صفحه اصلي > اخبار   


درس خارج 14 اسفند 96

باسمه‌تعالی

 

یک تتمه‌ای از بحث نحوه استفاده از اماکن عمومی داریم که اگر کسی بخواهد استفاده شخصی کند آیا برای او امکان دارد یا نه؟

در مورد شوارع عمومی بحث کردیم که برای تفریح و نشستن یا برای بساط کردن و معامله کردن چه حکمی دارد؟ یک فروعی دارد که زیاد وارد آن نمی‌شویم. یکی از آن فروع مسأله تزاحم است؛ مثلاً اگر بساطی پهن کردم و شما خواستید کنار من بساط پهن کنید آیا اگر ده نفر داوطلب این مکان بودیم چکار کنیم؟ من هفته‌ای دو روز می‌آمدم و دیگری هرروز می‌آمده است. اگر مسأله تزاحم پیش آمد و عده‌ای متقاضی این مکان باشند. یکی از راه‌هایش این است که تقسیم کنند و هرکدام روزهای مختلف باشند. اگر هرکدام راضی به تقسیم نشدند و تزاحم پیش آمد چکار می‌کنیم؟

برخی مانند صاحب جواهر، متوسل به قرعه می‌شوند؛ بنابراین هرروز باید مسئولی باشد و ده قرعه بزند و به نام هرکسی آمد او بنشیند. در برخی منابع اهل سنت آمده است و صاحب جواهر نیز اشاره کرده است این است که احوجیت در نظر گرفته شود یعنی آن‌کسی که بیشترین احتیاج را دارد یا مصلحت کدام‌یک در این کار بیشتر است؟ او اولویت داشته باشد.

در منابع شیعی مانند علامه در تذکره آمده است که متوسل به قرعه می‌شوند. این‌ها فروعاتی است که در این مسأله ایجاد می‌شود و باید تکلیف آن روشن شود. همچنین این مورد در مکان نماز در مسجد نیز می‌آید؛ مثلاً در مسجد برای قرآن جا گرفتم و شما برای نماز جا گرفته‌اید. کدام‌یک اولی است؟ این تزاحم ها در مسجد پیدا می‌شود. برخی گفته‌اند اولویت با نماز است زیرا مسجد برای نماز وضع‌شده است. جلسه قرآن، وضع شیء فی غیر ما وضع له، است.

در این تزاحم ها نظرات مختلف است.

یا در ارتباط با طهارت مسجد جمع بین ضدین پیش می‌آید که طهارت مسجد مقدم است یا نمازخواندن؟ اینجا مسأله سعه و ضیق وقت پیش می‌آید. اگر هم در ضیق وقت باشیم و هم باید طهارت مسجد را انجام بدهیم. طهارت مسجد واجب فوری است و نماز نیز واجب فوری است. اینجا که تزاحم پیش می‌آید مسأله تزاحم و ترتب پیش می‌آید که در اصول آمده است.

در این‌طور موارد در استفاده از اماکن مشترک، این‌طور فروعات نیز در کنار آن می‌آید. البته ما نمی‌خواهیم این بحث‌ها طول بکشد.

برخی از روایات نیز در این مسأله وجود دارد. یکی دو روایت از امام علی علیه‌السلام نقل می‌کنند که از اهل سنت است و ضعیف هستند؛ مثلاً آن روایتی که می‌گوید تا شب مهلت و اولویت دارد مستند نیست و حتی ضعف آن جبران نیز نشده است.

به‌هرحال در مجموع فروعاتی که در این مسأله است زیاد است و بحث را طولانی می‌کند. باز هم غیر از آن‌هایی که عرض کردم فروعاتی دیگری نیز هست که امام رحمة الله علیه آورده‌اند.

خلاصه‌تر و زیباترین متنی که در اینجا وجود دارد همین متن تحریر است. متن‌های دیگر مانند صاحب جواهر، اقوال زیادی را آورده است ولی وقتی انسان دقت می‌کند می‌بیند همگی به همان متنی برمی‌گردد که امام رحمة الله علیه به آن اشاره می‌کنند.

 

یک کسی ممکن است اشکال کند که اگر کسی در شارع عام بخواهد بساط کند که اشکال دارد و اگر در گوشه‌ای بساط پهن کند دیگر در شارع عام نیست و از بحث شما خارج است و نیازی به بحث کردن نیست.

 

برفرض این‌که اجازه بدهیم در شوارع عام، کسی معامله کند باید به لوازم آن نیز ملتزم شویم؛ زیرا آن فرد فروشنده لوازم و وسایلی دارد و ممکن است چرخی داشته باشد که کنارش بگذارد و پرده‌ای در کنار خود بزند. ممکن است در تابستان به خاطر آفتاب، سایه‌بان بزند. بالاخره این‌ها از لوازم این کار است. ولی اگر بخواهد چهاردیواری بزند مجاز به چنین کاری نیست.

مسألة 9 - يجوز للجالس للمعاملة أن يظلل على موضع جلوسه کسی که برای معامله می‌نشیند می‌تواند سایه‌بان بزند بما لا يضر بالمارة درصورتی‌که ضرری به عابرین نزند گرچه عابرین نیز دوست دارند زیر سایه‌بان بایستند بثوب أو بارية ونحوهما، وليس له بناء دكة و نحوها فيه.[1]

حال سوال این است که کسی می‌تواند مزاحم او بشود یا کنار دست او بنشیند یا طوری بایستد که متاع او پیدا نباشد؟ مثلاً جلوی او بایستند و حرف بزنند. در منابع ما و برخی منابع اهل سنت آمده است که جایز نیست؛ اما امام رحمة الله علیه یک‌جمله‌ای دارند که نشان می‌دهد که می‌تواند چنین کاری جایز باشد. در این نکته‌ها چون یک جای عام است و همه مجاز هستند و من نیز در حد مجاز کار می‌کنم شما نمی‌توانید جلوی مرا بگیرید. گفتیم که اگر دیگری ضرر کند من ضامن ضرر او نیستم. من اینجا بایستم یا توقف کرده‌ام مانع دید شود و مشتری نبیند و ضرر کند. من ضامن ضرر او نیستم. این‌طور فروعی نیز در کنار آن پیدا می‌شود.

یک بحثی نیز داریم که در شارع عام که متعلق به همه است و شما ماشین خود را پارک کرده‌اید و من به آینه ماشین شما خوردم و شکست آیا من ضامن هستم یا نه؟ اگر شما در کوچه تنگ ماشین پارک کردید و من به ماشین شما خوردم آیا ضامن هستم؟ می‌گویند ضامن نیستید زیرا ماشین خود را در معرض قرار داده است. این نیز شارع عام است و معنایش عبور و مرور است و در اینجا که کوچه تنگ است ماشین خود را پارک کرده‌اید. در این مسأله اختلاف است و برخی می‌گویند شما ضامن نیستید.

مسألة 10 - إذا جلس في موضع من الطريق للمعاملة في يوم فسبقه في يوم آخر شخص آخر وأخذه مكانه امروز در اینجا آمده ام و شب به خانه رفته‌ام و فردا صبح آمده ام و دیده‌ام که کسی جای مرا گرفته است فليس للأول إزعاجه ومزاحمته[2]. نمی‌توانم برای فرد دوم مزاحمتی ایجاد کنم. مواردی را دیدم که اشاره می‌کند که اگر یک کسشی در یک جایی نشست و چند روزی اینجا ماند ایجاد حق نمی‌کند مگر شخصی که مردم به او عادت کرده باشند و جنس برای آن‌ها می‌آورد و مردم نیز او را می‌خواهند و کار مردم را راه انداخته است برخی آقایان مانند علامه در تذکره بیان کرده‌اند در این‌طور موارد می‌توان به او حق اولویت داد.

شارع عام چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟ اگر راه در رو بود و عبور و مرور در آن زیاد بود شارع عام است؟ مثلاً فرض کنید اگر کنار خانه ما زمینی افتاده بود و مردم ازاینجا میان‌بر بزنند و به‌جای دیگر بروند. کم‌کم در اثر این رفت‌وآمد زیاد راه عبور و مرور ایجاد شده است. من این زمین را می‌خرم و می‌خواهم بسازم. شما می‌گویید این راه ما است. من نیز زمین را خریده‌ام و حق‌دارم از آن استفاده کنم. آیا با رفت‌وآمد در این زمین حکم شارع عام پیدا می‌کند؟ یا این‌که باید شارع عام شرایط دیگری داشته باشد.

مواردی هست که این عبور در شارع عام بودنش باید لحاظ شود: مسألة 11 - إنما يصير الموضع شارعا عاما بأمور: الأول - بكثرة التردد والاستطراق ومرور القوافل ونحوها في الأرض الموات كالجواد الحاصلة في البراري والقفار قدیم‌ها اگر می‌خواستید از یزد به مشهد بروید یک جاده‌ای بنام «جاده ریگ» بود که الآن آسفالت شده است. این جاده بیابان بود. این جاده گم می‌شد زیرا باد می‌آمده است و با ریگ‌ها جاده را می‌پوشانده است و تعداد زیادی در این راه گم‌شده‌اند. حالا این جاده ریگ مردم و قافله‌ها در آن عبور می‌کنند. مردم این راه را برای رفت‌وآمد انتخاب کرده‌اند. این‌طور موارد که زمین‌هایش ملک شخصی نیست و محل عبور و مرور مردم شده است شارع عام است. به‌شرط این‌که ملک شخصی نباشد. من نمی‌توانم بگویم که چون این موات است می‌خواهم احیاء کنم. اینجا دیگر شارع عام شده است. البته در حریم آن می‌توان خانه ساخت و کار کرد. پس یکی از موارد شوارع عام این است که مرور قوافل در آن شده است و شتر و اسب در آن می‌رود و معروف شده است که محل رفت‌وآمد است التي يسلك فيها من بلاد إلى بلاد، جاده‌هایی که از این شهر به آن شهر می‌رود. این‌ها جزو شوارع عام است و نمی‌توان در آن‌ها تصرف کرد. دومین ویژگی شوارع عام است که الثاني - أن يجعل إنسان، فإنه يصير بذلك طريقا عاما، ولم يكن للمسبل الرجوع بعد ذلك، بنده زمین ده هکتاری دارم و وسط آن را خودم یک جاده برای مردم باز می‌کنم. این کار سبب می‌شود این راه نیز به شارع عام تبدیل شود. خودم ملک خودم را سبیل کرده‌ام. البته این‌که بتواند از سبیل بودن به ملک خودش برگرداند اختلاف است و قول قوی این است که نمی‌تواند. اینجا عام است و حکم وقف را پیدا می‌کند و در هبه فرق می‌کند. چون سلب ملکیت کرده است برای بازگشت دلیل می‌خواهد. سلب ملکیت به اختیار خودش بوده است ولی برگرداندن نیاز به دلیل دارد. حتی در هبه غیرمعوضه نیز داریم که نمی‌تواند رجوع کند. باید سبب ملکیت را ایجاد کند یعنی یا مردم را راضی کند یا از دولت بخرد. البته اگر در حالت عادی نباشد فرق می‌کند؛ مثلاً عصبانی شود و با همسرش دعوا کند و خانه‌اش را وقف کند. حالا زنش شکایت کرده است که ما در خانه نشسته‌ایم و او نیز گفته است که من عصبانی بوده‌ام و چنین کاری کرده‌ام. در چنین مواردی که اصلاً مبنا خراب است قابل‌اعتنا نیست و باید برگردانند. اینجا نیز همین‌طور است. اگر با عصبانیت و خارج از اختیار و اراده چنین کاری کرده است یا ملک کسی بوده است می‌تواند برگردد ولی اگر از روی اراده و شعور بوده است ملک عام می‌شود و برای برگشتن به آن سبب می‌خواهد.

طریق سوم برای شارع عام شدن طریق، الثالث - أن يحيي جماعة أرضا مواتا قرية أو بلدة ويتركوا مسلكا نافذا بين الدور والمساكن ويفتحوا إليه الأبواب، یکی دیگر از جاهایی که می‌توانیم بگوییم شارع، عام است این است که مثلاً کوی طلاب درست کنیم. داخل این چند خانه یک کوچه درست کرده‌ایم و همه نیز درهای خانه را داخل کوچه باز می‌کنند. شما اگر این کار را کردید هرچند زمین خودتان بوده است حکم شارع عام را پیدا می‌کند. دو طرف که بازشده است شارع عام می‌شود. اگر از اول یک‌خانه ته کوچه بسازیم و یک در باز کنیم برای خودمان مانعی ندارد. اینجا توضیح می‌دهد که والمراد بكونه نافذا أن يكون له مدخل ومخرج يدخل الناس من جانب ويخرجون من جانب آخ إلى جادة عامة أو إلى أرض موات.[3] ممکن است یک‌طرفش به خیابان بخورد و یک‌طرف دیگرش به بیابان بخورد.

 

مسأله بعد مربوط به حریم شارع است که در جلسه بعد مطرح می‌کنیم.

 

پی‌نوشت‌ها:

 

 

[1]. تحرير الوسيلة، السيد روح الله الخميني، ج 2، ص 212.

مسألة 9 - يجوز للجالس للمعاملة أن يظلل على موضع جلوسه بما لا يضر بالمارة بثوب أو بارية ونحوهما، وليس له بناء دكة ونحوها فيه.

 

[2]. همان.

مسألة 10 - إذا جلس في موضع من الطريق للمعاملة في يوم فسبقه في يوم آخر شخص آخر وأخذه مكانه فليس للأول إزعاجه ومزاحمته.

 

[3]. همان.

مسألة 11 - إنما يصير الموضع شارعا عاما بأمور: الأول - بكثرة التردد والاستطراق ومرور القوافل ونحوها في الأرض الموات كالجواد الحاصلة في البراري والقفار التي يسلك فيها من بلاد إلى بلاد، الثاني - أن يجعل إنسان، فإنه يصير بذلك طريقا عاما، ولم يكن للمسبل الرجوع بعد ذلك، الثالث - أن يحيي جماعة أرضا مواتا قرية أو بلدة ويتركوا مسلكا نافذا بين الدور والمساكن ويفتحوا إليه الأبواب، والمراد بكونه نافذا أن يكون له مدخل ومخرج يدخل الناس من جانب ويخرجون من جانب آخ إلى جادة عامة أو إلى أرض موات.

شنبه ١٩ اسفند ١٣٩٦ - ١٤:٠٠
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: