صفحه اصلي > تفسیر   


درس تفسیر 2 تیر 97

باسمه‌تعالی

 

آیه

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ﴿٤٥﴾ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ

 

مقدمه

در آیه 35 و 36 از سوره انفال هستیم. در آیات گذشته که در ماه مبارک رمضان عرض کردیم آیه مربوط به خمس بود و اشاره‌ای به غنائم جنگی داشتیم. یک مقدار بحثی در مورد آن آیه کردیم. ولی یک مقدار بحث مفصلی دارد که در یک‌زمان وسیع‌تری به آن خواهیم پرداخت که خمس و زکات دو برنامه مالی اسلام است و بسیار مهم است و خداوند متعال در این دو دستور بزرگ که یکی از آن‌ها مربوط به جامعه عمومی و دیگری مربوط به دین و حکومت اسلامی است. قبلاً زکات یک دستورالعمل اجتماعی و مربوط به مردم و رسیدگی به زندگی آن‌ها است و مسأله خمس مربوط به دین و حکومت اسلامی و تحکیم مبانی اعتقاد اسلامی است.

اسلام در مورد هر دو برنامه‌ها و دستورالعمل‌هایی دارد که در جامعه اسلامی نباید فقیری وجود داشته باشد. همچنین حاکمیت اسلام و دین باید پشتوانه تقویتی داشته باشد. اگر به هر دو عمل شود هیچ‌وقت حاکمیت و ولایت و حکومت دینی کم نمی‌آورد و مسائل خود را به نحو مطلوبی اداره می‌کند.

این مطلب یک توضیحاتی لازم دارد که بحث در مورد آن را در یک فرصت دیگری انجام خواهم داد.

در آیات قبل دنباله پا گرفتن و شکل گرفتن حکومت اسلامی است و دستوراتی که در این آیات می‌خوانیم اکثراً دستوراتی است که برای تثبیت و تحکیم و توسعه حکومت اسلامی است و روش‌های حفظ این انقلاب و ادامه و بقاء و رشد این حکومت را بیان می‌فرماید.

در این صراط باید بحث‌هایی داشته باشیم. یکی بحث‌هایی است که مربوط به مسائل اقتصادی جامعه است. مسأله دوم مسأله تربیت انسان‌ها و تشکیل دادن روحیه انقلابی و الهی و اسلامی و سبک برنامه‌هایی است که انسان را به‌سوی کمال می‌برد و نحوه عملکردها و تصمیم‌گیری‌ها را از نظر روحی و روانی و اعتقادی بیان می‌کند. ما را پرهیز می‌دهد از حرکت‌هایی که انسان را از حرکت دور می‌دارد. همین جنبه‌های روحی و روانی است که انسان‌ها به‌واسطه آن‌ها احساس قوی دارند.

 

در ارتباط با جنگ بدر که مهم‌ترین حرکت اسلام و اولین پیروزی مسلمانان بود مسلمانان در اقلیت بودند. آن‌ها حدوداً 300 و خورده‌ای بودند و کفار با تعداد بیشتر و با تجهیزات بالاتر بودند. خداوند در این جنگ به مسلمانان پیروزی داد. یکی از عوامل پیروزی مسلمانان مسأله حرکت روانی بود که خدای متعال به مسلمانان الهام فرمود. ضمن این‌که خدای متعال زمینه پیروزی مسلمانان را فراهم کرد مسلمانان نگران بودند که دشمن تعداد و تجهیزات زیادی به همراه دارد. پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله به ترفندهایی تعداد دشمن را شناسایی کردند. طبیعی است که مسلمانان نگرانی پیدا می‌کنند. آن‌ها صدها شتر و اسب و تجهیزات دیگر دارند. پیامبر صلی‌الله علیه و آ له نیز به خدا رو کرد و فرمود: خدایا این‌ها لشکریان تو هستند و اگر این‌ها شکست بخورند دین تو شکست می‌خورد.

خداوند متعال نیز جند حرکت در جنگ بدر برای مسلمانان انجام داد.

اولین کاری که کرد این بود که طوری دشمن را در مقابل مسلمانان جلوه داد که کوچک شدند. با این‌که بزرگ بودند پیش چشم مسلمانان کوچک جلوه دارد.

جایی که مسلمانان بودند جای نامناسبی بود. آنجا ریگزار بود و احتمال می‌دادند که در ریگ‌ها فرو بروند. خدای متعال باران را روی آن شن‌ها ریخت و آن‌ها را تثبیت کرد.

خداوند متعال به مسلمانان این‌طور القاء کرد که هرچند جمعیت آن‌ها زیاد است و انسان‌های قوی و جنگجو از نظر ظاهری هستند ولی داخل آن‌ها خالی است و قدرت ایمانشان کم است و نمی‌توانند در برابر شما بایستند. به پیامبر صلی‌الله علیه و آله این مطلب را در خواب الهام کرد.

خدا روحیه دشمن را تضعیف کرد. به این معنا که اولش ابوسفیان به ابوجهل گفته بوده است که عده مسلمانان به‌اندازه یک‌لقمه ما هستند. ده شتر را می‌کشتند به‌اندازه هزارنفری که بودند. گفته بوده است که این‌ها به‌اندازه یک شتر ما هستند. اولش این‌طوری بود. ولی بعد طوری جلوه کرد و خدای متعال روحیه آن‌ها را تضعیف کرد به حدی که آن‌ها احساس کمبود کردند و مسلمانان را قوی دیدند.

خدا این حرکت‌های روانی را در جنگ بدر نشان داد و سبب پیروزی مسلمانان شد.

این پیروزی تبعاتی داشت که در آیات قبل خواندیم.

 

تفسیر

در این آیه‌ای که می‌خواهم بخوانم به مطالب مهمی اشاره می‌کند. برای ادامه راه و حفظ پیروزی‌ها و مسیر و تثبیت شدن و قدرتمند شدن نکاتی را می‌فرماید که مهم است.

شش دستور لازم و ضروری است که الآن موقعیتی که در آن هستیم و دشمن برای ما به وجود آورده است نیز شامل این دستورات می‌شود. بر روی تک‌تک این دستورها باید کار کرد.

می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا» ای مسلمانان اگر شما در مقابل دشمن قرار گرفتید و کسانی برنامه‌ریزی کردند که علیه شما قیام کنند و شما را از بین ببرند و یا با شما مبارزه کنند اولین قدم این است که ثابت‌قدم باشید و لغزش پیدا نکنید و لرزه بر اندامتان نیفتد. دشمن و بزرگی او شما را در حقارت فرونبرد. عده و عده دشمن شما را در مسیر به لرزش نیندازد. خودتان را کوچک ندانید. اولین قدم این است که ثابت‌قدم باشید. این دستور خدا است. این‌که چه فکر کنیم تا از چنگ دشمن نجات پیدا کنیم یا فرار کنیم یا در برابر این دشمن چکار کنیم؟ تسلیم شویم؟ قرآن می‌فرماید ثابت‌قدم باشید. پشت سرش به این دلیل که این قدرت را به شما بدهد و مؤیداتش را نیز به شما بدهد می‌فرماید: «وَاذْکُرُوا اللَّهَ» به خدا پناه ببرید. اگر بخواهیم در هر جنگی پیروز شویم باید به یک‌چیزی پناه ببریم. گاهی به اسلحه‌شان و گاهی به قدرت‌هایشان و گاهی به پول و اقتصادشان تکیه می‌کنند. قرآن می‌فرماید: شما باید خدا را به یاد بیاورید. خدا را بسیار یاد کنید. توکل به خدا را در خودتان زیاد کنید. این مسأله ای که امام رحمة الله علیه می‌فرمود: نه شرق و نه غرب بلکه خدا و اسلام، تزش اینجا است. می‌دانید که در جنگ جهانی بالاخره یک گروهی پیروز شدند و یک گروهی شکست خوردند. دو گروه بنام بلوک شرق و غرب درست کردند. به قول من دو طایفه با هم توافق کردند یک گروه را به شوروی‌ها دادند که بلوک شرق نامیدند. شوروی یک گروه از کشورها را برای خودش جمع کرد. یک گروه هم غربی‌ها بودند که سراغ خاورمیانه آمدند و کشورهای عراق و فلسطین و افغانستان و لبنان و شاخ آفریقا و کشورهای دیگر را تحت سیطره خودشان قراردادند. به مردم منطقه نیز این‌طور القاء کردند که حق تکان خوردن ندارید. اگر بخواهید حرکتی بکنید اولاً باید با اجازه ما باشد و ثانیاً باید با پشتیبانی ما باشد. لذا این‌طور شد که یک عده‌ای در کشورها و گردش حکومتی وابسته شدند. کشورهایی مانند یوگوسلاوی به کمونیست و شرق وابسته شدند. یک‌طرف نیز به آمریکا و اذنابش متصل شدند. هرکسی می‌خواست حرکتی کند ناچار بود به یکی از آن‌ها متکی شود. ما خودمان در نجف با برخی افراد دعوا داشتیم. توده‌ای‌ها به شوروی متصل می‌شدند و از آن‌طرف یک عده‌ای می‌خواستند حرکت‌هایی درست کنند و می‌دیدند که چاره‌ای ندارند به آمریکا متصل شوند. اخوان المسلمین به سرکردگی سید قطب گروهی اسلامی بودند ولی به آمریکا متکی شدند. گفتند حرکت ما اسلامی است ولی به این دلیل که چاره‌ای نداریم به یکجایی متکی باشیم گفتند شوروی بی‌دین است و به همین دلیل به آمریکا متصل شدند. از آن‌طرف گروه‌های دیگر به شوروی متصل شدند. این بود که شرقی و غربی شکل گرفت و این‌ها نیز این‌طور تبلیغ می‌کردند که ما یک قدرت بزرگ هستیم و هر گروهی ناچار است که به ما متصل شود. ما در نجف با همین گروه‌ها که اسمشان را نمی‌برم بحث می‌کردیم. خدا ان شاء الله حاج احمد آقا را رحمت کند که این‌ها را حفظ کرد و البته نمی‌خواهم نام این‌ها را ببرم زیرا اسرار انقلاب است.

یک حرکت‌هایی در عراق زیر چتر مرحوم سید محمدباقر صدر شروع‌شده بود. این‌ها می‌گفتند ما باید مبارزه کنیم و برای این کار نیاز به پشتوانه داریم. شوروی کمونیست و بی‌دین است و بنابراین باید به سراغ آمریکا برویم. ما می‌گفتیم چرا باید به آن‌ها متکی باشیم؟ مگر قدرت خدا نیست؟ این قدرت خدا را فراموش کرده بودند. الآن هم همین‌طور است. اخوان المسلمین نیز به آمریکا متکی شدند و آمریکا نیز آن‌ها را نابود کرد.

قرآن این شش دستور را بیان می‌فرماید که باید روی آن کار کرد. یکی از آن‌ها همین آیه است. اگر در مقابل دشمن قرار گرفتید اولین قدم ثبات است. دومین قدم این است که بسیار خدا را یاد کنید و به سراغ خدا و خالقتان بروید. به سراغ عظمت خدا بروید. «کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»[1] اینجا که متکی به خدا باشید نه به شرق و نه به غرب، قطعا رستگار خواهید شد.

دشمن را باید شناخت ولی نباید آن‌چنان در چشم شما بزرگ باشد که نتوانید با آن‌ها مبارزه کنید. اگر مشکلات را مشکل بدانیم زمین‌گیر می‌شویم. مشکلات همیشه هست ولی باید برای ما قابل‌حل باشد. نباید دست و پای ما را ببندد. نباید ما را زمین‌گیر کند و نباید مثل دولت موقت بگویند که ما به بن‌بست رسیدیم. معنا ندارد در روحیه مؤمن بن‌بستی وجود داشته باشد. معنا ندارد که انسان لرزش پیدا کند زمانی که خدا دارد. یدالله فوق ایدیهم.

دو توصیه از شش توصیه‌ای که عرض کردم در این آیه است.

بعد می‌فرماید: «وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ» مسأله اطاعت از خدا و رسول و ولایت است. یکی از مسائل مهم است. باید دید که خدا و پیامبر در این مسیر چه می‌گویند؟ این سومین توصیه بود. چهارمین توصیه: «وَلا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا» نباید بر سر مسائل جزئی خودتان را مشغول کنید و با یکدیگر درگیر شوید. برخوردهای حذفی و ندیدن خوبی‌های یکدیگر نباید باشد. اگر نزاع وجود داشته باشد نتیجه‌اش فشل شدن جامعه است؛ یعنی قدرت‌هایتان تحلیل می‌رود و می‌مانید. مثل خیلی وقت‌ها در دعوا قدرت‌ها گم می‌شوند و نیروها از بین می‌رود و اشخاص صالح مخفی می‌مانند و ارزش‌ها صدمه می‌خورد. دیگر قدرت و توان حرکت ندارید. از نیروهای خوب استفاده نمی‌کنید کارهایتان می‌ماند. از افکار بلند و تجربه‌های خوب استفاده نمی‌کنید کارهایتان می‌ماند. آن‌وقت نیروها هدر می‌رود و دشمن استفاده می‌کند و می‌تازد. اگر ما در کشور خودمان از همه نیروها و تجربه بدون نگاه حزبی و گروهی استفاده کنیم همه‌چیز حل می‌شود. برای ما جنگ روانی درست می‌کنند و مشکلات را بزرگ می‌کنند تا مردم همه‌چیز را ازدست‌رفته ببینند و حال‌آنکه این‌طور نیست. مشکلات وجود دارد ولی توان و قدرت و امکانات آن راداریم که بر آن‌ها فائق بیاییم. «وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ» ابهت و عظمت و شخصیت شما خورد می‌شود. مثل آن مانند بادکنک‌ها است. تا زمانی که باد داخل آن باشد وجود دارد ولی یک سوزن به آن فرو کنید بادش خالی می‌شود. این اختلافات به معنای سوزن است که به بدنه قدرت وارد می‌شود. «وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ»[2] توصیه بعدی توصیه به صبر است.

این شش برنامه خیلی قوی و خوب است.

این دو آیه دستور کارهای بسیار زیبایی دارد. دشمن مشکلات را بزرگ نشان می‌دهد تا خیال کنیم قدرت متعلق به آن‌ها است و ما را تحقیر کند و ناچار شویم دستمان به‌سوی آن‌ها دراز شود. قرآن به ما می‌گوید شما می‌توانید و بایستید و رستگاری با شما است ولی این شرایط را نیز باید رعایت کنید.

نباید خودمان را کوچک فرض کنیم و راه را بن‌بست ببینیم و نامه بنویسیم و دست به‌سوی آمریکا دراز کنیم. این‌هایی که می‌گویند با آمریکا مذاکره کنیم به چه معنا است؟ کربلا و امام حسین علیه اسلام و یزید را تصور کنید. حرف‌های امام حسین علیه اسلام چیست؟ همان حرف‌هایی که یزید به حضرت می‌گفت همان حرف‌هایی است که آمریکا به ما می‌گوید. می‌گفت: همه‌چیز را رها کن. دست بیعت بده. تو پسر پیامبری. به مکه برو و به تو نان‌وآب می‌دهیم. تو نیز به هیچ‌چیزی کاری نداشته باش. این مسلمان‌ها زیردست و پا له بشوند توکاری نداشته باش.

من می‌گویم یزید بهتر از این‌ها است؛ زیرا اگر یزید به امام حسین علیه اسلام امان می‌داد به حرفش عمل می‌کرد ولی این‌ها به حرف خودشان نیز عمل نمی‌کنند. آیا بعد از مذاکره به حرف خودشان عمل می‌کنند؟ یا این‌که تا شما را از بین نبرد و ریشه شما را نکند رها نمی‌کند؟ تمام آرمان‌های امام حسین علیه اسلام، هیهات منا الذله است. این حرف‌ها کجا رفته است؟ آقایانی که این‌طور می‌گویند چه فکر می‌کنند؟ منطق امام حسین علیه اسلام ایستادگی است. نباید عظمت خدا را فراموش کنیم.

امیدوارم ان شاء الله خداوند توفیق دهد.

بعداً برمی‌گردم و بحث‌های مفصل آن را طرح خواهم کرد.

 

پی نوشت ها:



[1]. سوره انفال آیه 45.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! هنگامى كه (در میدان نبرد) با گروهى رو به رو مى‏شوید، ثابت قدم باشید! و خدا را فراوان یاد كنید، تا رستگار شوید! (۴۵)

 

[2]. سوره انفال، آیه 46.

وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ

و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید! و نزاع (و كشمكش) نكنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوكت) شما از میان نرود! و صبر و استقامت كنید كه خداوند با استقامت كنندگان است! (۴۶)

 

شنبه ٢ تير ١٣٩٧ - ١٧:٣٣

 

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: