صفحه اصلي > درس خارج   


درس خارج حضرت آیت الله ناصری 5 دی 95

باسمه تعالی

درس خارج حضرت آیت الله ناصری

5 دی 95

 


در مسأله 16 در تحریر و مسأله 67 در عروه هر دو یک مطلب را می‌گویند. از نظر فتوا نیز نظراتشان یکی است.

 

مسأله در باب استثناء مؤونه است. این مؤونه‌ای که استثناء شده است که از سود کسب یا تجارت یا مطلق فایده‌ای که به دست ما آمده است خمسش را باید بپردازیم منتهی می‌توانید خرج سالتان را جدا کنید و خمس باقیمانده را بپردازید. در واقع مؤونه سنه خمس ندارد.

 

در مورد اصل مؤونه روایت داریم که استثناء شده است ولی در مورد مؤونه سنه گفتیم که این سنه را هم برای تسهیل امور قرار داده‌اند و هم متبادر به ذهن است که هرکسی سالیانه حساب‌وکتاب می‌کند و هم این‌که بر این روش عمل می‌کرده‌اند.

 

مؤونه سنه دو قسم است:

1-      برخی خرج‌های سال مصرفش به تمام شدنش است؛ مانند خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها.

2-      برخی خرج‌های سال ماندنی هستند؛ مانند فرش و یخچال و گاز و خانه.

 

یک‌وقت می‌گوییم مؤونه سنه. در مؤونه سنه یک‌چیزهایی است که امسال مؤونه ما است. برخی چیزها نیز هستند که هرسال مؤونه سنه ما است. آیا حکم این‌ها با هم متفاوت است؟ اگر از سال گذشت و آخر سال رسید و یک‌چیزهایی از خوردنی‌ها باقی‌مانده باشد و فرش و مانند آن نیز باقی‌مانده‌اند تکلیف این مقدار باقیمانده برای سال‌های بعد از نظر خمس چه می‌شود؟

 

شما فرموده‌اید مؤونه سنه را می‌توانید از ربح امسال کسر کنید. در اینجا شما مؤونه‌ای مصرف کرده‌اید که یک مقداری از آن مانده است. از این‌طرف نیز فرش و مانند آن باقی‌مانده است و سال نیز گذشته است و از آن نیز استفاده کرده‌ام؛ اما این باقیمانده‌ها نسبت به سال آینده چه وضعیتی دارند؟

 

ممکن است برخی مانند آقای حکیم بفرمایند که چون به‌عنوان مؤونه چیزی را از بیت‌المال برداشتید و در زندگی خود آوردید از آن کلی سود استثناء شده است و دیگر حکم فانما غنمتم از آن برداشته شده است و جزو مؤونه قرار داده شده است خمس ندارد. دیگر اسم ربح بر روی آن نیست و از آن مقوله خارج شده است و دیگر نمی‌توانید بگویید که به‌حکم اولیه برمی‌گردند و مشمول خمس می‌شوند دلیل به شما این اجازه را نمی‌دهد؛ بنابراین همه را با یک حکم نگاه می‌کنیم و بگوییم این‌ها همگی از سود خارج‌شده‌اند و در دایره مؤونه آمده‌اند و حتی اگر چیزی از آن در آخر سال باقی بماند خمس ندارد.

 

به‌عبارت‌دیگر در اینجا که ما امسال ده کیلو برنج خریده‌ایم و در خانه گذاشته‌ایم و به‌عنوان مؤونه است و حالا آخر سال شده است و از این مؤونه 5 کیلو باقی‌مانده است و همچنین فرش و وسایل زندگی باقی‌مانده است.

 

 شما فرمودید مؤونه سال استثناء است. آیا بگویم چون این‌ها مازاد بر مؤونه سال من است جزو ربح حساب می‌شود و باید خمس آن را بدهم. زمانی که در سال مالی بود مؤونه بود و آن مقداری که از آن استفاده کردم نیز جزو مؤونه سال است ولی این مقداری که اضافه آمده است جزو مؤونه سال نیست ولو این‌که قناعت کرده باشم.

 

این موردبحث زیادی ندارد. البته این نکته را باید تذکر بدهم و بسیاری افراد اشتباه می‌کنند و همه را یک‌جور حساب می‌کنند. اگر از سودی که خمس آن را نداده‌ایم مؤونه را برداریم و خرج سال را انجام دهیم اگر چیزی از این مستهلکات باقی ماند معلوم می‌شود جزو مؤونه نیست و چون خمس آن را نداده‌ام باید خمس بدهم. ولی اگر این اشیاء را از پول خمس داده بخرم یا از ارث بخرم که چیزی است که خمسش را نداده‌ام حتی اگر چیزی از آن اضافه بماند خمس ندارد؛ زیرا این چیزهایی که خریده‌ام از پول خمس داده بوده است.

 

آن مسأله که بحث دارد دو فرع دیگر است:

 

یکی در مورد چیزهایی است که ماندگار است؛ مثلاً این‌ها را از سود همان سال خریده‌ام و استفاده کرده‌ام و سال بعد رسیده است و این فرش باقی‌مانده است. شما فرموده‌اید مؤونه سال استثناء است. آیا این چیزی که باقی‌مانده است برای سال بعد خمس دارد؟ یا این‌که خمسش لازم نیست به این دلیل که ماندگار است؟

 

بحث دیگر این است که چیزهای ماندگار را برای خرج خودم خریده‌ام ولی وسط سال بدون استفاده می‌شود؛ مثلاً جایگزین می‌شود. آن چیز را به‌عنوان مؤونه سال خریده‌ام و با این کار بدون استفاده مانده است. اگر تا آخر سال کشیده بود یک بحث دیگری بود ولی وسط سال از آن بی‌نیاز می‌شوم. در این زمینه مثال‌ها متفاوت است؛ مثلاً لباس‌هایی که برای یک مجلس عروسی خریده می‌شود و دیگر در آن سال مورداستفاده قرار نمی‌گیرد. یا سماورهای نفتی که با آمدن برق مورداستفاده قرار نمی‌گیرد. یا طلاجات اضافی که زنان دیگر از آن‌ها استفاده نمی‌کنند. یا یخچالی که مستهلک می‌شود و با یخچال نو جایگزین می‌شود. یا اگر کتاب‌های زیادی را برای تحقیقاتی خریدید و بعد از تحقیقات دیگر به آن نیازی نداشتید.

 

پس مؤونه سنه سه قسمت شد:

1-      مؤونه سال که جزو مستهلکات است؛ در این حالت اگر سال خمسی چیزی از آن باقی بماند خمس دارد. اکثر فقها معتقدند خمس دارد؛ زیرا اجازه داشتید به‌عنوان مؤونه استفاده کنید و حالا دیگر مؤونه شما نیست.

2-    کالاهایی که می‌خریم و ماندگار است و تا آخر سال مانده است؛

3-    کالاهایی که می‌خریم و ماندگار است و در وسط سال از آن‌ها بی‌نیاز می‌شویم.

 

در دو مورد آخر اختلاف است.

 

مرحوم صاحب جواهر دو قول دارد که یک قول آن می‌گوید خمس دارد. دلیل ایشان این است که شما به‌عنوان مؤونه سنه مجاز به استفاده از آن بودید و از ربح سال گذشته آن را خریده بودید؛ به‌عبارت‌دیگر ربح سال شما برای استفاده سال شما استثناء شده بوده است و شما نیز استفاده سال کردید و حالا مانده است. در اینجا احتمال این است که آیا برای سال آینده باید خمس آن را بدهم و استفاده کنم؟ صاحب جواهر دو قول دارد و یک‌بار می‌گوید خمس دارد و یک‌بار نیز می‌گوید خمس ندارد. مرحوم آقای حکیم نیز قول اول ایشان را دیده است و اشکال کرده است.

 

یک گروهی نیز می‌گویند خمس ندارد. این‌ها چند دلیل دارند. یکی از ادله این‌ها این است که استصحاب عدم خمس می‌کنیم. یا شک می‌کنم چیزی از بیت‌المال نسبت به این چیزها بر گردن من است یا نه؟ برائت می‌گوید چیزی بر گردن شما نیست. این دو دلیل این‌ها است. یک دلیل دیگر که مرحوم خویی مطرح می‌کند.

 

برخی میگویند که دو مورد آخر نیز مانند مورد اول خمس دارد و برخی نیز این دو مورد را از مورد اول جدا می‌کنند. اینجا باید ببینیم عرف چه می‌گوید؟

 

بیشتر در مورد قسمت سوم اختلاف است.

 

امام و مرحوم سید فرموده‌اند که در اولی باید خمسش را بدهد و قسم دوم را مشمول خمس نمی‌دانند ولی قسم سوم را احتیاط کرده‌اند. ولی برخی این احتیاط قسمت سوم را قبول ندارند و می‌گویند خمس ندارد.

 

 

 

دوشنبه ٦ دی ١٣٩٥ - ١١:١٨