درس خارج حضرت آیت الله ناصری 7 دی 95

باسمه‌تعالی

درس خارج حضرت آیت الله ناصری

7 دی 95

 

مرور مبحث جلسه گذشته

در مورد این‌که مازاد بر مؤونه چه حکمی دارد؟ گفتیم که این‌ها چند قسم‌اند. یک‌وقت اشیاء خوراکی‌ها و چیزهایی هستند که مستهلک می‌شوند که مصرفشان مؤونه است؛ یعنی احتیاج ما نسبت به آن‌ها احتیاج مصرفی شخصی‌اش است. احتیاج ما به آن‌ها احتیاج منفعتی است.

 

برخی چیزها هستند که احتیاج ما به آن‌ها احتیاج به استفاده از منفعت آن‌ها است. خودش را مصرف نمی‌کنیم بلکه از منفعت آن‌ها استفاده می‌کنیم؛ مانند فرش که مؤونه بودنش به خودش نیست. این چیزها نیز دو جورند: یک‌وقت ماندگار هستند و یک‌وقت نیز ماندگار نیستند.

 

در مورد چیزهایی که احتیاج به مصرف خودشان داریم و مستهلک می‌شوند زمانی برای من مؤونه است که خودش مصرف شود و اگر زیاد بیاید معنایش این است که دیگر مؤونه من نبوده است و مورد مصرف من نیست و به آن به‌عنوان مؤونه احتیاجی ندارم؛ بنابراین می‌توان به آن اطلاق فایده و منفعت کرد و در سال جدید خمس تعلق می‌گیرد. اکثراً بر این نظر هستند و به نظر می‌رسد عرف نیز همین نظر را می‌دهد.

 

قسمت دوم که مؤونه‌هایی هستند که مصرف آن‌ها، مصرف خودش نیست و مصرف منفعتش است. برای استفاده از این‌ها ناچار به تهیه این‌ها هستیم. یک‌وقت خود این‌ها مستهلک می‌شود و از حیز انتفاع می‌افتد که در این مسأله بحثی نداریم زیرا خودش تمام‌شده است و قابل‌استفاده نیست و خمسی به آن تعلق نمی‌گیرد.

 

اما یک‌وقت نیز ماندگار است و سال‌های سال می‌ماند. من نیز آن را خریده‌ام تا از منفعت آن استفاده کنم. امسال نیز از آن استفاده کرده‌ام. حالا اصل این چیز باقی‌مانده است و سال جدید می‌رسد در اینجا چه بگوییم؟ منفعتش مؤونه و خودش نیز مقدمه مؤونه سال قبلی بوده است. یک‌وقت نیز از مواردی است که وسط سال یا چند ماه مانده به آخر سال بدون استفاده باقی می‌ماند.

 

صاحب جواهر می‌گوید: تا حالا مؤونه سال، استثناء شده بود و سالی که گذشت دیگری کاری به آن ندارید و الآن که مانده است حکم منفعت را دارد. اینجا چیزهایی دارید که بیشتر از مؤونه سال است که در این صورت خمس دارد؛ هرچند الآن نیز به آن نیاز داشته باشید. شما آن را از مؤونه سال گذشته خریده بودید و مؤونه سال را استفاده کرده‌اید. خوردنی‌ها تمام‌شده است و غیر خوردنی‌ها مقداری از آن‌ها باقی‌مانده است. حالا که سال بر آن گذشته است دیگر مؤونه سنه گذشته است و این‌هایی که باقی‌مانده است از پول سال گذشته خریده‌اید و مأمور بودید در سال گذشته از آن استفاده کنید باید خمس باقیمانده را بپردازید زیرا آن چیزی که استثناء شده بوده مؤونه سال گذشته بوده است. حالا شک می‌کنیم که برای سال جدید نیز حکم مؤونه را دارد؟ اینجا قدر متیقن را همان مؤونه سال گذشته می‌گیریم و برای سال جدید می‌گوییم خمس دارد. این نظر صاحب جواهر بود که گذشت.

 

نظر دوم در باب خمس مقدار باقیمانده

آقایان برای خروج از این مخمصه که مقدار باقیمانده را جزو مؤونه حساب کنند می‌گویند ازنظر عرف، این مؤونه سال گذشته بوده است و در چیزهایی که ماندگار است و انسان آن‌ها را می‌خرد نگاه سالی به آن نمی‌کند. درست است که مؤونه است ولی مؤونه دارای زمان خاص نیست. امسال به آن احتیاج داشتم و آن را خریدم و مؤونه سالم بوده است ولی چیزهایی که ماندگار است نگاه عرف این‌گونه نیست که حتماً مؤونه این سال است. سال به‌عنوان ظرف محدود نیست؛ مثلاً فردی که یخچال می‌خرد به این نیت می‌خرد که در زندگی از آن استفاده کند و تا زمانی قابل‌استفاده باشد از ان بهره می‌برد. مؤونه بودنش در امسال منحصر نیست. امسال کلی مؤونه را خریده‌ایم و مادامی‌که این مؤونه ما هست استمرار دارد. آن‌هایی که مستهلک بوده است شامل این حکم نمی‌شود.

 

مساله تخصیص زمانی و افرادی در استثناء موونه

یک بحث در مورد عام‌هایی که تخصیص می‌خورد، این تخصیص‌ها یک‌وقت تخصیص احوالی است و یک‌وقت نیز تخصیص افرادی. در باب تخصیص‌های افرادی همان زمان مطرح است مثلاً أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّيْل[i]این تقیید تقیید زمانی و احوالی است یعنی در این فرصت نماز را بخوانید ولی در غیر این فرصت اقم الصلوه نداریم. یا در عموم عام، می‌گوییم اقیموا الصلوه که عام است ولی بعدش می‌گوید لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏[ii]این تخصیصش احوالی است. در یک حالت خاصی استثنا شده است و اگر سکاری نبود اقامه نماز داخلش هست.

 

یک‌وقت عام‌ها زمانی است و یک‌وقت احوالی است و یک‌وقت نیز افرادی است. معنای افرادی این است که فرد تخصیص می‌خورد. به زمان و حالتی مقید نیست؛ مثلاً «اکرم العلماء و لا تکرم زید العالم». خروج زید از علما خروج افرادی است. به‌عنوان یک فرد خارج شده است و زمان و حالت در آن نیست. اگر زید علمیتش را از دست داد با رفتن وصف علم جزو اکرام‌ها نیست و هنوز داخل در استثناء است. این فرد حالتی مثل علم داشته است و آن را از دست داده است و درهرصورت «لا تکرم زیدا» سر جای خودش باقی است. فرد به عام برگشت نمی‌کند. در اینجا اگر بخواهید فرد به عموم برگردد شارع باید دلیل بیاورد. بگوید درست است که گفته‌ام «لا تکرم زید العالم» حالا به زید اکرام کن. در آن جایی که قید حالت داشت حالت که از بین می‌رفت به عام برمی‌گشت ولی در اینجا برای برگشت به عام دلیل جداگانه لازم است.

 

در ما نحن فیه، هرگونه فایده که می‌گوییم خمس دارد یک استثناء در مورد آن قائل شدیم و گفتیم الخمس بعد الموونه؛ یعنی مؤونه را جدا کردیم. از این خروج مؤونه دو جور تعبیر شده است:

 

 برخی می‌گویند این مؤونه استثناء زمانی نشده است و آن را به‌عنوان اطلاق و تقیید می‌گیرند. این‌که هر غنیمتی خمس دارد را مطلق گرفته‌اند و خروج مؤونه را تقیید آن گرفته‌اند. هر چیزی که به‌عنوان مؤونه گرفتیم و هنوز مؤونه بودنش سرجای خودش است و به آن نیاز داریم مادامی که مؤونه است مستثنای از خمس است. هر جا مؤونه نبود خمس دارد. حالا در اینجا چیزهایی به‌عنوان مؤونه خریده‌ایم و یک مقداری از مؤونه‌های مستهلکی زیاد آمده است آیا به این‌ها نیز مؤونه گفته می‌شود؟ اگر صدق مؤونه نکند خمس دارد. اگر به‌عنوان وصف و مؤونه بودن بگیریم در سال جدید مقدار اضافه خمس دارد؛ زیرا نیاز سال گذشته نیست؛ هرچند نیاز سال جدید باشد.

 

در مورد چیزهای ماندگار که از سود سال گذشته خریده است حسابش مانند چیزهای مستهلک است یا متفاوت است؟ از این به بعد مؤونه نیست و بنابر قول کسانی که می‌گویند عنوان مؤونه مطرح است مشمول خمس می‌شود. جزو سرمایه سال بعد می‌شود.

 

ما می‌خواهیم راهی برای خمس چیزهای ماندگار پیدا کنیم. مرحوم خویی می‌فرماید: مؤونه به‌عنوان مؤونه استثناء نیست بلکه به‌عنوان فردی از افراد آن استثناء شده است یعنی ممکن است با غنیمت چند کار داشته باشم و در این چند کار یکی از موارد استفاده، مخارج است که آن را استثناء می‌کنیم. مثل زید است که آن را خارج کردیم و آن را یک فرد از افراد عام دانستیم. خرج سال را از غنیمت خارج کردیم. ظرفی برای خارج شدن و حالتی بر آن معین نکردیم. اگر بخواهید این فرد را دوباره وارد عام کنید و خمس از آن بگیرید نیاز به دلیل دارد. مثل زید است که اگر بخواهید او را اکرام کنید نیاز به دلیل جدید دارید.

 

به‌عنوان وصف خارج نکردم بلکه به‌عنوان فرد خارج کرده‌ام و اگر دوباره بخواهید از آن خمس بگیرید باید دلیل بیاورید. علاوه بر این‌که عرف نیز این معنا را مساعد ما نیست و هیچ‌وقت آن را دوباره برنمی‌گرداند. فرشی که کهنه شده است عرف نمی‌گوید که باید خمس آن را بدهی؟ سیره نیز در این مسأله نبوده است. علاوه بر آن، استصحاب عدم نیز داریم و آن این‌که تا حالا خمس نداشته است و الآن شک می‌کنیم بعدازاین نیز خمس دارد استصحاب عدم خمس جاری می‌کنیم.

 

بنابراین می‌گوییم چیزهایی که از تحت عموم خمس خارج شد برگشتش مشکل است. همین‌طور در مورد آن‌هایی که منزل دارند و می‌خواهند خانه بزرگ‌تری بخرند حکم در اینجاها نیز می‌آید.

 

 

 

 



[i]. الإسراء : 78 أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُودا

[ii]. النساء : 43 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُون‏

پنج شنبه ٩ دی ١٣٩٥     ١١:٣٨