صفحه اصلي > درس خارج   


درس خارج 8 اسفند 96

باسمه‌تعالی

 

مقدمه

در مسئله اماکن مشترکه گفتیم که بحث‌هایی در نحوه استفاده از آن و نحوه حقوقی که انسان‌ها نسبت به استفاده از اماکن مشترک دارند وجود دارد. اماکن مشترکه را شمردیم. مانند راه‌ها، اماکنی مانند مساجد و حسینیه‌ها و مدارس و رباط‌ها و بازار و تا موارد دیگر که به معادن می‌رسد.

بحث اماکن مشترکه را از راه‌ها شروع کردیم. گاهی حقوق اختصاصی پیدا می‌شود و گاهی نیز حقوق عمومی یافت می‌شود. فرقی نمی‌کند و باید ببینیم حدوحصر آن کجا است؟

دیروز در مورد دو مسئله صحبت کردیم. یکی درباره شارع عام یعنی راه‌ها و خیابان‌های بزرگ و کوچه‌هایی که در رو دارند و بن‌بست نیستند و همه از آن‌ها استفاده می‌کنند. در مورد نحوه استفاده از این‌ها و حق‌وحقوق انسان‌ها که در اینجا هست صحبت کردیم.

 

محدوده استفاده از کوچه مشترک

 

در ارتباط با طرق کوچک گفتیم که می‌تواند اختصاصی محض باشد و گاهی نیز می‌تواند اشتراک باشد. گفتیم که در ارتباط با استفاده مشترک بستگی به این دارد که چند خانه و خانواده در آن زندگی می‌کنند. در همین کوچه باریکی که بن‌بست است اختصاص به این‌ها پیدا می‌کند ولی این‌ها نیز در برخی مقادیر اشتراک دارند و در برخی موارد اشتراک ندارند. مثل یک کوچه‌ای که سه خانه در آن است ؛ یک‌خانه در دوم‌تری کوچه است و یکی در چهار متری کوچه است و سومی نیز در شش متری کوچه است و بقیه‌اش نیز رها است. آن‌وقت حد مشترک و حد اختصاصی آن کجا است؟ طبیعی است که این کوچه مختص به این چند نفر می‌شود. اگر یک نفر باشد می‌تواند این کوچه را تصرف کند و در جلوی آن بگذارد ولی اگر دو نفر باشند باید باهم تعامل کنند. در یک حدی مشترک هستند و در یک حد دیگر اختصاصی است. هرکسی تا در خانه خودش اشتراکی است و از این خانه اول تا خانه دوم اشتراکی برای آن دو نفر است و از آن خانه سوم تا آخر اختصاصی برای سومی است. مگر این‌که باهم قرارداد ببندند که همه در تمام کوچه بتوانند استفاده کنند. مثلاً آخر کوچه بن‌بست ده متر کوچه است و در خانه آخری نیز آنجا است. این مسئله اختصاص به خانه آخر دارد ولی می‌توانند باهم قرارداد ببندند که همه از آن استفاده کنند. یک کاری کنند که همه بتوانند از آن استفاده کنند.

در ارتباط با بردن جنس در خانه مانند آجر و چوب نیز در حد مشترک می‌توانند استفاده کنند. ازنظر رفت‌وآمد نیز هیچ‌کس نمی‌تواند مانع یکدیگر شود. به این معنا که چون کوچه اختصاصی است در حد یکی دو نفر رفت‌وآمد کنند. استفاده همه این‌ها علی السویه است؛ چه کوچک باشد و چه بزرگ. مثلاً بگوید ما ده نفر هستیم و شما نیز یک کاری کنید که در حد همین ده نفر رفت‌وآمد کنید. نمی‌تواند چنین شرطی کند؛ مگر این‌که باهم توافق کنند.

یک مسئله نیز این است که اگر دو سه خانه در این کوچه است و من نیز خانه‌ام این‌طرف است ولی دیوار من مرتبط با کوچه کناری است. آیا من نسبت به این کوچه حقی دارم یا نه؟ آیا می‌توانم در این کوچه در باز کنم؟ می‌گویند نمی‌شود مگر با توافق. البته می‌تواند در دیوار خودش می‌تواند پنجره باز کند تا هوا جریان داشته باشد. در نیز می‌تواند باز کند به‌شرط این‌که در برای رفت‌وآمد نباشد مثلاً برای روشنایی یا برای این‌که باد بیاید. باید با اهل این کوچه قرارداد ببندد که استفاده از این در برای رفت‌وآمد نیست.

 

سؤال: اگر دیوار دارم چرا نتوانم در باز کنم؟

پاسخ: دیوار متعلق به شما است ولی کوچه متعلق به دیگران است. این دیوار خانه‌اش است و ازاینجا به آن‌طرف زمینش است و از این‌طرف به بعد زمین او نیست. وقتی من دیوار می‌زنم دیگر از این به بعد زمین من نیست. حریم، به‌طرف در است که مربوط به عبور و مرور است.

اگر از اول در داشته باشد اشکالی ندارد ولی اگر بخواهد در بگذارد دو جور است: یک حالت این است که در را برای نور و روشنایی بخواهد اشکالی ندارد ولی اگر برای عبور و مرور بخواهد باید با همسایگان توافق کند زیرا این کوچه متعلق به این سه نفر است. هر کاری که بخواهید انجام دهید که لازمه‌اش تصرف در کوچه است باید با توافق باشد.

 

این هم مسئله دوم که اگر بخواهم متنش را بخوانم زیاد طول می‌کشد.

 

مسئله بعد: ليس لمن كان حائط داره إلى الدريبة فتح باب إليها إلا بإذن أربابها، نعم له فتح ثقبة وشباك إليها، وليس لهم منعه، آن‌ها نیز نمی‌توانند او را منع کنند او می‌گوید داخل دیوار خودم را سوراخ کرده‌ام لكونه تصرفا في جداره لا في ملكهم، وهل له فتح باب إليها لا للاستطراق بل لمجرد الاستضاءة ودخول الهواء؟ الأقرب جوازه، اقرب این است که جایز باشد البته می‌توانند او را منع نیز بکنند. بگویند که کوچه اختصاصی است ولی اصل این است که هرکسی بتواند از فضای خودش استفاده کند. ولصاحب الدريبة تحكيم سند المالكية لدفع الشبهة.[1] آن‌هایی که داخل کوچه هستند باید با او قرارداد ببندند که از این در برای رفت‌وآمد استفاده نکنند زیرا نسل‌های بعدی ادعای رفت‌وآمد از این کوچه نکنند.

الآن برای این‌که این مسائل پیش نیاید قانون وضع کرده‌اند مثلاً خانه‌هایی که جنوبی هستند باید پنجره‌های خود را تا حدی که از قد انسان بالاتر باشد بالا ببرد تا برای همسایگان ایجاد مزاحمت نکند. قدیم این‌طور نبود بلکه اشراف داشت و خیلی هم بد بود.

 

مسئله چهارم نیز اشاره کردیم و از آن می‌گذریم: مسألة 4 - يجوز لكل من أرباب الدريبة یعنی این‌هایی در کوچه بن‌بست هستند الجلوس فيها والاستطراق والتردد منها إلى داره بنفسه وما يتعلق به من عياله ودوابه وأضيافه وعائديه وزائريه، یعنی شما که در این خانه هستید و در این کوچه دو سه خانه بیشتر نیست خودتان و عیال و حیوانات و مهمانان و عیادت کنندگان و زائرین شما می‌توانند وكذا وضع الحطب ونحوه فيها لادخاله في الدار، مثلاً چوب اینجا می‌گذارم تا برای آتش داخل خانه ببرم ووضع الأحمال والأثقال عند إدخالها واخراجها من دون الشركاء، می‌توانید استفاده کنید و نیازی به اذن ندارد بل وإن كان فيهم القصر والمولى عليهم من دون رعاية المساواة مع الباقين.[2] بچه‌های کوچک یا کسانی که ولی دارند یا خانه‌های مربوط به بچه‌های یتیم باشد فرقی نمی‌کند و لازم نیست مساوات رعایت شود. یعنی بگوید ما دو نفر هستیم و چهار نفر مهمان داریم پس همسایه باید تعداد نفرات خودشان یا مهمان‌هایشان را کم کند.

در اینجا به‌هرحال حق اشتراک اقتضا می‌کند که کارهای عمومی را استفاده کنیم. رفت‌وآمدها خوردن‌ها اگر کوچه طوری است که بتوان ماشین داخل برد. بنابراین مساوات نیز لازم نیست.

 

مسئله بعد در ارتباط با شوارع عام و طرق و نحوه استفاده از آن‌ها است. شوارع خیابان‌های بزرگ است و طرق کوچه‌ها است. مسألة 5 - الشوارع والطرق العامة وإن كانت معدة لاستطراق عامة الناس گرچه بنا شده است بر این‌که همه مردم از آن استفاده کنند و منفعت‌ها الأصلية التردد فيها بالذهاب والإياب منفعت اصلی‌اش نیز استفاده برای تردد و ایاب و ذهاب است إلا أنه يجوز لكل أحد الانتفاع بها بغير ذلك هرکسی می‌تواند انتفاعی داشته باشد من جلوس یک گوشه‌ای بنشیند یا شب جا ندارد و در گوشه‌ای از خیابان بخوابد أو نوم أو صلاة نمازش قضا می‌شود و حق دارد به‌اندازه نماز در آنجا توقف کند وغيرها بشرط أن لا يتضرر بها أحد على الأحوط، به‌شرط این‌که کسی در این داستان ضرری نکند و لم يزاحم المستطرقين ولم يتضيق على المارة.[3] شرط بعدی این است که مزاحم رفت‌وآمد مردم نباشد و همچنین بر ماره نیز سخت نگیریم و تنگ نشود. این دو مورد آخری را می‌فهمیم ولی شرط اولی که به دیگری ضرری وارد نشود معنایش چیست؟ مثلاً دم در دکان کسی خوابیده‌ام و او نمی‌تواند مغازه خود را باز کند و ضرر می‌کند یا این‌که تا زمانی که اینجا ایستاده‌ام کسی به مغازه او نمی‌آید. این ضرر زدن معنایش چیست؟ البته بعداً مضر و غیر مضر را توضیح می‌دهد. مثلاً من اینجا نشسته‌ام و بساط کرده‌ام و این کسی که از من می‌خرد و وارد دکان نمی‌شود ممکن است بگویید ضرر است ولی آیا این باعث می‌شود که مانع نشستن من باشد؟ اگر این‌طور ضررها منظور باشد نمی‌شود. اگر این فرد جنس را ارزان می‌داد که از او می‌خریدند. من که مسئول ضرر کردن و منفعت کردن شما نیستم. مزاحمت و عبور و مرور را تنگ کردن مطلب دیگری است. ولی اینجا گفته می‌شود که ماندن من موجب ضرر برای شما می‌شود.

و لذا امام رحمة الله علیه در اینجا احتیاط می‌کنند. و می‌فرمایند: علی الاحوط.

مثل این‌که یک دکتری در طبقه بالای مطب دیگری مطب می‌زند و او نمی‌تواند ادعا کند که نباید چنین کاری کنی به این دلیل که مشتری من کم می‌شود. یا مثل طب سنتی که برخی می‌گویند این طب ممکن است موجب از رواج افتادن کار پزشکان دیگر می‌شود. آن مزاحم نباشید درست است ، جاده را نیز تنگ نکنید درست است ولی این‌که ایستادن من برای شما ضرر دارد یک مسئله‌ای است که مربوط به خودم است و من مسئول عدم نفع یا ضرر شما نیستم و نمی‌توانید مرا به‌جای دیگری ببرید.

یک‌وقتی مرحوم آقای مجتهدی می‌فرمودند: شیخ عباس قمی در کتاب‌فروشی اسلامی بودند. مرحوم اسلامی نیز با همه علما سروکار داشت و این آخوندی‌ها که در نجف بودند کتاب‌فروشی داشتند. شیخ عباس قمی در آنجا نشسته بوده است و یک کسی دم مغازه می‌آید و به آقای اسلامی می‌گوید یک مفاتیح شیخ عباس قمی می‌خواهم. می‌خرد و می‌رود. به شوخی به شیخ عباس می‌گوید که شما لطفاً به خانه‌تان بروید و اگر اینجا باشید کسی از من مفاتیح نمی‌خرد.اگر بفهمد شما مؤلف این کتاب هستید از من این کتاب را نمی‌خرند. گاهی اوقات ضرر این‌طوری است که کسی نمی‌تواند مانع شود.

 

مسألة 6 - لا فرق في الجلوس غير المضر بين ما كان للاستراحة أو النزهة وبين ما كان للحرفة والمعاملة فرق نمی‌کند که اینجا برای استراحت نشسته باشید یا برای تفریح باشد یا برای حرفه و معامله‌ای باشد. مثلاً چهارباغ اصفهان یک عده‌ای آنجا می‌نشینند. ممکن است یک عده‌ای برای تفریح نشسته باشند و به همین دلیل یک عده‌ای از مشتریان به خاطر این افراد نیایند و خرید کنند. جلوس این‌ها ممکن است جلوس مضر باشد. یا این‌که مانند بساط کردن، حرفه باشد إذا جلس في الرحاب والمواضع المتسعة یا در مکان‌های وسیعی باشد. در بازار حویش نجف که پله می‌خورد و بالا می‌رود که وسطش مسجدی است که امام رحمة الله علیه نماز می‌خوانده است. جلوتر که می‌روید یک فضای مربع‌مستطیل است که مغازه‌داران آن جا هستند. فردا صبح که می‌شود همه آنجا بساط پهن می‌کنند و بعدازظهر نیز جمع می‌کنند. زنان عرب می‌آمدند و می‌خریدند و دو چیز برایشان مهم بود: یکی بادمجان و دیگری گوجه. اگر هم این دو تا نبود می‌گفتند هیچ‌چیزی در بازار برای خرید نیست. در چنین جاهایی که وسعت دارد و معمولاً بساط پهن می‌کنند مغازه‌داران حق ندارند مانع آن‌ها شوند. مثلاً شما که در مکه می‌روید در آن زمان این‌طوری بود که بین چادرهای ایرانی و رمی جمرات فاصله زیاد بود. یک خیابان‌های مسقفی درست کرده بود که ازآنجا عبور کنند. منتهی هندی‌ها و پاکستانی‌ها تمام این خیابان را می‌گرفتند و فقط یک‌راه عبور و مرور باریکی باقی می‌گذاشتند. این خیابان عمومی است و برای رفت‌وآمد حجاج هم درست شده است و دولت نیز به آن‌ها چیزی نمی‌گوید. امسال شنیدم که دولت جلوی آن‌ها را گرفته است. این‌طور نشستن و مزاحمت کردن اگر موجب تنگ شدن راه شود جایز نیست و باید استفاده مشترک شود. لئلا يتضيق على المارة، فلو جلس فيها بأي غرض من الأغراض لم يكن لأحد إزعاجه.[4]

یک انواع استفاده‌های دیگری نیز هست که در مسئله بعد به آن اشاره خواهیم کرد.

 

پی‌نوشت‌ها:

 

[1]. تحرير الوسيلة، السيد روح الله الخميني، ج2، ص211.

مسألة 3 - ليس لمن كان حائط داره إلى الدريبة فتح باب إليها إلا بإذن أربابها، نعم له فتح ثقبة وشباك إليها، وليس لهم منعه، لكونه تصرفا في جداره لا في ملكهم، وهل له فتح باب إليها لا للاستطراق بل لمجرد الاستضاءة ودخول الهواء؟ الأقرب جوازه، ولصاحب الدريبة تحكيم سند المالكية لدفع الشبهة.

 

[2]. همان.

مسألة 4 - يجوز لكل من أرباب الدريبة الجلوس فيها والاستطراق والتردد منها إلى داره بنفسه وما يتعلق به من عياله ودوابه وأضيافه وعائديه وزائريه، وكذا وضع الحطب ونحوه فيها لادخاله في الدار، ووضع الأحمال والأثقال عند إدخالها واخراجها من دون الشركاء، بل وإن كان فيهم القصر والمولى عليهم من دون رعاية المساواة مع الباقين.

 

[3]. همان.

مسألة 5 - الشوارع والطرق العامة وإن كانت معدة لاستطراق عامة الناس ومنفعتها الأصلية التردد فيها بالذهاب والإياب إلا أنه يجوز لكل أحد الانتفاع بها بغير ذلك من جلوس أو نوم أو صلاد وغيرها بشرط أن لا يتضرر بها أحد على الأحوط، ولم يزاحم المستطرقين ولم يتضيق على المارة.

 

[4]. همان.

مسألة 6 - لا فرق في الجلوس غير المضر بين ما كان للاستراحة أو النزهة وبين ما كان للحرفة والمعاملة إذا جلس في الرحاب والمواضع المتسعة لئلا يتضيق على المارة، فلو جلس فيها بأي غرض من الأغراض لم يكن لأحد إزعاجه.

يکشنبه ١٣ اسفند ١٣٩٦ - ١١:٢٢
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: