صفحه اصلي > درس خارج   


درس خارج حضرت آیت الله ناصری 30 آذر 95

باسمه‌تعالی

درس خارج حضرت آیت الله ناصری

30 آذر 95

 

بحث ما در مورد جبران تلف‌ها و خسارت‌های تجارت بود.

 

گفتیم که خمس سودی که در تجارت حاصل می‌شود باید پرداخت شود و مؤونه استثناء می‌شود. منتهی اگر تلفی در مال حاصل شود و یا خسارتی متحمل شود آیا این سود می‌تواند جبران خسارت کند؟

 

گفتیم که اینجا نظرات مختلف است و آن حوادثی نیز که اتفاق می‌افتد مختلف است. یک‌وقت بحث از ضرر و زیان تجاری است و یک‌وقت مسأله تلف یا سرقت و مورد مشابه است. گفتیم که یک اصل اولیه است که اگر این اموال مورد خسارت جزو مؤونه بوده است می‌تواند از سود معامله دیگر آن را جبران کند اما اگر این اموال جزو مؤونه نبوده است همگی متفق‌اند که سود، جبران خسارت نمی‌کند.

 

قسم سوم مربوط به سرمایه در تجارت بود؛ مثلاً در معامله‌ای زیان می‌کند یا تلفی حاصل شود. البته سودی نیز حاصل‌شده است. آیا جبران این ضرر و زیان از ناحیه سود ممکن است؟

 

گفتیم در اینجا چند قسم است:

 

1-     یک نوع تجارت دارید؛ مثلاً فرش‌فروشی دارید و در یک فرش سود می‌کنید و در فرش دیگر ضرر می‌کنید. گاهی همه سرمایه و گاهی بخشی از سرمایه از دست می‌رود. در اینجا اگر سرمایه در حکم واحد است ضرر و زیان جبران می‌شود. در اینجا نیز همگی اتفاق دارند.

 

2-     گاهی انواع و اشیاء مختلف را تجارت می‌کنید ولی صاحبش یکی است. حالا یا فروشگاه‌های مختلف دارد یا اجناس مختلف دارد. در اینجا نیز به این دلیل که سود و زیان به یکجا وارد می‌شود ضرر و زیان نیز جبران می‌شود.

 

 

3-     گاهی تجارت‌های مختلف دارید و هرکدام از این‌ها به‌طور مستقل عمل می‌کنند. در این‌طور موارد خسارت یکی، با سود دیگری جبران نمی‌شود؛ مثلاً چند فرش‌فروشی در چند جای مختلف دارید که هرکدام مستقلاً سود و زیان خود را حساب می‌کنند. برخی در مورد تجارت اجناس مختلف نیز همین حرف را می‌زنند؛ مثلاً یک فرش‌فروشی و یک آهنگری و یک پارچه‌فروشی دارید که هرکدام سود و زیان خود را مستقلاً حساب می‌کنند و حساب‌وکتاب جداگانه دارند.

 

این حرف امام (ره) است ولی برخی می‌گویند مسأله مالیت آن چیز مطرح است. الآن حساب کنید اول سال مجموع سرمایه ده تومان بوده و آخر سال بیست تومان شده است؛ یعنی ده تومان سود کرده‌اید و باید خمس این سود را بدهید و کاری نداریم که کجا زیان کرده است؟ در این حالت تمام این تقسیم‌بندی‌ها از بین می‌رود و تفاوتی ندارد که سود و زیان با هم باشد یا مستقل باشد؟ مثل ادارات دولتی که طراز مالی می‌دهند به این صورت است.

 

 نتیجه:

اگر مطلق سود حاصل شد آخر سال حساب می‌کنیم و اگر ضرر و زیان جزو مؤونه باشد از آن کم می‌کنیم و از جزو مؤونه نباشد کم نمی‌کنیم. مگر این‌که بگوییم اصل سرمایه از بین رفته است که در این صورت سودی ندارد که بخواهیم از آن کم کنیم.

 

مسأله بعد

 

می‌دانید که مؤونه دو قسم است:

 

1-     مؤونه زندگی است که جزء اعاشه است. درواقع استهلاکی است یعنی مؤونه بودنش زمانی است که تمام شود. نان را می‌خورد و تمام می‌شود.

2-     برخی چیزها مؤونه ولی ماندگار است؛ مانند خانه و وسایل زندگی

 

قسم اول که تمام می‌شود موردبحث نیست ولی برخی از آن‌ها زیاد می‌آید و سال خمسی فرامی‌رسد. تکلیف این موارد اضافی چیست؟ آیا این مقدار اضافی از مؤونه خارج می‌شود تا خمس به گردن فرد بیاید؟ یا این‌که جزو مؤونه حساب می‌شود؟

 

در حالتی که از مؤونه خارج می‌شود تبدیل به سود و ربح می‌شود و در این صورت اگر سال خمسی برسد و چیزی از آن باقی بماند مشمول خمس می‌شود. در روایت نیز چیزی بنام مؤونه سنه نداریم و به این دلیل سنه را اضافه می‌کنیم که حساب‌وکتاب آن راحت‌تر است وگرنه هر چیزی که به دست آورد باید خمسش را بپردازد.

 

در مورد حالت دوم که از جزو مؤونه حساب می‌شود باید گفت که این اطلاق مؤونه حکم استثناء را دارد. یک اطلاق مطلق در مورد غنیمت داشتیم که باید خمسش را بدهیم و مؤونه نیز استثناء شد. حالا یک خورده از این مؤونه مانده است؟ آیا این مقدار از مؤونه بودن خارج می‌شود؟ یا این‌که خارج شدن از مؤونه نیاز به دلیل دارد؟ زیرا فردی از مطلق عامی خارج شده است و در اینجا آمده است. اگر بگوییم این فرد دوباره به عام برگردد نیاز به دلیل دارد. مثل این‌که گفتید اکرم العلماء و لا تکرم زید العالم. یک‌وقت اگر خواستید زید را اکرام کنید نیاز به دلیل خاص دارید تا آن عام را تخصیص بزند.

 

بحث دوم در اینجا این است که همین فرشی که خریده‌ام به‌عنوان مؤونه خریده‌ام ولی ماندگار است؛ اما اگر همین فرش مورداحتیاج در زمانی نسبت به آن بی‌نیاز شدم و فرش بهتری خریدم. شأنیت من نیز این نیست که هر دو را نگهدارم.

 

یک‌وقت نیز این فرش فرسوده می‌شود و نمی‌شود از آن استفاده کرد؛ مثلاً یخچالی داشتم و زمانی بود که یخچال با نفت کار می‌کرد. حالا برق آمده است و این یخچال بدون استفاده است. آیا این یخچال از مؤونه بودن خارج می‌شود؟ اگر فروختم خمس دارد؟

 

یک‌وقت نیز سال می‌گذرد و از آن بی‌نیاز می‌شود و یک‌وقت نیز وسط سال این اتفاق می‌افتد.

 

یک‌وقت نیز ممکن است در بازه زمانی موردنیاز نباشد ولی در یک بازه زمانی دیگر موردنیاز شود؛ مثلاً بخاری در زمستان‌ها موردنیاز است و در غیر آن موردنیاز نیست. آیا الآن که نیاز ندارم مشمول خمس است؟ یا این‌که به این دلیل که بعداً دوباره به آن نیاز پیدا می‌کنم دوباره مؤونه من حساب می‌شود؟

 

 

این‌ها صورت‌های مختلف مسأله است. برخی می‌گویند که همین‌که مؤونه را فروختید خمس دارد مثلاً فردی خانه‌ای دارد که می‌خواهد خانه بزرگ‌تر بخرد. آن را می‌فروشد و تا سال خمسی خانه جدیدی نمی‌خرد. برخی می‌گویند مشمول خمس می‌شود زیرا خانه نخریده است و این پول دیگر جزو مؤونه حساب نمی‌شود.

شنبه ٤ دی ١٣٩٥ - ٠٩:٤١