صفحه اصلي > تفسیر   


درس تفسیر 13 مرداد 97

باسمه‌تعالی

 

آیه

ذَلِکَ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلامٍ لِلْعَبِیدِ ﴿٥١﴾ کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَفَرُوا بِآیَاتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿52﴾ ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ﴿٥٣﴾ کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَذَّبُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَکْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَکُلٌّ کَانُوا ظَالِمِینَ [1]


 

تفسیر

مروری بر آیه ای که هفته قبل خواندیم می کنم و در کنار آن به روایتی اشاره می کنم.

این آیه در سوره انفال است و آیه دیگری نظیر آن در سوره رعد است. در این دو آیه یک مطلب مهم را خدای متعال اشاره می‌کند. یک سنت بزرگی که تغییرناپذیر است و یک حالاتی است که برای انسان‌ها در جهت تغییر و تحول پیدا می‌شود.

آیه قبل و بعدش در ارتباط با مسأله قریش است که آیات خدا را تکذیب کردند و همچنین داستان فرعون است که آیات الهی را تکذیب کردند. بعضی از آن‌ها منکر شدند و برخی نیز تکذیب کردند.

اشاره می‌کند که آن‌هایی که آیات خدا را کافر شدند به خاطر این کفران نعمت آن‌ها را به گناهشان مواخذه کردیم.

یک گروه دیگر هستند که آیات خدا را تکذیب می‌کنند که در مورد آن‌ها می‌گوید «فاهلکناهم». معلوم می‌شود کسانی که نشانه‌های الهی را تکذیب می‌کنند مانند فرعون که غرق شد عذاب می‌شوند ولی آن‌هایی که حق را پوشاندند و انکار کردند و کفران کردند گناهی مرتکب می‌شوند که خدای متعال می‌فرماید که ما نسبت به این‌ها «شدید العقاب» هستیم.

یک گروهی تکذیب می‌کنند و یک گروهی تکفیر می‌کنند و درست عمل نمی‌کنند. بین این دو آیه یک آیه است که می‌فرماید: «ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»

می‌فرماید هر چه به سر شما می‌آید از خوبی و بدی و رشد و نقصان مربوط به درون شما است. اگر درون را درست کنید آن‌وقت همه‌چیز بیرون شما نیز درست می‌شود. اگر درون را درست نکنید بیرون را نیز نمی‌توانید درست کنید. اگر تغییری بخواهد در جامعه درست شود اول باید از درون این تغییر حاصل شود.

اگر مدیری در درونش تغییر حاصل نشود و فکرش رشد نکند و همتش بلند نباشد و قدرت تصمیم‌گیری بالایی نداشته باشد و عاشق کارش نباشد نمی‌تواند فرماندهی کند و کاری پیش نمی‌برد. این‌که امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: سه چیز شما را در کارها عقب می‌اندازد که یکی از آن‌ها همت کوتاه است. افرادی که همتشان پایین باشد و نظرشان کوتاه باشد قدرت دید به جلو را ندارند مسلماً این شخص در کارها می‌ماند. به این دلیل که همتش بلند نیست همین‌جایی که با آن سروکار دارد را می‌بیند و آینده‌نگری ندارد و رشد بیشتر را نمی‌بیند.

کسانی که در وجودشان پیدا کردن راهکار کم است یعنی «قلة الحیله» که حضرت می‌فرماید منظور کسانی هستند که دنبال راهکار برای پیشبرد کارها نیستند. یک صنعتگری که کار می‌کند اگر با یک مشکلی مواجه شد و دستگاهش خراب شد و نتواند آن را اصلاح کند دستش را روی دست می‌گذارد و کار تعطیل می‌شود. کسی که در وجودش این همت و قدرت نیست که گره را باز کند و جلو برود می‌ماند. اگر فرمانده جنگ نیز باشد در برابر حیله‌های دشمن می‌ماند و شکست می‌خورد. خیلی وقت‌ها اتفاق افتاده است که در یکی از عملیات که خودم نیز در قرارگاه بودم آخر شب بچه‌ها مانده بودند. ساعت 3 نیمه‌شب بود و محاصره شده بودند و خیلی سخت می‌گذشت.

به فرماندهان پیام دادند و به تهران زنگ زدند و احمد آقا را از خواب بیدار کردند تا از امام بپرسد که باید چکار کنند؟ قاعدتاً امام آن موقع بیدار بوده‌اند یا وقت نماز شبشان بوده است. احمد آقا خدمت امام می‌رود و کسب تکلیف می‌کند. امام می‌گویند که جلو بروید و نایستید و محاصره را بشکنید.

مرحوم شهید محلاتی این مطلب را در بلندگو برای رزمندگان خواندند و وقتی این‌طور شد همه‌چیز حل شد. وقتی اراده قوی باشد همه‌چیز حل می‌شود.

نظیر این داستان در فتح خرمشهر اتفاق افتاد. در جماران عده‌ای از فرماندهان آمده بودند و نگران بودند. ظهر وقت نماز بود و هیچ‌کس جرئت نمی‌کرد که مطلب را به امام بگوید که خرمشهر تصرف شده است. آقای رسولی مأمور شد که خدمت امام برود و مسأله را بگوید.

آقای رسولی گفتند من داخل رفتم و دیدم امام مشغول گفتن اذان و اقامه هستند. تا مرا دیدند گفتند چطور شده است؟ گفتم: این بچه‌ها مانده‌اند و خرمشهر این‌طور شده است و دشمن دارد جلو می‌آید. آقای رسولی می‌گفت که امام بین اذان و اقامه بود و پا را جلو گذاشته بودند. در همین حالت گفتند که بگویید بروند و آن‌ها را بیرون کنند. بعدازآن الله‌اکبر گفتند و نماز خواندند.

همین را نقل کردم و یک دقیقه بعدش جماران خالی شد و فرماندهان دنبال کار رفتند و درست شد.

گاهی اوقات این‌طوری است که آن صلابتی که در درون است و اعتقادی که انسان به حل مسائل و خدا دارد مشکلات حل می‌شود ولی خیلی از ما که در برابر مشکلات می‌مانیم و ناراحت می‌شویم و دستپاچه می‌شویم. دنیا به آخر نرسیده است و باید برنامه‌ریزی کنیم.

آیه این‌طور می‌گوید که این سنت الهی است که اگر بخواهید رشد و پیشرفت کنید به درون شما برمی‌گردد. اگر با خدا بودید و نیت شما خوب بوده است و الآن نیت شما بد شده است مثلاً نیت ریاست پیداکرده‌اید این‌ها تغییر می‌کند. سرنوشت خود انسان تغییر می‌کند و سرنوشت امت نیز تغییر می‌کند.

اگر آن موقع به خدا توکل داشتید و الآن توکل شما کم شده است و به خارجی‌ها تکیه می‌کنید به خاطر این است که درون شما عوض‌شده است و لذا نتیجه نیز نمی‌گیرید.

در آیه دیگری دارد که «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ»[2]

اما این آیه صریح تر می‌گوید: «ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ»

خدای متعال نعمتی که به انسان‌ها داده است را از آن‌ها نمی‌گیرد تا زمانی که خودشان تغییر کنند و نفس و کار و اراده و جدیتشان تغییر کند. یک‌وقتی ید واحد بودند و به یکدیگر کمک می‌کردند دشمن می‌ترسد.یک‌وقت متفرق هستند و دنبال حزب و گروه هستند نه برای اسلام، الآن خیلی از ما این‌طور شده‌ایم و برای خودمان کار می‌کنیم و فکر این نیستیم که کار انجام شود. آن‌وقتی که با هم بودیم و دست‌به‌دست هم می‌دادیم و در جبهه‌ها همه کار می‌کردند و یک زن روستایی چند تخم‌مرغ برای جبهه می‌داد در این حالت تغییر نفسانی داشتیم و با توکل به خدا کار می‌کردیم؛ اما در زمان کنونی ترس از خدا ریخته است و طرف برایش مهم نیست که چند هزار میلیارد بردارد و از کشور برود. دیگر ترس از خدا نیست و فقط به فکر آینده خودش و فرزندانش است.

آن‌وقت‌ها در دلمان ترس از خدا بود و خیلی کارها نمی‌کردیم. گران‌فروشی نمی‌کردیم. دروغ نمی‌گفتیم به خاطر ترس از خدا بود. این‌که درون ما عوض شد خیلی از کارها عوض شد.

امام فقط برای خدا کار می‌کرد. بزرگانی که این‌طور بودند خدا به آن‌ها کمک می‌کرد. اگر نیت‌هایمان عوض شود و خدایی نباشد و برای رضای رفیق و دوستمان باشد مسلماً قضیه متفاوت است. الآن انسان حرکت‌هایی می‌بیند که ناراحت می‌شود که این افراد برای چه کسی کار می‌کنند؟ این‌گونه است که می‌مانیم و نعمت‌های خدا حذف می‌شود و باران نمی‌آید. زکات نمی‌دهیم خیلی چیزها از دستمان می‌رود. خیال نکنید بلاهایی که به سر ما می‌آید همین‌طوری است. البته این به خاطر این است که ما مسلمانیم و خدا نمی‌خواهد آن‌طوری فاسد شویم و می‌خواهد ما را نگه دارد و به ما سختی می‌دهد. به‌هرحال باید تغییر کنیم تا عالم تغییر کند و سرنوشت‌ها تغییر کند.

اگر غفلت بجای آگاهی، تنبلی بجای سعی و کوش، دو دلی بجای تصمیم، محافظه‌کاری بجای شهامت، نفاق و تفرقه بجای اتحاد، تن‌پروری و خودخواهی بجای فداکاری و تظاهر و ریاکاری بجای اخلاص شود در روایت دارد که سقوط نکبت‌بار آغاز می‌شود.

الآن در خیلی از کارها شهامت لازم است. نفاق و تفرقه بیداد می‌کند. اتحاد و یگانگی دارد از بین می‌رود. تن‌پروری و خودخواهی موج می‌زند. الآن می‌بینم که بعضی‌ها هوای رفتن به ترکیه و خانه خریدن در آنجا دارند. اگر می‌بینید که کشورتان دارد مشکل پیدا می‌کند بایستید یا تحمل‌کنید یا مشکل را حل کنید. این چه انسانیتی است که به دنبال حل مشکل خودش است و مشکل مردم برایش مهم نیست. بجای اینکه آنچه خودش دارد را بگذارد تا دیگران نیز بخورند. در قدیم همین‌طور بود که پولدارها وقتی می‌دیدند بازار مشکل پیداکرده‌اند بین فقرا تقسیم می‌کردند و با هم می‌خوردند. ایثار می‌کردند. الآن وقتی مشکل پیدا می‌شود جیبش را پر می‌کند. این به خاطر این است که دین و خداترسی از درون او رفته است. باید برگردیم و به فکر این باشیم که برای خدا کار کنیم و دلمان برای مردم بسوزد. برای بنده‌های خدا کار کنیم و دنبال سیاست‌بازی و حزب‌بازی نباشیم.

اخیراً شنیده‌ام که می‌گویند وزرا را عوض کنیم. فکر من این است که جز معطلی فایده دیگری ندارد. باید یک کاری کنیم که رئیس‌جمهور سفت بایستد و بگوید باید این کارها انجام شود. یک اتاق فکر در کنار وزیر صنعت بگذارید تا فکر کنند و کار را به‌پیش ببرند. عوض کردن وزیر مشکل را حل نمی‌کند. مدتی کشور را معطل می‌کند و کاری پیش نمی‌رود.

گاهی وقت‌ها گفته می‌شود که فلانی دوست ندارد فلان شخص باشد و اصطلاحاً خوشش نمی‌آید. اگر کار بلد است از او باید استفاده کرد. به فکر نجات کشور و حل مشکلات مردم باشید.

به‌هرحال خدا می‌گوید ما به شما پیروزی دادیم و به شما کمک کردیم و چهل سال دشمنان را از شما دور کردیم. حالا اگر تغییر حاصل نکنید خدا نیز نعمت را از شما می‌گیرد. باید به درون و حالت‌های اولیه که همه فداکاری می‌کردند برگردیم تا دوباره ان شاء الله درست شود و مسائل غفلت زدایی و دین زدایی کمرنگ شود. اگر دین نداشته باشیم و خداترس نباشیم کاری از پیش نمی‌رود. آن دانش‌آموزی که دین‌دار می‌شود او برای شما کار می‌کند وگرنه یا مواد مخدری می‌شود و یا سراغ عیش و نوش می‌رود یا از خدا نمی‌ترسد و دزدی می‌کند. ما می‌گوییم باید سبک آموزش‌وپرورش تغییر کند هم عمیق شود و هم متعهد شود.

می‌خواستم داستان غم‌انگیز آندلس را بگویم. کشور بزرگی که اسپانیا و پرتغال را گرفته بود و هشت‌صد سال بهترین تمدن‌ها را در آنجا آورد. الآن گردشگرانی که به آن منطقه می‌روند برای دیدن آثار اسلامی می‌روند. سال 92 قمری طارق بن عزیز به آنجا می‌رود. وقتی می‌رسند دستور می‌دهد که کشتی‌ها را غرق کنند تا مجبور باشند به جلو بروند. می‌روند و علمای بزرگی که تربیت می‌شوند و تمدن عظیمی را پایه‌گذاری می‌کنند. یک‌دفعه همه‌چیز عوض شد و معدوم شد و هزاران هزار کشته شدند. به خاطر این‌که مسیحیان تدبیر کردند. دختران بزک‌کرده اروپایی را در اینجا تزریق کردند. از طرف دیگر مسیحیت با تأسیس بیمارستان‌های رایگان تبلیغ کردند. از سوی دیگر مسئولین نیز با هم اختلاف پیدا کردند و ایالت‌های مختلفی درست کردند و با یکدیگر دعوا می‌کردند. شراب و ارتباط نامشروع را رواج دادند. دین را از جوانان گرفتند. جوانانی که در مقابل مسیحیت دویست سال مقاومت کردند. آندلس آن‌چنانی تمام شد و مسیحیان داخل خانه‌ها ریختند و بیرونشان کردند و همه را سر بریدند. این قسمت سیاهی در تاریخ اروپا است و الآن برای ما ادعای تمدن می‌کنند. علم و تمدن و تکنولوژی را مسلمانان به اروپا آوردند ولی همان‌ها با دور شدن از خدا همه‌چیز را از دست دادند و اسلام را از دست آن‌ها گرفتند.

به‌هرحال اگر می‌خواهیم این انقلاب را نگه‌داریم و این تغییر بزرگ بی‌نظیر در دنیا را حفظ کنیم باید حالت استقلال و خداجویی و آزادگی را حفظ کنیم و نکند که با تغییر رفتار ما آن‌ها را از دست ندهیم.

درهرصورت خداوند نعمت‌هایی را به ما داده است و از ما نمی‌گیرد مگر این‌که خودمان آن را از دست بدهیم. این را مواظب باشیم تا  یکی از کسانی که عامل سلب نعمت‌ها هستند نباشیم.

 

نکته ها:

  1. -    کسانی که نشانه‌های الهی را تکذیب می‌کنند مانند فرعون که غرق شد عذاب می‌شوند ولی آن‌هایی که حق را پوشاندند و انکار کردند و کفران کردند گناهی مرتکب می‌شوند که خدای متعال می‌فرماید که ما نسبت به این‌ها «شدید العقاب» هستیم.
  2. -    هر چه به سر شما می‌آید از خوبی و بدی و رشد و نقصان مربوط به درون شما است. اگر درون را درست کنید آن‌وقت همه‌چیز بیرون شما نیز درست می‌شود. اگر درون را درست نکنید بیرون را نیز نمی‌توانید درست کنید.
  3. -    خدای متعال نعمتی که به انسان‌ها داده است را از آن‌ها نمی‌گیرد تا زمانی که خودشان تغییر کنند و نفس و کار و اراده و جدیتشان تغییر کند.
  4. -    در روایت دارد که اگر غفلت بجای آگاهی، تنبلی بجای سعی و کوش، دو دلی بجای تصمیم، محافظه‌کاری بجای شهامت، نفاق و تفرقه بجای اتحاد، تن‌پروری و خودخواهی بجای فداکاری و تظاهر و ریاکاری بجای اخلاص شود سقوط نکبت‌بار آغاز می‌شود.
  5. -     

 

پی‌نوشت‌ها:



[1]. سوره انفال، آیات51 و 52.

این، در مقابل كارهایى است كه از پیش فرستاده‏اید; و خداوند نسبت به بندگانش، هرگز ستم روا نمى‏دارد! (۵۱)

(حال این گروه مشركان،) همانند حال نزدیكان فرعون، و كسانى است كه پیش از آنان بودند; آنها آیات خدا را انكار كردند; خداوند هم آنان را به گناهانشان كیفر داد; خداوند قوى، و كیفرش شدید است (۵۲)

این، بخاطر آن است كه خداوند، هیچ نعمتى را كه به گروهى داده، تغییر نمى‏دهد; جز آنكه آنها خودشان را تغییر دهند; و خداوند، شنوا و داناست! (۵۳)

این، (درست) شبیه (حال) فرعونیان و كسانى است كه پیش از آنها بودند; آیات پروردگارشان را تكذیب كردند; ما هم بخاطر گناهانشان، آنها را هلاك كردیم، و فرعونیان را غرق نمودیم; و همه آنها ظالم (و ستمگر) بودند! (۵۴

 

[2]. سوره رعد آیه 11.

لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ

براى انسان، مامورانى است كه پى در پى، از پیش رو، و از پشت سرش او را از فرمان خدا ( حوادث غیر حتمى) حفظ مى‏كنند; (اما) خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملتى) را تغییر نمى‏دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند! و هنگامى كه خدا اراده سوئى به قومى (بخاطر اعمالشان) كند، هیچ چیز مانع آن نخواهد شد; و جز خدا، سرپرستى نخواهند داشت! (۱۱)

شنبه ١٣ مرداد ١٣٩٧ - ١٠:٣١

 

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: