صفحه اصلي > درس خارج   


درس خارج 2 آبان 96

باسمه‌تعالی

 

شروع بحث انفال

 

در این جلسه می‌خواهیم بحث انفال را شروع کنیم. معروف است بعد از مسأله خمس به مسأله انفال می‌پردازند.

 

یک سوره در مورد انفال داریم؛ به‌این‌علت که آیه اولش در مورد انفال است. یَسْأَلُونَکَ عَنِ الأنْفَالِ قُلِ الأنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَیْنِکُمْ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ[1]

قرآن کریم می‌فرماید که انفال متعلق به خدا و رسول است.

 

«نفل» به معنای زیادی است و نافله نیز به همین اعتبار می‌گویند؛ زیرا اضافه بر وظیفه است. البته انفال در اینجا همان چیزهای اضافه است. خدای متعال مالک بالحقیقه و بالقیمومه است برعکس ما که تعلقمان یا اعتباری است مانند ملکیت‌ها و حقوق یا غیر اعتباری و غیرحقیقی است مانند مالکیت انسان نسبت به اعضاء و جوارح خود.

 

بعضی چیزها از طریق جنگ به دست می‌آید و برخی چیزها را همین‌طوری می‌دهند؛ مثلاً لشکر اسلام به منطقه‌ای می‌رود و مردم آنجا باهم مشورت می‌کنند و صلاح می‌دانند که جنگ نکنند و تسلیم شوند و صلح‌نامه امضاء کنند و شهر را واگذار می‌کنند و جان خودشان را نجات می‌دهند یا این‌که با شرایط ذمه می‌سازند و در آنجا زندگی می‌کنند.

 

بنابراین برخی مناطق هستند که بدون جنگ به دست مسلمانان می‌آید. یا جنگل‌ها و کوه‌ها و دره‌ها و رودخانه‌ها که مالکیت اعتباری ندارند. به این‌ها انفال می‌گویند. تکلیف این‌ها را چه کسی باید روشن کند؟ آیا هرکسی می‌تواند در آن‌ها تصرف کند؟ به چه میزان مجاز به تصرف هستند؟ آیا در برابر آن‌ها باید مبلغی پرداخت کنند؟ البته برخی از آن‌ها مالکیت اعتباری پیداکرده‌اند؛ مثلاً شخصی زمین مواتی را سنگ چین و احیاء کرده است. این مورد مدنظر ما نیست.

 

چیزهایی که با جنگ به دست می‌آید حکم غنیمت را دارد و بر اساس خمس با آن‌ها رفتار می‌شود. حال آیا همه اراضی و خانه‌ها و وسایل مردم متعلق به مقاتلین می‌شود؟ در اموال منقول گفتیم که مقاتلین صاحب می‌شوند ولی در باب اموال غیرمنقول حکم آن مربوط به خدا و رسول است؛ اما انفال کلیه آن چیزهایی است که بدون جنگ به دست می‌آید.

 

در آیه تکلیف را روشن کرده است و می‌فرماید انفال متعلق به خدا و رسول است. البته این معنا کلی است. اگر بدانیم همان غنائم جنگی که به دست می‌آید نیز از انفال است؛ همان‌طور که عده‌ای معتقدند، حکم آن‌ها نیز با خدا و رسول است. این آیه اطلاق دارد.

 

تفاوت این آیه با آیه خمس در این است که آیه خمس موارد مصرف آن را شمرده است ولی در آیه انفال موارد مصرف آن را بیان نکرده است که آیا فقط برای خدا و رسول باشد؟ بعد از پیامبر (ص) به چه کسی می‌رسد؟

 

در سوره حشر دو آیه است. یک آیه می‌فرماید: مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ.[2] این تفصیل مانند آیه خمس شده است. «فیء» به معنای مراجعت و برگشتن است. به سایه نیز «فیء» می‌گویند به این دلیل که برمی‌گردد و هرجایی که آفتاب می‌رود آن‌هم می‌رود؛ مثلاً زمین‌هایی می‌گویند که متعلق به ما بوده است و طرف مقابل آن را تصرف کرده است و ما دوباره آن زمین‌ها را از چنگ آن‌ها درآورده‌ایم که به آن غنائم می‌گویند؛ اما اگر بدون جنگ به دست آوردیم یا این‌که آن زمین‌ها مال خودمان نبوده است و بدون جنگ به دست آورده‌ایم «فیء» است.

 

در سوره حشر یک آیه دیگر نیز دارد ولی تقسیمی که در این آیه آمده است را ندارد. این دو آیه را با دو آیه سوره انفال مقایسه کنید. در سوره انفال در دو آیه مسأله انفال مطرح شده است: یکی آیه اول و دیگری آیه 41 . در آیه سوره حشر، تقسیمات انفال را بیان کرده و به شش قسمت تقسیم کرده است ولی در آیه انفال چنین تقسیم‌بندی مشاهده نمی‌شود. آیا تفاوتی میان این آیات است؟ باید به کدام‌یک عمل کنیم؟ آیا از قسم مجمل و مبین است؟ آیا بعضی از این مصارف مدنظر است؟ آیا این‌ها غنائم است یا نه؟ آیا مصارف این‌ها سادات است؟

 

تفاوت‌هایی میان این دو قسم آیه است. اگر از همان اول گفته بود که همه این‌ها متعلق به خدا و رسول است حرفی نبود. بعد از پیامبر(صلی الله علیه واله) نیز ائمه حاکم‌اند و در زمان غیبت نیز در تصرف ولی‌فقیه است. اگر به این صورت بود راحت بود؛ اما وقتی آیات بعد را می‌خوانیم که تقسیمات آن‌ها را بیان می‌کند کار را مشکل می‌کند.

 

برخی خواسته‌اند بگویند که حکم هر دو یکی است ولی درجایی که با جنگ به‌دست‌آمده است شش قسمت است و درجایی که بدون جنگ به‌دست‌آمده است چنین تقسیماتی را ندارد. به‌هرحال در این قسمت بحث‌های زیادی شده است. بیشتر تفاسیری که در این مسأله بحث کرده‌اند مباحث مختلفی را مطرح کرده‌اند.

 

اهل تسنن در این زمینه مشکلات کمتری دارند. آن‌ها می‌گویند آن آیه مربوط به غنائم جنگی است و این آیه مربوط به انفال است. ولی ما باید این چند آیه را باهم ببینیم و تفاوت‌های آن‌ها را در نظر بگیریم.

 

پی‌نوشت‌ها:

 

[1]. سوره انفال، آیه 1.

یَسْأَلُونَکَ عَنِ الأنْفَالِ قُلِ الأنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَیْنِکُمْ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ

از تو درباره انفال (غنائم و هرگونه مال بدون مالك مشخص) سوال مى‏كنند; بگو: انفال مخصوص خدا و پیامبر است; پس از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و خصومتهایى را كه در میان شماست، آشتى دهید! و خدا و پیامبرش را اطاعت كنید اگر ایمان دارید! (۱)

 

[2]. سوره حشر، آیه 7.

مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ کَیْ لا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الأغْنِیَاءِ مِنْکُمْ وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ.

آنچه را خداوند از اهل این آبادیها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان او و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است تا (این اموال عظیم) در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد! آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگیرید (و اجرا كنید) و از آنچه نهى كرده خوددارى نمایید; و از (مخالفت) خدا بپرهیزید كه خداوند كیفرش شدید است! (۷)

 

شنبه ٦ آبان ١٣٩٦ - ١٣:٤٧

 

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: