صفحه اصلي > درس خارج   


درس خارج 28 مهر 92

باسمه‌تعالی

 

مقدمه

 

در ارتباط با صلاة مسافر در دو محور بحث کردیم. ابتدا در مورد وجوب قصر صحبت کردیم که گفتیم در مورد کیفیت شکسته شدن نماز، بحث زیادی نیست و به روایات این باب اشاره کردیم که دو رکعت از نمازهای چهار رکعتی حذف می‌شود. در روایات و کلمات فقهاء زیاد وارد این مسأله نشده‌اند؛ زیرا مهم نیست که بر اساس روایت عایشه اصل نمازها دورکعتی بوده و بعداً چهار رکعتی شده است. حالا مصلحت در اضافه کردن این دو رکعت‌ها چه بوده و نظر پیامبر صلی الله علیه و آله در این زمینه چه بوده است؟ این‌یک بحث دیگری است اما مسئله مهم این است که در مورد قصر این‌طوری بیان می‌کنند که آن اضافاتی که در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله انجام شده بوده در نماز قصر برداشته می‌شود غیر از نماز مغرب که یک‌رکعت اضافه‌شده و نماز صبح هم طبیعی وجودش همین‌طور بوده است. به همین خاطر است که می‌گویم فقها زیاد به این مسئله اهمیت ندادند و نسبت به آن ورود نکرده‌اند.

 

نکته دومی که مطرح کردیم این بود که بر اساس آیات و روایات، شکسته شدن نماز، واجب است یا به معنای رخصت است؟ باید به دید یک امر مستحبی به آن نگاه کنیم یا به دید یک امر جایز و مباح؟ یا یک امر واجب و الزامی؟

 

در این بحث از آیه شروع کردیم که آیا وجوبش را از آیه می‌توانیم بفهمیم؟ عرض کردیم که آیه قرآن به ما این نکته را می‌فهماند؛ آیه می‌فرماید: لا جناح علیکم ان تقصروا الصلاة فی السفر و بعدازآن می‌فرماید: ان خفتم ان یفتنکم الذین کفروا اگر شما ترسیدید یا بترسید که دشمن در کمین شماست از شما استفاده کنند یا ضرر به شما بزنند گناهی بر شما نیست که شکسته بخوانید.

 

سیره، مستند وجوب قصر نماز مسافر

 

 گفتیم در این آیه دو تا بحث است که نمی‌خواهم در این جلسه وارد آن بحث بشوم. ما از این آیه چه می‌فهمیم؟ از این آیه می‌فهمیم که نماز در سفر مطلقاً شکسته می‌شود یا مشروط است؟ عرض کردیم که سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و عمل اصحاب و فتاوای فقها بر این مبنا استوار شده است که شکسته خواندن نماز در سفر واجب است. به‌هرحال فقها و بزرگان ما از سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل‌بیت علیهم السلام معنای وجوب را می‌فهمیدند و از اهل سنت و اکثر صحابه اولیه‌شان نقل کردیم که کسانی که با این‌ها بودند نقل کردند که نماز را در سفر شکسته می‌خواندند.

 

بررسی دو تعبیر «ان خفتم» و «لا جناح»

 

البته آن چیزی که ما از این آیه می‌فهمیم و آن چیزی که عمل و سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و اصحاب بر آن مبتنی است متفاوت است. دو جمله در این آیه وجود دارد که موردتوجه است: یکی اینکه می‌فرمایند: «لا جناح علیکم اذا ضربتم فی الارض ان تقصروا من الصلاة» ظاهر معنای «لا جناح» در این آیه، ترخیص است. البته بعضی گفتند که این حکم شرعی نیست بلکه یک حکم وضعی است. به‌هرحال ظاهرش این است که باکی نیست؛ یعنی درواقع می‌خواهد مجوز دهد و درصدد بیان حکم وجوب نیست. در جمله بعد می‌فرماید: «ان خفتم ان یفتنکم الذین کفروا» کلمه «ان خفتم» مقداری کار ما را مشکل می‌کند؛ زیرا قصر نماز را مشروط به آن می‌کند؛ بنابراین معنایش این می‌شود که اگر مثلاً خوف و مشکلی نبود یا سفر جنگی نبود اشکالی ندارد که نماز را تمام بخوانید. اگر این‌طور بگیرید جواز قصر در سفر منوط به ترس از کافران می‌شود. در اینجا اشکالی پیش می‌آید و آن این‌که نمی‌توان گفت که اگر در سفر خوف داشتی می‌توانی نماز را شکسته بخوانی؛ بلکه باید بگویی که اگر خوف داشتی حتماً باید نماز را شکسته بخوانی و الا این مسأله منتی بر بندگان نیست.

 

بنابراین «ان خفتم» می‌گوید اگر خائف بودید واجب است نماز را شکسته بخوانید ولی «لا جناح» می‌گوید که اشکال ندارد. اگر بخواهیم این دو تا را به هم بچسبانیم نمی‌شود. پس باید یا از این ظهور «ان خفتم» شرطیت درست کنیم یا «لاجناح» را تبدیل به یک معنای وجوبی و یک معنای حتمی‌کنیم. این مسئله نیز مطرح است که ما اگر بخواهیم «ان خفتم» را داشته باشیم لازمه‌اش این است که قصر واجب باشد و «لاجناح» به ما می‌گوید که باکی نیست؛ پس باید این‌طور بگوییم درصورتی‌که در سفر باشید و خائف باشید واجب است شکسته بخوانید و درصورتی‌که در سفر باشید و خائف نباشید «لا جناح» می‌گوید که جایز است در سفر نماز را قصر بخوانید. یک برداشت این‌طوری هم ممکن است از آیه داشته باشیم اما نکته‌ای که به‌هرحال ما می‌بینیم که پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل‌بیت علیهم السلام نیز در چنین صددی نبوده‌اند. البته ما در باب لا جناح گفتیم که زراره و محمد بن مسلم سؤال کردند که چرا خدای متعال در اینجا گفته است که «لا جناح» و نگفته است «افعلوا»؟ یعنی درواقع به عزیمت امر نکرده است و شما می‌گویید که عزیمت است و اما آیه این‌طوری می‌گوید. حضرت یک جواب تقریباً نقضی از آیه حج می‌دهند که اگر در خانه خدا طواف کردید بعد از طواف، «لا جناح علیکم ان یطوف بهما» اگر طواف خانه کعبه داشتید بعدازآن باکی نیست که بین صفا و مروه طواف کنید و خودت می‌دانی طواف بین صفا و مروه واجب است و این «لا جناح» در آنجا هم به‌کاررفته است. در آنجا وجوب را فهمیده‌اند.

 

 این جواب نقضی است. حضرت می‌فرماید: در آنجا هم «لا جناح» است و از آن، وجوب را می‌فهمیم و کسی در این مسأله شبهه‌ای نکرده است و از آن معنای ترخیص نفهمیده است؛ اما به‌هرحال بعضی‌ها هم خواستند بگویند که این لا جناح در اینجا همان معنای ترخیص دارد و معنای وجوب ندارد. در اینجا در هر دو مورد شبهه بوده است که مسلمانان همیشه نماز را تمام می‌خواندند و وقتی‌که در سفر رفتند نماز را شکسته خواندند. در این هنگام مؤمنین احساس حرمت می‌کنند که پس از سفر هم نماز را باید تمام بخوانیم و شکسته خواندن حرام است. وقتی این مطلب به ذهنشان می‌رسد آیه می‌گوید «لاجناح علیکم» به این معنا که فکر حرمت نکنید و اگر سفر کردید نمازتان را شکسته بخوانید. در این مطلب، دفع توهم تحذیر وجود دارد. در بسیاری مواقع در آیات و روایات مواردی وجود دارد احساس تحذیر می‌شود. شارع آن را طوری مطرح می‌کند که این احساس تحذیر از بین برود. درباره حج نیز همین اتفاق افتاده است. می‌گویند در باب حج در بین صفا و مروه بخصوص در پایین درهای باب الشیبه و باب السلام و بعضی از این بت‌های آن زمانی که حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام آن بت‌های خانه کعبه را پایین ریختند و در این منطقه خاک کردند این به ذهن مسلمان‌ها می‌آمده است که ما سعی بین صفا و مروه نداشته باشیم؛ به علت اینکه این بت‌ها هستند و شاید ایجاد شبهه شرک کند. «لا جناح علیکم ان یطوف بهما» به شما این‌طور می‌گوید که شبهه حرمت نکنید بلکه جایز است بین صفا و مروه طواف کنید و برای رفع این شبهه حرمت اینجا لا جناح را آورده است.

 

نتیجتاً «لا جناح» در همان معنای خودش بکار رفته است و نمی‌توان معنای ادبی را به معنای دیگری منصرف کرد و وجوب قصر را باید از راه دیگر فهمید؛ اما اینکه مشروط بر «ان خفتم» باشد این «ان خفتم» را چه‌کار می‌کنید؟ برخی خواستند بگویند که نزول این آیه در زمان جنگ بوده است و این آیات در آن زمان جاری شده است و آن زمان‌ها در جنگ بوده است و به همین دلیل این قید را به آن اضافه کرده‌اند.

 

مورد، مخصص هم نمی‌شود؛ مثلاً زیر گنبد امام حسین علیه السلام دو رکعت نماز می‌توانیم بخوانیم. حالا فرض کنید که این را برای من تجویز کرده است. آیا این مورد مخصص می‌شود که حتماً در اینجا جایز است بخوانند و در جای دیگر جایز نیست؟ یعنی این‌که گفته می‌توانید زیر گنبد دو رکعت نماز بخوانید دلیل بر این نمی‌شود که جاهای دیگر نتوانیم نماز بخوانیم. در موارد زیادی داریم که در زمان جنگ دستوری آمده است و بعد از تمام شدن جنگ نیز این آیه به‌صورت عموم باقی مانده است. آن موردی که خوف داشتند نیز دیگر تمام شده است. در روایت عایشه نیز می‌گویند که مشروط بودن شکسته خواندن نماز به جنگ بوده است و بعد از جنگ نیز موردش از بین رفته است ولی عمومیت آیه به حال خود باقی مانده است.

 

بزرگانی مثل مرحوم آیت‌الله بروجردی می‌خواهند بگویند که «ان خفتم» وصلی است؛ یعنی شرطی است که مفهوم ندارد؛ مثلاً می‌گویند که اگر شما در نماز «ضرب فی الارض» کردید و خائف بودید نماز را باید شکسته بخوانید. مفهومش این است که اگر ضرب فی الارض کردید و خائف نبودید نماز را باید تمام بخوانید. آن‌ها می‌گویند در اینجا چنین مفهومی ندارد.

 

البته شرط مفهوم دارد ولی در مواردی موجب استثناء است و مفهوم ندارد؛ مثلاً در آیه «وَلا تُکْرِهُوا فَتَیَاتِکُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا» شرط مفهوم ندارد. در زمان‌هایی بوده است که دخترانشان را در معرض فروش می‌گذاشتند و آن‌ها را به فساد وادار می‌کردند. قرآن می‌فرماید شما حق ندارید که دخترانتان را بر فساد اجبار کنید اگر خودشان بخواهند پاک باشند. اگر قرار باشد که مفهوم داشته باشد مفهومش این می‌شود که اگر این‌ها خودشان تحصن نداشته باشند مانعی ندارد که افسادشان کنید. قرآن هیچ‌وقت چنین دستوری نمی‌دهد. این مطلب را من باب «طردا للباب» گفته است؛ زیرا معمولاً این‌ها اراده تحصن دارند و می‌خواهند خودشان را نگه‌دارند. آیه می‌گوید که این‌ها دلشان می‌خواهد پاک باشند. در این‌طور جاها از شرط مفهوم نمی‌گیریم.

 

یا در آیه «وَرَبَائِبُکُمُ اللاتِی فِی حُجُورِکُمْ مِنْ نِسَائِکُمُ اللاتِی دَخَلْتُمْ بِهِنَّ» از مواردی است که از مفهوم شرط استثناء شده است. قرآن می‌فرماید اگر شما یا کسی زنی بگیرد که آن زن دختر داشته باشد و آن دختر در دامن شما بزرگ شده باشد درصورتی‌که با آن زن نزدیکی کرده باشد به دختر او محرم است؛ اما همیشه این‌طور نیست که این دختر کوچک باشد و در خانه آن مرد بزرگ شده باشد. لذا می‌گویند که مراد این نیست که اگر در خانه شما بزرگ نشده باشد به شما محرم نیست بلکه درهرصورت به شما محرم است و تفاوتی نمی‌کند که کوچک باشد یا بزرگ. پس این قسمت از آیه نیز مفهوم ندارد و این قید را به‌صورت قید غالب آورده است.

 

در مورد آیه موردبحث نیز می‌گویند که «ان خفتم» قید غالب است و شرط نیست؛ به این معنا که معمولاً در جنگ‌ها خوف بوده یا معمولاً سفرها همراه با خوف بوده است. پس این قید شرط نیست و مفهوم نیز ندارد بلکه به‌صورت قید غالب آمده است.

 

سؤال: این آیه در زمان جنگ نازل‌شده است و معنایش این است که درصورتی‌که در زمان جنگ بترسید که غالباً می‌ترسید نمازتان را شکسته بخوانید. حال در زمان غیر جنگ چطور؟

 

پاسخ: گفتیم که این مورد مخصص نیست. درواقع در زمان غیر جنگ نیز از آن، خوف می‌فهمیم؛ زیرا قید غالبی است. در جنگ که نمی‌شود خوف نباشد.

 

درمجموع اگر بخواهیم ادبیات آیه را حفظ کنیم از این آیه می‌فهمیم که اگر مسافرت رفتیم این مسافرت موجب می‌شود که نماز را شکسته بخوانیم؛ اما این‌که قید «ان خفتم» را قید غالب بگیریم و بخواهیم از آیه معنای وجوب قصر را بفهمیم مشکل است. در اینجا زمانی که ترخیص و مجوز را از آیه قرآن گرفتیم به سیره پیامبر صلی الله علیه و آله مراجعه می‌کنیم و می‌بینیم که ایشان و همگی اصحاب از اول از این آیه وجوب قصر را فهمیدند و به آن عمل کردند. ما هم روایات عامه و هم روایات خاصه را برای شما خواندیم.

 

روایاتی را ذکر کردیم مبنی بر اینکه واجب است نماز را به‌صورت قصر بخوانند و اگر کسی این را کار را نکند باید اعاده کند. پیامبر صلی الله علیه و آله چنین دستوری دادند و برخی از افراد را که تمام می‌خواندند را توبیخ کردند.

 

شرایط نماز مسافر

 

از این به بعد ما می‌خواهیم به این نکته اشاره کنیم که آیا شکسته خواندن نماز در سفر شرایطی دارد؟ هر وقت هر طوری شد نمازهای در حال سفر را شکسته بخوانیم یا اینکه سفر حد و حدودی دارد؟ اگر سفر چگونه باشد نماز کامل می‌شود؟ مثلاً سفر معصیت نباشد یا سفر کوتاه نباشد.

 

فقهای ما هشت شرط را برای این مسئله بیان می‌کنند و درنتیجه برای این چند شرط اقوال مختلفی نیز بوجود آمده است. آیا همین‌که از شهر خارج شدید شدیم مسافر هستیم و نماز را باید شکسته بخوانیم یا شرایط خاصی دارد؟ اگر در جایی بماند مقدار ماندن او تفاوتی نمی‌کند؟ در این زمینه اقوال دیگری نیز وجود دارد که اگر خدای متعال توفیق دهد به آن‌ها خواهیم پرداخت.

 

پی‌نوشت‌ها:

 

. سوره نساء، آیه 101.

وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِی الأرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ یَفْتِنَکُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنَّ الْکَافِرِینَ کَانُوا لَکُمْ عَدُوًّا مُبِینًا

هنگامى كه سفر مى‏كنید، گناهى بر شما نیست كه نماز را كوتاه كنید اگر از فتنه (و خطر) كافران بترسید; زیرا كافران، براى شما دشمن آشكارى هستند.

 

 

. سوره بقره، آیه 158.

إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُنَاحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاکِرٌ عَلِیمٌ

«صفا» و «مروه» از شعائر (و نشانه‌های) خداست! بنابراین، کسانی که حجِ خانه خدا و یا عمره انجام می‌دهند، مانعی نیست که بر آن دو طواف کنند؛ (و سعیِ صفا و مروه انجام دهند. و هرگز اعمال بی‌رویّه مشرکان، که بتهایی بر این دو کوه نصب کرده بودند، از موقعیّت این دو مکان مقدّس نمی‌کاهد!) و کسی که فرمان خدا را در انجام کارهای نیک اطاعت کند، خداوند (در برابر عمل او) شکرگزار، و (از افعال وی) آگاه است.

 

 

. سوره نور، آیه 33.

وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَالَّذِینَ یَبْتَغُونَ الْکِتَابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ فَکَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِیهِمْ خَیْرًا وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاکُمْ وَلا تُکْرِهُوا فَتَیَاتِکُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَمَنْ یُکْرِهُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِکْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِیمٌ

 

و كسانى كه امكانى براى ازدواج نمى‏یابند، باید پاكدامنى پیشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بى‏ نیاز گرداند! و آن بردگانتان كه خواستار مكاتبه (قرار داد مخصوص براى آزاد شدن) هستند، با آنان قرار داد ببندید اگر رشد و صلاح در آنان احساس مى‏كنید (كه بعد از آزادى، توانایى زندگى مستقل را دارند); و چیزى از مال خدا را كه به شما داده است به آنان بدهید! و كنیزان خود را براى دستیابى متاع ناپایدار زندگى دنیا مجبور به خود فروشى نكنید اگر خودشان مى‏ خواهند پاك بمانند! و هر كس آنهارا (بر این كار) اجبار كند، (سپس پشیمان گردد)، خداوند بعد از این اجبار آنها غفور و رحیم است! (توبه كنید و بازگردید تا خدا شما را ببخشد!)

 

. سوره نساء آیه 23.

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهَاتُکُمْ وَبَنَاتُکُمْ وَأَخَوَاتُکُمْ وَعَمَّاتُکُمْ وَخَالاتُکُمْ وَبَنَاتُ الأخِ وَبَنَاتُ الأخْتِ وَأُمَّهَاتُکُمُ اللاتِی أَرْضَعْنَکُمْ وَأَخَوَاتُکُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِکُمْ وَرَبَائِبُکُمُ اللاتِی فِی حُجُورِکُمْ مِنْ نِسَائِکُمُ اللاتِی دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَکُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ وَحَلائِلُ أَبْنَائِکُمُ الَّذِینَ مِنْ أَصْلابِکُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَیْنَ الأخْتَیْنِ إِلا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ غَفُورًا رَحِیمًا

 

حرام شده است بر شما، مادرانتان و دختران و خواهران و عمه‏ها و خاله‏ها و دختران برادر و دختران خواهر شما و مادرانى كه شما را شیر داده‏اند و خواهران رضاعى شما و مادران همسرانتان و دختران همسرتان كه در دامان شما پرورش یافته‏اند از همسرانى كه با آنها آمیزش جنسى داشته‏اید -و چنانچه با آنها آمیزش جنسى نداشته‏اید، (دختران آنها) براى شما مانعى ندارد- و (همچنین) همسرهاى پسرانتان كه از نسل شما هستند (نه پسرخوانده‏ها-) و (نیز حرام است بر شما) جمع میان دو خواهر كنید; مگر آنچه در گذشته واقع شده; چرا كه خداوند، آمرزنده و مهربان است.

شنبه ٢٨ مهر ١٣٩٢ - ١٨:٥٤
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: