درس خارج حضرت آیت‌الله ناصری 6 دیماه 95

باسمه‌تعالی

درس خارج حضرت آیت‌الله ناصری

6 دی 95

 

در این مسأله بودیم که در مؤونه سنه چیزی که استثناء شد و به‌عنوان خرج سال و مؤونه احتیاجات سال ما مورداستفاده قرار گرفت و مقداری از آن را به‌عنوان خوراک یومیه بهره بردیم و برخی از این مؤونه سنه از چیزهایی هستند که ماندگار هستند و برخی نیز ماندگار نیستند.

 

در این قسمت گفته شد که سه حالت دارد. حالا پایان سال رسیده است و چیزهایی که خریده‌ایم و خورده‌ایم و جزو مؤونه ما شده است. همچنین لوازم ضروری زندگی را در این سال خریده‌ایم. در سالی که گذشت مجاز بودیم خرج سال را از سود برداریم و ما هم برداشتیم. یک مقدارش را مصرف کردیم و یک مقدار نیز وسیله خانه خریدیم. حالا آخر سال است. در این کارهایی که انجام دادم و چیزهایی که خریده‌ام و استهلاکی بوده است یک مقداری از آن‌ها اضافه آمده است. یک مقداری از وسایل زندگی نیز اضافه آمده است. یک مقداری نیز تا وسط سال به آن نیاز داشتم و از وسط سال به آن نیازی نداشتم. یا فرسوده شده است یا چیز جدیدی جای آن آمده باشد. این سه حالت ممکن است اتفاق بیفتد.

 

بحث ما در این است که الآن که سال جدید داریم نسبت به گذشته چه تکلیفی داریم؟ ازاین‌جهت که یک مقداری از آن خوراکی‌ها زیاد آمده است. این را به‌عنوان مؤونه برای سال بعد نگه‌دارم؟ یا این‌که میگویید خرج سال را می‌توانست از ربح سال بردارد و الآن معیشت سال را گذرانده است و این مقداری که زیاد آمده است کشف می‌شود که این مقدار زیادی از اول جزو مؤونه سنه او نبوده است؛ بنابراین حکم آن به غنیمتی برمی‌گردد که باید خمس آن را بپردازد. این نظر دوم بود. اکثراً این حرف را می‌زنند که برگشتش به اصل مال می‌شود.

 

این موردبحث زیادی ندارد. اگر کسی بگوید برای سال بعد نیز نیاز داریم می‌گویند که چون مؤونه سال گذشته بوده و نمی‌شود مؤونه سال آینده را از سال گذشته برداشت بنابراین مشمول خمس است.

 

قسمت دوم این است که وسایل زندگی را به‌عنوان مؤونه خریده‌ایم و ما نیز اجازه داشتیم که در سال مصرف کنم. حال سر سال رسیده است و پولی که با آن خریده‌ام مؤونه سال گذشته بوده است. تکلیف این‌ها چه می‌شود؟ ممکن است عده‌ای بگویند که این‌هایی که مؤونه سال خریده‌ای مربوط به همان سال گذشته بوده است و اگر الآن باقی‌مانده است برای ادامه دادنش دلیل می‌خواهد. این‌ها می‌گویند تنها مؤونه سال گذشته استثناء شده است و برای این‌که بخواهید جزو مؤونه سال بعد نیز حساب کنید باید دلیل بیاورید.

 

همچنین ممکن است بگویید آن جیزی که استثناء شده است مؤونه بوده است و آن زمانی که خریده است مؤونه بوده است. تا زمانی که این فرش مثلاً احتیاج زندگی او است مؤونه است و غنیمت و سود و ربح حساب نمی‌شود. به این دلیل که چیز جدیدی را به دست نیاورده است که بگوییم خمس داشته باشد. ما به این آقایان می‌گوییم خمس شامل سود و ربح است که مطلق فایده و سود کسب است. این وسیله زندگی نه مطلق فایده است و نه سود کسب.

 

سؤال: بالاخره فایده هست.

پاسخ: آن زمانی که خریدم به‌عنوان مؤونه خریدم و حکم فایده را نداشت. ممکن است بگوییم این‌ها مؤونه بوده است و خمس نیز نداشته است. الآن سال جدید رسیده است. ما شک می‌کنیم که آیا در سال جدید برای این‌ها خمسی هست یا نه؟ چون اینجا شک داریم استصحاب بقاء مؤونه می‌کنیم.

 

سؤال: چرا استصحاب بقاء ربح نمی‌کنید؟

پاسخ: ربح بودن آن تمام شد. زمانی ربح بود ولی تبدیل به مؤونه شد و برگشتنش به ربح، نیاز به دلیل دارد.

 

یک دلیل دیگر نیز داریم. عرف عقلا و سیره ائمه این کار را در مورد مؤونه‌های ماندگار نکرده‌اند که آن‌ها را متعلق به سال گذشته بدانند و برای سال جدید آن را مشمول خمس بدانند.

 

شق ثالث این است که این فرش را خریده‌ام ولی در وسط سال به آن احتیاجی ندارم. یا این‌که یک‌چیز بهتر خریده‌ام یا این‌که فرسوده شده است و آن را با دیگری جایگزین کرده‌ام. برخی می‌گویند در این ا این موارد جزو مؤونه بوده است و اگر بخواهید آن‌ها را از مؤونه خارج کنید نیاز به دلیل دارید.

 

برخی می‌گویند اینجا ممکن است دو چیز داشته باشید یکی مؤونه و دیگری مؤونه سنه که استثناء شده است. این مورد شامل هیچ‌کدام نمی‌شود. نه مؤونه شما است و نه مؤونه سال شما؛ بنابراین باید احتیاطاً خمسش را بدهید. این یک قول است و لذا خیلی از آقایان احتیاط کرده‌اند. مرحوم سید و مرحوم امام احتیاط کرده‌اند. برخی نیز احتیاط وجوبی دارند.

 

صاحب جواهر یک‌جمله‌ای دارد که دو جور از آن برداشت می‌شود. یکجا عبارت ایشان این است که كما ان المتجه الاكتفاء بما بقي من مؤن السنة الماضية مما كان مبنيا على الدوام كالدار و العبد و نحوهما بالنسبة إلى السنة الجديدة، فليس له حينئذ احتساب ذلك و أمثاله من الربح الجديد[1]. ابتدا می‌گوید باقیمانده مؤونه سال گذشته است و نمی‌تواند از ربح و سود حساب کرد. حالا هم نمی‌توان آن را مشمول خمس دانست. این دیگر وارد در عموم خمس نمی‌شود.

 

در یکجا قائل به عدم وجوب شده است و در یکجا نیز عبارتش این است: نعم قد يقال ان ظاهر تقييد المئونة في السنة يقتضي وجوب إخراج خمس ما زاد منها عليها[2]. این عبارت برخی را به اشتباه انداخته است. مؤونه را مقید در سنه دانسته است و مازاد از سنه را باید خارج کرد. من از این عبارت این را می فهمم که به قسم اول می‌خورد که مؤونه‌های مصرفی است.

 

بعد نیز نتیجه گرفته است که جزو مؤونه سنه بوده است و حالا نیز سال تمام‌شده است و باقی‌مانده است و باید خمس آن را بدهید. می‌فرماید: مؤونه سنه مستثنی بوده است و سال گذشته است و مؤونه سنه تمام‌شده است و باید برای مؤونه سنه حساب جدید باز کنید.

 

صاحب جواهر مدعی وجوب پرداخت است. این حرف دومشان است. حرف اولشان این است که پرداخت نکنید. این دو عبارت که در آن دقت نشده است. آن‌وقت مرحوم آقای حکیم برداشت کرده است که صاحب جواهر قائل به وجوب پرداخت است و به او اشکال کرده است. خود مرحوم حکیم بنا بر استصحاب عدم، حکم به عدم وجوب خمس کرده است.

 

عبارت مرحوم حکیم این است: و في الجواهر الميل إلى وجوب تخميسها لإطلاق أدلة الخمس، المقتصر في تقييدها على المتيقن و هو مئونة السنة. می‌گوید که نظر صاحب جواهر این است که خمس دارد و معتقد است ادله خمس مطلق است و باید خمس هر ربحی را پرداخت. البته مقید کرده است به مؤونه و مؤونه را نیز به مؤونه سال مقید کرده است. الآن سال گذشته است و مؤونه سال نیز گذشته است و در مورد باقیمانده شک می‌کنیم که جزو مؤونه سال است یا نه؟ قدر متیقن مؤونه سال است و خارج از مؤونه سال، قدر متیقن نیست. ایشان در ادامه می‌گوید: و فيه: أنها كانت من مئونة السنة، و بعد خروجها عن أدلة وجوب الخمس لا دليل على دخولها فيها[3]. بعدازاین‌که از دلیل وجوب خمس خارج شد و من جزو مؤونه گذاشتم دلیلی بر این‌که آن را جزو سال بعد حساب کنید ندارد.

 

 

 

 

 

 

 

 



[1]. جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام؛ ج‌16، ص: 64

كما ان المتجه الاكتفاء بما بقي من مؤن السنة الماضية مما كان مبنيا على الدوام كالدار و العبد و نحوهما بالنسبة إلى السنة الجديدة، فليس له حينئذ احتساب ذلك و أمثاله من الربح الجديد.

[2]. جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام؛ ج‌16، ص: 64

نعم قد يقال ان ظاهر تقييد المئونة في السنة «1» يقتضي وجوب إخراج خمس ما زاد منها عليها من غير فرق بين المأكل و غيره من ملبس أو فرش أو أواني أو غير ذلك إلا المناكح و المساكن، فإنها إذا أخذت من ربح سنة لا يجب إخراج‌

[3]. مستمسك العروة الوثقى؛ ج‌9، ص: 543

و في الجواهر الميل إلى وجوب تخميسها، لإطلاق أدلة الخمس، المقتصر في تقييدها على المتيقن، و هو مئونة السنة. و فيه: أنها كانت من مئونة السنة، و بعد خروجها عن أدلة وجوب الخمس لا دليل على دخولها فيها.

 

يکشنبه ١٢ دی ١٣٩٥     ١٣:١٩