صفحه اصلي > درس خارج   


درس خارج 5 آبان 92

باسمه‌تعالی

 

مقدمه

 

بحث ما در مسئله وجوب قصر نماز در سفر بود. ظاهر آیه «لا جناح علیکم اذا ضربتم فی الارض لا جناح علیکم ان تقصروا الصلاة فی السفر» اطلاق دارد. گفتیم که از این آیه نمی‌توان وجوب قصر را فهمید؛ مگر با قرائن. اطلاقش این است که اگر مسافرت رفتید و «ضربتم فی الارض» نماز شما شکسته می‌شود. این تحدیدی برای ما ندارد به این‌که چگونه مسافرتی باشد؟ سفر طاعت باشد یا معصیت؟ سفر جبری باشد یا اختیاری؟ طولانی باشد یا کوتاه؟ آیه نسبت به این مسائل اطلاق دارد. البته در این زمینه نمی‌توان از آیه چیزی بیشتر از این فهمید و این بستگی دارد به این‌که ما از سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و اصحاب چه می‌فهمیم؟

 

نکته دوم این‌که در کتاب خلاف شیخ طوسی در یک روایت تقریباً طولانی اشاره می‌کند که شکسته شدن نماز در سفر، یک حالت دوم برای نماز نیست یعنی یک حالت اولیه است. گفتیم که نمازها از زمان نزول، برای ما دورکعتی بوده است. فرض کنید که اگر نماز ظهر و عصر و عشاء چهار رکعتی شده این یک حالت دومی برای اصل نزول است که دو رکعت به آن اضافه شده است و الا نماز جمعه دورکعتی تشریع شده است، نماز در سفر و نمازهای دیگر نیز دورکعتی تشریع شده است؛ بنابراین می‌توانید بگویید که نماز در سفر، برگشت به حالت اولیه خودش است. اگر شکسته می‌خوانیم معنایش این نیست که در حضر یک تکلیف داشتیم و حالا در سفر تکلیفمان جور دیگر می‌شود بلکه از اول تکلیف به دورکعتی داشتیم و در عشاء و ظهر و عصر چهار رکعتی کردند.

 

آن‌ها می‌گویند برای اثبات قصر بودن نماز مسافر همین مطلب کافی است و استشهاداتی به بعضی از کلمات قرآن می‌آورند. قرآن می‌فرماید: اگر «ضربتم فی الارض» همان را ادامه بدهید و همان را انجام دهید. همچنین وقتی می‌گوید «لا جناح علیکم» معنایش این است که تکلیف اولیه شما نمازهای دورکعتی بوده است ولی بعداً چهار رکعتی شده است بنابراین این نمازی که می‌خوانید به همان حالت اولیه است و گناهی بر شما نیست.

 

عرض کردیم که اگر بخواهیم به آیه عمل کنیم آیه نسبت به همه موارد اطلاق دارد. تنها چیزی که آیه به ما می‌گوید این است که در سفر نماز را دورکعتی بخوانید اما تحدید حدود و مسائل نمی‌کند و نمی‌گوید که اگر به چه مسافتی رفتید نماز شکسته می‌شود؟ اگرچه مقدار در آن محل بمانید نماز شکسته است؟ تلفیق این شرایط به چه صورت است؟ آیا در سفر معصیت با سفر طاعت متفاوت است؟ از ابتدا قصد طی مسافت داشته باشیم یا نه؟ اگر خواسته باشیم به‌ظاهر آیه عمل کنیم به همان نتیجه‌ای می‌رسیم که بعضی از فقهای اهل سنت از ظاهر آیه استنباط کرده‌اند و آن این‌که مطلقاً وقتی وارد سفر شدید نمازش شکسته می‌شود؛ حالا وقتی‌که از شهر خارج شدی و جدارهای شهر را ندیدی و صدای اذان را نشنیدید وارد سفر می‌شوید و مسافرید و نماز شکسته است؛ به هر مکانی که بخواهید مسافرت کنید و تا هر مدتی که بخواهید بمانید نماز شکسته است. ظاهر آیه همین را می‌گوید و چیزی غیرازاین ندارد.

 

سیره پیامبر صلی الله علیه و آله در مسأله قصر

 

آنچه در این زمینه موردتوجه قرار می‌گیرد سیره و رفتار پیامبر صلی الله علیه و آله در این زمینه است و روایاتی نیز در این باب داریم. این‌ها یک مقدار مسئله را برای ما مشکل می‌کند و تحدید حدود می‌کند. برخی حدوداً 9 شرط برای شکسته شدن نماز مسافر شمرده‌اند. ان شاء الله به برخی از آن‌ها می‌پردازیم و برخی را در یکدیگر تلفیق می‌کنیم.

 

بحث ما در اینجا در تحدید مسافت است. آیا در قصر نماز، مسافت خاصی در نظر گرفته‌شده است؟ اگر مسافت خاصی در نظر گرفته‌شده این مسافت چقدر است؟ توجه کنید که در مسافت دو جور می‌توان حساب کرد: یک نوع آن این است که مسافت را به‌صورت امتدادی «من المبدا الی الانتهاء» حساب کنیم؛ مثلاً حساب می‌کنند که از فلان شهر که حرکت می‌کنیم تا فلان شهر چقدر مسافت است؟ در این مسافت امتدادی بحث زیادی نیست.

 

بررسی روایت های مربوط به مسافت

 

در مسافت امتدادی دو جور روایت داریم که نیاز به‌دقت دارد. در یک دسته از روایات «ثمانیة فراسخ» یعنی هشت فرسخ مبنا قرار گرفته است که شبیه روایات و سیره پیامبر صلی الله علیه و آله نیز هست. در یک دسته دیگر از روایات عنوان «مسیرة یوم» یا «بیاض یوم» آمده است. در این زمینه فقهای ما به یک نقطه رسیده اند و آن این‌که اکثراً هشت فرسخ را مبنای کار قرار داده‌اند.

 

در بعضی روایات آمده است که «التقصير في مسيرة يوم وليلة» در روایات، «مسیره یوم» نیز بیان شده است که «وإنما وضع على سير القطار». منظور از قطار نیز کاروان‌هایی است که با شتر حرکت می‌کنند. آن‌ها از صبح که حرکت می‌کند تا غروب به یک نقطه می‌رسند که این مقدار مسافت را «مسیره یوم» می‌نامند. متوسط این حرکت حدوداً هشت فرسخ است. در بعضی جاها نیز به «مسیره یوم الابل» نیز تعبیر شده است.

 

همچنین یک جاهایی در مکه معین شده است که مثلاً بین دو کوه است و این مقدار را معیار قصر دانسته‌اند و وقتی مسافت این‌ها را اندازه می‌گیرند به مسافت هشت فرسخ می‌رسند.

 

این‌که دو دسته روایت به دو عنوان آمده است یک مقدار کار را مشکل می‌کند که ضابطه ما چیست؟ ضابطه در این مسافت هشت فرسخ است یا مسافت مسیرة یوم؟ سؤال این است که تفاوت این دو مسیر چیست؟ اگر بگوییم ضابطه ما در سفر «مسیرة الیوم» است متوسط حرکت آن زمان کاروان‌های شتر بوده است. بالاخره اسب و الاغ تندتر می‌رفتند و مثلاً در یک روز بیست کیلومتر می‌رفته است اما ابل هشت کیلومتر می‌رفته است. در این زمینه مسیر آن حیوان متوسط ملاک است. اگر بگوییم که مسیره یوم را ضابطه قرار می‌دهیم و این مقدار، معادل هشت فرسخ است برای ما یک مشکل درست می‌شود و با برخی اقوال جدید که در این زمینه پیداشده است در تضاد است.

 

یکی از اقوال جدید مربوط به مرحوم آیت‌الله صادقی تهرانی است که اخیراً دو سال پیش فوت کردند. ایشان از شاگردان قدیمی امام در بیروت بودند. آدم باهوشی بود. در سال 52 که از زندان آزاد شدم در تابستان همان سال به بیروت رفتم که مرحوم صادقی تهرانی نیز در بیروت بودند. البته بعداً فهمیدم که امام به بعضی از دوستان سفارش کرده بودند که در این تابستان نگذارید آقای ناصری در نجف باشد و ایشان را به‌جایی بفرستید که برایش تغییر آب‌وهوا باشد. این بود که خودم تصمیم گرفتم و دوستان نیز ما را مصمم کردند که به بیروت بروم. البته خدا درجات آقای امام موسی را متعالی کند. ایشان به داد ما رسید و الا نمی‌توانستیم به بیروت برویم. از عراق که رفتیم نه گذرنامه و نه ویزای عراقی داشتیم. چون گذرنامه ما ایرانی بود و تمدید نداشت و ممنوع بودیم در فرودگاه جلوی ما را گرفتند. در همان‌جا به آقا موسی خبر دادیم. ایشان یک تلفن به رئیس فرودگاه آنجا که افسری بود کرد که فلانی از علمای ماست و فوری او را به اینجا بفرست. آن افسر بنده خدا هم یک آدم متین و موقر مسیحی بود. فوری آمد و ما را احترام کرد و گفت: سید موسی مسیحنا. این‌قدر مسیحیان به امام موسی احترام می‌گذاشتند. این فرد یک‌چیزی برای ما درست کرد و ما را نیز آقا موسی برد. بعدازآن به روستای کیفون که از روستاهای بیروت بود بردند. در آنجا مرحوم صادقی تهرانی که اهل تألیف و خوش استعداد هم بود زندگی می‌کرد و با بچه‌های بیروت سروکار داشت. در آن موقع، سال اولی هم بود که جنگ در بیروت شروع‌شده بود و مجبور بودیم بیشتر اوقات را در خانه و شب‌ها را در سنگر باشیم. آنجا این بحث بین ما و ایشان پیش آمد و نکته‌ای را در این زمینه بیان کرد. یک هفته بعدازاین بحث، دیدم که یک جزوه‌ای نوشته و به من نشان داد. فرد باهوش و عجیبی بود و یک بحثی را می‌نشست می‌نوشت. ایشان می‌گفت: در روایات ما «ثمانیة فراسخ» و «مسیرة یوم» آمده است ولی «مسیره یوم» مراد است که مبنای آن مرکب معتدل است؛ یعنی قطار. اگر بخواهیم به این روایت عمل کنیم و ضابطه مسیرة یوم باشد وسیله معتدل در زمان کنونی بین قطار و اتوبوس و هواپیما همان قطار است. در زمان کنونی مسیرة یوم اتوبوس از صبح تا غروب مثلاً 400 کیلومتر است و مسیره یوم قطار مثلاً 300 کیلومتر است. اگر ضابطه این باشد باید این‌گونه فتوا بدهیم که ما بحث خیلی کردیم و بعداً هم که در نجف بودیم با فضلا خیلی بحث می‌کردیم. البته این نظر ایشان به‌تنهایی نیست و افرادی مانند مرحوم صاحب ریاض نیز در این زمینه نظر دارند.

 

در روایاتی که مسیرة یوم را به‌عنوان مبنا معرفی می‌کند 12 حدیث داریم و در روایاتی هشت فرسخ را تعیین می‌کند 37 حدیث داریم. البته همه این 37 حدیث، مستقل نیست و عبارت‌هایی در آن‌ها مشاهده می‌شود که نیاز به بحث دارد.

 

مجموعاً فقهای ما به این نقطه رسیدند که ضابطه 8 فرسخ است؛ نه مسیرة یوم. حال، این‌که چرا به این مبنا رسیده اند و دیگری را رها کرده‌اند قصد پرداختن به فلسفه آن را ندارم. شاید اگر بگوییم که در آن زمان مسیره یوم معادل همان هشت فرسخ بوده است زمینه آن حرف اول مقداری قوی‌تر می‌شود اما درعین‌حال برداشت فقهای ما این است که ضابطه ثمانیة فراسخ باشد.

 

در روایتی از امام رضا علیه‌السلام آمده است: إنّما وجب التقصير في ثمانية فراسخ لا أقلّ من ذلك ولا أكثر، لأنّ ثمانية فراسخ مسيرة يوم للعامّة والقوافل والأثقال امام می‌فرماید که هشت فرسخ را مبنا قرار می‌دهیم؛ زیرا این مقدار معادل مسیر یوم است.

 

در جای دیگری آمده است: التقصير في الصلاة بريدان أو بريد ذاهبا وجائيا در واقع بریض 4 فرسخ است.

 

بنابراین چیزی که ما می‌خواهیم روی آن بحث کنیم همین مسأله ثمانیة فراسخ است. برای اثبات این مطلب، چند روایت را در این زمینه می‌خوانیم. در این زمینه فقهای ما متفق‌اند ولی فقهای اهل سنت ضابطه خاصی برای خودشان معین نکردند و هرکدام چیزی گفتند. سه قول است: « فقال أبو حنيفة وأصحابه: إن أقل ما تقصر فيه الصلاة ثلاث مراحل» اقل آن چیزی که نماز در آن شکسته می‌شود سه مرحله است. «کل مرحلة ثمانیة فراسخ» هر مرحله‌ای 8 فرسخ دارد که جمعاً 24 فرسخ می‌شود. « وذهب مالك الشافعي وأحمد وجماعة كثيرة إلى أنها تقصر في مرحلتين أربعة برد» اهل سنت این سه مرحله را دارند که دیگر اقوال آن‌ها را نقل می‌کنم.

 

فقهای ما چند مرحله دارند: 4 فرسخ، 8 فرسخ، 24 فرسخ و 16 فرسخ. البته مستند این‌ها معلوم نیست. استناد بعضی از آن‌ها که یک مقدار با ما همراهی کردند به روایتی از سیره پیامبر صلی الله علیه و آله است که مستند ما نیز هست.

 

اصحاب امامیه می‌گویند: «وأما أصحابنا الإمامية فقد اتفقوا على وجوب القصر فيما إذا كانت المسافة الواقعة بين المبدأ والمقصد بريدين: ثمانية فراسخ. فليس فيهم من يعتبر أزيد من ذلك» معمولا روایات ما در همین زمینه هشت فرسخ است. البته متوسط طی مسافت در طول روز را معیار قرار داده‌اند و بین الاغ و اسب و شتر و قاطر، طی مسافت شتر را در نظر گرفته اند.

 

در این زمینه هشت قول وجود دارد که البته قصد ندارم همه هشت قول را طرح کنم. در این زمینه دو روایت را می‌خوانم.

 

در روایات، يک طائفه اخبار ثمانية و یک طائفه نیز مسیرة یوم داریم.

 

وقد سافر رسول الله صلى الله عليه وآله، إلى ذي خشب وهو مسيرة يوم من المدينة يكون إليها بريدان: أربعة وعشرون ميلا فقصر وأفطر فصار سنة. در این روایت هم بریدان و هم مسیره یوم را آورده است و بعدازآن می‌فرماید که ضابطه را بریدان قرار دادیم. در واقع تثبيت می‌کنیم که ضابطه همان هشت فرسخ است.

 

مشکلات و مسائلی که پیدا می‌شود مربوط به مرحله بعد است. مرحله بعد اين است که مسافرت رفتند اما به 8 فرسخ نرسيدند و یا مسافرت رفتند به 4 فرسخ اکتفا کردند. بحث در این سفرهایی است که مبدأ از شروع سفر است ولی از 8 فرسخ نيست. این سؤال مطرح می‌شود که چنین فردی شب می‌ماند یا برمی‌گردد؟ اگر می‌ماند چه مقدار است؟ آیا برگشت او همان 4 فرسخ است يا کمتر؟ اگر مسيرة يوم نرفتم يا آن 8 فرسخ را طي نکردم و سر 4 فرسخ متوقف شدم و می‌خواهم برگردم تکليف من در اینجا چيست؟ نمازم را بايد شکسته بخوانم يا تمام؟ يا سفري را به مقدار 4 فرسخ می‌روم ولی برگشتنش دو فرسخ بيشتر نيست که در این صورت مجموع آن هشت فرسخ نمی‌شود. در چنین حالتی تکلیف نماز من چه می‌شود؟

 

بنابراین مشکلات و اختلاف آراء و نظرات در این شکل از سفر پيدا می‌شود وگرنه در سفر هشت فرسخ جای هیچ بحثی نیست و مسلماً نماز در این مدت شکسته است.

 

در این زمینه برخی روایات که نشان‌دهنده سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل‌بیت علیهم السلام است را بررسی می‌کنیم. البته اقوال متعددی در این زمینه پیداشده است که برخی 8 قول شمارش می‌کنند؛ مثل این‌که اگر شب بخواهي بماني؛ یا اگر ده روز بخواهي بماني و همچنین حالت‌های مختلف دیگر. برخی می‌گویند که هشت فرسخ باید امتداديه باشد؛ برخی می‌گویند که اگر کمتر شد انسان بايد احتياط کند و جمع بخواند؛ بعضی می‌گویند اگر مجموع رفت‌وبرگشت روی‌هم‌رفته هشت فرسخ شود کافي است. ازاین‌رو است که می‌گوییم باید در روایت‌های این اختلاف‌نظرها دقت لازم را داشته باشیم.

 

پی‌نوشت‌ها:

 

. سوره نساء، آیه 101.

وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِی الأرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ یَفْتِنَکُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنَّ الْکَافِرِینَ کَانُوا لَکُمْ عَدُوًّا مُبِینًا

هنگامى كه سفر مى‏كنید، گناهى بر شما نیست كه نماز را كوتاه كنید اگر از فتنه (و خطر) كافران بترسید; زیرا كافران، براى شما دشمن آشكارى هستند.

 

 

. من لا يحضره الفقيه، الشيخ الصدوق، ج 1، ص 450.

١٣٠٤ وسأل زكريا بن آدم أبا الحسن الرضا عليه‌السلام «عن التقصير في كم يقصر الرجل إذا كان في ضياع أهل بيته وأمره جائز فيها يسير في الضياع يومين وليلتين وثلاثة أيام ولياليهن؟ فكتب: التقصير في مسيرة يوم وليلة».

 

. همان، ص 436.

١٢٦٨ ـ وسمعه عبد الله بن يحيى الكاهلي يقول «في التقصير في الصلاة: بريد في بريد أربعة وعشرون ميلا، ثم قال: كان أبي عليه‌السلام يقول: إن التقصير لم يوضع على البغلة السفواء والدابة الناجية، وإنما وضع على سير القطار»

 

. جواهر الكلام في ثوبه الجديد، الشيخ محمد حسن النجفي، ج 7، ص 458.

الأصل الذي اعتمد عليه الفاضل و غيره على ما قيل في تقدير الفرسخ يرجع إلى اليوم؛ إذ قد استدلّ عليه فيما حكي عن تذكرته بأنّ المسافة تعتبر بمسير اليوم للإبل السير العام و هو يناسب ذلك.

 

. وسائل الشيعة ط-آل البیت، العلامة الشيخ حرّ العاملي، ج 8، ص 451.

[١١١٣٩] ١ ـ محمّد بن علي بن الحسين بإسناده عن الفضل بن شاذان، عن الرضا (عليه السلام)، أنّه سمعه يقول: إنّما وجب التقصير في ثمانية فراسخ لا أقلّ من ذلك ولا أكثر، لأنّ ثمانية فراسخ مسيرة يوم للعامّة والقوافل والأثقال، فوجب التقصير في مسيرة يوم، ولو لم يجب في مسيرة يوم لما وجب في في مسيرة ألف سنة، وذلك لأنّ كلّ يوم يكون بعد هذا اليوم فإنّما هو نظير هذا اليوم، فلو لم يجب في هذا اليوم لما يجب في نظيره إذا كان نظيره مثله لا فرق بينهما.

 

. همان، ج 5، ص 495.

و باسناده عن الصفار، عن محمد بن عيسى، عن سليمان بن حفص المروزي قال: قال الفقيه عليه السلام: التقصير في الصلاة بريدان أو بريد ذاهبا وجائيا، والبريد ستة أميال وهو فرسخان، والتقصير في أربعة فراسخ، فإذا خرج الرجل من منزله يريد اثنى عشر ميلا وذلك أربعة فراسخ ثم بلغ فرسخين ونيته الرجوع أو فرسخين آخرين قصر، وإن رجع عما نوى عند بلوغ فرسخين وأراد المقام فعليه التمام، وإن كان قصر ثم رجع عن نيته أعاد الصلاة. أقول: الإعادة محمولة على الاستحباب لما يأتي، وتفسير البريد بستة أميال وبفرسخين شاذ مخالف للنصوص الكثيرة، ولعل فيه غلطا من النساخ، وأصله ونصف البريد ستة أميال وهو فرسخان، أو لعل المراد بالميل والفرسخ اصطلاح آخر في الفرسخ كالخراساني فهو ضعف الشرعي تقريبا لان الراوي خراساني، بل لعل قوله: والبريد، اه، من كلام الراوي ويكون غلطا فيه والله أعلم.

 

. البدر الزاهر في صلاة الجمعة والمسافر، الشيخ حسين علي المنتظري، ج 1، ص 94.

الأقوال في تحديد المسافة المعتبرة وقد وقع الاختلاف في مقدار المسافة المعتبرة؛ فقال أبو حنيفة وأصحابه: إن أقل ما تقصر فيه الصلاة ثلاث مراحل، كل مرحلة ثمانية فراسخ. وذهب مالك الشافعي وأحمد وجماعة كثيرة إلى أنها تقصر في مرحلتين أربعة برد وأما أصحابنا الإمامية فقد اتفقوا على وجوب القصر فيما إذا كانت المسافة الواقعة بين المبدأ والمقصد بريدين: ثمانية فراسخ. فليس فيهم من يعتبر أزيد من ذلك.

 

. وسائل الشيعة –الإسلامية، الشيخ الحر العاملي، ج 5، ص 491.

(11145) قال: وقد سافر رسول الله صلى الله عليه وآله، إلى ذي خشب وهو مسيرة يوم من المدينة يكون إليها بريدان: أربعة وعشرون ميلا فقصر وأفطر فصار سنة.

دوشنبه ٥ آبان ١٣٩٢ - ١٢:١٣
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: