صفحه اصلي > تفسیر   


درس تفسیر 14 بهمن 96


باسمه‌تعالی

أَعُوذُ بِاللَّهِ‏ مِنَ‏ الشَّيْطَانِ‏ الرَّجِيم
بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ الرَّحْمنِ‏ الرَّحِيم‏
اَلحَمدُللهِ رَبِّ العالَمینَ و صَلّی اللهُ عَلي مُحَمَّد وَ آلِهِ الطَّاهِرينَ

آیات:
« وَ اذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآواكُمْ وَ أَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»(26)
ترجمه:
26- و به خاطر بياوريد هنگامى كه شما گروهى كوچك و اندك و ضعيف در روى زمين بوديد آن چنان كه مى‏ترسيديد مردم شما را بربايند ولى او شما را پناه داد و يارى كرد و از روزيهاى پاكيزه بهره‏مند ساخت تا شكر نعمتش را به جا آوريد.

مقدمه:
در آیات سوره «انفال» بودیم. بحث های مختلفی را در جلسات قبل داشتیم که می خواهم یک مروری بر آن مباحث داشته باشم.در واقع می خواهم به چند آیه گذشته؛ تقریباً از 20 تا آیه 26 که الان مشغول تفسیر آن هستیم، اشاره ای کنم.
این آیات مجموعه ای است از تأکیدات، سفارشات و مباحثی که ریشه، بنیان، [عوامل] تحکیم حاکمیت اسلامی، حکومت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و همچنین گسترش اسلام را بیان می‌کند. در واقع در بعضی هایش علت ناموفق بودن بعضی از حاکمیت ها، و همچنین علت سست شدن بنیان حکومت اسلامی را بیان می کند.
خیلی سفارشات عجیبی است. خدای متعال بیشترین تکیه را بر اطاعت از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و دور نشدن از دستورات او (صلی الله علیه و آله) به عنوان رسول خودش، به عنوان رهبر جامعه دارد.
خداوند، اسّ اساس حرکت و رشد اسلام را و همچنین بقاء و پایداریش را اطاعت از پیامبر (صلّی الله علیه و آله) و دور نشدن از او می داند و بر حفظ حرمت و شخصیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) تأکید دارد. چون بعضی از این آیات بعد از جنگ بدر نازل شد که شاکله‌ی حکومت اسلامی درست شده بود.
مسلمانان در جنگ بدر پیروز شدند. این پیرزوی ها ممکن است در کنار خودش بعضی از مسائل را داشته باشد، بعضی از انحرافات را داشته باشد، بعضی از توقّعات را داشته باشد. خدای متعال در این آیات جلوی همه‌ی این مسائل را می گیرد و شرایط رشد و همچنین شرایط عقب ماندگی را بیان می کند.
اگر عزیزان بر روی این سلسله آیات کار کنند، خیلی مسائل مهم در ارتباط با خودمان، انقلاب مان و مسائل دیگر در آن است.
در اولین آیه می فرماید: ای کسانی که ایمان آورید از خدا و رسول اطاعت کنید و « لا تَوَلَّوْا عَنْه‏». خدا می فرماید: از پیامبر (صلی الله علیه و آله) دور نشوید. حرف های پیامبر (صلی الله علیه و آله) را می شنوید اما سعی کنید دور نشوید. مثل کسانی نباشید که می گویند گوش دادیم اما عمل نمی کنند. «وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُون‏» مثل این ها نباشید. یعنی اگر با پیامبر (صلی الله علیه و آله) هستید، ظاهر و باطن، عملاً و عقیدتاً هم با پیامبر (صلی الله علیه و آله) باشید تا پیش بروید.[در همه‌ی حالات] با رهبرتان باشید.
در آیه 22 در ارتباط با اطاعت از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبری و هچنین ادای تکلیف [نسبت به او] اشاره می کند که با تفکر و تعقّل باشید. چشم باز و گوش شنوا داشته باشید تا بتوانید پیش بروید. کر و کور و لال بودن و یا خود را به کری و کوری زدن، دردی را دواء نکرده و شما را جلو نمی برد. حتماً باید هوشتان را بکار بگیرید، فکرتان را بکار بگیرید، توان‌تان را بکار بگیرید، چشم تان را بکار بگیرید. عقل‌تان را بکار بگیرید. مثل آنهایی نباشید که کور و کر و لال هستند و عقل شان را بکار نمی گیرند.
این طور نباشید. یعنی انسان ها باید در مسیر و راه پیامبر (صلی الله علیه و آله)، همچنین مسیر تحکیم اسلام و انقلاب اسلامی بصیر و بینا باشند. بصیرت داشته باشند، عقل شان را بکار بگیرند، فکرشان را بکار بگیرند. مسئولین باید این چنین باشند.
علاوه بر اینکه در مسیر باید اطاعت از پیامبر (صلی الله علیه و آله) داشته باشند، گوش و چشم‌شان نسبت به شنیدن حقایق و عمل کردن به آنها باز باشد. همین طوری سَرسَری، بیخودی [عمل نکنند]. ظاهربین، ظاهرگو و ظاهر کردار نباشند که باطن شان چیز دیگری باشد. این اساس کار است. این امر برای پیشرفت خیلی مهم است.
در آیه بعد می خوانیم: ای مومنین! ای کسای که ایمان آورید! [بدانید که] دستوراتی که خدا یا پیامبر (صلی الله علیه و آله) به شما می دهند، موجب حیات در زندگی شماست. حیات شما، رشد شما، زندگی شما، کمال شما در این دستوراتی است که خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) به شما می دهند. آنها را گوش کنید. «اسْتَجيبُوا»؛ وقتی که این ها را می خوانند، گوش کنید. این دستورات، دستورات حیات بخش برای زندگی شماست «لِما يُحْييكُمْ». اصل کار است.
پیشرفت شما به دستورات خدا و رسول است. در دنیا و آخرت کسی ندارید که دلسوزتر برای شما از خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) باشد. کسی ندارید که از خدا و رسول آگاه تر باشد. کسی ندارید که قدرتش بالاتر از خدا و رسول باشد.کسی ندارید که اندیشه اش فوق از اندیشه خدا و رسول باشد. خیرخواهی اش فوق آنها باشد. علم و آگاهی، گستره‌ی علم و آگاهی اش بیشتر از آنها باشد. چون انسان وقتی می خواهد دستورات کسی را گوش کند، یا تحت فرمان او قرار گیرد، باید کسی باشد که عالم، آگاه، دلسوز، فهیم، عاقل، باشعور، عادل باشد، همه را در مسیرش ببیند، همه را با یک چشم ببیند، با یک نظر همه را نگاه کند. عمق خصوصیت ها و استعدادهای افراد را بداند. نسبت به کارها اخلاص و خلوص باطن داشته باشد. مردم را با آن دید عالیِ خودش ببیند. چه کسی بهتر از خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله)؟ چه کسی آگاه تر است به سلامت من، سعادت من، قدرت من، توانمندی من که خودش گذاشته است؟ راه سعادتمندی من را چه کسی بهتر [از خدا و رسول] می داند؟ این چشم و گوش بستن است که ما کلام خدا و کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله) را کنار بگذاریم و سراغ حرف هایی که از مغزهای الکی به وجود آمده است، برویم. اول انقلاب بعضی از روحانیون که حالا مُرده اند، می گفتند که؛ اسلام نمی تواند زندگی را اداره کند، اسلام نمی تواند جامعه ما را به کمال برساند، اسلام نمی تواند حکومت را اداره کند. اسلام را تنها باید در مساجد، در خانه ها باشد و آن را در آنجا بحث کنیم. تنها نماز بخوانیم. این آقایان لیبرال ها و نهضت آزادی ها همیشه حرف شان همین بود. می گفتند ما بهتر از خدا می فهمیم. غربی ها دلسوزتر از خدا هستند.
در این قانون اساسی که قبلا [غربی ها] برای کشور ما گذاشته بودند، چه چیزی بود؟ به قول حضرت امام (رحمة الله علیه)، مخلوطی از قانون بلژیک و فرانسه بود. آنها آمدند یک چیزهای برای ما درست کردند. حال آن قانون چه گلی به سر ما ریخت؟ چه جامعه ای برای ما اصلاح کرد؟ چه کاری برای ما انجام داد؟ الان همه این قوانینی که شما در دنیا می بیند؛ از کشورهای بزرگ و کوچک، که این قوانین را وضع کردند، چه خدمتی به مردم کرده است؟ چه رشدی به جامعه مسلمان، یا مردم دنیا داده است؟ کجا رشد به آنها داده است؟ کجا اخلاق به آنها داده است؟ کجا انسانیت به آنها داده است؟ کجا زندگی و سعادت ابدی شان را تأمین کرده است؟
همه ناچاراً باید بخاطر آن قوانینی که وضع می کنند، آخرت شان را کنار بگذارند، خدا را کنار بگذارند. باید همه چیز را کنار بگذارند، آداب و رسوم و اخلاق را کنار بگذارند و بعد بیایند در جامعه آن قانون‌ها را عمل کنند.
[این قانون ها] صرفاً جنبه های مادی است. بله! [آنها] آمدند در جنبه های مادی برای خودشان کار کردند، پیشرفت هم کردند اما به چه قیمتی؟ این هایی که در دنیا پیشرفت مادی کردند، خزانه هایشان را پر کردند، [در واقع] سارقان بزرگ دنیا هستند.
انگلیسی ها تا از ایران، تا از کشورهای دیگر، نمی دزدیدند و نمی بردند، خزینه هایشان را پر نمی‌کردند. تمام میراث های فرهنگی ما در موزه های بزرگ لندن و آمریکا و این طرف و آن طرف است. آنها دارند کلی درآمد از این راه بدست می آورند. مخازن نفت ما، معادن طلا ما، معادن کذایی ما را بردند. یک چیزی بغل شاه های ما گذاشتند [و آنها را فریب دادند اما در مقابل مخازن و میراث‌های ما را] بردند و الان دارند آقایی می کنند.
ملت های بیچاره را ضعیف کردند و به جان هم انداختند و [از این طریق] خودشان دارند آقایی می‌کنند. این انگلیس همه این کشورهای کوچک را به جان هم انداخته است. بحرین از ایران گرفت. فلسطین را آن طوری کرد. کشور کذا را این طور کرده است. همه کشورهایی که اسلامی بودند، تکه و پاره کردند و از هر کدامشان دارند می خورند و می برند.
حالا یک استعمار جدید به وجود آمد. یک زمانی می گفتندک 'استعمار دوم'، اما الان می گویند: 'استعمار سوم'.

استعمار سوم این است که آنها می گویند: از پول خودشان، با سلاحی که ما می دهیم، خودشان از بین ببرند.
قدیم ها می آمدند لشگرکشی می کردند. وقتی لشگرکشی به یک کشوری می کردند، هم بعضاً سربازهایشان کشته می شدند، و هم باید پول خرج می کردند. الان این کار را نمی کنند. الان پول را از عربستان می گیرند و جان را از یمنی ها می گیرند.
خرج جنگ را از آنها می گیرند. پول سلاح را از آنها می گیرند. پولی که برای سلاح می خواهند بدهند، از آنها می گیرند و به آنها سلاح می دهند. سلاح می دهند که خودشان را بکشند. از آن طرف هم باج می گیرند به این بهانه که ما شما را نگه می داریم.
از این کارها نتیجه های چون ضعیف شدن مسلمان ها، تکه و پاره شدن کشورهای اسلامی، از بین رفتن آنها به دست می آید. از همین پول ها برای تضعیف دینشان استفاده می کنند. واقعاً ببیند که چه می کنند!
الان در این دنیای این چنین، آنها می شوند دنیای متمّدن، دارای دموکراسی، پیشرفته که انسان باید دست به سوی آنها داراز کند و یا به بغل آنها برود تا یک لقمه به او بدهند تا بخورد. بعضی ها متأسفانه این طور فکر می کنند.
آن وقت خدا در قرآن می فرماید: شما از خدا بپذیرید. [زیرا او] خالق شماست. به سراغ پیامبر (صلی الله علیه و آله) به عنوان رهبرتان بروید. چرا؟ برای اینکه دستوراتی که او می دهد، موجب حیات شماست، موجب زندگی شماست، موجب کمال شما در دنیا و آخرت است. خدای متعال دارد این دستور را به شما می گوید. خودش هم کمک می کند.
بعد می گوید: بدانید که خداوند بین شما و قلب تان، روح تان، تصمیم گیری هایتان حائل است و شما را نگه داشته است، شما را هدایت کرد، شما را کمک کرده است والّا اگرخدا نمی خواست هیچ کدام شما نبودید و نمی توانستید.
این سلسه حرف هایی است که در این آیات می باشد. این آیات به هم ربط دارند.
در آیه بعد می فرماید: به حرف پیامبرتان (صلی الله علیه و آله) گوش کنید. به دستور خدا گوش کنید که اگر نکنید، فتنه بپا می شود. اگر فتنه بپا شد، همه تان گرفتار می شوید. دشمن می آید همه تان را از بین می برد. قلع و قمع می کند.
مردم، حرف پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در صدر اسلام گوش نکردند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: ولیّ شما، حاکم شما، رهبر شما این [علی علیه السلام] است. معیّن از ناحیه خداست. او یک انسان کامل و دلسوز استکه امتحانش را در این بیست و چند سال پس داده است. از تقوایش گرفته تا شجاعتش، علمش، خلوصش، فداکاریش نسبت به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و دین، همه چیزش کامل است. از او اطاعت کنید. اگر از او اطاعت نکنید، فتنه می‌شود و آن فتنه دامن همه تان را می گیرد. همه تان ضرر می کنید. خوب این طور هم شد.
بعد از این که حرف پیامبر (صلی الله علیه و آله) را گوش نکردند، ببینید چه فتنه هایی شد. مسلمان ها؛ چه آنهایی که موافق بودند و چه آنهایی که مخالف بودند، همه شان زیر شمشیر دشمن عبور کردند. خود این کشورهای عربی آمدند در جنگ صدام به آنها کمک کردند و بعد دودش به چشم خودشان رفت.
خدا می فرماید: «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً». حواس تان جمع باشد.
عرض کردم؛ فتنه به معنای آزمایش است، به معنای عذاب است، به معنای بازی کردن با احکام الهی است، به معنای آشوب در جامعه ایجاد کردن است. اما فتنه در این جا این است که اگر اطاعت خدا و رسول نکنید، فتنه ایجاد می شود. یعنی بهم ریزی ایجاد می شود. ظالم ها مسلّط می شوند که در آن وقت به هیچ کدامتان رحم نمی کنند. می آیند همه تان را از دم شمشیر می‌گذرانند.
وقتی که نیامدند امام حسین (علیه السلام) را یاری کنند، یزید بر مدینه مسلّط شد. یزید، مسلم بن عقبه را به مدینه فرستاد. سه روز همه چیز مدینه را مباح کرد. صبح که می شد از آن جایی که آفتاب می تابید،( تا آفتاب در چشم مردم باشد و نتوانند جلوی خودشان را ببینند)، به مردم حمله می کردند و می کشتند. به زن های مدینه تجاوز می کردند. هفتصد قاری قرآن را کشتند. امام سجاد (علیه السلام) به بیرون مدینه آمدند تا این ها دست برداشتند.
وقتی که به یاری امام حسین (علیه السلام) نیامدند، وقتی که به دنبال آسایش خودشان بودند، این طور می شود، یزید مسلّط می شود، هفتصد قاری قرآن را می کشد، زن هایشان را به اسیری می برد، تجاوز می کند، و دیگر چیزهایی که در تاریخ هست. این نتیجه اش می شود.
قرآن می فرماید: « وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصيبَنَّ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّة». [این فتنه] تنها دامن ظالمینی که ظلم کردند را نمی گیرد. «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقاب‏»؛ خدای متعال در مقابل تخلفات شما شدید العقاب است.
آنجا می گفت که؛ این را بدانید که به سوی خدا محشور می شوید. یعنی قیامت را باید باور داشته باشید. به سوی خدا محشور می شوید. حساب و کتاب دست خداست. آن چیزی که شما باید فکر کنید، عاقبت و آخرت است. آن چیزی که باید برای آن ملاحظه کنید، آخرت است.« إِلَيْهِ تُحْشَرُون‏»؛ برگشت شما به سوی خداست. در مسیر غیرخدا حرکت نکنید.
این آیات را تا حالا خواندید. ببنید که خداوند در این آیات سیر بحث را به ما می گوید، دستوراتی به ما می دهد که چگونه حرکت کنیم تا انقلاب حفظ شود، اسلام حفظ شود، مردم حفظ شوند، دشمن ها جرأت نکنند [به اسلام و دین و کشور] رخنه کنند، تا از مسائل دنیوی عقب نمانیم.
صُمٌّ و بُکمٌّ نباشید. کر و کور و لال نباشید. در دنیا حق تان را بشناسید. چشم هایتان را باز کنید. علم یاد بگیرد تا رشد کنید و پیش بروید. این طور ساکت و آرام نباشید. روزمرگی نداشته و وقت‌تان را تلف نکنید. سطحی نگر نباشید. در هر چیز عمیق نگر باشید. در علم تان هم همین طور باشید.
خدا دارد این ها را به ما می گوید. همه اینها باید باشد. ما باید همین طور باشیم تا پیش برویم و در مقابل این دشمنان بایستیم. اگر ما می خواهیم متمدّن و متشخّص باشیم،[باید این کارها را بکنیم].
اگر گوش به حرف و دستورات ولایت و رهبری نکنیم، دستورات خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) را کنار بگذاریم و دنبال یک چیزهای دیگر برویم، خدا می فرماید که؛ این ها فتنه است و فتنه دامن همه تان را می گیرد. در این صورت خدا هم شدید العقاب است. آن وقت عقاب خدا بدتر از این چیزهایی است که سر شما می آید.

به جمله آخرم هم یک اشاره می کنم اما توضیحی دارد که آن را بعدا بیان می کنم. در واقع یک تذکر از طرف خداست.
خدا می فرماید: «وَ اذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَليلٌ مُسْتَضْعَفُونَ»؛ یاد بیاورید زمانی را که شما کم بودید. عِدّه و عُدّه ای نداشته اید. چند نفری بیشتر در مکه نبودید. مستضعف در زمین بودید. همیشه در حال فرار بودید که سلاطین عرب و جلّادهای مکه شما را نگیرند تا شلاق بزنند و یا بکشند. این طرف و آن طرف پنهان می شدید و جرأت نداشتید که حرف بزنید تا اینکه پیامبر (صلی الله علیه و آله) جور کرد و به حبشه رفتید.
یادتان می آید که سه سال در شعب ابی طالب (علیه السلام) محبوس بودید. کم بودید.
یاد بیاورید که خود ما در روزهای اول انقلاب که امام (رحمة الله علیه) شروع کرد، چقدر بودیم
« قَليلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ»؛ کم و مستضعف بودید.
« تَخافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ»؛ می ترسید. هر آن به این طرف و آن طرف نگاه می کردید که شما را نگیرند و زندانی نکنند.
«فَآواكُمْ»؛ خدا به شما پناه داد.
«وَ أَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ»؛خدا به شما نصرت داد.
«وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ»؛ چیزی های خوب از طیّبات به شما داد.
«لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛ یادتان باشد نعمت های خدا را که خدا به ما داده، شکر کنیم.
کم بودیم، ناتوان بودیم. دشمن در هر جا به ما احاطه کرده بود. هر آن ممکن بود همه ما را نیست و نابود کند. یاد بیاورید که اگر خدای متعال در جنگ تحمیلی به ما کمک نمی کرد، اگر خدا عنایت نمی کرد، [ما پیروز نمی شدیم].
مگر صدام صحبت نکرد که ما سه روز دیگر، اتاق تفریح مان را در تهران می گذاریم؟ بیایید در آنها با هم تفریح کنیم. مگر خیلی از خارجی ها یا منافقین از اول انقلاب تا حالا نقشه نمی کشند که چهار روز دیگر تهران هستند؟ مگر این شعارها را نمی دادند؟ مگر قدرت نداشتند؟ مگر توان نظامی‌شان کم بود؟ چرا نتوانسته اند؟ این قدرت خدا بود که نخواست. این خدا بود که به دل بچه ها انداخت و آنها رفتند و فداکاری کردند. این خدا بود که به این بچه ها قدرت داد که از اسلحه نظامی ها نمی ترسیدند و فرار نمی کردند.
« فَآواكُمْ وَ أَيَّدَكُمْ بِنَصْرِه‏»، خدا به شما پناه داد، خدا به شما کمک کرد، نصرتش را رساند.
این همه توطئه که آمریکا و اسرائیل دارند می کنند. این همه که دارند پول خرج می کنند، پول های عربستان و امثالهم را خرج می کنند، اگر خدای متعال یک لحظه رها می کرد، ایران را یک لقمه می کردند. همه چیز را به هم می ریختند. حواستان جمع باشد. یادتان بیاید«وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ» چیزهای خوبی به شما داد. کمک تان کرد. نجات تان داد. حالا عزّت دارید. حالا به قدرت خدا ثروتمندید. به قدرت خدا قدرت دارید، نیرو دارید، توان دارید و دارید پیش می روید.
«لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛ باید شکر خدا کنید. شکر خدا این است که ما در مقابل زحمات بندگان خدا کار بکنیم، تلاش بکنیم. قدرش را بدانیم. بیحال بازی در نیاوریم. کمک به این مردم بکنیم. یک کاسه باشیم. زیر چتر ولایت حرکت کنیم. تا ان شاء الله به نتیجه برسیم.
این دستوراتی است که خدای متعال در آن زمان که اسلام تشکیل شد، به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و به مؤمنین بیان می کند که اگر می خواهید رشد بکنید، در دنیا پیروز شوید، اگر می خواهد در آخرت در پناه رحمت خدا باشید، پیش خدا محشور شوید، شکر نعمت هایش را بکنید، ادای نعمتهایش را بجا بیاورید. کار و خدمت بکنید تا خدا به شما کمک کند.
ان شاء الله امیدوارم که ما از این آیات درس بگیرم، عمل کنیم که اگر واقعاً عمل کنیم انقلاب ما هم مثل حرکت پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیروز می شود و می توان خیلی مسائل و خیلی توطئه ها را خنثی کند و پیش برود.

«وَالسَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُه‏»

 

شنبه ١٤ بهمن ١٣٩٦ - ٢٠:١٣

 

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: