صفحه اصلي > خطبه ها   


خطبه‌های نماز جمعه­­ یزد 3 شهریور 1396

 

خطبه­ی اول:

 

السَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ الله

 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ  

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

أَلحَمدُلِلهِ رَبِّ العالَمين بارِئ الخَلائِقِ أَجمَعين وَ باعِثِ الأَنبياءِ وَالمُرسَلين. ألَّذي خَلَقَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ الرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ.ثَمَّ الصّلاةُ و السّلامُ عَلي سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا أبی‌القاسِمِ المُصطَفي مُحَمَّد وَ عَلي آلِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ المَعصُومينَ المُكَرَّمين، سِيَّما بَقيَّةاللهِ فِي الأَرَضين رُوحي وَ أرواحُ العالَمينَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفداه.

 

 سفارش به تقوی 

 

اُوصیکُم عِبادَ اللهِ وَ نَفسی بِتقوَی اللهِ وَ لُزُومِ اَمرِهِ.

قالَ اللهُ تبارک و تعالی فی محکم کِتابِهِ:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»(1)

 

 در خطبه­ی اولم خودم و شما را به تقوا سفاش می­کنم.

"تقوا" نجات دهنده­ی انسان است. انسان را از مهالک، از شقاوت­ها، از بدبختی­ها، از گرفتاری­ها، از ظلم­ها و از بی­عدالتی­ها نجات می­دهد. انسان را به سر منزل مقصود می­رساند. انسان را به قرب حق و باری تعالی وصل می­کند. هدف زندگی را تأمین می­کند؛ زیرا هدف زندگی، رسیدن به قرب پروردگار است و اطاعت از خدا و دوری از گناه، انسان را به قرب به پروردگار می­رساند.

در سفارشم به تقوا [عرض می­کنم که]چون ایام عرفه، ایام عید قربان و 18 ذی الحجه که عید غدیر است و همچنین ماه ذی الحجه است که [همه­ی این] مسائل مهم در این ماه اتفاق افتاده است، [لازم است] جملاتی را در این رابطه بیان کنم تا یک آمادگی برای ما پیدا شود برای این که از فیوضات عرفه استفاده کنیم. از مواهب عید قربان و ذی الحجه بهره بگیریم. [به همین منظور] چند جمله­ای را از یکی از مناجات­های امام سجاد7 در مناجات­های پانزده­گانه برای شما قرائت می­کنم.

امام سجاد7 دعاها و مناجات­های فراوانی در موضوعات مختلف دارد که سازنده و هدایت­گر است و انسان­ها را واقعا به مقام والای انسانیت و قرب به حق واصل می­کند.

یکی از این مناجات­های پانزده­گانه­ای که در کتاب «مفاتیح الجنان» [نیز] است، معروف به "مناجات خمس عشر" است. [امام سجاد7] از مناجات­های تائبین شروع کرده است. یکی از آن­ها، "مناجات محبّین" است.

 

 [ایشان] در مناجات محبّین، مسائلی را در ارتباط با حبّ و دوست داشتن به خدا بیان می­کند. [از] محبت، علاقه و عشقی که انسان باید به خدای خود داشته باشد [می­فرماید].

[حبّ و محبت به خدا] چیزی است که ما باید درصدد آن باشیم. فطرت و سرشت ما به همین صورت ساخته شده است. [فطرت انسان بر] معرفه الله، شناخت به خدا، عشق به خدا و پروردگار من است. [شناخت و عشق به] آن کسی که خالق ماست، آن کسی که رازق ماست، آن کسی که ربّ ماست. یعنی تربیت ما، رشد ما، کمال ما و قیمومیت ما به دست اوست و او همیشه در طول زندگی، مراقب و مواظب ما، تربیت کننده­ی ما، نعمت دهنده به ما، هدایتگر ما به سوی خوبی­ها و ارزش­ها، نگهدارنده­ی ما از آفات و بلاها [بوده و هست].

 رشد ما، نعمت­هایی که به ما داده است، همه­ی این­ها از ناحیه­ی خداست. او به ما داده است. هیچ کس دیگری قدرت این معنا را نداشته و ندارد. هیچ کسی هم قدرت این را ندارد که نسبت به نعمت­های خداوند متعال [تا زمانی که] خدا نخواسته باشد، بتواند دخل و تصرفی بکند. پس ما باید نسبت به خالق­مان آشنا شویم.

یکی از راه­هایی که ما را به خدا می­رساند، شناخت خداست. شناخت هم باعث محبت و مودّت انسان­ها نسبت به خدا می­شود. محبت نسبت به خدا، چیز با ارزشی است که اگر کسی خدا را دوست داشته باشد، عشق به خدا باشد، قلبش را به خدا بسپارد، روحش را به خدا بسپارد و از خداوند استعانت بخواهد، خداوند متعال مضاعف به او کمک می­کند و [او] در مسیر حق هدایت می­شود. این [نتیجه­ی] محبت و عشق به خداست.

اما اگر ما متوجه نباشیم - که متاسفانه کمتر متوجه هستیم- [به­طوری]که علاقه به خداوند متعال، عشق به خدا، محبت به خدا و شناخت حق را دنبال نمی­کنیم و چیزهای دیگری را جایگزین آن می­کنیم [خداوند به ما کمک نمی­کند و از مسیر حق دور می­شویم]. عشق  به مال، عشق به پول، عشق به دنیا، محبت به غیر خدا، دوست داشتن چیزهایی که انسان را به سراشیبی ذلت می­رساند، دوست داشتن افراد بدون خدا، [دوست داشتن افراد] بدون نیت خدایی، دل­های ما را کور کرده است، ما را به غفلت کشانده است.

در قلب و دل ما، در هوا و هوس ما، خیلی چیزها هست! ذکر و یاد خیلی چیزهاست اما یاد خدا، کمتر است. [انسان غافل] شب که به خانه می­آید، یا می­نشیند، یا بیکار می­شود، شروع به حساب و کتاب روز می­کند یا فکر می­کند که فردا چه کنم؟ چکار کنم که پولم زیادتر شود؟ این کار را بکنم؟ آن را کار بکنم؟ اما به خودش اجازه نمی­دهد که این غفلتش [را از بین ببرد]. وقتی که بیکار می­شود یا فارغ می­شود به یاد خدا بیافتد به یاد خالقش بیافتد. به یاد محبوبش بیافتد و به یاد کسی که او خلق کرده [بیافتد]. همه­ی این­ها دست اوست، نعمت­ها دست اوست، برکت­ها دست اوست. [باید] به یاد او باشد. ذکر خدا را داشته باشد. در کارها و رفتارش، ذکر خدا را داشته باشد. به­جای عشق به پول، مال، ریاست، چک و سفته و ...، عشق به خدا را به دلش بیاورد. چرا؟ چون اساس، اوست و ما [نسبت به این امر] غافلیم!

 

شرح فرازهایی از مناجات محبّین

امام سجاد7 چند جمله می­فرماید که من می­خوانم و برای این که طول نکشد، اشاره [مختصری] می­کنم.

«الهى‏ مَنْ ذَا الَّذى‏ ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِكَ فَرامَ مِنْكَ بَدَلًا، وَمَنْ ذَا الَّذى‏ آنَسَ بِقُرْبِكَ فَابْتَغى‏ عَنْكَ حِوَلاً»(2)

خدایا! چه کسی هست که طعم و حلاوت [محبت] تو را چشیده باشد، محبت تو را دیده باشد، «فَرامَ مِنْكَ بَدَلًا»؛ اما به­جای تو کس دیگری را انتخاب کند؟! به­جای تو دیگری را انتخاب کند؟!

کسی که با تو انس پیدا کرده است، قرب تو را تشخیص داده است و قرب تو را آرزو دارد، خودش را به چه کسی [غیر از تو] متوجه و نزدیک می­کند؟!

 

بعد می­فرماید: «فَاجْعَلْنا مِمَّنِ اصْطَفَيْتَهُ لِقُرْبِكَ‏»؛ خدایا! مرا از کسانی قرار بده که او را برای قرب و نزدیکی به خودت، برای این­که در معرض رحمت تو قرار بگیرد، انتخاب کردی!

 

«وَ وِلايَتِكَ»؛ و همچنین [مرا از کسانی قرار بده که] در ولایت تو قرار گرفته­اند!

«وَ اخْلَصْتَهُ لِوُدِّكَ وَ مَحَبَّتِكَ»؛ [و مرا از کسانی قرار بده که] برای وُدّ، محبت و مودت خودت خالص کرده­ای!

«وَ شَوَّقْتَهُ الى‏ لِقآئِكَ»؛ خدایا! چنین کن که من به لقای تو شوق پیدا کنم! لقای پرورگار؛ یعنی خودت را در وجودم ببینم. تو را در روحم، جانم، عقلم، جسمم، قلبم ببینم. خدایا! مرا این چنین کن!

 

چون عبارت­ها ثقیل است و [اگر آن­ها را بیان کنم] طولانی می­شود، چند خط را رها می­کنم.

«يا غايَةَ آمالِ الْمُحِبّين‏»؛ ای کسی که منتهای نظر محبیّن هستی!

 

سه خواسته­ی مهم امام سجاد7 از خداوند در مورد محبت

 

«اسْئَلُكَ حُبَّكَ‏»

امام سجاد7 در این­جا سه چیز [از خداوند] می­خواهد که این سه چیز، خیلی قشنگ است. سه تا محبت [از خداوند می­خواهد]. این سه تا محبت را که من فرصت نمی­کنم [به طور کامل بیان کنم اما]، اگر بشکافیم برای سرنوشت انسان و [برای] سبک زندگی انسان خیلی زیباست.

 

[اول:] «اسْئَلُكَ حُبَّكَ‏»؛ خدایا! از تو می­خواهم که محبت خودت را به من بدهی!

اگر محبت خدا در دل انسان بیاید، اگر حب خدا باشد، انسان راهنمایی می­شود. دیگر عشق خدا اجازه نمی­دهد، عشق دیگری بیاید و جایگزین شود. حب خدا باعث رشد انسان، نورانیت انسان، هدایت انسان می­شود. محبت خدا که [همان] عشق نسبت به ائمه: و  نسبت به خدای متعال است.

 

[دوم:] «وَ حُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ»

امام حسین7 در دعای عرفه – که ان شاء الله دعای عرفه را می­خوانید - [مطلبی به همین مضمون] دارد. یکی از چیزهایی که امام حسین7 می­فرماید [آن است که]:

«انْتَ الَّذى‏ ازَلْتَ الْأَغْيارَ عَنْ قُلُوبِ احِبَّائِكَ، حَتّى‏ لَمْ‏ يُحِبُّوا سِواك‏»(3)؛ خدایا! تو آن کسی  هستی که « ازَلْتَ»؛ اغیار را از قلوب احِبَّائِك بیرون بردی. غیر خودت را از دل دوستان بیرون بردی به­طوری که کسی غیر از تو را دوست ندارند. آن کسانی که محبّ خدا هستند، «لَمْ‏ يُحِبُّوا سِواك» غیر از تو را دوست ندارند.

 

«وَ حُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ»؛ محبت به کسانی که خدا را دوست دارند. انسان باید خدا و کسانی که خدا را دوست دارند، دوست داشته باشد. این تکلیف را روشن می­کند. هرکسی که با خدا هست و خدا را دوست داشته باشد،[انسان باید آن­ها را دوست داشته باشد].

 امام سجاد7 می­فرماید: به من روزی کن که تو را دوست داشته باشم و آن کسانی که تو را دوست دارند، دوست داشته باشم. اغیار را از دل من بیرون کن!

در روایتی داریم که پیامبر 9 می­فرماید: ایمان رجل (انسان) کامل نمی­شود تا این­که «احبّ الیه»؛ خداوند متعال پیش چشمش محبوب­تر باشد از خودش، از پدرش، از مادرش، از فرزندش، از اهلش، از مالش، از همه چیز. یعنی خدا پیش چشم انسان از همه­ی مردم محبوب­تر باشد.(4)

اهل بیت : کسانی هستند که خدا را دوست دارند. از جمله کسانی که باید دوست داشته باشیم که آن­ها خدا را دوست داشتند، [اهل بیت : هستند].

در این­جا روایتی است که چون نزدیک ذی­الحجه هم هست من این روایت را می­خوانم.

پیامبر9 فرمودند: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَرْكَبَ سَفِينَةَ النَّجَاةِ وَ يَسْتَمْسِكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏»؛ هر کسی دوست دارد آن کشتی نجات را سوار شود،  و تمسک به عروه الوثقی داشته باشد، «فَلْيُوَالِ عَلِيّاً بَعْدِي وَ لْيُعَادِ عَدُوَّهُ».

هر کسی می­خواهد در کشتی نجات سوار  شود، و چنگ به عروه الوثقی بزند که گیر نکند، «وَ يَعْتَصِمَ بِحَبْلِ اللَّهِ الْمَتِينِ»؛ و به آن ریسمان قوی و محکم خدایی چنگ زده باشد، «فَلْيُوَالِ عَلِيّاً بَعْدِي» ؛باید با امیرالمؤمنین 7 عقد اخوت و دوستی بخواند. علی7 را دوست داشته باشد. علی7 را ولیّ خود بداند. «وَ لْيُعَادِ عَدُوَّهُ»؛ دشمن علی7 را، دشمن خود بداند. «وَ لْيَأْتَمَّ بِالْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ مِنْ وُلْدِه‏» همچینن از ائمه­ی هدی: که از فرزندان علی7 هستند، پیروی کند.(5)

رسول خدا9 [این­گونه] سفارش می­کند. اما در این­جا امام سجاد7 [از خدا] می­خواهد که من را دوست خودت و دوست کسانی که تو را دوست دارند، قرار بده. آن کسانی که او (خدا) را دوست دارند، علی7 است که بعد از رسول خدا9 از مبرزترین کسانی است که خدا را دوست دارد.

 

سوم: «وَ حُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنى‏ الى‏ قُرْبِكَ»

این سومین نکته است؛ می­فرماید: خدایا! محبت و دوستی مرا در ارتباط با هر عملی قرار بده، با کرداری قرار بده که آن، مرا به دوستی و قرب تو وصل کند. یعنی مرا چنان کن که کارهایی را دوست داشته باشم، حرکت­هایی را انجام بدهم که مرا به تو نزدیک کند. تو عظیم العظماء هستی، عزت­ها پیش توست.

 

این خیلی مهم است. خدایا! مرا این چنین کن که: «انْ تَجْعَلَ حُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنى...»؛ در وجود من، دوستی و علاقه به «كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنى‏ الى‏ قُرْبِكَ»؛ هر کرداری که من را به تو نزدیک می­کند، قرار بده!

گاهی وقت­ها افرادی هستند که نماز را دوست دارند. نماز انسان را به قرب خدا نزدیک می­کند. انسان­هایی هستند که خدمت به جامعه، خدمت به مردم را دوست دارند. اما گاهی وقت­ها بالعکس هست. [انسانی هست که] نماز را دوست ندارد! یا این­که به آن عمل نمی­کند! یا دوست ندارد خدمت به کسی کند! یا کسانی یا کارهایی را دوست دارد که او را [از خدا] دور می­کند. مثل این­که دوست دارد گناه کند! دوست دارد بی­حجاب بیرون بیاید! دوست دارد حجابش را از بین ببرد! دوست دارد که معصیت کند! غیبت کند، تهمت بزند! دوست دارد چشمش را به نامحرم بیاندازد! این دوست­داشتن­ها، انسان را از خدا دور می­کند، انسان را بیچاره می­کند. عاقبت، انسان را به بدبختی می­کشاند. در آخرت انسان را  خجل، ذلیل و سرافکنده [کرده] و وارد جهنم می­کند.

امام سجاد7 می­فرماید: خدایا! محبت خودت را و محبت کسانی که تو را دوست دارند، به من بده و [همچنین] محبت به هر کاری که مرا به سوی تو نزدیک می­کند، در قلب من جای بده! تا من به سوی تو بیایم و از گناه و معصیت دور شوم.

این خیلی مهم است که محبت نسبت به چیزهایی که انسان را هدایت می­کند، داشته باشیم. چقدر قشنگ است که انسان دوست داشته باشد که خدمت کند! دوست داشته باشد که در راه خدا شهید شود. این شهداء به­خصوص شهید حججی که اخیرا برنامه­اش و صحبت­هاش [در صدا و سیما پخش شد، این­طور بودند]. [شهید حججی] همیشه در صحبت­هایش می­گوید که دوست دارم فدای دین خدا شوم. در راه خدا شهید شوم. همین را به زن و بچه­اش هم می­گوید. در حرف­هایش هم همین را می­گوید. اکثر شهدا [این­طور بودند].

خیلی از پدر و مادرها می­گویند: دوست دارم بچه­ام [در راه خدا] برود. بچه­ام نمازخوان باشد، خدمتگذار باشد، بچه­ام مومن باشد. دوست دارند. چرا؟ اگر دوست داشتن [حقیقی] باشد، بچه­اش را تربیت دینی می­کند و به خدا نزدیکش می­کند. اما بعضی­ها می­گویند که دوست ندارم [بچه­ام] این­طوری­ شود. دلش می­خواهد بچه­اش لاابالی و بی­توجه به دین و بی­توجه به همه چیز باشد و هر کاری بکند، هیچ چیز به او نگوید. این دوست داشتن­های این­طوری انسان را از خدا دور می­کند.

امیدوارم ان شاء الله خدای متعال به ما توفیق بدهد.

جملات دیگر هم هست که من نمی­خوانم [زیاد وقتت بگیرم] چون طول می­کشد. امیداروم اگر بعداً توفیق پیدا کردم به آن اشاره کنم که امام سجاد7 می­فرماید: خدایا! مرا به شوق خودت، به دیدار خودت هدایت کن و از معصیت و گناه­ها دور کن! که امیداورم که خدای متعال این توفیق را به همه­ی ما عنایت بکند!

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ‏ الصَّمَدُ (2) لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3) وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

ترجمه:به­نام خداوند بخشنده­ی مهربان

  1. بگو: خداوند يكتا و يگانه است.
  2. خداوندى است كه همه­ی نيازمندان قصد او مى‏كنند
  3. نزاد و زاده نشد.
  4. و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

 

خطبه­ی دوم:

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

أَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العالَمينَ وَ صَلّی اللهُ عَلي سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا أبي‌القاسِمِ المُصطَفي مَحَمِّد وَ عَلي عَلِي اميرالمؤمنين و علي فاطمةَ سيدةَ نساءِ العالَمين وَ عَلَي ‌الحَسَنِ وَ الحُسَين سَيِّدَي ‌الشَبابِ أَهلِ الجَنَّة وَ عَلي عَلیِّ ‌بن الحُسَين وَ مَحمَّد بن عَلي وَ جَعفَر بن مُحَمَّد وَ موسَي بنِ جَعفَر وَ عَليِّ بن مُوسي وَ مُحَمَّد بن عَلي وَ عَليِّ بن مُحَمَّد وَ الحَسَنِ بنِ عَلي وَ مَولانا صاحبَ ‌الزمان. أَللّهُمَّ صَلِّ عَليهِ وَ عَلَيهِم بِأَفضَلِ صَلَواتِكَ وَ بارِك عَلَيهِم بأَفضَلِ بَرَكاتِك.

 

در خطبه­ی دومم خودم و شما را به تقوا و پرهیز از گناه و اطاعت از حق جلّ و علی سفارش می­کنم.

[در خطبه­ی دوم] به چند نکته اشاره می­کنم.

 

مناسبت هفته­ی دولت و بزرگداشت از شهیدان رجایی و باهنر

[این هفته] به مناسبت شهادت دو بزرگوار، شهید رجایی و شهید باهنر، هفته­ی دولت است. هر دوی این بزرگواران از انسان­های خوب، باتقوا، متعهّد، عالم، تجربه­دار، زحمت­کشیده، رنج­کشیده، شکنجه­دیده، تجربه­دار در مسیر انقلاب، در مسیر اسلام، در مسیر قرآن [بودند] که اگر من بخواهم درباره­ی هر کدام از این دو نکاتی را بگویم، طول می­کشد.

[بسیاری از مطالب را] شما شنیده­اید و می­دانید. نسل­های جدید ما هم واقعا باید این عزیزان را بشناسند. آن ساده­زیستی­شان، آن صداقت­شان، آن صفای­شان، آن خلوص­نیت­شان، آن ایده­ی خدمت­گذاری به جامعه­شان، آن ایده­ی اسلام­محوری­شان، آن ایده­ی ولایت­محوری­شان، آن ایده­ی حمایت از قرآن و دین­شان [همه­ی این­ها را باید بشناسند]. این­ها کم چیزی نیست که در وجود این دو بزرگوار [بود و به همین خاطر] دشمن آن­ها را هدف گرفته بود.

کمتر کسی مثل شهید رجایی پیدا می­کنید که مسئولی با آن سِمَت بزرگ باشد [که از صفر بالا آمده باشد] و این قدر مخلص و متعهّد و مؤمن و عاشق ولایت باشد.

این جمله­ی معروف او درباره­ی نماز را کمتر کسی نشنیده است. معروف است که او می­گوید: به نماز نگویید که من کار دارم و نماز را کنار بگذارید، به کار بگویید که وقت نماز است و من نماز دارم. این تعبیر قشنگ و زیبا از مرحوم شهید رجایی است.

شهید باهنر هم همین­طور است. این عالم فاضل و درس­خوانده، شاگرد حضرت امام 1 و انسان متعبّد که سال­های سال چه در قم، چه در دانشگاه­ها، چه در جاهای دیگر، برای انقلاب زحمت کشید. تلاش و کوشش کرد. این [دو] شهید بزرگوار که واقعا امید بود به­خصوص آموزش و پرورش کشور را در یک زمانی متحول کنند و مسأله­ی فرهنگ دینی را در جامعه، تقویت کنند، اما دشمن [آن­ها را] از دست ما گرفت! خدایشان رحمت کند! اما خون آن­ها و مظلومیت آن­ها باعث بقاء و رشد انقلاب شد.

 

هفته­ی دولت و شروع به کار رئیس جمهور در دوره­ی جدید مسئولیت

هفته­ی دولت هست و رئیس محترم جمهور ما تازه کارهای­شان را دوباره شروع کردند که امیدارویم ان شاء الله در این کارها و برنامه­شان موفق باشند. باید در ارتباط با معیشت مردم و مسائل مهم که در فرمایشات مقام معظم رهبری (حغظه الله) هم بود، تلاش و کوشش کنند.

 

توصیه­های مقام معظم رهبری به دولتمردان

دو نکته­ی مهم در سفارش و فرمایشات مقام معظم رهبری (حفظه الله) به دولتمردان بود که به آن اشاره بکنم.

 

توصیه­ی اول: توجه به اقتصاد و وضع معیشتی مردم

یکی مسأله­ی گشایش اقتصادی و معشیت مردم که واقعاً باید جدی باشند. برنامه­ریزی کنند. برای اقتصاد بهتر و معیشت مردم، به­خصوص در مسیر اقتصاد مقاومتی، استفاده از استعدادها، استفاده از نخبه­ها، استفاده از نظریات مختلف، برنامه­ریزی کنند. و برنامه­ریزی جدِی برای کارها کنند حتی من معتقدم که گروه­های مختلف از دانشمندان و صاحب نظران [را جمع کنند و از آن­ها برای اقتصاد بهتر نظر بخواهند]. چه می­شود که صد تا، دویست تا، چهارصد تا، پانصد دانشمند، صاحب نظر در امور اقتصادی، در امور معیشتی، در امور کسب و کار، در امور بانک­ها را دور هم جمع کنند، [تا آن­ها] مشورت­هایی بدهند، و [دولتمردان] نظرات را بگیرند، نظرات را اصلاح کنند یا [این نظرات] به مجلس یا به دولت بیاید؟! راهکارها را بگیرند. از همه­ی انسان­هایی که نظر دارند؛ از استان­ها و جاهای دیگر نظرها را بخواهند و بر نظرهای خودشان افزوده کنند تا به نکته­های خوبی که لازم است ان شاء الله برسند.

 

توصیه­ی دوم: ارتقاء فرهنگ دینی

نکته­ی دومی که [مقام معظم رهبری حفظه الله] فرمودند ارتقای فرهنگ دینی است که این مسأله در جامعه­ی ما بسیار مهم است.  نباید فراموش کنیم که تمام همّ و غم را بر مساله­ی اقتصاد و برای مسائل مختلف و حکومت­داری گذاشتن [هرچند] درست و خوب است اما اگر فرهنگ درست نشود، اگر تعهّد در جامعه ایجاد نشود، اگر خداترسی در جامعه به وجود نیاید، اگر بچه­های ما تربیت دینی نشوند، اکثر حرکت­های شما، تلاش­های شما، زحمت­های شما هدر می­رود. آن وقت باید نیروهای مفصّل بگذاریم برای این­که جلوی فساد این­ها را بگیرند! هر روز در کوچه و خیابان جمع شان کنند! هر روز در پارک­ها پلیس بفرستند تا آن­ها را بگیرند! هر روز در کجاو کجا جمع و جورشان کنند و بعد هم مخارج زیادی که روی دست انسان [و جامعه] می­گذارند!

 اما اگر جوان­های ما، نوجوانان ما، دین­ و اعتقادشان [صحیح و قوی باشد]، مومن شوند، آشنای به خدای خودشان شوند، عشق به خدا پیدا کنند، در مقابل خدا متعهّد شوند، هویت دینی­شان را پیدا کنند، دیگر گناه نمی­کنند، دیگر دزدی نمی­کنند، دیگر سراغ مواد مخدر نمی­روند، دیگر کم کاری نمی­کنند، دیگر رشوه نمی­گیرند. دیگر مال­ها را بر نمی­دارند تا به خارج بروند. آدم مؤمن و متدیّن دیگر خیلی کارها را نمی­کند. علاوه بر این همین انسان و جوان متدیّن و دیندار ما اگر نخبه شد، عالم شد، درس خواند، می­آید به مملکتش خدمت می­کند. می­آید در پیشبرد کشورش خدمت می­کند. این بچه­های متدیّن و دیندار و متعهّد هستند که در امور نظامی، در امور هسته­ای، در مسائل پزشکی و غیره، دارند کارها را انجام می­دهند. جاسوسی نمی­کنند و کار و تلاش می­کنند و اکثرشان دلسوز هستند.

اما کسانی که تعهّد دینی نداشته باشند، با خدا و [امام] زمان آشنایی نداشته باشند، انسان نمی­تواند گاهی [به آن­ها] اعتماد کند. نمی­تواند اعتماد کند تا جاسوس در نیاید یا خبرچین و یا [اهل] مسائل [خلاف] دیگر درنیاید. مسائل دینی و تربیت دینی به­خصوص برای بچه­ها و نوجوان­ها خیلی مهم است. دولت محترم باید برای رشد مسائل علمی بسترسازی کنند. اگر حجاب­ها درست بشود، اگر بی­بند و باری­ها کم بشود، اگر در جامعه ما عدل و عدالت و خوبی­ها حاکم شود، جامعه­ی ما، یک جامعه­ی خوب می­شود، متعهّد می­شود. جوانی هم که درس خواند و نخبه شد عجله نمی­کند که به خارج برود و پول دربیاورد و به فکر کشورش نباشد. بلکه همین جا در کنار مردمش می­نشیند. اکتفا به کمتر می­کند اما کار و خدمت به جامعه­اش می­کند، نه این­که فوری تا رتبه­ی چندم دانشگاه شد، آمریکایی­ها و جاهای دیگر صداش بزنند و او هم فوری به انگلیس و آمریکا برود و آن­جا برای آن­ها کار کند و همه­ی زحمت­هایی که دولت برایش کشیده را هدر بدهد! چرا؟ چون یک تعهّد می­خواهد. این جوان یک ایمان قوی می­خواهد برای این­که خدمت کند و خودش را سهیم بداند. خودش را در مقابل خدمات دولت برای خودش مسئول بداند. احساس مسئولیت کند و در کشورش بایستد و کار کند. اگر هم به خارج از کشور رفت و پولدار و غیره شد، برای کشور بیاورد و خرج کند، نه این­که در آمریکا و دیگر کشورها خرج کند!

اگر فرهنگ درست شود، [بسیاری از] مشکلات حلّ می­شود. اگر فرهنگ دینی باشد، خیلی مشکلات و مسائل کمتر می­شود. گذشت­ها می­آید، ایثارگری­ها می­آید. اگر در شهرداری­ها، یا در فلان اداره، یا هرکجا، انسان­های متدیّن و دلسوز باشند که الحمدلله هستند، خیلی راحت کار مردم را راه می­اندازند، مشکل مردم را حل می­کنند.

اگر خدای ناکرده دین کمرنگ­تر شود، تعهّد کمرنگ­تر شود، مشکلات ایجاد می­کند. دیگر به فکر راه انداختن کار مردم نیست. فکر این است که روزش را بگذراند. راهی پیدا کند تا پولی را هر طوری هست دربیاورد تا زندگی­اش را بگذراند!

 

توصیه­ی سوم: لزوم کار و مدیریت جهادی

لزوم کار و مدیریت جهادی نکته­ی دیگری بود که [مقام معظم رهبری حفظه الله] اشاره کردند [و بیان فرمودند] که مدیریت­ها جهادی و جدّی باشد. واقعا دنبال این کاغذ بازی­ها، معطل­کردن­ها، امروز و فردا کردن­ها، این هفته و آن هفته انداختن­ها نباشیم. واقعا اگر کاری هست، مساله­ای هست سریع دنبال کنیم، اجرا کنیم، سریع پروژه را پیدا کنیم. بدون معطلی کارها را انجام بدهیم تا راه بیافتد. اهمال کردن، کاغذ نگه داشتن، امروز و فردا کردن [ضرر می­زند]. این کاغذ بازی­هایی که انسان در برخی ارگان­ها می­بیند واقعا ضرر می­زند. حالا اگر پول از مردم بگیرد، عوارضی بگیرد اما کارشان راه بیافتد، حرفی نمی­زنند. کارش [باید] درست راه بیافتد، زود راه بیافتد.

توجه به این مدیریت انقلابی خیلی مهم است. به­خصوص این اداراتی که در دسترس مردم هستند مثل شهرداری­ها، مثل تشکیلات قضایی یا جاهای دیگر که کار مردم در دست آن­هاست، بیشتر سعی کنند، بیشتر دقت کنند، تا کار مردم را راه بیاندازند. معطل نکنند، خدمت به جامعه بکنند.

اگر می­خواهید دولت موفق باشد، باید درست کار کنید. حرکت­های جهادی، دولت را هم موفق می­کند. دولت اگر موفق بشود، انقلاب موفق است. اگر موفقیت نداشته باشید، دولت هم موفق نمی­شود و اگر دولت هم موفق نشود، انقلاب ضربه می­خورد و کشور ایران­مان [از پیشرفت و توسعه] عقب می­ماند. پس باید مدیران ما حرکت جهادی داشته باشند و بیشتر کار و تلاش کنند.

 

مساله­ی مبارزه با تروریسم

امروزه در دنیا مسأله­ی تروریسم را هر روز به رخ آدم می­کشند و انسان واقعا خنده­اش می­گیرد. به قول مقام معظم رهبری (حفظه الله) که آمریکایی­ها می­آیند می­گویند که: ما اسرائیل را حمایت می­کنیم که با تروریسم مبارزه کند! اسرائیلی که از راه تروریسم وارد شده و آمدند کشور را غصب کردند، آدم کشته تا توانسته است سرجاش بنشیند. یهودی­ها را از تمام نقطه­ها، از سراسر دنیا جمع کردند و به اسرائیل آوردند، همه­اش خانه­های عرب­هاست، خانه­های فلسطینی­هاست، زمین­های همه غصب است، نماز هم نمی­خوانند که بگوییم که نمازشان درست نیست! همه­ خانه­های مردم است! مردم عرب را بیرون کردند! سه- چهار میلیون در لبنان هستند. برخی در کشورهای دیگر هستند. مقداری هم در سوریه هستند. در به در هستند. در حلبی آبادها زندگی می­کنند!

آن­ها فلسطینی­ها را کشتند و بیرون کردند، حالا اسرائیل شده است ضد تروریسم و ایران شده است [حامی] تروریسم!

 

توصیه به دولتمردان نسبت به حرکت­های منافقین

من می­خواهم به دوستان و عزیزانم در وزارت خارجه و غیره، در ارتباط با این منافقین و حرکت­هایی که دارند می­کنند، توصیه کنم که ساکت ننشینند. ما 17 هزار شهید دادیم! دهه­ی شصت را که آقا (حفظه الله) هم اشاره کرده­اند، آشکار کنند. این عکس­های شهیدان و این همه جنایت­ها را به تصویر بکشند. [این مستندات را] بردارند و برای سران کشورهای خارجی بفرستند. برای نمایندگان، برای آمریکایی­ها که هر روز می­روند با پول­های عربستان کاسه لیسی آن­ها را می­کنند، بفرستند. حداقل درب خانه­هایشان بفرستند تا نگاه کنند.

 این رجوی کذایی وقتی که رفته بود [پیش] صدام [در حالی که صدام] در جنگ با ایران بود، عکس­ها و تابلوهایی را برده بود.  آلبومی از عکس­های خودشان برده بود و [به صدام گفته بود] که ایران این کارها را [علیه آن­ها] کرده است و از این طریق خودشان را جا کردند. آن وقت ما که 17 هزار شهید دادیم، این همه عکس­ها داریم، این همه نوشته­ها داریم، این همه اطلاعیه داریم که آن­ها خودشان اعلام کردند که ما این کارها را کردیم [هیچ کار نمی­کنیم!]. این­ها را باید به دنیا عرضه کنیم تا این­ها فردا نتوانند طلب­کار بشوند. الان این­ها خودشان را طلب­کار می­کنند! به دادگاه­های بین المللی می­خواهند بگویند که ما می­خواهیم شکایت کنیم. این چیزها خیلی زشت است. ما عقب ماندیم. ما این همه توسری می­خوریم! این همه هم به ما ظلم بشود اما در دنیا هیچ کس هم از این­ها خبر نداشته باشد یا درست تبلیغ نکرده باشیم! خودمان را نشناسانده باشیم! مظلومیت­هایمان را ندانند! آن وقت آن­ها در دادگاه بروند و نمایندگان آمریکا از آن پشتیبانی کنند! این­ها واقعا خیلی [زشت است!] خدا کند بی­توجهی نباشد و ان شاء الله امیدوارم که توجه به این مسأله هم داشته باشند.

چند نکته دیگر هم می­خواستم عرض کنم که دیر شد.

 

سالروز ربوده شدن امام موسی صدر (رحمة الله علیه)

سالروز ربوده شدن سید موسی صدر است. آن عالم بزرگوار که به لبنان رفت و فداکاری کرد. شیعیان را حمایت کرد. آن­ها را از آن بدبختی و فلاکت­هایی که داشتند درآورد. تشکیلات برای آن­ها درست کرد. مجلس درست کرد. شیعه را به دولت لبنان و همه­ی گروه­های دیگر شناساند. شیعه در آن­جا رشد کرد. حزب الله و ... نتیجه­ی تلاش­های آقا موسی صدر در لبنان است که لیبیایی­ها با جنایتی او را ربودند و بعد معلوم نشد که چه شد! ان شاء الله روحش شاد و درجاتش هم عالی باشد.

 

سالروز شهادت سید محمد باقر حکیم1

سالرزو شهادت شهید سید محمد باقر حکیم که در نماز جمعه نجف عراق، وهابی­ها ایشان و دویست نفر از همراهانش را به شهادت رساندند و یک مقدار از مرقد امام علی7 [هم در آن صحنه] منفجر شد.

این بزرگان بودند که فداکاری­ها کردند و امروز شیعه، استوار و پایدار است. باید قدر این عزیزان را بدانیم. قدر مکتب خودمان را بدانیم که مکتب انسان­ساز است، مکتبی است که در تاریخ راست­قامت است. مکتبی که انحراف ندارد. افراط و تفریط ندارد. در مسیر خودش مقاومت دارد، ایستاده است و از حق و حقوق اهل بیت: و اسلام و انقلاب دفاع می­کند.

 

خدایا! به آبروی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قَسَمت می­دهیم که ما را در پناه خودت از همه­ی گزندها حفظ کن!

کشور ما را، ایران ما را، مسئولین ما را، مردم ما را از توطئه­های دشمن مصون بدار!

توطئه­ها، حیله­ها و مکرهای دشمن را به خودشان برگردان!

امام عزیز ما1 درجاتش عالی است، متعالی بفرما!

فرزندان ما را فرزندان صالح قرار بده!

پروردگارا! رهبر معظم انقلاب را در پناه خودت حفظ کن!

بر طول عمر و عزت­شان بیافزای!

فرج امام زمان ما (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزدیک کن!

ما را از یاورانش قرار بده!

و صَلَّى اللَّهُ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرين.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ‏ الصَّمَدُ (2) لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3) وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

ترجمه:به­نام خداوند بخشنده­ی مهربان

  1. بگو: خداوند يكتا و يگانه است.
  2. خداوندى است كه همه­ی نيازمندان قصد او مى‏كنند
  3. نزاد و زاده نشد.
  4. و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

پی نوشت:

1.سوره آل‏عمران (3)، آيه 102

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَ‏ تُقاتِهِ‏ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»

ترجمه:اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! آن چنان كه حق تقوى و پرهيزكارى است از خدا بپرهيزيد، و از دنيا نرويد مگر اينكه مسلمان باشيد (بايد گوهر ايمان را تا پايان عمر حفظ كنيد)

 

  1. بحارالانوار، محمدتقی مجلسی، ج91، ص148

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏ الهى‏ مَنْ ذَا الَّذى‏ ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِكَ فَرامَ مِنْكَ بَدَلًا، وَمَنْ ذَا الَّذى‏ آنَسَ بِقُرْبِكَ فَابْتَغى‏ عَنْكَ حِوَلًا، الهى‏ فَاجْعَلْنا مِمَّنِ اصْطَفَيْتَهُ لِقُرْبِكَ‏ وَوِلايَتِكَ، وَاخْلَصْتَهُ لِوُدِّكَ وَمَحَبَّتِكَ، وَشَوَّقْتَهُ الى‏ لِقآئِكَ، وَرَضَّيْتَهُ‏ بِقَضآئِكَ، وَمَنَحْتَهُ بِالنَّظَرِ الى‏ وَجْهِكَ، وَحَبَوْتَهُ بِرِضاكَ، وَاعَذْتَهُ مِنْ‏ هَجْرِكَ وَقِلاكَ، وَبَوَّاْتَهُ مَقْعَدَ الصّدْقِ فى‏ جِوارِكَ، وَخَصَصْتَهُ بِمَعْرِفَتِكَ، وَاهَّلْتَهُ لِعِبادَتِكَ، وَهَيَّمْتَ قَلْبَهُ لِإِرادَتِكَ، وَاجْتَبَيْتَهُ لِمُشاهَدَتِكَ، وَاخْلَيْتَ‏ وَجْهَهُ لَكَ، وَفَرَّغْتَ فُؤادَهُ لِحُبِّكَ، وَرَغَّبْتَهُ فيما عِنْدَكَ، وَالْهَمْتَهُ ذِكْرَكَ، وَاوْزَعْتَهُ شُكْرَكَ، وَشَغَلْتَهُ بِطاعَتِكَ، وَصَيَّرْتَهُ مِنْ صالِحى‏ بَرِيَّتِكَ، وَاخْتَرْتَهُ لِمُناجاتِكَ، وَقَطَعْتَ عَنْهُ كُلَّ شَىْ‏ءٍ يَقْطَعُهُ عَنْكَ.... يا مُنى‏ قُلُوبِ الْمُشْتاقينَ، وَيا غايَةَ امالِ الْمُحِبّينَ‏، اسْئَلُكَ حُبَّكَ‏ وَحُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ، وَحُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنى‏ الى‏ قُرْبِكَ، وَانْ تَجْعَلَكَ‏ احَبَّ الَىَّ مِمَّا سِواكَ، وَانْ تَجْعَلَ حُبّى‏ ايَّاكَ قآئِداً الى‏ رِضْوانِكَ، وَشَوْقى‏ الَيْكَ ذائِداً عَنْ عِصْيانِكَ...».

ترجمه: به نام خداوند بخشنده مهربان‏. اى معبود من! كيست كه شيرينى محبتت را چشيد و غير از تو را برگزيد، و كيست كه‏ به جوار قربت انس گرفت و روى‏گردانى از تو را طلبيد. اى معبود من! ما را از كسانى قرار ده كه براى نزديكى و دوستيت‏ برگزيده‏ اش كردى و براى مودّت و محبتت خالصش گرداندى، و براى ديدارت مشتاقش نمودى، و به تقديرت‏ راضيش ساختى، و توجّه به جمالت را عطايش كردى، و خشنوديت را هديه ‏اش نمودى، و از هجران‏ و دوريت پناهش دادى، و در جايگاه صدق در جوارت جايش دادى، و به شناختت مخصوصش گرداندى، و براى بندگيت لايقش ساختى، و دلش را شيفته خواسته ‏ات نمودى و براى ديدارت برگزيده‏ اش كردى، و رويش را متوجّه خود ساختى و دلش را براى محبتت خالى كردى، و براى آنچه نزد توست مشتاقش نمودى، و به يادت مشغولش ساختى‏ و شكرت را نصيبش كردى، و به بندگيت مشغولش نمودى، و او را از شايسته ‏ترين آفريدگانت قرار دادى‏ و براى مناجاتت برگزيدى، و هر چه كه او را از تو جدا مى‏كند از او بريدى.... اى اميد دل مشتاقان، اى نهايت آرزوى دوستداران، از تو مى‏خواهم دوستيت را، و دوستى آن كه تو را دوست دارد، و دوستى هر عملى كه مرا به نزديكيت مى‏رساند، و (از تو مى‏خواهم كه) خود را نزد من محبوب‏تر از هر چيز قرار دهى، و محبتم به خودت را وسيله‏اى براى رسيدن به بهشتت، و اشتياقم‏ به خودت را مانع از نافرمانيت قرار دهى...».

 

  1. همان، ج95، ص226

«...وَانْتَ الَّذى‏ ازَلْتَ الْأَغْيارَ عَنْ قُلُوبِ‏ احِبَّائِكَ، حَتّى‏ لَمْ‏ يُحِبُّوا سِواكَ، وَلَمْ يَلْجَئُوا الى‏ غَيْرِكَ، انْتَ الْمُوْنِسُ لَهُمْ حَيْثُ اوْحَشَتْهُمُ‏ الْعَوالِمُ، وَانْتَ الَّذى‏ هَدَيْتَهُمْ حَيْثُ اسْتَبانَتْ لَهُمُ الْمَعالِمُ، ماذا وَجَدَ مَنْ‏ فَقَدَكَ، وَمَا الَّذى‏ فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ، لَقَدْ خابَ مَنْ رَضِىَ دُونَكَ بَدَلًا، وَلَقَدْ خَسِرَ مَنْ بَغى‏ عَنْكَ مُتَحَوِّلًا...».

ترجمه: «... و تويى كه اغيار و بيگانگان را از دل دوستانت براندى تا اين‏كه كسى را جز تو دوست نداشته و به غير تو پناهنده و ملتجى نشوند و تويى مونس ايشان در آن‏جا كه‏ عوالم وجود آنها را به وحشت اندازد و تويى كه راهنماييشان كنى آنگاه كه نشانه‏ها برايشان آشكار گردد چه دارد آن‏كس كه تو را گم كرده؟ و چه ندارد آن‏كس كه تو را يافته است براستى محروم است آن‏كس كه بجاى تو بديگرى راضى شود و بطور حتم‏ زيانكار است كسى كه از تو به ديگرى روى كند ...».

 

  1. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل‏، حسين بن محمد تقى نورى، ج12، ص234

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله:‏ ثَلَاثٌ‏ مَنْ‏ كُنَ‏ فِيهِ‏ وَجَدَ طَعْمَ‏ الْإِيمَانِ‏ مَنْ‏ كَانَ‏ اللَّهُ‏ وَ رَسُولُهُ‏ أَحَبَ‏ إِلَيْهِ‏ مِمَّا سِوَاهُمَا وَ مَنْ كَانَ يُحِبُّ الْمَرْءَ لَا يُحِبُّهُ إِلَّا لِلَّهِ وَ مَنْ كَانَ يُلْقَى فِي النَّارِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنْ أَنْ يَرْجِعَ إِلَى الْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْقَذَهُ اللَّهُ مِنْه

ترجمه: پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: اگر در كسى سه خصلت باشد طعم ايمان را چشيده: كسى كه خدا و رسولش در نظر او محبوبتر از غير اين دو باشد، و كسى كه مردم را فقط براى خدا دوست مى‏دارد، و كسى كه افتادن در دوزخ برايش محبوبتر از آنست كه بعد از نجات از آتش جهنم دوباره كافر گردد.

 

  1. امالی، محمد بن على‏ ابن بابويه، ص19

حَدَّثَنَا حَمْزَةُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ زَيْدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ‏ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:‏ «مَنْ‏ أَحَبَ‏ أَنْ‏ يَرْكَبَ‏ سَفِينَةَ النَّجَاةِ وَ يَسْتَمْسِكَ‏ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ وَ يَعْتَصِمَ بِحَبْلِ اللَّهِ الْمَتِينِ فَلْيُوَالِ عَلِيّاً بَعْدِي وَ لْيُعَادِ عَدُوَّهُ وَ لْيَأْتَمَّ بِالْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ مِنْ وُلْدِهِ فَإِنَّهُمْ خُلَفَائِي وَ أَوْصِيَائِي وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ بَعْدِي وَ سَادَةُ أُمَّتِي وَ قَادَةُ الْأَتْقِيَاءِ إِلَى الْجَنَّةِ حِزْبُهُمْ حِزْبِي وَ حِزْبِي حِزْبُ اللَّهِ وَ حِزْبُ أَعْدَائِهِمْ حِزْبُ الشَّيْطَانِ».

پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: هر كه خواهد بر كشتى نجات سوار شود و به حلقه محكم بچسبد و به رشته‏ خدا در آويزد بايد پس از من دوستدار على (علیه السلام) باشد و با دشمن او دشمن باشد و بايد اقتداء كند به امامان رهبر از فرزندانش زيرا آنها خلفا و اوصياء منند و حجت هاى خدا بر خلق او پس از من و سروران امت من و پيشوايان با تقوا بسوى بهشت، حزبشان حزب منست و حزب من حزب خداست و حزب دشمنانشان حزب شيطانست.

 

جمعه ٣ شهريور ١٣٩٦ - ١٠:٥٧

 

امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: