صفحه اصلي > درس خارج   


درس خارج 27 آبان 92

باسمه‌تعالی

 

مقدمه

 

در ارتباط با مسئله قصر و شروط آن بودیم و وجوب حکم آن را نیز بحث کردیم. در وجوب قصر، هشت شرط وجود دارد. گفتیم که از آیه، وجوب فهمیده نمی‌شود بلکه از آن، تنها ترخیص برداشت می‌شود و گفتیم که بعضی‌ معتقدند این‌طور فهمیده می‌شود که آیه می‌خواهد دفع توهم حظر کند؛ یعنی بعضی‌ها این‌طور تصور کرده‌اند که اصلاً نماز قصر نداریم و نماز از اول تماماً تشریع شده است ولی این آیه می‌خواهد دفع این توهم ‌کند. می‌گوید که خیال نکنید همیشه نماز تمام است بلکه نماز شکسته می‌شود؛ البته باید با شرایطش باشد. در این زمینه دو روایت نیز خواندیم.

 

گفتیم از آیه استفاده وجوب نمی‌شود؛ زیرا کلمه «لا جناح» وجوب فهمیده نمی‌شود. همچنین جمله دیگری داشت که باز برای ما مشکلی درست می‌کرد. می‌فرماید: «وَ إِذا ضَرَبْتُمْ‏ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ» دنباله‌ این آیه می فرماید: «إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا» یعنی اگر ترسیدید کسانی که کافر شده‌اند فتنه کنند گناهی بر شما نیست که نماز را شکسته بخوانید. در اینجا یک جمله شرطیه آورده است که دست و پای ما را می‌بندد و یک تناقضی در آیه پیدا می‌شود. می‌فرمایند: در سفر اشکالی ندارد که شما نمازتان را شکسته بخوانید؛ اگر می‌ترسید دشمن شما را تعقیب کند. گفتیم که به‌ناچار نمی‌توان از این شرط، مفهوم را بگیریم. اگر بخواهیم مفهوم را بگیریم این‌طوری می‌شود: «لا جناح علیکم ان تقصروا الصلوه من السفر» این آیه می‌گوید گناهی بر شما نیست اگر نماز را در سفر شکسته بخوانید. معنایش این است که نماز را در سفر هم می‌توانید شکسته بخوانید و هم تمام. اگر این‌طور باشد پشت سرش می‌گوید که اگر شما از دشمن بترسید. اگر من از دشمن بترسم معنایش این است که اگر از دشمن بترسم به‌ناچار باید شکسته بخوانم؛ یعنی حتماً باید شکسته بخوانم. من می‌گویم که اگر دقت کنید اینجا یک مشکلی دارد. اگر از دشمن بترسم نماز را باید شکسته بخوانم؛ چاره‌ای ندارم؛ زیرا می‌ترسم. در اینجا شما باید به من بگویید اگر از دشمن خوف دارم بر من واجب است که در سفر نماز را شکسته بخوانم و مفهومش این می‌شود که اگر خوف از دشمن ندارم واجب نیست که در سفر، قصر بخوانم.

 

اگر ما از جمله اول وجوب بفهمیم برای جمله دوم مفهوم درست نمی‌شود. مفهومش نیز این می‌شود که در سفر بر شما واجب است که نماز را در واقع شکسته بخوانی درصورتی‌که خوف داشته باشی. پس اگر من خوف نداشته باشم در سفر لازم نیست نماز را شکسته بخوانم. این درست می‌شود و مفهوم پیدا می‌کند و آیه یک معنایی پیدا می‌کند. حال این‌که معنای آیه مخالف سیره روایات ما می‌شود مطلبی است که باید برای حل آن راهی پیدا کرد اما اگر همان‌طوری معنا کردیم که اول آیه به ما تجویز می‌کند به این صورت که: «وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ»؛ یعنی گناهی بر شما نیست که در سفر نماز را شکسته بخوانید؛ اگر می‌ترسید که دشمن به شما حمله بکند. اگر من می‌ترسم که دشمن به من حمله کند و در این صورت جایز باشد که هم بتوانم شکسته بخوانم و هم تمام؛ پس اگر بتوانم تمام بخوانم دیگر، خوف معنا ندارد. این «خفتم» در صورتی است که نتوانم تمام بخوانم. آن‌وقت می‌گوید به این دلیل که نمی‌توانی تمام بخوانی شکسته بخوان.

 

البته توجه داشته باشید که نماز خوف یک بحث جدایی دارد و برای خودش شروطی دارد. نماز خوف را با اشاره نیز می‌توان خواند. نماز خوف در سفر است که شارع مقدس برای مسلمان‌ها احتیاط کرده است که اگر بترسید دشمن به شما حمله بکند نمازتان را این‌طوری بخوانید.

 

به‌هرحال یا باید بگوییم که شکستن مطلق نماز را از آیه نمی‌فهمیم یا این‌که بگوییم این آیه ملحق به نماز خوف است و این آیه وجوب قصر را به ما نمی‌فهماند. اگر از صدر آیه عبور کنیم و از آن وجوب را نفهمیم یا ترخیص بفهمیم که به ما نظر دارند یا تخییر بفهمیم یا این‌که ممنوعیتش برداشته‌شده و می‌توانیم تمام بخوانیم. بالاخره یا تخییر است یا ترخیص است یا سنت است. هر چه که حساب کنید. اگر از صدر آیه وجوب را نفهمیم از آن نماز خوف را نیز نمی‌توانیم بیرون آوریم؛ زیرا قصر خواندن نماز خوف واجب است.

 

صدر آیه می‌گوید واجب نیست که قصر بخوانید ولی ذیل آیه می‌گوید که اگر خوف داشتی باید نگاه کنی و تحقیق کنی. ما باید بیشتر در آیه دقت کنیم و علماء به این نتیجه رسیده‌اند که آیه در واقع مفهوم ندارد یا اینکه قید غالب است که غالباً در جنگ‌ها بوده است و سفرهای جنگی بوده و غالباً خوف بوده است. یا باید بگوییم مخصوص به زمان جنگ است ولی به این دلیل که جنگ تمام شده است، مسأله «خوف» آن برطرف شده و قسمت اولش فعال شده است؛ یعنی « وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ » فعال است.

 

حالا باید ببینیم که از این آیه می‌توان وجوب را فهمید یا ترخیص را؟ ما روی این مسأله بحث‌هایی کردیم اما باید در زمان موسعی بعضی از جملات آن را بررسی کنیم.

 

روایات و سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سنت و سیره و فتوای فقها و عملکرد اصحاب و ائمه حکایت از این دارد که قصر واجب است؛ بنابراین نه سنت است، نه تخییر و نه رخصت است بلکه فریضه هست.

 

چند روایات در این زمینه خواندیم و این معنا را تفهیم کردیم که قصر در سفر واجب است. گذشت که وجوب قصر در نماز هیچ شبهه‌ای ندارد و اگر وجوبش را از آیه نفهمیم و تنها ترخیص را بفهمیم وجوبش را می‌توان از سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین فهمید.

 

حال بحث در اینجاست که در چه سفری نماز قصر می‌شود؟ آیا منظور مطلق سفر است؟ یا این‌که باید سفر خاصی باشد؟ مثل این‌که سفر معصیت نباید باشد یا سفری باشد که قصد سفر داشته باشیم یا سفری باشد که به‌عنوان سفر بروید نه این‌که مثلاً گمشده‌ای را دنبال کنید، شتر من گم‌شده مرتب دنبالش بروم تا پیدایش بخواهم بکنم این خانه آن خانه، یک‌دفعه می‌بینی ده فرسخ راه آمدم. این‌ها از مواردی است که باید در مورد آن دقت کرد و مباحثی است که به دنباله بحث می‌آید. نام این مبحث را شروط قصر گذاشته‌اند.

 

یک بحثی که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا واقعاً طی مسافت لازم است؟ زیرا قرآن می فرماید: «اذا ضربتم فی الارض» آیا این جمله مانند «سیروا فی الارض» است؟ بعضی از علمای اهل تسنن گفتند همین که شما از درودیوار شهر دور شدی و از حد ترخص عبور کردی مسافر هستی. ظاهر آیه نیز همین معنا را می‌رساند و آیه مطلق است. از عایشه نیز روایتی نقل می‌کنند که در جلسات گذشته اشاره کردیم. یک عده به نام ظاهریه هستند که اکتفا به ظاهر قرآن می‌کنند. حالا یک عده‌ای از اهل تسنن می‌گویند این‌که خداوند می فرماید «اذا ضربتم فی الارض» مانند «سیروا فی الارض» است و معلوم می‌شود که مسافرت شوخی نیست و باید مسافرت، جدی باشد.

 

ما باید ظاهر آیه را بررسی کنیم. وقتی صریح آیه یک ظاهر داشته باشد نمی‌توان ظهور آیه را رها کرد و به عرف مراجعه کرد. عرف در جاهایی است که نصّ یا روایتی نداشته باشیم. ظاهر آیه می‌گوید: «اذا ضربتم فی الارض»، فرض کنید من از دروازه یزد به سمت محمدآباد رفتم که مسافتی نیست. از حد ترخص که بیرون آمدی و در جاده راه افتادی این ضرب فی الارض است. پا را روی زمین گذاشتی و راه می‌روی. ضربتم یعنی کسی که قدم بر زمین می‌زند. ضرب یعنی زدن، ضرب در زمین به معنای راه رفتن است. اهل تسنن اینجا اختلاف کردند. این‌ها از هشت فرسخ تا شصت فرسخ را «ضرب فی الارض» گرفتند. برخی مبنا را دوازده میل، در مرحله بعد بیست‌وچهار میل و همین‌طور ادامه دادند تا به هفتاد و هشتاد میل رسیدند؛ یعنی این مسأله را مرحله‌ای کردند. این‌ها در این ضرب فی الارض اختلاف کردند.

 

این ظاهر آیه است و تفسیر آیه را باید از اهلش بگیریم «فاسئلوا اهل الذکر» زمانی که سراغ ائمه علیهم السلام می‌رویم تفسیر آن‌ها از آیه، غیر از برداشت از آیه است. برداشت از آیه فهم ما است اما تفسیر، کشف الغطاء است؛ یعنی پرده برداشتن از معنای اصلی آیه و مراد است.

 

اهل‌بیت به ما گفتند که مسیره الیوم در واقع معادل هشت فرسخ است و این مقدار، ضرب فی الارض است. گفتند: اقلش مسیره الیوم است. یک روز که شما راه بروید مشقت سفر پیدا می‌شود و به آن، سفر اطلاق می‌شود؛ و الا از اینجا به محمدآباد و اشکذر بروم سفر اطلاق نمی‌شود. آن چیزی که ضرب فی الارض باشد مسیره الیوم است و مسیره الیوم نیز هشت فرسخ است. ما از ائمه معصومین این مبنا را گرفتیم. آن‌ها این مطلب را از سوی خدا نقل کردند و در سیره پیامبر صلی الله علیه و آله دیدند که ایشان این‌طور عمل می‌کند و ما نیز در واقع تابع عمل پیامبر صلی الله علیه و آله هستیم.

 

بنابراین در این مسئله گفتیم که پنج مسأله در باب قصر داریم:

  • حکم قصر؛ که گفتیم وجوب است؛
  • مسافت آن است؛
  • ویژگی‌های سفری که قصر در آن واجب است؛
  • ابتدای موضع قصر کجاست؟ از کجا باید نماز را شکسته بخوانیم؟ از همان اول شکسته بخوانیم یا سر چهار فرسخ یا سر هشت فرسخ؟
  • زمانی که می‌توانیم در آن، نمازمان را قصر بخوانیم چه قدر است؟ آن زمان یک ماه است؟ دو ماه است؟ شش ماه است؟ هشت ماه است؟ چهار روز است یا ده روز است؟ مثلاً من به مسافرت رفتم در این مسافرت که رفتم تا چند روز من می‌توانم قصر بخوانم؟ تا یک سال همین‌طور می‌توانم قصر بخوانم؟ تا شش ماه می‌توانم قصر بخوانم؟ یا نه تا ده روز می‌توانم قصر بخوانم یا تا شانزده روز؟ بعضی‌ها این مسأله را چند قسمت کردند:
    • اشاره به استمرار قصد کردند؛ به این معنا که در زمانی که قصد سفر هست یا نه؟
    • قصد سفر استمرار داشته باشد.
    • نیت اقامت ده روز نداشته باشد.

 

این‌ها درس‌هایی است که در کنار شروط قصر مطرح می‌شود و قصد داریم روی هرکدام بحث کنیم.

 

در موارد گذشته بحثی نیست بلکه بحث ما اینجاست که اگر سر چهار فرسخی ماندم مثلاً از مکه به عرفات سفری است که باید نماز را شکسته خواند و در این مسأله بحثی نیست. بحث در اینجاست که به‌جایی می‌خواهیم برویم که هشت فرسخ نیست ولی رفت‌وبرگشت این مسافت، بیشتر از هشت فرسخ می‌شود یا این‌که به خانه خود می‌خواهد برود که فاصله‌اش کمتر از هشت فرسخ است، در اینجا باید نماز را شکسته خواند یا تمام؟ در مسیر باید چه‌کار کرد؟

 

 در این بخش روایات و قول‌ها مختلف است؛ زیرا روایاتی داریم که به ما اشاره می‌کند که حتماً باید هشت فرسخ راه بروید؛ نه کمتر و نه زیادتر. بعضی روایات دارد که اگر به چهار فرسخ رسیدی نمازت را می‌توانی شکسته بخوانی و مستند آن سیره پیامبر صلی الله علیه و آله است. ظاهر روایات چهار فرسخی با روایات هشت فرسخی مقداری با یکدیگر همخوانی ندارد. از این بالاتر، در برخی روایات آمده است که می‌توان از آن‌ها تلفیق را فهمید؛ به این معنا که اگر مجموع رفت‌وبرگشت، هشت فرسخ شد برای قصر نماز کافی است و رفتن ابتدائیه لازم نیست. در بعضی فتوای فقها مثل مرحوم صاحب جواهر این روایت‌ها را به‌صورت مخلوط ذکر کرده‌اند و مثلاً در کتاب وسائل تقسیم‌بندی نشده است. حالا ما باید این روایات را تقسیم‌بندی کنیم. ببینیم که آیا می‌توان تلفیق را پذیرفت؟ یا در زمان تلفیقی چه حکمی بدهیم؟

 

إن شاء الله به این بحث می‌رسیم و روایاتش را می‌خوانیم.

 

پی نوشت ها:

 

. سوره نساء ، آیه 101.

وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُّبِينًا

هنگامى که سفر مى کنید، گناهى بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید در صورتى که از فتنه (و خطر) کافران بترسید; زیرا کافران، دشمن آشکارى براى شما هستند.

 

. سوره انعام، آیه 11.

قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ ثُمَّ انظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ

بگو: «روى زمین سیر کنید; سپس بنگرید سرانجام تکذیب کنندگان آیات الهى چگونه بود؟!»

شنبه ٢٧ آبان ١٣٩٢ - ٠٩:٠٦
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: