صفحه اصلي > خطبه ها   


خطبه‌های نماز جمعه یزد 6 بهمن 1396

 

خطبه اول:

 

السَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ الله

 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ  

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

أَلحَمدُلِلهِ رَبِّ العالَمين بارِئ الخَلائِقِ أَجمَعين وَ باعِثِ الأَنبياءِ وَالمُرسَلين، ألَّذي خَلَقَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ الرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ ِ وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَيَدانَ أَرْضِه‏. نَستَعينُهُ وَ نَتَوَكَّلُ عَلَيه وَ نُؤمِنُ بِهِ وَ نَستَغفِرُهُ، ثَمَّ نُصَلّي وَ نُسَلِّم عَلي سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا أبی‌القاسِمِ المُصطَفي مُحَمَّد وَ عَلي آلِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ المَعصُومينَ المُكَرَّمين سِيَّما بَقيَّة‌اللهِ فِي‌الأَرَضين رُوحي وَ أرواحُ العالَمينَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفداه.

 

سفارش به تقوی

 اُوصیکُم عِبادَ اللهِ وَ نَفسی بِتقوَی اللهِ وَ لُزُومِ اَمرِهِ».(1)

قالَ اللهُ َ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‏ فِي مُحْكَمِ كِتَابِه‏:

« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون‏ ».(2)

در خطبه اولم خودم و شما را به تقوا و پرهیز از گناه سفارش می کنم. بارها ما این مسأله را تکرار کردیم. قرآن هم تکرار می کند. امیرالمؤمنین (علیه السلام) هم در اکثر خطبه های نهج البلاغه تکرار می کند. [و آن] مسأله مراقبت و مواظبت از اعمال و کردار خودمان است که باید بدانیم ما در محضر خداییم و خداوند متعال حاضر و ناظر بر اعمال و کردار ماست.

 

خدا از رگ گردن به ما نزدیک تر است

خداوند [در قرآن] می فرماید: «أنا أَقرَبُ إِلَيهِ مِنْ حَبْلِ الوَرِيد»(3). در سوره «انفال» می فرماید: «أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ»(4). خداوند متعال از رگ گردن به ما نزدیگ تر است. رگ گردن در دورن بدن انسان است. حیات انسان [به آن وابسته است]. مرکز زندگی انسان در آنجاست. چیزی نزدیک تر و مؤثرتر از او در بدن ما نیست اما باز می‌فرماید که: من از آن هم به شما نزدیک ترم.

بعد می فرماید: خداوند متعال، بین شما و نیّت های قلبی تان، فکرتان، اندیشه تان و کارتان حاضر است. او آگاه و عالم به نیّات و فکر و کار ماست. او ناظر است، آگاه است، لطیف است، خبیر است. هیچ کجا نیست که حضور خدا نباشد، پس ضرورت است که ما ادب حضور را [در مقابل خداوند] داشته باشیم. هر کاری را که می خواهیم انجام دهیم، هر فکری را که می خواهیم داشته باشیم، هر نقشه ای را که می خواهیم برای کاریی بکشیم، باید بدانیم که خداوند متعال قبل از ما و قبل از هرکسی، در نزد من حاضر و عالم و آگاه هست. او می داند و می بیند. ممکن است بر دیگران مخفی کنیم. ممکن است برای دیگران جور دیگری جلوه دهیم. ممکن است ظاهری درست کنیم که آراسته باشد اما باطن و فکرمان نگران کننده باشد. این چیزها بر خدای متعال  پوشیده نیست. باید اعمال و کردارمان را طوری انجام دهیم که اگر هم با چشم ظاهری (علی فرض محال) خداوند را در مقابل خود ببینیم، شرمنده نشویم. البته خدای متعال در این دنیا ستّارالعیوب است. [عیوب بندگان را] می پوشاند. باز به ما نعمت می دهد. آبروی ما را نمی برد. پیش بندگانش ما را رسوا نمی کند. باطن و درون مرا بر ملاء نمی کند. خداوند ستّار است. اما همه این ها روز قیامت آشکار می شود. لوح نوشته ای می شود که به دست ما می دهند.

[در روز  قیامت] اعمال، رفتار، شکل و قیافه من برای همه مشهود است و همه می بینند. دست و پا و زبان و همه بر این معنا شهادت می دهند. آنجا انسان باید پیش خدا و رسول و ائمه (علیهم السلام) خجالت بکشد. در اینجا ظاهری درست می کردم. ذکری [می گفتم] و نمازی می خواندم و کاری می کردم و حرفی می زدم اما باطن بدی داشتم، خدا در اینجا می پوشاند اما در آنجا رسوایی برای انسان است. این ها تبدیل به یک عذاب هایی می شود که انسان گرفتارش می‌شود.

 

لزوم رعایت ادب حضور در مقابل خدا و تفکر و توجه به آخرت

پس عزیزان من! دو مسأله را باید رعایت کنیم و نتیجتاً تقوا داشته باشیم: یک این که حضور خدا را همیشه احساس کنیم و جلوی خود را [در انجام محارم] بگیریم. ادب حضور را داشته باشیم. [دوم] دیگری اینکه فکر آخرت باشیم. نتیجه ان را بسنجیم که وای چه به سر من خواهد آمد؟! چه برای من خواهند کرد؟! آنجا رسوایی می باشد. اینکه امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نخلستان های خرما گریه می کند و غش می کند و می افتد، امام سجاد (علیه السلام) گریه می کند، ائمه (علیهم السلام) زار می زنند، برای این مسأله است که آدم به فکر آخرت و قیامت [باشد. انسان باید] باورش شود و اعمالش را طوری انجام دهد که در آنجا برای آبروریزی نباشد. آنجا سربلند باشد. چون در آیه داریم که؛ برخی ها در روز قیامت سرافکنده و خجالت زده و شرم زده هستند و می خواهند زمین [باز شود] و در زمین فرو روند. بعضی ها هم سرشان بلند است چرا که اعمال و کرداشان خوب بوده است. سربلند و عزتّمند هستند. در آنجا به او احترام می کنند. ملائکه به او احترام می کنند. پیامبران (صلوات الله علیهم) به او احترام می کنند. خدای متعال او را در رحمت واسعه اش قرار می دهند. چقدر بهتر است که ما این چنین باشیم! اگر می خواهید و دوست دارید که روز قیامت به هر نحو باشید، [باید] اعمالتان را در اینجا بر اساس آن [تنظیم کنید] اگر می خواهید که مورد غضب خدا باشید و در جهنم بسوزید، پشت سر هم بسوزید و دوباره زنده شوید و بعد بسوزید و خاکستر شوید [و بعد زنده شوید و این امر ادامه داشته باشد]، اگر می خواهید در روز قیامت با عفریت ها همراه شوید، اگر می خواهید ظاهری بدمنظر داشته باشید، هر کاری می خواهید انجام دهید [بر خلاف دستورات الهی عمل نمایید].

اگر می خواهید ظاهر فرشته گونه داشته باشید، محبوب باشید، نعمت خدا [برای شما] باشد، اعمال خوب را به آنجا بفرستید. نیّت های خوب داشته باشید.

امیدوارم که خدای متعال به ما کمک و عنایت کند تا بتوانیم اعمال و کردارمان بر اساس تقوا و پرهیز از گناه و اطاعت خدا باشد تا رضایت خدا را داشته باشیم، تا این چند روزی که در این دنیا هستیم، لاأقّل کوله باری از اعمال خوب [همراه داشته باشیم] تا ان شاء الله در قیامت دستگیرمان باشد.

 

سفارش امیرالمؤمنین (علیه السلام) به کمیل در زمینه تربیت

می خواهم نکته ای را در قسمت پایانی عرض کنم. یک روایتی است که آن را می خوانم که اگر بتوانم در اینجا توضیحی [درباره آن می دهم. در واقع] می خواهم از آن بحثی را شروع کنم. البته تمام نمی شود و بقیه را برای جلسات بعد می گذارم.

[این روایت از] سفارشات امیرالمؤمنین (علیه السلام) به کمیل است . [امیرالمؤمنین علیه السلام] این طور به کمیل می فرماید:

«يَا كُمَيْلُ! إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله) أَدَّبَهُ اللَّهُ»(5)؛ می دانی چه کسی پیامبر (صلی الله علیه و آله) را تربیت کرد؟ و به او چیزها آموخت؟ خدا. می دانی معلم پیامبر (صلی الله علیه و آله) چه کسی هست؟ خداست. می دانی تربیت کننده پیامبر (صلی الله علیه و آله) چه کسی هست؟ خداست.

خداوند متعال« أَدَّبَ رَسُولَ اللَّهِ»، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را تأدیب و تربیت کرده است. پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) احتیاج به تربیت داشته است، احتیاج به مربّی داشته است. و مربی اش هم خداست.

اهمیت هم دارد. ولو پیامبر خداست اما باید تربیت شود، آن هم به دست خدای متعال.

«عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى»(6)؛‏ خدای متعال به او تعلیم داده است. « ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏»(7)؛ حرف هایی که می زند از روی هوا و هوس نیست. او تربیت شده دست خداست.

بعد می فرماید که : «وَ هُوَ (صلی الله علیه و آله) أَدَّبَنِي»؛ پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم معلّم من بوده است. او مرا ادب کرده است. تربیت من هم دست رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بوده است. من ادب شده و تربیت شده دست رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هستم. پس معلوم می شود که امیرالمؤمنین هم در مسأله تربیت احتیاج به معلّم دارد و معلّمش هم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است. در اینجا می خواهم اهمیت تربیت را عرض کنم.

«وَ هُوَ (صلی الله علیه و آله)  أَدَّبَنِي»؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مرا ادب کرد. تربیت من دست او بوده است. معلّم من او بوده است.

«وَ أَنَا أُؤَدِّبُ الْمُؤْمِنِينَ»؛ و من هم تربیت کننده مؤمنین هستم. مؤمنین تحت تربیت امیرالمؤمنین (علیه السلام) هستند.

می فرماید: «وَ أُوَرِّثُ الْآدَابَ الْمُكْرَمِينَ»؛ و همچنین ادب و تربیت به وراثت به مومنین و مکرمینی که هستند، می‌دهم.

این روایت در «تحف العقول» است در جلد 76 کتاب «بحار الانوار» هم هست.

من از این روایت یک نکته ای را می خواهم بفهمم. بحثم را از اینجا شروع  می کنم و بعدش ادامه می دهم.

 

ضرورت تربیت و ادب در اسلام

یک چیزی که ضرورت هست و در ما باید باشد و نبودش نقص است، و نبودش انسان را به کمال نمی رساند،  تربیت است. انسان ها بی نیاز از تربیت نیستند. مودّب رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، خداست. مربّی امیرالمؤمنین (علیه السلام) خداست. مربّی مؤمنین امیرالمؤمنین (علیه السلام) است.همه مؤمنین وارث ادب امیرالمؤمنین (علیه السلام) هستند.

اگر تربیت لازم نبود، اگر مراقبت در اعمال لازم نبود، اگر منضبط بودن در اعمال و تربیت دینی و اعتقادی انسان لازم نبود، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) یا خدا این برنامه را اجراء نمی کردند. من از اینجا می خواهم استفاده کنم. و این بحث ار شروع کنم. عرض کردم که این بحث یک مقدار طولانی می‌شود.

ما احتیاج به ادب و تربیت بخصوص در نسل جوان داریم. البته همه‌ی ما از بزرگتر تا کوچک تر [احتیاج داریم].

در ارتباط با ادب و تربیت برای شما می گویم که چه کسانی باید تربیت کنند؟ چه کسانی در تربیت ها  مؤثرند؟ چه کسانی زودتر باید تحت تربیت قرار بگیرند؟ تربیت چه مراحل و چه زمینه هایی دارد؟ اینها بحث های بعدی من هست.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) [درباره ضرورت تربیت] می فرماید: «إِنَّكُمْ إِلَى اكْتِسَابِ الْأَدَبِ أَحْوَجُ مِنْكُمْ إِلَى اكْتِسَابِ الْفِضَّةِ وَ الذَّهَب‏»(8)؛ شما؛ ای مؤمنین! ای مردم! کوچک و بزرگ و زن و مرد، دختر و پسر بدانید که؛ احتیاج تان به اینکه کسب ادب بکنید و تربیت شوید، بسیار بیشتر از کسب طلا و نقره یعنی کسب دنیا و مسائل آن است.

قبل از اینکه اهمیت پرداختن به امور دنیا، پرداختن به امور معیشت، پرداختن به امور دیگر  باید ادب و تربیت را کسب کنید. مسأله تربیت خیلی مهم است.

بعد می فرماید: « مَنْ سَاءَ أَدَبُهُ»(9)؛ اگر کسی تربیتش بد باشد، «شَانَ نَسَبُه‏»؛ حسب و نسبش را هم پایین می آورد. انسانیت ضربه می خورد. شخصیتش ضربه می خورد. انسان بی تربیت، انسان بی ادب به شخصیت خودش ضربه می زند، به حسب و نسب خودش ضربه می زند، به اعتبار خودش پیش خدا ضربه می زند، عزّت خودش را از بین می برد. نمی داند باید چه کار بکند و عقب می ماند. این مساله اهمیت دارد.

می دانید 'تربیت' یعنی چی؟ 'تربیت' از 'ربّی' از ریشه 'رَبَوَ' یا 'رَبَیَ' است.

شما یگ گل یا یک درخت را [در نظر بگیرد]. اگر همین طوری این درخت را، این شاخه را، یا این دانه را روی زمین بیاندازید و رها بکنید و یا یک شاخه گل را بکارید و رها بکنید، این گل کج و معوج در می آید، دنبال آن خار و خاشاک می آید، آفت ها به دنبالش می آید. رشد نمی کند. نهایتاً از بین می رود. اما اگر گل خوب می‌خواهی، اگر درخت خوب می خواهی، باید شاخه و برگ هایش را بزنی، علف های هرزی را از بین  ببری، باید آب به او بدهی، سر وقت آب بدهی، باید مراقبش باشی، باید آفت ها را از او دور کنی. باید از خیلی چیزها [و خیلی جهات به او] برسی، تا یک گل قشنگ زیبا، تا یک درخت خوب مثمر تحویل شما بدهد.

درخت را هم بدون تربیت نمی توانی از آن استفاده کنی، گل را هم بدون تربیت نمی توانی از آن استفاده کنی چه برسد به انسان؛ انسانی که قوای نفسانی دارد، هواهای نفسانی دارد، وسوسه های شیطانی دارد. ممکن است همه آفات در کنارش باشد. علف های هرز ممکن است در کنارش باشند. مسمومش کنند، ممکن است شاخ و برگ‌های اضافی دربیارد او را اذیتش کنند. ممکن است خار و خاشاک ها دور او را بگیرند و نگذارند رشد بکند. یک بچه، یک جوان ادب و تربیت می خواهد حتی [زمانی که] در پشت پدر ، و حتی در رحم مادر است. اگر او را رها کنید، معلوم نیست بچه چه چیز دربیاید؟ آیا معلول می شود یا خیر؟ باید مراقب تربیت او باشید، باید مراقب غذای او باشید، باید مراقب حلال و حرام او باشید (اگر معتقد هستید). از نظر سلامت ظاهری می خواهید نگاه کنید، باید بهداشت را مراعات کنید. بدون تربیت هیچ چیزی شکل نمی گیرد.

این بچه ها و نوباوگان ما از کوچکی رشد پیدا می کنند و بالا می آیند، حال اگر پدر و مادر در خانه یا معلم و غیره در بیرون، فکر تربیت بچه نباشند، فکر ساختار روحی نباشند، اگر در این رابطه جدّی نباشند، این ها آفت می‌بینند. جامعه ما، جامعه فاسد می شود. جامعه ما، جامعه بدی می شود.

امروز به این مطلب اکتفاء می کنم.  این را می خواستم بگویم که؛ از نظر روایات، از نظر قرآن، از نظر این مسأله که خدا خودش، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را تربیت و ادب کرده است، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم امیرالمؤمنین (علیه السلام) را تربیت کرده و او هم مؤمنین را تربیت کرده و معلم آنهاست، ضرورت تربیت به دست می آید. [به دست می آید که] تربیت در جامعه ما یک مسأله مهم و اصلی است. ان شاء الله مسائل بعدی برای بعد بماند.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1)  اللَّهُ الصَّمَدُ (2)  لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3)  وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

ترجمه: بنام خداوند بخشنده مهربان

1- بگو: خداوند يكتا و يگانه است.

2- خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند

3- نزاد و زاده نشد.

4- و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

خطبه دوم:

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ و صَلی اللّهُ عَلی سَیِّدنا و نَبیِّنا اَبی القاسمِ المُصطَفی مُحمّدٍ (صَلَي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ) وَ عَلی عَلیٍّ اَمیرِ المؤمنینَ و عَلی فاطمهَ سَیدهِ نساءِ العالمینَ و عَلی الحَسنِ والحُسینِ سَیدی شَبابِ اَهلِ الجَّنهِ و عَلیِّ بنِ الحُسَینِ و محمدِ بنِ علیٍّ و جعفرِ بنِ مُحمدٍ و مُوسَی بنِ جَعفرٍ و عَلیِّ بنِ مُوسَی و مُحَمَّدِ بنِ عَلیٍّ وَعَلیِّ بنِ محمَّدٍ والحَسَنِ بنِ عَلیٍّ وَ مَولانا صاحبَ الزَّمان (عجَّلَ الله تعالی فرجه الشریف) اللّهُمَّ صَلِّ عَلَیهِ و عَلَیهِم بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِكَ وَ بَارِكْ عَلَيْهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَكَاتِك.

 

در خطبه دومم، چند نکته را تذکر می دهم. یک - دو حدیث درباره یک موضوع که سفارش قرآن هم هست عرض می کنم. سعی می کنم خلاصه اش کنم.

 

مناسبت فرارسیدن ماه بهمن ؛ ماه پیروزی انقلاب

در ایّام بهمن هستیم. همه شما می دانید که بهمن، ماه پیروزی انقلاب است، [ماه] عنایت و لطف خداست. این ششم و هفتم و دوازدهم بهمن از خاطرات انقلاب هستند.

بهمن 57 بحرانی ترین زمان برای انقلاب ما بود. [این بحران] از چند جهت بود. از یک جهت که؛ بالاخره مردم آگاه شده بودند. امام (رحمة الله علیه)، مردم را در این 15 سال تربیت کرده بود. در درون مردم، جوشش و حرکتی ایجاد کرده بود. یک انقلاب درونی ایجاد کرده بود. مردم بیدار شده بودند، فهمیده بودند، دشمن را شناخته بودند، توطئه ها را فهمیده بودند. مردم آگاه و آماده بودند برای اینکه به عزّت شان، به اسلام ناب، به انقلاب و رهبرشان وفادار بمانند و کار بکنند و از شرّ آمریکا و متحدانش خلاص شوند. امام (رحمة الله علیه) این طوری تربیت کرده بود و مردم فهمیده بودند.

 

مشکلات مردم ایران قبل از انقلاب اسلامی و علل تحقق انقلاب

دررابطه با قبل از انقلاب، اگر من بخواهم وارد شوم، می ترسم طولانی شود. اما فقط یک اشاره ای می کنم که در هفته های بعد فرصت شود، باید توضیح دهم.

اگر  بخواهیم کمی برگشت به زمان قبل از انقلاب بکنیم که خیلی از جوان های ما و افراد میانسال ما آن زمان را دقیق ندیدند و نبودند و کمی دقت کنیم، می دانیم که ایران ما در آن زمان، یک ایرانی بود [که] البته در نعمت خدادادی بود، نفت داشت، از نظر سرمایه موجودی، پولدار بود. شش-هفت میلیون بشکه نفت؛ بشکه ای هم 28 دلار در آن زمان می فروخت. اما از نظر ظاهری چنین بود که تمام سرمایه‌های ما مثل عربستان در جیب آمریکایی ها، انگلیسی ها، توتال فرانسه (حالا ان زمان این طوری نبود، اسمش چیز دیگر بود) می رفت. فولوس واگن فرانسه ورشکست می شد، شاه [به آنها] کمک می کرد، فلان کارخانه آمریکایی ورشکست می شد، از شاه کمک می گرفت. فلان کارخانه ایتالیایی ورشکست می شد، پول اینجا را می بردند. آمریکا در کارهایش، پول ها و ذخایر ما را می بردند. هنوز هم هست.هنوز هم آنها را بلوکه کردند و به ما نمی‌دهند. به بهانه های مختلف از ما پول می گرفتند. مشتی آهن پاره تحویل ما می دادند [و از ما پول می گرفتند] تازه یک مقداری را هم نگه داشتند. آن وقت روستاهای ما با جمعیت 25- 30 میلیونی،[دارای مشکلات فراوان بود در حالی فروش نفت زیاد داشتیم]. کدام روستاهای ما برق داشت؟! کدام روستاهای ما جاده داشت؟! کدام روستاهای ما گاز داشت؟! کدام روستاهای ما رفاهی که الان دارد، داشت؟! آن زمان پول بود و اما این پول ها کجا می رفت؟

این مردم عزت هم نداشتند. تو سری خور آمریکا بودند. (قبلا گفتم ولی تکرار نمی کنم.). واقعا تو سری خور آمریکا بودند. چون شاهشان هم که نوکر آمریکا بود، التماس کننده سفیر آمریکا بود تا او را روی کار بیاورد.کاخ سلطنتی [داشت]. خودش بود و کاخش؛ اما یک شاهی، یک قِران ارزش برای پادشاه ایران قائل نبودند. فقط کمکش کرده بودند که کشورهای عربی همسایه از او بترسند. ژاندارم منطقه برای آمریکا بود.

ما نه عزّتی داشتیم، نه می توانستیم رشد کنیم. در مسائل علمی نمی گذاشتند رشد کنیم، در پزشکی نمی گذاشتند رشد کنیم، در مسائل هسته ای هم این ها خوابشان را هم نمی دیدند که ایرانی ها بتوانند حرکتی بکنند یا کاری انجام بدهند. این ها نبود.

در مدرسه ها و دانشگاه های ما برای اینکه ما مشغول باشیم، [درس می دادند]. همه‌ی اقتصاد مان وابسطه بود. همه اش واردات از اسرائیل و غیره بود. این حرف ها را داشتیم. فساد و فحشاء [هم بود]. ییلاق های ما در واقع جایگاه عیش و نوش سلاطین عرب بود. این ها اینجا می آمدند  پول به شاه می دادند و عیش و نوش می کردند و شاه هم هدیه به آنها می داد تا آنها اینجا بیایند و مستی هایشان را در اینجا انجام دهند. جایگاه پذیرش این آمریکایی ها و فسادهایشان بود. خود شاه هم یک روز در اتریش پیش معشوقه اش بود، روز دیگر پیش معشوقه دیگر. ما شاه این طوری داشتیم که [اسدالله] عَلَم که رئیس دفترش بود می نویسد؛ که شاه معشوقه ای داشت. در فلان جا، معشوقه دیگر در جای دیگر و.... بعد خودش می گوید: حالا حق داشت شاه مملکت بود و کار و زحمت داشت. بالاخره باید یک جایی می رفت که تفریح کند.

این طور مسائل [در آن زمان] بود. نمی گذاشتند که ما رشد کنیم. من این را گفتم [حال دوباره بیان می کنم:] یک زمانی خلبان ها به اینجا؛ در یزد آمده بودند. زمانی که بمباران صدام بود، هواپیماها را به اینجا آورده بودند. چون هواپیماهای صدام به اینجا نمی رسید. فرودگاه ما جایگاه فانتوم ها شده بود.

یک روز من و مرحوم شهید صدوقی رحمه الله علیه به سپاه رفتیم که من در آنجا بودم. [مرحوم صدوقی رحمه الله علیه] برای دیدن یکی از خلبان ها آمده بودند. مرحوم شهید صدوقی رحمه الله علیه سوال کردند: گذشته چطور بود، چکار می کردید؟ یکی از خلبان ها گفت: اصلا به ما [یاد] نمی دادند که بفهمیم فانوتم چی هست. فقط یادمان داده بودند که سوارش شویم و برویم. و وقتی هم که دو بار پرواز می کردیم. پرواز می ماند، یک ماه بلوکه اش می کرند. یک صندوقی بود ، آن را باز می کردند و به آمریکا می بردند. بعد از بیست روز، یک ماه می آروند و می گذاشتند و بعد می گفتند که: دوباره پرواز کنید.

می گفتیم: خدایا این چه چیز است؟ حتماً یک اسرار ومسائلی در آن است که نمی خواهند ما بفهمیم. کلی هم پول می گرفتند. [علاوه بر اینکه] در مأموریت هایشان حق توحّش هم می گرفتند و می گفتند که این ها وحشی هستند.

بعد از انقلاب ما خلبان ها آمدیم و جمع شدیم و گفتیم: این صندوق را باز کنیم. تا ببینیم داخل این چه چیز است. ولو اینکه یک هواپیما خراب شود، اما باید بدانیم داخل آن چه چیز است.

ایشان می گوید: ما آمده ایم با ترس و لرز این صندوق را باز کردیم، دیدیم فقط یک فیوز داخلش هست. یک فیوز برق داخلش بود. کاری کردند که ما دو بار پرواز می کردیم، این فیوز می سوخت و هواپیما از کار می افتاد. و بهانه این که هواپیما از کار افتاده ، به آنجا (آمریکا) می رفتند و کلی از ما پول می گرفتند. در آن را هم می بستند و مهر و موم می کردند تا ما دست به آن نزنیم.

این یک خلبان ماست که اعتراف می کند که ما را این طور در مسائل نظامی سرگرم می کردند. آمریکایی ها نمی‌گذاشتند چیزی را بفهمیم.

حالا انقلاب شد. یک انقلاب درونی شد که مردم فهمیدند: ای داد وبیداد! ما اینجا هستیم، [در حالی که] ذلیل هستیم. چرا؟ ما اینجا هستیم و پول داریم و این ها می خورند. چرا؟ ما اینجا هستیم و این ها این همه فساد می‌کنند و ایران را به فساد کشاندند. بچه های ما؛ پسران و دختران ما را به فساد کشاندند. چرا؟ امام (رحمة الله علیه) این ها را بیدار کرد. وقتی بیدار شدند، مردم صداشان درآمد. هنوز هم آن بیداری امام (رحمة الله علیه) هست. بعد از آن بیداری امام (رحمة الله علیه) بود که ملت بیدار شدند و به جبهه ها رفتند، ایستادند و جنگ کردند و دین و کشور حفظ کردند.

 

پیشرفت های کشور ایران بعد از انقلاب اسلامی

در سه مورد ما پیشرفت کردیم. الحمدلله بعد از انقلاب در خیلی از چیزها در کشور پیشرفت کردیم. روستاهایمان، خیابان هایمان، جاده هایمان، اکثراً آب و برق و ... دارند. با اینکه از اول با ما دشمنی کردند، پول های ما را بلوکه کردند همان تحریم ها را از اول شروع کردند. آن تحریم  ها هم هر سال  توسط رؤسای جمهور آمریکا با چه تشریفاتی هم تمدید می‌شود. جنگ هشت ساله را بر ما تحمیل کردند. نفت ما را نخریدند. مسائل نظامی به ما ندادند. پول ما را خوردند. اما کار را ما ادامه دادیم. جنگ را در مقابل 50 کشور دنیا که [به صدام] پول می دادند وسائل می‌دادند ، هواپیما می دادند، موشک می دادند ،پیروز شدیم. در مقابل انگلیسی ها، آلمانی ها، سعودی ها، کویتی ها، آمریکایی ها همه شان در این جنگ علیه ما دخالت داشتند اما ما ایستادیم.

چه کسی می گوید انقلاب کاری نکرد؟ ایستادید. این بچه های ما هشت سال کشورتان را نگه داشتند. انقلاب را پیش بردیم. صدّام که دنیا همراهش بود، آخر آمریکایی خودشان ناچار شدند که بیایند خودشان [او را] بردارند. برای اینکه تبدیل شده بود به یک مرده ای که برای آن ها هم خطرناک بود. ایران ادبش کرد. از آن طرف می بینید که توطئه هایی در داخل و خارج برای ما درست کردند اما ایستادیم.

الحمدلله از نظر نظامی قفلش شکسته شد. امروز در دنیا پیشرفت کردیم. از کشورهای معتبر هستیم. این ها سر همین قصه با ما لج هستند که چرا ما از نظر نظامی داریم پیش می رویم؟ چرا دوستان شان پیش نرفتند؟ چرا اسرائل هنوز باید به آنها اسلحه بدهند اما ایران خیلی چیزها را خودش را می سازند؟ لج شان گرفته است. تحریم‌ها بخاطر این است.

ما از نظر هسته ای پیش رفتیم. همین که از نظر هسته ای پیش رفتیم و جلو رفتیم و کار را شروع کردیم، علیه ما [توطئه کردند]. بمب هسته ای چیه؟ این ها تحقیق ما، پیشرفت علمی ما را نمی خواهند. الان سر همین قصه‌ها بهانه می کنند.

در پزشکی پیش رفتیم. الان جلوی داروها را می گیرند. الحمدلله ما داریم پیش می رویم.

 

لزوم تحوّل در اقتصاد و صنعت برای مقابله با توطئه های دشمنان

در همه زمینه پیش رفتیم. البته در بعضی زمینه ها، دشمنی های آن ها هنوز هست. [دشمنی آنها] در اقتصاد هست. ما باید در اقتصاد تحوّل ایجاد کنیم. در صنعت تحوّل ایجاد کنیم. پیشروی بیشتر داشته باشیم. اختراعات بیشتر داشته باشیم. خودمان را مستقل کنیم تا اینها نتوانند [علیه ما توطئه داشته باشند]. خیلی کار شده اما هنوز هم به اینها احتیاج داریم. باید یک تحوّلاتی داشته باشیم.

عزیزان من! فکر کنید که چقدر مردم، چقدر امام عزیز ما (رحمة الله علیه)، چقدر مقام معظم رهبری (حفظه الله)، چقدر مسئولینی که بودند، آمدند و رفتند، برای این مملکت کار کردند. حالا بعضی ها اشتباه عمل کردند. علی ایّ حالٍ عامه کسانی [که مسئول بوند] کار کردند، مردم کار کردند، خانواده شهداء شهید دادند، بعضی هم ناقلابازی در آوردند. اما خدا خودش حساب این ها را برسد. اما ما می خواهیم بگوییم که انقلاب، امام (رحمة الله علیه) و مسئولین و رهبری (حفظه الله)، چهل سال این انقلاب را در مقابل همه توطئه های جهانی (که خودشان خسته شدند، هر نوع توطئه بوده کردند، دیگر چیزی ندارند. الان رو آوردند به سوی توطئه های فرهنگی) حفظ کردند.

انقلاب ایستاده است. شما در داخل سوریه و عراق در مقابل آمریکا ایستادید. صد – دویست کشور (آمار دقیق آن را ندارم) باهم یک ائتلاف به اسم مبارزه با داعش شدند اما در واقع برای نگهداری داعش بوده است. برای صدمه زدن به ایران، برای تخریب عراق، برای برداشتن سوریه،برای برداشتن لبنان، برداشتن عراق و رسیدن به مرزهای ایران و نهایتاً هجوم به ایران.

تمام این کشورها با هم متّحد شدند. عربستان سعودی هم دلارها بر سر اینها ریخته است. حال این ها چکار کردند؟ بچه های شما رفتند و عراق را نجات دادند، کربلا را نجات دادند، نجف را نجات دادند. سوریه را نجات دادند.

قبل از اینکه ایران به آنجا برود، هزاران - میلیون ها آواره سوری در دریاها ریخته شدند. ایران به آنجا رفت و مقام معظم رهبری تدبیر کرد. عزیران ما در سپاه و ارتش، مردم ما، بسیجیان ما و همه مسئولین ما کمک کردند. [با این وضعیت] آمریکا نمی خواهد لجش بگیرد؟! نمی خواهد بدش بیاید؟! نمی خواهد علیه ما توطئه بکند؟! ما داریم در دنیا چه می کنیم؟!

همه این ها به برکت انقلاب است. به برکت ایمان شماست که این انقلاب را گرفتید. امام (رحمة الله لعیه) به ما فرموده است که: حفظ انقلاب از از اوجب واجبات است. از بزرگترین واجبات است. برای چی؟ برای اینکه زمانی که انقلاب حفظ باشد، روحیه انقلابی باشد، کشورهای اسلامی در پناه هستند.

این فلسطین با توطئه ای که کشورهای عربی کرده اند، باید هزار بار تا حالا از بین برده باشند اما روی پایش ایستاده است. چه کسی این کار را کرده است؟ این دشمنان خودشان می فهمنند.

شما عظمت پیدا کردید. ملت ایران سرفراز در دنیا شده است. هر کجا از کشورهای عربی و اروپایی بروید، بدانند که شما ایرانی هستید، با یک عزّتی به شما نگاه می کنند. خدا می داند که قبل از انقلاب ما هر جا می رفتیم با سرافکندگی می گفتیم که ایرانی هستیم. از بس که شاه ایران نوکر آمریکا بودند و ذلیل بودند. حالا این عزّت ها را داریم. این ها از کجا آمده است؟ چه کسی الان در مقابل این همه دنیای استکبار ایستاده است؟ این ها لج شان گرفته است نمی دانند چکار بکنند. غیض شان گرفته است. ایران مثل بغضی در گلویشان گیر کرده است، مثل استخوان درگلویشان مانده است و دارد خفه شان می کند. این ها خدمات انقلاب است و هدایت های رهبر معظم انقلاب (حفظه الله) و همچنین هدایت های امام (رحمة الله علیه) در آن زمان بوده است.

 

توطئه های دشمن در بهمن سال 57

همه ی آنها در این ششم بهمن تا 12 بهمن  بخاطر ایستادگی امام (رحمة الله علیه) بود. در ششم بهمن تا دوازدهم بهمن چندین توطئه علیه انقلاب بود:

یک: ترو امام (رحمة الله علیه). دو: ربودن هواپیمای امام (رحمة الله علیه) و بردن هواپیمای امام(رحمة الله علیه) به کیش.  سه: کودتا در ایران و کشتن چهار میلیون جمعیت تهران. که 'خسرو داد' گفته بود که یک میلیون شاه دوست باشد برای ما بس است. توطئه هایی که سفیر آمریکا انجام داد. برو و بیا انجام داد. جلسه با بختیار و .. می گذاشت تا انقلاب ایران را تبدیل (مثلاً) به انقلاب مخملی کنند. یک چیزی بگویند و سر مردم را شیره بمالند. و بگویند انقلاب شد. امام (رحمة الله علیه) هم آنجا بماند یا امام (رحمة الله علیه) را به جزیره کیش ببرند یا در قم؛ در منزلش زندانی کنند.

تمام این توطئه ها بود. من در پاریس بودم. من خودم پشت این تلفن ها بودم. از تمام دنیا با ما تماس می گرفتند. همه ی حرف ها را از این طرف و آن طرف به ما می زدند و ما هم ضبط می‌کردیم و تحویل امام(رحمة الله علیه) می دادیم. خود امام (رحمة الله علیه) بود که باید تصمیم می گرفت. همه‌ی ما بریده بودیم. همه به امام (رحمة الله علیه) می گفتیم که؛ آقا به ایران نروید، توطئه هست. صبر کنید. آنها می خواستند که امام(رحمة الله علیه) نرود. اما امام (رحمة الله علیه) ایستاد و گفت: من باید بروم، هر طوری می خواهد بشود، من باید بروم. می خواهم در غم و اندوه مردم شریک باشم. توطئه بین آمریکا و بختیار و شاه شده بود. [توطئه این بود که] چند روز صبر کنید. شاه که رفت و آب ها از آسیاب افتاد، امام شده بود را کیش ببریم یا ترور کنیم یا کودتا انجام شود.

 

ایستادگی امام (رحمة الله علیه) در مقابل توطئه های دشمنان

سر و صدای توطئه که هواپیما ایران را بزنند، در آن روز بود. امام (رحمة الله علیه) در مقابل همه اینها ایستاد و گفت: من باید بروم و درکنار مردم باشم. نگذاشت خلاء به وجود بیاید. این ها بیست روز از امام (رحمة الله علیه) وقت می خواستند. به دولت فرانسه التماس می کردند که ده-بیست روز دیگر امام (رحمة الله علیه) را نگه دارد تا این توطئه هایمان انجام شود. امام (رحمة الله علیه) گفت من باید بروم.

 

تکلیف مداری امام (رحمة الله علیه)

خود من، شب دوازده بهمن که از نوفلو شاتو می رفتیم در هواپیما بنشینیم، خدمت امام (رحمة الله علیه) عرض کردم: آقا! ما داریم می رویم، خیلی توطئه ها هست. مسیر هفت-هشت ساعت راه است. خدایی ناکرده موشکها می زنند. امام (رحمة الله علیه) لبخندی به من زدند و فرمودند: ما به تکلیف عمل می کنیم. بقیه اش با خداست. من وظیفه ام این است که بروم. او دیده بود که خلاء نباید باشد. ولذا همین کهبه ایران آمده بود فوری به بهشت زهرا رفت و نگذاشت این ها تکان بخورند که فکری برای امام (رحمة الله علیه) بکنند. همان جا ایستاد و گفت: من در دهن این دولت می زنم و من دولت تشکیل می دهم. با آن قدرت الهی که خدا به او داده بود، تمام توطئه این ها را بهم ریخته بود.

دوران عجیبی برای انقلاب بود. من وقت هم ندارم که همه ی این ها را توضیح بدهم. خیلی چیزهای دیگری هم می خواستم بگویم.

علی أیّ حالٍ  ای مردم! عزیزان! قدر این انقلاب را بدانید. عظمت امام (رحمة الله علیه) را بشناسید. عنایت خدا را درک بکنید. لطف خدا را نسبت به خودتان بدانید. این توفیق خدا به همه شما داده است که بچه های تان را تقدیم انقلاب و اسلام را بکنید و اسلام را نگه دارید. آنهایی که بچه هایشان را به سوریه و جاهای دیگر فرستادند و این انقلاب و امامت و ولایت را حفظ کرده و حضرت زینب (سلام الله علیها) و کربلا و نجف را حفظ کرده، همه این ها از برکت خون این بچه هاست.

 

یک سفارش به همه مسئولین نسبت به خدمتگزاری

من می خواستم که چند توصیه داشته باشم. [می خواستم] این توطئه های دشمنان را برایتان بگویم  که برای بعد می گذارم. فقط یک سفارش به همه‌ی مسئولین ما، به همه‌ی شما، به خودم، و به همه به عنوان یک طلبه ای که در اینجا یک مسئولیت دارد، می کنم: یک کاری بکنیم، یک برنامه ای بریزیم که این انقلاب را حفظش کنیم و این عنایتی که خدا به ما کرده نگهش داریم. این انقلاب اسلامی است.

این انقلاب شده است که قدرت پیدا کنیم نه برای قدرت. حکومت پیدا کنیم نه برای حکومت. قدرت برای خدمت، حکومت برای خدمت. نه برای حکومت. من نیامدم اینجا بایستم که خود فروشی به شما کنم. نیامدم با باد و فیس  بگویم که من کی هستم و کجایم.

آن مسئول، آن رئیس، آن وزیر نباید بگوید من کیم.به مردم [فخر بفروشد] خدا برای خدمت به تو قدرت داده است. اگر برای قدرت سر کار آمدی، باختی. از بالا تا پایین.

امام (رحمة الله علیه) به ما یاد دارد که؛ من خدمتگزار این بچه 13 ساله هستم. او رهبر شماست. من خدمتگزار هستم. واقعا باورش همین بود. همین را هم عمل کرد. من شاهدش بودم که نمی‌خواهم خیلی چیزهایش را بگویم.

باید مسئولین ما احساس مسئولیت کنند. باید دولت ما در مقابل این مردم احساس مسئولیت کنند. باید مسئولین فرهنگی ما، اموزشی ما در مقابل این فدارکاری ها احساس مسئولیت کنند. این فداکاری ها برای چی بوده است؟ این انقلاب برای چی بوده است؟ برای اینکه من به قدرت برسم؟ برای اینکه فلان حزب درست شود؟ برای اینکه فلان گروه درست شود؟ برای اینکه جلسه پشت سر هم راه بیاندازیم؟ برای این هاست یا برای تقویت اسلام است؟ یا برای پیاده کردن احکام قرآن است؟ یا خدایی شدن جامعه است؟ یا برای تربیت خدایی این بچه هاست؟ سعادتمند شدن امت هاست؟

بشناسیم، بفهمیم که برای چه خدا اینقدر کمک مان می کند. بفهمیم که خدا چرا این قدر دست مان را در همه صحنه ها می گیرد. برای چیه؟ برای این که نیّت بنیانگذار انقلاب برای خدا بوده است. برای خدا کار کرده است، برای دین خدا کارکرده است، برای اخلاق دین خدا کار کرده است. برای پیاده شدن احکام قرآن و حاکمیت خدا کار کرده است نه برای حاکمیت من و آن حزب و کذا و کذا که ما خودمان را گاهی وقت ها مشغول این حرف ها می کنیم. نه این که من و تو به جان هم بیافتیم. هر دفعه بهانه ای جور کنیم و مچ گیری کنیم. این ها را دور بریزیم. پاشنه ها را بکشیم ،کمربندها را ببندیم. جدّی برای اسلام و انقلاب در مقابل این آمریکایی ها بایستیم. کار بکنیم. انقلاب را در دنیا به مردم بفهمانیم. زمینه ساز حکومت حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) باشیم. مگر حکومت حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) می خواهد بیاید برای من حزب درست کند. مگر می خواهد بیاید برای این کارها قدرت نمایی کند. می خواهد بیاید اسلام را یاری کند، اسلام را منتشر کند. عدالت را در عالم گسترش دهد، حاکمیت خدا را گسترش بدهد. امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) نیامده که هزار و چند سال صبر کند و بعد بیاید یک حکومت تشکیل بدهد و خودش هم رئیس حکومت شود  یک عده ای هم دور و اطرافش قرار بگیرند. نه! این طور نیست. باید بفهمیم. این عنایت خدا است. امام (رحمة الله علیه) به شما لطف کرده است. چرا که شما متّحد بودید. در راه خدا آمدید. مخلصانه کار کردید. اگر از اتّحاد دست بردارید، اگر از مسیر خدا منحرف شوید، خدای نکرده اسلام سیلی می خورد، به دست شما اسلام سیلی می خورد که نمی تواند برگردد که در این صورت شما باید پاسخ خون شهداء را بدهید. کوتاهی نکنیم. جدّی باشیم. دور هم بشینین و یکپارچگی و یگانگی داشته باشیم برای رضای خدا، برای مردم کار کنیم.

 

خدایا! به آبروی امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) قَسَمَت می دهیم، پروردگارا! به لطف و کرم و عظمتت قَسَمَت می دهیم که نیّت ما را در کارهایمان خالص بگردان.

ما را به خدمت این مردم؛ مردم خوب و فداکار به اسلام و انقلاب موفق بدار.

شرّ دشمنان، توطئه دشمنان، مکر و حیله دشمنان را از ما دور کن.

همه ی این ها را به خودشان برگردان.

امام عزیز ما (رحمة الله علیه) درجاتش عالی است، متعالی فرما.

رهبر معظم انقلاب (حفظه الله) در پناه خودت حفظ کن.

طول عمر و عزّت و سلامتی و شرف به او عنایت کن.

ما را قدردان زحمات امام (رحمة الله علیه) و رهبری (حفظه الله) و رزمندگان و شهداء و جانبازان و اسراء قرار بده.

فرج امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ما را برسان،ما را از یاورانش قرار بده.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1)  اللَّهُ الصَّمَدُ (2)  لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3)  وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

ترجمه: بنام خداوند بخشنده مهربان

1- بگو: خداوند يكتا و يگانه است.

2- خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند:

3- نزاد و زاده نشد.

4- و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

پی نوشت:

نهج البلاغه، نامه 47
«... أُوصِيكُمَا بِتَقْوَى اللَّهِ وَ أَنْ لَا تَبْغِيَا الدُّنْيَا وَ لَا تَأْسَفَا عَلَى شَيْ‏ءٍ مِنْهَا زُوِيَ عَنْكُمَا وَ قُولَا بِالْحَقِّ وَ اعْمَلُوا لِلْآخِرَةِ وَ كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً أُوصِيكُمَا وَ جَمِيعَ وُلْدِي وَ أَهْلِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ‏ أَمْرِكُمْ‏ وَ صَلَاحِ ذَاتِ بَيْنِكُمْ...».

ترجمه: من شما را به تقوا و پرهيزكارى (و ترس از مخالفت پروردگار) توصيه مى‏كنم و سفارش مى‏كنم و در پى زرق و برق دنيا نباشيد، هرچند دنيا به سراغ شما بيايد و بر آنچه از دنيا از دست مى‏دهيد تأسف نخوريد. سخن حق بگوييد و براى اجر و پاداش الهى (نه براى چشم‏داشت از مردم) كار كنيد، همواره دشمن (سرسختِ) ظالم و يار و مددكار مظلوم باشيد. من شما و تمام فرزندان و خاندانم و كسانى را كه اين وصيت‏نامه‏ام به آنها مى‏رسد به تقواى الهى و نظم در كارهاى خود و اصلاح ذات البين توصيه مى‏كنم... .

سوره آل‏عمران (3)، آيه 102
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»

ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! آن چنان كه حق تقوى و پرهيزكارى است از خدا بپرهيزيد، و از دنيا نرويد مگر اينكه مسلمان باشيد (بايد گوهر ايمان را تا پايان عمر حفظ كنيد).

 

سوره ق (50)، آيه 16
«وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ»

ترجمه: ما انسان را آفريديم و وسوسه‏هاى نفس او را مى‏دانيم، و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم!

 

سوره الأنفال (8)، آيه 24
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ»

ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى‏خواند كه مايه حياتتان است و بدانيد خداوند ميان انسان و قلب او حائل مى‏شود و اينكه همه شما نزد او (در قيامت) اجتماع خواهيد كرد.

 

تحف العقول، حسن بن على‏ ابن شعبه حرانى، ص171
قال امیرالمؤمنی علیه السلام: «يَا كُمَيْلُ سَمِّ كُلَّ يَوْمٍ بِاسْمِ اللَّهِ وَ قُلْ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ اذْكُرْنَا وَ سَمِّ بِأَسْمَائِنَا وَ صَلِّ عَلَيْنَا وَ أَدِرْ بِذَلِكَ عَلَى نَفْسِكَ  وَ مَا تَحُوطُهُ عِنَايَتُكَ تُكْفَ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ يَا كُمَيْلُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و اله أَدَّبَهُ اللَّهُ وَ هُوَ صلی الله علیه و آله أَدَّبَنِي وَ أَنَا أُؤَدِّبُ الْمُؤْمِنِينَ وَ أُوَرِّثُ الْآدَابَ الْمُكْرَمِين‏...»

ترجمه: امام علی (علیه اللسام) فرمودند: ای كميل! هر روز نام خدا را بر زبان جارى كن، بگو: لا حول و لا قوة الا باللَّه، بر خدا توكل كن، ما را ياد كن، نام ما ببر و بر ما درود فرست، و آن را بر وجود خود و هر چه به حفظ و حراستش عنايت دارى بگردان، تا از شر آن روز در امان مانى.

ای كميل! پيغمبر (صلی الله علیه و آله) را خدا ادب آموخت و مرا پيغمبر(صلی الله علیه و آله) ادب کرد، و من مؤمنان را تربيت خواهم كرد. آداب را براى مردم بزرگوار بر جاى خواهم نهاد... .

 

سوره نجم (53)، آيه 5
«عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى‏»

ترجمه: آن كس كه قدرت عظيمى دارد او را تعليم داده.

 

همان، آيات 3 و 4
«وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى‏»

ترجمه: و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد. *  آنچه آورده چيزى جز وحى نيست كه به او وحى شده است.

 

غرر الحكم و درر الكلم‏، عبد الواحد بن محمد تميمى آمدى، ص 269
قال امیرالمؤمنین علیه السلام: «إِنَّكُمْ إِلَى اكْتِسَابِ الْأَدَبِ أَحْوَجُ مِنْكُمْ إِلَى اكْتِسَابِ الْفِضَّةِ وَ الذَّهَب‏»

ترجمه: امام علی (علیه السلام) فرمودند: بدرستى كه شما بسوى كسب كردن ادب محتاج تريد از شما بسوى كسب كردن نقره و طلا.

 

همان،
قال امیرالمؤمنین علیه السلام: «مَنْ سَاءَ أَدَبُهُ شَانَ حَسَبُه‏»

ترجمه: امام علی (علیه السلام) فرمودند: هر كه بد باشد ادب او زشت گردد حسب او.

شنبه ٧ بهمن ١٣٩٦ - ٠٨:٢٨

 

امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: