صفحه اصلي > درس خارج   


درس خارج 3 آذر 92

باسمه‌تعالی

 

ادامه بررسی روایات هشت فرسخ و چهار فرسخ

 

در جلسات قبل گفتیم که ملاک در قصر نماز، در روایات ما، همان هشت فرسخ است. در این زمینه روایات مربوط به آن خوانده شد. گفتیم که اگر به روایات برگردیم پنج طایفه از این روایات باید بررسی کنیم. یک طایفه روایاتی هستند که به ما هشت فرسخ می‌گوید؛ نه کم و نه زیاد.

 

آخرین روایتی که مانده بود این روایت است: ما رواه ایضاً فِي عُيُونِ الْأَخْبَارِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ الرِّضَا ع فِي كِتَابِهِ إِلَى الْمَأْمُونِ‏ وَ التَّقْصِيرُ فِي ثَمَانِيَةِ فَرَاسِخَ وَ مَا زَادَ؛ امام رضا علیه السلامدر جواب مأمون گفتند: التَّقْصِيرُ فِي ثَمَانِيَةِ فَرَاسِخَ وَ مَا زَادَ؛ از هشت فرسخ به بعد، وَ إِذَا قَصَّرْتَ أَفْطَرْتَ اگر از این هشت فرسخ کمتر رفتی باید افطار کنی.

 

این روایات و روایتی که خواندیم همگی مؤید روایات ثمانیه است. البته مرحوم آیت‌الله بروجردی همه این روایات را به‌صورت مرتب دسته‌بندی کرده است.

 

ما رواه ایضاً باسناده عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ التَّقْصِيرِ فِي الصَّلَاةِ؛ می‌گوید مسئله قصر در صلوه را از امام علیه‌السلام پرسیدم. در ذیل روایت، اشاره به امام باقر علیه السلام دارد اما در صدر روایت اشاره به ابی‌عبدالله که امام صادق علیه السلام است دارد. می‌گوید: من از حضرت سؤال کردم إِنَّ لِي ضَيْعَةً قَرِيبَةً مِنَ الْكُوفَةِ؛ من یک جایگاه و خانه‌ای قریب به کوفه دارم وَ هِيَ بِمَنْزِلَةِ الْقَادِسِيَّةِ مِنَ الْكُوفَةِ مسافتش را نمی‌داند ولی می‌گوید که به‌منزله قادسیه تا کوفه است. شاید حضرت می‌داند که قادسیه تا کوفه چه قدر راه است؟ و ربما عرض ذی حاجت یا فَرُبَّمَا عَرَضَتْ لِي حَاجَةٌ أَنْتَفِعُ بِهَا؛ من از آن استفاده می‌کنم أَوْ يَضُرُّنِي الْقُعُودُ عَنْهَا فِي رَمَضَانَ؛ یا این‌که در ماه رمضان به آنجا می‌روم، حالا در ماه رمضان بخواهم روزه بگیرم فَأَكْرَهُ الْخُرُوجَ إِلَيْهَا؛ یک‌خرده نگران هستم که به آنجا بروم یا نه؟ چرا نگران هستی؟ می‌گوید: لِأَنِّي لَا أَدْرِي أَصُومُ أَوْ أُفْطِرُ؛ نمی‌دانم آیا روزه بگیرم یا افطار کنم؟ از حضرت این‌طور سؤال کرد که فاصله من تا کوفه مثل فاصله قادسیه تا کوفه است. حضرت جواب دادند: فَقَالَ لِي فَاخْرُجْ وَ أَتِمَّ الصَّلَاةَ وَ صُمْ به ضیعه‌ات برو و نمازت را تمام بخوان و روزه هم بگیر فَإِنِّي قَدْ رَأَيْتُ الْقَادِسِيَّةَ؛ من می‌دانم قادسیه کجاست. دقت کنید! آقا شما که قادسیه را می‌دانی کجاست؟ و فاصله‌اش را هم تا کوفه می‌دانی پس مقداری که در سفر نماز شکسته می‌شود چه قدر است؟ قُلْتُ لَهُ كَمْ أَدْنَى مَا يُقَصَّرُ فِيهِ الصَّلَاةُ؛ حضرت جواب دادند: قَالَ جَرَتِ السُّنَّةُ بِبَيَاضِ يَوْم؛ سنت این‌گونه است که به بیاض یوم باشد؛ یعنی شما یک روز از اولی که آفتاب می‌زند و روز می‌شود تا این‌که غروب می‌کند را حساب کن. اگر این مسیر را طی کردی سفر محسوب می‌شود و نمازت شکسته است. فَقُلْتُ لَهُ؛ به حضرت گفتم: إِنَّ بَيَاضَ‏ يَوْمٍ يَخْتَلِفُ؛ این بیاض یوم که اختلاف پیدا می‌کند. يَسِيرُ الرَّجُلُ خَمْسَةَ عَشَرَ فَرْسَخاً فِي يَوْمٍ؛ یکی هست که پانزده فرسخ می‌رود تند می‌رود. وَ يَسِيرُ الْآخَرُ أَرْبَعَةَ فَرَاسِخَ وَ خَمْسَةَ فَرَاسِخَ فِي يَوْمٍ؛ بعضی‌ها هشت فرسخ می‌روند؛ بعضی‌ها چهار فرسخ و بعضی‌ها پنج فرسخ می‌روند. این چه جوری است؟ ظاهراً در ذهن این سائل هم یک چیزی از عدد بوده است که این سؤال می‌کند. قَالَ فَقَالَ إِنَّهُ لَيْسَ إِلَى ذَلِكَ يُنْظَرُ؛ می‌فرماید به این چیزها نگاه نکن. أَمَا رَأَيْتَ سَيْرَ هَذِهِ الْأَمْيَالِ بَيْنَ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ؛ این قافله‌ها و شترها که بین مکه و مدینه می‌روند را ندیدی؟ می‌گوید: چرا. می‌فرماید: مراد این‌ها هستند. یک بیاض یومی که این‌ها بروند. بعدش خود حضرت تحدید می‌کند ثُمَّ أَوْمَأَ بِيَدِهِ أَرْبَعَةً وَ عِشْرِينَ مِيلًا يَكُونُ ثَمَانِيَةَ فَرَاسِخَ؛ حضرت با دستش اشاره کرده است که بیست‌وچهار میل راه می‌روند که مساوی با هشت فرسخ می‌شود. حضرت در این روایت نتیجه گرفته است که شما هشت فرسخ که طی کردید این هشت فرسخ، أدنی چیزی است که با آن سفر تحقق پیدا می‌کند و أدنی چیزی است که نماز شما شکسته می‌شود.

 

از این روایت و روایات دیگری که ما داریم چنین استفاده‌ای می‌کنیم. روایت بعدی روایت فضل بن شاذان است که خواندیم. مارواه صدوق بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ‏ فی علل التی سمعها عَنِ الرِّضَا ع؛ می‌فرماید درباره علل قصر که از امام رضا علیه السلامشنیده ایم می‌گوید: إِنَّمَا وَجَبَ التَّقْصِيرُ فِي ثَمَانِيَةِ فَرَاسِخَ لَا أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ وَ لَا أَكْثَرَ این روایت فضل بن شاذان است که روایت معتبری نیز هست.

 

از ظاهر مجموع روایات برداشت می‌شود که ممکن است شما بگویید حداقل را از آن نمی‌فهمیم ولی این را می‌فهمیم که ما باید هشت فرسخ را طی کنیم و اگر هشت فرسخ را طی نکنیم نماز شکسته نمی‌شود. ظاهر روایات این است. می‌گوید «لا اقل و لا اکثر» از مجموع این روایات این را می‌فهمیم. به این روایات دقت کردید؟ توجه داشته باشید که «إذا ضربتم فی‌الارض» که در آیه آمده است مطلق است و همین‌که شما از در خانه بیرون رفتید، ضرب کرده‌اید. البته ممکن است شما بگویید از این عبارت می‌توان یک استیناسی کرد که باید یک مسافتی را طی کرد و این مسافت را در روایات ما به هشت فرسخ معین کرده است.

 

این اخبار معروف به اخبار اربعه است. همان‌طور که عرض شد این روایات به‌صورت پراکنده در کتب مختلف آمده است و مرحوم آیت‌الله بروجردی آن‌ها را به‌صورت خوبی تقسیم‌بندی کرده است. این تقسیم‌بندی ایشان را می‌خوانم تا نتیجه‌گیری کنیم.

 

این روایت طایفه دوم روایت‌هایی است که «ما تدل ان المسافت موجبه للقصر اربعه فراسخ»؛ روایت‌هایی است که آن چیزی که موجب قصر نماز است چهار فرسخ است. در این روایت‌ها عبارت چهار فرسخ یا برید یا اثنی عشراً میلاً که علاوه بر اختلاف تعبیرات دوازده میل است دیده می‌شود. به این مطلب نیز اشاره ندارند که رجوع باشد یا نباشد. استفاده‌ای که ما از این روایت‌ها در آینده می‌کنیم این است که چهار فرسخ موضوع نماز قصر است. در روایت‌هایی که اشاره کردیم این استفاده را می‌کردیم که هشت فرسخ موضوع است.

 

 «ما رواه شیخ باسناده عن حسین بن سعید» شیخ به‌صورت مسند نقل کرده است، «عن حسین بن سعید عَنِ إبن أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ‏ دراج عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع» سند روایت صحیح است و همه ناقلان این روایت قوی هستند. جمیل دراج، زراره و إبن أبی عمیر مشهور است؛ حسین بن سعید دو تا هستند که هر دوی آن‌ها نیز مشهور هستند؛ شیخ هم که مسند نقل کرده است. از این‌ها معلوم می‌شود که روایت صحیح است. «عن إبی جعفر» یعنی امام باقر علیه السلام علیه‌السلام، «قَالَ» حضرت فرمود: «التَّقْصِيرُ (فِي السَّفَرِ) فِي بَرِيدٍ» برید چهار فرسخ است «التَّقْصِيرُ (فِي السَّفَرِ) فِي بَرِيدٍ وَ الْبَرِيدُ أَرْبَعَةُ فَرَاسِخَ» این روایت را «رواه کلینی إیضاً عن علی بن ابراهیم عن أبیه عن إبی عمیر» نیز نقل می‌کند. از این روایت می‌فهمیم که تقصیر، سر چهار فرسخ است؛ یعنی موضوعیت را به چهار فرسخ داده است. روایتش هم صحیح است و نمی‌توانیم تعبیر دیگری از ظاهر روایت کنیم. می‌گوید: التقصیر فی البرید، آن مسافتی که شما می‌خواهید نماز را قصر بکنید برید است. روایات اربعه معارض با روایت‌های قبلی است. اینجا موضوعیت را به اربعه داده است و آنجا موضوعیت را به ثمانیه داده است. باید این تعارض را علاج کنیم.

 

 «رواه شیخ بإسناده عن سعد عن محمد بن حسین بن أبی خطاب عن معاویه حکیم، عن مالک بن خزرمی عن أبی جارود» این روایت را شیخ مسند نقل کرده است اما در بین راویان نام ابی جارود دیده می‌شود که جای بحث دارد ولی مجموع روایت موردقبول است. «قال قلت: لأبی جعفر»؛ به أبی جعفر گفتم «فی کم التقصیر»؛ می‌گوید من از أبی جعفر سؤال کردم: تقصیر کجاست؟ «فقال: فی اربعه فراسخ»؛ فرمود: در چهار فرسخی.

 

«ما رواه عن حسین بن سعید عَنْ فَضَالَةَ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدٍ الشَّحَّامِ‏» می‌گوید: «ما رواه عن حسین بن سعید عَنْ فَضَالَةَ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدٍ الشَّحَّامِ‏ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏»؛ من شنیدم از امام صادق علیه السلام که این‌طور فرمود: «يُقَصِّرُ الرَّجُلُ الصَّلَاةَ فِي مَسِيرَةِ اثْنَيْ عَشَرَ مِيلًا»؛ دوازده میل است. این‌ها صراحت در این دارد که موضوعیت تقصیر را به چهار فرسخ داده است.

 

«ما رواه کلینی عن علی بن ابراهیم عن أبی عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع»؛ از امام صادق علیه السلام سؤال کردم: «أَدْنَى مَا يُقَصِّرُ فِيهِ»؛ کمترین چیزی که نماز در آن قصر می‌شود چیست؟ «قَالَ بَرِيدٌ»؛ چهار فرسخ.

 

«ما رواه شیخ بإسناده عن احمد بن محمد» احمد بن محمد مورد وثوق است «عن إبن أبی عمیر» که از سلسله سند است «عن عبد الله بن بکیر» که در مورد او بحثی نیست و روایت‌هایش مقبول است. «قال سئلت عن إبا عبد الله عن القادسیه»؛ می‌گوید از حضرت درباره قادسیه سؤال کردم «أخرج إليها»؛ من در کوفه هستیم و به قادسیه می‌روم «أتم الصلوه أم أقصر»؛ تمام بخوانم یا قصر؟ «قال: کم هی؟»؛ حضرت سؤال کردند چه قدر است؟ «هی التی رأیت»؛ هر مقدار که دیدید. «قال قصّر»؛ حضرت فرمودند که باید نماز را شکسته بخوانی. همین سؤال در روایت قبلی خواندیم. آنجا حضرت اشاره کردند باید تمام بخوانی چون هشت فرسخ نیست. در اینجا باید قصر بخوانی چون چهار فرسخ است. چهار فرسخ را قبول کرده و در اینجا می‌گوید که باید شکسته بخوانی. «القادسية- بلدة بينه و بين الكوفة خمسة عشر فرسخا»؛ قادسیه جایی بین کوفه است که پنج فرسخ است. از این روایت استفاده می‌کنیم که حضرت کمتر از هشت فرسخ را اجازه داده که نماز را شکسته بخواند یعنی بیشتر از چهار فرسخ اجازه داده است ولی در آنجا اجازه نداده است.

 

«ما رواه شیخ بإسناده عن محمد بن علی بن محبوب عن محمد بن عیسی عن عمران بن محمد» اکثر روایات به‌گونه‌ای است که نمی‌توان آن‌ها را طرد کرد و بگوییم این روایت ضعیف است و از روی تقیه صادرشده است. این‌ها روایت‌های متینی است که سندش خوب است و نمی‌توان حمل بر تقیه کرد. «عن محمد بن علی بن محبوب عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي ع جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ لِي ضَيْعَةً عَلَى خَمْسَةَ عَشَرَ مِيلًا»؛ من یک جایگاهی دارم که پانزده میل است. «خَمْسَةِ فَرَاسِخَ»؛ پنج فرسخ است. «فَرُبَّمَا خَرَجْتُ إِلَيْهَا فَأُقِيمُ فِيهَا»؛ من به آنجا می‌روم و در آنجا اقامت می‌کنم. «ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ أَوْ خَمْسَةَ أَيَّامٍ أَوْ سَبْعَةَ أَيَّامٍ فَأُتِمُّ الصَّلَاةَ أَمْ أُقَصِّرُ»؛ آیا نمازم را باید شکسته بخوانم یا تمام؟ (البته در اینجا باید روی متنش یک مقدار فکر بکنیم.) نمازم را در اینجا تمام بخوانم یا شکسته بخوانم؟ «فَقَالَ قَصِّرْ فِي الطَّرِيقِ»؛ در راه که داری می‌آیی شکسته بخوان. «وَ أَتِمَّ فِي الضَّيْعَةِ»؛ در ضیعه نمازت را تمام بخوان. چون آنجا وطنش بوده است. این تکه راه پنج فرسخ است و هنوز به هشت فرسخ نرسیده و در مسیر نیز از ابتدا نیتش هشت فرسخ نبوده است که بتوان او را مسافر حساب کرد؛ بنابراین حضرت می‌گوید در راه نمازت را شکسته بخوان و آنجا که رسیدی چون خانه‌ات است تمام بخوان. از این روایت استشمام می‌شود که نماز قصر خواندن را قبل از هشت فرسخ به ما داده است؛ گرچه ما نیت هشت فرسخ را نداریم.

 

«رواه کلینی وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْخَرَّازِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:» در مورد این روایت باید بیشتر دقت کرد. کلینی روایت کرده است از محمد بن سعید از محمد بن خزاز از بعضی اصحاب ما «عن ابی‌عبدالله قال: بَيْنَا نَحْنُ جُلُوسٌ»؛ وقتی که ما یکجایی نشسته بودیم. «وَ أَبِي عِنْدَ وَالٍ لِبَنِي أُمَيَّةَ عَلَى الْمَدِينَةِ»؛ پدر من در نزد یکی از این سران بنی‌امیه در مدینه بود. اینجا نشسته بودند. «إِذْ جَاءَ أَبِي فَجَلَسَ»؛ زمانی که «إِذْ جَاءَ أَبِي فَجَلَسَ»؛ پدرم برگشت کنار ما نشست. «فقال: كُنْتُ عِنْدَ هَذَا قُبَيْلُ»؛ فرمود: من همین‌الان کنار این بنده خدا همین نزدیکی‌ها بودم. «فَسَاءَلَهُمْ عَنِ التَّقْصِيرِ»؛ در آن جلسه از آن افراد بنی‌امیه از تقصیر سؤال شد که نماز تا کی و کجا شکسته است؟ «فَقَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ فِي ثَلَاثٍ»؛ بعضی از این‌ها گفتند در سه فرسخی یا سه میل. «وَ قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ»؛ یک دسته دیگرشان گفتند: «يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ»؛ یک شبانه روز. «وَ قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ رَوْحَةٍ»؛ بعضی‌ها هم گفتند یک روز کامل. «فَسَأَلَنِي»؛ می‌گوید که این‌ها هرکدام یک چیزی گفتند. بعد از من سؤال کردند. «فَقُلْتُ لَهُ إِنَ‏ رَسُولَ اللَّهِ ص لَمَّا نَزَلَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ بِالتَّقْصِيرِ»؛ وقتی جبرئیل آمد و آیه تقصیر را برایش آورد یا مسئله تقصیر گفت. «قَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص»؛ پیامبر صلی الله علیه و آله سؤال کرد: «فِي كَمْ ذَاكَ»؛ چه قدر باید بروم؟ این ضرب فی‌الارض چه قدر است؟ «فَقَالَ فِي بَرِيدٍ»؛ جبرئیل در جواب پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: یک برید. «قَالَ وَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ الْبَرِيدُ»؛ بعد می‌گوید که من سؤال کردم که این برید چیست؟ و چه قدر است؟ «فَقَالَ مَا بَيْنَ ظِلِّ عَيْرٍ إِلَى فَيْ‏ءِ وُعَيْرٍ»؛ دو تا کوه است یکی به نام عیر است و دیگری به نام وعیر. بین این دو تا کوه یک فاصله‌ای هست وقتی که آفتاب به این کوه عیر می‌افتد تا زمانی که به آن کوه وعیر می‌افتد. وقتی آفتاب به شرق می‌تابد و به کوه بعدی می‌تابد و ظل می‌شود و سایه می‌اندازد. زمانی را که آفتاب تمام می‌شود و به آن‌طرف می‌رود «فی» می‌گویند. «ظل» سایه‌ای است که قبلاً بوده و «فی» سایه‌ای است که ایجاد می‌شود. می‌فرماید: «قَالَ ثُمَّ عَبَرْنَا زَمَاناً» ما این را تعبیر به زمان کردیم. «ثُمَّ رَأَى [رُؤِيَ‏] بَنُو أُمَيَّةَ يَعْمَلُونَ أَعْلَاماً عَلَى الطَّرِيقِ وَ أَنَّهُمْ ذَكَرُوا مَا تَكَلَّمَ بِهِ أَبُو جَعْفَرٍ ع- فَذَرَعُوا مَا بَيْنَ ظِلِّ عَيْرٍ إِلَى فَيْ‏ءِ وُعَيْرٍ- ثُمَّ جَزَّءُوهُ عَلَى اثْنَيْ عَشَرَ مِيلًا»؛ می‌گوید که ما این‌ها را اندازه گرفتیم و علامت گذاری کردیم و این فاصله، دوازده میل شد. دوازده میل هم چهار فرسخ است. «فَكَانَتْ ثَلَاثَةَ آلَافٍ وَ خَمْسَمِائَةِ ذِرَاعٍ»؛ این‌طور شد که سه هزار و پانصد ذراع شد و هر میلی هم سه هزار و پانصد ذراع است. البته یک اشتباهی در این روایت هست چون هر میلی چهار هزار ذراع است. بعضی‌ها می‌گویند هر میلی سه هزار و پانصد ذراع هست.

 

مرحوم صاحب جواهر در این زمینه قلم‌فرسایی کرده است و من نیز قصد داشتم آن متن را بخوانم که فرصت نیست. «فَكَانَتْ ثَلَاثَةَ آلَافٍ وَ خَمْسَمِائَةِ ذِرَاعٍ كُلُّ مِيلٍ»؛ هر میلی در واقع سه فرسخ است. «فَوَضَعُوا الْأَعْلَامَ»؛ می‌گوید اعلامشان را گذاشتند. «فَلَمَّا ظَهَرَ بَنُو هَاشِمٍ؛ يَّرُوا أَمْرَ بَنِي أُمَيَّةَ؛ يْرَةً لِأَنَّ الْحَدِيثَ هَاشِمِيٌّ فَوَضَعُوا إِلَى جَنْبِ كُلِّ عَلَمٍ عَلَماً»

 

به‌هرحال آن چیزی که ما از این روایت می‌خواهیم بفهمیم این است که وقتی رفتند و اندازه گرفتند و علامت گذاری کردند به این نتیجه رسیدند که این فاصله چهار فرسخ است. ما از این روایت‌ها استفاده می‌کنیم که حضرت چهار فرسخ را معین کرده است.

 

حالا در این روایت حرف‌های زیادی وجود دارد و لزوم ندارد که وقت زیادی برای بررسی آن صرف کنیم. مسأله اصلی این است که تعارض هشت فرسخ و چهار فرسخ را چگونه می‌توان حل کرد؟

 

پی‌نوشت‌ها:

 

. وسائل الشيعة –الإسلامية، الشيخ الحر العاملي، ج 5، ص 492.

و في (عيون الأخبار) بأسانيد تأتي عن الفضل بن شاذان، عن الرضا عليه السلام في كتابه إلى المأمون والتقصير في ثمانية فراسخ وما زاد، وإذا قصرت أفطرت.

 

. همان، ص 521.

[4] وعنه، عن محمد بن عبد الله، وهارون بن مسلم جميعا، عن محمد بن أبي عمير عن عبد الرحمن بن الحجاج، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: سألته عن التقصير في الصلاة فقلت له: إن لي ضيعة قريبة من الكوفة وهي بمنزلة القادسية من الكوفة فربما عرضت لي حاجة أنتفع بها أو يضرني القعود منها في رمضان فأكره الخروج إليها لأني لا أدري أصوم أو أفطر، فقال لي: فاخرج فأتم (وأتم) الصلاة وصم فاني قد رأيت القادسية. الحديث.

 

 

. همان، ص 493.

[15] وعنه، عن محمد بن عبد الله، وهارون بن مسلم جميعا، عن محمد بن أبي عمير، عن عبد الرحمن بن الحجاج، عن أبي عبد الله عليه السلام في (حديث) قال: قلت له كم أدنى ما يقصر فيه الصلاة؟ قال: جرت السنة ببياض يوم، فقلت له: إن بياض يوم يختلف يسير الرجل خمسة عشر فرسخا في يوم ويسير الاخر أربعة فراسخ وخمسة فراسخ في يوم، قال: فقال: إنه ليس إلى ذلك ينظر، أما رأيت سير هذه الأثقال (الأميال) بين مكة والمدينة ثم أومأ بيده أربعة وعشرين ميلا يكون ثمانية فراسخ.

 

. همان، ص 491.

[1] محمد بن علي بن الحسين باسناده عن الفضل بن شاذان، عن الرضا عليه السلام أنه سمعه يقول: إنما وجب التقصير في ثمانية فراسخ لا أقل من ذلك ولا أكثر، لان ثمانية فراسخ مسيرة يوم للعامة والقوافل ل والأثقال، فوجب التقصير في مسيرة يوم، ولو لم يجب في مسيرة يوم لما وجب في مسيرة ألف سنة، وذلك لان كل يوم يكون بعد هذا اليوم فإنما هو نظير هذا اليوم، فلو لم يجب في هذا اليوم فما وجب في نظيره إذا كان نظيره مثله لا فرق بينهما.

 

. همان، ص 494.

محمد بن الحسن باسناده عن الحسين بن سعيد، عن ابن أبي عمير، عن جميل ابن دراج، عن زرارة، عن أبي جعفر عليه السلام قال: التقصير في بريد، والبريد أربع فراسخ.

 

. همان، ص 495.

(11165) وعنه، عن محمد بن الحسين عن معاوية بن حكيم، عن أبي مالك الحضرمي، عن أبي الجارود قال: قلت لأبي جعفر عليه السلام في كم التقصير؟ فقال: في بريد.

 

. همان، ص 494.

وعنه، عن فضالة، عن حماد، عن أبي أسامة زيد الشحام قال: سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول: يقصر الرجل الصلاة في مسيرة اثنى عشر ميلا. وباسناده عن سعد، عن أحمد بن محمد، عن الحسين بن سعيد وذكر الأحاديث الثلاثة.

 

. همان، ص 497.

(11170) وعنه، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن أبي أيوب قال: قلت لأبي عبد الله عليه السلام أدنى ما يقصر فيه المسافر؟ قال: بريد. ورواه الشيخ باسناده عن محمد بن يعقوب وباسناده عن علي بن إبراهيم وكذا الذي قبله. أقول: تقدم الوجه في مثله.

 

. همان، ص 496.

[7] وباسناده عن أحمد بن محمد، عن محمد بن أبي عمير، عن عبد الله بن بكير قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن القادسية أخرج إليها أتم الصلاة أم أقصر؟ قال: وكم هي؟

قلت: هي التي رأيت، قال: قصر. ورواه الحميري في (قرب الإسناد) عن محمد ابن الوليد، عن عبد الله بن بكير نحوه. أقول: المراد أنه خرج إليها من الكوفة، وقد أورده الشيخ في جملة أحاديث أربع فراسخ.

 

. همان، ص 523.

[14] وعنه، عن محمد بن عيسى، عن عمران بن محمد قال: قلت لأبي جعفر الثاني عليه السلام: جعلت فداك إن لي ضيعة على خمسة عشر ميلا خمسة فراسخ فربما خرجت إليها فأقيم فيها ثلاثة أيام أو خمسة أيام أو سبعة أيام فأتم الصلاة أم أقصر؟ فقال: قصر في الطريق وأتم في الضيعة. أقول: هذا محمول على عدم الاستيطان والاتمام على التقية لما مر.

 

[11]. همان، ص 497.

[13] وعن محمد بن يحيى، عن محمد بن الحسين، عن محمد بن يحيى الخزاز، عن بعض أصحابنا، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: بينا نحن جلوس وأبي عند وال لبني أمية على المدينة إذ جاء أبي فجلس فقال: كنت عند هذا قبيل فسائلهم عن التقصير فقال قائل منهم: في ثلاث، وقال قائل منهم: في يوم وليلة، وقال قائل منهم: روحة، فسألني فقلت له: إن رسول الله صلى الله عليه وآله لما نزل عليه جبرئيل بالتقصير قال له النبي صلى الله عليه وآله في كم ذاك؟ فقال: في بريد، قال: وأي شئ البريد؟ فقال ما بين ظل عير إلى فئ وعير قال: ثم عبرنا زمانا ثم رأى بنو أمية يعملون أعلاما على الطريق وأنهم ذكروا ما تكلم به أبو جعفر عليه السلام فذرعوا ما بين ظل عير إلى فئ وعير ثم جزوه على اثنى عشر ميلا فكانت ثلاثة آلاف وخمسمائة ذراع كل ميل، فوضعوا الاعلام، فلما ظهر بنو هاشم غيروا أمر بني أمية غيرة لان الحديث هاشمي، فوضعوا إلى جنب كل علم علما.

شنبه ٣ آذر ١٣٩٣ - ١٠:٠١
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: