صفحه اصلي > خطبه ها   


خطبه‌های نماز جمعه یزد 28  مهر 1396

 

خطبه اول:

 

السَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ الله

 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ  

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

أَلحَمدُلِلهِ رَبِّ العالَمين بارِئ الخَلائِقِ أَجمَعين وَ باعِثِ الأَنبياءِ وَالمُرسَلين، ألَّذي خَلَقَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ الرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ ِ وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَيَدانَ أَرْضِه‏. نَستَعينُهُ وَ نُؤمِنُ بِهِ وَ نَتَوَكَّلُ عَلَيه وَ نَستَغفِرُهُ، ثَمَّ نُصَلّي وَ نُسَلِّم عَلي سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا أبی‌القاسِمِ المُصطَفي مُحَمَّد وَ عَلي آلِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ المَعصُومينَ المُكَرَّمين سِيَّما بَقيَّة‌اللهِ فِي‌الأَرَضين رُوحي وَ أرواحُ العالَمينَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفداه. ‌

 

سفارش به تقوی

« اُوصیکُم عِبادَ اللهِ وَ نَفسی بِتقوَی اللهِ وَلُزُومِ اَمرِهِ».(1)

قالَ اللهُ تَبارَکَ و تَعَالی فی مُحکَمِ کِتابِهِ:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ».(2)

در خطبه اولم خودم و شما را به تقوا و پرهيز از گناه سفارش مي‌كنم.

به یاد بیاوریم که ما در محضر خداییم. همه عالم در محضر خداست و خداوند حاضر و ناظر بر اعمال و کردار ماست. مراقب و مواظب باشیم که در محضر خدا گناه نکنیم. ادب حضور در محضر پروردگار را داشته باشیم.

امروز در سفارش به تقوا، یکی از تکه های خطبه امام حسین (علیه السلام) را خدمت شما عرض می کنم.

 

تقوا یعنی عدم دلبستگی به دنیا

حضرت حسین (علیه السلام) فرمودند: «عِبادَاللَّهِ»(3)؛ بندگان خدا، «اتَّقُوا اللَّهَ»؛ پرهیز داشته باشد، تقوا داشته باشید.

ایشان [در این خطبه] تقوا را که معمولاً دنیا، حبّ دنیا و غفلت از آخرت و خدا باعث می شود که انسان از جاده آن خارج شود، به این معنا سفارش کردند.

 فرمودند: «اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مِنَ الدُّنْيا عَلى‏ حَذَرٍ». شما که در دنیا هستید، خیلی باید مواظب و مراقب باشید. برای اینکه [باطنِ] این دنیا آن طور که ظاهرش هست [زیبا نمی باشد]. اگر ما به این ظاهرش نگاه کنیم (که باید از این فرصتها بهره گیری کنیم)، به خودی خود ارزش ندارد.

حضرت می فرماید: «فَإِنَّ الدُّنْيا لَوْ بَقِيَتْ لِأَحَدٍ أَوْ بَقِىَ عَلَيْها أَحَدٌ، كانَتِ الْأَنْبِياءُ أَحَقُّ بِالْبَقاءِ وَ أَوْلى‏ بِالرِّضى‏»؛ اگر بنا بود دنیا برای کسی باشد، اگر بنا بود [دنیا را به عنوان ]تحفه ای به کسی بدهند، یا [اگر بنا بود] کسی در این دنیا باقی بماند، انبیاء (صلوات الله علیهم) و اولیاء (علیهم السلام) احقّ به این معنا بودند. چون آنها بهترین انسان ها هستند، بهترین بندگان خدا هستند. اگر دنیا ارزشی داشت، مقام ومنزلتی داشت، بقایی داشت و اگر بنا بود آن را به کسی بدهند، اولی و بهتر از انبیاء (صلوات الله علیهم) چه کسی بود؟! و اگر [بنا باشد] کسی در دنیا باقی باشد، چه کسی بهتر انبیاء (صلوات الله علیهم)؟! اینکه (صلوات الله علیهم) و اولیاء (علیهم السلام) هم در این دنیا نمی مانند و دنیا به معنای ظاهری اش به آنها هم داده نشده است، معلوم می شود که دنیا ارزش ندارد که انسان در آن از خدا غافل شود، در آن معصیت خدا کند، برای رسیدن به آن گناه کند، برای رسیدن به آن بندگان خدا را اذیت کرده و ظلم کند، برای رسیدن به آن، حق و حقوقی را ضایع کند.

بعد می فرماید: «غَيْرُ أَنَّ اللَّهَ تَعالى‏ خَلَقَ الدُّنْيا لِلْبَلاءِ»؛ [خداوند] دنیا را [براى آزمايش و امتحان] ‏خلق کرده است. در واقع انسان ها در این دنیا ابتلاء پیدا می کنند. در ابتلائات شان، امتحان می شوند.

انسان در دنیا گرفتارهای مادی، مسائل مادی و روزمره، مشکلات و زحمت هایی دارد. انسان ها در این زحمت و مشکلات که پیش می آید، امتحان می شوند که آیا در این مسیر به آنچه دستور خداست عمل می کنند، یا به آنچه دستور هوای نفس یا شیطان است، توجه می کنند؟

اگر انسان ها مقیّد شوند و در مسیر حق قرار بگیرند و از دنیا برای آخرتشان استفاده کنند، از دنیا برای رشد و کمالشان استفاده کنند، از دنیا برای قرب به خدا استفاده کنند، از دنیا برای خدمت رسانی به مردم و بندگان خدا استفاده کنند، این یک امتحان خوب است. اما بالعکس؛ اگر گرفتارش شویم، و هوا و هوسها، مسائل دنیا انسان را به ظلم و ستم، ضایع کردن حق دیگران، جمع آوری دنیا از مال غیر حلال و غیره بکشاند،، تبعاً امتحانش را خوب نداده است. لذا [امام حسین علیه السلام] می فرماید که؛ این دنیا برای امتحانات و ابتلائات است.

«وَ خَلَقَ أَهْلَها لِلْفَناء»؛ اهل این دنیا باقی نمی مانند. هیچ کسی در دنیا باقی نمی ماند. همه خلق شده اند که یک روزی بروند. هیچ کس ماندنی است. بنا نیست که هیچ کس در این دنیا تا ابد بماند. [این دنیا] تمام شدنی است.  این مسیر رفتنی است.

« فَجَديدُها بالٍ»؛ هر چه که جدید می آید، دوباره کهنه می شود و از دست می رود. خانه ها و ساختمان های نو فرسوده می شوند، انسان های جوان و قشنگ و زیبا، پیر و فرسوده می شوند.‏ ماشین های کذایی فرسوده می شوند. این سیر طبیعت دنیاست.

«وَ نَعيمُها مُضْمَحِل‏»؛ نعمت هایی که در دنیا هست، همه اش از بین می رود. باید از آنها استفاده کنیم. نعمت چشم، گوش، فکر، عقل، ستارگان، آسمان ها، زمین، دریا و صحرا، نعمت هایی که خدا به انسان می دهد، همه از بین می رود. [یک روز] تمام می شود.

«وَ سُرُورُها مُكْفَهِرٌّ»؛ خوشحالی هایش، چهره های برافروخته و خندان، یک روزی در هم کشیده می شود. آن  چهره ها عبوس می شود. آن چهره ها در زمانی که ندای مرگ می آید که باید بروی، نگران و ناراحت می شود. سرور، خوشحالی ها، شادی هایش، «مُكْفَهِرٌّ»؛ از بین می رود و تبدیل به چیز ناخوشایند می شود.

«وَ الْمَنْزِلُ بُلْغَةٌ وَ الدَّارُ قُلْعَةٌ»؛ دنیا خانه ای است که جمع می شود، از جایش کنده می شود، برداشته می شود. جایگاه هایی که در آن هستید، بالاخره شما را به آن نقطه ای می رسانند که وقت رسیدن مرگ است و تمام می شود.

بعد امام حسین (علیه السلام) به مسلمان ها ، شیعیان و مردم و همه آنهایی که مخاطبش بودند، توصیه و سفارش می کنند.

می فرماید: «فَتَزَوَّدُوا»؛ ای مومنین! زاد و توشه بردارید. «فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى‏»؛ بهترین زاد و توشه در دنیا، تقواست.

تقوا پیشه کنیم. با خدا باشیم. خدا را در زندگی مان بیاوریم. خدا را در زندگی به فراموشی نسپاریم. سعی کنیم همیشه در زندگی آنچه که رضایت خداست، آنچه خدا از آن راضی است، آنچه دستور خدای متعال است، انجام دهیم. چرا؟ چون او خالق ماست. همه چیز ما در دست اوست. برگشت ما به سوی اوست. همه نعمت های ما از اوست. ما کجا می خواهیم برویم؟ به امید چه کسی زندگی کنیم که امید ما را قطع نکند؟ به امید چه کسی گناه و خیانت کنیم که عذاب جهنم پشت سرش نباشد؟ و امید ما، نا امید نشود؟ تنها خداست، که امیدها را نا امید نمی کند. تنها خداست که دستت را بر نمی گرداند. تنها خداست که این نعمتها را برای تو نگه می دارد. تنها خداست که روز قیامت علاوه بر لطف هایی که در این دنیا داشته، چند برابر به تو لطف و عنایت می کند. چرا ما فراموش می کنیم؟ چرا گاهی برای رسیدن به دو لقمه نان، اذیت و آزار می کنیم؟ حرام را حلال می کنیم؟ چرا گاهی وقتها برای رسیدن به دو روز ریاست، کارهایی می کنیم، ظلم و ستم ها می کنیم؟ برای گیر آوردن یک میز و صندلی [چه کارها می کنیم؟]. بعد می گذاریم و می رویم. تنها وزر و و بالش گردن ما [را می گیرد] و زحماتش هم به دوش مردم می افتد. چرا؟ یک کمی فکر کنیم. به حرف های امام حسین (علیه السلام)، به این خطبه سوزناک که از دل و از سوز جان امام (علیه السلام) برخواسته است، گوش دهیم.

«فَتَزَوَّدُوا، فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى‏»؛ زاد و توشه بردارید. بهترین زاد و توشه اطاعت خدا و دوری از گناه است.

بعد می فرماید: «فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون‏»؛ تقوا پیشه کنیم، شاید که رستگار شویم. ان شاء الله عاقبت به خیر شویم. ان شاء الله عاقبت همه مان پیش خدا، رو سفیدی، سربلندی و خوبی باشد و با اولیاء خدا (علیهم السلام) محشور شویم.

پروردگارا ! به آبروی امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) قَسَمت می دهیم که ما را از زمره متقّین قرار بده.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1)  اللَّهُ الصَّمَدُ (2)  لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3)  وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

ترجمه: بنام خداوند بخشنده مهربان

1- بگو: خداوند يكتا و يگانه است.

2- خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند

3- نزاد و زاده نشد.

4- و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

خطبه دوم:

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ و صَلی اللّهُ عَلی سَیِّدنا و نَبیِّنا اَبی القاسمِ المُصطَفی مُحمّدٍ (صَلَي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ) وَ عَلی عَلیٍّ اَمیرِ المؤمنینَ و عَلی فاطمهَ سَیدهِ نساءِ العالمینَ و عَلی الحَسنِ والحُسینِ سَیدی شَبابِ اَهلِ الجَّنهِ و عَلیِّ بنِ الحُسَینِ و محمدِ بنِ علیٍّ و جعفرِ بنِ مُحمدٍ و مُوسَی بنِ جَعفرٍ و عَلیِّ بنِ مُوسَی و مُحَمَّدِ بنِ عَلیٍّ وَعَلیِّ بنِ محمَّدٍ والحَسَنِ بنِ عَلیٍّ وَ مَولانا صاحبَ الزَّمان (عجَّلَ الله تعالی فرجه) أَللّهُمَّ صَلِّ عَليهِ وَ عَلَيهِم بِأَفضَلِ صَلَواتِكَ وَ بارِك عَلَيهِم بأَفضَلِ بَرَكاتِك.

در خطبه دومم چند نکته را خدمت شما عزیزان عرض می کنم. البته برخی از این نکات، برگرفته از صحبت ها و سخنرانی های دو روز پیشِ مقام معظم رهبری (حفظه الله) در جلسه نخبگان است که خدمت ایشان رفته بودند. ایشان هفت توصیه کردند. منتها من نمی رسم همه شان را بیان کنم. یکی- دو تا از آنها را بیان می کنم.

 

از سفارشات مقام معظم رهبری(حفظه الله)؛ شناخت دوست و دشمن

یکی از مسائلی که [مقام معظم رهبری حفظه الله] اشاره کرده بودند که لازم هم هست ما به آن توجه کنیم (قبلا هم به آن اشاره شده بود، امام (رحمة الله علیه) هم همیشه بر این نکته تکیه می کردند)، آن است که ما باید دوست و دشمن را بشناسیم. دشمن را بشناسیم و حواسمان جمع باشد.

باید دشمن، منّویات دشمن و آن نیّت های خبیثانه دشمن را بشناسیم. اگر از شناخت دشمن غفلت کنیم، ردپای دشمن را پیدا و دنبال نکنیم، در مقابل او مجهّز نشویم، صدمه می خوریم. غافل شدن از توطئه های دشمن، انسان را از بین می برد.

اگر غافل باشیم، حواسمان را جمع نکنیم، دنبال کارها و مسائل روزمره خودمان باشیم، خودمان را به مسائل جزئی، اختلافات جزئی، مسائلی که در دین و دنیای ما اثری ندارد و فقط وسوسه های شیطان هست، [مشغول کنیم] در چنگال توطئه های دشمنان گرفتار می شویم.

چند آیه در سوره «مائده» است (که من اشاره می کنم) به این معنا می پردازد که خدا، دوست و دشمن را به ما معرفی کرده است. البته آیات دیگری هم هست که به نکات دیگری اشاره کردند اما من میخواهم خطبه را زیاد طول ندهم.

 

نشانه های دوست و دشمن در قرآن کریم

خداوند متعال، تکلیف ما را در آیه 55 سوره «مائده» روشن کرده است.

می فرماید: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ».(4) آن کسانی که شما باید به آنها اتّکا کنید، باید به آنها دل ببندید، باید از آنها اطاعت کنید، «اللَّهُ وَ رَسُولُهُ»؛ خدا و پیامبر اوست. «وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ»؛ و آن کسانی که ایمان آوردند. شرط دیگر هم دارد. «الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ» اقامه نماز می کنند. «وَ يُؤْتُونَ الزَّكَوةَ» زکات را هم می پردازند.

تا اینجا ذهن ما می رود به اینکه کسانی که ایمان داشته باشند، نماز بخوانند، اهل و نماز و زکات باشند، بعد از خدا و رسول باید از آنها اطاعت کنیم. اما بعدش یک جمله ای دارد که خاصش می کند.

«يُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَ هُمْ رَاكِعُون» زکات می دهند در حالی که در رکوع هستند. این، منحصردر عده ی خاصی می شود.

چه کسی است که ما باید بعد از خدا و رسول از او اطاعت کنیم، کسی که نماز می خواند و زکات می پردازد در حالی که در رکوع هست؟ همه محدّثین و مفسّرین ما و اکثر مفسّرین اهل تسنن گفته اند که این قضیه ای است که برای امیرالمؤمنین (علیه السلام) اتفاق افتاده که فقیری در مسجد آمد و کسی به او کمک نکرد. امیرالمؤمنین(علیه السلام) در حالی که رکوع بودند، متوجه شدند. اشاره کرد [فقیر جلو آمد و حضرت] انگشترش را به او داد. آن فقیر انگشتر را برداشت و رفت. حالا این انگشترش چه بوده؟ قیمت داشته یا نداشته؟ کاری ندارم. مصداق کسی که ما باید بعد از خدا و پیامبر(صلی الله علیه و اله) به او ایمان داشته باشیم و ولیّ ما باشد، این شخص است.

آیه بعد یک جمله ای می فرماید: « وَ مَن يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»(5)؛ کسی که خدا و رسول خدا را، ولیّ خودش قرار بدهد، «وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ»؛ و [همچنین] آن کسانی که ایمان آوردند، «فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُون»؛ حزب خدا غالب هستند. در واقع آیه بعد هم تأکید می کند.

 

اهل بیت(علیهم السلام)؛ حزب الله الغالب

در هفته قبل ، خطبه ای از امام حسین (علیه السلام) برای شما خواندم، اولین جمله امام حسین (علیه السلام) در جلسه مفصلّی که معاویه داشت و حضرت در مقابل او و اصحابش خطبه خواندند و فرمودند: «نَحنُ حِزْبُ اللَّهِ الْغَالِبُون»(6)؛ ما همان حزب الله الغالب هستیم. امام حسین (علیه السلام) این را در مقابل معاویه مطرح کرد. من بیشتر خطبه را [در هفته قبل] خواندم. وقتی امام حسین (علیه السلام] این خطبه را خواندند، معاویه گفت: یا حسین! پایین بیا. هر چه بود، گفتی.

پس دوستی، ولایت پذیری ما باید با چه کسی باشد؟ همراهی ما باید با خدا و رسولش و کسانی که خدا و رسول معیّن کرده اند که همان امیرالمومنین (علیه السلام) و اولادش هستند که امام حسین (علیه السلام) هم فرمودند.

دشمن ما کیست؟ آیه می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»(7)؛ ای کسانی که ایمان آوردید! «لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً»؛ شما حق ندارید کسانی که دین شما را مسخره می کنند، با دین شما بازی می کنند و ملعبه قرار می دهند، شما را مسخره می کنند. «مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ »؛ از یهود و نصاری که از قبل شما اهل کتاب بودند. این ها را مصداق می آورد. « وَ الْكُفَّارَ» همچنین کفار. « لا تَتَّخِذُوا أَوْلِياءَ».

می فرماید: این هایی که با دین و اعتقادات شما، با معنویت شما بازی می کنند، لعب و لهو و هرزگی در می آورند، مسخره می کنند، حالا از اهل کتاب باشند یا از کفار باشند، هر کدام از این ها باشند[فرقی نمی کند]، «لا تَتَّخِذُوا أَوْلِياءَ»؛ دوست خودتان قرار ندهید.

خدا دارد [در این آیه] دشمن ها را بیان می کند. آقا (حفظه الله) می گوید: دشمن را بشناسید. دشمنان کیانند؟ این یکی از آیات قرآن است [که در مورد شناخت دشمنان می باشد]. عرض کردم آیات دیگری هم هست که موارد را می شمارد اما من برای اینکه طول نکشد، تنها این آیه را بیان کردم.

«وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِين‏»می فرماید: از خدا بپرهیزید اگر شما مؤمنید.

 

هدف دشمن؛ از بین بردن دین و اعتقاد مسلمانان

دشمن شما کیانند؟ [دشمن شما] آنهایی هستند که با دین و عقیده و ولایت و انسانیت شما بازی می کنند، مسخره می کنند، می خواهد از بین ببرند. می خواهند شما که انقلاب کردید، می خواهند شما که هدف تان ترویج دین و مکتب اهل بیت (علیهم السلام) است، شما که در انقلاب مکتب اسلام را نشان دادید، شما که در انقلاب دین را پایه و اساس حرکت خود و همچنین قانون قرار دادید، این ها می خواهند شما را مسخره کنند تا شما را از مقصدتان دور کنند.

این ها کیانند؟ این ها کسانی  هستند که همیشه در تلوزیون شان می گویند، حتی بعضی هایشان که مؤدبانه حرف می زنند، می گویند که ما باید ایران را تغییر رویه بدهیم، ما می خواهیم انقلاب را حذف کنیم. بعضی ها هم می گویند که ما می خواهیم نظام را عوض کنیم.

 معنایش چیست؟ معنایش این است که این رویه ای که شما دارید؛ رویه انقلابی [است]. رویه ای که شما دارید، حفظ استقلال خودتان [است]. رویه ای که شما دارید. حفظ کیان و عزّت خودتان [است]. رویه ای که شما دارید، زیر بار ظلم نمی روید. رویه ای که شما دارید، زیر بار زورگویی های آنها نمی روید. رویه ای که شما دارید، زیر چتر بی حیایی، بی عفتی و قوانینی که آنها درست می کنند مانند همجنس بازی و ... نمی روید. می خواهید خودتان دین تان، اعتقادتان، استقلال تان را حفظ کنید. رشدتان را نگه دارید. به مسلمانان کمک کنید. زیر بار ظلم آن ها نروید. این ها همین هایی است که خدا در این آیه می گوید.

خدواند می فرماید: « لا تَتَّخِذُوا أَوْلِياءَ»؛ این ها را ولی و دوست خودتان قرار ندهید. استقلال داشته باشید. خدا، تکلیف را برای شما مشخص کرده است. امام حسین (علیه السلام) در خطبه هایش که ما اشاره کردیم با همه مسلمان ها حرف می زند [و این مطلب را بیان می کند]

 

فضای مجازی؛ دشمن ترین دشمنان

دشمن را باید بشناسیم. توطئه های دشمن را باید بشناسیم. [دشمنان] ذره ذره، یواش یواش پیش می آیند. این فضاهای مجازی، دشمن بزرگ ماست. این فضاهایی که دست همه ما افتاده، [دشمن بزرگ ماست]. آنها دارند القاء می کنند، دارند بچه های ما را از پدر و مادر بیگانه می کنند و ما بارها گفته ایم که این ها دشمنند. دشمن ترین دشمنانند. این ها پیاده کننده ی افکارِ صهیونیست ها هستند. پیاده کننده ی افکارِ آمریکایی ها هستند. از بین برنده استقلال و فرهنگ ما هستند، از بین برنده حیاء و عفت در روح جوان های ما هستند. محشور کننده ما و جوان ها با سگ ها و گربه ها هستند. این ها دارند این کار می کنند. و من باز به پدر و مادرها، و به عزیزان عرض می کنم، حواستان جمع باشد. به اساتید می گویم، به افرادی که در مدرسه ها، دانشگاه ها هستند، عزیزان در آموزش و پرورش والله مسئولید. این بچه ها را توجیه کنید. این جوان ها را توجیه کنید که سراغ این فضاها نروند. بدی هایش را به آنها بیاموزید. راهکار به آنها بدهید تا از خوبی ها استفاده کرده و سراغ بدی ها نروند. بگویید که آنها مغزشان را می برند. بگویید که تنها کافی است یک اسم به این اینترنت بدید، فقط اسم شما را بگیرد، روی افکار و خصلت های شما  کار می کنند، مغز شما را می خورند و از بین می برند.

 

وظیفه سنگین والدین، معلمان و مسئولین در هدایت فرزندان

دارند بچه های ما را بیگانه می کنند. خانواده ها را دارند از هم می باشند. اساتید عزیز، آقایان و بزرگان در آموزش و پرورش چرا به فکر بچه ها نیستید؟ چرا نظارت نمی کنید؟

پدر و مادرها با ملاطفت، با ملایمت، بارفاقت، با دوستی، با نصیحت بچه ها را برحذر دارند. خیلی زود موبایل به دست بچه ها ندهند. چه خصوصیتی دارد که این بچه ها را به این موبایل ها مشغول می کنید؟ از همان کوچکی [موبایل را] در دسترش قرار می دهید؟ و آنها [بچه ها] را به بازی های دیگر می کشانند. زمینه ها را فراهم کنید. دشمن خیلی خبیثانه دارد کار می کند. خیلی مرموزانه دارد کار می کند. حالا ترامپ می آید داد و قال هایش را می کند. یاوه سرایی هایش را می کند. اما پشت پرده کارهایشان را انجام می دهند. حواسمان جمع باشد.

یکی از نکاتی که [مقام معظم رهبری حفظه الله] گفته بودند، این بود.

 

سفارش دیگر رهبری؛ عدم وابستگی به غیر

یک نکته دیگر هم عرض کنم و آن وابستگی است.

وابستگی بد است. البته انسان ها به خدا که خالق ماست؛ وابسته اند. ما به خدا وابسته ایم. «مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُه‏». (8) توکل مان، اعتماد مان، اصلا همه چیزمان از خداست، وابسته به خداست. در اقتصاد، در فرهنگ، در دین وابسته به خداییم.

اما وابستگی به غیر خدا بخصوص در مسائل اقتصادی غلط است. وابستگی غیر از همکاری است، وابستگی غیر از یاد گرفتن است. وابستگی غیر از الگو خوب برداشتن و بر طبق آن کار کردن است. این ها جداست. وابستگی این است که من هیچ فکر و تأمّلی نکنم، هیچ به خودم زحمت ندهم، خودم را به خارج و این طرف و آن طرف بچسبانم و هر چیزی که او بگوید عمل کنم. هرچه او دارد، بخرم و بیارم. در هر کار خودم را وابسته به آنها کنم. پول دارم ولی خودم را وابسته به آنها کنم. خیلی ها پول دارند، اما در بانک های خارج می گذارند و خودشان را وابسته می کنند. خیلی ها صنعت می آورند، خودشان را وابسته می کنند و می روند آنجا و از آنجا می آورند . خودشان فکر  نمی کنند و نمی سازند.

وابستگی بد است. وابستگی ما را عقب می برد. استقلال داشته باشیم. خدا، فهم و فکر به ما داده است. خدا، ایده به ما داده است، عقل به ما داده است. این همه نعمت داده است. چرا از آن استفاده نمی کنیم؟ چرا فکر نمی- کنیم؟ چرا نوآوری نداریم؟ چرا وقتی قطعه خراب شد، سریعا به خارج می بریم؟ چرا فکر نمی کنیم تا بسازیم؟ این چراها در برنامه های ما زیاد است؟ یک کارگر سی سال در یک کارخانه می آید. کارگر استخدام می شود و کارگر هم بازنشسته می شود. چرا به او فکر نمی دهید تا رشد پیدا کند؟ یک معلم می آید سی سال در آموزش و پرورش درس می دهد و آخر هم معلم بازنشسته می شود. چرا در این مسیر نباید از نوآوری ها و فکرش استفاده کنیم تا رشد پیدا کند تا خیلی کتاب ها تدریس کند؟ مسائل را ایجاد کند؟ بعد هم در بازنشستگی می مانیم، پول نداریم [تا به آنها بدهیم]

این وابستگی بد است. وابستگی اقتصادی به غربی ها و به هر کسی که خیر ما را نمی خواهد، بد است. همکاری خوب است. الگو برداری خوب است. در کارهای اقتصادی بریم الگو برداریم، ببینیم کجا کار را بهتر می کنند، انجام دهیم. یادگیری خوب است. بروید یاد بگیرد و بیایید، خودمان بسازیم. اما وابستگی خوب نیست. همه حرف های آقا (حفظه الله) در مسائل اقتصادی هم همین است. وابستگی را کم کنیم. صنعت گران و نخبگان ما باید حرکت کنند تا این وابستگی برداشته شود. البته در مسائل اخلاقی وابستگی غلط است. در مسائل دینی، اعتقادی وابستگی به غرب و شرق که می خواهند ما را وابسته کنند، غلط است. وابستگی فرهنگی هم اساسا غلط است. همه این ها در این مسائل چیز بدی است و باید مسئولین ما در این باره فکری بکنند.

دو نکته را خدمت تان عرض کنم.

 

مناسبت 1 آبان؛ شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی(رحمة الله علیه)

در ارتباط با شهادت حاج آقا مصطفی (رحمة الله علیه) می خواستم نکاتی را عرض کنم که وقت هم دارد می گذرد.

حاج آقا مصطفی (رحمة الله علیه) یک انسانی بود که حق گردن ملت ایران دارد. حق گردن اسلام و انقلاب دارد. چون از اولی که امام (رحمة الله علیه) شروع کردند، بازوی راست شان، کمک کار اصلی شان، و امین حرکت ها و کارهایشان، حاج آقا مصطفی بودند. در آن زمان حاج احمد آقا نوجوان بودند. مدرسه ای بودند. اما حاج آقا مصطفی (رحمة الله علیه) همراه پدر بود.

تا زمانی که اینجا (یعنی ایران) بودند، در زمانی که امام (رحمة الله علیه) زندان رفت و تا زمانی که برگشتند، همه مسائل را اداره می کردند. در 15 خرداد که امام (رحمة الله علیه) زندان رفتند [همه امور را اداره می کردند].

عمر و زندگی شان را در راه انقلاب خرج کردند. انقلاب را همراهی کرد. بعد که خودش را هم بازداشت کردند. بعد از بازداشت که آمد، به پاریس رفت و ملحق به پدر شدند. در آنجا کمک، همراه، انیس پدر بود. در پاریس و ترکیه همراه امام (رحمة الله علیه) بود.

حاج آقا مصطفی(رحمة الله علیه)  در نجف، بازوی امام (رحمة الله علیه) بود. در عین حاج آقا مصطفی(رحمة الله علیه) ، یک عالمِ مجتهدِ مسلّم بود. یک مجتهدی بود که در همه چیزها اجتهاد داشت. در تفسیر وارد می شدی، اجتهاد داشت. در ادبیات اجتهاد داشت. در فلسفه اجتهاد داشت. همه چیز را اجتهاد می کرد. من 12 سال در بحث های اصول ایشان، از اول علم[اصول] تا آخر استصحاب تعلیقی بودم و نوشته های ایشان را دارم. منتها دوسال که زندان رفتم از این بحثها جدا شدم و نتوانستم این ها را کامل و چاپ کنم.

انسانی وارسته بود. عالم و آگاه بود. من درس خیلی از بزرگان در نجف را رفتم. درس مرحوم محمد آقای صدر رفتم. بعضی از بحث هایش را هم نوشتم. درس دیگران رفتم. درس حضرت امام (رحمة الله علیه) رفتم. اما درس حاج آقا مصطفی(رحمة الله علیه) می دیدم که عمق درسش، عمق فهمش، دقتش، و عمق نگرشش به مسائل، [زیاد است]. ظاهر بینی نبود. یک مطلبی که می خواست که بحث کند، تا اعماق بحث می رفت ، می رفت تا آن صدر اسلام تا زمان ائمه (علیهم السلام)، اقوال را پیدا می کرد و جلو می آورد. این طور نبود که تقریرات این و آن را ببیند. عمیق بود.

در عرفانش واقعا عزیز بود. همیشه ذاکر بود. خیلی وقت ها ذکرهایی می گفت که لبش تکان نخورد تا کسی نفهمد. « لا الهَ إلَّا اللَّهُ»خیلی در ذکرش بود.

خیلی شب هایی که موفق می شدم به حرم می رفتم. نصف شب یا قبل از اذان، شب جمعه یا غیره می دیدم حاج آقا مصطفی(رحمة الله علیه) کارهایش را کرده، نماز هایش را خوانده، زیارتش را کرده و دارد برمی گردد. گاهی می دیدم در گوشه تاریکی از صحن نشسته و نگاهش را به گنبد حرم انداخته و برای خودش زمزمه می کند.

خیلی حالات عجیبی داشت. علاوه بر آنها یک سیاست مدار بزرگ بود. یک حامی بزرگ برای امام (رحمة الله علیه) بود. ما خیلی به حاج آقا مصطفی(رحمة الله علیه) امید داشتیم که به قول امام (رحمة الله علیه) به درد اسلام بخورد. می توانست پا جای پای امام (رحمة الله علیه) بگذارد و از همه جهت بالا بیاید و مرجعیت کل شیعه را به دست بگیرد. اما حاج آقا مصطفی مظلوم ماند. چون امام (رحمة الله علیه) حرفی از او نزد. چرا امام حرفی از او نزد؟ چون امام (رحمة الله علیه) نمی خواست نیّت خالصش آلوده شود که اگر حرفی از پسر خودش بزند، گاهی ممکن است تعریف از خودش شود و نمی خواست تعریف خود شود.

حاج آقا مصطفی(رحمة الله علیه)  خدمت های بزرگی کرد. در نجف با علماء و مراجع ارتباط داشت، با آنها بحث می کرد، خیلی از آنها به او علاقه داشتند. همه آن ارتباطات باعث شد که عظمت امام (رحمة الله علیه) هم بالا رود. این مرد بزرگ شهید شد. و امام (رحمة الله علیه) نگذاشت اسمش را جایی ببرند. در ایران هم می خواستند در رادیو و تلوزیون اسمش را ببرند، جلویشان را گرفت. من خودم به حاج آقا گفتم که چرا امام (رحمة الله علیه) نمی گذارند اسم حاج آقا مصطفی برده شود؟ احمد آقا گفتند: اتفاق خانم والده ما هم همین را گفت که چرا نگذاشتید اسم مصطفی را ببرند؟ امام (رحمة الله علیه) فرمود: اینها خودنمایی است. تو اگر می خواهی برای مصطفی کار کنی، برو برایش خیرات بکن، برایش نماز بخوان، برایش قرآن بخوان. امام(رحمة الله علیه) برای اینکه خودنمایی نکند، نگذاشت اسم مصطفی را ببرند. اما من می گویم: حاج آقا مصطفی مظلوم شهید شد و مظلوم ماند. اما شهید بهشتی، مظلوم شهید شد اما مظلوم نماند چون امام (رحمة الله علیه) اسمش را برد و بزرگش کرد. حاج آقا مصطفی به عکس بود. روح هر دو بزرگوار، امام عزیز ما(رحمة الله علیه)، شاد باشد. ان شاء الله پیش اجداد طاهرین شان مأجور باشند.

نکته دیگری خواستم عرض کنم که  وقتم تمام شد.

توصیه به کمک رسانی به مسلمانان میانمار

یک ستادی در تهران و استان ها تشکیل شد. این ستاد برای کمک رسانی به مردم میانمار و یمن است. تا هم به نیت رضای خدا، کمکی به مسلیمن باشد، کمک به فقرای مسلیمن هست که واجب است. باید به این معنا اهتمام داشت. نباید فراموش کنیم. مسلمانان دنیا، مسلمانان میانمار، مسلمانان یمن گرفتارند. گرفتار چنگال بی سیرت بودایی ها و سعودی ها هستند. ما باید فکر آنها باشیم. تا هم خدا راضی باشد و هم در دنیا همش نگویند که ایران فقط با اسلحه به جای دیگر می رود. خیر! ایران همیشه به فکر مسلمان ها هست. در هر زمنیه ای کمک شان می کند. در هر کجا به فراخور خودش کمک می کند.

ان شاء الله که موفق باشید. خدا به شما توفیق دهد که همان طور که همیشه در کارهای خیر مقدّم بودید، حالا هم باشید.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1)  اللَّهُ الصَّمَدُ (2)  لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3)  وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

ترجمه: بنام خداوند بخشنده مهربان

1- بگو: خداوند يكتا و يگانه است.

2- خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند:

3- نزاد و زاده نشد.

4- و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

پی نوشت:

  1. نهج البلاغه، نامه 47

« ... أُوصِيكُمَا بِتَقْوَى اللَّهِ وَ أَنْ لَا تَبْغِيَا الدُّنْيَا وَ لَا تَأْسَفَا عَلَى شَيْ‏ءٍ مِنْهَا زُوِيَ عَنْكُمَا وَ قُولَا بِالْحَقِّ وَ اعْمَلُوا لِلْآخِرَةِ وَ كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً أُوصِيكُمَا وَ جَمِيعَ وُلْدِي وَ أَهْلِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ‏ أَمْرِكُمْ‏ وَ صَلَاحِ ذَاتِ بَيْنِكُمْ ...».

ترجمه: من شما را به تقوا و پرهيزكارى (و ترس از مخالفت پروردگار) توصيه مى‏كنم و سفارش مى‏كنم و در پى زرق و برق دنيا نباشيد، هرچند دنيا به سراغ شما بيايد و بر آنچه از دنيا از دست مى‏دهيد تأسف نخوريد. سخن حق بگوييد و براى اجر و پاداش الهى (نه براى چشم‏داشت از مردم) كار كنيد، همواره دشمن (سرسختِ) ظالم و يار و مددكار مظلوم باشيد. من شما و تمام فرزندان و خاندانم و كسانى را كه اين وصيت‏نامه‏ام به آنها مى‏رسد به تقواى الهى و نظم در كارهاى خود و اصلاح ذات البين توصيه مى‏كنم... .

 

  1. 2. سوره آل‏عمران (3)، آيه 102

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَ‏ تُقاتِهِ‏ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»

ترجمه:اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! آن چنان كه حق تقوى و پرهيزكارى است از خدا بپرهيزيد، و از دنيا نرويد مگر اينكه مسلمان باشيد (بايد گوهر ايمان را تا پايان عمر حفظ كنيد)

 

  1. تاريخ مدينة دمشق، ابن عساكر، ج 14، ص 218.

 امام عليه السلام در صبح روز عاشورا پس از حمد و ثناى الهى فرمود:

 «عِبادَاللَّهِ! اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مِنَ الدُّنْيا عَلى‏ حَذَرٍ، فَإِنَّ الدُّنْيا لَوْ بَقِيَتْ لِأَحَدٍ أَوْ بَقِىَ عَلَيْها أَحَدٌ، كانَتِ الْأَنْبِياءُ أَحَقُّ بِالْبَقاءِ، وَ أَوْلى‏ بِالرِّضى‏، وَ أَرْضى‏ بِالْقَضاءِ، غَيْرُ أَنَّ اللَّهَ تَعالى‏ خَلَقَ الدُّنْيا لِلْبَلاءِ، وَ خَلَقَ أَهْلَها لِلْفَناءِ، فَجَديدُها بالٍ، وَ نَعيمُها مُضْمَحِلٌّ، وَ سُرُورُها مُكْفَهِرٌّ، وَ الْمَنْزِلُ بُلْغَةٌ وَ الدَّارُ قُلْعَةٌ، فَتَزَوَّدُوا، فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى‏، فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ».

 ترجمه: اى بندگان خدا! تقواى الهى پيشه كنيد و از دنيا دورى نماييد، اگر دنيا براى كسى مى‏ماند و يا كسى در آن مى‏ماند، پيامبران به بقا شايسته‏تر بودند (چرا كه آنان) به جلب رضايت، سزاوارتر و به قضاى الهى خشنودتر بودند و حال آنكه خداوند دنيا را براى آزمايش و امتحان و اهل آن را براى فنا و زوال آفريده است. تازه‏هاى آن كهنه مى‏شود و نعمت‏هايش نابود مى‏گردد و شادمانى آن آميخته با غم است. [چرا كه‏] دنيا منزلى است ناپايدار و خانه‏اى است كه به ناچار بايد از آن رخت‏ بر بست. پس توشه راه برداريد و بهترين ره توشه، تقواست، تقواى الهى پيشه كنيد تا رستگار شويد».

 

  1. سوره مائدة (5)، آيه 55

«إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»

ترجمه: سرپرست و رهبر شما تنها خدا است، و پيامبر او، و آنها كه ايمان آورده‏اند و نماز را بر پا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏پردازند.

 

  1. همان، آيه 56

«وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ»

ترجمه: و كسانى كه ولايت خدا و پيامبر او و افراد با ايمان را بپذيرند (پيروزند زيرا) حزب و جمعيت خدا پيروز مى‏باشد!.

 

  1. وسائل الشیعه، محمد بن حسن‏ شيخ حر عاملى، ج27، ص195

عَنْ مُوسَى بْنِ عُقْبَةَ أَنَّ مُعَاوِيَةَ أَمَرَ الْحُسَيْنَ ع أَنْ يَصْعَدَ الْمِنْبَرَ فَيَخْطُبَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ نَحْنُ حِزْبُ اللَّهِ الْغَالِبُونَ وَ عِتْرَةُ نَبِيِّهِ الْأَقْرَبُونَ وَ أَحَدُ الثَّقَلَيْنِ اللَّذَيْنِ جَعَلَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص ثَانِيَ كِتَابِ اللَّهِ- فِيهِ تَفْصِيلٌ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ وَ الْمُعَوَّلُ عَلَيْنَا فِي تَفْسِيرِه‏ ... .

ترجمه: موسی بن عقبه می گوید: معاویه از حسین بن علی (علیه السلام) خواست که خطبه بخواند، پس امام بالای منبر رفت . حمد و ثناء خدا گفت و بعد فرمود: ما حزب اللّه پیروز هستیم، ما عترت نزدیک پیامبر اوییم، و یکى از دو وزنه گرانقدر هستیم که خداوند ما را بعد از کتاب خودش قرار داده است که همه چیز در آن بصورت کامل بیان شده و باطل از پیش رو و پشت سر در آن راه ندارد و در تفسیر آن به ما تکیه مى شود.

 

  1. سوره المائدة (5)، آيه 57

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»

ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، افرادى كه آئين شما را بباد استهزاء و بازى مى‏گيرند از اهل كتاب و مشركان، دوست و تكيه‏گاه خود انتخاب نكنيد، و از خدا بپرهيزيد اگر ايمان داريد.

 

  1. سوره طلاق (65)،آيات 2 و 3

«فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ وَ أَقِيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّهِ ذلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْراً»

ترجمه: و هنگامى كه عده آنها سرآمد يا آنها را به طرز شايسته‏اى نگهداريد، و يا به طرز شايسته‏اى از آنها جدا شويد، و دو مرد عادل از خودتان را گواه گيريد، و شهادت را براى خدا برپا داريد، اين چيزى است كه افرادى كه به خدا و روز قيامت ايمان دارند به آن اندرز داده مى‏شوند، و هر كس تقواى الهى پيشه كند خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى‏كند * و او را از جايى كه گمان ندارد روزى مى‏دهد، و هر كس بر خداوند توكل كند كفايت امرش را مى‏كند، خداوند فرمان خود را به انجام مى‏رساند، و خدا براى هر چيزى اندازه‏اى قرار داده است‏.

 

 

 

 

سه شنبه ٢ آبان ١٣٩٦ - ١١:٢٨

 

امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: