صفحه اصلي > خطبه ها   


خطبه های نماز جمعه 23 مهرماه 95

 

السَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ الله.

اَعوذُ باللهِ مِن الشَّیطانِ الرَّجیمِ    

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

اَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العالمینَ بارئِ الخَلائقِ اَجمعینَ وباعِثِ الأنبیاءِ وَالمُرسَلینَ الَّذی خَلقَ الخلائِقَ بقدرتِهِ وَ نَشَرَ الرِّیاحَ بِرَحمَتِهِ وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَیَدانَ اَرضِهِ نَستَعینُهُ و نَستَغفِرُهُ وَ نُؤمِنُ بِهِ وَ نَتَوَکَّلُ عَلَیهِ ثُمَّ نُصَلَّی وَ نُسَلِّمُ عَلی سَیِّدِنا و نَبِّینا اَبِی القاسمِ المُصطَفی مُحَمَّدٍ(صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) وَ عَلی آلهِ الطَّیِّبنَ الطّاهِرینَ المَعصُومینَ المَکَرَّمینَ سیَّما بقیهِ اللهِ فِی الأَرَضینَ رُوحی وَ اَرواحُ العالَمینَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداهُ.

 

تسلیت به مناسبت عاشورای حسینی (عَلَیهِ السَّلام)

السَّلامُ عَلَى‏ الْحُسَيْنِ‏، وَعَلى‏ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، وَعَلى‏ اوْلادِ الْحُسَيْنِ، وَعَلى‏ اصْحابِ الْحُسَيْن. ‏(1)

در خطبه اولم تعزیت و تسلیت شهادت اباعبدالله الحسین(عَلَیهِ السَّلام) و اصحاب و یارانش را به شما دوستداران و شیعیان ان حضرت و به مولانا صاحب الزمان(عَلَیهِ السَّلام) و به همه دلسوزان و عاشقان امام حسین (عَلَیهِ السَّلام)دارم.

خودم و شما را به تقوا و پرهیز از گناه سفارش می کنم .

سفارش به تقوی.

خدای متعال می فرماید: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ‏ الصَّادِقِينَ‏ . (2)

پروردگار عالم سفارش می کند و من به تبع قول خدای متعال؛ خودم  و شما را به تقوای الهی و همچنین محشور بودن و حشر و نشر داشتن و معاشر بودن با صادقان را سفارش می کنم.

انسانهای صادق، انسانهای وارسته، انسانهای کامل، که مصداق اتمّ آن امام حسین و اولاد ایشان(عَلَیهِمُ السَّلام) و امیرالمؤمنین(عَلَیهِ السَّلام) و انبیای عظام (عَلَیهِمُ السَّلام) هستند.

سفارش خدا بر این است که با خدا باشید، اطاعت خدا داشته باشید، تقوا پیشه کنید، و در رفتار و کردار الگوهایی که معرفی رفتار خدای متعال هستند داشته باشید تا از مسیر منحرف نشوید و از جاده و صراط مستقیم دور نشوید تا  مسیر حق راه به سوی کمال را طی کنیم و بتوانیم به  ان مسیر اعلاء که کمال انسانیت و قرب خداست ان شاءالله برسیم.

خدا را شکر می کنیم که ما را به ولایت اهل البیت (عَلَیهِمُ السَّلام) قلب ما را دل ما را نورانی کرد به ولایتشان ما را به چراغهای هدایت و راهنمایان راستین هدایت کرده است که با نور انها حرکت می کنیم و با محبت انها جایگاه عالی که خدا عنایت کرده است ان شاالله هدایت می شویم .خدا را شکر کنید که خداوند متعال ما را در این مسیر قرار داد پیرو کسانی هستیم که خدا و رسول برای ما معین کردند رهرو انسانهایی همچون اباعبدالله الحسین (عَلَیهِ السَّلام) هستیم این نعمت بزرگی است. در این عالَم، خیلی هم از این نعمت بزرگ الهی برخوردار نیستند. یک عده ای که نرفتند و دنبال نکردند و لجاجتها و جاهلیت و حب ریاستشان، عصبیت جاهلی شان نگذاشت که پیروی ولایت کنند و در مسیر حق قرار گیرند. عده ای هم که باز ان جهالت جاهلی جدید و نو انها را نمی گذارد که در مسیر حق قرار بگیرند و عده ای هم که عوام الناسی هستند که متاسفانه گرفتار تبلیغات و جوهای مسموم دشمنان می شوند و نمی توانند راه را پیدا کنند. پس بنابراین ما باید در این مسیر که هستیم خدا را شکر کنیم. راه این عزیزان را ادامه بدهیم راه انها؛ راه تقوا، و راه با خدا بودن است، راه عبادت است، راه پیاده کردن احکام قران و منویات باری تعالی است، راه فداکاری در راه دین و هدایت مردم است و مسیر را هموار کردن برای هدایت انسانهاست.

تقوا در سخنان امام حسین(عَلَیهِ السَّلام)

من به همین مناسبت سفارشم را به تقوا؛ به چند جمله از دعاهای امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) اختصاص می دهم .

امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) در کلماتشان دعاهایی دارند. معمولا ائمه(عَلَیهِمُ السَّلام)، هر کدام بخصوص حضرت زهراء (سلامُ الله عَلَیها) دعاهایی دارند که به مناسبتها ان دعاها را قرائت می کردند دعاهایی با مضامین بسیار عالی که در کتب حدیث و روایی ما ذکر شده است. حالا من چند جمله از یکی از دعاهای امام حسین (عَلَیهِ السَّلام) را قرائت می کنم.

حضرت می فرماید: اللهم إني أسألك توفيق‏ أهل‏ الهُدى (3) خدایا من از تو می خواهم موفقیت هدایت شدگان به من توفیق بدهی توفیقی که به هدایت شدگان دادی، توفیقی که به بندگان مخلصت دادی، به ما یاد می دهند که چگونه دعا کنیم و چگونه بخواهیم. توفیقی از خدای متعال می خواهد ان توفیق بندگانی که خدا انها را به سوی خودش هدایت کرده است. و أعمال أهل التقوى‏ (3) خدایا از تو می خواهم که اعمال اهل تقوا را داشته باشم کسانی که اهل تقوا هستند مرتبط با خدا هستند از گناه دور هستند و به خدا نزدیک هستند سعی می کنند زندگانی شان را بر اساس دستورات خدا و انچه خدا دستور داده است تنظیم کنند. زندگی با تقوا و اطاعت خدا و دور از معصیتها و بدی ها و فساد؛ امام حسین (عَلَیهِ السَّلام) از خدا این را می خواهد. و عزم أهل الصبر(3) خدایا از تو می خواهم که به من اراده صابران عنایت کنی که در راه دین تو در راه قران و اسلام بتوانم عزم داشته باشم تصمیم قوی داشته باشم که در مسیر مصائب صبر کنم. و حذر أهل الخشية (3) خدایا ترس و پرهیز از انان که از تو هراس دارند یعنی اهل خشیت و اهل تقوا خدایا نسبت به تو پروا دارند هراس دارند و در مقابل تو متواضعند خدایا من همان را می خواهم و حذر أهل الخشية (3) ان هراس و پرهیزی که مردم اهل خشیت دارند یکی خودش می خواهد که ان حالت خشوع و توجه به خدا که بندگان خوبت دارند من می خواهم در زمره انها قرار بگیرم. و زينة أهل الورع (3) خدایا من از تو می خواهم ان چیزی را که زینت اهل ورع است ان چیزی که اهل ورع و تقوا و انهایی که در مقابل تو مطیع هستند و از گناهان و بدی ها دور هستند به من همان را عطاء فرما. که من زینت اهل ورع می خواهم باشم.

ببیند این چه خواسته هایی است که امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) دارد اینها چیزهایی است که ما باید داشته باشیم ما باید بخواهیم اما باز امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) از خدا می خواهد با اینکه کمالش در او هست. و خوف أهل الجزع حتى أخافك (3) خدایا به من ترس انهایی که پیش تو جزع و فزع دارند، عنایت کن. انهایی که پیش تو هراس دارند و در مقابل تو جزع و فزع می کنند و گریه می کنند و با این جزع و فزع به تو نزدیک می شوند. و من نیز از تو بترسم.

امیرالمؤمنین(عَلَیهِ السَّلام) از کسانی است که همیشه شب و روز پیش خدا جزع و فزع دارد، پیش خدا ناله و گریه دارد، بندگان خدا اینگونه نزد خدا هستند.

امام حسین (عَلَیهِ السَّلام) می فرماید: اللهم مخافة تحجزني عن معاصيك (3) خدایا یک ترسی به من بده خصلتی به من عنایت کن که تحجزني عن معاصيك (3) خدای به من در وجود من هراسی را بگذار که ان هراس من را از گناهان دور کند و مانع از گناه بشود، مانع از این بشود که من راه بد بروم. واقع ان؛ این است که ما اینطور چیزها را می خواهیم.

خدایا خوفی را دردل من، و ان هراسی را در وجود من قرار بده که من را نگه دارد از اینکه در مقابل تو گناه و معصیت بکنم.

حتى أعمل بطاعتك عملا أستحق به كرامتك (3) تا اینکه به طاعت تو عمل کنم عملی که استحقاق کرامت تو را داشته باشم.

چقدر امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) پیش خدا همه قلب و جان و دل می دهد، عاشق و علاقمند به خدای متعال است. و همه جزع و فزع و عمل او این است که طوری بشود که خدا و خالقش از او راضی بشود. حتى أخلص لك في النصيحة حبا لك (3) تا اینکه همه اعمال من خالص برای تو و دوست تو باشد. ترسی که تنها از تو نصیحت بپذیرم و برای رضای تو نصیحت کنم و دوستی تو را می خواهم.

حتى أتوكل عليك في الأمور (3) تا اینکه در همه زندگی بر تو توکل کنم. حسن ظن بك (3)و حسن ظن اینکه انسان حسن ظن به خدا داشته باشد حسن ظن به خدا به این معناست که انسان نسبت به خالقش خوش بین باشد به این خوش بین باشد که خدا قادر است که هر چه من می خواهم به من بدهد، خدا قادر است که همه چیز را از من دور کند، و قادر است که سعادت من را تأمین بکند، و قادر است که انچه که مایحتاج من است عنایت کند، و من را ببخشد و همه عالم در دست اوست، اگر اینگونه حسن ظن به خدا داشتیم؛ به خدا توکل می کنیم. در زندگی در مقابل خدا واهمه پیدا می کنیم و هراس پیدا می کنیم که معصیت کنیم. به خدا توکل می کنیم و روزی را از خدا می خواهیم چشممان به دست خدا می شود بجای اینکه چشممان به دست دیگران باشد خدا را قادر و حاضر می دانیم و در مقابل او گناه نمی کنیم.

سبحان خالق النور سبحان الله العظيم و بحمده (3) امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) تسبیح خدا می کند که او خالق نور است سبحان الله العظيم و بحمده (3) منزه است خدایی که قادر است.

دعای امام (عَلَیهِ السَّلام) در کعبه است إلهي أنعمت علي فلم تجدني‏ شاكرا (4) خدای به من نعمت دادی اما من را شاکر ندیدی ابتليتني فلم تجدني صابرا (4)

خدایا من در زندگی مبتلا شدم اما من را صابر نیافتی. چگونه امام (عَلَیهِ السَّلام) با خدا در کنار کعبه حرف می زند.

بعد می فرماید: فلا أنت سلبتَ النِّعمة  (4) نعمتها را از من سلب نکردی. بترك الشكر (4) با اینکه شکر تو را نکردم باز به من نعمت دادی.

این مال ماست که خداوند متعال را قدر بدانیم با اینکه شکر نعماتش را نمی کنیم، خدای متعال نعمتهایش را از ما نمی گیرد. با اینکه در مشکلها صبر نمی کنیم باز خدای متعال بدی ها را ادامه نمی دهد بلکه مشکلات را حل می کند. می فرماید: باید شاکر و صابر باشیم نیستیم اما تو در مقابل به من مکافات نمی دهی در عین حال که بی صبر هستم و شاکر نبودم به من نعمت نمی دهی.

بعد می فرماید: پروردگارا! از بزرگوار چیزی جز بزرگواری نیاید. به خدا می گوید: خدایا! بله من اینگونه هستم؛ اما تو بزرگواری، و ازبزرگواری جز بزرگواری نیاید.

خدایا به ابروی اباعبدالله الحسین(عَلَیهِ السَّلام) قسمت می دهیم که ما را از محبان و دوستان واقعی اباعبدالله (عَلَیهِ السَّلام) قرار بده.

ما  را در مسیر تقوایی که امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) برای ان فدا شده و در مسیر تقویت دینی که امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) برای آن همه چیز خود را گذاشته است،ما را در ان مسیر ثابت قدم بدار.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3) وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

ترجمه: بنام خداوند بخشنده مهربان

1- بگو: خداوند يكتا و يگانه است.

2- خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند:

3- نزاد و زاده نشد.

4- و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

خطبه دوم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ و صَلی اللّهُ عَلی سَیِّدنا ونَبیِّنا اَبی القاسمِ المُصطَفی مُحمّدٍ (صَلَي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ) و عَلی عَلیٍّ اَمیرِ المؤمنینَ و عَلی فاطمهَ سَیدهِ نساءِ العالمینَ وعَلی الحَسنِ والحُسینِ سَیدی شَبابِ اَهلِ الجَّنهِ وعَلیِّ بنِ الحُسَینِ ومحمدِ بنِ علیٍّ وجعفرِبنِ مُحمدٍ ومُوسَی بنِ جَعفرٍ و عَلیِّ بنِ مُوسَی و مُحَمَّدِبنِ عَلیٍّ وَعَلیِّ بنِ محمَّدٍ والحَسَنِ بنِ عَلیٍّ وَمَولانا صاحبَ الزَّمان(عجَّلَ الله تعالی فرجه).

سفارش به تقوی.

در خطبه دومم ضمن سفارش به تقوا و پرهیز از گناه که ان شاالله همه ما به زیور تقوا قلبمان اراسته باشد.

سفر اسارت اهل البیت امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) و نقش حضرت زینب(سلامُ الله عَلَیها)

بنابه روایتی روز شهادت امام سجاد(عَلَیهِ السَّلام) است. و بنا بر سیر حرکتی کربلا در واقع ایام متعلق به حضرت زینب (سلامُ الله عَلَیها) است چون مسؤول کاروان کربلا و سردمدار قافله اسرا و تنظیم کننده برنامه های سفر صابر فی الله است. کسی که نمی شود او را توصیف کرد. تاریخ نمی تواند؛ معانی الفاظ کوتاه است، و لفظی نداریم که ان معانی والا را بتواند اداء کند تا حق حضرت زینب(سلامُ الله عَلَیها) گفته شود. و هنوز برنامه های امام سجاد(عَلَیهِ السَّلام) شروع نشده، و در مسیر؛ این زینب است که هنوز اداره کننده و صبور است و بعد از این همه مصائب و مشکلات و گرفتاری هایی که داشته و دارد شجاع و مثل شیر بیشه ولایت تا اخر ایستادگی و مبارزه می کند. چون شما اهل مجالس عزاداری و سوگواری هستید و وعاظ محترم این مطالب را برای شما بیان می کنند من زیاد طول نمی دهم.

اما من یک نکته ای را از حضرت زینب(سلامُ الله عَلَیها) عرض کنم و نکته ای و برداشتی از خود نهضت امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) فقط اشاره کنم.

اما حضرت زینب(سلامُ الله عَلَیها) واقعا ایستادگی و شجاعت و واهمه نداشتن از دشمن او این بود که بعد از برادرش که امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) و فرزندان برادانش، ان ایستادگی ها و مقاومتها را کردند تا شهید شدند. زینب کبری(سلامُ الله عَلَیها) باید این رسالت را به دوش کشد که عزت صحنه کربلا حفظ شود. عزت و مکانت و شرافت امام حسین (عَلَیهِ السَّلام) حفظ بشود و عظمت عاشورا حفظ بشود و دشمن احساس نکند که پیروز شده و اهل بیت (عَلَیهمُ السَّلام) را ذلیل کرده، ودشمن احساس نکند اینها مستأصل شده اند، دشمن احساس نکند که توانستیم انتقام خودمان را از بدر و حنین و احد بگیریم. انگونه که یزیدی ها می گفتند و یزید شعرش را می خواند. زینب کبری(سلامُ الله عَلَیها) این نهضت بزرگ و ارمان عظیم را به دنیا معرفی کند و هم باید تبلیغات سوء دشمن را که تبلیغات کرده بودند را برطرف کند و توطئه هایشان را برطرف بکند، هم اهل بیت (عَلَیهمُ السَّلام) را معرفی کند، هم باید عظمت صحنه کربلا را نشان بدهد، و هم باید بفهماند به دشمن که  در اثر این حرکت خیال نکنید شما پیروز شدید، عزیز شدند و ما ذلیل شدیم و خیال نکنند ما از صحنه بیرون می رویم و اهل بیت(عَلَیهمُ السَّلام) و مکتب اهل بیت(عَلَیهمُ السَّلام) را شما زمین زدید و مسلط هستید این را باید حضرت زینب(سلامُ الله عَلَیها) به دشمن بفهماند و این کار را کرد. هم در مجلس عبیدالله هم در مجلس یزید هم در هر کجا که زینب کبری(سلامُ الله عَلَیها) بود با شهامت و شجاعت علی(عَلَیهِ السَّلام)  گونه دهان اینها را به خاک مالید. اینها هم عبیدالله هم یزید هم دیگران هر چه کردند که یک نکته ای را بفهمانند که ما پیروز شدیم و خدا شما را ذلیل کرد و ما پیروز شدیم و مسلط بر شما شدیم این را نتوانستند و حضرت زینب(سلامُ الله عَلَیها) به اینها اجازه نداد هر چه گفتند دیدی خدا با شما چه کرد حضرت فرمود: ما رأيت‏ إلا جميلا (5) من جز قشنگی ندیدم. هؤلاء قوم كتب الله عليهم القتل فبرزوا إلى مضاجعهم (5) اینها بندگان خدا هستند که در راه خدا مجاهده کردند به سوی خدا رفتند و نزد رسول خدا(صَلَي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ) سربلند هستند این شما هستید که ذلیل هستید و فردا باید جواب بدهید و خیانت کردی خطبه ای دارد حضرت زینب و قشنگ و همه چیزهایی که معاویه بعد از بیست سال زحمت کشیده بود و قبلش دیگران؛ که نور ولایت را خاموش کنند و خودشان را جاودانه کنند در ان خطبه طولانی حضرت زینب (سلامُ الله عَلَیها) با تندی با انها سخن می کند. خطبه عجیبی است؛ اخر جملات این خطبه این است می فرماید: فكد كيدك‏، (6) یزید هرچه حیله و دشمنی داری دشمنی کن. و اسع سعيك،(6) هرچه می خواهی تلاش کن. و ناصب جُهدك،(6) قد علم کن و هرچه جد و جهد داری انجام بده. فو الله لا تمحو ذكرنا،(6) یزید اگر تمام لشکریان و اذیت ها و کارهایی که می دانی هر چه مکر و حیله داری بخواهی سر ما بیاوری به خدا قسم که نام ما فراموش نمی شود و تو نمی توانی نام ما را فراموش کنی و این در مقابل یزید می گوید. هر ان ممکن است انها غضب کنند اما زینب(سلامُ الله عَلَیها) ایستاده و به والله قسم می خورد که نمی توانی؛ وقتی یزید می گوید:

لعبت‏ هاشم‏ بالملك‏ فلا

 

خبر جاء و لا وحى نزل‏ (7)

 

از دلها ذکر ما را بیرون کنی. و لا تميت وحينا،(6) و هیچ وقت نمی توانی؛ وحی ما مردنی نیست و همیشه زنده است.

 

 

 

ارمان حسین زنده است. و این علامت است که حسین(عَلَیهِ السَّلام)   و یاران و آرمانشان تا قیامت زنده است. حضرت زینب(سلامُ الله عَلَیها) می فرمود: لا ترحض عنك عارها،(6) عار و گناه و معصیت و شرم این کار هیچ وقت از دامن شما پاک نخواهند شد شما کاری کردید و عاری در این خانواده تان اوردی که هیچ وقت پاک نخواهد شد و بعد چه زیبا می فرماید: و هل رأيك الا فند،(6) ایا نیست که این رأی و نظرتو یک چیز بیخود است تمام شدنی نیست! و ايامك الا عدد،(6) این را بدان این ایامی که تو در ان هستی عددی بیش نیست چند روزی بیشتر نیست، در مقابل این همه کبکبه و دب دبه ای( عظمت و شوکت) که داشتند و به خودشان می بالیدند و خوشحالی می کردند به او می گوید: و ايامك الا عدد،(6) ایام زندگی تو چند روزی بیش نیست؛ و جمعك الا بدد؟ (6) این اجتماع تو هم از هم می پاشد و بعد می فرماید: يوم ينادي المنادي ألا لعن الله الظالم العادي (6) روزی که منادی خدا ندا می دهد که لعنت خدا بر ظالمین باشد.

ببینید چه کار کرده است زینب(سلامُ الله عَلَیها) در این خطبه تمام چیزهایی که اینها رشته بودند پنبه کرد تمام کارهایی که معاویه کرده بود تا امیرالمؤمنین و اهل بیت  و امام حسین (عَلَیهِ السَّلام) را کنار بزند، زینب(سلامُ الله عَلَیها) کنار زد عزت و شوکت برای خوش قائل بود همه را دور ریخت. دختر علی(عَلَیهِ السَّلام) این را ثابت کرد. ان شاء الله خداوند ما را دز مسیر و آرمان زینب(سلامُ الله عَلَیها) پایدار و قرار دهد.

تشکر و توصیه به هیأتهای عزاداری؛ و جهانی شدن سبک عزاداری یزدیها.

در ارتباط با ایام عزاداری و سوگواری که مادر یزد داشتیم من می خواهم تشکر کنم. از همه مردم و هیاتها و سینه زنان و همه کسانی که جلسه گرفتند و در این مسیر کمک کردند از صدا و سیمای استان و همه و همه؛ از همه کسانی که حسینیه ها و تکایا را زینت و آماده برای عزاداری حسین (عَلَیهِ السَّلام) کردند، که بحمد الله عزداری های شما مردم یزد در همه دنیا طالب پیدا کرده و خریدار داد و بیننده دارد و به ما می گویند، بعضی از نکاتی که لازم هست را تذکر می دهند و خوبی های آن را می گویند، و این یک عظمت جهانی پیدا کردید شما و من باید از همه شما تشکر می کنم و این نظم و ترتیب برنامه ریزی را ان شاءالله ادامه دهند و داشته باشند و محتواهای اشعارشان که الحمدلله خوب شده و بهتر بشود نظم نسق ها که خوب شده و ان شاءلله کامل بشود و زحمت عزیزان انهایی که در شهرها و روستاها به مردم اطعام می کنند و مجلس امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) را اداره می کنند ان شاءالله خدا به مالشان برکت دهد و امیدوارم خدای متعال به حق حسین(عَلَیهِ السَّلام) عزیز به این مردم لطف و پاداش عنایت کند که این ارمان را زنده نگه دارند و ان شاءالله در روحیه ما هم اثر داشته باشد در اعمال ما هم اثر بگذارد و واقعا یار و پشتیبان آرمان امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) باشیم.

بهره گیری از سیره امام حسین(عَلَیهِ السَّلام).

در عمل سراغ ان چیزی برویم که امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) و خدای متعال از ما خواسته اعمالمان صالح کنیم بهترش کنیم بچه هایتان را سعی کنید حسینی و ولایی بار بیاورید. دعا کنید به پدر و مادرهایتان که شما رامحب اهل بیت(عَلَیهِم السَّلام) تربیت کردند. سعی کنید این محبت اهل بیت(عَلَیهِم السَّلام) را در دل بچه هایتان قرار دهید. مادرها سعی کنند وقت شیر دادن بچه ها و لالایی بچه ها انها را با زمزمه قران و حرکت امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) تربیت کنید با وضو بچه ها را شیر بدهند با ذکر امام حسین و اهل بیت(عَلَیهِم السَّلام) انها را بزرگ کنند بگذارید اینها که بزرگ می شوند جایگزین شما شوند و این جلسات سینه زنی را دوباره ادامه بدهند و رستگار شوند زیر پرچم امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) بگذارید پرچم داری امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) در دست اینها بیفتد و این را نگه دارند و تا بحال نگه داشتند و نسل اندر نسل نگه داشتند اما حالا باید نگه داشت. من برای این می گویم که؛ دشمن خیلی دارد تلاش می کند و کار می کند خیلی دارد مشکل درست می کند برای ما و بچه های ما که اینها را از جلسات امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) دور کند، محبت اهل بیت(عَلَیهِم السَّلام) در دل اینها نیاید و اینها عاشق امام حسین وحضرت زینب(عَلَیهِما السَّلام) نشوند، اینها علاقمند به راه امام حسین و امام علی(عَلَیهِما السَّلام) نباشند، دارند با فضای مجازی در خانواده های ما مشکل درست می کنند ما باید پدران و مادران معلمان و مربیان که این روزها روز پیوند اولیا و مربیان هم هست و باید از امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) سبک تربیت را بیاموزیم راه را باید از امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) یاد بگیریم و بچه هایمان را به سعادت برسانم و باید بصیر باشیم.

توصیه به بصیرت حسینی(عَلَیهِ السَّلام).

عزیزان من بصیرت را در زندگی بیاورید. بصیرت می دانید یعنی چه؟ که امام صادق (عَلَیهِ السَّلام) وقتی می خواهد حضرت ابوالفضل (عَلَیهِ السَّلام) را معرفی کند با سه جمله قشنگ معرفی می کند: یکی از این جملات این است که ابوالفضل (عَلَیهِ السَّلام) صاحب بصیرت بود بصر؛ یعنی چشم و دیدن، بصیر؛ یعنی بینا، کسی که بصیر است یعنی بیناست. دیدن چند جور است: یک گاهی نگاه عادی است و ظاهری که ما چششمان را باز می کنیم و می بینیم و رد می شویم. اما گاهی وقتها این نگاه ها وو دیدها یک دید واقعی است. یک دیدی که منبعث از درون است. ان دید ظاهر را می بیند اما یک مقدار حقیقت اشیا را هم می خواند یک مقدار دقت می کند و واقعیت ها را می بیند هر کاری که ما انجام می دهیم یک ظاهری دارد، یک باطنی دارد، یک صورت مُلکیه ای دارد، و یک باطن ملکوتی دارد، ان صورت ملکوتی نیت ما و حقیقت عمل من است که ان صورت ملکوتی ان باید خوب باشد. صورت  عمل من که خم و راست می شوم ممکن است ظاهر آن ملکوتی است، اما باطنش این نباشد باید خم و راست می شود در نماز باطنشهم ملکوتی باشد که خدا بپسندد و ریا نباشد باطنش پاک باشد.

بصیرت به معنای این است نگاهی و دیدی که پیدا می کند نسبت به حقیقت اشیا پیدا شود و این دید انقدر بزرگ باشد که خیلی از چیزها را بفهمیم مثل حضرت عباس(عَلَیهِ السَّلام) بصیرت دارد. وقتی شمر می اید و صدایش می زند و می خواهد به او امان نامه بدهد در دهان او می زند این دو تا دید دارد؛ یکی اینکه این دارد به من امن نامه می دهد امان را بگیرم و برو و اهدافم را دنبال می کنم این یک دید است که بعضی ها هم شب عاشورا و قبلش رفتند.

دید دیگر اینکه: بعضی هم دیدشان این است که من امان نامه را بگیرم چهار روز دنیا زندگی کنم با ذلت اما همراه برادرم که یاری دین خدا را می کند و رضایت و عظمت آنجاست و برادرم تنها می شود او ولی خداست او را تنها بگذارم؟ این دید واقعی است.

وقتی می خواهد اب بخورد و تشنه هم هست و نفس انسان هم می خواهد اما وقتی نگاهش می افتد به امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) و بچه ها و می گوید: عجب! من اب بخورم و انها تشنه باشند؟ اب را می ریزد. این می شود؛ بصیرت داستانی را به شما گفتم که شخصی چند سالی نزد حضرت پیامبر(صَلَي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ) خدمت کرده است -عکرمه نامی بود- و رسول خدا(صَلَي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ) به او می فرماید: تو دیگر می خواهی بروی، پاداش و اجری بگو به تو بدهم بروی، تو دیگر خسته شدی، این اقا یا خانم که خدمت کرده بود گفت یا رسول الله(صَلَي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ) اجازه بدهید من فکر کنم. فردا امد حالا چه فکر کرده بود؟ مثلا: این مقدار پول می خواهم ویا اقا برایم فلان چیز دنیایی را خریداری کنید نه! گفت: یا رسول الله(صَلَي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ) فکرهایم را کردم و از شما یک چیز را می خواهم و ان هم اینکه روز قیامت با شما محشور شوم. پیامبر(صَلَي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ) تعجب کردند و گفت: این شخص چقدر فکر عالی کرده از کجا به این فکر رسیدی! گفت: اقا من فکر کردم که اگر عمرم را از خدا بخواهید که بالاخره تمام می شود، ثروت بخواهم تمام می شود، اولاد و فرزند و ریاست تمام می شود، دیدم هر چه بخواهم می دهید اما تمام شدنی است یک چیزی فکر کردم که از دستم نرود. ان بهترین چیزکه  در قیامت باشما محشور بشوم. پیامبر(صَلَي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ)  خوشش امد. تأمل کرد و گفت: حاجتت را می دهم اما شر می کنم که یادت باشد همیشه به فکر خدا باشی! و این بصیرت است .

الان هم در این دنیا ما اینگونه هستیم که با این فضاهای مجازی و حرفها و تبلغات دشمن و یهودیها برخورد می کنیم. یکی ظاهر را می بیند و زرق و قدرتشان را می بیند و به انها می چسبد. و یکی می گوید نه اینها دشمن و دروغگو هستند و تا بحال به ما خیانت کرده اند اینها نتوانسته اند ما را تحمل کنند و این هم به ما خیانت کرده اند تا به انجا رسیده اند از گوشت وپوست واستخوان ما اینها برای خودشان کاخ ساخته اند اینها حرفهایشان حرفی نیست که من به ان اتکا کنم. من باید ببینم امامم چه می گوید، و انهایی که دلسوز من بوده اند و تا بحال امتحان داده اند چه می گویند، باید ببینم ولایتم چه می گوید، من باید بگویم امام من چه می گوید این بصیرت می شود.

الان باید در دنیا باید بصیرت داشته باشیم و فهم درونی مان را تقویت کنیم و این حاصل نمی شود مگر با تقوا و توجه به خدا کردن. توجه به حق کنیم معصیت و گناه نکنیم خدا نور قلب ما را روشن کند خیلی از چیزها را می بینیم هدایت می شویم و جلو می رویم و ان شاءالله که دست از امام حسین (عَلَیهِ السَّلام) هم بر نمی داریم. ان شاءالله که خدا هم به ما توفیق دهد و همه ما را موفق کند که بتوانیم راه امام حسین (عَلَیهِ السَّلام) را دنبال کنیم.

دعوت عزاداری عمومی در روز سیزده محرم.

روز سیزده محرم هم اینجا برنامه هست و بعد هم یک جلسه عمومی در بیرون که سینه زنی هم هیأت هاست که یک عزاداری عمومی داشته باشیم که همه شما حاضر می شوید و من از همه شما تشکر می کنم.

خدایا به آبروی امام زمان(عَلَیهِ السَّلام) قسمت می دهیم که ما را با حسین (عَلَیهِ السَّلام) و حسینی ها محشور کن. ما را در راه حسین ثابت قدم بدار.

خدایا دشمنان امام حسین(عَلَیهِ السَّلام) را نیست ونابود کن.

پروردگارا دشمنان اهل البیت(عَلَیهِمُ السَّلام) را نیست ونابود کن.

خدایا اسلام و اسلامیان را نصرت عنایت کن.

خدایا پیروان مکتب اهل البیت(عَلَیهمُ السَّلام) هر کجا هستند یاریشان کن.

خدایا پیروان مکتب اهل البیت و امام حسین(عَلَیهِمُ السَّلام) را همیشه موفق بدار.

خدایا ما را در صراط مستقیم موفق بدار.

خدایا امام(رَحمَةُ الله عَلَیه) عزیزما را در پناه خود درجاتش عالی کن. درجات شهدای ما را متعالی کن و با شهدای کربلا محشورشان کن. همه گذشتگان ما را درجاتشان عالی کن.

خدایا به آبروی امام زمان(عَلَیهِ السَّلام) قسمت می دهیم رهبر معظم انقلاب در پناه خودت حفظ کن.  در طول عمر و عزتشان بیفزا.

ما را قدردان زحمات همه بزرگان قرار بده.

امام زمان (عَلَیهِ السَّلام) ما را به فریادمان برسان.

ما را از یاورانش قرار بده.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3) وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

ترجمه: بنام خداوند بخشنده مهربان

1- بگو: خداوند يكتا و يگانه است.

2- خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند:

3- نزاد و زاده نشد.

4- و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پی نوشت:

(1) كليات مفاتيح نوين             400       متن زيارت عاشورا: .....  ص : 395

السَّلامُ عَلَى‏ الْحُسَيْنِ‏، وَعَلى‏ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، وَعَلى‏ اوْلادِ الْحُسَيْنِ، وَعَلى‏ اصْحابِ الْحُسَيْنِ.

ترجمه: از شما سلام بر حسين و بر على فرزند حسين و بر فرزندان‏حسين و بر اصحاب و ياران حسين‏.

 

(2) سوره التوبة (9): آيه 119

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ‏ الصَّادِقِينَ‏.

ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد و با صادقان باشيد.

 

(3) مهج الدعوات و منهج العبادات     157      و من ذلك دعاء آخر لمولانا الحسين بن علي(عَلَیهِ السَّلام)

اللهم إني أسألك توفيق‏ أهل‏ الهدى و أعمال أهل التقوى و مناصحة أهل التوبة و عزم أهل الصبر و حذر أهل الخشية و طلب أهل العلم و زينة أهل الورع و خوف أهل الجزع حتى أخافك اللهم مخافة تحجزني عن معاصيك و حتى أعمل بطاعتك عملا أستحق به كرامتك و حتى أناصحك في التوبة خوفا لك و حتى أخلص لك في النصيحة حبا لك و حتى أتوكل عليك في الأمور حسن ظن بك سبحان خالق النور سبحان الله العظيم و بحمده.

 

(4) بحار الأنوار (ط - بيروت)       ج‏96       197     باب 35 واجبات الطواف و آدابه .....  ص : 194

13- و قيل‏: إن الحسن بن علي بن أبي طالب (عَلَیهِمُ السَّلام) التزم الركن فقال إلهي أنعمت علي فلم تجدني‏ شاكرا و ابتليتني فلم تجدني صابرا فلا أنت سلبت النعمة بترك الشكر و لا أنت أدمت الشدة بترك الصبر إلهي ما يكون من الكريم إلا الكرم‏.

 

(5) بحار الأنوار (ط - بيروت)     ج‏45     116    باب 39 الوقائع المتأخرة عن قتله صلوات الله عليه إلى رجوع أهل البيت ع إلى المدينة و ما ظهر من إعجازه صلوات الله عليه في تلك الأحوال .....  ص : 107

..... فقالت ما رأيت‏ إلا جميلا هؤلاء قوم كتب الله عليهم القتل فبرزوا إلى مضاجعهم‏.....

 

(6) بحار الأنوار (ط - بيروت)  ج‏45   135   باب 39 الوقائع المتأخرة عن قتله صلوات الله عليه إلى رجوع أهل البيت ع إلى المدينة و ما ظهر من إعجازه صلوات الله عليه في تلك الأحوال .....  ص : 107. لهوف، ص 76؛ احتجاج طبرسى، ص 308.

... فكد كيدك‏، و اسع سعيك، و ناصب جهدك، فو الله لا تمحو ذكرنا، و لا تميت وحينا، و لا تدرك امدنا، و لا ترحض عنك عارها، و هل رأيك الا فند، و ايامك الا عدد، و جمعك الا بدد؟ يوم ينادي المنادي ألا لعن الله الظالم العادي ‏ ...

ترجمه: ... و تو نيز اى يزيد! هر فريب و نيرنگى دارى بر ضد ما به كار گير و هر اقدام و تلاشى كه ميتوانى دريغ مدار و به آن دست بزن، اما سوگند به خداى پيروزمند كه نه، خواهى توانست نام بلند و پرشكوه دودمان ما را از ميان بردارى و نه نور روشنگر وحى و فرهنگ خداپسندانه و انسان دوستانه ما را خاموش سازى؛ نه، خواهى توانست به جلال و شكوه دست يابى و نه موفق خواهى شد تا لكه ننگ و عار اين ستم و بيدادى را كه به آن دست يازيدى از دامان و پيشانى خود و نظام پوشالى‏ات بشويى و از پرونده زندگى رسوايت بزدايى!

...

 

(7) وقعة الطف               268       [الرءوس و السبايا الى الشام‏]

 

 

 

لعبت‏ هاشم‏ بالملك‏ فلا

 

خبر جاء و لا وحى نزل‏

ترجمه: هاشم با سلطنت بازى كرد، زيرا نه

 

 

خبرى آمده است و نه وحيى نازل شده است‏.

 

شنبه ٢٣ مهر ١٣٩٥ - ١٤:١٩
امتیازدهی