درس خارج حضرت آیت‌الله ناصری 14 دی 95

باسمه‌تعالی

درس خارج حضرت آیت‌الله ناصری

14 دی 95

 

مساله غنیمت بودن مال مخلوط به حرام

 

تابه‌حال خمس را در مطلق غنایم و فایده می‌دانستیم. در اینجا که مال مخلوط به حرام است خمسی که شارع مقدس گفته است تعبدی است؟ یعنی یک نوع استثناء برای حل مشکل است یا این‌که غنیمت و فایده حساب می‌شود؟

 

برخی نظرشان این است که اینجا یک غنیمت است. غنیمت این است که مثلاً من که اینجا مال مخلوط به حرام دارم و نمی‌دانم چقدر از آن حرام و چقدر حلال است و صاحبش را نیز نمی‌شناسم. اگر بخواهم اسم اصولی بر آن بگذاریم امر دائر می‌شود بین این‌که از این مال استفاده کنم که حرام است و یا این‌که آن را ترک کنم. در اینجا علم اجمالی دارم که یک حرامی در این مال وجود دارد و مال مشاع است. اجمالاً هم می‌دانم که مال حلالی در این است. اگر بخواهید اصل را اعمال کنید مخالفت با علم اجمالی می‌شود. اصل حلیت می‌گوید که چون شک دارید مشمول خمس نیست و از آن‌طرف اصل اشتغال می‌گوید اینجا حرام است و باید ذمه خود را بری کنی. اینجا دو اصل تعارض می‌کند و ناچار هستیم با وجود علم اجمالی توقف کنید.

 

مثل این‌که دو ظرف دارید و می‌دانید قطره خونی در یکی از آن‌ها افتاد. قطع دارید که یک قطره خونی در یکی از این ظرف‌ها وجود دارد. اگر از هر دو استفاده کنم مخالفت با علم اجمالی پیش می‌آید. آقایان می‌گویند به همین دلیل اصل در اطراف علم اجمالی جاری نمی‌شود.

 

در این مورد باید خمس آن را بدهیم و مقداری که برای ما می‌ماند تا قبل از خمس نمی‌توانستیم در آن تصرف کنیم. شارع با دستور خمس ما را راحت کرده است و غیر از خمس، بقیه را حلال کرده است. این مقداری که بعد از خمس به دست ما می‌رسد نوعی غنیمت است زیرا بنا بوده است که به دست ما نرسد.

 

منتهی یک اشکال دارد و آن این‌که غنیمت قبل از این تخمیس شود غنیمت است و مشمول خمس می‌شود. بعد از این‌که غنیمت شد باید خمس آن را بدهید. در اینجا در ابتدا ربح و سودی نیست و وقتی خمس آن را می‌دهیم غنیمت می‌شود. خمس بعد از غنیمت است نه این‌که قبل از غنیمت باشد.

 

محقق اردبیلی و برخی دیگر از فقها معتقدند مال مخلوط به حرام از مسائل خمس نیست و مربوط به صدقه است. شما باید مقدار مجهول‌المالک را صدقه بدهید و بعدازآن استفاده کنید. مبنای نظر آن‌ها یک روایت است که می‌خوانیم. می‌دانید که اهل تسنن روی این مسأله بحث نکرده‌اند و برخی فقهای متأخر ما مانند محدث بحرانی و صاحب مدارک این مطلب را مطرح نکرده‌اند.

 

من روایت را بخوانم. عرض کردیم چند روایت در اینجا داریم؛ مانند مرحوم بروجردی سه روایت را قبول کرده‌اند و مثل مرحوم خویی دو روایت را بیشتر قبول نکرده‌اند.

 

روایت اولی که خواندیم گفتیم که صحیحه است. روایت عمار بن مروان بود که در وسایل و از خصال صدوق نقل شده بود و مال مختلط به حرام را مشمول خمس می‌دانست.

 

روایت دوم: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَذَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْخُمُسُ‏ عَلَى‏ خَمْسَةِ أَشْيَاءَ عَلَى الْكُنُوزِ وَ الْمَعَادِنِ وَ الْغَوْصِ وَ الْغَنِيمَةِ وَ نَسِيَ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ الْخَامِسَ.[1]

گفتیم که پنجمی را فراموش کرده است و صدوق از مستند نقل کرده است که مراد از این مورد، ارثی است که به شخص رسیده است و در آن حلال و حرام است و نمی‌داند با آن چه کند؟ یا ارثی به او رسیده است و آن را با حرام مخلوط کرده است؛ مثلاً ارثی به او رسیده است که باید مقداری از آن را به خواهرش می‌داده است ولی نداده و اموالش مخلوط به حرام شده است.

 

این‌که می گوییم مخلوط به حرام می‌شود آیا منظور زمانی است که به دست فرد می‌رسد مخلوط به حرام شود یا این‌که قبل از این‌که به دست او برسد مخلوط به حرام بوده است؟ برخی مانند مرحوم خویی می‌گویند مال مخلوط به حرام مالی است که به دست خود فرد مخلوط شده باشد و بعداً نیز مقدار آن را نداند. برخی نیز می‌گویند این روایت، مجموع هر دو مورد را در برمی‌گیرد. به نظر ما نیز می‌رسد که اعم باشد و اختصاص به موردی که به دست خود فرد مخلوط شده باشد ندارد.

 

مسأله دوم این است که این مورد اضافه بر خمس است؟ پاسخ مثبت است. باید ابتدا خمس را بپردازد تا مال حلال شود و بعدازآن نیز اگر مال حلال مشمول خمس شده باشد خمس آن را نیز بدهد.

 

روایت سوم: روایت حسن بن زیاد است که از نظر سند مخدوش است ولی از نظر متن مورد تائید است. در سلسله سند این روایت، حکم بن بهلول نامی وجود دارد که سند روایت را مشکل‌دار کرده است.

 

إِنَّ رَجُلًا أَتَى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي‏ أَصَبْتُ‏ مَالًا لَا أَعْرِفُ حَلَالَهُ مِنْ حَرَامِهِ مالی به من رسیده است که حلال و حرامش را نمی‌دانم. فَقَالَ لَهُ أَخْرِجِ الْخُمُسَ مِنْ ذَلِكَ الْمَالِ خمس را از این مال خارج کن فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ رَضِيَ مِنْ الْمَالِ بِالْخُمُسِ خدا نیز از استفاده تو از این مال راضی می‌شود وَ اجْتَنِبْ مَا كَانَ صَاحِبُهُ يُعْلَمُ[2] این عبارت به این معنا است که اجتناب کن از مالی که صاحبش مشخص است و مال خودت را بردار.

 

ولی یک عبارت در کتب متأخر دارد که «واجتنب ما کان صاحبه یعمل»[3] دارد و معنایش این است که صاحب این مال، هر کاری می‌کرده است تو دیگر آ کار را نکن. خمس آن را بده و مصرف کن و آن کاری که او می‌کرده و مالش را حرام می‌کرده است تو انجام نده. با این تغییر، معنای آن تغییر می‌کند و آقای خویی این معنا را پذیرفته است ولی متأخرین بیشتر به همان عبارت اول تمسک کرده‌اند و با این کار، کار ما راحت می‌شود.

 

این روایت از نظر سند مجهول است. آقای خویی آن را کنار گذاشته است ولی اگر بخواهیم سند را کنار بگذاریم متن آن قابل‌استفاده است.

 

آقای خویی از نظر دلالت نیز اشکالی می‌کند که این روایت مربوط به‌جایی است که مال مخلوط به حرامی به دست آورده باشد و الان نمی‌داند حلال و حرامش کدام است؟ ایشان می‌گوید موردبحث ما درجایی است که مالی در دست او باشد و به دست خودش با حرام مخلوط شده باشد. ما می گوییم تفاوتی نمی‌کند.

 

مرحوم بروجردی نیز در اینجا شبهه محصوره و غیر محصوره را مطرح می‌کنند که من از آن می‌گذرم.

 

 روایت چهارم: مرسله صدوق است. برخی می‌گویند این روایت و روایت سکونی که بعد می‌خوانم به هم شبیه است.

 

وَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَصَبْتُ مَالًا أَغْمَضْتُ فِيهِ مالی به من رسیده است و مراعات نکرده ام و حرامی با آن مخلوط شده است أَ فَلِي تَوْبَةٌ آیا برای من توبه ای هست؟ قَالَ ائْتِنِي بِخُمُسِهِ حضرت فرمود خمسش را بده فَأَتَاهُ بِخُمُسِهِ او نیزخمس مالش را داد. جمله بعد را دقت کنید! فَقَالَ هُوَ لَكَ این کلمه دو معنا دارد: یکی این‌که حالا که خمسش را دادی این مال مال خودت است. برخی می‌گویند که به دلیل جمله بعدی، حضرت خمس را به او پس دادند و فرمودند که این نیز مال تو است در جمله بعد می فرماید إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا تَابَ تَابَ مَالُهُ مَعَهُ[4] اگر توبه کردی مالت پاک می‌شود و الان که خمسش را به ما دادی این نیز مال تو است.

 

می‌دانید که مرسلات صدوق معتبر است. در برخی روایات مرسله صدوق را با کلمه «معتبر» یاد می‌کنند ولی در این روایت که آقای خویی نقل کرده‌اند کلمه «معتبر» ندارد. در آن متنی که از این کتاب نقل می‌کنم «اعتبار» برایش گذاشته‌اند. درهرصورت مرسلات صدوق معتبر است ولی آقای خویی به آن اتکا نکرده‌اند. اگر بخواهیم مرسله را معتبر بدانیم این روایت نیز می‌تواند شاهد برای مطلب ما باشد.

 

 

 



.[1] الخصال / ج‏1 / 291 / ما يجب فيه الخمس‏[خمس‏] ... ص: 290

53- حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَذَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْخُمُسُ‏ عَلَى‏ خَمْسَةِ أَشْيَاءَ عَلَى الْكُنُوزِ وَ الْمَعَادِنِ وَ الْغَوْصِ وَ الْغَنِيمَةِ وَ نَسِيَ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ الْخَامِسَ.

 

[2]. وسائل الشيعة / ج‏9 / 506 / 10 - باب وجوب الخمس في الحلال إذا اختلط بالحرام و لم يتميز و لم يعرف صاحب الحرام ... ص: 505

عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ بُهْلُولٍ عَنْ أَبِي هَمَّامٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ رَجُلًا أَتَى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي‏ أَصَبْتُ‏ مَالًا لَا أَعْرِفُ حَلَالَهُ مِنْ حَرَامِهِ فَقَالَ لَهُ أَخْرِجِ الْخُمُسَ مِنْ ذَلِكَ الْمَالِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ رَضِيَ مِنْ الْمَالِ بِالْخُمُسِ وَ اجْتَنِبْ مَا كَانَ صَاحِبُهُ يُعْلَمُ.

 

[3] . تهذيب الأحكام؛ ج‌4، ص: 124

رَجُلًا أَتَى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع- فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أَصَبْتُ مَالًا لَا أَعْرِفُ حَلَالَهُ مِنْ حَرَامِهِ فَقَالَ أَخْرِجِ الْخُمُسَ مِنْ ذَلِكَ الْمَالِ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَدْ رَضِيَ مِنَ الْمَالِ بِالْخُمُسِ وَ اجْتَنِبْ مَا كَانَ صَاحِبُهُ يَعْمَلُ

 

[4]. من لا يحضره الفقيه؛ ج‌2، ص: 43

وَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَصَبْتُ مَالًا أَغْمَضْتُ فِيهِ أَ فَلِي تَوْبَةٌ قَالَ ائْتِنِي بِخُمُسِهِ فَأَتَاهُ بِخُمُسِهِ فَقَالَ هُوَ لَكَ إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا تَابَ تَابَ مَالُهُ مَعَهُ

 

شنبه ١٨ دی ١٣٩٥     ٠٨:٢٥