جلسه تفسیر آیات 23 و 24 سوره انسان مورخ 23 خرداد 94

أَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرّحيمِ
اَلحَمدُللهِ رَبِّ العالَمینَ وصَلی اللهُ عَلی سَیدِنا ونَبیّنا اَبی القاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّدٍ وَ عَلی آلهِ الطَّیِّبنَ الطّاهِرینَ المَعصُومینَ المَکَرَّمینَ سیَّما بقیهِ اللهِ فِی الأَرَضینَ رُوحی وَاَرواحُ العالَمینَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداهُ.
سوره الإنسان: آيات 23و24
إِنَّا نَحْنُ‏ نَزَّلْنا عَلَيْكَ تَنْزِيلاً الْقُرْآنَ (23) فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ كَفُوراً (24)
ترجمه:23- مسلما ما قرآن را بر تو نازل كرديم.24- پس در (تبليغ و اجراى) حكم پروردگارت شكيبا باش، و از هيچ گنهكار و كافرى از آنان اطاعت مكن.
مقدمه:
 در سوره انسان، دهر، هل اتی؛ هرسه اسم برای این سوره اطلاق دارد.
آیه بیست وسه تا آیه بیست وپنج، امروزمورد بحث ماست ودرجلسات گذشته از این سوره چند قسمت ازبحث گذشت.
 1.بحث اولی ما بحث از خلقت انسان بود ومختصری ازنحوه خلقت انسان که هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً (1) إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ (1)در این آیات یک اشاره ای به مسئله کیفیت وخلقت انسان داشتیم. ماهیّت وآن جوهرة انسان که چگونه است، وچه اعجازی در این خلقت وجود دارد وچه عظمتی هایی خدا در این خلقت در آن نطفه گذاشته است و این خلقت چه سیر وتحوّل های عظیمی دارد دربحث آیات اوّل اشاره شد.
2.در بحث آیات دوّم در ارتباط با هدایت انسانها بحث شده بود إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً (1)که در ارتباط با هدایت انسانها وارسال رسل ومرحله تکلیف انسان وبرنامه ریزیهای که خداوندبرای انسان کرده است دراین آیه اشاره شده است.
در آیه بعد که می فرماید: إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً (3)إِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ سَلاسِلَ وَأَغْلالاً وَسَعِيراً (4) (1)بعد از هدایتها ،بیان پاداشها و مجازاتها است که انسان اگر مسئله رشد و هدایت را پذیرفت مسیرخود را انتخاب کرد،یا اگر نپذیرفت و مسیر دیگری را انتخاب کرد مکافات و مجازات اعمال وکردارش رادر آن آیات بیان شد .
این بحث سوّمی بودکه به این صورت بیان شد.
بحث چهارم که در هیجده آیه، وبحث معادبود و داستانی که مربوط به اهلبیت علیهم السّلام بود.
حوادث توابع آن ،مسائل قیامت :پاداش ها وبهشت نتیجه اعمال و کردار وآن دستوراتی که درآنجا داشت.
 این سه ،چهار مرحله از آیات این سوره راگذراندیم.
در این سه آیه ای که می خواهیم بخوانیم:
در ارتباط باپنج دستور به پیامبر اکرم (صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ)بعد از بیان همه این سه مرحله ای که عرض کردیم:
 1.مرحله خلقت انسان ، 2. مرحله هدایت ، 3. مرحله پاداش،4. سبک حرکت وکار وصفات پسندیده ای که انسان باید داشته باشد، 5 . مجازات وجزاء ها.
در اینجا خطاب به پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) پنج نکته رااشاره می فرماید:(پنج دستور سخت)
 1.دستور به استقامت است که به پیامبر اکرم (صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ)باید استقامت کند.
2.دستور تبعیّت از خداوند واز دیگران تبعیّت نکند .
3.دستور اطاعت از خدا یعنی چهره حرکت اش بر اساس اطاعت وعبادت خدا ومسیر، مسیر خدایی باید باشد.
این مضمون تقریبا سه آیه ای است که می خواهیم بخوانیم.
تفسیر:
در آیه 23 می فرماید: إِنَّا نَحْنُ‏ نَزَّلْنا عَلَيْكَ تَنْزِيلاً الْقُرْآنَ(2)خطاب به پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ)می کند با تأکید فراوان، هم لفظ إِنَّ که در آیات می آید معنایش تأکید است،حتمیّت قصه رابیان می کند و نیز بصورت جمع می آید،که از آن تأکید فراوان فهمیده می شود إِنَّا و نَحْنُ‏ نَزَّلْنا(2)باز جمله ها برای تأکید است در این آیه معنایش این است : این را بدان؛ما، نَزَّلْنا عَلَيْكَ تَنْزِيلاً الْقُرْآنَ،(2)فقط ما قرآن را برای تو نازل کردیم یک نازل کردنی ،که کیفیّت نزول را برساند. این در مورد کسانی است که به پیامبر (صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) می گفتند:اینهائی که تو می گوئی شعر است وتو از یهود ونصاری یادگرفتی وبصورت شعر وداستان از کتب یهود ونصاری برداشتی و نمی خواستند قبول کنندکه سخنان پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ)از ناحیه خدا نازل شده،وخدای متعال به او وحی کرده است.
در اینجا تأکیدها برای این است که بدانید:که ما قرآن رابر تو نازل کردیم ودیگران هم بدانند که این کاری است که خدای متعال کرده است.
اولاً قرآن را نازل کردیم ؛وآیات الهی را که برایت نازل کردیم ،اینها قرآن است ونازل شده پروردگار است. این یک تأکید برای دیگران است ،وهم یک تأکیدبرای پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) است.
از آیات بعد اینطور معلوم می شود که تأکید است برای پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) که ای پیامبر بدان! ما قرآن را برای تو نازل کردیم ودر مقابل این نزول قرآن، از توچیزهایی را می خواهیم. وقرآن را برای تو فرستادیم، نه برای اینکه نگاهش کنی! نه برای اینکه بخوانی! نه برای اینکه ابزار دست داشته باشی! إِنَّا نَحْنُ‏ نَزَّلْنا عَلَيْكَ تَنْزِيلاً الْقُرْآنَ(2)ما قرآن را برای تو نازل کردیم .
تنزیلها ؛
گاهی از لفظ تنزیل نزول تدریجی فهمیده می شود.
چون می فرماید :تَنْزِيلاً ومفعول مطلق است و اینطور می شودکه ما قرآن را نازل کردیم نازل کردنی! که مراد (از نزول قرآن)تأکید است.هر وقت عبارتها بصورت أَنْزَلْنَا باشد ازآن نزول تدریجی فهمیده نمی شودما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ‏ الْكِتابَ (3) ویا إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ(6) در جایی که أَنْزَلْنَا دارد منظوراز أَنْزَلْنَا نزولهای دفعی وجمعی است.
در آنجایی که تَنَزُّل وتَنزیل دارد ،مانند:(تَنْزِيلُ‏ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (4)، وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى‏ مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلاً (5).)مراد نزول تدریجی است .
می دانید که قرآن بر اساس روایات دونزول باید داشته باشد قاعدتاً:
1.نزول تدریجی:بر اساس آیات قرآن بر حوادث اشاره می شود.از زمانی که پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) مبعوث شده است تا زمانی که از دنیا می رود بیست وسه سال طول می کشد. در این بیست وسه سال آیات قرآن به تدریج نازل شده است در هر حادثه ای، واقعه ای و دستور جدیدی به مناسبت،بعضی از آیات در مکه وبعضی از آیات در مدینه نازل شده است. این سوره ای که خواندیم(انسان)در آن اختلاف است که مکی است یا مدنی؟! چون داستانی که درآن نقل شده است مربوط به مدینه است که به این مناسبت بعضی علماءنظر دارند که این سوره مدنی است. چون در مورد خلقت انسان وهدایتهای انسان است معولاً آیات به مکی می خورد. آیات آخرش هم تقریباً به آیات مکه می خورد لذا بعضی علماء می گویند این سوره مکی است .خیلی هم اصرار دارند این سوره رامکی قلمداد کنند واین داستان را از اهل بیت(علیهم السّلام) بگیرند و بگویند که داستان دیگران است.بنابراین می شود که بعضی از آیات مکی وبعضی مدنی باشد ،این منافات ندارد.
در قرآن هم مشاهده می شود که بعضی از سوره ها که هفت،هشت آیه اش مدنی است وده،بیست آیه اش مکّی است.
2.نزول دفعی:((آیات قرآن در شب قدربصورت یکجا بر قلب پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) نازل شده است. إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ(6).))
ما دو نوع آیات در قرآن داریم:بعضی از آیات می فرماید: شَهْرُ رَمَضانَ‏ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ(8)وبعضی آیات می فرماید: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ(6) وبعضی آیات می فرماید: إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ (7)از ظاهر این آیات که لفظأَنْزَلْنا دارد إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ(7)ظاهرش أَنْزَلْناهُ یعنی این قرآن را مادر شب مبارکی نازل کردیم.از آیات إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ(6) و إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ (7)باز معلوم می شود این لیله مبارکه همان شب قدر است. حالا شب قدر چه زمانی است؟
در آیات ماه رمضان می فرماید: شَهْرُ رَمَضانَ‏ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ(8)؛ شَهْرُ(ماه) رَمَضانَاست که قرآن درآن نازل شده است. از این سه آیه چند مطلب فهمیده می شود:
 1.اینکه قرآن در ماه رمضان نازل شده است.
 2. درلیله مبارکی نازل شده است.
 3.در لَيْلَةِ الْقَدْرِ (6) نازل شده است.که لَيْلَةِ الْقَدْرِ(6) در ماه رمضان است. معلوم می شود؛ لَيْلَةِ الْقَدْرِ (6) شب قدر درماه رمضاناست،و شب قدر هم لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ است، وقرآن هم در ماه رمضان در شب قدر نازل شده است،ازاین کلمه نزول أَنْزَلْنا که در اینجاست. ازصراحت این آیاتی که می بینیم: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ(6) و إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ (7)؛معلوم می شود که این نزول تدریجی نبوده،بلکه نزول دفعی بوده و یک دفعه نازل شده است و خدامی فرماید: که ما در یک شب،و در ماه رمضان نازل کردیم. از مجموع این آیات فهمیده می شود: که نزول قرآن تدریجی نیست و نزول قرآن دفعی بوده، ویک دفعه نازل شده است ودر واقع یکپارچه است.
اما ازسیر تاریخ می بینیم که قرآن از اول با پنج آیه إِقرَء نازل شده، بعدسوره های دیگر و سوره کوچک آمده بعد سوره طِوال (طولانی)به تدریج آمده است.وبعضی از آیات داریم که در غدیر نازل شده،در اواخر عمر پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) بوده است. ومعلوم می شود که از آن سیر تاریخی وحقیقت میدانی معلوم می شود که قرآن نزولش تدریجی بوده است از زمان (بعثت)پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) شروع شده؛ ((نزول‏ تدريجى‏))كه بر حسب شرائط و حوادث و نيازها و به مناسبتهایی در مکه و مدینه (در طى 23 سال) نازل شده است.
این دو برداشت ازسور قرآن راچگونه باید جمع کرد؟ یکجا می گوید دریک شب نازل شده،ونزول دفعی است.و یکبار هم می گوید که به مناسبتها
یی در طى23 سال نازل شده،ونزول‏ تدريجى است .
بزرگان از علماء ومفسرین برای این مسئله راههای مختلفی (چهار،پنج قول)رابرای جمع این موضوع بیان کرده اند.
اما یک نکته را من عرض می کنم ؛که هم ازمرحوم طباطبائی صاحب المیزان ،وهم در کلمات امام خمینی (رحمةالله علیه)من دریافت کردم وهم راه جمع است : وآن اینکه در ماه رمضان قرآن دفعتاً از بیت المعمور(قرآن نزول چند قسمتی هم داشته است؛که از باری تعالی به بیت المعمور واز بیت المعمور به قلب پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) )در ماه رمضان قرآن مجموعاً بر پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) نازل شده است. یعنی مجموعه معانی قرآن وآنچه که حقیقت قرآن است ومجموعه که آیا بصورت آیات والفاظ هم بوده یا بصورت معانی بوده است ؟جای بحث دارد. قرآن به قلب پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) نازل می شود و ایشان آگاه به مبانی ومسائل قرآنی می شود. در ماه رمضان در شب قدر مجموعه قرآن که دفعتاً بر پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) نازل ،و پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) درشب قدر مأمور به پیاده کردن قرآن می شود. منتها دستور دارد ؛که هرچه ما گفتیم ،و هر وقت ما گفتیم. لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ‏ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى‏ إِلَيْكَ وَحْيُهُ(9) قبل از اینکه ما وحی به تو بفرستیم عجله نکن در قرآن خواندن، معلوم می شود ،پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) یک چیزهایی ذخیره داشته است. ودر مواقع مختلف هم(مردم) از پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) می خواهند که درموارد مختلف برای ما آیه بیاور! اما پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) دستور ندارد. قَبْلِ أَنْ يُقْضى‏ إِلَيْكَ وَحْيُهُ(9) قبل از اینکه وحی خداوجبرائیل بیادوبصورت آیه بر تونازل کند یعنی قرآن بصورت الفاظ نازل شود،تا قبل از این چیزی از آن نخوان ونگو.! وَ رَتِّلِ‏ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً(10) ممکن است ؛اشاره به تإیید این معنا هم باشد. از مجموع این آیات که تَنْزِيل داردکه مراد همان نزول تدریجی است.
  قرآن در اینجا می فرماید :که ما قرآن را برتو نازل کردیم تَنْزِيلاً ممکن است یک معنایش هم این باشدکه نزول ما در قرآن نزول تدریجی است وبه هر مناسبتی آیات را به تووحی می کنیم و بصورت الفاظ بر تونازل می کنیم و شما آن معانی را تطبیق کن وآیات را برای مردم بگو.

نكته‏ ها:
قرآن به پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) نازل شده است که به پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) می فرماید: ما برای تو قرآن رانازل کردیم چون پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) مسؤلیّت پذیر است.خیلی بزرگ وعظیم است ؛ دستورات خدا درمقابل مشرکین ودنیای جهالت و انسانهای لجوج ومتعصّب پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) چه بایدبکند.وچه توقّعاتی ازپیامبراکرم(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) هست.وچه خواسته هایی دیگران دارند.مسؤلیّت خیلی مهمّی است که درایستادگی وپایداری ومقاومت وشجاعت وسعه صدر وعدم انحراف ازمسیر(حقیقت) که همه این موارد لازم است.
ولذا آیه بعد این معنا را می فرماید:فَاصْبِرْ لِحُكْمِ‏ رَبِّكَ(2) بعد از نزول آیات ،پنج دستور راپیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) دریافت می کند .
1.اولین دستور فَاصْبِرْ لِحُكْمِ‏ رَبِّكَ(2) اینکه توباید صبور باشی ومقاومت کنی در مقابل ِحُكْمِ‏ رَبِّكَ (2)یعنی حکم پروردگارت آن کسی که تو را آفریده،خلق کرده ومربّی تو،وتو را تربیت کرده وسرپرست توست. صبور باش درپیاده کردن حکم پروردگارت و در این مسیر انحرافی هم نداشته باش. اولاً دستور به صبر می دهد یک رهبر ومسؤل در امّتی باید خیلی صبور باشد . ودر مقابل مشکلات شرح صدر داشته باشد.
2.مقاوم ،مخصوصاًدر پیاده کردن احکام و اجرای فرمان ودستور(الهی) صبور باشد وپا فشاری بکند ایستادگی کندومقاومت کند تا درست اجرا بشود.
یک موقع انسان چیزی را ابلاغ می کند وبعد رها می کند وخیلی موارد ما دیدیم که حکمی می دهند ودستوری می دهند ورها می کنند و یا قانونی را می گذرانند و دنبال نمی کنند خوب عمل نمی شودرها می شود واین بی حالی است وصبر نمی کننداین گرفتاری ماست درکشور این است که یک دستور ازاحکام الهی را ممکن است بعنوان قانون؛تصویب ویا ابلاغ شود ولی پافشاری برای اجرای حکم خدا نمی کنیم رها می کنیم از باب امر به معروف برای اجرای حکم خدا این روش(کسالت وراحت طلبی) نمی شود چراکه گاهی راحت طلبی ودر توجیه آن گفته می شود:شرایط ندارد نمی شود،مقدور نیست.وگاهی هم تنبلی وبی حالی است ویا گاهی ازعواقب آن می ترسد شاید این اجراءبرعلیه خودم باشد یااینها(اشخاص) علیه من موضع بگیرند.ولذا خیلی مواقع درتشکیلات اداری می بینیم حکم خدا اجراءنمی شود.
3.خداوند به پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) میفرماید: حکم را اجراء کن. وبعد می گوید: فَاصْبِرْ لِحُكْمِ‏ رَبِّكَ (2)برای اجرای حکم پروردگارت صبر کن؛نه حکم دیگران وهوای نفس وترس از عدم پذیرش دیگران،ونه برای رضایت دیگران دشمنی خدا را انتخاب کردن؛ که که یک عده ای دشمنی خدا را می گیرند بر
ای رضایت دیگران خداوند او را به خودش واگذار می کند، مَنِ التَمَسَ رِضَى‏ النّاسِ بِسِخَطِ اللَّهِ سَخَطَ اللَّهُ‏ عَليهِ و أَسخَطَ عَلَيهِ النّاسَ(12).هركه رضاى مردم جويد بسخط و خشم خداى؛ خداى تعالى بر وى خشم گيرد و مردم را بر وى بخشم آورد.
روایت هم دارد؛ یک عده ای مَنِ التَمَسَ رِضَى‏ اللَّهِ بِسَخَطِ النّاسِ رَضِىَ اللَّهُ عَنهُ وَ أَرضَى عَنهُ النّاسَ‏ (12). کسی که رضایت خدا رابر رضایت مردم انتخاب کندو اگر دشمنی مردم بدست بیاورد غصه ای نداردکه خداونداو را کمک می کند بنابراین کسی که حکم خدا را اجراء کند ورضایت خداوند را داشته باشد خداوند او را در برابر مخالفان یاری می کند .
حالا در کارهای ما رضایت خدا کجاست؟ گاهی مواقع مثل : همین مسئله هسته ای واقعاً فَاصْبِرْ لِحُكْمِ‏ رَبِّكَ (2) خطاب به کیست؟ فَاصْبِرْ لِحُكْمِ‏ رَبِّكَ (2)دستور پروردگار را در اجراء آن ایستادگی کنید، ورضایت خدا راجلب کنید اگر بخواهیم رضایت دیگران را جلب کنیم موجب خشم پرردگار می شویم.این یک دستور برای پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) است.
امام (رحمةُ اللّه علیه) در این مورد اجرای فرمان خدا آنچنان صبور و مقاوم بود (دیروز در سخنرانی قبل نماز جمعه تهران اشاره کردم) امام (رحمةُ اللّه علیه) در دو جا در سفر کویت وپاریس،قبل از رفتن به سفر کویت سروان شاکر مسؤل استخبارات(سواک)آنجابود وخیلی هم قویّ وپر شوکت با پنجاه نفربه دیدن امام (رحمةُ اللّه علیه) آمد با اصطلاح باطُمتُراق(جلال وعظمت) که امام (رحمةُ اللّه علیه) اوّل اجازه نمی دادند و امام (رحمةُ اللّه علیه) وقت خصوصی نمی دادند چون او اول وقت خصوصی می خواست، وبالأخره وقت گرفته شد، (امام (رحمةُ اللّه علیه) گفته بودند من چیزی نمی گویم ولی شما وارد شوید.) این سروان شاکر با باطُمتُراقش گفت:ما با دولت وشاه ایران قرار گذاشتیم که شما دیگر عراق حرکت هایی وکاری بجز درس وبحث نداشته باشید.مهمان ما باشید همین جا وما پذیرائی می کنیم.وکار به نهضت وقیام نداشته باشید. امام (رحمةُ اللّه علیه) فرمودند:من نمی توانم ،ومن به ملّتم و مردم تعهد دارم وکارم را انجام می دهم خیلی به اینها برخوردآن کسی که رئیس استخبارات آن روز عراق بود واقعاً مردم را به صلّابه می کشید(نمی دانم الآن کجاندکه در مقابل داعشی ها بایستند) یک جهنمی درست کرده بودند درعراق که واقعاً کسی جرأت نفس کشیدن نداشت وبا این جهنم توانستند قیمتها را کنترل کنند وکارها راسرو سامان بدهند و همه چیز را کنترل کنند. امّا امام (رحمةُ اللّه علیه)ایستادند،نترسیدند،وفرموند من نمی توانم وکار به شما ندارم من با مردم هستم هرچه گفت؛امام (رحمةُ اللّه علیه) یک چیزی جواب دادند:ومن از اینجا می روم،واین سخنان ردّ وبدل شد و امام (رحمةُ اللّه علیه) بلند شدند ورفتند واز شجاعت امام (رحمةُ اللّه علیه) وجرأت امام (رحمةُ اللّه علیه) در مقابل این شرور، ما تعجب کردیم. ونگران شدیم که اینها قرار چه بکنند وچه نقشه ای دارندوچه بلایی بر سر امام (رحمةُ اللّه علیه) بیاورند. ونقشه هم کشیدند وفردا خانه امام (رحمةُ اللّه علیه) را محاصره کردند وتلفن ها را قطع کردند وحتی ما همراهیان امام (رحمةُ اللّه علیه) را نگذاشتند برویم حتی حاج احمد آقا(رحمةُ اللّه علیه) را مانع شدند. وفردا مردم وارد شدندکه تلفنها را وصل کردند .ولی از آنجا شروع شد که امام (رحمةُ اللّه علیه) تصمیم گرفتند که برویم وبعد به ما گفتند برنامه ریزی کنید وقبلاً هم که در مقابل شاه آن طوری (با شجاعت)می ایستاد. ودر زندان هم؛وقتی در پانزده خردادایشان را دستگیر کرده بودند وبردند به آن پادگان نظامی، امام (رحمةُ اللّه علیه) را تهدید کرده بودند. پاک روان رفته بود؛امام را تهدید کرده بود امام (رحمةُ اللّه علیه) فرموده بود که من ازاین تهدیدات شما نمی ترسم. و امام (رحمةُ اللّه علیه) ایستادگی برای دین وحکم خدا فَاصْبِرْ لِحُكْمِ‏ رَبِّكَ (2)داشت.
در پاریس وقتی رفتیم ویک مقدار کارهای نهضت شروع شده بودودر نوفل لوشاتو مردم جمع شده بودند شاه احساس خطر کرده بود که دیده بود تمام دنیا توجه شان به آنجا جمع شده بود (آن حلقاتی که در سخنرانی نماز جمعه تهران در مورد انقلاب باز کردم حلقه های چهارم بود که امام (رحمةُ اللّه علیه) در پارس حلقه های انقلابی را ادامه داد که یکی در ایران،نجف،پاریس وبعد برگشت به ایرانکه توضیحی دارد که قشنگ است.) بعد در آنجا وزیر خارجه وکشورفرانسه وصاحب منسبان آمده بودند وگفتند :که آقا ما تحت فشار آمریکا وبیگانگانیم وشما مهمان ما هستید ودرخدمتتان هستیم اما سعی کنید که شما کار به مسائل انقلاب وایران نداشته باشید. امام (رحمةُ اللّه علیه) جمله ای فرموند:که من فکر می کردم که فرانسه یک کشور دمکراسی است فکر نمی کردم که فرانسه هم مستعمره ایران باشد این حرف خیلی برای آنها سنگین آمد.ومن به تکلیفم عمل می کنم ،کار به اینجا ندارم وبا ملتم کار دارم و وظیفه ام را انجام می دهم. وآنها دیدند فایده ندارد رفتند. ولی بعد در پیام خصوصی به حاج احمد آقا(رحمةُ اللّه علیه) گفته بودند به آقا بگوئید هر کار می خواهند بکنند ما اینکار را کردیدم برای دنیا بفهمد که ما این کار(به ایشان تذکر دادیم) را کردیم. وحال این جواب محکم امام (رحمةُ اللّه علیه)بود که اینها به این نتیجه رسیده بودند و آنها مثل صدّام بدجنس گری در نیاوردند که این دیگر مشیّت الهی بود.
در نهایت امام (رحمةُ اللّه علیه) درمسئله فَاصْبِرْ لِحُكْمِ‏ رَبِّكَ (2)برای پیاده کردن حکم خدا صبور باش،درمراحل زیادی چه در زندان،تبعید،بورثا،نجف،پاریس آنچنان مقاومت وایستادگی کرد. که درهمه این مراحل رضایت خدا مورد توجّه داشت وهیچ وقت هیچ چیز را به رضایت خدا ترجیح نمی داد.
آیه بعد وَ لا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ كَفُوراً(2) پیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) مبادا در کارت مطیع دیگران باشی آثِماً به معنای :گنه کار وفسق وفجور؛فاسقان وفاجران. كَفُوراً هم به یک معنا به معنای کافر ،افرادی که کافرند. ای راپیامبر(صَلی اللهُ علیهِ وآلِهِ) تو نباید متابعت از فاسقان امت خودت بکنی ونه کافران تو باید مطیع خدا باشی. گنه کاران که میگویند فلان کار را بکن که می خواهند لهو ولعب وفسق وفجور داشته باشند. نه توحق نداری این کار را بکنی وَ لا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ كَفُوراً(2) که کار خیلی سخت می شود.
وصلّی اللهُ علی محمَّدٍ وَآلِهِ



1.سوره الإنسان: آيات 1و2
هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً (1) إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً (2) إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً (3) إِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ سَلاسِلَ وَ أَغْلالاً وَ سَعِيراً (4)
ترجمه:1-آيا چنين نيست كه زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود؟! 2- ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم، و او را مى‏آزمائيم (لذا) او را شنوا و بينا قرار داديم. 3- ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا كفران كند.4- ما براى كافران زنجيرها و غلها و شعله‏هاى سوزان آماده كرده‏ايم.

2.سوره الإنسان: آيات 23و24
إِنَّا نَحْنُ‏ نَزَّلْنا عَلَيْكَ تَنْزِيلاً الْقُرْآنَ (23) فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ كَفُوراً (24)
ترجمه:
23- مسلما ما قرآن را بر تو نازل كرديم.
24- پس در (تبليغ و اجراى) حكم پروردگارت شكيبا باش، و از هيچ گنهكار و كافرى از آنان اطاعت مكن.

سوره النحل: آيه64
3. وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ‏ الْكِتابَ‏ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (64)
 ترجمه: ما قرآن را بر تو نازل نكرديم مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف دارند براى آنها تبيين كنى و مايه هدايت و رحمت است براى گروهى كه ايمان دارند.


4.سوره غافر: آيه 2
 تَنْزِيلُ‏ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
ترجمه:اين كتابى است كه از سوى خداوند قادر و دانا نازل شده است.

5.سوره الإسراء : آيه 106
وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى‏ مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلاً
ترجمه:ما قرآنى بر تو نازل كرديم كه به صورت آيات جدا از هم مى‏باشد، تا آن را تدريجا و با آرامش بر مردم بخوانى (و جذب دلها شود) و بطور قطع اين قرآن را ما نازل كرديم.

6.سوره قدر آيه 1
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
ترجمه: ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل كرديم.

7.سوره الدخان: آيه 3
إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِين‏
ترجمه: كه ما آن را در شبى پربركت نازل كرديم، ما همواره انذار كننده بوده‏ايم.

8.سوره البقرة : آيه 185
شَهْرُ رَمَضانَ‏ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَنْ كانَ مَرِيضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
ترجمه:(آن چند روز معدود) ماه رمضان است كه قرآن براى راهنمايى مردم و نشانه‏هاى هدايت و فرق ميان حق و باطل در آن نازل شده، پس آن كس كه در ماه رمضان در حضر باشد روزه بدارد، و آن كس كه بيمار يا در سفر باشد روزهاى ديگرى را بجاى آن روزه بگيرد، خداوند راحتى شما را مى‏خواهد نه زحمت، هدف اين است كه اين روزها را تكميل كنيد، و خدا را بر اينكه شما را هدايت كرده بزرگ بشمريد و شايد شكرگزارى كنيد.

9.سوره عنكبوت: آيه 51
اوَلَمْ يَكْفِهِمْ انَّا انْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلى‏ عَلَيْهِمْ
11:05:51 AM

ترجمه:آيا براى آنها كافى نيست كه اين كتاب آسمانى را بر تو نازل كرديم كه پيوسته بر آنها تلاوت مى‏شود.
 
10.سوره طه: آيه 114
فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ‏ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى‏ إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً
ترجمه:پس بلند مرتبه است خداوندى كه سلطان حق است، و نسبت به قرآن عجله مكن پيش از آن كه وحى آن بر تو تمام شود، و بگو پروردگارا علم مرا افزون كن!

11.سوره مزمل: آيه 4
أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ‏ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً
ترجمه:يا بر نصف آن بيفزا، و قرآن را با دقت و تامل بخوان.

12.شهاب الأخبار(كلمات قصار پيامبر خاتم ص) ص: 212
1. مَنِ التَمَسَ رِضَى‏ النّاسِ بِسَخَطِ اللَّهِ سَخَطَ اللَّهُ‏ عَليهِ و أَسخَطَ عَلَيهِ النّاسَ.
ترجمه:هر كه رضاى مردم جويد بسخط و خشم خداى؛ خداى تعالى بر وى خشم گيرد و مردم را بر وى بخشم آورد.


2.مَنِ التَمَسَ رِضَى‏ اللَّهِ بِسَخَطِ النّاسِ رَضِىَ اللَّهُ عَنهُ وَ أَرضَى عَنهُ النّاسَ‏.
ترجمه:هر كه طلب رضاى خداى تعالى بسخط و خشم مردم كند خداى تعالى از وى راضى شود و مردم را از وى راضى گرداند.
يکشنبه ٢٥ مرداد ١٣٩٤     ١١:٠٩