صفحه اصلي > تفسیر   


درس تفسیر 24 تیر 96

باسمه‌تعالی

 

أَعُوذُ بِاللَّهِ‏ مِنَ‏ الشَّيْطَانِ‏ الرَّجِيم

 بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ الرَّحْمنِ‏ الرَّحِيم‏

اَلحَمدُللهِ رَبِّ العالَمینَ وصَلّی اللهُ عَلی سَیدِنا ونَبیّنا اَبی القاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّدٍ (صَلّی الله عَلَیهِ وَ الِهِ)  وَ عَلی آلهِ الطَّیِّبنَ الطّاهِرینَ المَعصُومینَ المَکَرَّمینَ سیَّما بقیهِ اللهِ فِی الأَرَضینَ رُوحی وَاَرواحُ العالَمینَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداهُ.

 

آیات:

سوره الواقعة (56): آيات 71 تا 74

أَ فَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ (71) أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَها أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِؤُنَ (72) نَحْنُ جَعَلْناها تَذْكِرَةً وَ مَتاعاً لِلْمُقْوِينَ (73) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ (74)

 

ترجمه:

71- آيا در باره آتشى كه مى‏افروزيد فكر كرده‏ايد؟

72- آيا شما درخت آن را آفريده‏ايد؟ يا ما آفريده‏ايم؟

73- ما آن را وسيله يادآورى (براى همگان) و وسيله زندگى براى مسافران قرار داده‏ايم.

74- حال كه چنين است به نام پروردگار بزرگت تسبيح كن (و او را پاك و منزه بشمار).(1)

 

مقدمه:

 

انسان باید به قرآن اهمیت دهد. به جلسات تفسیر اهمیت دهد. هر روز با قرآن کریم، انس داشته باشد. آن را تلاوت کرده و در معارف بلند آن به تفکر و تأمّل بپردازد.

قرآن، کلام الهی است. کتاب هدایت است. کتاب راهنمای انسان در تاریکی ها، گرفتاری ها، سختی ها، کتاب راهنما به سوی پیشرفت، تکامل و رشد، سبک زندگی، زیست و سلامت بهتر است.

هرچه انسان در مسیر هدایت و سعادت بدان نیازمند است، در قرآن کریم موجود است. به همین جهت انسان نباید این کلام الهی را فراموش کند یا نسبت به آن بی توجه باشد. سعی کند حداقل در روز آیاتی از آن را تلاوت کرده و در مورد آن تفکّر کند. و اگر مقدور است در جلسات تفسیر شرکت نموده و بهره های معنوی ببرد. چنین جلساتی علاوه بر اینکه موجب نورانیت قلب و جان و افزایش معنویت انسان می شود، باعث درک و شناخت بیش از پیش مضامین و معارف الهی می گردد که نتیجه ای جز ارتباط با خداوند و نزدیکی به او و همچنین حرکت به سوی سعادت ندارد. زیرا نزدیکی و ارتباط با خداوند در سایه دوری از گناهان و انجام فرامین الهی حاصل می شود و این امر بدون شناخت معارف الهی ممکن نخواهد بود و تردیدی وجود ندارد که بخش اعظمی از این شناخت توسط قرآن به ما داده می شود. همچنین این جلسات باعث می شود که انسان از خیلی از آفات و مشغولیت های که موجب هدر رفت وقت او می شود، مصون بماند.

هیچ کس نیست که در پای معارف قرآن بنشیند و از آن بهره ای نبرد. البته بهره های قرآنی بر دو نوع است. برخی ها از قرآن، بهره های هدایتی می برند و از آن در مسیر سعادت استفاده می کنند و برخی آن را مایه ضلالت و گمراهی خود و دیگران قرار می دهند.

 

بحث تفسیری ما در مورد آیاتی از سوره «واقعه» بوده که به اثبات مسأله مهم معاد می پردازد. عرض شد خداوند متعال (در آیاتی که خواندیم و خواهیم خواند) در حدود بیست مورد، انسان ها را مخاطب ساخته و آنها را مورد سوال قرار می دهد. این نوع سوال ها که نوعی گرفتن اقرار از آنها می باشد، در جهت اثبات قدرت الهی در زمینه های مختلف و گوناگون است و هدف از گرفتن این اقرار، اثبات قدرتش بر احیاء دوباره انسان بعد از مرگ برای منکران معاد است.

همان طور که در جلسات قبل بیان شد؛ اصل معاد و اعتقاد به آن از مسائل مهم است اما آنچه مهم تر می باشد، یقین و باور داشتن به وقوع این امر حتمی است.

ما به معاد اعتقاد داریم، از آن شنیده و درباره آن سخن می گوییم، می دانیم که دنیا فانی است و روزی این دنیا را ترک کرده و روزی دوباره زنده می شویم، می دانیم که حیات ما در سرای آخرت، حیات ابدی است، می دانیم که سزای اعمال شایسته و ناشایست خود را در آن سرا خواهیم دید حتی با دیدن مرگ عزیزان، دوستان و غیره، این اعتقاد در ما شدت پیدا می کند اما با این وجود این اعتقاد در وجود بسیاری از ما به باور تبدیل نشده است. و علت آن، عدم شناخت کافی و لازم از ابعاد گوناگون مسأله معاد و همچنین عظمت و بزرگی آن در درون ماست.

 

به فلسفه و ضرورت وجود معاد به طور مفصل در جلسات قبل پرداخته شده است. در اینجا اشاره مختصری به آن می کنیم و آن اینکه معاد به جهت عدالت خداوند، لازم و ضروری است. عدالت خداوند اقتضا می کند که هر کسی به سزای اعمال خوب و بد خود رسیده و به جایگاه خود نائل شود.

انسان باید بداند که هیچ تلاش و کوششی در جهت انجام کار خیر از بین رفتنی نیست ولو کوچک و کم باشد.  همان طور که کارهای بدی هم ولو کوچک باشد، از بین نرفته و در نزد خداوند متعال ثبت می شود.

 

البته افرادی هم هستند که اعتقادی به این اصل ضروری نداشته و مرگ را نابودی محض تلقی می کنند. این انکار گاهی از روی جهل و نادانی بوده و گاهی از روی بی توجهی می باشد اما برخی هم هستند که از روی عناد و با بیان استدلال های پوچ و بی اساس به انکار آن می پردازند.

از جمله دلایلی که این افراد برای اثبات اعتقاد خود ذکر می کنند آن است که می گویند: هیچ قدرتی نمی تواند انسان را با این وضع برگرداند. زیرا برگشت به این نحو خارج از روش عادی است و چیزی که غیر عادی باشد، محال است تحقق پیدا کند و حال آنکه خداوند متعال در پاسخ به این ادعا و اعتقاد می فرماید: همان طور که ما قدرت خلق ابتدایی را داشته ایم، قدرت برگرداندن دوباره انسان را نیز داریم.

خداوند برای این که بدون دلیل سخن نگفته باشد، و همچنین برای این که باورهای ما را مستند به امور و استدلال های عقلی کند، نمونه هایی خارج از قدرت و عادت انسان را در آیات مختلفی از قرآن خصوصا آیات سوره «واقعه» ذکر می کند تا به انسان توجه دهد که قدرت خداوند خارج از عادت و فوق همه قدرت هاست. علاوه بر اینکه با ذکر این نمونه ها، نعمت های فراوانی را که به انسان داده است را یادآور می شود تا انسان نسبت آنها غافل نبوده و به سادگی از کنارشان نگزرد بلکه درباره تک تک شان تفکر و اندیشه نماید. تفکر نماید که این امور به چه صورت خلق شده است، ترکیبات او به چه صورت است، در صورت نبود و فقدان آنها چه مشکلی به وجود می آید، چه کسی آنها را خلق کرده و ....

 

خداوند متعال در ضمن این سوال ها، به نعمت خاک ، نعمت باد و باران، نعمت آتش اشاره می کند.

خداوند می فرماید: ای انسان! به این خاک و زمین نگاه کن گرچه در ظاهر، خاکی طبیعی به نظر می رسد اما دارای خواص فراوان است. عظمت های فراوانی در آن نهفته است و تو به سادگی از روی آن عبور می کنی بدون اینکه بدانی که چه نعمت عظیمی به تو داده ایم.

روزی های تو از همین خاک و زمین است. تمام آنچه به دست می آوری، از آن است. حتی وجود خود تو نیز از همین خاک است.

ای انسان! فکر کن این زمین از چه ماده ای تشکیل شده.  فکر کن در این که چگونه از یک دانه ای که در آن می کاری، هفتصد دانه به وجود می آید، چگونه از یک دانه کوچک، یک درخت تنومند و بزرگ به وجود می آید که سال های سال ثمر می دهد. فکر کن به اینکه همین درخت در زمستان می میرد و در بهار دوباره زنده می شود. وقتی با دقت در آن بنگری، به یقین اذعان می کنی که همه این ها کار خداوند متعال است.

 

ای انسان! به آب نگاه کن که چگونه خلق شده است. چگونه خداوند آنها را از صفحه اقیانوس ها و دریاها جدا کرده و به آسمان برده و در طی فرآیندی به صورت باران و قطره قطره بر کوه، دشت و صحرا و ... نازل کرده است.

 

ای انسان! به آتش نگاه کن که چه چیز است؟ از کجا آمده و ماهیتش چیست؟

اگر این آتش نبود، اکثر کارهای دنیا به سرانجام نمی رسید. خیلی از وسائل را نمی توانستید درست کنید. آهن را نمی توانستید نرم کنید، اسلحه و سلاح های جنگی درست کنید، وسائل حمل و نقل مانند ماشین و هواپیما و قطار نمی توانستید درست کنید. وجود همه این ها از برکت آتش است. (أَ فَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُون‏)

به آتشی که در درون درختان، سنگ ها و سایر وسائل وجود دارد، تفکر کن. چه کسی آتش را در درون آنها قرار داده است؟ چه کسی آتش را در درون درخت قرار داده است بدون اینکه موجب شود درخت بی ثمر و بی طروات شود؟ چه کسی آتش را در درون سنگ قرار داده تا در صورت برخورد با سنگ دیگر، آتش تولید شود؟ ایا تو این کار را انجام داده ای یا ما خلق کرده ایم؟

«تُورُون» از ماده "ورى" (بر وزن نفى) به معنای از پشت به پیش آوردن یا از درون به بیرون آوردن است.  به آتشى كه در وسائل آتش ‏افروزى نهفته است و آن را از طريق جرقه زدن بيرون مى‏آورند "ورى" و "ايراء" مى‏گويند.

 

أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَها أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِؤُنَ (72)

خداوند در ادامه یادآوری نعمت آتش می فرماید: «آيا شما درخت آن را آفريده‏ايد يا ما آفريده‏ايم؟».

آیا این درختی که در آن آتش قرار دارد، شما خلق کرده اید، یا ما خالق آن هستیم؟ قطعا همه این ها از قدرت ما سرچشمه گرفته است. ما خواستیم که آب و آتش در کنار هم در درون درخت وجود داشته باشند. اگر ما نمی خواستیم، شما قدرت خلق درختان را نداشتید. قدرت مثمر گرداندن آنها را نداشتید.

 

نَحْنُ جَعَلْناها تَذْكِرَةً وَ مَتاعاً لِلْمُقْوِينَ (73)

در این آيه براى تاكيد بحثهاى قبل مى‏ فرماید: «ما اين آتشى را كه از اين درختان خارج مى‏شود وسيله يادآورى براى همگان و نيز وسيله زندگى براى مسافران قرار داده‏ايم‏‏».

«مُقْوِينَ» به دو معنا وارد شده است. یکی از ماده "قواء" به معنى بيابان خشك و خالى است، بنابراين"مقوين" به كسانى مى‏گويند كه در بيابانها گام مى ‏نهند، و از آنجا كه افراد باديه ‏نشين غالبا فقيرند گاه اين تعبير در معنى"فقير" نيز به كار رفته است.

دوم از ماده "قوّت و قدرت" و به معنى"نيرومندان، صاحبان قدرت و قوت" است.

توجه داشته باشید که به دلیل آنکه مسافران و همچنین بیانانگرها براى دفع سرما و طبخ غذا، تعیین مسیر با نور آتش در شب مخصوصا در سفرهاى قديم به وسيله قافله‏ ها از آتش استفاده می کردند و بيش از همه محتاج به آن بودند روى معنای اول تكيه شده است.

 

این آیه به انسان تذکر می دهد، که یادآور نعمت های الهی باشد و بداند که همیشه تحت ظلّ قدرت الهی قرار دارد لذا باید در مقابل خداوند متعال متواضع و شاکر باشد. و خدایی ناکرده در مقابل او نایستد و با انجام گناهان مختلف، ناشکری نماید.

 

نکته:

از روشی که خداوند در این آیات برای تغییر عقیده منکران معاد بکار برده، به دست می آید که لازم نیست برای تفهیم و توجه دادن مردم، یا تغییر عقاید و آراء منحرف و باطلشان، متوسل به زور و خشونت شد. بلکه در اغلب موارد انسان می تواند با تبیین مسائل به صورت استدلالی و منطقی در اذهان و افکار دیگران نفوذ کرده و موجب هدایت آنها گردد.

هرگز خشونت و اجبار خصوصا در مسائل اعتقادی راهگشا نمی باشد. زیرا اگر هم کسی با اجبار به امری معتقد شود، در صورت برداشته شدن جبر، دوباره به عقیده گذشته خود بر می گردد.

خداوند در این آیات به صورت روشمند و منطقی با بیان سوالات مختلف، از آنها در مورد قدرت خودش نسبت به خلق دوباره در سرای آخرت اقرار می گیرد.

در واقع اين آيات وجدان انسانها را در برابر يك سلسله سوالها قرار مى‏دهد و از آنها اقرار مى‏گيرد.

 

غالبا استدلال های منطقی اثر فوق العاده در تغییر عقاید افراد دارد. لذا انسانها خصوصا مومنان برای تغییر افکار و آراء آلوده دیگران باید به بیان استدلال بپردازند و از إعمال زور و قدرت دوری کنند که در این صورت نه تنها فایده ای نداشته بلکه موجب تحکیم اعتقادات باطل شان می شود.

مصداق بارز این سخن، شکنجه هایی که در دوران طاغوت صورت می گرفت که نه تنها عقاید صحیح مومنان و مبارزان انقلابی و اسلامی را تغییر نداد بلکه موجب استحکام عقایدشان شد.

 

فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظيمِ (74)

خداوندى كه اين همه نعمت را آفريده، که هر كدام از آنها يادآور توحيد و معاد و قدرت و عظمت او می باشد، شايسته تسبيح و تنزيه از هر گونه عيب و نقص است.

 

خداوند در این آیه به پیامبرش دستور تسبیح در هر حال می دهد. یعنی پیامبر موظف به تذکر و یادآوری نعمتهای پروردگار بوده است. آنها هم موظف گوش دهند و از خداوند متابعت کنند. لذا خدا در اینجا به پیامبر می فرماید اگر آنها گوش فرا ندادند، یا از من اطاعت نکردند، این امر نباید موجب سستی تو در تسبیح و تقدیس شود بلکه تو در هر حال تسبیح گوی خداوند باش.

در واقع این آیه، پیامبر (صلی الله علیه و آله) را مورد خطاب قرار داده  و به او می گوید: تو مسیرت را گم نکن. اگر اعتقاد پیدا نکردند، تغییر عقیده ندادند، به انحراف خود ادامه دادند، ازانجام گناه کوتاه نیامدند، تو نباید در عقیده و رفتار خود سست شوی. تو تسبیح و تقدیس خداوند را انجام بده.

 

نکته ها:

1- همان خدایى كه آتش را از دل چوب و درخت بیرون مى‏آورد، مرده‏ ها را از دل زمین بیرون مى‏آورد.

2- یکی از روش های هدایت انسان و همچنین تغییر عقاید انحرافی او، تبیین مسائل به صورت استدلالی و منطقی است. 

2-خداوند آنچه را براى رفع استبعاد معاد بود ذكر كرد، خواه اثر كند یا نكند. اى پیامبر! وظیفه تو تسبیح خداوند است.

 

پی نوشت:

  1. سوره الواقعة (56): آيات 71 تا 74

أَ فَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ (71) أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَها أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِؤُنَ (72) نَحْنُ جَعَلْناها تَذْكِرَةً وَ مَتاعاً لِلْمُقْوِينَ (73) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ (74)

ترجمه: 71-آيا درباره آتشى كه مى ‏افروزيد فكر كرده‏ايد؟ 72 آيا شما درخت آن را آفريده‏ايد؟ يا ما آفريده‏ايم؟ 73-ما آن را وسيله يادآورى (براى همگان) و وسيله زندگى براى مسافران قرار داده‏ايم. 74-حال كه چنين است به نام پروردگار بزرگت تسبيح كن (و او را پاك و منزه بشمار).

سه شنبه ٣ مرداد ١٣٩٦ - ٠٩:٤٥
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: