صفحه اصلي > درس خارج   


درس خارج 6 آبان 92

باسمه‌تعالی

 

مقدمه

 

بحث ما در ارتباط با نظرها و اقوال مختلف در باب مسافت موجب قصر نماز بود.

 

از سه نوع روایات در اینجا بحث می‌کنیم. اول روایاتی که در ارتباط با مسئله هشت فرسخ است که این ضابطه موردقبول فقها و علماء است.

 

گفتیم که مشکل اصلی ما در مسئله هشت فرسخ این است که آیا هشت فرسخی که نماز را شکسته می‌کند باید امتدادی باشد که ما اگر از این هشت فرسخ کمتر رفتیم مثلاً سر هفت فرسخی متوقف شدیم آنجا نمازمان شکسته است یا تمام؟ یا باید حتماً هشت فرسخ را طی کنیم تا نماز را شکسته بخوانیم؟ آیا هشت فرسخ، موضوعیت سفر است؟ آن حد اعلاء یا حد ادنی، مسئله سفر است؟ اگر این هشت فرسخ به‌صورت تلفیقی یا دورانی یا ایاب و ذهاب هم برای ما اتفاق افتاد، در این صورت نیز می‌توان نماز را شکسته خواند؟ آیا این هشت فرسخ باید امتدادی باشد؟ اگر ایاباً و ذهاباً باشد چه طور؟

 

اگر فرض کنیم سر چهار فرسخ متوقف شدم و همان‌جا یکی دو روز بمانم و دوباره به سر جایم برگردم که در این صورت رفت‌وبرگشت با هم هشت فرسخ می‌شود تکلیف نماز من چه می‌شود؟ در اینجا نظرات و اقوال مختلفی هست که به آن اشاره می‌کنم.

 

هشت قول در این مسأله وجود دارد که اگر کسی از هشت فرسخ کمتر حرکت کرد و خواست برگردد یا خواست ده روز کمتر یا بیشتر بماند، تکلیف این شخص در ارتباط با نماز چیست؟

 

مسئله دوم این است که آیا این هشت فرسخ امتدادی، موضوعیت دارد؟ یا درواقع چهار فرسخ موضوعیت دارد و به این دلیل که رفت‌وبرگشت هشت فرسخ می‌شود، همان هشت فرسخ را در نظر گرفته‌اند؟

 

روایاتی که در آن «مَسِيرَةِ يَوْم‏» دارد، مسئله امتداد را برای ما حل می‌کند؛ یعنی کسی که مثلاً بنا دارد از اینجا حرکت کند و یک مسافتی برود که هشت فرسخ یا بیشتر باشد که «مَسِيرَةِ يَوْم‏» است یا «بَعْضَ‏ يَوْم‏» یا عبارت‌هایی که در روایت‌ها است، درواقع مسافت امتدادی را در نظر گرفته است و مسافت تلفیقی مدنظرشان نیست؛ بنابراین باید برای مسیره تلفیقی فکر دیگری کرد. اگر کمتر از هشت فرسخ برویم چطور می‌شود؟ نماز را تمام یا شکسته بخوانیم؟

 

حالات دیگری در روایات وجود دارد؛ مثلاً بعضی وقت‌ها می‌گوییم که شب می‌خواهیم بمانیم یا همان موقع می‌خواهیم برگردیم یا فرض کنید از اینجا می‌رود در باغش هفت فرسخی یا شش فرسخی، می‌خواهد که بیاید یا آنجا بماند، این مسیره رفت‌وآمد نمازش شکسته است؟ به‌هرحال هشت فرسخ را طی نکرده است.

 

مرحوم آیت‌الله بروجردی تقسیم‌بندی خوبی کرده است. بزرگان دیگر نیز روایات را تقسیم کرده‌اند؛ البته در شئون دیگر.

 

اقسام روایات در مقدار مسافت موجب قصر

 

یک دسته از روایات است که هشت فرسخ را مناط کرده است و بقیه‌اش اطلاق دارد و هیچ قید و شرطی هم ندارد. گفته است که هشت فرسخ که رفتید بیاض یوم و مَسِيرَةِ يَوْم‏ را طی کردید نماز شما شکسته است؛ و پیامبر بعد از مَسِيرَةِ يَوْم‏ و در عرفات نماز را شکسته خواند.

 

همه این‌ها بحث‌هایی است که مشخص می‌کند این هشت فرسخ امتدادی را باید طی کرد تا نماز شکسته شود. تعبیر ما از این روایات، اخبار ثمانیه است.

 

یک دسته دیگر از اخبار داریم که موضوعیت را به اربعه یعنی چهار فرسخ داده است. این‌طور از روایت ‌فهمیده می‌شود که مسافر در مسیر اصلی هشت فرسخ باید برود تا نمازش قصر شود ولی اگر تا چهار فرسخی رفتید و دوباره خواستید برگردید یعنی تلفیقاً، همان هشت فرسخ کافی است.

 

قسم ثالث روایات، روایات تلفیقی هستند که بر اساس آن‌ها آنچه موردنظر است همان هشت فرسخ است؛ چه امتدادی و چه ایاباً و ذهاباً. این روایات، هم مسئله امتداد را حل کرده است و هم مسئله ایاب و ذهاب را و هم به چهار فرسخ و هم به هشت فرسخ توجه کرده است. فتوای بسیاری از فقها بر این معنا استوار می‌شود. اگر این قسم از این روایات را نخوانیم و استفاده نکنیم تعارض بین این دو دسته از روایات را‌ نمی‌توانیم حل کنیم؛ اما در روایات تلفیق که قسم سوم است می‌توانیم بین آن امتدادی هشت فرسخ و هم موضوعیت روایت اربعه یعنی چهار فرسخ جمع کنیم؛ به این معنا که این هشت فرسخ، یک موضوع کلی است مبنی بر این‌که شما باید طی طریق کنید؛ گاهی این طی طریق، امتدادی است یعنی در یکجایی متوقف می‌شوید و برمی‌گردید و این رفت‌وبرگشت هشت فرسخ می‌شود. آن‌وقت این مسئله را قبول بکنیم؛ وگرنه نمی‌توانیم این تلفیق را قبول بکنیم که ایاباً و ذهاباً و تلفیقاً شما نماز را شکسته بخوانید.

 

باید در بحث‌هایی که در این مسأله پیش می‌آید نظرات را بررسی کرد. مثلاً اگر کمتر از هشت فرسخ رفتم یا همان روز خواستم برگردم یا برنگردم یا ده روز بمانم یا نمانم، در چهار فرسخی یا پنج فرسخی یا سه فرسخی تکلیف چیست؟

 

یکی از قول‌هایی که از علمای امامیه وارد شده این است که اگر مثلاً کمتر از هشت فرسخ حرکت کردید مسلماً تعیّن است که قصر بخوانید؛ زیرا امتداد سفر هشت فرسخ را در نظر گرفته بودید و در این هشت فرسخ هم در حال حرکت هستید بنابراین مسلماً باید نماز را شکسته بخوانید. سؤال اینجا است که اگر یکجایی در بین راه توقف کردیم چه صورتی دارد؟ می‌گویند آنجا هم باید شکسته بخوانید و دورکعتی بخوانید و طبق اصل است.

 

در این‌طور موارد اگر شک کردم نماز را در هشت فرسخی شکسته بخوانم یا تمام؟ اگر گفتیم اصل در شکسته بودن است شک ما به این معنا است که آیا زائد بر دو رکعت بر من واجب است یا نه؟ اینجا اصل عدم زائد را جاری می‌کنیم و شکسته می‌خوانیم یا به اطلاق روایت استناد می‌کنیم. اطلاق روایت می‌گوید وقتی «ضرب در ارض» کردید نماز شکسته می‌شود و من نیز هفت فرسخ آمدم و مصداق ضرب در ارض است؛ بنابراین نمازم شکسته می‌شود و زائد بر دو رکعت بر من واجب نیست.

 

بعضی‌ها نیز اشاره کرده‌اند که اگر در این فاصله توقف کردید باید نمازتان را تمام بخوانید؛ زیرا شک دارید به حدی رسیده‌اید که نماز را قصر کند. این نیز قول دوم است. قول دوم را همه فقها نقل کرده‌اند. ما فقط نقل‌قول می‌کنیم تا به استدلال این‌ها برسیم.

 

قول سوم تخییر است؛ بنابراین قول، اگر شما چند فرسخ رفتی اما به هشت فرسخ نرسیدی و خواستی برگردی آنجا تکلیف چیست؟ آیا نماز را تمام بخوانم یا شکسته بخوانم؟ عده‌ای قائل به تخییر شده‌اند.

 

البته عده‌ای معتقدند در روزه نیز همین‌طور است و بعضی دیگر روزه را قبول ندارند و می‌گویند روزه را باید ادامه بدهی؛ اما در نماز مخیّر هستی بین این‌که تمام بخوانی یا این‌که تمام نخوانی. بعضی‌ نیز مانند مرحوم آیت‌الله بروجردی قائل به جمع شده‌اند؛ به این معنا که اگر کسی کمتر از هشت فرسخ رفت و خواست برنگردد یا خواست برگردد و ‌نمی‌داند نماز را چگونه بخواند، نظر ایشان این بود که باید بین قصر و اتمام را جمع کند و نماز بخواند.

 

بررسی روایات این باب

 

در این زمینه، حدوداً هشت قول وجود دارد. ما می‌خواهیم ببینیم بین این روایات را چگونه می‌توانیم جمع کنیم؟ آیا می‌توان مسئله تلفیق را حل کرد؟ یا سراغ اقوالی که در این مسئله است برویم؟

 

در این زمینه به روایاتی که در باب وسایل است اشاره می‌کنم. این روایاتی که می‌خوانم معمولاً در مسئله هشت فرسخ مطرح است و چون بحث مَسِيرَةِ يَوْم‏ بیشتر مطرح است همان هشت فرسخ را فرض کردم.

 

این روایت در باب یک از ابواب صلوه مسافر است. این روایت را از فضل بن شاذان از علی بن موسی الرضا داریم که در دو سه جا نقل شده است؛ اما در این زمینه بحث است که آیا آن را می‌توانیم قبول کنیم؟

 

 مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ الرِّضَا ع أَنَّهُ سَمِعَهُ يَقُول‏ «فَإِنْ قَالَ فَلِمَ وَجَبَ التَّقْصِيرُ فِي ثَمَانِيَةِ فَرَاسِخَ‏ لَا أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ وَ لَا أَكْثَرَ» دقت کنید می‌گوید: «لَا أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ وَ لَا أَكْثَرَ» این نکته که می‌خواستم بگویم این است «لِأَنَّ ثَمَانِيَةَ فَرَاسِخَ‏ مَسِيرَةُ يَوْمٍ لِلْعَامَّةِ وَ الْقَوَافِلِ وَ الْأَثْقَالِ»؛ این ثمانیه ایام، مسیره یک روز برای عامه مردم است که حرکت را با این قافله‌ها و آن چیزهایی که بار می‌برند مثل شتر انجام می دهند «فَوَجَبَ التَّقْصِيرُ فِي مَسِيرَةِ يَوْمٍ ‏»؛ تقصیر واجب می‌شود در مَسِيرَةِ يَوْم‏.

 

یک سؤالی هست مَسِيرَةِ يَوْم‏ چرا؟ مَسِيرَةِ يَوْم‏ که فرق دارد. مَسِيرَةِ يَوْم‏ چه کسی؟ آدم جوان؟ آدم مسن‌تر؟ اسب و شتر؟ حضرت در اینجا و در روایات دیگر هم اشاره می‌کند که مراد از مَسِيرَةِ يَوْم‏ همان قافله‌ها و آن چیزهایی که به‌صورت عادی مثل شتر می‌روند «لَوْ لَمْ يَجِبْ فِي مَسِيرَةِ يَوْمٍ لَمَا وَجَبَ فِي مَسِيرَةِ سَنَة»؛ اگر شما مَسِيرَةِ يَوْم‏ را سفر نگرفتید دیگر ده روز هم راه بروی فرق‌نمی‌کند؛ اگر هزار سال هم راه بروی فرق‌ نمی‌کند. این میسره یوم را باید حساب بکنید چرا؟ مثلاً از دیروز که شما حرکت کردی و مسافرت کردی تا شب خسته می‌شوی. شارع مقدس به تو یک فرجه می‌دهد که در این خستگی نمازت را شکسته بخوانی و اذیت نشوی اما شب که استراحت می‌کنی و در روز دوم دوباره مسافرت را شروع می‌کنی باز هم همین مَسِيرَةِ يَوْم‏ است؛ زیرا از حالت مسافرت و خستگی بیرون آمدی. اگر صبح دوباره راه بیافتی و تا شب در راه باشی باز ما به همین روال حساب می‌کنیم. دو روز، سه روز و ده روز اصلاً حساب نیست، فقط یک روز است؛ و بعدش می‌فرماید: «وَ ذَلِكَ أَنَّ كُلَّ يَوْمٍ يَكُونُ بَعْدَ هَذَا الْيَوْمِ فَإِنَّمَا هُوَ نَظِيرُ هَذَا الْيَوْمِ فَلَوْ لَمْ يَجِبْ فِي هَذَا الْيَوْمِ لَمَا وَجَبَ فِي نَظِيرِهِ إِذْ كَانَ نَظِيرُهُ مِثْلَهُ وَ لَا فَرْقَ بَيْنَهُمَا»؛ اگر روز دوم بروی مثل همان روز اول است. مسافر است و دوباره از نو مسافر می‌شوی؛ و باید مسیره را رها کنی و از نو مسافر می‌شوی.

 

روایت دوم از کتاب عیون الاخبار الرضا است. «قَدْ يَخْتَلِفُ السَّيْرُ فَلِمَ جُعِلَتْ مَسِيرَةُ يَوْمٍ ثَمَانِيَةَ فَرَاسِخَ قِيلَ لِأَنَّ ثَمَانِيَةَ فَرَاسِخَ مَسِيرُ الْجِمَالِ وَ الْقَوَافِلِ وَ هُوَ سَيْرُ الَّذِي تَسِيرُهُ الْجَمَّالُونَ وَ الْمُكَارُونَ»؛ حضرت اینجا توضیح می‌دهد که مراد مسیره، همان شتر است. ما هشت فرسخ از شما می‌خواهیم.

 

مسیره یوم چیزهای متعددی هست. سیزده روایت هست که در آن به مَسِيرَةِ يَوْم‏ بیشتر توجه کرده است و بیست‌وسه روایت هست که در آن‌ها هشت فرسخ جلوه پیدا می‌کند که این دو تا را باید جمع کنیم تا ضابط را یکی قرار بدهیم. یا ضابط را مَسِيرَةِ يَوْم‏ قرار بدهیم یا هشت فرسخ را ملاک قرار دهیم. فقهای ما به این نقطه رسیدند که ضابط را هشت فرسخ قرار بدهند، مَسِيرَةِ يَوْم‏ را به‌صورت مشابه الیه یا به‌صورت تعیینی قرار بدهند. گفتیم که اگر ما بخواهیم تنها تکیه بر ضابطه مَسِيرَةِ يَوْم‏ کنیم مشکلات دیگری پیش می‌آید.

 

یک روایت دیگر را بخوانم که تقریباً همان مَسِيرَةِ يَوْم‏ را دارد. وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى الْكَاهِلِيِّ أَنَّهُ سَمِعَ الصَّادِقَ ع يَقُولُ‏ فِي التَّقْصِيرِ فِي الصَّلَاةِ بَرِيدٌ فِي‏ بَرِيدٍ أَرْبَعَةٌ وَ عِشْرُونَ مِيلًا درواقع بیست و چهار میل که چهار فرسخ در چهار فرسخ می‌شود. ثُمَّ قَالَ كَانَ أَبِي ع يَقُولُ إِنَّ التَّقْصِيرَ لَمْ يُوضَعْ عَلَى الْبَغْلَةِ السَّفْوَاءِ وَ الدَّابَّةِ النَّاجِيَةِ این تقصیر را برای آن حیوانات وضع نکردند. «بغله السفواء» به معنای حیوان کندرو و «الدابه الناجیه» به معنای حیوان تندرو است وَ إِنَّمَا وُضِعَ عَلَى سَيْرِ الْقِطَار یعنی آن شترهایی که قطار شتر هستند، قافله هستند و بار می‌آورند و می‌برند.

 

ممکن است عده‌ای در مورد نقل عبدالله بن یحیی کاهلی بحث داشته باشند اما این جمله را می‌شود فهمید و حکمی از این روایت ‌نمی‌فهمیم و لزومی هم ندارد. (برید فاصله چهار فرسخ هست. یک چهار فرسخ را برید می‌گویند)

 

روایتی داریم که اینجا را توضیح می‌دهیم. این روایت را شیخ نقل کرده است و روایت‌های دیگر هم نقل کرده است که به سند دیگر است و باز هم می‌گوید المراد أن ما ورد من تحديد المسافة بمسير يوم مخصوص بسير القطار وهو واضح این روایت می‌خواهد ذهن‌ها را به مرکب متوسط‌الحال آن زمان متوجه کند.

 

روایت دیگر «وقد سافر رسول الله صلى الله عليه وآله، إلى ذي خشب وهو مسيرة يوم من المدينة يكون إليها بريدان: أربعة وعشرون ميلا فقصر وأفطر فصار سنة» که اینجا برید چهار فرسخ است و «یکون الیها بریدان» هشت فرسخ می‌شود که درواقع اینجا حساب کرده است؛ که می‌گوید: حضرت در این هشت فرسخ آمدند. یک روایت از زکریا بن آدم است.

 

 وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ آدَمَ‏ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع عَنِ‏ التَّقْصِيرِ فِي‏ كَمْ‏ يُقَصِّرُ الرَّجُلُ إِذَا كَانَ فِي ضِيَاعِ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَمْرُهُ جَائِزٌ فِيهَا يَسِيرُ فِي الضِّيَاعِ يَوْمَيْنِ وَ لَيْلَتَيْنِ وَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَ لَيَالِيَهُنَّ فَكَتَبَ التَّقْصِيرُ فِي مَسِيرِ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ. او می‌گوید من یک باغی دارم که می‌خواهم به آنجا بروم و پدر و مادرم آنجا هستم. وقتی من از اینجا راه می‌افتم و به آنجا می‌روم چند روز بروم تا نمازم را شکسته بخوانم؟ حضرت در اینجا به یوم، لیله را نیز اضافه کرده است. بزرگان، همه این‌ها را حمل بر ثمانیه فراسخ می‌کنند. البته این روایت یک شبهه تقیه دارد که یک جهات عامه هست و یک نظری دارند چند شبانه‌روز؟ مثلاً سه شبانه‌روز برود یا یک شبانه‌روز برود. وجود کلمه «لیله» در این روایت، مخالف روایت‌های دیگر ماست که احتمال دارد موجب تقیه باشد. این مسأله را حمل می‌کنند بر این‌که احتمالاً‌ اهل تسنن سه روز و چهار روز، سه مرحله‌ای و چهار مرحله‌ای دارند و حضرت تقیه می‌کنند.

 

در روایتی که باز در عیون الاخبار الرضا دارد و از فضل بن شاذان است «عن الرضا فی کتاب المأمون»؛ حضرت در جواب نامه مأمون که سؤالی را مطرح کرده است نوشته‌اند: والتقصير في ثمانية فراسخ وما زاد، وإذا قصرت أفطرت. در اینجا هشت فرسخ را طی کن. در اینجا کاری به مَسِيرَةِ يَوْم‏ ندارد و تنها هشت فرسخ را مطرح می‌کند. آن روایات امام رضا مَسِيرَةِ يَوْم‏ داشت و این روایت امام رضا ثمانیه فراسخ را دارد. معلوم می‌شود که در نظرشان مَسِيرَةِ يَوْم‏ و ثمانیه فراسخ یک چیز تلفیقی هست.

 

درواقع، مطلوب اصلی، ثمانیه فراسخ است اما مَسِيرَةِ يَوْم‏ نمونه و نمودار این قصه هست. به‌هرحال باید به مسئله ثمانیه فراسخ در مسیره امتدادی باید موضوعیت بدهیم. در مسیره امتدادیه مشکلی نداریم اما در مسیره تلفیقی که ایاب و ذهاب باشد باید ببینیم که می‌توانیم حکم به تقصیر بدهیم؟

 

پی‌نوشت‌ها:

 

. وسائل الشيعة –الإسلامية، الشيخ الحر العاملي، ج 5، ص 490.

محمد بن علي بن الحسين باسناده عن الفضل بن شاذان، عن الرضا عليه السلام أنه سمعه يقول: إنما وجب التقصير في ثمانية فراسخ لا أقل من ذلك ولا أكثر، لان ثمانية فراسخ مسيرة يوم للعامة والقوافل ل والأثقال، فوجب التقصير في مسيرة يوم، ولو لم يجب في مسيرة يوم لما وجب في مسيرة ألف سنة، وذلك لان كل يوم يكون بعد هذا اليوم فإنما هو نظير هذا اليوم، فلو لم يجب في هذا اليوم فما وجب في نظيره إذا كان نظيره مثله لا فرق بينهما.

 

. عيون أخبار الرضا (ع)، الشيخ الصدوق، ج 2، ص 113.

قَدْ يَخْتَلِفُ السَّيْرُ فَلِمَ جُعِلَتْ مَسِيرَةُ يَوْمٍ ثَمَانِيَةَ فَرَاسِخَ قِيلَ لِأَنَّ ثَمَانِيَةَ فَرَاسِخَ مَسِيرُ الْجِمَالِ وَ الْقَوَافِلِ وَ هُوَ سَيْرُ الَّذِي تَسِيرُهُ الْجَمَّالُونَ وَ الْمُكَارُونَ

 

. وسائل الشيعة –الإسلامية، الشيخ الحر العاملي، ج 5، ص 491.

وباسناده عن عبد الله بن يحيى الكاهلي أنه سمع الصادق عليه السلام يقول في التقصير في الصلاة بريد في بريد أربعة وعشرون ميلا. ثم قال: كان أبى يقول: إن التقصير لم يوضع على البغلة السفواء والدابة الناجية، وإنما وضع على سير القطار.

 

. همان.

وقد سافر رسول الله صلى الله عليه وآله، إلى ذي خشب وهو مسيرة يوم من المدينة يكون إليها بريدان: أربعة وعشرون ميلا فقصر وأفطر فصار سنة.

 

. همان.

وباسناده عن زكريا بن آدم أنه سأل أبا الحسن الرضا عليه السلام عن التقصير في كم يقصر الرجل إذا كان في ضياع أهل بيته وأمره جائز فيها يسير في الضياع يومين وليلتين وثلاثة أيام ولياليهن؟ فكتب: التقصير في مسير يوم وليلة.

 

. همان، ص 492.

وفي (عيون الأخبار) بأسانيد تأتي عن الفضل بن شاذان، عن الرضا عليه السلام في كتابه إلى المأمون والتقصير في ثمانية فراسخ وما زاد، وإذا قصرت أفطرت.

سه شنبه ٦ آبان ١٣٩٢ - ١٦:٣٢
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: