صفحه اصلي > درس خارج   


درس خارج 16 مهر 96

باسمه‌تعالی

 

می‌خواستیم بحث انفال را شروع کنیم. مراجعاتی کردم. بعضی از مسائل مسأله متعلق خمس باقی ماند. در این چند مسأله دقتی می‌کنیم و بعدش نیز موارد دیگری که گفته نشد را ادامه می‌دهیم تا برخی جزئیات مسأله خمس نیز تمام شود و بعدازآن مسأله انفال را شروع می‌کنیم.

 

مسأله 60 کتاب عروه[1]

 

ما در باب خمس گفتیم که در چند چیز خمس است و آن‌ها را شمردیم. حدوداً هفت مورد بود. یکی از مواردی که در آن بحث است منافع کسب است.

 

در اینجاست که فقه ما با فقه اهل تسنن جدا می‌شود. آن‌ها در معدن و غنائم و کنز و غوص و این‌ها نیز خمس را واجب می‌دانند. ولی در منافع کسب مسأله خمس را نیاورده‌اند. در مکاسب گفتیم کسی که کسبی داشته باشد اعم از زراعت تجارت صناعت و کارهای دیگر؛ و از این کسب‌ها منافعی را به دست آورد. باید خمس این منافع را بپردازد.

 

روایات در این باب زیاد بود و آن‌ها را خواندیم. تقریباً ازنظر روایات و اجماع علماء خمس در منافع کسب مسلم است. بحث اینجا است که آیا شرایطی نیز دارد یا نه؟ مثلاً وقتی سودی را از یک معامله‌ای به دست آوردید فوراً باید خمس آن را بدهید یا این‌که شرایطی دارد؟ از روایات و فتاوای فقها برمی‌آید که شرایطی دارد و همین‌طور بلافاصله بعد از گرفتن سود کسب خمس پرداخت آن واجب نمی‌شود. یکی از این شرایط اخراج مؤونه است.

 

این را نیز عرض کنم که به خمس اطلاق غنیمت می‌کنیم. باید حالت غنیمت را داشته باشد. معنایش این است که کسبی که انجام دادم و تبادل مالی که کردم یک‌وقت برای این کار ضرر می‌کنم و یک‌وقت نیز در این تبادل مال چیز اضافه‌ای به دست نمی‌آورم و یک‌وقت نیز اصل پول را به دست می‌آورم و مقداری نیز اضافه بر آن کسب می‌کنم. این اضافه اصل پول را اصطلاحاً غنیمت می‌گویند. هرگونه فایده‌ای را غنیمت می‌گویند. پس فایده‌ای که از سود کسب به دست می‌آوریم غنیمت حساب می‌شود.

شارع مقدس می‌گوید که برای این‌که غنیمت بودن آن حفظ شود باید بعد از این‌که مؤونه را اخراج کردیم هرچقدر ماند غنیمت محسوب می‌شود و باید خمس آن را بپردازیم.

 

گفتیم مؤونه دو قسم است. یک‌وقت مؤونه تحصیل شیء است؛ مثلاً من وقتی می‌خواهم یک کارخانه‌ای را راه بیندازم ناچارم کارگاهی را اجاره کنم و کارگری استخدام کنم و دستگاهی بیاورم و یا برای ثبت یک معدن باید زحمات زیادی را متحمل شوم. این نوع مخارجی هست که بر انسان تحمیل می‌شود که به آن مخارج تحصیل می‌گویند. مخارجی است که برای تحصیل ربح صرف می‌شود.

 

یک نوع مخارجی نیز داریم که مربوط به مسأله امور زندگی انسان می‌شود؛ یعنی در روزهایی که کار می‌کنم زندگی را نیز می‌گذرانم و مخارج آن را نیز تأمین می‌کنم. این نیز مؤونه دوم است.

 

گفتیم که در این زمینه برخی روایات اطلاق دارد و مطلق مؤونه را خارج کرده است؛ مثلاً می‌فرماید: الخمس بعد اخراج المئونه. در یک روایت نیز داشتیم که فرمود: این مقدار گندم به دست آورده‌ام و این مقدارش را زکات داده‌ام و این مقدار نیز خرج خودش کرده‌ام و این مقدار باقی‌مانده است باید چکار کنم؟ فرمودند: باید بعد از اخراج المئونه خمس بدهی. در برخی جاها نیز دارد که باید مؤونه نفسه و عیاله را خارج کند.

 

در باب مؤونه که گفتیم خمس زمانی بر شما واجب می‌شود که مؤونه را خارج کنید؛ مثلاً من در این معامله صد تومان سود کرده‌ام و بیست تومان از آن خرج خود کار شده است. می‌گوید: آن بیست تومان که برای تحصیل ربح بوده است باید کنار بگذاری و خرج بدهی‌هایت بکنی. همچنین مؤونه زندگی را نیز بردار و هرچه باقی ماند سود خالص شما می‌شود و حکم غنیمت را دارد و مشمول خمس است.

 

وقتی می‌خواهم سود ربح را بپردازم باید بلافاصله بعد از این‌که سودی از معامله به دستم آمد خمسش را بدهم یا این‌که می‌توانم مدتی صبر کنم و بعد خمسش را بدهم؟

 

در اینجا روایات مطلب صریحی ندارد که به ما بگوید شما صبر کنید. از این‌که فوراً هم بعد از منفعتی که به دست آوریم باید خمس آن را بدهیم اشاره‌ای ندارد. فقط به ما گفته است که بعد از اخراج مؤونه به شما خمس تعلق می‌گیرد.

 

اینجا چند مسأله دارد.

ما در کسب‌وکارهایی که انجام می‌دهیم نتیجه‌هایی که برای ما حاصل می‌شود مختلف است. زمان حصول نتیجه‌ها مختلف است؛ یعنی بعضی‌ها نتیجه‌شان مثلاً بعد از دو روز است؛ بعضی‌ها ممکن است بعد از یک ماه نتیجه بدهند و برخی ممکن است بعد از شش ماه و برخی نیز بعد از یک سال نتیجه بدهد؛ مثلاً فروشنده اجناسی را داخل مغازه می‌گذارد و هرروز می‌فروشد و برخی اوقات نیز ممکن است در طول بیست روز بفروشد. برخی نیز مانند زراعت است که باید شش ماه صبر کند تا سود کسب خود را بردارد. برخی نیز مانند خانه ساختن است که باید شش ماه یا یک سال باید صبر کنید تا تمام شود و در معرض فروش قرار گیرد و ممکن است فروش آن نیز زمان زیادی ببرد. این کارهایی که ما انجام می‌دهیم بر اساس حصول نتیجه مختلف است.

 

گاهی اوقات نیز کارهای مختلفی داریم؛ مثلاً کسی زراعت و کشاورزی دارد و مغازه‌ای نیز در بازار دارد و شغل اداری نیز دارد و یک کسب دیگری نیز دارد و از هرکدام کسب‌ها و درآمدهای متفاوت دارد. این حصول نتیجه‌ها فرق می‌کند.

 

در اینجا فقها گفته‌اند که خمس را باید بعد از اخراج مؤونه بدهید. برخی از مؤونه‌ها هست مانند مؤونه تحصیل که تا حصول نتیجه است و برخی مؤونه‌ها از حالا شروع می‌شود که می‌خواهد از این درآمد خرج زندگی خود را بدهد. اینجا فقها گفته‌اند که شما یک سال فرصت دارید تا برای خودتان سال مالی قرار بدهید؛ بنابراین یک سال وقت دارید تا با سود حاصله کارکنید و درآمد جدید کسب کنید و وقتی‌که سر سال رسید خمس مقدار باقیمانده را بعد از اخراج مؤونه بپردازید.

 

مبدأ سال مالی

 

حالا این سال مالی که می‌خواهیم شروع کنیم چه زمانی باشد؟ مسأله 10 که می‌خواهیم اشاره‌کنیم به همین جهت است. در این زمینه بین علما اختلاف است. منشأ آن اینجا است که برخی کارها زودبازده است و برخی کارها دیربازده است. در این موارد سال مالی را چه زمانی قرار دهم تا بتوانم خمسش را بدهم؟

 

برخی از بزرگان مانند مرحوم سید و دیگران می‌گویند که سال مالی شما حین شروع کسب است. وقتی شما کسب را شروع کردید می‌توانید سال مالی قرار بدهید؛ مثلاً الآن رفتید مغازه گرفتید. این زمان سال مالی شما می‌شود. زمین کشاورزی گرفتید تا زراعت کنید؛ همان زمان سال مالی شما می‌شود. کارخانه‌دار وقتی کار را شروع می‌کند سال مالی او محسوب می‌شود. بعضاً گفته‌اند منافعی که از کسب به دست می‌آید اولین حرکت مالی که انجام می‌دهید اول سال مالی شما است. ممکن است نتیجه شش ماه بعد باشد؛ عیبی ندارد. سود آن را می‌سنجید و مؤونه‌های تحصیل و سنه را کم می‌کنید و خمس آن را می‌پردازید؛ همچنین می‌توانید صبر کنید تا انتهای سال برسد و آن زمان خمس را بپردازید.

 

برخی از فقها می‌گویند که اشکالی ندارد که برای هر کاری یک سال مالی قرار دهید؛ مثلاً زراعت دارید برای آن‌یک سال مالی قرار بدهید و یا کار دیگری دارید برای آن نیز سال مالی قرار می‌دهید. سر سال مالی هم مؤونه را کم می‌کنید و هر چیزی که باقی ماند خمسش را می‌پردازید. می‌توان بین این‌ها را جمع کرد.

 

ما می‌خواهیم بگوییم مبدأ سالی که قرار می‌دهیم دو نظر است که البته یک نظر تفصیلی هم حضرت امام (قدس سره) دارد. یک نظر این است که حین شروع کسب را سال مالی قرار می‌دهد. نظر دیگر مانند مرحوم خویی این است که بعد از حصول فایده سال مالی قرار می‌دهند. یک دلیل ظاهری دارد و سه دلیل دیگر نیز دارد.

 

یک دلیل این است که خمس به شما تعلق نمی‌گیرد تا زمانی که سود نکرده باشید. وقتی سود برای شما حاصل شد باید مؤونه فعلی آن را بپردازید؛ اما وقتی سود حاصل نشده است و فایده‌ای نیامده است خمس واجب نشده است. اول کار که شروع کرده‌ام خمس بر من واجب نشده است. زمانی که سود به دستم آمد باید خمس بپردازم؛ بنابراین آن روز را سال خمسی خودم قرار می‌دهم. می‌گوید وقتی سود حاصل کردی باید مؤونه را نیز بدهی. آقایان می‌گویند مؤونه مشتق است و مشتق نیز حقیقت در متلبس است. متلبس، الآن است. الآن سود حاصل کردم و الآن باید مؤونه را بپردازم. حالا اگر مؤونه‌ای ندارم از این به بعد باید مؤونه‌هایم حساب شود و قبلی‌های آن حساب نمی‌شود.

 

بنابراین مبدأ سالی ما باید حین کسب باشد یا حین حصول فایده؟ نظرات مختلفی وجود دارد و باید بین آن‌ها نظر بهتر را انتخاب کنیم.

 

 

پی نوشت ها:

 

[1]. العروة الوثقی فیما تعم به البلوی( المحشّٰی)، السيد محمدکاظم الطباطبائی الیزدي، ج4، ص285.

(مسألة 60): مبدأ السنة الّتی یکون الخمس بعد خروج مؤنتها حال الشروع فی الاکتساب [1] فیمن شغله التکسّب [2]، و أمّا من لم یکن مکتسباً و حصل له فائدة اتّفاقاً فمن حین حصول الفائدة [3].

پنج شنبه ٢٧ مهر ١٣٩٦ - ٠٩:١٥

 

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: