صفحه اصلي > درس خارج   


درس تفسیر 16 اردیبهشت 96

باسمه تعالی

 

آیه :

سوره الواقعة (56): آيات 41 تا 47

وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ‏ الشِّمالِ‏ (41) فِي سَمُومٍ وَ حَمِيمٍ (42) وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ (43) لا بارِدٍ وَ لا كَرِيمٍ (44) إِنَّهُمْ كانُوا قَبْلَ ذلِكَ مُتْرَفِينَ (45)

وَ كانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِيمِ (46) وَ كانُوا يَقُولُونَ أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ (47)

ترجمه:

41- و اصحاب شمال چه اصحاب شمالى؟ (كه نامه اعمالشان به نشانه جرمشان به دست چپ آنها داده مى‏شود).

42- آنها در ميان بادهاى كشيده و آب سوزان قرار دارند.

43- و در سايه دودهاى متراكم و آتش‏زا!

44- سايه‏اى كه نه خنك است و نه مفيد.

45- آنها پيش از اين در عالم دنيا مست و مغرور نعمت بودند.

46- و بر گناهان بزرگ اصرار داشتند.

47- و مى‏گفتند: هنگامى كه ما مرديم و خاك و استخوان شديم آيا برانگيخته خواهيم شد؟[i]

 

مقدمه :

در آیات 41 به بعد سوره واقعه هستیم و قبلاً اشاره کردیم که خداوند متعال انسان‌ها را به‌واسطه پاداش اعمالشان به چند قسم تقسیم می‌کند. یک گروهی اصحاب الیمین و یک گروهی مقربین و یک گروهی نیز اصحاب الشمال هستند.

 

در مورد اصحاب الیمین و گروه سابقون، اشاره‌هایی به جایگاه و پاداش اعمالشان داشت.

 

در این چند جلسه، گفتار خوبی‌ها و لذت‌ها و مواهبی که خداوند در بهشت شامل بندگان خوب خودش می‌کند. در این آیاتی که امروز می‌خوانیم بشارت‌ها وجود ندارد و به ما اشاره می‌کند که اصحاب شمال در قیامت چه حالاتی دارند؟

 

عرض کردیم که اصحاب الشمال به این اعتبار به آن‌ها گفته می‌شود که نامه اعمالشان را به دست چپشان می‌دهند. این یک رمزی میان خدا و بندگان و انسان‌ها است. به آن‌ها گفته می‌شود که این نامه را بخوان و خودت نیز قضاوت کن زیرا خودت برای قضاوت کفایت می‌کنی.

تفسیر :

وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ این «ما اصحاب الشمال» عبارت‌های تأکیدی است تا مقداری از اهمیت آن را بفهمند؛ مثلاً فردی می‌گوید امروز هوا بد بود چه هوای بدی! این کلمه تعجب است و معمولاً در این حالت است که چنین عبارتی عنوان می‌شود.

 

خداوند در این قسمت از اول چند مورد را می‌شمارد که گرفتاری این گروه را نشان می‌دهد.

 

 فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ این فضا فضای سوزناک است و دارای بادهای داغ ناراحت‌کننده است. سموم جمع سم است و به‌این‌علت چنین می‌گوید که سم‌ها خیلی زود بر بدن انسان اثر می‌کند. هواهایی در برخی مناطق وجود دارد که بسیار زود بر بدن اثر می‌کند؛ مثلاً در سرما یا گرمای نجف این را می‌بینید که بسیار سوزان است. سموم به هواهای نفوذکننده و اذیت کننده گفته می‌شود. حمیم به معنای داغ بودن است. حمّام نیز به همین اعتبار گفته می‌شود.

 

وَظِلٍّ مِّن يَحْمُومٍ ظل نیز به معنای سایه است. زمانی که آفتاب در آسمان است چیزی میان نور آفتاب و زمین حائل می‌شود و سایه می‌اندازد. سایه‌ها معمولاً خنک است و انسان زیر آن می‌رود تا از گرما نجات پیدا کند. در این مراد از سایه، سایه‌ای است که ناشی از وجود غبار شدید ایجاد می‌شود. سایه‌ای که من یحموم. دود غلیظ و سیاهی که سایه ایجاد می‌کند و بر سر این‌ها می‌افتد و در این فضای داغ و سوزناک و اثربخش در وجود انسان زندگی می‌کنند.

 

لَّا بَارِدٍ وَلَا كَرِيمٍ این‌ها نه سرد می‌شوند و نه خاصیتی دارند. در عرب این‌طوری است که اگر کسی خاصیت داشته باشد و مفید باشد به او می‌گویند له کرامه؛ یعنی کارهایش اثربخش و مفید است. ولی اگر بر عکس باشد می‌گویند لا کرامه فیه؛ یعنی هیچ فایده‌ای در او نیست. در اینجا نیز می‌فرماید که این‌ها نه سرد می‌شود و نه اثر مفیدی برای انسان دارد.

 

إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَٰلِكَ مُتْرَفِينَ این‌ها هم منکر توحید و هم منکر قیامت بودند. این‌ها در دنیا در دنیا جزو مترفین بوده‌اند. ترف به معنای انسان‌های مکنت داری است که در خوشی و لهو و لعب زندگی می‌کردند. این‌ها وقتی به قدرت می‌رسند در زمین فساد می‌کنند و به دیگر انسان‌ها ظلم و تعدی می‌کنند. مردم را از دین خدا گمراه می‌کنند و با پیامبر مبارزه می‌کنند. به آن‌ها می‌گویند که شرایط زندگی را برای افراد مستمند جامعه فراهم کنید ولی آن‌ها کار را برای افراد جامعه سخت‌تر می‌کنند. امثال صهیونیست‌ها در زمین با ساخت فیلم‌ها و تصاویر نامناسب در زمین فساد می‌کنند. این‌ها جز مترفین هستند که از امکانات و موقعیت‌هایشان در جامعه سوءاستفاده می‌کنند.

 

وَكَانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنثِ الْعَظِيمِ این‌ها اصرار بر گناه هم دارند. گاهی وقت‌ها انسان‌ها ممکن است گناه کنند ولی وقتی گناه کرد فوراً پشیمان و نگران می‌شود و توبه می‌کند ولی برخی وقت‌ها انسان‌ها بر این گناه خود اصرار دارند. در فقه ما حنث به معنای باز کردن یک تعهد است. اگر شما قسم بخورید که کاری را می‌کنید و آن را بشکنید اصطلاحاً حنث کرده‌اید. در اینجا حنث به معنای گناه و مخالفت با خدای متعال است. هرچه پیامبران به این‌ها می‌گفتند که این کار را نکنید و جامعه را فاسد می‌کند این‌ها گوش نمی‌کردند.

 

وَكَانُوا يَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ این‌ها شک به قیامت دارند وگرنه قیامت قطعی است. سؤال می‌کنند که اگر بمیریم تبدیل به خاک می‌شویم و دوباره برمی‌گردیم؟ آیا روز قیامت مبعوث می‌شویم؟ می‌گویند برگشتن انسان‌ها محال است. در این دنیا یک حرکت‌های فیزیکی دارد و هر زمانی که این تعادل به هم خورد می‌میرد. این‌ها مثل پیچ و مهره‌های ماشین می‌ماند که اگر منسجم باشند و استارت بزنید راه می‌افتد ولی وقتی‌که این تعادل به هم بخورد روشن نمی‌شود.

 

البته محال است که انسان‌ها بدون خالق خلق شده باشند. اگر نانوا خمیر را نان می‌کند یا هر چیزی دیگر بوجود نمی‌آید مگر این‌که کسی آن را موجود کرده است. این دو حالت دارد. یک‌وقت چیزی که ایجاد می‌شود موجود عادی است و یک‌وقت نیز یک دنیا و عالمی به این وسعت به وجود می‌آید. حتماً در این خلقت، یک نظم و شعوری وجود دارد و هر کسی که کاری به این عظمت انجام دهد حتماً یک هدفی وجود دارد.

 

خالقی که در چشم انسان یک عدسی به این عظمت قرار داده است کارش بدون هدف نیست. عقل هیچ انسانی حکم نمی‌کند که چنین کاری بدون هدف بوده باشد. پس باید این خالق به این هدف برسد و باید برنامه داشته باشد. برخی انسان‌ها به این دستور کمک می‌کنند و به این هدف می‌رسند و پاداش زحمت‌های خود را می‌گیرند و اگر کسانی در این مسیر قرار نگرفتند و بر عکس آن عمل کردند و در زمین فساد کردند عقل انسان می‌گوید که باید مجازات اعمال خود را ببینند. این‌طور نمی‌شود که یک عده زحمت بکشند و به خودشان سختی بدهند و کار خیر انجام دهند و در راه خدا جهاد کنند پاداششان مانند کسانی باشد که هر کاری که دلشان خواست کردند و از هیچ لذت حرامی دریغ نکردند.

 

بنابراین افرادی منکر این‌ها هستند درحالی‌که در قرآن بیش از 2000 آیه در این زمینه داریم که خدا همه انسان‌ها را بعد از مرگ مبعوث می‌کند و هر کسی پاداش عمل خود را می‌بیند. خداوند متعال در آیات متعددی می‌فرماید همان کسی که از اول این موجود را خلق کرده است می‌تواند دوباره آن را بیافریند. قدرت خدا بالاتر از همه قدرت‌ها است. خدا می‌تواند همه این‌ها را به سرجای خود برگرداند و دوباره آن‌ها را خلق کند.

 

ان شاء الله ادامه این آیات را در جلسه بعد بررسی خواهیم کرد.

 

نکته ها:

  1. محال است که انسان‌ها بدون خالق خلق شده باشند.
  2. خالقی که در جهان همه این عظمت قرار داده است کارش بدون هدف نیست. عقل هیچ انسانی حکم نمی‌کند که چنین کاری (خلقتی) بدون هدف بوده باشد. پس این خالق برای رسیدن به هدف خلقت باید برنامه داشته باشد.
  3. عقل حکم می کنند کسانی که در این عالم در مسیر هدایت قرار گرفتند موجب پاداش قرار گیرند و افرادی که از مسیر هدایت خارج شدند مورد عقاب قرار گیرند.

 

 

پی نوشت ها:

[i]. سوره الواقعة (56): آيات 41 تا 47

وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ‏ الشِّمالِ‏ (41) فِي سَمُومٍ وَ حَمِيمٍ (42) وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ (43) لا بارِدٍ وَ لا كَرِيمٍ (44) إِنَّهُمْ كانُوا قَبْلَ ذلِكَ مُتْرَفِينَ (45)

وَ كانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِيمِ (46) وَ كانُوا يَقُولُونَ أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ (47)

ترجمه:

41- و اصحاب شمال چه اصحاب شمالى؟ (كه نامه اعمالشان به نشانه جرمشان به دست چپ آنها داده مى‏شود).

42- آنها در ميان بادهاى كشيده و آب سوزان قرار دارند.

43- و در سايه دودهاى متراكم و آتش‏زا!

44- سايه‏اى كه نه خنك است و نه مفيد.

45- آنها پيش از اين در عالم دنيا مست و مغرور نعمت بودند.

46- و بر گناهان بزرگ اصرار داشتند.

47- و مى‏گفتند: هنگامى كه ما مرديم و خاك و استخوان شديم آيا برانگيخته خواهيم شد؟

چهارشنبه ٣ خرداد ١٣٩٦ - ٠٨:٥٤
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: