صفحه اصلي > تفسیر   


درس تفسیر 4 دی 95

باسمه‌تعالی

درس تفسیر حضرت آیت‌الله ناصری

4 دی 95

أَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرّحيمِ

اَلحَمدُللهِ رَبِّ العالَمینَ وصَلی اللهُ عَلی سَیدِنا ونَبیّنا اَبی القاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّدٍ(صَلَی الله عَلَیهِ وَ الِهِ)  وَ عَلی آلهِ الطَّیِّبنَ الطّاهِرینَ المَعصُومینَ المَکَرَّمینَ سیَّما بقیهِ اللهِ فِی الأَرَضینَ رُوحی وَاَرواحُ العالَمینَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداهُ.

 

سوره المنافقون‏ (63): آيات 5 و 6

وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ (5) سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ (6)

ترجمه:5- هنگامى كه به آنها گفته شود بيائيد تا رسول خدا براى شما استغفار كند سرهاى خود را (از روى استهزا و كبر و غرور) تكان مى‏دهند، و آنها را مى‏بينى كه ازسخنان تو اعراض كرده و تكبر مى‏ورزند.6- براى آنها تفاوت نمى‏كند خواه استغفار برايشان كنى يا نكنى، هرگز خداوند آنها را نمى‏بخشد، زيرا خداوند قوم فاسق را هدايت نمى‏كند.

 

مقدمه:

در آیه 5 و 6سوره منافقین هستیم. در ارتباط با شأن نزول برخی از این آیات اشاره کردیم که این سوره ده خصوصیت منافقین را بیان می‌کند و یکی از این خصلت‌ها، حالت استکباری و سرسختی است که نه به نصیحت‌ها گوش می‌کنند و نه به هشدارها و همچنین نسبت به اسلام و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) بی‌توجهی می‌کردند.

برخی از این‌ها از اول ایمان آورده بودند و بعد متزلزل شده بودند و برخی نیز از همان اول ایمان نیاورده بودند و ظاهری آراسته و جذاب و باایمان از خود نشان داده بودند.

شأن نزول:

عرض کردیم عبدالله بن ابی سرکرده این‌ها بود و در جنگ بنی المصطلق که پیامبر (صلی الله علیه و اله) بیرون از مدینه رفته بودند میان یک نفر از مهاجرین و یک نفر از انصار اختلافی در گرفت. عبدالله بن ابی دخالت کرد و برخی از مهاجرین نیز دخالت کردند. عبدالله دید که فردی که اهل مدینه است مورد هجوم قرار گرفته است حرف‌هایی زد. گفت: شماها انصار به این‌ها جا دادید و آن‌ها را پذیرفتید و حالا در مقابل شما می‌ایستند. اگر این کار را نمی‌کردید این‌ها این‌طوری برخورد نمی‌کردند. ما اگر به مدینه رفتیم آن‌کسانی که در مدینه عزیز هستند این ذلیل‌ها را بیرونی خواهند کرد. چنین تهدیدهایی کرد.

این اختلاف به گوش پیامبر (صلی الله علیه و اله) رسید و زید بن ارقم که جوانی بود این خبر را به ایشان رساند. برخی از اطرافیان عبدالله بن ابی او را تکذیب کردند و نزد پیامبر (صلی الله علیه و اله) آمدند و گفتند: عبدالله بزرگ ما است ولی با حرف او همراه نیستیم. با این حرف پیامبر (صلی الله علیه و اله) را از تصمیم‌گیری منصرف کردند.

 

طبعاً زید بن ارقم به خاطر ملامت این افراد ناراحت شد. مخصوصاً این‌که پیامبر (صلی الله علیه و اله) عبدالله بن ابی را خواست و او نیز تکذیب کرد و اطرافیانش نیز با او همراهی کردند. پیامبر (صلی الله علیه و اله) نیز که خواستند مسأله را جمع کنند فوراً دستور حرکت در شب دادند. خودشان به مدینه برگشتند. برخی پرسیدند چرا به‌سرعت به مدینه برمی‌گردید؟ ایشان در پاسخ فرمودند: مگر نمی‌بینید این فرد چه می‌گوید؟ ممکن است اوضاع مدینه به هم بریزد.

سپاهیان دو سه شب در راه بودند و همه خسته به مدینه رسیدند و به خانه‌هایشان رفتند و اوضاع مقداری آرام شد.

 

خداوند متعال چند آیه نازل کرد و زید بن ارقم را تائید کرد که عبدالله بن ابی چنین نیاتی داشته است. به عبدالله بن ابی خبر دادند که چنین آیه‌ای نازل شده است و برو نزد پیامبر (صلی الله علیه و اله) تا برایت استغفار کند. وقتی فهمید که پیامبر (صلی الله علیه و اله) ، زید بن ارقم را تائید کرد ناراحت شد و در خانه ماند و مدتی در آنجا بود و فوت کرد. برخی می‌گویند از شدت ناراحتی از دنیا رفت.

تفسیر:

این داستان در برخی قسمت‌های این آیات مورداشاره قرار گرفته است. یکی مسأله روحیه استکباری و دیگری گوش نکردن به حرف‌های پیامبر (صلی الله علیه و اله) است. آیه می‌فرماید: وَ إِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رسول‌الله پیامبر (صلی الله علیه و اله) پیغام دادند که بیایید تا ایشان برای شما استغفار کند. «اذا» معنای زمانی دارد و «قیل» به معنای گفته شده است و فعل مجهول است. گاهی وقت‌ها فعلی را می‌گوییم و فاعلش را نیز می‌گوییم. می‌گوییم که فلانی گفت. در عرب فعل را جلوتر ذکر می‌کنند و در فارسی معمولاً فاعل جلوتر است. می‌گوییم که زید این حرف را زد. زید فاعل است و حرف زدن نیز فعل است. یک‌وقت فاعل معلوم است و یک‌وقت نیز فاعل معلوم نیست. در فارسی می‌گوییم «گفته شده است» در ادبیات عرب فعلی که فاعلش را با خود همراه داشته باشد فعل معلوم می‌گویند و فعلی که فاعلش ذکر نشده باشد فعل مجهول گفته می‌شود. در اینجا اگر می‌گفت «اذا قال» فاعلش معلوم بود ولی وقتی می‌گویند «قیل» جایی است که گوینده مشخص نیست.

زمانی که به این‌ها گفته شد «تعالوا» بیایید. این کلمه به معنای علو است و در اصل به معنای این است که «بالا بیا» و اصطلاحا به معنای این استکه جلو بیا. «یستغفر لکم رسول‌الله» وقتی می‌گوید بالا بیایید تا پیامبر (صلی الله علیه و اله) برای شما چنین کاری کند همین علو و درجه بالا یافتن است. پیامبر (صلی الله علیه و اله) از خدا می‌خواهد که شما را بیامرزد. البته این خودش معنایی دارد و قرآن می‌فرماید که پیامبر (صلی الله علیه و اله) واسطه بین تو و خدا شود و برای تو طلب مغفرت کند. این خودش یک نوع اقرار بر این است که پیامبر (صلی الله علیه و اله) و امامان می‌توانند واسطه بین بنده و خدا شوند که حاجت بنده را برای خدا بگویند و یا برای او طلب مغفرت کنند. این واسطه شدن در چند جای قرآن ازجمله داستان حضرت یوسف نیز آمده است. وقتی یعقوب و یوسف ( علیهما السلام) به هم رسیدند یعقوب گفت: سَوفَ اَستَغفِر لَکُم. متأسفانه وهابی‌ها می‌گویند توسل پیدا کردن به پیامبر (صلی الله علیه و اله) و اهل‌بیت شرک است؛ و حال‌آنکه در قرآن بارها به آن اشاره شده است. در مورد حضرت ابراهیم در حق عمویش آذر چنین مطلبی داریم.

لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ «لووا» به معنای پیچیدن و پشت کردن است. وقتی نخ‌ریسی می‌کنند این نخ‌ها که دور هم می‌پیچد اصطلاحا می‌گویند «لووا» اگر در کشورهای عربی رفته باشید و بخواهید ساندویچ بخورید از این اصطلاح استفاده نمی‌کنید. آن‌ها به ساندویچ می‌گویند «لفه» این از همین باب است. سرهایشان را می‌پیچند. چرا این کار را می‌کنند؟ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُون‏ این‌ها راه را بر خودشان می‌بندند و دیگران را نیز منصرف می‌کنند و حالت روحیه استکباری دارند. اگر روحیه استکباری وارد انسان شود او را از رحمت خارج می‌کند و به او اجازه رشد نمی‌دهد. نمی‌گذارد به دیگران کمک کند و به سعادت برسد. هم خودشان به هدایت نمی‌رسند و هم مانع هدایت دیگران می‌شوند. این همان چیزی است که هم‌اکنون از کشورهای مستکبر نیز دیده می‌شود.

به این فرد گفتند بیا تا پیامبر (صلی الله علیه و اله) برایت استغفار کند قبول نکرد. تعبیری مشابه این مطلب دارد که گفتید نماز بخوان و روزه‌بگیر و الان هم لابد میگویید به فلان پیامبر (صلی الله علیه و اله) هم سجده کنم. من نمی‌آیم و نیامد و در خانه افتاد و از دنیا رفت. این روحیه‌ای است که خداوند متعال نکوهش می‌کند.

 

یک‌وقتی شخصی در رادیو عراق به فارسی علیه نظام و امام بد می‌گفت. این در حالی است که زمانی که در ایران بود در مورد امام (رحمة الله علیه) غلو می‌کرد و ما او را نهی می‌کردیم. در رادیو عراق حرف‌های بدی می‌زد. گاهی وقت‌ها که گوش می‌کردیم طاقت نداشتم. یک‌وقت از احمد آقا (رحمة الله علیه) پرسیدم که امام (رحمة الله علیه) این حرف‌ها را گوش می‌کند؟ گفت: بله. آن‌وقت گفتم: عکس‌العمل امام (رحمة الله علیه) در برابر این حرف‌ها چیست؟ گفت: از امام (رحمة الله علیه) پرسیدم و ایشان فرمودند: من او را دعا می‌کنم که خدا هدایتش کند. ببینید چگونگی برخورد متواضعانه امام (رحمة الله علیه) و از آن‌طرف برخورد استکباری آن فرد را. وقتی به این‌ها می‌گویند: بیایید پیامبر (صلی الله علیه و اله) واسطه می‌شود و برایتان استغفار می‌کند تکبر می‌کنند. ما نیز باید مراقبت این مسائل باشیم که گرفتار روحیه استکباری نشویم. این‌که امام (رحمة الله علیه) می‌گویند: که باید در برابر روحیه استکباری ایستاد منظور همین حالت است که حق را نمی‌پذیرند و نمی‌خواهند باور کنند که اشتباه می‌کنند و نظرشان نسبت به مردم دنیا غلط است. می‌خواهند همه را در برابر خودشان ذلیل ببینند. این‌گونه است که خداوند می‌فرماید در برابر این‌ها بایستید و مقاومت کنید و نترسید.

 

بنابراین نسبت به این خداوند می‌فرماید: سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ  اگر تو برای این‌ها استغفارکنی یا استغفار نکنی این‌ها آمرزیده نمی‌شوند و در جای دیگر نیز دارد که اگر هفتاد بار برای این‌ها استغفار کنی ایمان نمی‌آورند. تو بدان که این‌ها به راه نمی‌آیند. وای بر آن زمانی که انسان به حدی برسد که از رحمت الهی دور شود. در روایات نیز داریم که گناهان را کوچک نشمارید یا سعی کنید که گناه نکنید زیرا برخی از گناهان موجب می‌شود انسان مورد غضب الهی قرار بگیرد و دیگر او را نبخشد. خدای متعال می‌فرماید که از رحمت من مأیوس نشوید. اگر گناه کردید بیایید و من شما را می‌بخشم و دعای شما را مستجاب می‌کنم. بنابراین بگذارید که دیگر گناه نکنید ولی برخی از گناهان سبب می‌شود که رحمت الهی بسته شود. این گناهان چه گناهانی است؟ کوچک و بزرگ هم ندارد. این‌هایی که منافق هستند بر این شیوه هستند و حرکت‌هایی انجام می‌دهند و خداوند درهای رحمت خود را بر آن‌ها می‌بندد.

 

 إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقين اینجا فاسق به معنای کسی است که در فسق و فجور و گناه غوطه‌ور شده است به‌نحوی‌که هیچ‌چیزی نمی‌فهمد و به بندگان خدا نگاه تحقیرآمیز می‌کند. الآن چگونه سران کشورهای مستکبر نسبت به مردم جامعه صحبت می‌کنند که انگارنه‌انگار که آن‌ها احترامی دارند. آن‌یکی می‌گوید که اگر به کاخ سفید رسیدم سیفون را می‌کشم. این عبارت به چه معنا است؟ این توهین به همه و حتی به خودشان است. این تعابیر نشان‌دهنده روحیه استکباری است. اگر وجود برخی افراد را برای بقای خودشان نمی‌خواستند همه را فنا می‌کردند. الآن عربستان و قطر و کشورهای خلیج اگر به خاطر پولشان و موقعیت مکانی شأن نبود همه را از دم تیغ می‌گذراندند و کسی را باقی نمی‌گذاشتند. این روحیه استکباری است.

 

دیدید که برخی افراد گرفتار اعتیاد می‌شوند و این‌قدر با این مواد خود را مشغول می‌کنند که پزشکان از او مأیوس می‌شوند و می‌گویند بگذارید خودش، خودش را از بین می‌برد و دیگر قابل مداوا نیست. گاهی وقت‌ها انسان‌ها به‌جایی می‌رسند که حتی توبه پیامبر (صلی الله علیه و اله) نیز برای آن‌ها اثر ندارد و قابل مداوا نیستند. این حالت استکباری و روحیه خودخواهی است که در منافقین است و خدای متعال آن را نکوهش می‌کند.

 

در آیه بعد یکی از خصلت‌های منافقین را بیان می‌کند و آن این‌که منافقین علیه مسلمانان به چیزهای متشبث می‌شدند که آنان را به عسرت بیندازد. ان شاء الله توفیق پیدا کنیم آیه بعدی که مسأله مهمی را مطرح می‌کند بررسی کنیم.

 

نکته ها:

1. پیامبر (صلی الله علیه و اله) و امامان می‌توانند واسطه بین بنده و خدا شوند که حاجت بنده را برای خدا بگویند و یا برای او طلب مغفرت کنند.وقتی یعقوب و یوسف ( علیهما السلام) به هم رسیدند یعقوب گفت: سَوفَ اَستَغفِر لَکُم. متأسفانه وهابی‌ها می‌گویند توسل پیدا کردن به پیامبر (صلی الله علیه و اله) و اهل‌بیت شرک است؛ و حال‌آنکه در قرآن بارها به آن اشاره شده است. در مورد حضرت ابراهیم در حق عمویش آذر اشاره شده است.

2. اگر روحیه استکباری وارد انسان شود او را از رحمت خارج می‌کند و به او اجازه رشد نمی‌دهد. نمی‌گذارد به دیگران کمک کند و به سعادت برسد. هم خودشان به هدایت نمی‌رسند و هم مانع هدایت دیگران می‌شوند. این همان چیزی است که هم‌اکنون از کشورهای مستکبر نیز دیده می‌شود.

3.برخی از گناهان موجب می‌شود انسان مورد غضب الهی قرار بگیرد و دیگر او را نبخشد. خدای متعال می‌فرماید که از رحمت من مأیوس نشوید. اگر گناه کردید بیایید و من شما را می‌بخشم و دعای شما را مستجاب می‌کنم.

 



. منافقین/5

وَ إِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُون‏.

ترجمه:هنگامى كه به آنها گفته شود بيائيد تا رسول خدا براى شما استغفار كند سرهاى خود را (از روى استهزا و كبر و غرور) تكان مى‏دهند، و آنها را مى‏بينى كه ازسخنان تو اعراض كرده و تكبر مى‏ورزند.

. منافقین/6

سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقين‏.

ترجمه: براى آنها تفاوت نمى‏كند خواه استغفار برايشان كنى يا نكنى، هرگز خداوند آنها را نمى‏بخشد، زيرا خداوند قوم فاسق را هدايت نمى‏كند.

 

سه شنبه ٧ دی ١٣٩٥ - ٢٠:١٢