صفحه اصلي > تفسیر   


درس تفسیر 29 اردیبهشت 97

باسمه‌تعالی

آیه

 

وَمَا کَانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیْتِ إِلا مُکَاءً وَتَصْدِیَةً فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ ﴿٣٥﴾ إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِیَصُدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ فَسَیُنْفِقُونَهَا ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یُغْلَبُونَ وَالَّذِینَ کَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ یُحْشَرُونَ

 

مقدمه

در آیه 34 و 35 اشاره‌ای به یک مسأله ای کردیم که البته آیات قبل از آن نیز راجع به موضوع مشرکین و کفار بود که نسبت به پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و اله دشمنی می‌کردند و راه‌های دشمنی‌شان نیز این بود که مسخره می‌کردند یا حرکت حضرت را کم‌اهمیت جلوه می‌دادند. از راه‌های مختلفی می‌خواستند به قرآن بها ندهند و مردم را از توجه به قرآن منصرف کنند.

راه‌هایی برای این کار داشتند. یکی از راه‌هایش که در آخر جلسه اشاره کردیم مسأله مزاحمت برای پیامبر صلی‌الله علیه و آله در خانه خدا بود. یا این‌که مسلمین را اجازه ورود به خانه خدا نمی‌دادند یا نمی‌گذاشتند اعمال را کامل بجا آورند.

گاهی به این عنوان که در مسجد بیایند و با بت‌ها صحبت کنند و به‌اصطلاح خودشان نیایش کنند در تاریخ نیز دارد که لباس‌هایش را بیرون می‌آوردند و یک حالت‌هایی را در خودشان ایجاد می‌کردند. زوزه می‌کشیدند یا فریاد می‌زدند یا به‌اصطلاح ما سوت و کف می‌زدند و به این طریق حضرت را اذیت می‌کردند و اگر حضرت در شمال مکه می‌ایستاد که هم به‌طرف خانه خدا باشد و هم به‌طرف بیت‌المقدس، ایشان را اذیت می‌کردند.

خدای متعال تعبیر می‌کند که این‌ها دچار عذاب می‌شوند به این دلیل که کافر شدند و هم ایجاد آزار و اذیت برای پیامبر صلی‌الله علیه و آله می‌کردند.

مسائل قبلی را اشاره کردیم. این عبارت را می‌خوانم و می‌گذرم.

 

تفسیر

می‌فرماید: «وَمَا کَانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیْتِ إِلا مُکَاءً وَتَصْدِیَةً فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ»[1]

مکاء به معنای صدای خاصی است. ظاهراً یک حیوانی در آن منطقه وجود دارد که صدای خاصی مانند سوت کشیدن دارد و این‌ها نیز همین کار را می‌کردند. تصدیه به معنای کف زدن است. آن‌ها سوت و کف می‌زدند و پیامبر را اذیت می‌کردند و عبادت می‌کردند. خدا این مسأله را مذمت می‌کند که این‌ها با این کارشان مانع عبادت مسلمین می‌شدند و مانع طواف آن‌ها می‌شدند. عرض کردیم که از این آیه و آیه بالا می‌توان دو مطلب را استفاده کرد. یکی این‌که یک کاری کنیم که مزاحم عبادت باشد یا کاری کنیم که جایگزین عبادت باشد کاری مذموم و مستوجب عذاب است. هر کاری که در خانه خدا باعث شود وجهه عبادی و مذهبی آن مجلس به هم بخورد و مانع شعائر مذهبی شود ممکن است اشکال پیدا کند. اگر دست زدن‌ها در مسجد یا اماکن مقدسه جایگزین الله‌اکبر و صلوات شود جایگزین بدی است و باعث می‌شود دو شعار بزرگ از دست ما گرفته شود. الله‌اکبر به معنای این است که هیچ‌کس غیر از خدا را نمی‌شناسیم و به هیچ قدرتی غیر از خدا اعتراف نداریم و همه قدرت‌های مادی پیش چشم ما در مقابل خدا چیزی نیستند. این شعار بزرگی است و در اوایل انقلاب نیز بیشتر بود و باعث شد این الله‌اکبرها پتکی بر سر این‌ها باشد. همچنین صلوات نیز خودش یک دوره اصول‌الدین است؛ زیرا وقتی می‌گویید: «اللهم» اعتراف به خدای متعال می‌کنید. وقتی می‌گویید: «صل علی محمد» اعتراف به نبوت می‌کنید؛ و وقتی می‌گویید: «و آل محمد» اعتراف به امامت می‌کنید. خود این دعا است و دعا نیز اعتراف به قیامت و معاد است. هم توحید و هم نبوت و هم امامت و هم معاد در صلوات نهفته است. آن‌هایی که فکر می‌کنند می‌توانند شعائر دینی را از ما بگیرند در محافل از کف زدن استفاده می‌کنند و از شعائر ما استفاده نمی‌کنند. اگر واقعاً یک روزی بشود و افرادی با این نیت چنین کاری کنند یکی از مشکلات جامعه می‌شود و یکی از مواردی است که ما از آن غفلت می‌کنیم و این شعارها را از دست می‌دهیم. حال یک‌وقت مراد برداشتن این شعارها نیست ولی اگر همین‌طور باشد که مانند الآن سراغ شعارهای اصلی نمی‌روند اعلام‌خطر است که در مجالس عمومی این شعارها کم‌رنگ می‌شود. این همان چیزی است که این‌ها می‌خواهند و قرآن نیز از آن توبیخ می‌کنند و این‌گونه افراد را از اهل عذاب می‌شمارد.

استفاده‌ای که می‌شود کرد این است که خانه خدا را نباید خالی گذاشت؛ زیرا از امیرالمؤمنین علیه‌السلام است که اگر خانه خدا را خالی بگذارید لن تناظروا دوام نمی‌آورید. یکی از برنامه‌های خدا این است که همیشه خانه خدا جمعیت داشته باشد و هیچ مسلمانی حق ندارد که رفتن به این خانه را ترک کند بخصوص اگر استطاعت شرعی نیز داشته باشد.

روایتی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام است که: «لا تتركوا حج بيت ربكم فتهلكوا»[2] حج خانه پروردگارتان را ترک نکنید که اگر چنین کنید هلاک می‌شوید. ازاینجا می‌فهمیم که هیچ دولتی نمی‌تواند دستور خالی شدن خانه خدا را بدهد و اگر چنین کنند مستوجب عذاب الهی هستند. اگر این مسأله را به مساجد سرایت بدهیم که مساجد خلوت نشود و اگر رونق مساجد کم شود دچار عذاب می‌شویم. عذاب نیز همین است که نسبت به دین بی‌توجه می‌شویم و حساسیت نسبت به معنویت و مسائل دینی کم‌رنگ می‌شود و نعمت‌های خدا از ما گرفته می‌شود.

از این آیه می‌توانیم استفاده کنیم که خانه‌های خدا را باید تکریم کرد و همیشه باید شلوغ نگه داشت و گاهی وقت‌ها واجب کفایی می‌شود که برای مسلمانان و بخصوص شیعیان ضرورت دارد برای عظمت اسلام به خانه خدا برویم. اگر این کار را نکنیم قضاوت‌هایی که مسلمانان دیگر نسبت به مساجد ما می‌کنند قضاوت‌های خوبی نمی‌شود. اگر تعداد افراد حاضر در مسجد کم باشد ابهت اسلام ریخته می‌شود. بخصوص حضور جوان‌ها و نوجوان‌ها که باید عادت بیشتری نسبت به مساجد و عبادتگاه‌ها داشته باشند تا یک مقداری از دسیسه‌ها و فتنه‌هایی که فضاهای مجازی دارند دور شوند.

 

در آیه بعد دو مطلب را اشاره می‌کنم. افرادی هستند که پول خرج می‌کنند تا دین را از رونق بیندازند یا قرآن را از مسیر خودش منحرف کنند یا مانع مردم از رفتن به مساجد شوند تا حرف پیامبر صلی‌الله علیه و آله و دین نشنوند. در زمان کنونی نیز این کار را می‌کنند در زمان پیامبر صلی‌الله علیه و آله نیز این کار را می‌کردند.

وقتی قبل از جنگ بدر خبر دادند که ابوسفیان گرفتارشده و کاروان او مورد تعقیب پیامبر صلی‌الله علیه و آله است مکیان جمع شدند و پول‌های زیادی دادند. بعضی‌ها مانند ابوسفیان تعداد زیادی را اجیر کردند تا با حضرت بجنگند. بعضی‌ها هم در این زمینه پول زیادی دادند. بعضی‌ها هم پول زیادی می‌دادند که مردم حرف حضرت را نشنوند.

به‌هرحال هستند کسانی که مانع‌تراشی می‌کنند یا زمینه‌هایی برای پسرفت مسلمانان داشته باشند. کسانی هستند که با پول‌های زیادی جنگ بدر و احد را راه انداختند و در زمان کنونی نیز هستند حکومت‌ها و افرادی که پول خرج می‌کنند. گاهی وقت‌ها به دست خود ما این کار را می‌کنند تا ندای قرآن به گوش فرزندان ما نرسد. یا زمینه را فراهم می‌کنند مانند صدسال پیش که انگلیسی‌ها در ایران آمدند مکتب‌خانه‌ها را جمع کردند و کلاس درست کردند و قرآن را از متن درسی کلاس‌ها برداشتند تا بچه‌های ما را از قرآن دور کنند. این‌ها پول خرج کردند و در زمان کنونی نیز چنین کاری می‌کنند. برنامه‌ریزی می‌کنند تا کشورها مطابق نظر آن‌ها رفتار کنند و سعی می‌کنند در آموزش‌ها قرآن و مسائل دینی نباشد. خارجی‌ها در این زمینه خیلی زیاد سرمایه‌گذاری می‌کنند.

خود ما نیز بی‌توجه هستیم و مجالس معصیت درست می‌کنیم یا زمینه‌هایی را فراهم می‌کنیم که درنتیجه مردم را از خدا دور می‌کند و نسبت به نماز و روزه و قرآن بی‌توجه می‌شوند. البته قبل از انقلاب به‌وسیله شاه و دار و دسته‌اش این کار را می‌کردند. بعد از انقلاب الحمدالله همه‌چیز به هم‌ریخت و انقلاب آمد ولی در طول انقلاب هم می‌بینید که همه در این مسیر حرکت می‌کردند.

خدای متعال سه نتیجه را برای کار این‌ها بیان می‌کند. یکی این‌که می‌فرماید: این‌ها هیچ‌وقت موفق نمی‌شوند تا این دین را از بین ببرند. البته اگر ما سستی کنیم موفق می‌شوند کمرنگ کنند ولی موفق نمی‌شوند به آن مرام اصلی‌شان برسند. دوم این‌که در حسرت باقی می‌مانند. این‌ها کار می‌کنند ولی از این‌که این پول‌ها را خرج می‌کنند حسرت می‌خورند. یا در قیامت حسرت می‌خورند یا ممکن است در دنیا برخی از آن‌ها کافر بوده‌اند و مسلمان شوند و از این خرج کردن‌ها حسرت می‌خورند. در این مسیر غلبه با پیامبر صلی‌الله علیه و آله و پیروان آن حضرت است. آن‌ها نیز جایگاهشان در جهنم است.

 

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِیَصُدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ کافران پول خرج می‌کنند تا از پیشرفت مسیر الهی جلوگیری کنند یا نگذارند مسلمانی ایجاد شود یا نگذارند مسلمانی به مسجد بروند یا به خانه خدا برود یا مسلمانی حول وحوش پیامبر صلی‌الله علیه و آله باشد. این‌ها سد راه خدا می‌شوند. یک‌وقت زمان پیامبر صلی‌الله علیه و آله است و کفار هستندو با پول جنگ بدر و احد را راه بیندازند یک‌وقت نیز مانند زمان ما است که پول خرج می‌کنند تا بچه‌های ما طرف دین نروند. اگر سیستم آموزشی و افرادی که در زمینه آموزش کار می‌کنند با بچه‌های ما طوری کار کنند تا بچه‌های ما از دین متنفر شوند یا به‌طرف دین نیایند یا رفتار و کردار ما سبب چنین کاری شود قرآن به این‌ها اشاره می‌کند. می‌فرماید: این‌ها سد راه می‌شوند فَسَیُنْفِقُونَهَا این جا یک پیشگویی قرآنی است. می‌فرماید: در آینده نیز این کار را می‌کنند. اینها در جنگ بدر با عده و عده آمدند جنگ کردند و مغلوب شدند ولی برگشتند و دوباره جنگ احد را راه انداختند. قرآن می‌فرماید: اموالشان را انفاق می‌کردند تا مردم را از دین خدا و خانه‌های خدا و نماز و روزه و خوبی ها و ارزش ها بیندازند و باز هم این کار را می‌کنند ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَةً به چند چیز مبتلا می‌شوند. یکی این ک در آینده حسرت می‌خورند. این حسرت خوردن کجا است؟ یکوقت در روز قیامت است و می فهمند این پول‌ها را خرج کردند موجب عذاب و دوری از خدا شده است. یک‌وقت نیز اگر در دنیا بفهمند و برگردند حسرت می‌خورند که چرا من این همه پول خرج کردم. چرا گناه کردم؟ چرا مجلس گناه تشکیل دادم و مردم را بجای اینکه به‌طرف نماز بروند به این مجالس فراخواندم؟ گاهی وقت‌ها الآن متاسفانه در شهر خودمان برخی از مراکزی که مراکز عبادی اسلامی نیست این قدر نسبت به خارجی‌ها تبلیغ می‌کنند که وقت نماز آنجا پر است و حواس ها را به جاهای دیگر سوق می دهند. مسئولین گردشگری باید مراقب باشند که مردم را کجا می برند و چه چیزهایی برای آن‌ها می گویند؟ آن‌هایی که آنجا می روند چطور مرام خودشان را توجیه می‌کنند؟ قرآن می‌فرماید هر کدام از آن‌ها این کار را بکنند و این کار را در آینده نیز می‌کنند ثُمَّ یُغْلَبُونَ در آینده نیز مغلوب می‌شوند. در فتح مکه مشرکین هم از بین رفتند و ناچار شدند اسلام را بپذیرند. اگر خداوند به این‌ها مجال می داد تا حالا پدر اسلام را درآورده بودند. با این حکامی که کشورهای اسلامی دارند و توجه به مادیاتی که دارند سنت الهی این نیست که اسلام را مغلوب کنند یا جلوی اسلام و دین بگیرند. سنت الهی این است که کفار و مشرکین موفق نمی‌شوند و همیشه مغلوب می‌مانند. پول می دهند و غالب نمی‌شوند و حسرت نیز بر آن‌ها می ماند. از انقلاب اسلامی تا الآن شاید میلیاردها دلار خرج شده است تا انقلاب را از بین ببرند یا مسلمانان را به چیزهای دیگری متوجه کنند یا جوانان را منحرف کنند. توانستند و تا یک حدی می‌توانند ولی اصل اسلام و انقلاب را خدا به آن‌ها مجال نمی دهد یا تلاش آن‌ها این است که بکلی از بین ببرند ولی نتوانستند. این سنت الهی است که «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ»[3] این‌که می‌فرماید قرآن را حفظ می‌کنیم معنایش این است که این قرآن و محتوایش که در جامعه بوده است و آن اسلام که خاصیت قرآن است حفظ می‌کنیم. این یک هشداری به دشمنان است که اگر همگی در راه از بین بردن دذین کار کنید فردا پشیمان می‌شوید و موفق نیز نمی‌شود. بالاخره مغلوب می‌شوید وحسرتتان چندین برابر می‌شود. قرآن می‌فرماید: پول‌ها را نباید در راه معنویت زدایی و کم کردن توجه مردم به دین و از بین رفتن خوبی ها و نشر باطل خرج کرد. مطلب دوم این‌که افرادی این کار را میکنند ولی برای این‌ها پشیمانی می ماند و بدانند که غالب نمی‌شوند و همیشه مغلوب هستند؛ و در آخر نیز وَالَّذِینَ کَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ یُحْشَرُونَ[4] نتیجه کارشان این استکه در جهنم محشور می‌شوند و اگر به قیامت کشیده شود به سوی جهنم می روند.

 

پی نوشت ها:

 



[1].سوره انفال، آیه 35.

وَمَا کَانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیْتِ إِلا مُکَاءً وَتَصْدِیَةً فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ

(آنها كه مدعى هستند ما هم نماز داریم،) نمازشان نزد خانه (خدا)، چیزى جز «سوت كشیدن س‏ذللّه «كف زدن‏» نبود; پس بچشید عذاب (الهى) را بخاطر كفرتان! (۳۵)

 

[2].  وسائل الشيعة - ط الإسلامية، الحر العاملي، الشيخ أبو جعفر، ج8، ص15.

(14150) [9] وفي (عقاب الأعمال) عن أبيه، عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن عبد الله بن ميمون، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: كان في وصية أمير المؤمنين عليه السلام قال لا تتركوا حج بيت ربكم فتهلكوا، وقال: من ترك الحج لحاجة من حوائج الدنيا لم تقض حتى ينظر إلى المحلقين. ورواه البرقي في (المحاسن) عن ابن القداح مثله.

 

[3]. سوره حجر، آیه 9.

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ

ما قرآن را نازل كردیم; و ما بطور قطع نگهدار آنیم! (۹)

 

[4]. سوره انفال، آیه 36.

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِیَصُدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ فَسَیُنْفِقُونَهَا ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یُغْلَبُونَ وَالَّذِینَ کَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ یُحْشَرُونَ

آنها كه كافر شدند، اموالشان را براى بازداشتن (مردم) از راه خدا خرج مى‏كنند; آنان این اموال را (كه براى به دست آوردنش زحمت كشیده‏اند، در این راه) مصرف مى‏كنند، اما مایه حسرت و اندوهشان خواهد شد; و سپس شكست خواهند خورد; و (در جهان دیگر) كافران همگى به سوى دوزخ گردآورى خواهند شد. (۳۶)

شنبه ٥ خرداد ١٣٩٧ - ١٠:٢٧

 

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: