صفحه اصلي > درس خارج   


درس خارج 24 آذر 92

باسمه تعالی

 

مقدمه

 

در جلسات قبل بحث کردیم که تکلیف کسانی که می خواهند سر چهار فرسخ مسافرتشان را قطع کنند چیست؟  روایات ثمانیه می‌گوید که باید هشت فرسخ بروید و ظاهرش نیز این است که باید این هشت فرسخ، امتدادی باشد؛ همچنین روایاتی داشتیم که سر چهار فرسخ می‌توانید نمازتان  را شکسته بخوانید. در جای دیگر، روایات تلفیق به ما می‌گفت که می‌توانید سر چهار فرسخ نماز را شکسته بخوانید زیرا می‌توانید چهار فرسخ را رفت تلقی کنید و چهار فرسخ دیگر را به صورت برگشت در نظر بگیرید و این هشت فرسخ می تواند تلفیقی باشد. بنابراین طایفه سوم از روایات به تلفیقی بودن دو طایفه گذشته اشاره داشت.

 

این روایات تلفیق یک نحو حکومت بر دو طایفه روایات گذشته دارد که تعارض بین این ها را حل می کند. مسئله ای که در اینجا مسلم شد اصل مسله هشت فرسخ است که انسان باید هشت فرسخ را طی کند. همچنین مسلم شد که اگر کسی بخواهد چهار فرسخ به جایی برود باید قصد بازگشت داشته باشد تا نمازش شکسته باشد. همچنین سر چهار فرسخی ، جایی نباشد که او قصد داشته باشد ده روز در آنجا بماند. به این محل، قاطع سفر می گویند؛ زیرا یا این محل منزل فرد است یا ده روز و بیشتر در آن جا می ماند. اگر قاطع سفر بیاید مسلماً در مسافت چهار فرسخ نماز شکسته نیست.

 

در این جا یک بحث پیش می آید که قدما بر خلاف متاخرین در مورد آن زیاد صحبت کرده اند.

در این جا عبارات مفتاح الکرامه را آورده ام. این کتاب ، شرح فوائد علامه است و صاحب آن، مرحوم حسینی است که عالم بسیار معتمد و قوی است.  

 

در قواعد فقهی علامه این بحث آمده است که آیا در سفری که چهار فرسخ می‌خواهیم اتراق کنیم چنانچه اراده برگشت داشته باشیم آیا این اراده برگشت باید در همان روز باشد یا این که لازم نیست همان روز باشد؟ آیا می‌توانیم دو روز یا سه روز یا شش روز بمانیم و بعد برگردیم؟

 

بزرگانی مانند آقای بروجردی در این زمینه اهتمام زیادی به خرج داده اند.فرمودند: دو گروه هستند یک گروه که مشهور و اکثر هستند می‌گویند باید در همان روز برگردد؛ به شرط رجوع. گروه دوم متأخرین فقهای ما هستند که می‌گویند مهم نیست که چه زمانی می خواهد برگردد. همین که قصد بازگشت داشته باشد کافی است مشروط بر این که از حالت مسافر خارج نشود.

 

درباره قول مشهور، غیر از یک روایت، هیچ مستند دیگری به دست ما نرسیده است. روایت زراره را میخوانیم. در این روایت، امام می‌فرمایند: سر چهار فرسخ می‌توانی نماز را شکسته بخوانی. به این دلیل که چهار فرسخ را برمی‌گردی «یستکمل یوما»؛ یعنی چون روزت را کامل می‌کنی.  از این عبارت «یستکمل یوم» می‌گویند که برگشت شما باید در همان روز باشد و استدلال دیگری ندارند. آیت الله بروجردی اصرار زیادی دارد که قول قدماء را قبول کند. ایشان در مباحث فقهی و اصولی خودشان به قول قدماء اهمیت زیادی می‌دهد.

 

در نماز جمعه نیز از نظر استدلالی به این معنا می‌رسد که برقراری نماز جمعه واجب است و شرکت در آن، واجب عینی است. اما زمانی که به بعضی از قول قدماء استناد می‌کرد متوقف می شد و به ناچار وارد احتیاط می‌شد.

 

از ظاهر برخی روایاتی که خواندیم بر می‌آمد که لزومی ندارد در همان روز برگردد. در آخر خود آیت الله بروجردی می فرماید: گرچه این روایات صریح بر این معناست اما چه کنیم که حرف قدماء بر خلاف آن است. ایشان معتقد است مجموع روایات ما در اصول اربعه جمع شده است و در آن ها انحصار دارد. کتب دیگری نیز بوده است که اصحاب جمع کرده بودند و از نزد ما مفقود شده است. به همین دلیل بسیاری از فتواها مدارک مستند ندارد و با توجه به این که فتاوای بزرگان بدون مستند نمی تواند باشد احتمال می‌دهد که مدرک دیگری نیز داشته باشیم که از دست ما رفته باشند. یعنی مدارکی غیر از اصول ابعه داشته باشیم و در نزد ما مفقود شده باشد. ایشان اسماء بعضی از کتب را نیز می‌برد و ذکر می‌کند. این در حالی است که ایشان فردی نقاد است و در بسیاری از کتاب ها شبهه می کند؛ مثلا در مورد کتاب تحف العقول و فقه الرضا شبهه می‌کند. روایت های کتاب فقه الرضاء مستند بسیاری از فتاوا است. ایشان معتقد است به صرف این که چند روایت از امام رضا علیه السلام در آن وجود دارد نمی توان همه کتاب را معتبر دانست.

 

صاحب مفتاح الکرامه نیز همین دقتها را دارد در موارد علامه‌اش ذکر کرده است، ایشان معتقدند کسی که سر چهار فرسخ برسد بخواهد همان روز برگردد نمازش شکسته است اگر نخواهد که در همان روز برگردد باید نماز را تمام بخواند.

 

مرحوم آقای بروجردی نیز در ابتدا نظرشان این بود که اگر نمی‌خواهد در همان روز برگردد باید نماز را تمام بخواند. بعدا ایشان عدول کردند و قائل شدند به این که احتیاطاً باید جمع بخواند. البته قول تخییر نیز در این زمینه وجود دارد. بیاد دارم که آقای بروجردی قصد کرده بودند از یزد به تهران رفتند. از آنجا می‌خواستند به کرج بروند. در آن روز قبل از ظهر بحث شد که حالا که به این جا رسیدیم و سر چهار فرسخ است نماز را شکسته بخوانیم یا تمام؟ می‌گفتند اگر همان روز برمی‌گردید نماز را شکسته بخوانید وگرنه باید تمام بخوانید. در این بحث ها بود که آیت الله بروجردی از نظرش برگشت و قائل شد به این که احتیاطا جمع بخوانند؛ به این معنا که سر چهار فرسخ رسیدی و نمی‌خواهی همان روز برگردی نمازت را باید جمع بخوانی. فقهای فعلی می‌گویند براساس روایاتی که داریم لزومی ندارد.

 

مرحوم صاحب مفتاح الکرامه در مقدمه این بحث تقسیماتی کرده است «و أمّا الأربعة المقصودة بالبحث في هذا المقام و هي معترك الأفهام» در واقع محل جنگ فهم ها است. «و محطّ أنظار علمائنا الأعلام ففي وجوب القصر فيها مطلقاً تعييناً أو تخييراً أو لمريد الرجوع مطلقاً على التعيين مع تعيين الإتمام لغيره أو التخيير بينه و بين القصر أو لمريد الرجوع ليومه على التخيير فيتعيّن الإتمام لغيره أو التعيين فيتمّ غيره أو يتخيّر أو المنع من القصر مطلقاً خلاف»

کسی که می‌خواهد همان روز برگردد آیا مطلقا نمازش را شکسته بخواند؟ علی التعیین باشد؟ اتمام باشد یا تخییر بین قصر و اتمام؟ یا تخییر بین اتمام و جمع بین آنها؟

ایشان می فرماید استادم دستور داد که در این موضوع یک چیزهایی بنویسم. من نیز چنین کردم و به او دادم. «و هذا كلامه في الرسالة و قد أمرنا يوم كتب ذلك أن نكتب أقوال الأصحاب مفصّلة فتتبّعت أقوال الأصحاب في ذلك و عرضتها عليه دام ظلّه في و رقة صغيرة» ایشان می‌فرماید: «قلت: أمّا وجوب القصر في الأربعة مطلقاً تعييناً» کسی که بر سر چهار فرسخ می‌رسد مطلقا و تعیینا باید شکسته بخواند. «فقد نسبه جماعة من متأخّري المتأخّرين إلى الكليني لأن كان قد اقتصر على أخبار الأربعة، و نسبه في «الحدائق» إلى بعض المتأخّرين»

بگذریم که بعضی‌ می‌گویند واجب است سر چهار فرسخ قصر بخوانی اما تخییراً مطلقا.

«و أمّا وجوبه على مريد الرجوع ليومه على التعيين فهو مذهب الأكثر»؛ قصر برای کسی که می‌خواهد در همان روز برگردد متعین است و باید شکسته بخواند. این نظر اکثر علماء و قدماء است و تخییری در میان نیست. «كما في «المعتبر و المنتهى و التنقيح و الروضة و الدرّة و تعليق النافع و مجمع البرهان » و المشهور كما في «الحدائق » و بين المتأخرين كما في «الروض و المصابيح » و الأشهر كما في «الرياض » و هو خيرة «الهداية و الأمالي و الفقيه و المقنع و جُمل العلم و العمل و النهاية و المبسوط » في كتاب الصلاة فيهما و «المراسم و الوسيلة و السرائر و إشارة السبق و الشرائع و النافع و المعتبر و المنتهى و التذكرة و التبصرة و نهاية الإحكام و التحرير و الإرشاد و المختلف و القواعد و الدروس و البيان و التنقيح و الهلالية و المقتصر و المهذّب و الموجز و غاية المرام و الكركية في شرح الألفيّة و تعليق الإرشاد و فوائد الشرائع و جامع المقاصد و الجعفرية و الغرية و إرشاد الجعفرية و تعليق النافع و الميسية و المسالك و المقاصد العلية و الجواهر المضيئة و الدرّة السنية و المصابيح و الرياض »

 

می‌خواهند بگویند که این اقایان معتقد هستند کسی که بخواهد در همان روز برگردد متعیناً باید نماز را شکسته بخواند. مفهوم این عبارت چیست؟ به این معنا است که کسی که نمی‌خواهد برگردد باید تمام بخواند. این همه عبارت  می‌گوید که وقتی می‌خواهد برگردد باید شکسته بخواند.

 

وقتی می‌گوید متعیناً؛ یعنی تقصیر در اینجاها است. معنای متعیناً این است که اگر خواستید برگردید حق دارید نماز را شکسته بخوانید و اگر نخواستید برگردید باید نماز را تمام بخوانید.

 

«و كذا إذا أراد الرجوع لليلته أو يومه و ليلته مع اتصال السير»[1]

این ها مواردی بود که محققین بیان کرده اند و عبارت های دیگری نیز در این زمینه وجود دارد که قصد نداریم در این جلسه همه آن ها را مطرح کنیم.

 

به هر حال، این مطلب، نظر مشهور است. اما نظر غیر مشهور این است که لازم نیست برگشت در همان روز باشد. بنابراین اگر به چهار فرسخی رفت باید نماز را شکسته بخواند. روایاتی موید این نظر وجود دارد.

 

یک روایت روایت اسحاق بن عمار است که قبلاً برایتان خواندیم که یک قومی سر چهار فرسخ رسیدند و رفیقشان گم شد و نمی‌دانستند چه کار کنند؟ بایستند یا بروند؟ بدون ایشان هم نمی‌توانستند بروند. از حضرت سؤال کردند: «رفیق ما در بین سفر گم شده است و بدون او نیز نمی‌توانیم سفرمان را ادامه بدهیم. آیا اینجا بمانیم تا پیدایش بکنیم یا برگردیم؟ نمی‌دانیم که نمازمان را چگونه بخوانیم. جواب حضرت این بود که اگر سر چهار فرسخ رسیدید می‌توانید نمازتان را شکسته بخوانید. همچنین می‌توانید صبر کنید تا رفیقتان را پیدا کنید یا سفرتان ادامه بدهید یا برگردید.

 

شیخ صدوق در ذیل همان روایت تعلیل آورده بود که به این دلیل که اینها سر چهار فرسخ رسیده بودند مسافر شدند و چون بر می گردند مجموع سفرشان هشت فرسخ می شود. گرچه مرحوم آقای بروجردی این روایت را ضعیف می‌داند و می‌گوید در طریقش «احمد بن محمد بن برقی» است. او کسی است که از ضعفاء نقل می‌کند. دو نفر دیگر نیز به نام های «محمد بن اسلم» و «صباح بن حزاء» که اینها نیز به قول ایشان غیر موثق هستند. ایشان می‌خواهد این روایت را تضعیف کند تا فتوای غیر مشهور خدشه دار نشود.

 

به هر حال این روایتی که خواندیم و از «عمار بن ساباطی» بود این روایت به ما می‌فرماید که لزومی ندارد که در همان روز برگردید بلکه می‌توانید بمانید و نمازتان را نیز باید شکسته بخوانید. در این روایت به بازگشت در همان روز اشاره ای نشده است.

 

روایت بعدی روایت کلینی است. «إِنَّ أَهْلَ مَكَّةَ إِذَا خَرَجُوا حُجَّاجاً قَصَرُوا وَ إِذَا زَارُوا رَجَعُوا إِلَى مَنَازِلِهِمْ أَتَمُّوا»[2] وقتی به طرف عرفات به عنوان حج حرکت می‌کنند نماز را شکسته می‌خوانند و وقتی بر می‌گردند نمازهایشان را تمام میخوانند.

 

و روایت دیگر هم داشتیم در ارتباط با «إِنَّ أَهْلَ مَكَّةَ إِذَا زَارُوا الْبَيْتَ- وَ دَخَلُوا مَنَازِلَهُمْ أَتَمُّوا وَ إِذَا لَمْ يَدْخُلُوا مَنَازِلَهُمْ قَصَرُوا»[3]؛ ‌اهل مکه وقتی به مکه مراجعه می‌کنند اگر در آنجا کسی داشته باشند یا منازلی داشته باشند آنجا تمام می‌خوانند؛ زیرا منزلشان آنجا است. و اگر به عنوان مسافر به مکه بروند نمازشان را با این که از اهل مکه هستند و از بیرون می‌آیند باید شکسته بخوانند.

 

«محمد بن محمد المفيد في (المقنعة) قال: قال (عليه السلام: ويل لهؤلاء الذين يتمون الصلاة بعرفات أما يخافون الله؟ فقيل له: فهو سفر؟ فقال: وأي سفر أشد منه»[4]؛ گفتند مگر رفتن به عرفات سفر است؟ حضرت می‌گویند: « فَقَالَ وَ أَيُّ سَفَرٍ أَشَدُّ مِنْهُ» چه سفری بالاتر از این است؟ بر اساس این روایت، اگر روز عید نیز برگردید مجموعا دو روز می شود. هیچ وقت کسی که به عرفات رفت در همان روزش برنمی گردد. پس معلوم می‌شود که براساس این روایتها کسانی که سر چهار فرسخ رسیدند اگر بخواهند برگشت داشته باشند نمازشان شکسته است؛ خواه برگشت در همان روز باشد یا همان شب یا دو روز دیگر.

 

در این زمینه هشت روایت وچجود دارد که راوی چهار روایت از آن، معاویه بن عمار است. بنابراین می توان این چهار روایت را یکی کرد. تقریباً همه روایتها درباره حج است و یکی دو روایت نیز مربوط به فقه الرضا است که ایشان استدلال کرده است.

 

از مجموع این روایات و نظر قدماء و مشهور بر می‌آید که برای شکسته شدن نماز باید در همان روز برگشت اما متأخرین و مجموعه روایاتی که بررسی کردیم معتقد بودند که لازم نیست برگشت در همان روز باشد. یکی از مهم ترین شواهد این نظر، سیره پیامبر صلی الله علیه و آله بود.

 

پی نوشت ها :

 

[1].  مبلغ النظر في حكم قاصد الأربعة، السيد بحر العلوم، ج1، ص337.

و أمّا الأربعة المقصودة بالبحث في هذا المقام و هي معترك الأفهام و محطّ أنظار علمائنا الأعلام ففي وجوب القصر فيها مطلقاً تعييناً أو تخييراً أو لمريد الرجوع مطلقاً على التعيين مع تعيين الإتمام لغيره أو التخيير بينه و بين القصر أو لمريد الرجوع ليومه على التخيير فيتعيّن الإتمام لغيره أو التعيين فيتمّ غيره أو يتخيّر أو المنع من القصر مطلقاً خلاف، منشأه اختلاف الأخبار عن الأئمّة الأطهار (صلوات اللّٰه عليهم) آناء الليل و أطراف النهار.

و هذا كلامه في الرسالة و قد أمرنا يوم كتب ذلك أن نكتب أقوال الأصحاب مفصّلة فتتبّعت أقوال الأصحاب في ذلك و عرضتها عليه دام ظلّه في و رقة صغيرة، فنحن نفرغ ذلك الآن في هذا المقام خوفاً من الضياع و إذا انتهى نعود إلى كلامه الشريف في الرسالة من دون زيادةٍ و نقصان و إذا كتب دام ظلّه في آخر الرسالة الأقوال على التفصيل نقابل بين النقلين و نكتب ما كان من زيادة و نقصان و باللّٰه التوفيق.

قلت: أمّا وجوب القصر في الأربعة مطلقاً تعييناً فقد نسبه جماعة  من متأخّري المتأخّرين إلى الكليني لأن كان قد اقتصر على أخبار الأربعة، و نسبه في «الحدائق » إلى بعض المتأخّرين.

 

و أمّا وجوبه فيها تخييراً مطلقاً فقد نسب  إلى الكليني، و هو الظاهر من «التهذيب » بل كاد يكون صريحاً فيه، و خيرة «المدارك  و المنتقى ». و في «الروض » أنّه أوجه. و نقل في «المدارك » عن جدّه القول به.

 

و أمّا وجوبه على مريد الرجوع ليومه تخييراً فقد نقل في «الذكرى  و الروض  و الرياض » و غيرها  أنّه خيرة الشيخ في «التهذيب» و نقله في «الذكرى » عن المبسوط و الصدوق في كتابه الكبير. و عبارة «المبسوط» صريحة في المشهور كما يأتي، و قد عرفت حال ما في «التهذيب» و يأتي ما في «الفقيه»

إن أراده بالكتاب الكبير. و قد قوّى هذا القول في «الذكرى » و نسبه في «الروض  و الروضة » إلى الشهيد فيها، و نقله في «الحدائق » عن المفيد و الصدوقين.

 

و أمّا وجوبه على مريد الرجوع ليومه على التعيين فهو مذهب الأكثر كما في «المعتبر  و المنتهى  و التنقيح  و الروضة  و الدرّة و تعليق النافع و مجمع البرهان » و المشهور كما في «الحدائق » و بين المتأخرين كما في «الروض  و المصابيح » و الأشهر كما في «الرياض » و هو خيرة «الهداية  و الأمالي  و الفقيه  و المقنع

و جُمل العلم و العمل  و النهاية  و المبسوط » في كتاب الصلاة فيهما و «المراسم  و الوسيلة  و السرائر  و إشارة السبق  و الشرائع  و النافع  و المعتبر  و المنتهى  و التذكرة  و التبصرة  و نهاية الإحكام  و التحرير  و الإرشاد  و المختلف  و القواعد  و الدروس  و البيان  و التنقيح  و الهلالية و المقتصر  و المهذّب  و الموجز  و غاية المرام  و الكركية في شرح الألفيّة  و تعليق الإرشاد  و فوائد الشرائع  و جامع المقاصد  و الجعفرية  و الغرية و إرشاد الجعفرية  و تعليق النافع و الميسية و المسالك  و المقاصد العلية  و الجواهر المضيئة و الدرّة السنية و المصابيح  و الرياض » و مال إليه أو قال به في «مجمع البرهان » و قوّاه في «المدارك » و نقله جماعة  عن المفيد و السيّد، و نقل  عن ظاهر القاضي. و في «المصابيح » أنّه مذهب الشيخ في «كتابي الأخبار» و مذهب الكليني ، و استنهض على ذلك شواهد من الاعتبار. و هو الموجود في «الفقه المنسوب إلى مولانا الرضا (عليه السلام) ».

 

هذا و في «الذكرى» و كذا إذا أراد الرجوع لليلته أو يومه و ليلته مع اتصال السير .

 

[2].  الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج4، ص518.

2 - علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن الحلبي، عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: إن أهل مكة إذا خرجوا حجاجا قصروا وإذا زاروا ورجعوا إلى منازلهم أتموا.

 

[3].  وسائل الشيعة –الإسلامية، الشيخ الحر العاملي، ج5، ص500.

[4] وباسناده عن يعقوب بن يزيد، عن أبي عمير، عن معاوية بن عمار، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: أهل مكة إذا زاروا البيت ودخلوا منازلهم ثم رجعوا إلى منى أتموا الصلاة، وإن لم يدخلوا منازلهم قصروا.

 

[4]. همان، صفحه : 502

(11190) [12] محمد بن محمد المفيد في (المقنعة) قال: قال (عليه السلام: ويل لهؤلاء الذين يتمون الصلاة بعرفات أما يخافون الله؟ فقيل له: فهو سفر؟ فقال: وأي سفر أشد منه.

 

 

 

 

يکشنبه ٢٤ آذر ١٣٩٢ - ١٣:٤٥
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: