صفحه اصلي > خطبه ها   


خطبه‌های نماز جمعه یزد 26 آبان 1396

 

خطبه اول:

 

السَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ الله

 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ  

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

أَلحَمدُلِلهِ رَبِّ العالَمين بارِئ الخَلائِقِ أَجمَعين وَ باعِثِ الأَنبياءِ وَالمُرسَلين، ألَّذي خَلَقَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ الرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ ِوَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَيَدانَ أَرْضِه‏، نَستَعينُهُ وَ نَستَغفِرُهُ، نُؤمِنُ بِهِ وَ نَسْتَجِيرُهُ، ثَمَّ نُصَلّي وَ نُسَلِّم عَلي سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا أبی‌القاسِمِ المُصطَفي مُحَمَّد وَ عَلي آلِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ المَعصُومينَ المُكَرَّمين سِيَّما بَقيَّة‌اللهِ فِي‌الأَرَضين رُوحي وَ أرواحُ العالَمينَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفداه.

 

سفارش به تقوی

«اُوصیکُم وَ نَفسی عِبادَ اللهِ بِتقوَی اللهِ وَلُزُومِ اَمرِهِ».(1)

قالَ اللهُ تَبارَکَ و تَعَالی فی مُحکَمِ کِتابِهِ:

«يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْ‏ءٌ عَظِيمٌ * يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى‏ وَ ما هُمْ بِسُكارى‏ وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِيدٌ‏».(2)

در خطبه اولم؛ خودم و شما را به تقوا و پرهیز از گناه سفارش می کنم.

 

زلزله قیامت عظیم است. باید مواظب اعمال مان باشیم

متوجه باشیم که ما در مسیر حرکت به سوی خدا هستیم. همه ی ما در یک سیر حرکتی، از مبدئی که شروع کردیم و به دنیا آمدیم تا حالا و زمان های بعد، حرکت ما به سوی یک مقصدی است و آن مقصد، خداست. خدای متعال هر آن چیزی که [برای رسیدن به خودش لازم است] برای ما تبیین فرموده است، ما را در انتخاب راه مخیّر کرده است، اما پیامبران (صلوات الله علیهم) و قرآن و دستور را [نیز] برای رسیدن به آن مقصد اعلی برای ما بیان کرده است، این ما هستیم که باید مسیر را انتخاب کنیم و باید راهی که خدای به ما نشان داده است، پیدا کنیم و برویم که [این راه، همان] راه سعادت است و اگر خدایی نکرده در این مسیر قدم بر نداریم، و به مسیر انحرافی که راه طاغوت، راه شیطان، راه هواهای نفسانی و شهوات رانی ها و دنیا پرستی هاست، برویم، (ما بالاخره در آن راه به آخرت منتهی می شویم که باید [آن راه را] برویم) اما بیراهه می رویم. معلوم نیست سرنوشت مان کجاست، پیش چه کسی و چگونه است، حساب و کتاب ما چه طور می شود و چه نحوه ای با ما عمل می شود. چرا؟ زیرا که اعمال و کردار خودمان را با خود می بریم.

هر چیزی که در آنجا باید بشویم، اینجا باید انجام دهیم. اگر می خواهیم در آنجا جایگاه قرب به خدا داشته باشیم، جایگاه راحتی داشته باشیم، زندگانی همیشه ما آراسته باشد، در محضر ائمه (علیهم السلام)، بزرگان، [و همچنین] لطف خدای متعال و رحمت الهیه باشیم، باید مطیع پروردگار [بوده] و در جاده و صراط مستقیم قدم برداریم. اگر خدایی نکرده لغزش پیدا کنیم، جایگاه مان در جهنم است، [آنچه در انتظار ما می باشد،] عذاب خداست.

همه این اعمال و کردار ما تبدیل به پاداش و مجازات می شود. حرف های بد، کردار بد، شهوترانی ها، غفلت ها؛ همه این ها تبدیل می شود به چیزهایی که ما را اذیت می کند، آزار می دهد، ما را می سوزاند، [باعث می شود که] در غضب خدا قرار بگیریم. در آنجا هم که دنیای همیشگی است، چه باید کرد؟ این است که در قرآن می فرماید: «يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ»؛ تقوا پیشه کنید. از گناه بپرهیزید. در مقام پروردگار واهمه داشته باشید،بترسید.

«إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْ‏ءٌ عَظِيمٌ»؛ آن زلزله ای که روز قیامت می آید، [چیز عظیم و بزرگی است]

« إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها وَ قَالَ الْإِنْسَانُ مَا لَهَا»(3)

 

زلزله دنیا، قابل مقایسه با زلزله قیامت نیست

قرآن می فرماید که: «إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْ‏ءٌ عَظِيمٌ». در همین زلزله های دنیا که برادران ما هم در کرمانشاه به این مشکل و مصیبت برخوردند، می بینید که زلزله کوچکی که یک منطقه ای را تخریب کرده، مردم چه طوری آواره شده اند، پشت و پناه مردم به چه نحوی کم شده است، به چه نحوی التجاء می کنند! وقتی یک حرکت زلزله ای پیش بیاید، هیچ وقت در خانه و خانواده همدیگر را نمی شناسند، بلند می شوند و به بیرون می پرند بدون اینکه به دیگری نگاه کند، فرار می کند. [در حالی که] این زلزله، زلزله ای است خسارت های مادی و جانی دارد، بعضی از انسان ها از بین می روند، بعضی ها زخمی می شود، بعضی ها خانه یشان را از دست می دهند، بعضی هایش قابل جبران است. بعضی هایش قابل ترمیم هستند. آن وقت؛ آن هایی که گرفتار این مصیبت ها می شوند، پاداش هم دارند. اما در «إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها» وقتی آن زلزله عظیم می شود تمام دنیا بهم می ریزد. آسمان، زمین، خورشید و ستارگان؛ همه چیز بهم می ریزد. « إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ»(4)؛ [خورشيد بى فروغ می شود]

کوه ها؛ «تَمُرُّ مَرَّ السَّحاب‏»(5)؛ از هم می پاشد. کوه ها به عبارت قرآن مثل پنبه زده شده می شود. همه عالم درهم می ریزد. دیگر هیچ چیز نمی ماند. این انسان بالا می آید.

«يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها»؛ آن روز است که انسان متحیّرانه بلند می شود، خاک ها را از سرش می ریزد و می گوید چه خبر است؟

«قَالَ الْإِنْسَانُ مَا لَهَا»؛ چه خبر است همه انسان ها همدیگر را می بینند. ««يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها»؛ آن موقع است که دیگر خبرها [عیان می شود]. هر کسی حدیث کار خودش را می فهمد و می داند، در مقابل خدای متعال مواجه می شود. آن قدر وحشت است، آن قدر نگرانی است که خداوند به مادرانی که بچه شیر می دهند و [آن بچه را] رها کرده و فرار می کنند، تشبیه می کند. حالا که زمان این بحث ها نیست.

« ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها»؛ خدا تشبیه می کند که اگر کسی هم دارای حمل باشد، از ترس و وحشت آن رو، حملش را ساقط می کند.

«وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى‏»؛ خیال می کنی مردم به هم ریخته و مستانه به این طرف و آن می دوند. اما «وَ ما هُمْ بِسُكارى‏»؛ اینها نه مستند. [ یعنی مست نیستند بلکه]، یک واقعیتی اتفاق افتاده است.

«وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِيدٌ»؛ آنجا عذاب خدا زیاد است، بلکه شدید است. خیلی حساب و کتاب است. باید توجه داشته باشیم.

 

لزوم مهیّا نمودن زاد و توشه برای سفر ابدی آخرت

من یک جمله ای را از امیرالمؤمنین (علیه السلام) بخوانم.

«أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّكُمْ فِي دَارِ هُدْنَةٍ، وَ أَنْتُمْ عَلى‏ ظَهْرِ سَفَرٍ»(6)؛ مردم! شما در این دنیا در یک زمینی، یک خانه ای هستید که الان آرام می باشد، اما «أَنْتُمْ عَلى‏ ظَهْرِ سَفَرٍ»؛ شما پشت مرکبی هستید که دارد شما را می برد. این قطار عمر هر روز ، هر ساعت، هر آن، دارد حرکت می کند.

«وَ السَّيْرُ بِكُمْ سَرِيعٌ»؛ سیر شما خیلی سریع است.[یک روز] تمام می شود. پنجاه سال، شصت سال، بیشتر و کمتر [در نهایت تمام می شود]. سریع تمام می شود. آدم نمی فهمد. آنهایی که هشتاد-نود سال کمی فکر کنند. ای داد! عمر چطوری گذشت؟! چی شد؟! مثل اینکه دیروز بچه بودیم و در کوچه و خیابان بازی می کردیم، حالا نود سال باید برود؟! بله باید رفت. اما چه فکری [برای آخرت] کردم؟

 امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: «وَ السَّيْرُ بِكُمْ سَرِيعٌ وَ قَدْ رَأَيْتُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ يُبْلِيَانِ كُلَّ جَدِيدٍ » می دانید که شب، روز، آتش، خورشید، قمر، همه این ها؛ هر چیز جدیدی را کهنه و فرسوده می کنند و از بین می برند. ساختمان و کاخ ها؛ همه اش از بین می رود.

 « وَ يُقَرِّبَانِ كُلَّ بَعِيدٍ»؛ آنهایی که دور  هستند، نسل ها می آیند.

«وَ يَأْتِيَانِ بِكُلِّ وَعْدٍ وَ وَعِيدٍ»؛ و همه وعده ها و وعیدها می آیند.

اما «فَأَعِدُّوا الْجَهَازَ» آی مردم! برای خودتان جهاز داشته باشید. می خواهید به خانه جدید بروید. مثل عروسی که می خواهد به خانه جدید برود، برای خودش جهاز تهیه می کند. جهاز یعنی وسیله برای زندگی راحت تهیه می کند.

حدیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) است که می فرماید: « فَأَعِدُّوا الْجَهَازَ»؛ جهاز برای آخرت برای خودتان درست کنید.

چرا؟ «لِبُعْدِ الْمَجَاز»؛ برای اینکه راه طولانی است و سخت است

«إِنَّهَا دَارُ بَلَاءٍ وَ ابْتِلَاءٍ وَ انْقِطَاع»؛ این جا، دنیا دار بلاست، دار ابتلاست، دار انقطاع است. شما در اینجا نمی مانید.

 

قرآن؛ راهنمای انسان در فتنه ها، سختی ها و مشکلات

 بعد یک جمله که آخر می فرماید که من عرض کنم.

«فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الْأُمُورُ»؛ آی مردم! اگر در زندگی مشکلات به شما رو آورد، و مسائل برای شما مشکل شد، حق و باطل طوری  شد که [شناختش] سخت شد، زندگی برای شما مشکل شد، «فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ»: در همه سختی ها و در همه مسائل و مشکلات به قرآن روی بیاورید. قرآن حلّ می کند. توجه به قرآن، توجه به دستورات خدا مشکل تان را حلّ می کند. ما متاسفانه توجه مان به قرآن کم شده است. دنیا که اصلا می خواهد از خوبی ها دور باشیم. اما ما خودمان باید متوجه باشیم. به قول امیرالمؤمنین (علیه السلام) که در چند جای نهج البلاغه به آن اشاره کرده اند؛ زمانی که همه چیز بر شما مشتبه شد، در تاریکی ها قرار گرفته اید، راه روشن شما قرآن است، راه سرافرازی شما قرآن است، راه بیداری شما در قرآن است به سراغ قرآن بروید.

 

لزوم آموزش و آشنا نمودن فرزندان با قرآن کریم

ما این قدر اشاره کردیم. ما بارها گفتیم. امام ما (رحمة الله علیه) هم فرمود. مقام معظم رهبری (حفظه الله) و بزرگان هم اشاره می کنند که بچه های ما را در دبستان ها، در آموزش و پرورش با قرآن آشنا کنید. بچه هایتان را در خانه با قرآن آشنا کنید. به دختر و پسرتان آموزش قرآن بدهید. من در تعطیلی ها گفتم؛ بجای اینکه کلاس های انگلیسی و زبان های کذا، بچه ها را با قرآن و دین شان آشنا کنید.

حالامن در خطبه دوم به مناسبتی اشاره می کنم به این معنا که ما خیلی بی توجهی می کنیم. باید توجه داشته باشیم.

خدایا ! به عزّت و جلالت قَسَمت می دهیم که ما را از کسانی قرار بده که از متوجهین راه تو باشیم و از راه روندگان مسیر تو باشیم در مسیر تقوای تو قرار بگیریم.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1)  اللَّهُ الصَّمَدُ (2)  لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3)  وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

ترجمه: بنام خداوند بخشنده مهربان

1- بگو: خداوند يكتا و يگانه است.

2- خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند

3- نزاد و زاده نشد.

4- و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

خطبه دوم:

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ و صَلی اللّهُ عَلی سَیِّدنا و نَبیِّنا اَبی القاسمِ المُصطَفی مُحمّدٍ (صَلَي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ) وَ عَلی عَلیٍّ اَمیرِ المؤمنینَ و عَلی فاطمهَ سَیدهِ نساءِ العالمینَ و عَلی الحَسنِ وَ الحُسینِ سَیدی شَبابِ اَهلِ الجَّنهِ وَ عَلیِّ بنِ الحُسَینِ و محمدِ بنِ علیٍّ وَ جعفرِ بنِ مُحمدٍ وَ مُوسَی بنِ جَعفرٍ وَ عَلیِّ بنِ مُوسَی وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلیٍّ وَ عَلیِّ بنِ محمَّدٍ وَ الحَسَنِ بنِ عَلیٍّ وَ مَولانا صاحبَ الزَّمان(عجَّلَ الله تعالی فرجه) اللّهُمَّ صَلِّ عَلَیهِ و عَلَیهِم َ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِكَ وَ بَارِكْ عَلَيْهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَكَاتِك‏.

 

در خطبه دومم؛ خودم و شما را به تقوا و پرهیز از گناه سفارش می کنم.

چند نکته را [در این خطبه] اشاره می کنم.

 

مناسبت شهادت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امام مجتبی و امام رضا (علیهما السلام)

یکی اشاره ام به امروز است که روز رحلت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و روز شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام) است، روز یکشنبه هم که روز شهادت امام رضا (علیه السلام) هست.

فرصت نیست که در مورد این سه موضوع زیاد صحبت کنم. [بلکه] اشاره می کنم.

 

رنجها و زحمات پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای گسترش اسلام و هدایت انسان ها

رنج ها و زحمت هایی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای آوردن این دین، و احیای این امت [کشیده، فراوان است] و مأموریتی که از ناحیه خدا [به او] داده شده است؛ مأموریت بزرگ اداره امورِ الهیِ بشر و آگاه کردن انسان ها از همان زمان تا قیامت [مأموریت بزرگی است].

مأموریتی بزرگی است که به دوش یک فرد گذاشته شده است، [آن هم] در یک دورانی که دروان جاهلیت است، دورانی است که تعصّب ها، مسائل قبائلی و جاهلیت نفوذ پر معنایی در آن جامعه دارد. اطلاع و آگاهی ها نیست. بت پرستی ها، رسم و رسوم ها و عادت های بد، زندگی یک جامعه ای را از جاهلیت پرکرده است. نادانی و عقب ماندگی از نظر فکر در دنیای جاهلی آن روز هست. حالا پیامبر (صلی الله علیه و آله) یک تنه می خواهد حرکت کند و دستور خدا را پیاده کند و مردم را از این جاهلیت رهایی ببخشد، مردم را از بت پرستی به خدا پرستی بیاورد. همه سنّت های غلط و جا افتاده را بر دارد و حرکت جدید، انسان های جدید [به وجود آورد]. باید برنامه جدید و برنامه هایی که خدا دستور می دهد در این جامعه پیاده شود، آن هم نه تنها برای مردم همان زمان بلکه برای مردمی که از آن زمان تا زمان قیامت می آیند، همه باید از این دستور استفاده بکنند. نسل های آینده، اقوام و عشیره های آینده، انسان های آینده، هر کس که باشد؛ دانشمندان، بزرگان، با هر سبک و سیاقی که می آیند، باید این راه و حرکت، راه و حرکتی که همه این ها بهره ببرند و استفاده بکنند.

خیلی سخت است. خیلی مشکل است. خیلی اراده قوی می خواهد. خیلی مقاومت می خواهد. خیلی ایستادگی می خواهد. خیلی شجاعت می خواهد و خیلی وابستگی کامل به خدای متعال می خواهد. شما ببینید که یک شخص این طوری باید چه بکند که دنیا را متحوّل بکند؟ باید چه خصلت هایی داشته باشد؟ باید چه اخلاقی داشته باشد؟

 

اوصاف نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) در جهت تبلیغ دین اسلام

[باید] اخلاقی داشته باشد که بتواند همه جاهلان را تربیت کند و بسازد و صبورانه با آنها مماشات کند تا آنها را هدایت کند. شجاعتی باشد که نترسد، تهدید ها او را از پای در نیاورد. سختی ها او را از پای در نیاورد، خسته اش نکند. توطئه دشمنان او را نترساند. مقاومت داشته باشد. بیانی داشته باشد که مردم را متحوّل بکند. این صفات عجیب و لازمی است که ضرورت دارد در وجود پیامبر (صلی الله علیه و آله) باشد و خدای متعال این صفات را به پیامبرش (صلی الله علیه و آله) داده است که در اخلاق می گوید: «إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيم».‏(7) در حرف  و صحبت ها می فرماید: «ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى»(8)؛‏ پیامبر (صلی الله علیه و آله) هیچ وقت بر اساس هوای نفس و خواهش های نفسانی حرکت نمی کند. خودخواهی ها ندارد، غرود ندارد،تکبّر ندارد، منافع شخصی ندارد، منافع قومی و قبلیه ای ندارد. آنچه که هست، خداست و برای خداست.

 

تفکر ناصواب اهل سنت نسبت به پیامبر (صلی الله علیه و آله)

من تعجب می کنم از برادران اهل سنت ما که بارها در نقطه هایی می گویند؛ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در ارتباط با مسأله ولایت و تعیین ولایت، اجتهاد کرده است و اجتهاد ممکن است خطا باشد. ما هم اجتهاد کردیم. ما هم فلان کس را انتخاب کردیم. پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم اگر فلان کس را انتخاب کرده باشد، انتخاب خودش هست. این طوری اتباع خودشان را رازی می کنند. مسأله منصب امیرالمؤمنین (علیه السلام) که اجتهادی نبود. در قرآن دارد که دستور خدا بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) این کار را بکند. حتی خدا به او می فرماید: اگر تو از دشمنان می ترسی، خداوند تو را کفایت می کند. اما اینها می گویند، این طوری [و انتخابی] است. در مقابل پیامبر (صلی الله علیه و آله)  اجتهاد می کنند. خداوند می فرماید: «ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى». 

یا آن زمانی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید که قلم ودوات بیاورید تا من چیزی برای شما بنویسم که هیچ وقت گمراه نشوید، آن آقا گفته است: «إِنَّ الرَّجُلَ لَيَهْجُر».(9)

بعضی ها مثل صحیح مسلم و مانند آن تعبیر قشنگ کردند. گفتند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) کسالت بر او غلبه پیدا کرده بود. تب او زیاد شده بود، حرف های نابجا می زد. یا همین طوری حرف بدون اراده گفته است. مگه می شود پیامبر (صلی الله علیه و آله) مهجور باشد؟ مگر می شود پیامبر هزیان بگوید؟ «ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى» کجاست؟

 

رنج ها و سختی ها پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مکه و مدینه

این پیامبر (صلی الله علیه و آله) با آن عظمتش، با آن سختی ها، با آن مشکلات، سه سال در شعب ابی طالب (علیه السلام) محاصره شده، در بین راهش در کوچه و خیابان سنگریزه می ریختند، خورده شیشه زیر پایش می ریختند، اذیتش می کردند، چیزهایی به سرش می ریختند؛ هر کاری کردند، دست بر نداشت.  سختی ها او را از پای در نیاورد. من نمی توان همه را بگویم. می خواستم اشاره بکنم.

زحمات و رنج های پیامبر (صلی الله علیه و آله) در 13 سال در مکه برای انسان عادی طاقت فرساست. تا اینکه توطئه ترورش را [می خواستند عملی کنند که] به دستور خدا به مدینه هجرت می کند. آن جا برنامه هایی که دارد، کارهایی که دارد، تلاش هایی که دارد تا اسلام را به دنیا معرفی کند و مردم را هدایت کند [خیلی طاقت فرساست].

 

برخی از حامیان نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) در دوران زندگی اش

تنها کمک کارش هم از روز اول یک جوان ده؛ سیزده ساله است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) می باشد و یک خانم وفادار دارد که آن هم خدیجه (سلام الله علیها) است.

در این 13 سال که خدیجه زنده بود، در مکه بود و بقیه هم در مدینه بود. البته چند سال آخر هم حضرت زهرا (سلام الله علیها) به دنیا آمده بود، آن هم دختر نوجوان بود همیشه همراه پدر بود. همیشه سر راه پدر را باز می کرد. گاهی وقت ها می رفت این سنگ ها را بر می داشت که سر راه پدر باز شود تا پدر اذیت نشود. این ها بودند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) با این ها حرکت و کار کرد و تلاش کرد.

امام حسن مجتبی (علیه السلام) که [امروز، روز] شهادت این بزرگوار [است] را به همه شما تسلیت می گویم.

یکی از حرکت های بزرگ پیامبر (صلی الله علیه و آله) ایجاد وحدت بین امت بود. اختلافات را نمی پسندید. همیشه سفارش به وحدت می کرد. همیشه دستور می داد: «لا تَنازَعُوا»(10)؛ دعوا نکنید، با همدیگر خوب باشد. «فَتَفْشَلُوا»؛ اگر دعوا کنید، فشل می شوید. با همدیگر سر مسائلی اختلاف ایجاد نکنید. تعصب های جاهلی، تعصب های قبیله ای، تعصب های گروهی و ... شما را مغرور نکند که با همدیگر دعوا کنید. اختلاف های سلیقه ای باعث نشود که با همدیگر دعوا کنید، نزاع کنید. این نزاع ها شما را فشل می کند. این دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله) است.

یهودی ها در مدینه از آن طرف با جبهه نفاق و کفر علیه مسلمانان یکی شده بودند و آن جنگ خندق را به وجود آورند. بعضی از یهودی ها در یک فَطره ای آمدند به پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفتند که (حالا راست می گفتند یا دروغ می گفتند؛ بماند) ما به شما کمک می کنیم تا علیه کفار شما بجنگید. پیامبر (صلی الله علیه و آله) این را فرمود که؛ « أَنِّي لا أَتَّخِذُ مِنَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً»(11)؛ من گمراهان را کمک برای خودم قرار نمی دهم، بازو برای خودم قرار نمی دهم. شماها گمراهید، منحفرید. من از شما کمک نمی خواهم. بلکه از خدا کمک می خواهم. این درس برای ما هست یانه؟ که اتکای ما همیشه به خدا باشد و کمک مان را از خدا بخواهیم.

 

مخالفت رفتار عربستانی ها با آیات قرآن

اما امروز عربستانی ها آبروی اسلام را دارند می برند، دارند مخالفت علنی با پیامبر (صلی الله علیه و آله) می کنند و عجیب  است که آن شیخ عربستانی فتوا می دهند که کشتن یهودی ها در فلسطین حرام است و اگر فلسطینی ها بخواهند در مقابل کشته هایی که دارند مقابله بکنند و با یهودی  ها جنگ بکنند، حرام است. از آن طرف شاه سعودی می آید با یهودی ها و آمریکایی پیمان می بندند که علیه ایران [بجنگند] که من چقدر پول می دهم که علیه ایران و حزب الله وارد جنگ بشوید که ایران را تضعیف کنند.

اینکه قران می فرماید: «أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ»(12)؛ از همه دشمن تر نسبت به شما این صهیونیست ها و یهودی ها هستند. این ها به قران عمل می کنند؟ 

اینکه می گوید: «لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِياء»؛ یهود و نصاری را اولیاء یعنی ولیّ خود قرار ندهید، قیّم شما نباشند، این کجا عمل می کنند؟ این عربستان سعودی نوکر حلقه به گوش آمریکا شده و آمریکا صهیونیست ها هی [دائم] دستور می دهند، و این هم می خواهد عمل بکند.

تعصبات جاهلی آنها را هم می خواهد. فرموده خدا را؛ «إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً»(13) خراب کند. می خواهد پول دهد و در عین حال سلطنت کند. ایران و حزب الله را تروریست بداند و بیاید بجنگد. این حرکت، یک حرکت خلاف قرآن، اسلام است. آقایان کذایی! اگر شما قرآن می خوانید، اگر شما می گویید خادم الحرمین هستید، دارید حرف خدا را زیر پا می گذارید. آقای شیخ حرم مکه و مدینه که داری فتوا می دهی، داری حرف خدا را زمین می زنی، چطور می خواهی ادّعای نماز بکنی؟ این چه مسأله ای است؟! چه شده است که این ها، اینقدر منحرف شدند؟! و تعجب هم هست که کشورهای اسلامی و عربی می ترسند حرف بزنند. نترسید. این دارد خلاف اسلام، خلاف قرآن، خلاف همه چیر دارد حرف می زند. شما چه چیز می خواهید؟

 

توان موشکی کشور قابل مذاکره نیست

نکته بعد که عرض می کنم، مسأله ای است که عبدالعزیز فتوا می دهد که یهودی ها را نکشید و فلسطینی ها تروریست هستند و این حرکت ها، حرکت های کذاست. این همه توطئه هایی که علیه ماست.

می بینم که بعضی ها در گوشه و کنار و در روزنامه ها می نویسند که بیایید با اروپایی ها در [این] قصه ها مذاکره کنید. شما که موشک به اندازه کافی دارید. بیایید با آنها مذاکره کنید و نگذارید آنها به طرف آمریکایی بروند و آمریکایی را در تحریمها همراهی نکنند. چه مذاکره ای بکنیم؟ کدام کشورها در زمینه مسائل دفاعی شان مذاکره می کنند؟ بله! برای خرید اسلحه مذاکره می کنند، برای آوردن تکنولوژی مذاکره می کنند. اما ما بیاییم با اروپا مذاکره کنیم، چه بگوییم؟ از ما چه چیز می خواهند؟ در مذاکره می خواهند بگویند که قدرت دفاع دارید! این را می خواهند به ما بگویند؟ این که مذاکره نمی خواهد. این ها در مذاکره می خواهند بگویند که شما توقف کنید. بلکه اگر ما توقف را قبول کردیم، بگویند که این ها را هم کم کنید، یا موشک های شما تا صد کیلومتر، یا بیست کیلومتر بُرد نداشته باشد، یا این کار بکنید یا آن کار را نکنید. این ذلّت نیست؟ 

چه می خواهند برای ما در مذاکره موشک ها بگویند؟ این ها که نمی خواهد بارک الله بگویند. می خواهند بگویند که این ها را بردارید. نداشته باشید. می خواهند ما را تضعیف کنند.

آن وقت با آیه جور در می آید؟ قرآن می فرماید: « وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُم‏» (14)

 

لزوم افزايش قدرت دفاعی

آیه قرآن که به ما می گوید که «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»؛ شما باید همه جهت قوی باشد؛ هم جهت نظامی، هم جهت علمی، هم جهت اقتصادی، هم جهت های مختلف، که دشمن از شما بترسد، واهمه داشته باشد تا جرأت نکند به عزّت شما لطمه وارد کند. آیا این آیه قران مخالف این نوع مذاکره نیست؟

هیچ کس الحمد لله در کشور ما [موافق این مذاکره نیستند]. آقای رئیس جمهور اخیراً هم الحمدلله مواضع خیلی قوی گرفته است. حالا بعضی ها یک حرف هایی می زنند اما واقعا ذهن مردم را خراب می کنند و این مسأله، مسأله ای است که برای کشور ما مهم است. «أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُم‏» دستور خداست. این ها دشمن شما هستند. صهیونیست ها دشمن شما نیستند؟ این عربستانی ها ابراز دشمنی می کنند. به یهودی ها پول می دهند و اسلام را از بین ببرند. این یک مسأله است.

یک مسأله دیگری که ما داریم، من بارها گفتم که؛« إنَّ العِزَّةُ للَّه و لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِين»(15)؛ ‏خداوند مومنین را عزیز خواسته است. مومن باید عزیز باشد. نباید ذلیل باشد. در روایتی که برای شما همیشه خوانده شده است دارد که امام (علیه السلام) می فرماید: مؤمن در هر چیزی اختیار دارد که انتخاب بکند اما برای انتخاب ذلّت اختیار ندارد. شما می خواهید هر طوری زندگی کن، هر کاری می خواهی بکن، اما کاری بکنی که ذلیل شود، اجازه نداری؛ مومن است.!! مخلوق و وابسته به خداست. بنده خداست. بنده خدا نباید کاری بکند که ذلیل شود.

همه مان در ایران از مقام معظم رهبری (حفظه الله) که فرمانده و رهبر حرکت این کشور هستند و از امام بزرگوارمان (رحمة الله علیه) که این برنامه و این انقلاب را ایجاد کرد، و همه مردم و مسئولین ما در این مسیر هستند. الان هم همه متحد هستند این زمزمه کم مخالف، دیگر چیزی نیست. اما باید مردم ما مواظب این زمزمه های رادیوهای بیگانه و فضاهای مجازی و انگلیسی ها و فرانسوی ها باشند و آنهایی هم که دارند [این حرف ها را] نوشخوار می کنند باید بدانند که ملت تودهنی به آنها خواهند زد. باید سر جایشان بنشینند. از این حرف ها در روزنامه هایشان نزنند که وقت مردم و ملّت را نگیرند.

نکته دیگر که عرض کنم درباره زلزله است. این زلزله ای که پیش آمده، اتفاقی است که افتاده است. باید مواظب باشیم. من درباره علت هایش بحث نمی کنم.

اکثرا ما در ایران مان در گسل ها هستیم. گاهی زلزله های هشدار دهنده می آید. این ها باید برای ما و مسئولین هشدار باشد که بسترها را آماده کنیم تا خدایی نکرده این خسارت ها پیدا نشود.

 

لزوم توجه جدّی مسئولین نسبت مقام سازی ساختمان در برابر زلزله

حالا همین زلزله کرمانشاه اگر در هشدار اولیه (که شنیدم یک زلزله خفیفی آمده)، مردم بیرون و به خیابان ها نیامده بودند و آن زلزله هفت ریشتری بود، فاجعه بزرگ به بار می آرود. باید آموزش ها را به مردم بدهند تا با أدنی [کمترین] حرکتی خودشان را آماده کنند که بیرون بیایند یا مواظب باشند یا بستر سازی بکنند برای این که این زلزله ها خرابی اش کمتر شود مشکلات درست نشود. ابنیه را باید در مسائل اش تجدید نظر بکنند. باید در آمادگیهایش، در برنامه ریزی هایش [تجدید نظر کنند]. باید واقعا از مردم تشکر کنیم. از اقصا نقاط کشور رفتند و وسائل به آنجا بردند. از یزد ما و جاهای دیگر [رفتند]. الحمدلله کار می کنند اما یک کارهای ضروری هم مانند اسکان و مانند آن است که باید سریعتر در سرما انجام دهند. باید زمینه های اینکه ما در زلزله ها آسیب زیادی نبینیم، فراهم کنیم.

 

عوامل به وجود آمدن آسیب های اجتماعی

یک نکته دیگر در ارتباط با آسیب های اجتماعی می خواستم بگویم که می ترسم دیر شود. فقط اشاره می کنم.

آسیب های اجتماعی اعم از طلاق های فراوان یا فرار ار خانه ها یا مواد مخدر یا بیکاری و مسائل دیگر و یا اموری که از آسیب های اجتماعی است، دو منشاء دارد.

  1. عدم توجه به فرهنگ

یکی از منشاء هایش، نداشتن فرهنگ است. فرهنگ بچه های ما درست نیست. اطلاعات و آگاهی هایشان درست نیست. نداشتن فرهنگ هم از کمرنگ بودن دین در جامعه ما در دل بچه های ما [نشأت می گیرد]. این هشدار است که همیشه گفتیم. فرهنگ باید از کوچکی در دبستان و دبیرستان به بچه ها آموخت. همه این چیزها قابل حلّ است. این قدر ما جلسه و کنگره و کنفراس بگیریم برای زدودن آسیب های اجتماعی، اثر آن چنان نخواهد داشت مگر آنکه شروع کنیم بچه هایمان را از بچگی آموزش دهیم. بچه هایمان را با دین و فرهنگ دینی آشنا کنیم؛ با فرهنگی که دروغ نگوید، با فرهنگی که خلاف نکند، با فرهنگی که دزدی نکند، با فرهنگی که به طرف مواد مخدر نرود، با فرهنگی که شجاع باشد و کار بکند، با فرهنگی که تلاش بکند و بیکار نگردد [آشنا کنیم]. باید این فرهنگ را درجوانی و نوجوانی در مدرسه ها به اینها بدهیم. این کتاب و آن کتاب را، کتاب زبان فرانسه و ... را به خورد آنها ندهیم.

همه وقت ها را بگیرم برای الفبا یاد دادن؛ و اصل قصه و تربیت و اخلاق و مرام و فرهنگ و سبک زندگی فراموش شود. آن وقت فضاهای مجازی به ما فرهنگ دهد.

یکی از مشکلات ما این است تا مسئولین ما جدّی نشوند، نترسند، [مشکل حلّ نمی شود]. یونسکو را دور بریزد. ما انسان می خواهیم. ما بچه مؤدّب، جوان شجاع و کاری و مؤدّب می خواهیم. ما باید از اول به این آسیب های اجتماعی فکر کنیم.  حالا چه فایده دارد. خیلی زحمت می کشید یک مقداری نگهداری می شود اما باز هم مشکلات داریم.

  1. عدم فکر و عدم تحرّک و نوآوری در کارها

یک فرهنگ نداشتن است.یکی هم عدم تحرّک، عدم نوآوری، عدم فکر در کارهاست. فکر بکنیم، کار ایجاد بکنیم. برنامه ریزی بکنیم، محتاج دیگران نباشیم. منشاء این اقتصاد مقاومتی فکر است. منشاء اش وقت گذاشتن، مطالعه کردن، دقت کردن، توکل به خدا پیدا کردن، خواستن و پیش رفتن است. باید پیش برویم.

من به این صنعتگران گفتم نباید در کارخانه ای که هستید، این کارگرِ کارخانه بعد از سی سال همان کارگر خارج شود. چرا از فکرش استفاه نمی کنید؟ چرا در کارخانه ای که ده سال داری از آن استفاده می کنی، درستش نکردی؟ چرا بیشترش نکردی؟ دوباره خراب می شود، از خارج یکی نوتر را سر جایش می گذاری. بعدا هم پُز می دهی که مثلا [مشکل برطرف شده است]. این که پُز نیست.

احساس پیشرفت، احساس نوآوری و احساس فکر برای این کارها، برای مدیریت ها ما، در صنایع ما لازم است تا ان شاء الله مستقل بشویم، بیکاری ها حلّ می شود، مسائل مواد مخدر در بیکارها حلّ می شود، مسائل چادر نشینی و گوشه نشینی حلّ می شود. خیلی چیزها در این قصه حلّ می شود.

امیداورم مسئولین و همه ما؛ در این ارتباط جدّی و کوشا باشیم. خدای متعال به همه شان توفیق بدهد که با جدّیت بیشتر ان شاء الله کار بکنند، تلاش بکنند و با اخلاص و برای رضای خدا ان شاء همه مان هم کمک کنیم که کشورمان پیش برود و مردم مان آسایش پیدا بکنند و دین مان و انقلاب ما ان شاء الله تقویت بشود تا دشمنان هوس یورش و هجوم و اذیت مان را نداشته باشند.

 

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1)  اللَّهُ الصَّمَدُ (2)  لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3)  وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

ترجمه: بنام خداوند بخشنده مهربان

1- بگو: خداوند يكتا و يگانه است.

2- خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند:

3- نزاد و زاده نشد.

4- و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

 

 

 

 

 

پی نوشت:

  1. نهج البلاغه، نامه 47

«... أُوصِيكُمَا بِتَقْوَى اللَّهِ وَ أَنْ لَا تَبْغِيَا الدُّنْيَا وَ لَا تَأْسَفَا عَلَى شَيْ‏ءٍ مِنْهَا زُوِيَ عَنْكُمَا وَ قُولَا بِالْحَقِّ وَ اعْمَلُوا لِلْآخِرَةِ وَ كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً أُوصِيكُمَا وَ جَمِيعَ وُلْدِي وَ أَهْلِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ‏ أَمْرِكُمْ‏ وَ صَلَاحِ ذَاتِ بَيْنِكُمْ...».

ترجمه: من شما را به تقوا و پرهيزكارى (و ترس از مخالفت پروردگار) توصيه مى‏كنم و سفارش مى‏كنم و در پى زرق و برق دنيا نباشيد، هرچند دنيا به سراغ شما بيايد و بر آنچه از دنيا از دست مى‏دهيد تأسف نخوريد. سخن حق بگوييد و براى اجر و پاداش الهى (نه براى چشم‏داشت از مردم) كار كنيد، همواره دشمن (سرسختِ) ظالم و يار و مددكار مظلوم باشيد. من شما و تمام فرزندان و خاندانم و كسانى را كه اين وصيت‏نامه‏ام به آنها مى‏رسد به تقواى الهى و نظم در كارهاى خود و اصلاح ذات البين توصيه مى‏كنم... .

 

  1. سوره حج (22)، آيات 1 تا 2

«يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْ‏ءٌ عَظِيمٌ * يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى‏ وَ ما هُمْ بِسُكارى‏ وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِيدٌ»

ترجمه: اى مردم از پروردگارتان بترسيد كه زلزله رستاخيز امر عظيمى است * روزى كه آن را مى‏بينيد (آن چنان وحشت سر تا پاى همه را فرا مى‏گيرد كه) مادران شيرده، كودكان شيرخوارشان را فراموش مى‏كنند، و هر باردارى جنين خود را بر زمين مى‏نهد و مردم را مست مى‏بينى، در حالى كه مست نيستند، ولى عذاب خدا شديد است!

 

  1. سوره زلزلة (99)، آيات 1 تا 8

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ * إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها * وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها * وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها * يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها * بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى‏ لَها * يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ * فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ *وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ»

ترجمه:بنام خداوند بخشنده مهربان * هنگامى كه زمين شديدا به لرزه در آيد. * و زمين بارهاى سنگينش را خارج سازد! * و انسان مى‏گويد زمين را چه مى‏شود (كه اينگونه مى‏لرزد)؟ * در آن روز زمين تمام خبرهاى خود را بازگو مى‏كند*  چرا كه پروردگارت به او وحى كرده است. * در آن روز مردم به صورت گروه‏هاى مختلف از قبرها خارج مى‏شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود. * پس هر كس به اندازه سنگينى ذره‏اى كار خير انجام داده آن را مى‏بيند. * و هر كس به اندازه ذره‏اى كار بد كرده آن را مى‏بيند.

 

  1. سوره تكوير (81)، آيات 1 تا 9

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ * إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ * وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ * وَ إِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ * وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ * وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ * وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ * وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ* وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ * بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ»

ترجمه: بنام خداوند بخشنده بخشايشگر * در آن هنگام كه خورشيد درهم پيچيده شود. * و در آن هنگام كه ستارگان بى‏فروغ شوند. * و در آن هنگام كه كوه‏ها بحركت در آيند. * و در آن هنگام كه با ارزشترين اموال به دست فراموشى سپرده شود. * و در آن هنگام كه وحوش جمع شوند. * و در آن هنگام كه درياها بر افروخته شوند. * و در آن هنگام كه هر كس با همسان خود قرين گردد. * و در آن هنگام كه از دختران زنده به گور شده سؤال شود، * كه به كدامين گناه كشته شدند؟!

 

  1. سوره نمل (27)، آيات 87 تا 88

«وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ وَ كُلٌّ أَتَوْهُ داخِرِينَ * وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ»

ترجمه:  به خاطر بياوريد روزى را كه در صور دميده مى‏شود و تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند در وحشت فرو مى‏روند جز كسانى كه خدا به خواهد و همگى با خضوع در پيشگاه او حاضر مى‏شوند. * كوه‏ها را مى‏بينى و آنها را ساكن و جامد مى‏پندارى در حالى كه مانند ابر در حركتند اين صنع و آفرينش خداوندى است كه همه چيز را متقن آفريده او از كارهايى كه شما انجام مى‏دهيد آگاه است.

 

  1. النوادر، فضل الله بن على راوندى كاشانى، ‏ص 22

 قَالَ عَلِيٌّ ع: خَطَبَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّكُمْ فِي زَمَانِ هُدْنَةٍ وَ أَنْتُمْ عَلَى ظَهْرِ سَفَرٍ وَ السَّيْرُ بِكُمْ سَرِيعٌ فَقَدْ رَأَيْتُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ الشَّمْسَ‏ وَ الْقَمَرَ يُبْلِينَ كُلَّ جَدِيدٍ وَ يُقَرِّبْنَ كُلَّ بَعِيدٍ وَ يَأْتِينَ بِكُلِّ مَوْعِدٍ وَ وَعِيدٍ فَأَعِدُّوا الْجَهَازَ لِبُعْدِ الْمَفَازِ فَقَامَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ الْكِنْدِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَا تَأْمُرُنَا نَعْمَلُ فَقَالَ إِنَّهَا دَارُ بَلَاءٍ وَ ابْتِلَاءٍ وَ انْقِطَاعٍ وَ فَنَاءٍ فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمْ الْأُمُورُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَ مَاحِلٌ مُصَدَّقٌ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَى النَّارِ وَ هُوَ الدَّلِيلُ يَدُلُّ عَلَى السَّبِيلِ وَ هُوَ كِتَابُ تَفْصِيلٍ وَ بَيَانٍ وَ تَحْصِيلٍ هُوَ الْفَصْلُ لَيْسَ بِالْهَزْلِ وَ لَهُ ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَظَاهِرُهُ حُكْمُ اللَّهِ وَ بَاطِنُهُ عِلْمُ اللَّهِ تَعَالَى فَظَاهِرُهُ وَثِيقٌ وَ بَاطِنُهُ لَهُ تُخُومٌ وَ عَلَى تُخُومِهِ تُخُومٌ لَا تُحْصَى عَجَائِبُهُ وَ لَا تُبْلَى غَرَائِبُهُ فِيهِ مَصَابِيحُ الْهُدَى وَ مَنَارُ الْحِكْمَةِ وَ دَلِيلٌ عَلَى الْمَعْرِفَةِ لِمَنْ عَرَفَ النَّصَفَةَ فَلْيَرِعْ رَجُلٌ بَصَرُهُ وَ لْيَبْلُغِ النَّصَفَةَ نَظَرُهُ يَنْجُو مِنْ عَطَبٍ وَ يَتَخَلَّصُ مِنْ نَشَبٍ فَإِنَّ التَّفَكُّرَ حَيَاةُ قَلْبِ الْبَصِيرِ كَمَا يَمْشِي الْمُسْتَنِيرُ وَ النُّورُ يُحْسِنُ التَّخَلُّصَ وَ يُقِلُّ التَّرَبُّصَ.

ترجمه: امام على (عليه السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) براى ما خطبه‏اى ايراد كرد، و فرمود: اى مردم! شما در «زمان هدنه» به سر مى‏بريد، در حال سفر هستيد و سرعت شما هم زياد است، و شما مشاهده مى‏كنيد، شب و روز و خورشيد و ماه، هر چيز جديدى را كهنه و هر چيز دورى را نزديك مى‏كنند، و آنچه را وعده و مژده داده شده مى‏آوردند، بنا بر اين، وسايل خود را براى روز رستگارى فراهم آوريد.

در آن حال، مقداد بن أسود كندى، از جا برخاست و سؤال‏ كرد: اى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم! زمان هدنه كدام است؟ و مى‏فرمايى ما چه كنيم؟ رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: زمان هدنه، روزگار بلا و امتحان و انقطاع و نابودى است، پس آنگاه كه گرفتار انواع بلاها شويد، و اوضاع مثل پاره‏هاى ابرها در شب تاريك درهم آميخت، به قرآن روى آوريد و به آن بچشبيد، زيرا قرآن راهنماى مورد قبولى است، و راهى را كه مى‏گشايد صادقانه است، و هر كس آن را پيشواى خود قرار دهد، او را به بهشت سوق مى‏دهد، و هر كس آن را كنار گذارد، به دوزخ ره مى‏يابد.

آرى، قرآن بهترين رهنماى راه است، كتاب تفصيل و بيان و به هدف رساننده است، كتاب تفكيك حق و باطل است و در آن ناروايى راه ندارد. قرآن داراى ظاهر و باطن است، كه ظاهر آن حكم تكليف آور، و باطن آن علم الهى است، ظاهر آن محكم و باطن آن عميق است.

قرآن داراى نهايتى است، و براى نهايت آن نهايت ديگرى وجود دارد، كه عجايب آن قابل شمارش نيست و غرايب آن فرسودگى ندارد، در قرآن چراغهاى هدايت، مشعلهاى حكمت، و دليلهاى معرفت وجود دارد، براى كسى كه اهل معرفت باشد.

بنا بر اين، هر كسى مى‏بايست مراقبت كند، بصيرت و دقّت نظر خويش را به كار گيرد، تا از هلاكت و گرفتارى نجات يابد، زيرا، تفكّر مايه حيات شخص بصير است، همان طور كه شخصى كه چراغ دارد، در شب ظلمانى حركت مى‏كند، و «نور» رهايى را آسان، و انتظار را اندك و راحت مى‏گرداند.

 

  1. سوره قلم (68)، آيه 4

 «وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ»

ترجمه: و تو اخلاق عظيم و برجسته‏اى دارى.

 

  1. سوره نجم (53)، آيات 3 و 4

« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى‏»

ترجمه: و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد * آنچه آورده چيزى جز وحى نيست كه به او وحى شده است.

 

  1. نهج الحق و كشف الصدق، حسن بن يوسف علامه حلى، ص 332-333

وَ هَذَا كَمَا رَوَى مُسْلِمٌ فِي صَحِيحِهِ  وَ الْحُمَيْدِيُّ فِي مُسْنَدِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ‏ عَبَّاسٍ قَالَ: لَمَّا احْتُضِرَ النَّبِيُّ ص وَ فِي بَيْتِهِ رِجَالٌ مِنْهُمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ فَقَالَ النَّبِيُّ ص هَلُمُّوا أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَاباً لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ فَقَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الْوَجَعُ وَ إِنَّ الرَّجُلَ لَيَهْجُرُ حَسْبُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ: وَ فِي رِوَايَةِ ابْنِ عُمَرَ أَنَّ النَّبِيَّ لَيَهْجُرُ: قَالَ الْحُمَيْدِيُّ فِي الْجَمْعِ بَيْنَ الصَّحِيحَيْنِ فَاخْتَلَفَ الْحَاضِرُونَ عِنْدَ النَّبِيِّ ص فَبَعْضُهُمْ يَقُولُ الْقَوْلُ مَا قَالَهُ النَّبِيُّ ص وَ بَعْضُهُمْ يَقُولُ الْقَوْلُ مَا قَالَهُ عُمَرُ فَلَمَّا أَكْثَرُوا اللَّغَطَ وَ الِاخْتِلَافَ قَالَ النَّبِيُّ ص قُومُوا عَنِّي وَ لَا يَنْبَغِي عِنْدِي التَّنَازُعُ" وَ كَانَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسٍ يَبْكِي حَتَّى تَبُلَّ دُمُوعُهُ الْحَصَى وَ يَقُولُ يَوْمُ الْخَمِيسِ وَ مَا يَوْمُ الْخَمِيسِ وَ كَانَ يَقُولُ الرَّزِيَّةُ كُلُّ الرَّزِيَّةِ مَا حَالَ بَيْنَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ بَيْنَ كِتَابِهِ.

ترجمه: اين ماجرا همان گونه است كه مسلم در صحيح خود و حميدى در مسند عبد اللَّه بن عباس روايت كرده‏اند: هنگامى كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در حال احتضار بود و مردم در خانه‏اش گرد آمده بودند، فرمود: «بياييد چيزى براى شما بنويسم كه پس از من گمراه نشويد» عمر بن خطاب گفت: درد بر او چيره شده و هذيان مى‏گويد كتاب خدا شما را بسنده است. (و در روايت پسر عمر: همانا پيامبر هذيان مى‏گويد.) حميدى در جمع بين صحيحين مى‏گويد: حاضران نزد پيامبر به اختلاف برخاستند.

برخى گفتند: آنچه پيامبر فرمود درست است و گروهى سخن عمر را تأييد كردند. چون جنجال و اختلاف بالا گرفت پيامبر فرمود: از نزد من برخيزيد و بيرون رويد كه در چنين محضرى، غوغا روا نيست. عبد اللَّه بن عباس چنان مى‏گريست كه اشكش سنگريزه‏ها را تر مى‏كرد و مى‏گفت:

«پنجشنبه چه روزى بود! هر مصيبتى از آنجا آغاز شد كه ميان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نوشته او فاصله افكندند.»

 

  1. سوره أنفال (8)، آيه 46

«وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»

ترجمه: و اطاعت (فرمان) خدا و پيامبرش نمائيد و نزاع (و كشمكش) مكنيد تا سست نشوند و قدرت (و شوكت و هيبت) شما از ميان نرود و استقامت نمائيد كه خداوند با استقامت كنندگان است.

 

  1. سوره كهف (18)،آیه 51

«ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً»

ترجمه: من آنها را به هنگام آفرينش آسمانها و زمين حاضر نساختم، و نه بهنگام آفرينش نوع خودشان، و من گمراه كنندگان را دستيار خود قرار نمى‏دهم.

 

  1. سوره مائدة (5)، آيه 82

«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى‏ ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ»

ترجمه: بطور مسلم يهود و مشركان را دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت، ولى‏ آنها را كه مى‏گويند مسيحى هستيم نزديكترين دوستان به مؤمنان مى‏يابى، اين به خاطر آن است كه در ميان آنها افرادى دانشمند و تارك دنيا هستند و آنها (در برابر حق) تكبر نمى‏ورزند.

 

  1. سوره أنبياء (21)، آيه 92

«إِنَ‏ هذِهِ‏ أُمَّتُكُمْ‏ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ»

ترجمه: اين (پيامبران بزرگى كه به آنها اشاره كرديم و پيروان آنها) همه امت واحدى بودند (و پيرو يك هدف) و من پروردگار شما هستم، مرا پرستش كنيد.

 

  1. سوره أنفال (8)، آيه 60

«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ‏ مَا اسْتَطَعْتُمْ‏ مِنْ‏ قُوَّةٍ وَ مِنْ‏ رِباطِ الْخَيْلِ‏ تُرْهِبُونَ‏ بِهِ‏ عَدُوَّ اللَّهِ‏ وَ عَدُوَّكُمْ‏ وَ آخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ»

ترجمه: در برابر آنها (دشمنان) آنچه توانايى داريد از" نيرو" آماده سازيد (و همچنين) اسبهاى ورزيده (براى ميدان نبرد) تا به وسيله آن دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد و (همچنين) گروه ديگرى غير از اينها را كه شما نمى‏شناسيد و خدا مى‏شناسد و هر چه در راه خدا (و تقويت بنيه دفاعى اسلام) انفاق كنيد. به شما باز گردانده مى‏شود و به شما ستم نخواهد شد.

 

  1. سوره منافقون (63)، آيه 8

«يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلَّهِ‏ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ‏ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ‏ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُون»

ترجمه: آنها مى‏گويند: اگر به مدينه بازگرديم عزيزان ذليلان را بيرون مى‏كنند، در حالى كه عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است، ولى منافقان نمى‏دانند

 

 

 

شنبه ٢٧ آبان ١٣٩٦ - ١٠:٣٠

 

امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: