند و در هواپرستی و خودخواهی بودند . همان‌طوری که امام حسین علیه‌السلام می‌فرماید: «أني لم أخرج أشرا ولا بطرا»[2] وقتی از مکه به‌طرف کربلا بیرون آمدم بیهوده و بی‌دلیل و از روی هواپرستی و غرور بیرون نیامده‌ام هدفم حفظ اسلام است. برعکس این‌هایی که از مکه خارج شدند و نیتشان سد راه اسلام بود و برای غرور و خودنمایی چنین کاری کردند. این حرکت‌ها درست در مقابل یکدیگر است.

وقتی حرکت می‌کنید و کاری می‌کنید و از دیارتان برای یک حرکتی خارج می‌شوید اولاً از روی هواپرستی نباشد . برای رضای خدا و ادای تکلیف باشد . برای غرور و خودپسندی و خودنمایی نیز نباشد. این مسیر نیز مسیری باشد که اسلام را یاری کنید نه مسیری که به اسلام ضربه بزند.

بعد می‌فرماید: «وَاللَّهُ بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ» خدا به آن‌ها کارهایی که می‌کنید احاطه دارد. نیت و حرکت شما را می‌داند و حالات شما را می‌داند. بنابراین کاری کنید که مکمل و ادامه راه دین خدا باشد نه این‌که از مسیر منحرف شوید و گرفتار هوا و هوس و خودنمایی و غرور شوید .

 

دو آیه هست که بین آن‌ها آیه‌ای است که می‌خواهم به آن توجه کنم. یک بحثی بعدازاین آیات در ارتباط با وسوسه منافقین و شیاطین در مورد حرکت مسلمانان دارد که گاهی وقت‌ها شیطان اعمال بد را وسوسه می‌کند و نزد انسان زینت می‌دهد و انسان را به انحراف می‌اندازد. این کاری است که در جنگ‌ها و در مسیر راه‌ها ، راه‌های مختلف انحرافی درست می‌کند. هم در جنگ‌ها و هم در کارها و هم در مسیر حرکت با انسان است و وسوسه‌های شیطان انواع و اقسامی دارد.

نزد کفار و افرادی که در جنگ بدر بودند این‌ها را وسوسه می‌کرد که شما بروید و بجنگید من هستم و همراه شما هستیم. نترسید و مقابله کنید. این‌ها توجیهاتی است که شیطان برای بدریون می‌کرد. بعدازاینکه حرکت به این نقطه رسید که دید حالت مسلمانان یک حالت قدرتمندی شده است و ملائکه آمده‌اند و روحیه مسلمانان قوی شده است پا به فرار گذاشت و آن‌ها را تنها گذاشت . به این‌ها گفت که من خدا را می‌پرستم و خدا نیز فرمود: «و الله شدید العقاب» .

این آیه در جنگ بدر است که گویا شیطان وسوسه‌های زیادی به این‌ها کرده است که حتماً بروید و بایستید و ما در کنار شما هستیم. گاهی گفته‌شده است که شیطان به‌صورت انسان ظاهر می‌شود و در جمعیتی می‌آید و آن‌ها را تحریکت می‌کند و خودش درنهایت می‌رود. در جنگ بدر نیز این مسأله مطرح است که شیطان به‌صورت سراقة بن مالک که یکی از روسای عشیره بنی تمیم بوده است ظاهر می‌شود و آن‌ها را تشویق می‌کند. زیرا رئیس قوم بوده است و می‌گفته که من با شما هستم. وقتی وسط کار دید که مسلمانان پیروز می‌شوند آن‌ها را ترک کرد.

وقتی به مکه آمدند و سراغ سراقة بن مالک رفتند که چرا خیانت کردی و ما را تنها گذاشتی؟ او قسم خورد که من اصلاً نیامده‌ام و از مکه بیرون نرفتم. بعد فهمیدند که شیطان به‌صورت این فرد ظاهر شده است و آن‌ها را تحریک کرده است و وسط کار رفته است. این‌یک داستانی است که در این آیه نقل می‌شود.

آیه می‌فرماید: «زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ» رفتار این‌ها را تزیین کرد و گفت قادر مطلق شما هستید. «وَ إِنِّی جَارٌ لَکُمْ» من در کنار شما هستم . کلمه «جار» به چند معنا است: همسایه، پناه دهنده و یاور. یعنی من در کنار شما و یاور شما و پناه شما هستم.

... وقتی شیطان دید که این دو لشکر در مقابل هم قرارگرفته‌اند و ظاهراً ملائکه را دید برگشت. «نَکَثَ» به این معنا است که با پاشنه پا به عقب برگشت و با این چرخش فوری برگشت و گفت: «إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکُمْ إِنِّی أَرَى مَا لا تَرَوْنَ» من از شما بری هستم و چیزهایی می‌بینیم که شما نمی‌بینید و من از خدا می‌ترسم.

این‌یک مسأله کلی است که در همه کارها شیطان اعمال بد را برای انسان زینت می‌کند و به قول مقام معظم رهبری با پنجه آهنی و دستکش مخملی به‌سوی شما می‌آید. در اجتماع و گروه‌ها و افراد مختلف باید بسیار احتیاط کرد . شیطان برای انسان اعمال بد را زینت می‌دهد و انسان فکر می‌کند که دارد کار خوبی می‌کند.

امروزه رادیوهای بی‌بی‌سی و امثال این فضاهای مجازی ، برای یک عده‌ای کارهای زشتشان را زینت می‌دهد. کارهای بدشان را جلوه می‌دهد و انسان را به گناه می‌اندازد و خودشان عقب می‌ایستند. کار ابرقدرت‌ها این است که سران کشورهای اسلامی را این‌طوری فریب می‌دهند. آن‌ها را جلو می‌اندازند و خودشان عقب می‌ایستند. به عربستان غرور و نخوت می‌دهند و او را در جاده یمن می‌اندازند و از آن‌طرف به او می‌گویند این تجهیزات را به تو می‌دهیم و او را در باتلاق می‌اندازند. هم به او اسلحه می‌دهند و هم پول‌هایش را می‌خورند و هم آبرویش را می‌برند و هم آدمکشی می‌کنند و هم مسلمان کشی می‌کنید و هم قدرت مسلمانان را تضعیف می‌کنند و هم اختلاف می‌اندازند و هم سد راه اسلام می‌شوند. این کار ابرقدرت‌ها است که همیشه در این مسیر حرکت می‌کنند.

خیلی وقت‌ها در جامعه ما نیز هست. پسرها و دخترها را نمی‌گذارند که حجاب داشته باشند و وسوسه می‌کنند حجابشان را بردارد و این‌ها را به جان هم می‌اندازد و وقتی سواری گرفت و شهوتشان را تحریک کرد و این‌ها را رها می‌کند. این دختر بیچاره می‌ماند و سنش نیز بالا رفته است و از آن‌طرف نیز آن پسر بیچاره نیز فرصت‌ها را از دست داده است و اگر ازدواجی نیز بکنند این ازدواج پا نمی‌گیرد و یک خانواده از هم متلاشی می‌شود. الآن زینت کردن شیطان در جامعه ما این‌طوری است. این فضاهای مجازی که خانواده‌ها را از هم می‌پاشند و اعضای خانواده را از هم جدا می‌کنند و یک وادی‌های دیگری می‌کشانند و زن و شوهر را نسبت به یکدیگر بدبین می‌کند. وقتی این کار را کرد آن‌وقت خودش را کنار می‌کشد. الآن در جامعه این مسأله باب شده است.

حتی در حزب و گروه‌ها مسائلی را در ذهن این‌ها تلقین می‌کند و اگر حواسشان نباشد فریب می‌خورند و جز ضرر و خسارت برای دین و ملت چیز دیگری ندارد.

این است که قرآن می‌فرماید مثل این‌ها نباشید.

منافقین نیز سه دسته بودند. یک دسته مسلمان شده بودند ولی ته دلشان ایمان نیاورده بودند. یک عده نیز سست‌عنصر بودند و یک عده نیز به‌ناچار همراه ابوجهل آمده بودند و وقتی عدد مسلمانان را دیدند دست از اسلام شستند و می‌گفتند مسلمانان را دینشان مغرور کرده است و سبب شد از کنار پیامبر صلی الله علیه و آله کنار بروند.

قرآن می‌فرماید: در کارهایتان توکل داشته باشید و خدا را فراموش نکنید. همه این‌ها دست خدا است . عزت و حکمت نیز به دست خدا است. دل بستن به آمریکا و وعده‌های او باطل است . به خدا توکل کنید و خدا نیز عزیز قدرتمند و توانمند است و هیچ‌کس قدرت عرض‌اندام در برابر او را ندارد.

این آیه نیز به ما هشدار می‌دهد که هم نسبت به دنیا و هم نسبت به مسائل آخرتی‌تان فریب وسوسه‌های شیطان را نخورید و به آن زرق‌وبرق‌ها و وعده‌های دشمنان نیز توجه نداشته باشید. همه این‌ها حرف‌های توخالی است و پشت شما را خالی می‌کنند. هم ازنظر اخلاقی و هم ازنظر اقتصادی و دنیایی پشت شما را خالی می‌کنند. این داستانی است که در جنگ بدر اتفاق افتاده است ولی سیر آن ادامه دارد و تا این زمان نیز در جریان است.

 

نکته ها:

  1. -    با اندیشه و فکر و با نیت پاک و بدون غرور و خودخواهی و هواپرستی کار کنید و این‌گونه نباشد که کارتان برای دیدن مردم باشد و این‌گونه نباشید که حرکتتان برای بازداشتن مسلمانان از راه خدا باشد. وحدت و یکپارچگی داشته باشید و قصد گناه نیز نداشته باشید.
  2. -    در همه کارها شیطان اعمال بد را برای انسان زینت می‌کند و به قول مقام معظم رهبری با پنجه آهنی و دستکش مخملی به‌سوی شما می‌آید. در اجتماع و گروه‌ها و افراد مختلف باید بسیار احتیاط کرد . شیطان برای انسان اعمال بد را زینت می‌دهد و انسان فکر می‌کند که دارد کار خوبی می‌کند.

امروزه رادیوهای بی‌بی‌سی و امثال این فضاهای مجازی ، برای یک عده‌ای کارهای زشتشان را زینت می‌دهد.

  1. -    قرآن به ما هشدار می‌دهد که هم نسبت به دنیا و هم نسبت به مسائل آخرتی‌تان فریب وسوسه‌های شیطان را نخورید و به آن زرق‌وبرق‌ها و وعده‌های دشمنان نیز توجه نداشته باشید.

 

پی‌نوشت‌ها:



[1]. سوره انفال، آیات 47 و 48.

و مانند كسانى نباشید كه از روى هوى پرستى و غرور و خودنمایى در برابر مردم، از سرزمین خود به (سوى میدان بدر) بیرون آمدند; و (مردم را) از راه خدا بازمى‏داشتند; (و سرانجام شكست خوردند) و خداوند به آنچه عمل مى‏كنند، احاطه (و آگاهى) دارد! (۴۷)

و (به یاد آور) هنگامى را كه شیطان، اعمال آنها ( مشركان) را در نظرشان جلوه داد، و گفت: س‏خ‏للّهامروز هیچ كس از مردم بر شما پیروز نمى‏گردد! و من، همسایه (و پناه‏دهنده) شما هستم!» اما هنگامى كه دو گروه (كافران، و مؤمنان مورد حمایت فرشتگان) در برابر یكدیگر قرار گرفتند، به عقب برگشت و گفت: «من از شما (دوستان و پیروانم) بیزارم! من چیزى مى‏بینم كه شما نمى‏بینید; من از خدا مى‏ترسم، خداوند شدیدالعقاب است!» (۴۸)

 

[2]. بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء، العلامة المجلسي، ج44، ص329.

بسم الله الرحمن الرحيم هذا ما أوصى به الحسين بن علي بن أبي طالب إلى أخيه محمد المعروف يابن الحنفية أن الحسين يشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له وأن محمدا عبده ورسوله ، جاء بالحق من عند الحق ، وأن الجنة والنار حق ، وأن الساعة آتية لا ريب فيها ، وأن الله يبعث من في القبور ، أني لم أخرج أشرا ولا بطرا ولا مفسدا ولا ظالما وإنما خرجت لطلب الاصلاح في امة جدي صلى الله عليه وآله اريد أن آمر بالمعروف وأنهى عن المنكر ، وأسير بسيرة جدي وأبي علي ابن أبي طالب 7 فمن قبلني بقبول الحق فالله أولى بالحق ، ومن رد علي هذا أصبر حتى يقضي الله بيني وبين القوم بالحق وهو خير الحاكمين ، وهذه وصيتي يا أخي إليك وما توفيقي إلا بالله عليه توكلت وإليه انيب.

شنبه ٣٠ تير ١٣٩٧ - ١٠:٤٢

 

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 





آخرین مطالب

پربازدیدترین ها