صفحه اصلي > اخبار   


خطبه‌های نماز جمعه یزد 18 اسفند 1396

 

خطبه اول:

 

السَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ الله

 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ  

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

أَلحَمدُلِلهِ رَبِّ العالَمين بارِئ الخَلائِقِ أَجمَعين وَ باعِثِ الأَنبياءِ وَالمُرسَلين، ألَّذي خَلَقَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ الرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَيَدانَ أَرْضِه‏، نَستَعينُهُ وَ نَتَوَكَّلُ عَلَيه وَ نُؤمِنُ بِهِ وَ نَستَغفِرُهُ، ثَمَّ نُصَلّي وَ نُسَلِّم عَلي سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا أبی‌القاسِمِ المُصطَفي مُحَمَّد وَ عَلي آلِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ المَعصُومينَ المُكَرَّمين سِيَّما بَقيَّة‌اللهِ فِي‌الأَرَضين رُوحي وَ أرواحُ العالَمينَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفداه.

 

سفارش به تقوی

 «أُوصیکُم عِبادَ اللهِ وَ نَفسی بِتقوَی اللهِ وَ لُزُومِ اَمرِهِ»[i]

قالَ اللهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‏ فِي مُحْكَمِ كِتَابِه‏:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون‏»[ii]

[خودم و شما را به تقوا و پرهیز از گناه سفارش می کنم].

 

در خطبه اولم ضمن تبریک به مناسبت میلاد باسعادت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) به همه شما مؤمنین، دوستداران و علاقمندان ولایت و آرزوی توفیق برای همه‌ی ما برادران و خواهران که بتوانیم پیرو راه، سبک و مشی زندگی حضرت زهرا (علیها السلام) ان شاء الله باشیم.

دو آیه را برای شما می خوانم. خداوند متعال در این آیات، چهار صفت و خصلت را برای متّقین و همچنین چهار پاداش برای آنها بیان کرده است. من همین دو آیه را برای شما قرائت می کنم. همین سفارش من به تقوا باشد. این [سفارش به تقوا] از ناحیه قرآن و خدای متعال است.

 

چهار خصلت مؤمنان و چهار پاداش بزرگ

خداوند از آیه 31 به بعد در سوره «ق» می فرماید: «وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقينَ غَيْرَ بَعيدٍ * هذا ما تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفيظٍ * مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنيب‏»[iii]

خداوند می فرماید که؛ ما بهشت را برای متّقین نزدیک می‌کنیم «أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقينَ غَيْرَ بَعيدٍ». بهشت را بجای اینکه مؤمنین و متّقین به سراغ بهشت بیایند، ما بهشت را برای آنها نزدیک می‌کنیم. مؤمنین را  تکریم می‌کنیم و بهشت را برایشان نزدیک می‌کنیم. دسترسی به بهشت و نعمت های خدا را آسان می‌کنیم. این وعده خدا به متّقینی است که این چهار خصلت را دارند.

«لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفيظٍ».

[خداوند] در این آیه دو خصلت می شمارد. یکی؛ «أَوَّابٍ» و دیگری، «حَفيظٍ».

«أَوَّابٍ» به معنای زیاد مراجعه کننده است، کسی که زیاد متوجه خداست، زیاد از خدای متعال عذرخواهی می کند و زیاد به در خانه خدا می رود. به چنین فردی «أَوَّابٍ» می‌گویند.

خداوند در رابطه با بعضی از پیامبران هم ستایش می کند و می فرماید: «أنّه أَوَّابٌ»؛ این پیامبر طوری است که زیاد به در خانه ما مراجعه کرده و التجاء می کند،توبه می کند، استغفار می کند، خودش را نزدیک به خدای متعال می کند.

انسان هایی را که این حالت را داشته باشند که توجه شان به خدا زیاد باشد، از خدای متعال قهر نکنند و اگر هم خدایی نکرده دچار خطا و اشتباهی شدند فوری توبه می کنند، فوری عذرخواهی می کنند، فوری به در خانه خدا می روند، استغفار، گریه و توبه می کنند، و خودشان را از خدا [دور نمی کنند]. نمی گذارند که این گناه یا این خطاء مانع رسیدن به خدا شود لذا زود جلوی خود را می‌گیرند، غیر از آن بندگانی هستند که غافل می باشند، یاد خدا نمی کنند، خطا می‌کنند، اشتباه می‌کنند، اصلا غم شان نیست، اصلا  توجه به او ندارند، نمی دانند که در مقابل چه کسی دارند گناه می کنند. نمی دانند دارند در مقابل خدای بزرگ گناه می کنند. غفلت آنها را می گیرد. این ها متوجه نیستند.

خدا می فرماید که این هایی که «أَوَّابٍ» هستند یعنی برگشت شان به سوی خدا زیاد است. و همچینن «حَفيظٍ» هستند، [دارای دو خصلت خوب می باشند].

«حَفيظٍ» به معنای حفظ و نگهداری است. هم خودشان را از گناه و معصیت نگه می دارند، خودشان را نگه می دارند که خطا کار نباشند و  هم خودشان را در عمل کردن به دستورات خدا و دستورات الهی حفظ می کنند و حریم خدا را نگه می دارند. این ها مواظب و مراقبند.

پس دو خصلت [در مؤمنین است]. یک: مراجعه به درگاه خدا، رجوع به دستگاه خدا، توبه و إنابه کردن. دوم: اینکه در مقابل خدا حفیظ است، حفظ کننده خودش است، حفظ کننده نفسش است، حفظ کننده چشمش است، حفظ کننده گوشش است از این که حرام را نبیند، از اینکه حرام را نشنود. چشمش حرام را نبیند، دستش به حرام مبتلا نشود.

او حافظ و حفیظ است. قانون خدایی را نگه می دارد. حریم خدایی را نگه می دارد. در مقابل خدا شرم حضور دارد. خجالت می کشد که گناه کند. عفت دارد. این، دو صفت خوب است.

سوم: «مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ»

«مَنْ»؛ به معنای کسی است. «خَشِيَ»؛ به معنای ترس است؛ ترس درون، ترسی که از ایمان و درون انسان نشأت بگیرد، خشوع داشته باشد.

 

فرق خضوع و خشوع

در خضوع داشتن در مقابل خدا، بدن و اعضاء و جوارح دخالت دارند مثل کسی که رکوع می کند، سجده می کند. این خضوع است. اما خشوع این است که؛ قلبش با خداست. ایمان در قلبش آن قدر رسوخ دارد که همیشه قلباً متوجه خداست. به یاد خداست و خدا را فراموش نمی کند. حواسش جمع است که گناه نگند.

«بِالْغَيْبِ» غیب یعنی پنهان.

غیب دو معنا دارد. یکی این که هم در ظاهر، هم در پنهان از خدا می ترسد و دست به گناه نمی‌زند. هم در خلوت و هم در جَلوَت کاری نمی‌کند که خدا ناراضی باشد. و همچنین از خدا ترس و خشیت و توجه دارد با اینکه خدا را به چشم ظاهر نمی بیند.

خدای متعال از چشم ظاهری او پنهان است اما خدا را در معنا و دلش می بیند. کسی که «خَشِيَ الرَّحْمنَ» [را در دلش می بیند] خدای متعال آن است که رحمان می باشد.

 

فرق صفت رحمانیت و رحیمیت خداوند

فرق «رحمان» با «رحیم» این است که خدا در دنیا، رحمان و در آخرت، رحیم است.

«رحمان» یک صفت عام خدایی است. یعنی خدای متعال نسبت به همه‌ی بندگانش رحمت دارد؛ نسبت به گنهکار، به مؤمن، به کافر، به زندیق،به توبه کار، به همه‌ی این ها رحمت دارد. چرا؟ به همه‌ی ما روزی می رساند. این خورشید را گذاشته است که به همه‌ی ما نور دهد. ماه و ستارگان و دریا و صحراها و دیگر نعمت ها را به ما داده است.

باغ کافر هم تابستان که می شود میوه می دهد، باغ مؤمن هم تابستان می شود، میوه می دهد. هر دوی اینها نعمت خداست. خداوند متعال در دنیا رحمان است هم نسبت به بندهای گنهکارش، هم نسبت به بنده های خطاکارش و هم نسبت به بنده‌های بی توجه‌اش  و هم نسبت به بنده‌های مؤمنش. همه در ذیل رحمت خدا هستند. « رَبَّنا وَسِعْتَ‏ كُلَ‏ شَيْ‏ءٍ رَحْمَةً »[iv].

خدا به انسان سایه رحمانیت را گسترده و او را رسوا نمی کند، در ملاء [ مقابل مردم ]گناهش را برملاء نمی کند، آبرویش را نمی برد، خطاهایش را می پوشاند، بدی هایش را رسوا نمی کند، و از رحمانیت خدا استفاده می کند، اگر این انسان در همین ظرف، گناه نکرد و اطاعت خدا نمود، درجات والایی دارد.«خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ»

بعد می فرماید: «وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنيب‏.» این هم چهارمین صفت است. با قلب منیب با خدا مواجهه می شود.

در آیات قرآن «قلب سلیم» داریم. «قلب منیت»، قلبی است که متوجه خداست. إنابه دارد، در مقابل خدا خشوع دارد. در مقابل خدا می ترسد، قلبش می لرزد. وقتی خدایی نکرده می خواهد گناه کند، [می ترسد]. انفاقی برایش بیافتد که زمینه گناه هست، همه‌ی بدنش می لرزد. همه وجودش می لرزد. همه بدنش احساس می کند که دارد یک اشتباهی می کند. وقتی این شخص با خدا مواجه می شود این قلب منیبی دارد. قلبش قاسی نیست. قلبش قسوت ندارد. غفلت، قلبش را نگرفته است. حواسش جمع است.

این انسان که مواظب است که در علن، در ظاهر و باطن و در غیب گناه نکند. این کسی است که در محضر خدا می رسد، قلب پاک و قلب منیب و قلب إنابه گر دارد که همیشه یاد خدا بوده است. خودش هم همیشه به خدا مراجعه می کرده است و روح أوّاب داشته است. همچنین حفظ کننده خودش بوده است. این چهار خصلت [است که خدا در قرآن می فرماید].

قرآن می گوید که؛ ما بهشت را سراغ این افراد می بریم. این ها را چه در دنیا و چه در آخرت سعادتمند می‌کنیم. گرچه لفظ «أُزلِفَت» ماضی است اما به معنای حتمی بودن در آینده است. در دنیا هم خدای متعال به این طور اشخاص عنایت می کند.

خدا چهار پاداش [برای این افراد] دارد:

یک: «ادْخُلُوها بِسَلامٍ»؛ وارد بهشت بشوید، «بسلام»، در حالتی که سلامت هستید، سالم از هر مشکلی هستید، از هر عذابی دور هستید، از هر رنجی دور هستید، از هر مشکلاتی دور هستید. از همه چیز سالم هستید. وارد بشوید. «ادْخُلُوها بِسَلامٍ»

دوم: این جایی که وارد شدید، و رحمانیت و رحیمیت خدا شامل حال شما شده  که بهشت خدا هست، «ذلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ»؛ همیشگی هست. مثل دنیا موقت نیست. عذاب‌هایی که برای مشرکین و غیره هست، عذابش مخلّد است البته برای مؤمنین فرق می کند آنها در نعمت های خدا خلود دارند. این هایی که این خصلت را داشته باشند مخلّد در رحمت خدا هستند.

« ذلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ»؛ امروز، روزی است که شما همیشه این جایگاه و عنایت خدا را دارید

سوم: «لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فيها » در آنجا که در کنف عنایت خدا  و در بهشت مخلّد هستید، هر چه بخواهید به شما می دهند. هیچ کم و زیاد ندارد.  چه کم باشد، چه زیاد باشد، چه تکراری باشد، هر چیزی که بخواهبد می باشد. هیچ کس مانع شما نمی شود. هر چه نفس تان اشتهاء داشته باشد و بخواهد خدا برای شما فراهم می کند. راحتی، آسایش، نعمتها، همه چیز، معاشرت با اولیاء خدا، تمام نعمت های الهی هر چه بخواهید، هست. این چقدر قشنگ و زیباست.

چهارم: «وَ لَدَيْنا مَزيدٌ»؛ این که ما هم اضافه می‌کنیم. علاوه بر این ها، عنایتهای ما به شما زیاد است.

آیه 33 تا 35 سوره «ق» بود. چهار خصلت داشته باشید تا خدای متعال چهار پاداش بزرگ به شما دهد که سعادت دنیا و آخرت شما تأمین شود.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1)  اللَّهُ الصَّمَدُ (2)  لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3)  وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

ترجمه: بنام خداوند بخشنده مهربان

1- بگو: خداوند يكتا و يگانه است.

2- خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند

3- نزاد و زاده نشد.

4- و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

خطبه دوم:

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ و صَلی اللّهُ عَلی سَیِّدنا و نَبیِّنا اَبی القاسمِ المُصطَفی مُحمّدٍ (صَلَي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ) وَ عَلی عَلیٍّ اَمیرِ المؤمنینَ و عَلی فاطمهَ سَیدهِ نساءِ العالمینَ و عَلی الحَسنِ والحُسینِ سَیدی شَبابِ اَهلِ الجَّنهِ و عَلیِّ بنِ الحُسَینِ و محمدِ بنِ علیٍّ و جعفرِ بنِ مُحمدٍ و مُوسَی بنِ جَعفرٍ و عَلیِّ بنِ مُوسَی و مُحَمَّدِ بنِ عَلیٍّ وَعَلیِّ بنِ محمَّدٍ والحَسَنِ بنِ عَلیٍّ وَ مَولانا صاحبَ الزَّمان (عجَّلَ الله تعالی فرجه الشریف) اللّهُمَّ صَلِّ عَلَیهِ و عَلَیهِم بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِكَ وَ بَارِكْ عَلَيْهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَكَاتِك.

 

در خطبه دومم ضمن این که خودم و شما را به تقوای الهی سفارش می کنم.

 به مناسبت روز ولادت حضرت زهرا (علیها السلام) یک روایت می خوانم. در ارتباط فضیلت و کمالات حضرت زهرا (علیها السلام) چیزی نمی توانم بگویم. همه‌ی شما می دانید و من فقط یک روایت می خوانم. اگر هم شد یک نکته را عرض می کنم.

 

عظمت معنوی فاطمه (علیها السلام) از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله)

این روایت در جلد 43 و 46 در کتاب بحارالانوار است.[این روایت] از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره ی فاطمه زهرا (علیها السلام) است.

می فرماید: «إِنَّ ابْنَتِي فَاطِمَةَ»[v]

تعبیر های رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نسبت به فاطمه زهرا (علیها السلام) خیلی قشنگ است. تعبیرهای زیادی دارد.  همه‌ی شما می دانید.

فاطمه «امّ ابیها»ست. یعنی مادرِ پدرش است.

«فداها أبوها»؛ پدرش، فدای فاطمه شود.

 تعبیرهای زیادی دارد. من هم قبلاً یک روایت که مفصّل تر بود خواندم.

اینجا می فرماید: «إِنَّ ابْنَتِي فَاطِمَةَ»؛ این دختر من فاطمه که می بینید. «مَلَأَ اللَّهُ قَلْبَهَا وَ جَوَارِحَهَا إِيمَاناً إِلَى مُشَاشِهَا» خداوند متعال قلب و جوارح و همه‌ی وجودش را پر کرده، «إِيمَاناً»؛ از ایمان.

«مَلَأَ»؛ به معنای پرکردن است. ظرفی را که پر می کنند، «ملیان» می شود. ««مَلَأَ اللَّهُ» خداوند متعال پر کرده، «قَلْبَهَا» قلب فاطمه (علیه السلام) را پرکرده است، « وَ جَوَارِحَهَا»؛ جوارح یعنی دست و پا و قلب و همه چی از بدن؛ «ایماناً»؛ خدا همه‌ی اینها را پر ایمان کرده است. اصلا یک مجسمه ایمان است.

در تمام ذرات وجودی، و سلول های بدن فاطمه (علیها السلام) پر از ایمان است، درجات ایمان هست.

جمله بعدی خیلی قشنگ است.

می فرماید: «فَتَفَرَّغَتْ لِطَاعَةِ اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ)»؛ آن وقت فاطمه(علیها السلام) دیگر آزاد شده است. از قید و بند چیزهای مادّی فارغ شده است. «فَرَغَت» فارغ شده است «لِطَاعَةِ اللَّهِ»؛ یعنی از همه‌ی از تعلّقات دنیا آزاد شده و فقط منحصر شده «لِطَاعَةِ اللَّهِ»؛ که اطاعت خدا بکند.

همه‌ی  وجود فاطمه (علیها السلام) ایمان است. همه‌ی وجودش خالص شده برای این اطاعت خدا بکند. لذا در همه حرکت های حضرت زهرا (علیها السلام)، خلوص و اخلاص برای خدا را می بینید. خدا تعریفش کرده است.

من دیگر نمی خواهم طول بدهم چون نکات زیاد دارم می خواهم عرض کنم.

 

عظمت معنوی فاطمه (علیها السلام) از زبان خداوند

خدا در قرآن تعریفش کرده است. قشنگ تر  از این می خواهید؟! در سوره «هل أتی» می گوید: « يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً»[vi]. فاطمه (علیها السلام) وفای به نذر کرده است. آن وقت از خدا و روز قیامت می ترسد.

می فرماید: «يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ»؛ این ها اطعام می کنند با اینکه احتیاج دارند.«مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً».

این جمله بعدش خیلی عجیب است. خدا از زبان دل این ها می گوید.

« إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً»؛ فاطمه (علیها السلام) رها شده از اینکه بخواهد برای خاطر تشکری، برای خاطر ظاهر دنیا، برای خاطر مزدی به مردم کمک کند یا کاری بکند. نه! « إِنَّما نُطْعِمُكُمْ» این را بدانید که این فاطمه (علیه السلام) وقتی اطعام کرده است، علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) وقتی اطعام کرده اند، «لِوَجْهِ اللَّهِ»؛ برای رضای خدا کرده اند. این مطلب را خداوند دارد در قرآن می گوید و این خانواده را توصیف می کند. چه کسی بهتر از خدا  که توصیف می کند؟ خداست که دارد توصیف می کند.

«إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ» خداوند از قول این ها می گوید: ای اسیر، ای مؤمنین اگر به شما اطعام می‌کنیم، لِوَجْهِ اللَّهِ ست .

«لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً»؛ از شما پاداش و شکرانه‌ای نمی‌خواهیم. نه! بلکه از خدا می‌خواهیم.

خدا خودش می گوید: «وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً»[vii]؛ ما پاداش را به فاطمه (علیه السلام) دادیم.

««وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا »؛ جزای اینها و آن چیزی که در این دنیا صبر کردیم، «جَنَّةً وَ حَرِيراً»؛ بهشت و آنچه در آن است، متعلق به آنهاست. خدا هرچه عظمت دارد به آنها داده است برای خاطر اینکه صبر کردند، برای خاطر اینکه برای خدا قدم برداشتند، بخاطر اینکه برای رضای حق کار کردند، بخاطر اینکه برای رضای خدا به مردم خدمت کردند. اگر فاطمه (علیها السلام) در شب عروسی، وقتی فقیر می آید که لباش ندارد، زن ها را دور خودش جمع می کند و آن لباس نو را در می آورد و به فقیر می دهد و لباس کهنه می پوشد و به خانه امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌رود. امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فهمد اما فاطمه (علیها السلام) می گوید: شب زفاف من است، شب ازدواج من است، شبی است که لباسم باید نو باشد اما این طرف می بیند که خدا اینجا راضی تر [  است] تا من این لباس را به فقیر بدهم زیرا او لباس ندارد. دریچه و روزنه ای به سوی خدا باز می کند.

خدایا ما را جزء کسانی قرار بده که پیرو فاطمه (علیها السلام) باشیم.

 

مناسبت میلاد حضرت فاطمه (علیها السلام) و روز زن

امروز، روز زن است. من چند تا نکته دارم که اگر بتوانم خلاصه اش بکنم. برای شما می گویم. امروز، روزی است که خدای متعال واقعاً فاطمه عزیز (علیه السلام) را به این ملّت داد. به زن عزّت و عظمت داد. این افتخار بزرگی برای زن های ماست.

 

جایگاه زن در اسلام

من در عبارت ها و صحبت های مقام معظم رهبری (حفظه الله) درباره زن دیدم که هشت- نه خصلت و خصوصیت را برای زن معیّن کرده اند. گفته اند: زن اسلامی، ایمان، عفاف، رشد علمی، رشد معنوی، اثرگذار در اجتماع، مدیر خانواده، مایه آرامش مرد، برخوردار از لطافت و محبّت، آماده دریافت انوار الهی.

چقدر این صفات قشنگ است که برای زن مسلمان بخصوص بانوی شیعه اسلامی بیان شده است که به خدا ایمان دارد، عفاف دارد، حجاب دارد، رشد علمی دارد، رشد معنوی دارد، با خدا ارتباط دارد، اثرگذار در جامعه است، جامعه را صالح می کند، مدیر خانواده خوبی است، مایه آرامش مرد است. در کنار آن برخودار از لطافت و محبت و عشق است، آماده دریافت انوار الهی است. این زن اسلامی و زن شیعه است.

بانوان ما باید واقعا افتخار کنند. شاکر خداوند متعال باشند که این ها را این طور خلق کرده است و این عظمت را بهشان داده است و مربّی و معلم جامعه شان قرار داده است و تربیت کننده فرزندان برای ساختار معنوی این جامعه برایشان تکلیف گذاشته است.

 

جایگاه زن در غرب

متأسفانه در این روزها می بینیم که دنیا به زن ظلم می کند، زن را ملعبه دست خودشان قرار داده‌اند. همه چیز را از زن هایی که در غرب هستند گرفته اند؛ کانون خانواده را از آنها گرفته اند، محبت در خانواده را گرفته اند، ارتباط های معنوی را گرفته اند، پدر و مادر، همسر، شوهر و ... اصلاً معنا ندارد. لذا خانم ها خیلی هایشان در غرب به عنوان یک کالا، به عنوان یک عامل عمل می‌کنند. در بندرها بروید، در کارخانه ها بروید، زن هایی را می بینید که اکثرشان کار می کنند اما هیچ کسی را ندارند. اگر که آن کارخانه بیرونشان کنند، یا از آن محیط بیرونشان کنند، علاف دور خیابان ها هستند نه پدری دارند که سراغش بروند،نه مادری دارند که سراغ شان بروند، نه برادری به سراغشان می آیند، نه کسی [دارند که] احوالشان را بپرسند نه همسری در کانون خانواده دارند و به آن امید داشته باشد. خدا هم که به او ندادند. امیدی به کسی ندارد. یا خودکشی می کند یا می‌رود خود فروشی می کند. این عاقبت زن در غرب است. این چنین کردند و  آبرو همه را بردند و این زن های بیچاره را ابزار دست شان قرار داده اند.

واقعاً دنیای غرب، دنیای جاهلیت نسبت به زن ها است. دنیای ظلم و همه ی حرکت های ناشایستی است که نسبت به زن ها دارند. بیشترین ظلم به زن ها می شود. تجاوزات جنسی به زن ها می شود.

آمار آنچه که در انگلیس، در آمریکا نشان می دهد 30 درصد طلاق هاست. 51 درصد تولد فرزندها از دخترانی است که شوهر ندارند. فرزندهایی در این پرورشگاه ها می آیند که معمولا از دخترانی است که شوهر ندارند. یا بعد هم پدر و مادرش  معلوم نیست که چه جوری هستند.

این آبرو و حیثیتی است که غرب به زن ها می دهد، از این طرف این هم حیثیتی است که اسلام به زن ها می دهد، چه فرقی دارد؟ آن وقت آنها ادّعای حقوق بشر می کنند و ما را به عنوان این که مخالف حقوق بشر هستیم، کنار می زنند. می گویند: حجاب به خلاف حقوق بشر است و کنار می زنند.

 به قول مقام معظم رهبری (حفظه الله) مردها را مجبور می کنند که لباس کامل بپوشند و در خیابان بیایند و اگر کسی با زیرشلواری به خیابان بیاید، جریمه اش می کنند اما زن ها را مجبور می کنند که عریان به خیابان ها بیایند. چرا؟ این چه مرضی است؟ این چه احترامی است؟ این چه شخصیتی است؟

 

سفارش به مسئولین در جهت گسترش حجاب در جامعه

می خواهم همین جا به عزیزان‌مان، به مسئولان مان، به مردم، به این هایی که به اصطلاح یا روشن فکر هستند یا غرب زده هستند یا هوا و هوس دارند، یک سفارش بکنم؛ که نکنید. زن های ما را نسبت به حجاب ، نسبت به احترام و شخصیت شان، نسبت به مسائل خانوادگی به سوی غربی ها نکشانید. بستر گناه را آماده نکنید، بستر فساد را آماده نکنید، خیلی از کارهایی را که زنان در آن گناه و معصیت می کنند، و جامعه به گناه کشیده می شود، راه اندازی نکنید. [بلکه] به حجاب تشویق بکنید، در ادارات، در بیمارستان ها، در فروشگاه ها، که متأسفانه گاهی انسان می بیند که بی بندو باری است.

مدیران توجه بکنند. اگر بی توجی بکنید در حالی که معتقد به دین و خدا باشیم هم خودمان خیانت به این خانم کردیم ،هم این خانم به خودش خیانت کردیم و هم به اجتماع خیانت کردیم. چون این زنی که بی حجاب بیرون می آید، این زنی که در خیابان بی پرواست، هم خودش گناه می کند، هم جوان ها را به گناه می اندازد، هم اجتماع را فاسد می کند، هم باعث غضب خدای متعال می‌شود و هم فردای قیامت پشیمان می شود. یقه‌ی مسئول و جامعه و پدر و مادر را می گیرد که  چرا من را هدایت نکردید؟! ان وقت گناه کردم  تا به جهنم آمدم و در ویل باید زندگی کنم که زندگی که نیست آنجا.

چرا به فکر نباشیم؟! عزیزانی که بستر فراهم می کنند یا حرف می زنند، یا یک چیزهایی را می گویند، یا اشکال تراشی می کنند که زن ها را نسبت به حجاب شان، نسبت به عفاف شان سست شوند، یا ادارات مراقبت نمی کنند، والله دارند به این خانمها خیانت می کنند. به این زن ها و خواهران ما خیانت می کنند. به جوان ها هم خیانت می کنند. چون به گناه می افتند.

بستر گناه را فراهم نکنید. نباید در جمهوری اسلامی تظاهر به گناه شود. حالا کسی در خانه اش گناه می کند، بحثی نیست هرچند نباید این کار را بکنند.

الان توصیه می کنم که زمینه های گناه را فراهم نکنند. از برداران و خواهران ما در مسئولیت ها، در شوراها، در جاهای مختلف خواهش می کنم. نمی خواهم اسم ببرم. حواس شان جمع باشد. خیانت به خانم ها و زن ها نکنند.  گاهی وقت ها هوس بازی ها و به قول حضرت امام (رحمة الله علیه) هوای نفس باعث می شود که ما یک کارهایی را بکنیم که دیگران را به گناه بیاندازیم. و در واقع خودمان می خواهیم گناه بکینم. به عنوان دوستی دیگران را به گناه می اندازیم. مثل بعضی از پدر و مادرها که خیال می کنند که اگر نگذارند بچه شان نماز بخواند، یا مراقب حجاب بچه شان نباشد، به او محبت می کنند. این محبت پدر و مادر، در دلشان  است که می گویند: اگر به او بگویم که حجاب داشته باشد، ممکن است ناراحت شود، اگر به او بگویم که بلند شو و نماز بخوان، اگر به او بگویم سراغ آن پسر نامحرم نرو، ممکن است ناراحت بشود. عزیز دلم! این خدمت نیست. این دلسوزی بیخودی است.

نخیر! او را نصیحت کن. به او بیاموز، یادش بده تا گناه نکند. بگو: ای فرزندم! بنشین تا به تو بگویم که این گناه است. تو خودت گناه می کنی، دیگران را هم به گناه می اندازی. نماز را بخوان. با خدا ارتباط برقرار بکن. خوبی ها در زندگی ات می آید، آینده ات خوب می شود، آینده جامعه را خوب می کنی. نصیحت کن. بگو، تذکر بده، کمکش هم بکن تا خوب شود تا تو هم در قیامت مسئول نباشی. تربیت فرزند خیلی مهم است.

 

سفر وزیر خارجه فرانسه به ایران

[یکی از مناسبت ها در این هفته] سفر وزیر خارجه فرانسه هم به اینجا بود که با طمطراق خیلی همراه بود و تهدیدات سه گانه ای که داشت که ما چه [علیه ایران] می کنیم و چه می کنیم!

 آمد اما الحمدلله مسئولین ما چنان با او در مسائل مختلف برخورد کردند که دمش را روی دوشش گذاشت و در رفت.

[او قبل از آمدن به ایران] ایران را تهدید می کرد که ما فلان می کنیم. [می گفت:]تحریم ها دوباره خواهد شد. حالا مقام معظم رهبری (حفظه الله) جواب شان را دادند. گفتند: شما اینجا چکاره هستید؟! به ما می گویید که در این کشورهای منطقه حضور نداشته باشید، مگر شما چکاره هستید؟! به ما می گویید که شما رشد نظامی نداشته باشید، مگر شما چکاره هستید؟! شما دارید در عربستان و در امارات میلیاردها دلار پول می گیرید. دارید برای خاطر پول گرفتن تان این همه جنایت می کنید، آن وقت به ما می گویید که سلاح نداشته باشد. مثل این که دو نفر دارند دعوا می کنند . یکی – دو نفر واسطه می شوند. یک نفر را می گیرند، آن دیگری می اید به سر و کله او می زند. می خواهند جدایش کنند. حالا تو این نفر را گرفتی ، ان یکی را آزاد نگذار به سر و کله اش بزند. آن را هم بردار و ببرو.

 به ایران می گویند که تو سلاح و موشک نداشته باش، نگاه چپ به آن طرف نکن، از حق خودت دفاع نکن، از حریم خودت دفاع نکن، از کشورت دفاع نکن. چرا؟ برای خاطر این که اسرائیل می‌خواهد مثلا آقا باشد، برای خاطر این که عربستان می خواهد نوکری بکند. اسمش را حقوق بشر می گذارند. این آقایان چه چیز می خواهند؟ چقدر امام  (رحمة الله علیه) در آن زمان قشنگ فرمودند که مقام معظم رهبری (حفظه الله) هم اشاره کردند که شما در خلیج [فارس] چکاره هستید؟! اینجا چکار می کنید؟

 

لزوم تبلیغات بیشتر برای معرفی ایران در دنیا

من هم از وزیر خارجه و هم کسانی دیگر که جواب خیلی سفت به آنها دادند، تشکر می کنم. البته من معتقدم که باید خیلی کارهای دیگر بکنیم. در دنیا تبلیغات برای خودمان کم است. معرفی خودمان کم است. ما نسبت به مردم دنیا باید بیشتر خودمان را معرفی کنیم. باید روزنامه های دنیا را داشته باشیم. باید پول بدهیم خرج کنیم. افرادی داشته باشیم تا مقالات بدهند تا مقالات را چاپ بکنند، تا مردم دنیا بیشتر ما و منویّات ما را بیشتر بشناسند. این تبلیغات را داشته باشیم.

 

سفارش به جشن نیکو کاری

در ارتباط با مسأله جشن نیکوکاری هم هفته گذشته اشاره کردم که ان شاء الله ادامه می دهید و به برادران تان کمک می کنید.

 

لزوم جدّی گرفتن اقتصاد مقاومتی

اقتصاد مقاومتی را جدّی بگیرم. در این قصه ها واقعاً جدّی بگیریم. باید درون زا باشیم. باید که خودمان را باور کنیم. هنوز خیلی از صنعتگر های ما، نه خودشان را باور کردند و نه باور کردند که ما جوان های فهمیده داریم.

متأسفانه بعضی از مسئولین در همه رده ها، نه خودشان باور کردند که می توانند، نه باور کردند که باید این کار را بکنند، و نه باور می‌کنند که دیگران می توانند انجام دهند.

ما جوان های خوب داریم. افراد خلّاق داریم، افراد نخبه داریم. این ها را بکار بگیرد و در اقتصاد مقامتی استفاده کنید. تنها نمی توانید تمام کارها را انجام بدهید. من به مقامات بالا هم پیغام دادم که شما چند نفر در دولت و در مجلس هستید. همه ملت ایران نیستید شما اگر می خواهید کار مهم بکنید، باید صدها نفر نخبه ها را جمع کنید در خارج از این تشکیلات بنشینند فکر بکنند و برای اقتصاد کار بکنند.

مسأله خانواده هم می خواستم بگویم که وقتم گذشت.

 

توجه به آداب معاشرت در ایام نوروز و جامعه ای  عاری از گناه

یک نکته دیگر هم می خواستم بگویم. در ارتباط با مسأله نوروز می خواهم به خانواده ها، به مردم، به شما، به همگی سفارش بکنم که در ایام نوروز، رفت و آمدها هست، مراعات کنید گناه کمتر بشود، معاشرت ها در خانه ها شرعی باشد، گناه نشود.  در جامعه، در بیرون به عنوان نوروز، به عنوان کذا بستر گناه درست نکنیم.

یزد مرکز علماء است، یزد دارالعباده است، یزد حسینیته ایران شناخته شده است. برند یزد به قول امروزی ها برند ایمان و اعتقاد و معنویت است. خرابش نکنید. آثار سوء از خودتان نگذارید تا بعدها یک عده ای جرأت بکنند که کارهای بدتر بکنند.

مسئولین ما، همه‌ی شما، همه‌ی کسبه ها، همه‌ی عزیزان حرمت این یزد را نگه دارید. حرمت ایمان را نگه دارید، حرمت اخلاق را نگه دارید، صحنه هایی را درست نکنید که در آن گناه باشد، صحنه هایی را درست نکنید که یزد بی اعتبار شود. صحنه ای درست نکنید که خدا ناراضی باشد. این یک توصیه من است .

 

توجه و مراقبت افراد جامعه در شب چهارشنبه آخر سال نسبت به توطئه دشمن

توصیه دیگر من در ارتباط با چهارشنبه آخر سال است که ممکن است دشمن ها توطئه های زیادی کرده باشند. ممکن است به عنوان ترقه ها به میدان بیایند. حواس تان جمع باشد. جلوی بچه ها را بگیرید. از کوچک و بزرگ مواظب بچه هایتان باشید. مواظب برنامه ها باشید، مواظب حرکت های مشکوک باشید و مراقب بچه هایتان باشید که در توطئه های دشمنان قرار نگیرند. اگر توطئه کرده باشند. مثل اینکه بخواهند خلال ترقه بازی ضرر به جایی بزنند. حواس تان در این ها جمع باشد، بچه ها و جوان ها به میدان نیایند که دشمن شاد نکنید. زمینه را به دست دشمن ندهید که دشمن شاد نشوید. ان شاء الله موفق و مویّد باشد. خداوند متعال به شما کمک کند.

 

کانون مساجد و توجه به کارهای فرهنگی

کانون های مساجد را می خواستم بگویم که وقت گذشت. کانون های مساجد باید کارهای خیر و فرهنگی بکنند. ان شاء الله فرصتی شود که من یک مقداری درباره آن بحث کنم.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ (1) فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ (2) إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ (3)

ترجمه:

بنام خداوند بخشنده مهربان

 1- ما به تو كوثر (خير و بركت فراوان) عطا كرديم.

2- اكنون كه چنين است براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن.

3- مسلما دشمن تو ابتر و بلا عقب است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پی نوشت:

 

[i]. نهج البلاغه، نامه 47

«... أُوصِيكُمَا بِتَقْوَى اللَّهِ وَ أَنْ لَا تَبْغِيَا الدُّنْيَا وَ لَا تَأْسَفَا عَلَى شَيْ‏ءٍ مِنْهَا زُوِيَ عَنْكُمَا وَ قُولَا بِالْحَقِّ وَ اعْمَلُوا لِلْآخِرَةِ وَ كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً أُوصِيكُمَا وَ جَمِيعَ وُلْدِي وَ أَهْلِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ‏ أَمْرِكُمْ‏ وَ صَلَاحِ ذَاتِ بَيْنِكُمْ ...».

ترجمه: من شما را به تقوا و پرهيزكارى (و ترس از مخالفت پروردگار) توصيه مى‏كنم و سفارش مى‏كنم و در پى زرق و برق دنيا نباشيد، هرچند دنيا به سراغ شما بيايد و بر آنچه از دنيا از دست مى‏دهيد تأسف نخوريد. سخن حق بگوييد و براى اجر و پاداش الهى (نه براى چشم‏داشت از مردم) كار كنيد، همواره دشمن (سرسختِ) ظالم و يار و مددكار مظلوم باشيد. من شما و تمام فرزندان و خاندانم و كسانى را كه اين وصيت‏نامه‏ام به آنها مى‏رسد به تقواى الهى و نظم در كارهاى خود و اصلاح ذات البين توصيه مى‏كنم... .

 

.[ii] سوره آل‏عمران (3)، آيه 102

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»

ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! آن چنان كه حق تقوى و پرهيزكارى است از خدا بپرهيزيد، و از دنيا نرويد مگر اينكه مسلمان باشيد (بايد گوهر ايمان را تا پايان عمر حفظ كنيد).

 

[iii]. سوره ق (50)، آيات 31 تا 35

وَ أُزْلِفَتِ‏ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ‏ غَيْرَ بَعِيدٍ * هذا ما تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ * مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ * ادْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ * لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ»

ترجمه: (در آن روز) بهشت به پرهيزگاران نزديك مى‏شود، و فاصله‏اى از آنها ندارد! * اين چيزى است كه به شما وعده داده مى‏شود و براى كسانى است كه به سوى خدا باز مى‏گردند، و پيمانها و احكام او را حفظ مى‏كنند. * آن كس كه از خداوند رحمان در نهان بترسد، و با قلبى پر انابه در محضر او حاضر شود * (به آنها مى‏گويند) به سلامت وارد بهشت شويد، امروز روز جاودانى است * هر چه بخواهند در آنجا براى آنها هست و نزد ما نعمتهاى اضافى ديگرى است (كه به فكر هيچكس نمى‏رسد).

 

[iv] . سوره غافر (40)، آيه 7

«الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ‏ كُلَ‏ شَيْ‏ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِيمِ»

ترجمه: فرشتگانى كه حاملان عرشند و آنها كه گرداگرد آن (طواف مى‏كنند) تسبيح و حمد خدا مى‏گويند و به او ايمان دارند و براى مؤمنان استغفار مى‏نمايند.

 

[v] . دلائل الإمامة، ص 139

حَدَّثَنِي أَبُو الْحَسَنِ أَحْمَدُ بْنُ الْفَرَجِ بْنِ مَنْصُورِ بْنِ مُحَمَّدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ الْقُمِّيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو إِسْحَاقَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ الثَّقَفِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنِي عُثْمَانُ بْنُ سَعِيدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ حَمَّادِ بْنِ أَحْمَدَ الْهَمْدَانِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ ثَابِتٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ)، قَالَ:

بَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) سَلْمَانَ (رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ) إِلَى مَنْزِلِ فَاطِمَةَ لِحَاجَةٍ.

قَالَ سَلْمَانُ: فَوَقَفْتُ بِالْبَابِ وَقْفَةً حَتَّى سَلَّمْتُ، فَسَمِعْتُ فَاطِمَةَ تَقْرَأُ الْقُرْآنَ مِنْ جَوَّا، وَ الرَّحَى تَدُورُ مِنْ بَرّا، مَا عِنْدَهَا أَنِيسٌ.

قَالَ: فَعُدْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، رَأَيْتُ أَمْراً عَظِيماً! فَقَالَ: هِيهِ يَا سَلْمَانُ، تَكَلَّمْ بِمَا رَأَيْتَ وَ سَمِعْتَ.

قَالَ: وَقَفْتُ بِبَابِ ابْنَتِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَ سَلَّمْتُ، فَسَمِعْتُ فَاطِمَةَ تَقْرَأُ الْقُرْآنَ مِنْ جَوَّا، وَ الرَّحَى تَدُورُ مِنْ «2» بَرَّا مَا عِنْدَهَا أَنِيسٌ!

قَالَ: فَتَبَسَّمَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ قَالَ: يَا سَلْمَانُ، إِنَّ ابْنَتِي فَاطِمَةَ مَلَأَ اللَّهُ قَلْبَهَا وَ جَوَارِحَهَا إِيمَاناً إِلَى مُشَاشِهَا «3»، فَتَفَرَّغَتْ لِطَاعَةِ اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ)

[

 

[vi] . سوره إنسان (76)، آيات 7 تا 9

« يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً * وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً * إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً »

ترجمه:

«آنها به نذر خود وفا مى‏كنند، و از روزى كه عذابش گسترده است مى‏ترسند. * و غذاى (خود) را با اينكه به آن علاقه (و نياز) دارند به مسكين و يتيم و اسير مى‏دهند. * (و مى‏گويند:) ما شما را براى خدا اطعام مى‏كنيم و، هيچ پاداش و تشكرى از شما نمى‏خواهيم.

 

[vii] . همان، آیه 12 

«وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً»

ترجمه: خداوند در برابر شكيبايى آنان، بهشت و لباسهاى حرير بهشتى را به آنها پاداش مى‏دهد.

 

شنبه ١٩ اسفند ١٣٩٦ - ١٠:٣٣

 

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 





آخرین مطالب

پربازدیدترین ها