صفحه اصلي > خطبه ها   


خطبه‌های نماز جمعه یزد 5 مرداد 97

باسمه‌تعالی

 

خطبه اول:

 

السَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ الله

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

الحمدالله رَبِّ العالمینَ بارئِ الخَلائقِ اَجمعینَ وباعِثِ الأنبیاءِ وَ المُرسَلینَ الَّذی خَلقَ الخلائِقَ بقدرتِهِ وَنَشَرَ الرِّیاحَ بِرَحمَتِهِ وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَیَدانَ اَرضِهِ، نَستَغفِرُهُ وَ نَستَعینُهُ وَ نُؤمِنُ بِهِ وَ نَتَوَکَّلُ عَلَیهِ ثُمَّ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبیِّنَا اَبِی القاسمِ المُصطَفی مُحَمَّدٍ (صلی‌الله عَلَیهِ وَآلِهِ) وَ عَلی آلهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومینَ المَکَرَّمینَ سیَّما بقیةِ اللهِ فِی الأَرَضینَ رُوحی وَاَرواحُ العالَمینَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداءُ.

 

سفارش به تقوا

 

در خطبه اولم خودم و شما را به تقوا و پرهیز از گناه سفارش می‌کنم. خداوند متعال در سوره حدید می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ» ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوا پیشه کنید «وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَیَجْعَلْ لَکُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ»[1]

یکی از چیزهایی که سعادت بشر مرهون آن است و سیر زندگی انسان را به‌خوبی و با کمال طی می‌کند و مسیر زندگی انسان را راحت می‌کند اطاعت خدا و گناه نکردن و به سخن خالق متعال گوش فرادادن است و این تقوا که می‌گویند خلاصه‌اش همین است.

سفارش من به خودم و شما مراعات این معنا است. تقوا پیشه کنید و به خدا و رسول خدا ایمان بیاورید تا خدای متعال همه‌چیز را برای شما مهیا کند و راه را برای شما هموار کند و سختی‌ها را آسان کند و مسیر پیشرفت را مهیا می‌کند و وسوسه شیطان‌ها را از شما دور می‌کند. این اطاعت خدا خصوصیات زیادی دارد و یک‌چیز طبیعی است. اگر فرزندی داشته باشد و وقتی کار برای او انجام می‌دهید اگر به حرف شما گوش کند و با شما مشورت کند و اخلاقش خوب باشد شما با او چه می‌کنید؟ طبیعی است که به او کمک می‌کنید و مشکلاتش را حل می‌کنید و به او احترام و تکریم می‌کنید. اگر خدای‌نکرده بدی کرد و مخالفت کرد شما نیز او را تنبیه می‌کنید و شاید در خیلی موارد به او کمک نمی‌کنید زیرا از مسیر شما منحرف شده است.

خدای متعال نسبت به بندگانش آن‌هایی که اطاعت می‌کنند همه این عنایت‌ها را صد برابر شما دارد ولی نسبت به آن‌هایی که مخالفت می‌کنند هرچند ستارالعیوب است و مانند والدین عمل نمی‌کند به‌هرحال این کمک‌ها را ندارد.

یک نکته‌ای را با یک آیه‌ای عرض می‌کنم که تتمه مباحث من باشد. انسان‌ها به خدای متعال می‌گویند: «رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلإیمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ»[2] بنده‌های خدا در ارتباط با خالقشان زبان حالشان این است که خدایا ما شنیدم که منادیان تو به ما گفتند که ایمان بیاورید ما هم ایمان آوردیم. کاری به جمله آخر آیه ندارم ولی می خواهم یک نکته عرض کنم که خلقت انسان مدنی بالطبع است یعنی سرشت انسان افرادی و انزوایی نیست بلکه اجتماعی خلق شده است.

خداجویی؛ خصصیه ای فطری

انسان هیچ‌وقت نمی‌تواند تنها زندگی کند. اگر به او بگویند از این شهر بیرون نرو کلافه می‌شود. شاید هیچ‌وقت از شهر بیرون نرود ولی وقتی او را مجبور به این کار می‌کنند ناراحت می‌شود. پس انسان درحرکتش به دیگران احتیاج دارد و خودش نیز همه‌چیزش کامل نیست و در خلقتش فقر ذاتی دارد یعنی احتیاج دارد به این‌که پناهگاهی داشته باشد و به یکجایی تکیه کند.

انسان‌ها برای این‌که به این آرامش و آسایش برسند به سراغ چیزهایی می‌روند که به آن‌ها آرامش می‌دهد. گاهی اوقات اشتباه می‌کنند و خیال می‌کنند این کاری که می‌کنند به آن‌ها آرامش می‌دهد. به سراغ مال‌اندوزی می‌رود گاهی به سراغ شهرت می‌رود و شاید بتواند کمبود خودش را پیدا کند. گاهی سراغ چیزهای دیگری می‌رود. به هر دری می‌زند تا در زندگی و اجتماع موفق باشد و به آن آرامش برسد. بشر در انتخاب راه، این مسیر را دارد و باید راه را پیدا کند.

خداوند متعال هم در وجود ما این راه را نهادینه کرده است و در بیرون نیز به ما برنامه داده است و انبیاء را فرستاده است تا آن راه واقعی که به ما آسایش و آرامش و کمال می‌دهد را به ما نشان بدهند. اولاً فطرت ما را خدایی قرار داده است. خمیرمایه ما به خدا تمایل دارد؛ زیرا گاهی اوقات که غافل هستیم بی‌اختیار صدای خدا می‌زنیم. حتی انسان‌های بی‌خدا نیز بی‌اختیار در برخی اوقات به خدا توجه می‌کند. این فطرت خدایی است.

از امام صادق علیه‌السلام پرسیدند که از کجا می‌فهمید که خدا هست؟ حضرت فرمودند: هیچ‌وقت کشتی سوار شده‌اید؟ گفت: بله. فرمودند: آیا در طوفان گرفتار شده‌ای؟ گفت: بله. فرمودند: در همان اوج طوفان به دنبال چیزی بوده‌ای که تو را نجات بدهد؟ گفت: بله. امام فرمودند: آن‌همان خدا است.

همه ما نیز در تمام گرفتاری‌ها که به هر دری می‌زنیم به نتیجه نمی‌رسیم آخرش به خدا توجه می‌کنیم. این معلوم است که فطرت انسان به‌سوی خدا است و ما نمی‌توانیم از این فطرت خدایی جدا شویم. ما خدایی خلق شده‌ایم و رها نیستیم. باید بگردیم و پیدا کنیم.

به‌هرحال یکی از عمیق‌ترین نیازهای انسان ارتباط با خدا است. اگر انسان با خدا ارتباط داشته باشد به سعادتش می‌رسد و اگر جدا شود به بدبختی می‌رسد. این نیاز جلوه‌ای از فقر ذاتی انسان نسبت به خدا است. آدمی زمانی می‌تواند معنا پیدا کند که به اصلمان برگردیم که همان خدا است. اصل و ریشه ما خدا است. درمآن‌همه دردهای ما خدا است. پناه همه ما خدا است. مسیر یا خدا است یا هیچ.

«أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوت»[3] این‌که ما از خدا غافل می‌شویم و اصلمان را خراب می‌کنیم و دلمان را به دیگران می‌دهیم و امیدمان را به‌جای دیگر می‌دهیم و از دستور خدا تخلف می‌کنیم غفلت است و ما را از خدا دور می‌کند و به خودمان واگذار می‌کند.

نیاز دوم ما داشتن یک زندگی است که معنادار باشد. زندگی معنادار زمانی درست می‌شود که با خدا باشیم. آن‌هایی که در زندگی‌شان یاد خدا و نماز نیست و گناه است پوچ هستند و زندگی‌شان معنا ندارد. نمی‌دانند باید به چه کسی باشند و به چه کسی پناه ببرند؛ و لذا دست به خودکشی یا دیگر کشی مانند آمریکایی‌ها می‌زنند. زندگی بدون خدا سرد و بی‌روح و ملال‌آور است؛ زیرا خدا ریشه ما است و قطع ارتباط با ریشه منجر به نابودی می‌شود. اصل درخت ریشه آن است و اگر ریشه‌اش را قطع کنید از بین می‌رود؛ و لذا خداوند می‌فرماید: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکًا»[4] کسی که از یاد من دور شود زندگی سختی خواهد داشت و حداقلش این است که آسایش ندارد و نمی‌تواند در زندگی برنامه‌ریزی داشته باشد. به‌هرحال سفارش من به تقوا و پرهیز از گناه است. تا خدا نوری در قلب شما بیندازد و در هر سختی راه را بازکنید و به نجات برسید.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿٤﴾

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

بگو: خداوند، یكتا و یگانه است; (۱)

خداوندى است كه همه نیازمندان قصد او می ‏كنند; (۲)

(هرگز) نزاد و زاده نشد، (۳)

و براى او هیچگاه شبیه و مانندى نبوده است! (۴)

 

 خطبه دوم

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحیم، اَلحَمدُلِلَّه رَبِّ العَالمین و صَلَّی‌اللهُ عَلَی سَیِّدَنا و نَبِیِّنَا اَبالقَاسِمِ المُصطَفَی مُحَمَّد صَلَی‌الله علیه و آله و عَلَی عَلِیٍّ اَمیرِالمؤمنین و عَلَی فَاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساءِ العالمین و عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَین سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّة و عَلِیّ بن الحسین و مُحمّدَ بنَ عَلِیّ و جَعفَرَ بنَ مُحمّد و موسَی بنَ جَعفَر و عَلِیّ بن موسَی و مُحَمَّدَ بن عَلِیّ و عَلِیّ بن مُحمّد و الحَسَنَ بن عَلِیّ و مولانا صاحِبَ الزَّمان (عج) اَلَّلهُمَّ صَلِّ عَلَیهِ وَ عَلَیهم بِأفضَلِ صَلَواتِکَ وَ بَارِک عَلَیهِم بِأفضَلِ بَرَکاتِکَ.

 

در خطبه دومم چند نکته را تذکر می‌دهم و سعی می‌کنم خلاصه کنم.

 

سالگرد اقامه اولین نماز جمعه و اهمیت شرکت در این فریضه

قبل از انقلاب برخی از بزرگان که نماز جمعه را واجب عینی می‌دانستند و در هر استانی نیز یک نماز جمعه بوده است ولی به‌صورت عمومی نبوده است. بعد از انقلاب شرایط فراهم شد و امام رحمة الله علیه دستور دادند که خوانده شود.

نماز جمعه از شئون ولایت‌فقیه و حاکم اسلامی است. از زمان پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است و خود حضرت می‌خواندند و در زمان امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز همین‌طور بوده است ولی اکثر ائمه ما گرفتار ظالمین بوده‌اند و اجازه اقامه نماز جمعه را نداشته‌اند. ولی خود خلفا می‌خوانده‌اند و در تقویت کارهای خودشان استفاده می‌کردند.

در زمان قبل از انقلاب علما و برخی از مراجع احساس تکلیف می‌کردند و نماز جمعه را برپا می‌کردند. در قم مرحوم آیت‌الله اراکی می‌خواندند. در یزد خود ما و بسیاری شهرستان بوده است.

در زمان انقلاب چون چارچوب حاکمیت اسلامی تشکیل شد و ولی‌فقیه اختیاردار همه اختیارات امام است و همه‌چیزهایی که پیامبر و امام وظیفه داشته است به دوش ولی‌فقیه می‌افتد زیرا نائب امام قرار می‌گیرد و شرایط نیابت امام را دارد.

وقتی حاکمیت اسلامی تشکیل شد و ولی‌فقیه به‌عنوان حاکم اسلامی و جایگزین امام شد آن اختیارات نیز در اختیار او قرار می‌گیرد؛ زیرا بر اساس اعتقادات ما ولی‌فقیه نماینده مطلق امام است و سیره‌اش نیز همان سیره ولایت و امامت است.

نماز جمعه از شئون حاکمیت بوده است و کسانی هم که در زمان پیامبر و ائمه بوده‌اند بر آن‌ها واجب عینی بوده است که در نماز جمعه حاضر شوند. در زمان حاکمیت ولی‌فقیه نیز نماز جمعه یک واجب قطعی و فریضه الهی است زیرا شرایطش است زیرا امام علیه‌السلام در غیبت است و ولی‌فقیه در زمان غیبت باید همه مسائل را اداره کند. به همین دلیل امام ما رحمة الله علیه به‌عنوان حاکم اسلامی دستور برپایی نماز جمعه را داده‌اند. این دستور یعنی پیاده کردن این آیه قرآن که «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»[5] بروید و تلاش کنید به‌سوی یاد خدا که نماز جمعه است. صیغه امر است که بشتابید به‌سوی نماز جمعه و خریدوفروش را کنار بگذارید.

روایت‌های معتبر قوی است که در ایام هفته 35 هفته نماز بر شما واجب است و یکی از نمازها بر شما واجب است که به جماعت بخوانید که نماز جمعه است. این روایت معتبر است که همه فقها آن را قبول دارند.

وقتی شرایط نماز جمعه نیز فراهم می‌شود نمازش واجب عینی می‌شود. گرچه برخی از فقهای ما که قبل از انقلاب بوده است و شرایط حاکمیت اسلامی فراهم نبودهاست می‌گفتند که احتیاط کنید و نماز ظهر را بخوانید؛ اما اگر در زمان کنونی بودند چنین نظری نداشتند؛ مانند شهید ثانی و مرحوم علامه مجلسی و برادر و فرزندش و شاید 120 فقهای بزرگ ما نماز جمعه را واجب عینی می‌دانستند.

شاید از سه دسته تنها یک دسته باشند که احتیاط می‌کنند و در زمان غیبت که فقیه جامع‌الشرایط نباشد آن را واجب ندانند ولی اکثر قریب به‌اتفاق واجب می‌دانند ولی به خاطر شرایط قبل از انقلاب آن را واجب تخییری می‌دانستند. ولی الآن دیگر این احتیاط‌ها لازم نیست و نماز جمعه نیز واجب است و روایات ما نیز معتبر است.

مرحوم آیت‌الله بروجردی می فرمایند که اگر شرایط نماز کامل باشند باید بخوانند و واجب عینی است. مرحوم آیت‌الله خویی می فرمایند اگر شرایط نباشد لازم نیست نماز جمعه اقامه کنند ولی اگر شرایطش باشد واجب عینی می‌دانند.

مرحوم شیخ مرتضی حائری فرزند شیخ عبدالکریم حائری که عالم بسیار دقیق و استاد بسیاری از فقهای ما هستند نماز جمعه را واجب عینی می‌دانند.

به‌هرحال اگر فقهای ما الآن نیز نظرشان را عوض نیم کنند عملاً می‌دانند که نماز جمعه برپا می‌شود. این شبهه وجوب عینی هست و شبهه‌اش نیز بسیار قوی است و لذا باید به نماز جمعه زیاد اهمیت بدهیم.

روحانیون ما باید اهمیت نماز جمعه را به مردم بگویند. آثار بسیار خوبی نیز دارد. اجتماع هفتگی مسلمانان است. یک اجتماع سالانه است که حج است و یک اجتماع هفتگی نیز نماز  جمعه است که حداقل در یک‌فرسخ برگزار می‌شود و یک اجتماع روزانه داریم که نماز جماعت است.

در نمازهای جمعه ما در بعد از انقلاب فواید بسیار خوبی داشته است. نگه‌داشتن انقلاب، روشن شدن مردم و دانستن تکلیف‌ها و اداره جنگ و بصیرت دادن به مردم همه‌اش از نماز جمعه است. اگر نماز جمعه را نداشتیم جایگاهی برای توجیه کردن مردم نداشتیم. الآن که نماز جمعه‌ها مورد بی‌توجهی برخی قرارگرفته است از قافله انقلاب عقب‌افتاده‌اند و از اطلاعات عمومی عقب ‌افتاده‌اند. مسأله نماز جمعه بسیار مهم است.

در نماز جمعه به نیت دستور خدا شرکت کنید. به‌عنوان یک واجب شرکت کنید. توجه به این نکنید که چون امام‌جمعه مطابق نظر ما صحبت نمی‌کند در نماز جمعه شرکت نمی‌کنیم. این دلیل نمی‌شود. ممکن است امام‌جمعه کم‌کاری کند و در خطبه‌ها کم بگذارد دلیل نمی‌شود که نماز جمعه را ترک کنید. نماز جمعه واجب است و اهمیت دارد و پشت دشمن را می‌شکند.

من باید از شما تشکر کنم که در این گرمای بالا در نماز جمعه شرکت می‌کنید. این کار عظمت دارد و چشم دشمنان را کور می‌کند و پشت آن‌ها را می‌شکند؛ و لذا بهانه‌های مختلف می‌گیرند تا به نحوی در نماز جمعه شرکت نکنند.

باید هم دستگاه‌های تبلیغاتی و هم روحانیون معظم و هم خود شما باید بسیار دقیق باشید تا این فضیلت و کمال از دست شما نرود. روایات در این زمینه مختلف است و وقت پرداختن به آن نیست.

روایت داریم که ملائکه‌ای دم در می‌نشینند. از وقتی‌که نماز جمعه شروع می‌شود اسامی همه حاضرین را می‌نویسند و به امام زمان و خدای متعال عرضه می‌کنند و پاداش‌های آن‌چنانی می‌دهند و تا زمانی که خطیب و امام باشند این ملائکه نیز هستند و وقتی خطیب و امام می‌رود آن‌ها نیز می‌روند زیرا اسامی را نوشته‌اند. اینکم ارزش دارد؟

هر قدمی که برای نماز جمعه برمی‌دارید ملائکه صواب می‌نویسند. وقتی‌که هنگام خطبه و نماز می‌نشیند عمر شما حساب نمی‌شود. چقدر ارزش دارد؟ بجای این‌که پشت این میزها و در فضای مجازی وقت خود را بگذارند و خودش را خسته و افسرده کند در نماز جمعه شرکت می‌کند و شاداب می‌شود و در مقابل خدای متعال و در خانه خدا ذکر او را می‌گوید و روحش را شاد می‌کند و سعادت ایام هفته‌اش را تأمین می‌کند.

 

اظهارات اخیر وزیر خارجه امریکا

 

همه می‌دانیم که اسراییلی‌ها و آمریکایی‌ها که از اول نیز با ما دشمن بودند و چون دیدند که اسلام و انقلاب با سبک و سیاق آن‌ها نمی‌خواند. این‌ها می‌خواستند همه برده آن‌ها باشند و الآن نشد. الآن‌هم وزیر خارجه آن‌ها می‌گوید که تا شما با سیاست ما و ترامپ هماهنگ نشوید با شما جنگ می‌کنیم و تحریم‌ها باقی می‌ماند؛ یعنی تا شما دین و استقلال و عزت را کنار نگذارید و برده ما نشوید و آن‌هم مثل این ترامپ دیوانه و آن آدم های عرق شرابی که یک‌لحظه برای خدا سجده نکرده‌اند آن‌وقت ما تابع آن‌ها شویم و زیر چتر آن‌ها برویم. هرچقدر دلشان بخواهد بلا بر سر ما بیاورند و آن‌وقت مانند گربه‌ای یک‌لقمه غذا جلوی ما بیندازند. این خواسته آن‌ها است.

آیا واقعاً ملتی که چهل سال مقاومت کرده است و هزاران شهید داده است تا شرف و استقلال و عزت داشته باشد تا بنده خدا باشد تسلیم حرف‌های یک آدم نادان شکنجه‌گر شود. همین پمپئو رئیس شکنجه‌گران در حمله آمریکا به عراق بوده است. آن‌وقت همین فرد با منافقین می‌سازد تا در ایران دموکراسی را بسازد. برای ملت ایران غصه می‌خورد که بیکار هستند و این مشکلات را دارند.

اگر دست او به مردم ایران برسد تشنه خون همه ما است.

من از مقام معظم رهبری تشکر می‌کنم که همیشه پیرو امام رحمة الله علیه در برابر دشمنان ایستاده‌اند و هم از آقای رئیس‌جمهور تشکر می‌کنم که در صحبت‌های اخیرشان ایستادند. امام می‌فرمودند که شما بایستید آن‌ها عقب می‌نشینند. دیدید که انقلابی حرف زدند و ترس آن‌ها را گرفته است و هر دفعه یک‌جور حرف می‌زنند. از آمریکا نترسید و امام رحمة الله علیه می‌فرمودند که ما رابطه با آمریکا می‌خواهیم چکار؟

 

حفظ روحیه انقلابی؛ تذکر مقام معظم رهبری به سفرا

مقام معظم رهبری تذکر خوبی به سفرا دادند که روحیه انقلابی خودتان را حفظ کنید. روحیه دینی‌تان را حفظ کنید. به انقلابتان افتخار کنید. هیمنه جمهوری اسلامی را نگه‌دارید.

ما خودمان دیده بودیم که در برخی کشورهای خارجی اصلاً اسم انقلاب مطرح نیست و سفرای ما کاری نمی‌کنند. ایرانی‌هایی که آنجا کار می‌کنند هیچ‌کسی دور آن‌ها نیست که انقلاب را مطرح کنند. این کار سفرا است. باید انقلاب را معرفی کنند. بنویسند و روزنامه بگیرند و پول خرج کنند و کار کنند. این کاری است که باید وزارت خارجه انجام بدهند.

 

تقدیر از وزیر نیرو بخاطر تلاش در حل مشکل آب یزد

دیروز وزیر محترم نیرو جناب آقای اردکانیان از انسان‌های خوب یزد خود ما و از خانواده‌های محترم اینجا آمده بودند. انصافاً نیز در کارش شایستگی دارد. من نیز با ایشان در ارتباط با مسأله آب یزد صحبت کردیم و راه‌های مختلف تأمین آب یزد را بررسی کردیم. استاندار محترم یزد نیز در این زمینه جدی است. بسیار سفارش کردیم و دیدیم ایشان نیز جدی هستند. باید مسأله آب یزد را حل کنند و مسئولین ما سدها و موانع موجود بر سر راه‌حل مشکل آب در یزد را بشکنند و یک حرکت جدی انقلابی را شروع کنند و قدم‌های سخت دیگری را بردارند تا مشکلات آب مردم را حل کنند.

 

تعطیلی کشاورزی، راه حل مشکل آب یزد نیست

سفارش من به عزیزانم در وزارت جهاد کشاورزی است. زمزمه‌هایی می‌شود که به آقای وزیر نیز گفتم که چون آب نداریم کشاورزی را تعطیل کنیم. من گفتم این‌که زمزمه می‌کنند که کشاورزی را تعطیل کنید درست نیست و پاک کردن موضوع مسأله است. می‌گویند گندم نکارید و هندوانه نکارید چون آب زیاد می‌خواهد. من پرسیدم هندوانه بیشتر آب می‌برد یا هندوانه؟ خوب بیایید نوشابه را حذف کنید. چرا آن را تعطیل می‌کنید تا مشکل آب را حل کنید. بیایید این‌طرف مسأله را حل کنید. یا این‌که در روستاها از مردم و باغدارها کمک بگیرد و آبیاری را قطره‌ای کنید. در زبان برخی‌ها انداخته‌اند که درخت‌های بزرگ به آب زیاد عادت کرده‌اند که درست نیست. کم‌کم آن‌ها نیز عادت می‌کنند. یک خورده لوله را پایین‌تر بگذارید و آب قطره‌ای به آن‌ها بدهید. درخت‌هایی هم که خشک‌شده است را بردارید و درخت جدید جای آن بکارید. آبیاری قطره‌ای کنید. هم آب کمتر مصرف می‌شود و هم کشاورزی ما احیاء می‌شود.

ایشان نیز سفارش داشت که به مردم بگویید که در مصرف آب و برق صرفه‌جویی کنند. واقعاً نیز همین‌طور است. اگر آب پشت سدها کم شود تولیدات برق ما نیز کم می‌شود تقصیر کسی نیز نیست.

کشاورزان نیز از مردم نیز استمداد کنند. من خودم در روستاها رفته‌ام و پرسیده‌ام. می‌شود آن باغ‌ها را با آبیاری قطره‌ای احیاء کرد. از همان آب کم چشمه‌ها را ذخیره کرد و در تابستان این کشت‌ها را داشت و در زمستان نیز ذخیره کنند. اگر تلاش کنند می‌توانند این کار را نیز انجام دهند.

دو نکته دیگر نیز داشتم برای بعد می‌گذارم.

ان شاء الله خدای متعال به همه ما توفیق بدهد که در مسیر خودمت به جامعه و یاری اسلام و انقلاب و صبر حرکت کنیم.

 

چند نکته آموزنده از یک داستان تاریخی

کتابی خواندم که نویسنده آن آیت‌الله مظاهری بود. نوشته بود حاکم مازندران یک‌وقت دید کشاورزی کم شده است و مردم نمی‌توانند مالیات بدهند. فکر کرد که چکار کند؟ خانمش نیز متمکن و از خانواده‌های محترم بوده است. شب مسأله را با خانمش در میان گذاشت که حکومت مرکزی از ما مالیات خواسته است و چنین مشکلی نیز در میان مردم‌داریم.

خانمش گفت که من لباسی دارم که از مادرم از اجدادم به من ارث رسیده است. آن لباس مرصع به طلا و جواهرات بوده است. این لباس مرا به حاکم بده و بگو چون مردم نمی‌توانند مالیات بدهند این لباس را بفروش و به‌عنوان مالیات مردم شهر قبول کن.

حاکم وقتی می‌بیند که این خانم این‌قدر درایت داشته است و این والی نیز نخواسته است که مردم را اذیت کند مالیات مردم مازندران را می‌بخشد. لباس را نیز پس می‌دهد؛ اما این نکته را می خواهم عرض کنم. می‌گوید این خانم لباس را قبول نکرد. نکته‌اش این بود که گفت چشم و دست نامحرم به لباس من خورده است و من نمی‌خواهم. خانم‌ها دقت کنند. مدیریت این حاکم و ترحم او نسبت به مردم و فداکاری و ایثار این زن نسبت به مردم و برگرداندن آن لباس توسط حاکم که قدرشناس بوده است و همچنین نپذیرفتن این لباس توسط این زن، شما چه قضاوتی می‌کنید؟ چند نکته بسیار آموزنده در این داستان است.

امیدوارم ان شاء الله خداوند به همه توفیق بدهد که بر اساس تدبیری که به ما فرموده است عمل کنیم.

 

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿٤﴾

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

بگو: خداوند، یكتا و یگانه است; (۱)

خداوندى است كه همه نیازمندان قصد او می ‏كنند; (۲)

(هرگز) نزاد و زاده نشد، (۳)

و براى او هیچگاه شبیه و مانندى نبوده است! (۴)

 

پی نوشت ها:



[1]. سوره حدید، آیه 28.

اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید! تقواى الهى پیشه كنید و به رسولش ایمان بیاورید تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و براى شما نورى قرار دهد كه با آن (در میان مردم و در مسیر زندگى خود) راه بروید و گناهان شما را ببخشد; و خداوند غفور و رحیم است. (۲۸)

 

[2]. سوره آل عمران، آیه 193.

پروردگارا! ما صداى منادى (تو) را شنیدیم كه به ایمان دعوت مى‏كرد كه: «به پروردگار خود، ایمان بیاورید!» و ما ایمان آوردیم; پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بدیهاى ما را بپوشان! و ما را با نیكان (و در مسیر آنها) بمیران!

 

[3]. سوره نحل، آیه 36.

وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَةُ فَسِیرُوا فِی الأرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ

ما در هر امتى رسولى برانگیختیم كه: «خداى یكتا را بپرستید; و از طاغوت اجتناب كنید!» خداوند گروهى را هدایت كرد; و گروهى ضلالت و گمراهى دامانشان را گرفت; پس در روى زمین بگردید و ببینید عاقبت تكذیب‏كنندگان چگونه بود! (۳۶)

 

[4]. سوره طه، آیه 124.

وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى

و هر كس از یاد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت; و روز قیامت، او را نابینا محشور مى‏كنیم!» (124)

 

[5] . سوره جمعه، آیه 9

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! هنگامى كه براى نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوى ذكر خدا بشتابید و خرید و فروش را رها كنید كه این براى شما بهتر است اگر مى‏دانستید! (۹)

جمعه ٥ مرداد ١٣٩٧ - ١٧:٣٩

 

امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: