صفحه اصلي > درس خارج   


درس خارج 19 فروردین 97

باسمه‌تعالی

 

دنباله بحثی که داشتیم یک مسأله را عرض می‌کنم

مسأله 19

در ارتباط با حقوق اشخاص نسبت به اماکن بحث می‌کردیم. گفتیم اماکن دو قسم است: یک‌وقت اماکن مشترکه است که همه روی آن سهم دارند و مشترکاتی دارند و هرکسی حق استفاده دارد و اختصاص به شخص خاصی ندارد. شروع کردیم از شوارع عامه یا ممرهای عمومی صحبت کردیم. مثل مساجد و حسینیه‌ها. در این موارد حقوق افراد را ازنظر عرفی و شرعی بررسی کردیم.

بعضی مسائلی دارد که مخصوص مسائل شرعی است که جنبه دیگری دارد؛ مانند مساجد که حقوق خاصی دارند؛ مثل‌اینکه چیز نجس نباید به مسجد وارد شود یا افراد جنب وارد نشوند. این‌ها جنبه خصوصی دارد و هرکسی که این شرایط را پیدا کرد باید رعایت کرد ولی بحث ما در مورد عموم و استفاده عمومی از این اماکن است. از جاهایی که مانده بود و بحث نکردیم مشاهد مشرفه است. در مشاهد مشرفه و امامزاده‌ها و یا زیارتگاه‌های ائمه علیهم‌السلام چگونه است؟ زیرا آن‌ها مربوط به عموم هستند.

بحث‌هایی که در آنجا پیش می‌آید دومنظوره است. مساجد یک منظوره است هرچند کارهای دیگر در آن انجام می‌دهند ولی اصل وضع آن برای نماز است. در زیارتگاه‌ها یک‌قسمتی از آن مربوط به زیارت است و یک مقداری نیز مربوط به نماز است. آن قسمتی که مربوط به نماز است مثل مساجد است. حقوق یکدیگر را باید رعایت کنند.

یک مسأله دیگر در مشاهد مشرفه است و آن این‌که هم اهل بلد و هم غیر اهل بلد در آنجا می‌آیند. اهل بلد باید مراعات‌هایی بکنند یا فرقی نمی‌کند؟ یا مثلاً در جاهایی که مخصوص زیارت است و مردم باید زیارت کنند و انسان بایستد و نماز بخواند و جای زیارت مردم را بگیرد. مثل خانه خدا که مردم طواف می‌کنند و انسان جای مردم را بگیرد و نگذارد طواف کنند و بایستد و نماز بخواند یا برای نمازش جا بگیرد. این‌ها بحث‌هایی است که در مشاهد مشرفه انجام می‌شود و باید بررسی کنیم که چطور است؟

در نجف که بودیم ایامی که مانند اعیاد شلوغ می‌شد گاهی وقت‌ها بعضی‌ها می‌گفتند امشب حرم نرویم و جا را برای مسافرین بگذاریم ولی گاهی وقت‌ها می‌دیدیم که خود حضرت امام رحمة الله علیه با وجود شلوغی‌ها زیارت حرم را ترک نمی‌کردند. ایشان مقید بود و می‌رفت و ما هم که این‌گونه می‌دیدیم می‌رفتیم. حال آیا مجاورین لازم است رعایت کنند؟ یا مثلاً نمازخواندن بالای سر مبارک که آیا باید فوراً ترک کنم تا دیگری در آنجا نماز بخواند یا این‌که چنین کاری لازم نیست؟ آیا اینجا صد در صد معد برای زیارت شده است؟ هرچند معد برای نماز نیز نشده است. به ذهن اولیه انسان می‌آید که باید مراعات کند. من که مجاور هستم نمازم را بخوانم و سریع بروم تا مسافری در آنجا نیز نماز بخواند.

آیا این مسائل تکلیف آور است که اگر کسی انجام نداد عبادتش مشکل دارد؟ یا این‌که یک توصیه اخلاقی است تا بگذاریم به دیگران نیز ثواب برسد؟ این‌ها نکته‌هایی است که به آن اشاره می‌کنیم. ببینیم عبارت امام رحمة الله علیه چیست؟

مسألة 19 - المشاهد كالمساجد في جميع ما ذكر من الأحكام، مشاهد در تمام احکام مانند مساجد هستند مثلاً در جا گرفتن‌ها و رحل انداختن‌ها و شرایطی که درگذشته گفتیم. فإن المسلمين فيها شرع سواء، مسلمین در اینجا سهمی یکسان در استفاده کردن از این‌ها دارند سواء العاكف فيها والباد این‌هایی که مقیم هستند یا از بیرون می‌آیند والمجاور هلا والمتحمل إليها من بعد البلاد، این جمله تفسیر جمله قبل است. آن‌هایی که مجاور هستند یا از راه‌های دور آمده‌اند. ممکن است «عاکف» اشاره به معتکفین هم باشد و من سبق إلى مكان منها لزيارة أو صلاة أو دعاء أو قراءة ليس لأحد إزعاجه، هرکسی که اینجا جا گرفت و دعا و نماز و قرآن خواند شما نمی‌توانید او را کنار بزنید و جایش را بگیرید. ممکن است سؤال پیش بیاید که آنجا مسجد بود و اینجا زیارتگاه است. مسجد مخصوص نماز است ولی اینجا زیارتگاه است. یا مثلاً وقت نماز است و الآن در حرم است و وقت نماز است و مردم نیز دارند زیارت می‌کنند حالا شما می‌توانید کنار ضریح بایستید و بگویید که وقت نماز است و من می‌خواهم نماز بخوانم؟ وهل للزيارة أولوية على غيرها كالصلاة في المسجد بالنسبة إلى غيرها لو قلنا بأولويتها؟ آیا زیارت در زیارت گاه نسبت به مثلاً نماز اولویت دارد؟ مثلاً در طواف خانه خدا است که وقت نماز است و هنوز طواف فرد تمام نشده است و باید ادامه دهد. آیا می‌توان اوضاع او را به هم زد؟ ظاهرش این است که نمی‌توان به هم زد و باید گذاشت که طوافش را تمام کند. زیارت مستحبی داستانش متفاوت است. اگر صف نماز تا جلوی ضریح آمد و نماز جماعت نیز هست و فرصت نیز باشد آیا باید به زائر اولویت داد؟ شاید مسافر است و می‌خواهد زیارت کند و فوراً به کارش برسد. آیا این زیارت برای این‌طور اشخاص اولویت دارد و نمی‌توان این حق را از او گرفت یا این‌که بگوییم اولویت ندارد و نماز بخوانیم؟ اگر مسجد بود اولویت را به نماز می‌دادیم. نماز بخوانند و کارهای دیگر را کنار بگذارند. امام رحمة الله علیه می‌فرماید که خالی از وجه نیست که ما زیارت آن‌ها را تعطیل نکنیم. ممکن است به زیارت اولویت داده شود. لا يخلو من وجه، علت این است که می‌گوییم نمی‌توان زائر را مجبور کرد که حرم را رها کند و برود تا نماز برگزار شود این است که هدف زائر زیارت است و عده‌ای از زائران نیز عجله دارند و می‌خواهند زیارت کنند و بروند و این افراد نیز زودتر آمده‌اند تا زیارت کنند. شما نمی‌توانید این‌ها را بیرون کنید تا نماز بخوانید.

این با مسجد فرق می‌کند. در مسجد اولویت با نماز است ولی بحث ما این است که در مشاهد و زیارتگاه‌ها اولویت با زیارت است تا نتوانیم آن‌ها را به بهانه برگزاری نماز، از زیارت گاه بیرون کرد؟ اینجا امام رحمة الله علیه می‌فرماید که خالی از وجه نیست که نتوانیم زائر را از زیارت گاه بیرون کنیم. نمی‌توانیم زائر را کنار بزنیم.

دنباله‌اش دارد که لكنه غير وجيه یعنی یک تأملی هم در این مسأله وجود دارد كأولوية من جاء إليها من البلاد البعيدة بالنسبة إلى المجاورين مثل کسی که می گوید ما از یزد آمده‌ایم و شما کنار بروید تا ما زیارت کنیم. خب شما نیز زائری مثل ما هستید و همان‌طور که ما زیارت می‌کنیم شما نیز زیارت کنید وإن كان ينبغي لهم مراعاتهم، هرچند که مراعات حال آن‌ها خوب است مثلاً ما که مجاور هستیم به مدت طولانی بالاسر حضرت ننشینیم تا دیگران نتوانند استفاده کنند. یک بخش این مسأله اخلاقی است و یک بخش دیگر آن این است که مسئولیت شرعی می‌آورد. زائری که می‌خواهد در مدت کوتاهی زیارت کند و برود و من به مدت طولانی نشسته‌ام حق دیگری را ضایع کرده‌ام. زائر یک حقی دارد و باید حق او مراعات شود. ولی آیا درست است که دو سه ساعت مجاور باشم و به دیگری راه ندهم؟ آیا من این حق رادارم؟ وحكم مفارقة المكان ووضع الرحل وبقائه كما سبق في المساجد.[1] اگر یک کسی رحل بیندازد و برود و طولانی باشد یا کوتاه؟ همانند حکم مسجد است که درگذشته گفته شد.

این مسأله مربوط به مشاهد مشرفه است که چون مشترک و عمومی است و همه باید استفاده کنند از جهات شرعی تکلیف داریم یا نه؟ نحوه استفاده ما چگونه باشد؟ این معنا دقت شرع در این مسائل را می‌رساند؛ وگرنه خیلی وقت‌ها مراعات نمی‌کنند و به این مسائل توجه نمی‌کنند.

 

مسألة 20 - و من المشتركات المدارس بالنسبة إلى طالبي العلم أو الطائفة الخاصة منهم إذا خصها الواقف بصنف خاص، كما إذا خصها بصنف العرب أو العجم أو طالب العلوم الشرعية در باب مدارس علمیه و غیر علمیه مطلبی هست. آیا این مدرسه خصوصی است یا عمومی؟ اگر خصوصی باشد بر اساس برنامه‌ای که بانی ریخته است عمل کنند. ممکن است شرط کرده باشد که این مدرسه را برای طلبه‌های ایرانی ساخته است یا اصلاً ساخته است برای طلبه‌هایی که زبان عربی بخوانند یا برای کسانی است که فقه و اصول بخوانند. این‌ها را در مدارس علمیه داریم. برخی مدارس اجازه نمی‌دادند که درس دیگری مطالعه کنند. اگر یک‌وقت مدارس خصوصی است و قوانین خصوصی دارد تابع آن هستیم. چاره‌ای نیست. اگر گفته باشد فلان کس‌ها نیایند باید عمل شود مثلاً مدرسه امام نیز یک شرط و شروطی دارد مثل‌اینکه طلبه‌ها باید نماز شب بخوانند و چند شرط دیگری نیز گذاشته است. این‌ها اگر بانی یا وقف خاصی داشته باشد طبعاً باید مراعات آن جنبه شود؛ اما اگر یک مدرسه عمومی است و شرط و شروط خاصی ندارد و همه طلبه‌ها می‌توانند استفاده کنند در اینجا هرکدام از طلبه‌ها که زودتر بیایند و در اتاق بنشینند فرد دیگری نمی‌تواند او را بیرون کند؛ مثلاً در اوایل که حدود سال 44 بود مدرسه‌ها خصوصاً مدرسه حجتیه اتاق‌های بزرگی داشت. در آن زمان به‌صورت بلوک ساخته بودند. اتاق‌های بزرگی نیز داشت. وقتی طلبه‌ها تابستان می‌رفتند وسیله‌هایشان را در جایی پنهان می‌کردند و چیزی در آن حجره نبود و تنها شاید یک زیلویی بود. هر طلبه‌ای که زودتر در تابستان می‌آمد و در حجره ساکن می‌شد. فرد بعدی می‌ماند که چکار کند؟ آیا او می‌توانست بگوید که چرا جای مرا گرفته‌ای؟ البته کسی نمی‌توانست چیزی بگوید. در ارتباط با مدرسه‌های عمومی هرکسی زودتر ثبت‌نام کرد حق اولویت دارد. فرض کنید قدیم‌ها در همین مدرسه فیضیه دستشویی‌ها بالابود و باید آفتابه از لب حوض پر می‌کردید و بالا می‌بردید؛ مثلاً فردی آفتابه پر می‌کند و دیگری برمی‌دارد. آیا واقعاً درست است که این کار را می‌کند؟ یا مدرسی که می‌خواهند درس بخوانند. در یک مدرسی جا می‌گیرد و درس را شروع می‌کند. آیا شما می‌توانید بگویید که ما پارسال در اینجا درس می‌گفتیم. آیا این مسأله باعث ایجاد حقی برای شما می‌شود؟ یا هفته پیش، شما در اینجا درس می‌گفتید و این هفته همان‌جا درس بگویید؟ ما در مسجد اعظم همین‌طور درس می‌گفتیم و بعد از چند روز می‌دیدیم که آن گوشه‌ای که ما نشسته‌ایم یک گروه دیگری نشسته‌اند و ما در جای دیگر می‌نشستیم.

وضعیت حجره‌ها چند جور است: یک‌وقت چون این اماکن، عمومی است نمی‌توانم آن را معطل بگذارم و باید از آن استفاده شود؛ مثلاً سه ماه ازآنجا رفته‌ای. آیا می‌تواند مدتی اتاق را خالی بگذارد یا نه؟ گرچه سه ماه تعطیلی است ولی همه می‌روند. اگر رحل باشد و طولانی نباشد حق او از بین نمی‌رود ولی اگر رحلی نیز نباشد حقی برای او باقی نمی‌ماند.

أو خصوص الفقه مثلاً فمن سبق إلى سكنى حجرة منها فهو أحق بها ما لم يفارقها معرضا عنها وإن طالت مدة السكنى، گرچه مدت سکنی طول کشیده باشد اگر وقتی معین نشده باشد و شرطی نشده باشد هرچقدر می‌خواهد می‌تواند بنشیند إلا إذا اشترط الواقف له مدة معينة كثلاث سنين مثلاً، مگر این‌که واقف مدت خاصی را تعیین کرده باشد فيلزمه الخروج بعد انقضائها بلا مهلة می‌تواند بدون مهلت او را الزام کند که خارج شود وإن لم يؤمر به ولو این‌که امر به این کار نیز نشده باشد أو شرط اتصافه بصفة فزالت عنه تلك الصفة، یا مثلاً گفته است در این اتاق‌ها کسی می‌تواند بنشیند که عادل باشد. حالا این فرد از عدالت افتاده است. او حق ندارد در اینجا بنشیند و باید فوراً برود و دیگری جای او بیاید. كما إذا شرط كونه مشغولا بالتحصيل أو التدريس فطرأ عليه العجز لمرض أو هرم و نحو ذلك.[2] کما این‌که گفته‌اند که این فرد در این حجره بنشیند اما باید مشغول به تحصیل یا تدریس باشد. داشتیم فردی را که سی سال حجره گرفته است و الآن پیر شده است و خانه و زن و بچه و نوه و نتیجه دارد ولی حجره مدرسه را رها نمی‌کند. آیا جایز است چنین شخصی این حجره را اشغال کند؟ ما در نجف چنین شخصی را داشتیم.

مسألة 21 - لا يبطل حق الساكن بالخروج لحاجة معتادة كشراء مأكول أو مشروب أو كسوة ونحوها قطعا وإن لم يترك رحله، اگر خواسته باشم یک روز به‌جایی مثلاً برای صله‌رحم یا خرید مایحتاج زندگی بروم و برگردم حق من زایل نمی‌شود. این مقدار اشکالی ندارد. ولا يلزم تخليف أحد مكانه، شما نمی‌توانید شخصی را جای او بگذارید. بل ولا بالأسفار المتعارفة المعتادة، برای سفرهای عادی نیز حق او از بین نمی‌رود كالرواح للزيارة مثلاً ده روز می‌خواهد به زیارت برود یا منبری است که برای سخنرانی به‌جایی می‌رود أو لتحصيل المعاش برای تهیه مایحتاج زندگی أو للمعالجة مع نية العود وبقاء متاعه ورحله ما لم تطل المدة إلى حد لم يصدق معه السكنى به حدی طولانی نباشد که بگویند کسی در اینجا ساکن نیست. در مشهد زیاد مرسوم است زیرا طلبه‌هایشان اکثراً شمالی هستند. ما هم که تابستان‌ها در تهران بودیم و به مشهد می‌رفتیم داخل اتاق‌هایشان می‌رفتیم و آخر تابستان برمی‌گشتیم و گاهی اوقات بساط آن فرد در گوشه اتاق بود که ما دست نمی‌زدیم. والإقامة عرفا، ولم يوجب تعطيل المحل زائدا على المتعارف، نباید باعث شود که محل، بیشتر از حد متعارف تعطیل شود ولم يشترط الواقف لذلك مدة معينة و واقف نیز مدت معینی را شرط نکرده باشد كما إذا شرط أن لا يكون خروجه أزيد من شهر أو شهرين مثلاً، اگر این‌طور باشد فيبطل حقه لو تعدى زمن خروجه عن تلك المدة.[3] اگر مدتی که تعیین کرده باشد رسیده باشد حق او باطل می‌شود.

الآن خوابگاه‌های دانشجویی همین‌طور است. اگر یک سال باشد برای سال دیگر حقی برای او باقی نمی‌ماند.

 

پی‌نوشت‌ها:

 

[1]. تحرير الوسيلة، السيد روح الله الخميني، ج2، ص215.

مسألة 19 - المشاهد كالمساجد في جميع ما ذكر من الأحكام، فإن المسلمين فيها شرع سواء، سواء العاكف فيها والباد والمجاور هلا والمتحمل إليها من بعد البلاد، ومن سبق إلى مكان منها لزيارة أو صلاة أو دعاء أو قراءة ليس لأحد إزعاجه، وهل للزيارة أولوية على غيرها كالصلاة في المسجد بالنسبة إلى غيرها لو قلنا بأولويتها؟ لا يخلو من وجه، لكنه غير وجيه كأولوية من جاء إليها من البلاد البعيدة بالنسبة إلى المجاورين وإن كان ينبغي لهم مراعاتهم، وحكم مفارقة المكان ووضع الرحل وبقائه كما سبق في المساجد.

 

[2]. همان.

مسألة 20 - ومن المشتركات المدارس بالنسبة إلى طالبي العلم أو الطائفة الخاصة منهم إذا خصها الواقف بصنف خاص، كما إذا خصها بصنف العرب أو العجم أو طالب العلوم الشرعية أو خصوص الفقه مثلا فمن سبق إلى سكنى حجرة منها فهو أحق بها ما لم يفارقها معرضا عنها وإن طالت مدة السكنى، إلا إذا اشترط الواقف له مدة معينة كثلاث سنين مثلا، فيلزمه الخروج بعد انقضائها بلا مهلة وإن لم يؤمر به أو شرط اتصافه بصفة فزالت عنه تلك الصفة، كما إذا شرط كونه مشغولا بالتحصيل أو التدريس فطرأ عليه العجز لمرض أو هرم ونحو ذلك.

 

[3]. همان، ص216.

مسألة 21 - لا يبطل حق الساكن بالخروج لحاجة معتادة كشراء مأكول أو مشروب أو كسوة ونحوها قطعا وإن لم يترك رحله، ولا يلزم تخليف أحد مكانه، بل ولا بالأسفار المتعارفة المعتادة، كالرواح للزيارة أو لتحصيل المعاش أو للمعالجة مع نية العود وبقاء متاعه ورحله ما لم تطل المدة إلى حد لم يصدق معه السكنى والإقامة عرفا، ولم يوجب تعطيل المحل زائدا على المتعارف، ولم يشترط الواقف لذلك مدة معينة، كما إذا شرط أن لا يكون خروجه أزيد من شهر أو شهرين مثلا، فيبطل حقه لو تعدى زمن خروجه عن تلك المدة.

چهارشنبه ٢٩ فروردين ١٣٩٧ - ١٨:٣٥

 

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: