صفحه اصلي > تفسیر   



درس تفسیر9 دی 96

باسمه‌تعالی

 

آیه

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ ﴿٢٠﴾ وَلا تَکُونُوا کَالَّذِینَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لا یَسْمَعُونَ ﴿٢١﴾ إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ ﴿٢٢﴾[1]

ترجمه:

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! خدا و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآلهش را اطاعت كنید؛ و سرپیچى ننمایید درحالی‌که (سخنان او را) مى‏شنوید! (۲۰)

و همانند كسانى نباشید كه مى‏گفتند: «شنیدیم!» ولى در حقیقت نمى‏شنیدند! (۲۱)

بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد كر و لالى هستند كه اندیشه نمى‏كنند. (۲۲)

 

 

شأن نزول

 

درباره آیه 20 تا 22 سوره انفال اشاراتی داشتیم. نکات دیگری نیز وجود دارد که بیان می‌کنم. در آیه بیستم فرمود: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ» سوره انفال در مکه نازل شده است؛ البته برخی می‌گویند که این آیات در مدینه نازل شده است. بهر حال از حوادث و جنگ بدر که نقل می‌کند معلوم می‌شود مسائلش در مدینه نازل شده است و اول حرکت اسلام بوده است.

 

تفسیر

 

خداوند در ابتدا برنامه‌های زندگی را برای مسلمانان بیان می‌کند؛ سبک حرکت و چگونگی راهی که باید پیش بروند را بیان می‌کند و مشکلات سر راه را برمی‌دارد. به‌هرحال با مثال و تشبیه و بیان می‌فرماید و آن صفاتی که انسان‌ها باید به‌عنوان مؤمنین داشته باشند تا اسلام را پیش ببرند را تزریق می‌کند و یک خصلت‌هایی که باعث می‌شود عقب بمانند را تذکر می‌دهد.

 

از چیزهایی که تذکر می‌دهد اطاعت از رهبری پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله است. بر این مورد، بسیار توصیه می‌کند. آیات زیادی در این زمینه وجود دارد و تنها 12 مورد از آن مواردی است که به مؤمنین در مورد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله سفارش می‌کند و پشت سرش نیز «و اتقوا الله» می‌آورد و خطابش نیز به مؤمنین است. به مؤمنین اصرار دارد که شما که ایمان آورده‌اید باید اطاعت کنید و در کنار پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله باشید.

 

در آن زمان، اوایل اسلام بود و اولین جنگ نیز بود و برخی می‌خواستند از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله اطاعت نکنند. در مسائل بعدی نیز ضرورت در انسجام میان گروه‌های مسلمان مطرح بوده است و می‌دانید که اطاعت از رهبری پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله شرط انسجام است.

 

در این آیه می‌فرماید: اطاعت کنید خدا و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را و به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بی‌اعتنایی نکنید. اینجا «عنه» می‌فرماید؛ یعنی از دستور پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله سرپیچی نکنید. خداوند عنایت دارد که ضمیر را مفرد می‌آورد؛ وگرنه می‌توانست به‌صورت مثنی بیاورد. «و انتم لا تسمعون» شما آیاتی که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بر شما می خواند را می‌شنوید ولی گوش به حرف باشید.

 

یک نکته‌ای که در نماز جمعه به‌صورت خلاصه عرض کردم این بود که یکی از اساسی‌ترین چیزها است و امام رحمة‌الله‌علیه نیز در مسائل حکومتی به آن توجه دارند و دستورات پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله که لازم و ضروری است ممکن است توسط شخصی مورد خدشه قرار بگیرد که خدا در قرآن همه مسائل را فرموده است و کسانی که حرف‌های خدا را گوش می‌کنند و دستورات اجتماعی و اقتصادی و مسائل دیگر را رعایت می‌کنند معنایش اطاعت خدا است. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز این احکام را برای ما می‌گوید که همان بیان قرآن است.

 

این‌که این‌قدر بر روی اطاعت رسول تأکید می‌کند و این‌که پشت سر اطاعت خدا، اطاعت رسول را تأکید می‌کند حکمت دارد. این‌که در مورد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله مستقل می‌فرماید: از او اطاعت کنید. امام رحمة‌الله‌علیه می‌فرمودند: پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به‌عنوان این‌ که حاکم الهی است و رسول خدا است دو گونه دستور دارد و احکام صادر می‌کند. یکی این‌ که همان حرف‌های قرآن را نقل می‌کند و یک دستوراتی نیز به ‌عنوان حاکم اسلامی دارد؛ به این عنوان که می‌خواهد اسلام را اجرا کند و مردم را سامان دهد و در برابر دشمنان از آن‌ها دفاع کند. طبیعی است که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله دستوراتی دارد که در قرآن نیست؛ گرچه محتوایش در قرآن است ولی عین این‌ها در قرآن نیست و دستورات حکومتی است. در کجا جنگ کنند؟ بیرون یا داخل مدینه باشد؟ چگونه به مستمندان کمک کنند؟ نحوه ارتباط با کشورها و گروه‌های همسایه، همه این‌ها جزو «اطیعوا الرسول» و تبعیت از دستور رهبر اسلامی است. باید دستورات خدا و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را اطاعت کنیم و از حرف‌های آن حضرت سرپیچی نکنیم.

 

اینجا مستقیماً به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله اشاره دارد. سپس می‌فرماید تقوا داشته باشید؛ معنایش این است که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به‌عنوان حاکم اسلامی در اداره شئون حکومت اسلامی دستورات و فرمان‌هایی دارد که باید گوش کنیم. ولی متأسفانه به حرف پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله گوش نکردند و کار خودشان را کردند. در برخی موارد هست که من نمی‌دانم برادران ما چطور آن را توجیه می‌کنند؟ از خلیفه دوم نقل می‌کنند که «متعتان كانتا في عهد رسول الله- (صلى الله عليه و آله)- أنا أنهى عنهما و أعاقب عليهما: متعة النساء و متعة الحج»[2] دو چیز است که در زمان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله حلال بوده است و من حرامش می‌کنم. این چطور با دستور خدا که می‌فرماید از دستور پیامبری که معصوم از خطا و اشتباه و گناه است اطاعت کنید همخوانی دارد؟ بعد بگوییم او این‌طور می‌خواسته و ما این‌طور می‌خواهیم. این حرف‌هایی است که با ظاهر قرآن نیز نمی‌سازد.

 

این نکته را می‌خواهم عرض کنم که قرآن می‌فرماید به دستورات پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله پشت نکنید. این دستور علاوه بر این‌که دستوراتی که خدا می‌فرماید را شامل می‌شود شامل دستوراتی که خود پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز در اداره حکومت صادر می‌فرمایند می‌شود. کما اینکه امام رحمة‌الله‌علیه در مسأله ولایت‌فقیه، تبعیت از دستورات حکومتی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و ائمه علیهم السلام را بیان فرموده‌اند. یک بحث فقهی نیز در این باب شروع شده است که قاعده فقهی بنام «قاعده لا ضرر» از آن درست شده است. گفته‌اند که سمرة بن جندب، باغی داشت و می‌خواست به باغ خودش برود و آن را آب بدهد ولی از جایی که می‌خواست عبور کند خانه مردم بود. همسایه‌ها گفتند اگر می‌خواهی بروی و درخت خود را آب بدهی خبر بده. ما اینجا هستیم و با آمدن تو معذّب می‌شویم. او حرف گوش نمی‌کرد و می‌گفت درخت خودم است و می‌خواهم آن را آب بدهم.

نزد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله از او شکایت کردند. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز او را خواستند و نصیحت کردند ولی او گوش نکرد. حضرت فرمودند که این درخت را به من بفروش قبول نکرد. فرمودند من برای تو ضمانت می‌کنم که یک درختی در بهشت برای تو باشد باز هم گوش نکرد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله دستور دادند درخت را بکنید و بیرون بیندازید.

 

برخی می‌گویند چرا پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله این کار را کردند؟ این درخت متعلق به آن فرد است. فقها در این زمینه بحث‌های زیادی دارند. «لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام» تبدیل به یک قاعده شده است. امام رحمة‌الله‌علیه یک راه‌حل زیبایی آورده‌اند و می‌فرمایند این دستور حکومتی است و وقتی می‌بیند که مزاحم مردم است و حرف دیگران را گوش نمی‌کند چنین تصمیمی می‌گیرد. حکم حکومتی بر همه این‌ها غلبه پیدا می‌کند و حاکم اسلامی می‌تواند برای آسایش مردم کارهای زیادی انجام دهد. اصرار آیه در این‌که حرف پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را گوش کنید و از او نافرمانی نکنید برای این خاطر است.

 

آیه دوم نیز این بود که «وَلا تَکُونُوا کَالَّذِینَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لا یَسْمَعُونَ» آیه دوم باز یک دستور به پیروان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌دهد و می‌فرماید: صاف و پاک و یک رنگ باشید. ظاهرتان یک‌ طور نباشد و باطنتان جور دیگر. به مسلمانان می‌گوید با پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله باید ظاهر و باطنتان یک‌ جور باشد. در برابر مردم نیز همین‌گونه باشید. آنچه در ظاهر می گویید و در باطن نیز قبول داشته باشید. مسلمانانی که می‌خواهند این‌گونه نباشند به درد نمی‌خورند؛ همچنین کسانی که سلیقه خودشان را در کار می‌آورند یا تنبلی می‌کنند.

 

خدا می‌فرماید مثل این‌هایی نباشید که «قالوا سمعنا و هم لا یسمعون» می‌گویند گوش دادیم و فهمیدیم ولی در واقع نمی‌شنوند. شنیدن‌ها چند مرحله دارد. برخی شنیدن‌ها این است که انسان گوش می‌دهد ولی توجه نمی‌کند. برخی مواقع اصلاً گوش نمی‌دهد. برخی مواقع گوش می‌دهد و می‌فهمد و عمل نمی‌کند و برخی مواقع گوش می‌دهد و عمل می‌کند و به آن اعتقاد ندارد. حالت‌هایی که دو رویی و دورنگی می‌آورد مورد نهی قرآن است. هشدار می‌دهد که در برابر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و رهبرتان این‌طور نباشید.

 

دیده‌اید که وقتی قاری قرآن می خواند برخی «الله الله» می‌گویند و آیه را تحسین می‌کنند. مسأله اینجا است که تحسین می‌کنند ولی عمل نمی‌کنند. این «لایسعمون» دو معنا دارد: یکی این‌که اصلاً به آن تن نمی‌دهد و در وجودش باور نمی‌کند و یا این‌که باور می‌کند و عمل نمی‌کند. هیچ‌کدام از این حالت‌ها در شما نباشد. این دستور خدا به مسلمانان است. این دستور به همه است که در مقابل حرف پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و اسلام این‌ طور نباشید.

 

در آیه بعد، این‌ها را مجسم می‌کند. می‌گوید برخی افراد کر هستند؛ برخی افراد لال هستند؛ در جای دیگری می‌فرماید: «صم بکم عمی فهم لا یعلمون» قرآن می‌گوید بدترین جنبندگان کسانی هستند که این سه خصلت را داشته باشند.

 

آیات قرآن انسان‌هایی که می‌شنوند و توجه نمی‌کنند را سه جور تشبیه می‌کند:

  • برخی از آن‌هایی که دستورات الهی را عمل نمی‌کنند خودشان را به کری می‌زنند و انگار نشنیده‌اند. هرچه آیه و روایت برای او می‌خوانند خودش را به کری می‌زند. بسیاری از ماها این‌طوری هستیم. یک‌وقتی در نجف بودم و گاهی که به حرم امام علی علیه‌السلام می‌رفتیم جنازه‌ها را می‌آوردند. از مناطق مختلف اسلامی اموات خود را به نجف می‌آوردند و در آنجا طواف می‌دادند و می‌بردند و دفن می‌کردند. بیشتر وقت‌ها یک نفر بود و تابوت را وسط سرخود می‌گذاشت و گاهی اوقات نیز دو نفر بودند. با یک اشاره دور حرم می‌چرخیدند و می‌رفتند. در زمان کوتاهی که برای دعا خواندن می‌ایستادی چند میت را می‌دیدی که می‌آورند و طواف می‌دهند و می‌برند. با خودم فکر می‌کردم که ما چقدر قسی‌القلب شده‌ایم که این جنازه‌ها را در برابر دیدگان ما می‌آوردند و ما هیچ اثری نمی‌گیریم که یک روزی نوبت ما نیز می‌شود و می‌آورند و اینجا طواف می‌دهند. در این حالت انسان کر است و توجه ندارد.

 

  • گاهی اوقات حالت کری و کوری داریم. چشم‌هایمان را می‌بندیم و حرف نمی‌زنیم. گوش شنوا نداریم و زبان گویایی نیز نداریم. برخی افراد هستند که دیگران در مقابلشان گناه و فساد می‌کنند هیچ‌چیزی نمی‌گویند. فرزندشان گناه می‌کند و نماز نمی‌خواند هیچ عکس‌العملی نشان نمی‌دهند. گاهی وقت‌ها غذای حرام است و توجه نمی‌کنند.

 

  • قرآن کریم برخی افراد را به مرده تشبیه می‌کند. می‌فرماید: ای پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله! این‌ها مرده هستند و نمی‌توانی مرده را هدایت کنی. هیچ حرفی در آن‌ها اثر نمی‌کند. برخی را می‌فرماید مثل چهارپایان هستند و همین‌طوری می‌خورند و دقت نمی‌کنند که حلال است یا نه؟ هم ‌و غمشان مثل چهارپایان شکمشان است. برایشان فرقی نمی‌کند که از چه راهی به‌دست ‌آمده است؟ جیبشان پر شود؛ از هر طریقی که باشد.

 

 

  • برخی نیز می‌فرماید: «أُولَئِکَ کَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»[3] برخی نیز حرکت‌هایشان مانند حیوانات است بلکه پست‌تر. برخی از حیوان‌ها خجالت می‌کشند کارهایشان در برابر دیدگان دیگران انجام بدهند و جایی می‌روند که کسی نباشد اما برخی انسان‌ها از حیوان‌ها نیز بدتر هستند و هیچ‌چیزی را متوجه نمی‌شوند. قرآن می‌فرماید برخی از این‌ها ادب و تربیت ندارند و هیچ‌ چیزی در وجود او اثر نگذاشته است. ازنظر اخلاق و روحیه از حیوانات پست‌تر شده‌اند.

 

  • در جای دیگر می‌فرماید: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ» بدترین موجودات آن‌هایی هستند که گوش ناشنوا دارند و زبان گویا ندارند. همین‌طوری در جامعه هستند و نه امر به‌ معروف و نه نهی از منکر می‌کنند و اگر بخواهی چنین کنی جلوی شما را می‌گیرد. می‌گوید چکار دارید؟

 

می‌خواستم نسبت به قسمت دوم آیه صحبت کنم. بدتر از همه این افراد «لا یعقلون» است. بدترین جنبنده‌ها آن‌هایی هستند که گوش شنوا ندارند و زبان گویا نیز ندارند و تعقل نیز نمی‌کنند. می‌خواستم روی این قسمت بحث کنم که وقت گذشت. این‌که تعقل نمی‌کنند و عقل خود را بکار نمی‌برند. 50 آیه در مورد همین مسأله «یعقلون» دیدم. توجه کنید که لفظ «عاقل» در قرآن نداریم و همگی «یعقلون» و «تعقلون» است؛ زیرا همه درباره بکار بردن عقل است.

 

به‌کارگیری عقل بسیار مهم است و ما در جامعه در برخورد با پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و رهبر باید عقل خود را بکار بگیریم. 50 آیه در قرآن دراین‌باره صحبت می‌کند که چرا تعقل نمی‌کنید؟ خصوصیت این‌هایی که تعقل می‌کنند و کسانی که تعقل نمی‌کنند و ضرر عقل نداشتند و حسن عقل داشتن مسأله ای است که در جلسه بعد به آن اشاره می‌کنم.

 

نکته ها:

  1. اطاعت از رهبری پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله شرط انسجام امت است.

 

  1. در صدر ایه می فرماید: از خدا و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله اطاعت کنید.

خدا در قرآن همه مسائل را فرموده است و کسانی که حرف‌های خدا را گوش می‌کنند و دستورات اجتماعی و اقتصادی و مسائل دیگر را رعایت می‌کنند معنایش اطاعت خدا است. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز این احکام را بیان می فرماید.

 

و در ذیل آیه می فرماید: به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بی‌اعتنایی نکنید. تأکید بر اطاعت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله و پشت سر اطاعت خدا، اطاعت رسول را تأکید می‌کند حکمت دارد. این‌که در مورد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله مستقل می‌فرماید: از او اطاعت کنید. امام خمینی رحمة‌الله‌علیه می‌فرمودند: پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به‌عنوان این‌ که حاکم الهی است و رسول خدا است دو گونه دستور دارد و احکام صادر می‌کند. یکی همان آیات قرآن را نقل می‌کند و یک دستوراتی نیز به ‌عنوان حاکم اسلامی دارد؛ که می‌خواهد اسلام را در جامعه پیاده کند و مردم را سامان دهد و در برابر دشمنان از آن‌ها دفاع کند. 

 

  1. وقتی می‌فرماید تقوا داشته باشید؛ اشاره به این است که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به‌ عنوان حاکم و رهبر جامعه اسلامی در اداره شئون حکومت اسلامی دستورات و فرمان‌هایی دارد که باید همه امت اطاعت کنند.

 

  1. به مردم مسلمان امر می کند در برابر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله باید ظاهر و باطنتان یک‌ جور باشد. در برابر مردم نیز همین‌گونه باشید. آنچه در ظاهر می گویید و در باطن نیز باید قبول داشته باشید.

 

 

 

پی‌نوشت‌ها:

 

[1]. سوره انفال، آیات 20 تا 22.

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! خدا و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآلهش را اطاعت كنید; و سرپیچى ننمایید درحالی‌که (سخنان او را) مى‏شنوید! (۲۰)

و همانند كسانى نباشید كه مى‏گفتند: «شنیدیم!» ولى در حقیقت نمى‏شنیدند! (۲۱)

بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد كر و لالى هستند كه اندیشه نمى‏كنند. (۲۲)

 

[2]. نام کتاب: الخلاف نویسنده: الشيخ الطوسي جلد: 4 صفحه: 341

و أيضا قول عمر: متعتان كانتا في عهد رسول الله- (صلى الله عليه و آله)- أنا أنهى عنهما و أعاقب عليهما: متعة النساء و متعة الحج [6]؛ و قوله: (كانتا على عهد رسول الله (صلى الله عليه و آله)) إخبار منه عن كونها مباحة في زمانه و ما كان في زمانه- (صلى الله عليه و آله)- مفعولا فهو شرعه و دينه.

 

[3]. سوره اعراف آیه 179.

وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِنَ الْجِنِّ وَالإنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لا یَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِکَ کَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ

به یقین، گروه بسیارى از جن و انس را براى دوزخ آفریدیم; آنها دلها (عقلها) یى دارند كه با آن (اندیشه نمى‏كنند و) نمى‏فهمند; و چشمانى كه با آن نمى‏بینند; و گوشهایى كه با آن نمى‏شنوند; آنها همچون چهارپایانند; بلكه گمراهتر! اینان همان غافلانند (چرا كه با داشتن همه‏گونه امكانات هدایت، باز هم گمراهند)! (۱۷۹)

 

شنبه ٩ دی ١٣٩٦ - ١٥:٤٤
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: