صفحه اصلي > درس خارج   


درس خارج 12 دی 95

باسمه‌تعالی

درس خارج حضرت آیت‌الله ناصری

12 دی 95

 

مرور

 

جلسه قبل بحثی درباره مؤونه سنه و مسائلش داشتیم که عرض کردیم در ارتباط با آن استثنائی که به عنان مؤونه سنه از خمس شده است و چیزهایی که به‌عنوان مؤونه می‌گیریم دو قسمت است. یک قسمت پایدار نیست و مستهلک می‌شود و مؤونه بودنش به مستهلک شدنش است. یک قسمت نیز ماندگار است منتهی در این سال مالی به‌عنوان مؤونه این سال مالی از ربح همین سال خریده است. این نیز دو قسمت شد. یک قسمت آن است که تا آخر سال به آن احتیاج دارد و استفاده می‌کند و می‌خواهد بداند تکلیف سال بعد چگونه است؟ یک قسمت نیز وسط سال نسبت به آن بی‌نیاز می‌شود و از آن استفاده نمی‌کند. تکلیف این‌ها ازنظر خمس نسبت به سال بعد چیست؟

 

تکلیف این‌هایی که مستهلک می‌شود راحت است. آن مقداری که استفاده کرده است مؤونه بوده است و خمس ندارد و آن مقداری که اضافه آمده است معلوم می‌شود که مؤونه نبوده و خمس دارد. در مورد شرایط آن نیز گفتیم که برخی موارد آن خمس ندارد.

 

در قسمت دوم و سوم برخی تفصیل قائل‌اند و برخی قائل نیستند. برخی مانند مرحوم امام و سید تفصیل قائل شده‌اند میان چیزهایی که ماندگار است و وسط سال بی‌نیاز می‌شود و چیزهایی که تا آخر سال از آن استفاده می‌کند. گفتیم که برخی می‌گویند خسم دارد و برخی نیز می‌گویند خمس ندارد. هر دو قول را ملتزم شویم بر بقیه نیز بار می‌شود. منتهی در مواردی از حیز انتفاع ساقط می‌شود که در این صورت دیگر موردی وجود ندارد که بخواهد مشمول خمس شود؛ زیرا از ناحیه فایده‌ای شامل حال فرد نمی‌شود.

 

در این زمینه زیاد بحث کردیم. گفتیم چیزهایی که ماندگار است و در سال جدید نیز اضافه می‌آید درست است که نسبت به سال جدید مؤونه است ولی از پول سال گذشته خریداری شده است و مؤونه سال قبل محسوب می‌شود. برخی این‌گونه می‌گویند و آن را مشمول خمس می‌دانند. برخی مانند صاحب جواهر گفته‌اند که خمس دارد زیرا مؤونه سال گذشته بوده است و در سال جدید حکم ربح را دارد و باید خمس آن را بپردازد. هرچند در سال جدید به آن احتیاج دارد. ایشان می‌گوید مؤونه سال استثناء شده است و مؤونه چند سال استثناء نشده است.

 

ما چند دلیل آوردیم که می‌تواند خمس نداشته باشد. یکی از دلیل‌های ما استصحاب بود. اگر شک کردیم که چیزی که تابه‌حال مؤونه ما بوده است الآن نیز باید خمس آن را بدهم یا نه؟ شک می‌کنم که از استثناء بیرون آمده است یا نه؟ استصحاب استثناء مؤونه به ما می‌گوید جزو مؤونه است و آن مقداری که مربوط به سال گذشته بوده است و از آن استفاده کرده‌ای مشمول خمس نمی‌شود. یا این‌که شک می‌کنیم بر ما پرداخت خمس واجب است؟ برائت از وجوب حکم می‌کند که خمس بر ما واجب نیست.

 

برخی مانند مرحوم خویی فرمودند که این تخصیص، تخصیص افرادی است به این معنا که وقتی تخصیص خورد و از عموم عام خارج شد دیگر برگشتنش به ربح دلیل خاص می‌خواهد و در این زمینه دلیل خاصی نیامده است.

 

نسبت به مقداری که باقیمانده است و در وسط سال نسبت به آن بی‌نیاز می‌شویم گفتیم که سیره فقها و متشرعین این‌گونه نیست که چیزی که خریده است و در خانه آورده است و فرسوده شد یا چیزی جایگزین آن کرد مجبور باشد خمس آن را بدهد. ثانیاً این فردی که به‌عنوان مؤونه استثناء شده است و در این حالت اگر بخواهد به عموم عام برگردد نیاز به دلیل خاص دارد مثلاً اگر گفتید اکرم العلماء و لا تکرم زید العالم. این لا تکرم تخصیص خورده است. اگر حالاتی در زید پیدا شد مثلاً علمیتش از بین رفت و دیگر عالم نبود. شک می‌کنم که این دلیل خاص باز هم شامل زید می‌شود یا نه؟ در این حالت حکم به برائت از وجوب خمس می‌شود.

 

علاوه بر این‌که اینجا نه فایده‌ای است و نه اکتسابی صورت گرفته است تا مشمول خمس شود.

 

ما می‌توانیم دلایلی را بیاوریم که در هیچ‌کدام از این موارد خمسی واجب نیست غیر از مورد اول. هم حضرت امام و هم مرحوم سید در قسمت سوم احتیاط کرده‌اند و گفته‌اند در این چیزهایی که دائمی است و در وسط سال از آن بی‌نیاز می‌شود احتیاطاً باید خمس آن را بدهند ولی در این بحث‌هایی که کردیم گفتیم که احتیاط نیز لازم نیست.

 

تتمه بحث

این بحث تتمه‌ای دارد. یک مساله، مسأله خانه است که مورداحتیاج است یا جهیزیه‌ای که برای دختر تهیه می‌شود. ولی الآن فوری نیاز ندارد ولی در طول زمان موردنیاز است یا الآن احتیاج دارد ولی نمی‌تواند از مؤونه کم کند. یا این‌که خانه خرید و می‌خواهد خانه را عوض کند و خانه بزرگ‌تر بخرد. یک‌وقت خانه را با خانه دیگری معامله می‌کند و اضافه را از ربح سال می‌دهد که عیبی ندارد. یک‌وقت نیز این را می‌فروشد و یک‌خانه بزرگ‌تر می‌خرد و پول نقد دستش می‌آید. یک‌وقت نیز داخل سال مالی‌اش است و یک‌وقت نیز داخل سال مالی‌اش نیست. یک‌وقت نیز پول پس‌انداز می‌کند تا خانه‌ای بخرد. این‌ها شقوق این مسأله است که مبتلابه مردم نیز هست و باید یکی‌یکی موردبررسی قرار گیرد.

 

امام می‌فرماید: إذا احتاج إلى دار لسكناه مثلاً و لا يمكنه شراؤها إلا من أرباحه في سنين عديدة این نمی‌تواند این خانه را بخرد مگر این‌که از سود چند سال پس‌انداز کند و یک‌خانه بخرد فالأقوى انه من الموونه معنای این حرف این است که من اگر خانه‌ای را می‌خواهم بخرم و پول‌ندارم و باید چند سال جمع کنم تا بخرم بنا بر نظر ایشان هرسالی که پس‌انداز می‌کنم حکم مؤونه را دارد. معنای ظاهری کلام این است؛ اما امام شرطی دارد که بررسی کنیم قبول کنیم یا نه؟ إن اشترى في كل سنة بعض ما يحتاج اليه الدار اگر این‌طور باشد که از این پولی که جمع کرده است چیزهایی بخرد که نیاز خانه باشد فاشترى في سنة أرضها مثلاً، در یک سالی زمینش را بخرد و في أخرى أحجارها، در سال بعد نیز آجرهایش را بخرد و في ثالثة أخشابها و هكذا، اگر بخواهد پولش را جمع کند نگفته‌اند که چه حکمی دارد؟ ولی اگر بخواهد اجزاء آن را جمع کند مانند جهیزیه است. همیشه در ذهن من بوده است که ممکن است شخصی بگوید اگر بخواهم چند سال صبر کنم زمین از دست من برود یا این‌که آجرهایی که خریده‌ام دزد ببرد یا مانعی برای نگهداری آن پیدا شود. شاید تا شش سال نتوانستم خانه بسازم. چطور می‌شود در این زمینه نظر دهیم؟

 

بنابراین راه‌حل برای این مسأله چیست؟

 

دو راه‌حل دارد:

یکی این که ظرف زمان را از این پس‌انداز برداریم. هنوز مؤونه فرد است و مثلاً احتیاج دارد با آن خانه بخرد. هرسالی که می‌گذرد مؤونه است. اگر این‌طور نگوییم مستلزم حرج برای مکلفین است. با این پس‌اندازها نمی‌شود خانه خرید. جهیزیه نیز همین‌طور است. مادامی‌که از مؤونه خارج نشده، استثناء است. اگر این پول را از پس‌انداز جدا کند و یک حساب به‌عنوان پس‌انداز مسکن باز کند و از اموال خودش جدا کند. وقتی به‌اندازه خرید مسکن شد آن را هزینه مسکن می‌کند. این چه اشکالی دارد؟ نظر آقای فاضل نیز همین است. ما خودمان مسائل شرعی مردم را این‌طور حل می‌کردیم.

 

أو اشترى مثلاً أرضها و أدى من سنين عديدة قيمتها یک زمین بخرد و بعد از چند سال افزایش قیمت پیدا کند إذا لم يمكنه إلا كذلك و أما إبقاء الثمن في سنين للاشتراء فلا يعدّ من المئونة، شما می‌خواهید پول را پس‌انداز کنید تا مقدار قابل‌توجهی شود و با آن خانه بخرید فيجب إخراج خمسه، مؤونه حساب نمی‌شود و باید خمسش پرداخت شود. مرحوم سید نیز همین را می‌گوید. ما می گوییم این کار مشکل ایجاد می‌کند. كما أن جمع صوف غنمه من سنين عديدة لفراشه اللازم أو لباسه إذا لم يمكنه بغير ذلك يعدّ من المئونة على الأقوى، مثلاً قدیم‌ها این‌طور بوده است که پشم گوسفند را جمع می‌کرده است تا با آن لباس بدوزد. فرق گذاشتن بین جنس را کنار گذاشتن و پول کنار گذاشتن مقداری مؤونه می‌برد و آن این است که تبدیل به اصل مؤونه شده است و برگشت ندارد ولی آن‌یکی پول است و سرمایه حساب می‌شود و تبدیل به اصل مؤونه نشده است و اگر مصرف نکرد معلوم می‌شود مؤونه نبوده است؛ و كذلك اشتراء الجهيزية لصبيته من أرباح السنين‌ المتعددة في كل سنة مقدارها يعدّ من المئونة لا إبقاء الأثمان للاشتراء‌. این هم مانند مورد قبل است و دلیلش نیز این است که حرج ایجاد می‌کند.

 

حرف ما این است که چه فرقی می‌کند که پول را پس‌انداز کند یا با آن پول چیزی بخرد و نگهدارد؟

 

یک مطلب نیز در مورد خانه است. خانه‌ای که خرید و می‌خواهد آن را عوض کند. چند حالت دارد. یکی این‌که با خانه دیگر عوض می‌کند که در این صورت مشمول خمس نیست؛ اما یک‌وقت نیز خانه را می‌فروشد. اینجا دو نظر است: یکی این‌که چون در سال مالی است و جزو مؤونه سنه حساب می‌شود می‌گویند عیبی ندارد و مشمول خمس نیست. ما می گوییم چون در سال مالی است و فرد نیز نیاز به خانه دارد بنابراین اگر با یک تجارتی سودی به دست آورد و نیاز به خانه داشت به او می‌گفتیم با آن خانه بخر. حالا فرقی نمی‌کند که از این سود باشد یا از مؤونه قبلی باشد.

 

بنابراین همین است که می‌گویند اگر در سال مالی خانه را فروختید به این دلیل که در سال مالی است به‌شرط این‌که مؤونه و در شان او باشد خمس ندارد زیرا سودی محسوب نمی‌شود. اگر هم غنیمت است می گوییم سود ربح امسال است و آن را خرج خرید خانه می‌کند. این خانه‌ای که فروختید مؤونه سال گذشته بوده است و این خانه غنیمت سال گذشته است. در یک صورت می‌توانید بگویید خمس دارد و آن این‌که این پول از سود امسال نباشد و از مؤونه سال گذشته باشد. بعضی که احتیاط می‌کنند به خاطر این قسمت است.

 

اما اگر این‌طوری شد که خانه‌ای را فروخت و سال مالی بر پول آن گذشت. حالا در سال جدید نیاز به خرید خانه دارد. می‌گویند این مقدار اضافه بر مؤونه است و باید خمس آن پرداخت شود. البته بنا بر مسأله ای که آقای خویی مطرح می‌کردند اینجا نیز می‌آید؛ یعنی اگر بگوییم این خانه از آن عام غنیمت استثناء شده است دیگر این خانه مؤونه شده است و برای شمول خمس بر آن نیاز به دلیل داریم. هر حالتی می‌خواهد پیدا کند خمس ندارد. البته اگر بخواهد با آن تجارت کند مازاد آن خمس دارد.

 

 



. تحرير الوسيلة؛ ج‌1، ص: 359

مسألة 17 إذا احتاج إلى دار لسكناه مثلا و لا يمكنه شراؤها إلا من أرباحه في سنين عديدة فالأقوى أنه من المئونة إن اشترى في كل سنة بعض ما يحتاج اليه الدار، فاشترى في سنة أرضها مثلا، و في أخرى أحجارها، و في ثالثة أخشابها و هكذا، أو اشترى مثلا أرضها و أدى من سنين عديدة قيمتها إذا لم يمكنه إلا كذلك، و أما إبقاء الثمن في سنين للاشتراء فلا يعدّ من المئونة، فيجب إخراج خمسه، كما أن جمع صوف غنمه من سنين عديدة لفراشه اللازم أو لباسه إذا لم يمكنه بغير ذلك يعدّ من المئونة على الأقوى، و كذلك اشتراء الجهيزية لصبيته من أرباح السنين‌ المتعددة في كل سنة مقدارها يعدّ من المئونة لا إبقاء الأثمان للاشتراء‌.

 

سه شنبه ١٤ دی ١٣٩٥ - ٠٠:٠٩