صفحه اصلي > درس خارج   


درس خارج 28 آبان 92

باسمه‌تعالی

 

بررسی روایات مربوط به مقدار مسافت

 

قرار ما این بود که روایات مربوط به مقدار مسافت را بخوانیم.

 

این طبیعی است که هم زراره و هم محمد بن مسلم مورد اعتماد است و روایت نیز صحیح است. راوی این روایت نیز صدوق است و فرق او با دیگران این است که بر اساس روایات، فتوا می‌دهد. او به روایاتی که نقل می‌کند معتقد است و آن‌ها را قبول دارد. او متن را بیان می‌کند و بر اساس آن، نظر می‌دهد و لذا اخباریان بعضی از مثال‌هایشان را ازاینجا می‌گیرند.

 

روي عن زرارة ومحمد بن مسلم أنهما قالا: محمد بن مسلم و زراره گفتند که قلنا لأبي جعفر عليه‌السلام: ما تقول في الصلاة في السفر كيف هي، وكم هي؟ ما از امام باقر علیه السلام سؤال کردیم که نماز ما در سفر چه قدر و چگونه است؟ و قال: إن الله عزوجل یقول: اذا ضربتم فی الارض؛ خدا در آیه قرآن می‌گوید «اذا ضربتم فی الارض» دنباله این روایت ادامه دارد که وَ قَدْ سَافَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى ذِي خُشُبٍ؛ پیامبر صلی الله علیه و آله اکرم مسافرت کردند به یک منطقه‌ای به نام ذی خشب. وَ هُوَ مَسِيرَةُ يَوْمٍ مِنَ الْمَدِينَةِ؛ حضرت مسافرت کردند به خشب، یعنی از مدینه تا آنجا یک روز راه است. يَكُونُ إِلَيْهَا بَرِيدَانِ هر بریدی چهار فرسخ است و دو برید معادل هشت فرسخ است. أَرْبَعَةٌ وَ عِشْرُونَ مِيلًا؛ در واقع بیست‌وچهار میل، هشت فرسخ را باید به بیست‌وچهار میل تقسیم بکنید تا ببینید هر میلی چند فرسخ است. فَقَصَّرَ وَ أَفْطَرَ فَصَارَتْ سُنَّة؛ پیامبر صلی الله علیه و آله وقتی‌که یک روز راه رفت و در این یک روز راه رفتن، در واقع دو تا چهار فرسخ شده بود یا چهارده میل شده بود فَقَصَّرَ وَ أَفْطَرَ نماز را شکسته خواند و روزه‌اش را افطار کرد.

 

این روایت صحیح است نقل از امام باقر علیه السلام است و راویانش هم زراره و محمد بن مسلم هستند. این عمل پیامبر صلی الله علیه و آله به ما این‌طوری نشان داده است که وقتی شما یک روز، بیاض یوم راه رفتی و در واقع این بیاض یوم هشت فرسخ می‌شود؛ و بریدان این مقدار می‌شود پیامبر صلی الله علیه و آله افطار کرد. فصارت سنة این کار تبدیل به سیره و سنت برای مردم شد.

 

متن این روایت صحیحه است و از «ضربتم فی الارض» به همین مقدار استفاده کردیم. گفتیم که کلمه ضربتم فی الارض، ضرب در زمین است و ضرب در الارض مثل سیروا فی الارض است و ظاهرش اطلاق دارد و مقدار آن را معین نمی‌کند اما خود عبارت طوری است که القاء می‌کند که «ضرب در ارض» می‌گوید حتماً باید یک مسافتی را باید در نظر داشته باشد؛ یعنی عرفاً به یک مسافتی ضرب در ارض می‌گویند. به‌هرحال یک حرکتی در زمین انجام داده است وگرنه مثلاً سر یک کیلومتری، یا ده متری یا صد متری یا دو کیلومتری را ضرب در ارض نمی‌گویند. گرچه حرکت می‌کنند و ازاینجا به آنجا می‌روند اما ظاهر ضرب در ارض یک مقدار معتنی به است. در واقع می‌توان از آیه قرآن برداشت کرد که یک حرکتی، یک تلاش و یک سفری که عرفاً به آن سفر بگویند کرده است. مثل سیروا فی الارض که بر اساس آن دستور می‌دهد در زمین سیر کنید و این‌که ازاینجا به آنجا بروید سیر در زمین نیست؛ به‌هرحال باید یک حرکت جدی‌تری داشته باشید. اهل سنت در این حرکت جدی‌تر و «سیروا فی الارض» اختلاف کردند و از ده فرسخ تا چهار فرسخ و هشت فرسخ و چهل‌وپنج فرسخ و... نیز گفته‌اند؛ یعنی استنباط کردند؛ اما آن کسی که با عمل و گفتارش آیه را تفسیر کرده است پیامبر صلی الله علیه و آله اکرم و ائمه علیهم السلام معصومین هستند.

 

از این روایت این معنا استفاده می‌شود که این سفر پیامبر صلی الله علیه و آله، سفر امتدادی است، یعنی ایشان از مبدأ شروع کرده و یک روز را طی کرده و نماز را شکسته خوانده است. هشت فرسخ را طی کرده و روزه را افطار کرده و نماز را شکسته خوانده است. ظاهرش این است که یک مسیر امتدادی است و هشت فرسخ را آدم باید طی بکند تا بتواند نماز را شکسته بخواند. پس ببینید مفاد این روایت هشت فرسخی است و به ما نگفته است که سر چهار فرسخ چه‌کار باید بکنیم؟ اگر چهار فرسخ رفتیم می‌توانیم شکسته بخوانیم؟ یا فرض کنید هشت فرسخ تلفیقی یا غیره این را تصریح نمی‌کند. این روایت معنای امتداد را به ما می‌رساند. حالا آیا این روایت درصدد بیان در واقع ادنی مسافت است؟ یا درصدد در واقع بیان مسافت کلی؟ شاید شما بگویید این روایت، اقل مسافت را بیان می‌کند؛ یعنی می‌گوید کمترین مسافتی که نماز شکسته می‌شود مسیره الیوم است یا هشت فرسخ یا چند میل است و از این کمتر نماز شکسته نمی‌شود. آیا این روایت درصدد این معنا است؟ یعنی درصدد این‌که برای ما تحدید بکند بگوید ادنی، کمترین و کوچک‌ترین مسافتی که شما می‌توانید نماز را شکسته بخوانید هشت فرسخ است؟ از این روایت می‌فهمیم که وقتی شما هشت فرسخ را طی کردی باید نماز را شکسته بخوانی؟ به‌عبارت‌دیگر، آیا این روایت، این‌طور به ما می‌گوید که در سیره پیامبر صلی الله علیه و آله هر وقت یک مسیره الیوم رفتیم و هشت فرسخ طی مسافت کردیم نماز را می‌توان شکسته خواند؟ یا این‌که بگوییم این سیره پیامبر صلی الله علیه و آله می‌گوید شما در هشت فرسخ محدود هستی که شکسته بخوانی؟ این دو تعبیر با هم متفاوت است؛ زیرا بنا بر تعبیر اول اگر من چهار فرسخ رفتم و چهار فرسخ هم برگشتم و مجموعاً رفت‌وبرگشت با هم هشت فرسخ شد نماز شکسته است ولی بنا بر تعبیر دوم که معتقد است روایت درصدد تحدید ادنی حد است تا به هشت فرسخ نرسیدید نماز شکسته نمی‌شود و قبل از هشت فرسخ حق ندارید که نماز را شکسته بخوانید؛ به‌عبارت‌دیگر، یک‌وقت، مسیر طولی است و فهمیده می‌شود که مسیر امتدادیه هست و اقل ما یمکن به این‌که شما نماز را شکسته بخوانید هشت فرسخ است. یک‌وقت نیز ممکن است بگویند این روایت درصدد این است که بگوید هشت فرسخ کافی است و بیشتر لازم نیست.

 

به‌هرحال این روایت در مقام رد ابوحنیفه، شافعی و ... است که برای این مسئله، چهل فرسخ، سی فرسخ و مراحل متعددی درست کرده‌اند. اینجا می‌خواهد بگوید پیامبر صلی الله علیه و آله سر هشت فرسخ که رسیدند نماز را شکسته خواندند و بیشتر از هشت فرسخ لازم نیست. یک احتمال دیگر هم هست که از این روایت درصدد این باشد که در مقابله ابوحنیفه و دیگران باشد که آن‌ها سراغ مسافت بیشتر رفته‌اند و جضرت این کار را کرده است که بگوید آقایان هشت فرسخ بیشتر لازم نیست. سر هشت فرسخ که رسیدید نماز را شکسته بخوانید. بهر صورت، اینجا برای ما هشت فرسخ را معین می‌کند ولی اقل مسافت را معین نمی‌کند بلکه اکثر مسافت را معین می‌کند. می‌گوید هشت فرسخ که رسیدی بس است و می‌توانی شکسته بخوانی؛ اما آقا اقلش چه قدر است؟ قبل از هشت فرسخ می‌توان نماز را شکسته خواند؟ در اینجا روایت ساکت است. این سه احتمال در این روایت وجود دارد.

 

حالا ببینیم روایات دیگر چه می‌گویند؟

 

وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: تقریباً می‌شود گفت این روایت صحیحه است قُلْتُ لِأَبِي عبدالله ع فِي كَمْ يُقَصِّرُ الرَّجُلُ به ابی عبدالله عرض کردم نماز تا کجا شکسته می‌شود؟ ما چه قدر ضرب در الارض کنیم تا نماز شکسته بشود؟ این برای افراد سؤال بوده است. قرآن می‌گوید ضرب فی الارض که کردید گناهی بر شما نیست که نماز را شکسته بخوانید. این سفر در چه مسافتی محقق می‌شود؟ قَالَ فِي بَيَاضِ‏ يَوْم؛ یعنی در سفیدی یک روز. أَوْ بَرِيدَيْنِ یا در دو برید. ادامه‌اش این مثال را می‌آورد که فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص خَرَجَ إِلَى (ذِي خُشُبٍ) فَقَصَّر؛ پیامبر صلی الله علیه و آله تا ذی خشب آمدند و شکسته خواندند. قُلْتُ؛ دوباره سؤال کردم وَ كَمْ ذِي خُشُبٍ؛ مگر ذی خشب چه قدر راه است که پیامبر صلی الله علیه و آله به آنجا رسیده و نماز را شکسته خوانده است؟ قَالَ بَرِيدَانِ؛ فرمود: دو تا برید است و هر برید هم چهار فرسخ است. این روایت هم تصریح در این دارد که شما باید مسیر را طی بکنید تا به هشت فرسخ برسید و در آنجا که رسیدید نماز را باید شکسته بخوانید. این روایت، مسیر امتدادی را برای ما معین می‌کند. اگر بخواهیم به متن این روایات عمل کنیم معنایش این است که تا به هشت فرسخ نرسیدیم نماز شکسته نمی‌شود و کمتر از این مقدار، فایده ندارد.

 

وَ عَنْهُ، از خودش، عَنِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ البته بعداً باید مستند روایت را بررسی کنیم ولی به‌هرحال مطلب را به ما می‌گوید: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُسَافِرِ فِي كَمْ يُقَصِّرُ می‌گوید: سؤال کردم. حال یا از امام باقر علیه السلام سؤال کرده است یا از راوی دیگری؛ که نماز در کجا شکسته می‌شود؟ فَقَالَ فِي مَسِيرَةِ يَوْمٍ وَ هِيَ ثَمَانِيَةُ فَرَاسِخَ و ُ يَقُولُ‏ مَنْ سَافَرَ قَصَّرَ وَ أَفْطَر کسی که در اینجا مسافرت کند نماز را شکسته می‌خواند و روزه‌اش را افطار می‌کند. إِلَّا أَنْ يَكُونَ رَجُلًا مُشَيِّعاً (لِسُلْطَان جائِرٍ) أَوْ خَرَجَ إِلَى صَيْدٍ أَوْ إِلَى قَرْيَةٍ لَهُ تَكُونُ مَسِيرَةَ يَوْمٍ يَبِيتُ‏ إِلَى أَهْلِهِ لَا يُقَصِّرُ وَ لَا يُفْطِرُ ما زیاد ادعایی نداریم که این روایت را قبول کنیم؛ زیرا مستنداتش معلوم نیست و در اینجا یک فتوایی می‌دهد که مطابق فتوای ما نیست. می‌گوید این شخصی که رفته است و به خانه خودش رسیده است. إِلَّا أَنْ يَكُونَ رَجُلًا مُشَيِّعاً اینجا در هشت فرسخ باید نماز را شکسته بخواند مگر کسی که شخص دیگری را دنبال می‌کند. مرتب می‌رود و مقصدی برای سفر ندارد اما دنبال آن شخص می‌رود که پیدایش بکند یا دنبالش می‌رود که او را ببیند یا تشییع جنازه‌ای می‌رود همین‌طوری سیر می‌کند. یا دنبال صیدی می‌رود تا این‌که از هشت فرسخ بیشتر می‌شود و نمازش شکسته نمی‌شود یا سراغ روستای خودش می‌رود. روستای خودش هست که مثلاً ازاینجا تا بیست کیلومتری رفته است یا مثلاً هشت فرسخ رفته است شاید بیشتر هم رفته تا به روستای خودش رسیده است. مسیره الیوم را طی کرده است. این روایت، کسانی را که قصد سفر ندارند استثناء کرده است. این اشخاص نه قصر می‌خوانند نه می‌توانند افطار بکنند اما جمله اول این روایت همان هشت فرسخ است.

 

الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي عبدالله ع قَالَ: فِي التَّقْصِيرِ حَدُّهُ أَرْبَعَةٌ وَ عِشْرُونَ مِيلا این روایت یک حدی را معین کرده است و می‌گوید که حد سفر شما بیست‌وچهار میل است و وقتی شما به سر این مسافت رسیدید باید نماز را شکسته بخوانید؛ بنابراین این روایت، مسیر امتدادی برای ما تعریف می‌کند.

 

باز روایت دیگری داریم که از امام صادق علیه السلام است که از روات معتبر هم است فِي التَّقْصِيرِ فِي الصَّلَاةِ قَالَ بَرِيدٌ فِي بَرِيدٍ برید فی برید به معنای دو برید است. أَرْبَعَةٌ وَ عِشْرُونَ مِيلا ً ثُمَّ قَالَ إِنَّ أَبِي كَانَ يَقُولُ إِنَّ التَّقْصِيرَ لَمْ يُوضَعْ‏ عَلَى الْبَغْلَةِ السَّفْوَاءِ أَوِ الدَّابَّةِ النَّاجِيَةِ وَ إِنَّمَا وُضِعَ عَلَى سَيْرِ الْقِطَارِ این روایت دفع توهم می‌کند. می‌گوید که هم بریدان و هم اربع عشرون میلا است ولی می‌گوید وقتی می‌خواهید طی مسافت کنید و مسیره الیوم داشته باشید با آن مرکب متعادل باشد نه مرکب چموشی که تند برود و نه آن دابه ناجیه و نه آن بغله السفواء باشد. در واقع سیر قطار، آن سیر کاروان‌ها است که می‌روند و باید حد وسط حرکت را معین کنند.

 

 عن ایوب عن ابی عبدالله قال: سئلت عن التقصیر قال فی برید أو بیاض یوم اینجا هم برید و هم بیاض یوم را گفته است. این دو تا در کنار هم هستند. اگر هر دو تای آن ها موضوعیت داشته باشد یعنی هم بیاض یوم موضوعیت دارد و و هم برید. یا این‌که بگوییم بیاض یوم، هشت فرسخ می‌شود. ما می‌گوییم هشت فرسخ است.

 

وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدٍ وَ أَحْمَدَ ابْنَيِ الْحَسَنِ أَخَوَيْهِ عَنْ أَبِيهِمَا عَنْ عبدالله بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عبدالله ع‏ فِي الرَّجُلِ يَخْرُجُ مِنْ‏ مَنْزِلِهِ‏ يُرِيدُ مَنْزِلًا لَهُ آخَرَ أَوْ ضَيْعَةً لَهُ أُخْرَى در یک جای دیگری منزلی دارد و باغی در جای دیگری دارد. قَالَ إِنْ كَانَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مَنْزِلِهِ‏ أَوْ ضَيْعَتِهِ الَّتِي يَؤُمُّ بَرِيدَانِ قَصَّرَ اگر بخواهید از این منزلش به منزل دیگرش قصد کند برود اگر بریدان باشد قصر است وَ إِنْ كَانَ دُونَ ذَلِكَ أَتَمّ نکته‌ای در اینجا است که اگر بریدان باشد قصر است و معین است وَ إِنْ كَانَ دُونَ ذَلِكَ أَتَمّ یعنی اگر هشت فرسخ برود نماز را باید شکسته بخواند اما اگر کمتر از آن باشد مثلاً شش فرسخ باشد فایده ندارد.

 

ذَكَرَ الْفَضْلُ بْنُ شَاذَانَ النَّيْسَابُورِيُّ رَحِمَهُ اللَّهُ فِي الْعِلَلِ الَّتِي سَمِعَهَا مِنَ الرِّضَا ع‏ در بحثهایی که امام رضا علیه‌السلام کرده است وَجَبَ التَّقْصِيرُ فِي ثَمَانِيَةِ فَرَاسِخَ‏ لَا أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ وَ لَاأَكْثَر نه کمتر نه زیادتر. معنایش چه می‌شود؟ معنایش این است که هشت فرسخ را باید بروی تا نمازت را شکسته بخوانی. بیشتر لازم نیست و کمتر هم لازم نیست. لِأَنَّ ثَمَانِيَةَ فَرَاسِخَ مَسِيرَةُ يَوْمٍ لِلْعَامَّة برای اینکه آن هشت فرسخ مسیره الیوم است. لِلْعَامَّةِ وَ الْقَوَافِلِ وَ الْأَثْقَالِ‏ فَوَجَبَ التَّقْصِيرُ فِي مَسِيرَةِ يَوْم‏ تقصیر هم گفتید که فرض در مسیره الیوم است وَ لَوْ لَمْ يَجِبْ فِي مَسِيرَةِ يَوْمٍ لَمَا وَجَبَ فِي مَسِيرَةِ أَلْفِ سَنَة اگر مسیره الیوم واجب نشود و قصر نخوانی هزار سال هم که راه بروی فایده ندارد؛ چون معین شده است که چنین مسیری را بروی. البته در اینجا یک عبارتی دارد که باید توضیح بدهیم. اگر در مسیره الیوم واجب نباشد و بخواهی بیشترش بکنی فایده‌ای ندارد. چون شما وقتی می‌خواهید مسافرت بروید اگر در یک روز بخواهید طی کنید تقریباً خسته می‌شوید. وقتی خسته شدید و هشت فرسخ هم رفتید در اینجا شارع به شما یک فرجه داده است که نماز را شکسته بخوانی. اگر شما مسیره الیوم را هم قبول نکنی و کمتر از هشت فرسخ راه بروی و آنجا هم بخواهی استراحت بکنی و فردا صبح هم دوباره بخواهی راه بروی می‌گوید چون استراحت کردی حکم مسافر را نداری و سفرت دوباره از نو شروع می‌شود. دوباره باید مبدأ را ازاینجا شروع کنید. اگر شب بخوابی مسافر نیستی؛ زیرا تا صبح خستگی‌هایت بیرون رفته است و صبح از نو با قدرت شروع می‌کنی و از اول صبح تا غروب راه می‌روی. این مسئله تکرار می‌شود؛ بنابراین مسیره الیوم کافی است. این روایت هم دوباره برای ما لا اقل و لا اکثر معین کرده است.

 

این دوازده روایتی که در ارتباط با مسیره الیوم است امتدادی را برای ما معین می‌کند؛ هشت فرسخ را معین می‌کند و مسیره تلفیقی را به ما اجازه نمی‌دهد و قبل از هشت فرسخ را به ما اجازه نمی‌دهد.

 

حالا به روایات دیگری می‌رسیم که باید بررسی کنیم که چگونه با آن‌ها باید برخورد کنیم؟ این روایات، یک خورده با روایاتی که عرض کردیم تعارض دارند.

 

پی‌نوشت‌ها:

 

. من لا يحضره الفقيه، الشيخ الصدوق، ج 1، ص 434.

١٢٦٥ ـ روي عن زرارة ومحمد بن مسلم أنهما قالا: قلنا لأبي جعفر عليه‌السلام: ما تقول في الصلاة في السفر كيف هي، وكم هي؟ فقال: إن الله عزوجل يقول: وإذا ضربتم في الأرض فليس عليكم جناح أن تقصروا من الصلاة «فصار التقصير في السفر واجبا كوجوب التمام في الحضر، قالا: قلنا: إنما قال الله عزوجل: فليس عليكم جناح» ولم يقل: افعلوا، فكيف أوجب ذلك كما أوجب التمام في الحضر؟ فقال عليه‌السلام: أو ليس قد قال الله عزوجل في الصفا والمروة: «فمن حج البيت أو اعتمر فلا جناح عليه أن يطوف بهما» ألا ترون أن الطواف بهما واجب مفروض لان الله عزوجل ذكره في كتابه وصنعه نبيه عليه‌السلام وكذلك التقصير في السفر شئ صنعه النبي صلى‌الله‌عليه‌وآله وذكره الله تعالى ذكره في كتابه. قالا: قلنا له فمن صلى في السفر أربعا أيعيد أم لا؟ قال: إن كان قد قرأت عليه آية التفسير وفسرت له فصلى أربعا أعاد وإن لم يكن قرئت عليه ولم يعلمها فلا إعادة عليه، والصلوات كلها في السفر الفريضة ركعتان كل صلاة إلا المغرب فإنها ثلاث ليس فيها تقصير تركها رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله في السفر والحضر ثلاث ركعات.

 

وقد سافر رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله إلى ذي خشب وهي مسيرة يوم من المدينة يكون إليها بريدان أربعة وعشرون ميلا فقصر وأفطر فصارت سنة.

 

. وسائل الشيعة ط-آل البیت، العلامة الشيخ حرّ العاملي، ج 8، ص 454.

[١١١٤٩] ١١ ـ وبإسناده عن الحسين بن سعيد، عن النضر، عن عاصم بن حميد، عن أبي بصير قال: قلت لأبي عبدالله (عليه السلام): في كم يقصّر الرجل؟ قال: في بياض يوم أو بريدين.

[١١١٥٠] ١٢ ـ وبهذا الإِسناد مثله، وزاد: فان رسول الله (صلى الله عليه وآله) خرج إلى (ذي خشب) فقصّر وأفطر، قلت: وكم ذي خشب؟ قال: بريدان.

 

. همان، ص 477.

[١١٢١٣] ٤ ـ محمّد بن الحسن بإسناده عن محمّد بن علي بن محبوب، عن أحمد عن الحسين، عن الحسن، عن زرعة، عن سماعة قال: سألته عن المسافر ـ إلى أن قال ـ ومن سافر قصّر الصلاة وأفطر إلاّ أن يكون رجلا مشيعاً (لسلطان جائر) أو خرج إلى صيد أو إلى قرية له تكون مسيرة يوم يبيت إلى أهله لا يقصّر ولا يفطر.

 

وبإسناده عن الحسين بن سعيد، عن الحسن، عن زرعة، مثله.

 

أقول: حكم القرية محمول على عدم بلوغ المسافة، أو على الإِتمام في أهله.

 

. همان، ص 455.

[١١١٥٢] ١٤ ـ وبإسناده عن (علي بن الحسن) بن فضّال، عن عبد الرحمن بن أبي نجران، عن صفوان بن يحيى، عن عيص بن القاسم، عن أبي عبدالله (عليه السلام) في التقصير: حدّه أربعة وعشرون ميلاً.

 

. همان، ص 452.

[١١١٤١] ٣ ـ وبإسناده عن عبدالله بن يحيى الكاهلي، أنّه سمع الصادق (عليه السلام) يقول في التقصير في الصلاة: بريد في بريد أربعة وعشرون ميلاً، ثمّ قال: كان أبي (عليه السلام) يقول: إنّ التقصير لم يوضع على البغلة السفواء والدابّة الناجية، وإنّما وضع على سير القطار.

 

. همان، ص 453.

[١١١٤٥] ٧ ـ محمّد بن الحسن، بإسناده عن محمّد بن علي بن محبوب، عن يعقوب بن يزيد، عن ابن أبي عمير، عن أبي أيّوب، عن أبي عبدالله (عليه السلام)، قال: سألته عن التقصير؟ قال: فقال: في بريدين أو بياض يوم.

 

. همان، ص 492.

[١١٢٥٨] ٣ ـ وبإسناده عن علي بن الحسن بن فضّال، عن محمّد وأحمد ابني الحسن أخويه، عن أبيهما، عن عبدالله بن بكير، عن بعض أصحابنا، عن أبي عبدالله (عليه السلام)، في الرجل يخرج من منزله يريد منزلاً له آخر أو ضيعة له أُخرى؟ قال: إن كان بينه وبين منزله أو ضيعته التي يؤم بريدان قصّر، وإن كان دون ذلك أتمّ.

 

. همان، ص 451.

[١١١٣٩] ١ ـ محمّد بن علي بن الحسين بإسناده عن الفضل بن شاذان، عن الرضا (عليه السلام)، أنّه سمعه يقول: إنّما وجب التقصير في ثمانية فراسخ لا أقلّ من ذلك ولا أكثر، لأنّ ثمانية فراسخ مسيرة يوم للعامّة والقوافل والأثقال، فوجب التقصير في مسيرة يوم، ولو لم يجب في مسيرة يوم لما وجب في في مسيرة ألف سنة، وذلك لأنّ كلّ يوم يكون بعد هذا اليوم فإنّما هو نظير هذا اليوم، فلو لم يجب في هذا اليوم لما يجب في نظيره إذا كان نظيره مثله لا فرق بينهما.

شنبه ٢٨ آبان ١٣٩٢ - ١٠:٠٠
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: