صفحه اصلي > خطبه ها   


خطبه‌های نماز جمعه یزد 6 مرداد 1396

 

خطبه اول:

 

السَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ الله

 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ  

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

أَلحَمدُلِلهِ رَبِّ العالَمين بارِئ الخَلائِقِ أَجمَعين وَ باعِثِ الأَنبياءِ وَالمُرسَلين. ألَّذي خَلَقَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ الرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَيَدَانَ أَرْضِهِ. ثَمَّ الصَّلَاةُ وَ السَّلامُ عَلي سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا أبی‌القاسِمِ المُصطَفي مُحَمَّد وَ عَلي آلِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ المَعصُومينَ المُكَرَّمين، سِيَّما بَقيَّةاللهِ فِي الأَرَضين.

 

 سفارش به تقوی  :

در خطبه اولم؛ خودم و شما را به تقوا و پرهیز از گناه سفارش می کنم.

همیشه خدای متعال، هم انبیاء مرسلین (صلوت الله علیهم)، هم ائمه (علیهم السلام) و همه بزرگان این سفارش را به ما داشته اند که مسیر زندگی را، سیر زندگی و عملکرد را بر اساس تقوا، رضایت خدای متعال و پرهیز از مخالفت با خدای متعال بنا و پایه ریزی کنیم. چرا؟ چون گناه و مخالفت خدای متعال ما را از کانون رحمت و عظمت الهی دور می کند و هرچه از عظمت و کانون رحمت الهی دور باشیم، جنبه حیوانی ما بدتر می شود و آن وقت در دره های شقاوت و بدبختی سقوط می کنیم.

اگر اطاعت خدا داشته باشیم، به آنچه خدا فرموده است عمل کنیم، مراقب اعمال، گفتار و کردار خود باشیم که رضایت خدا را جذب کنیم، با هر عملی، قدمی به سوی خدا نزدیک می شویم.

نزدیک شدن به خدا؛ یعنی نزدیک شدن به کمال و عزّت، یعنی نزدیک شدن به عظمت و والایی، یعنی نزدیک شدن به دریای رحمت، یعنی نزدیک شدن به سعادتمندی ابدی. این مسیر انسان است، اگر می خواهد سعادتمند شود که باید این چنین باشد. چرا؟ چون ما از سوی خدا آمدیم و به سوی او برخواهیم گشت.

در ادامه توصیه ام به تقوا، روایتی را برای شما می خوانم. این روایت چند نکته دارد که من نکته هایش را عرض می کنم. یک تکه [بخشی] از آن را هفته گذشته عرض کردم اما چون حساس و خوب است، باز این چند نکته را به صورت خلاصه و فشرده عرض می کنم.

روایت این را دارد که پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: من از امتم نسبت به چند چیز می ترسم.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) اظهار نگرانی می کند، اظهار خوف می کند و می گوید که؛ من می ترسم در امتم این چند چیز، این چند خصلت پیدا شود. اگر در امت این چند خصلت پیدا شود، حتماً سعادت انسان ها را رقم نخواهد زد. بلکه انسان ها را در وادی دیگری می کشاند.

 

مراقبت از کمرنگ شدن اعتقادات در زندگی:

این ها چه چیزهایی می باشند که پیامبر(صلی الله علیه و آله) از آنها می ترسد؟

می فرماید: « إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمُ»(1) من بر شما می ترسم «اسْتِخْفَافاً بِالدِّينِ»؛ می ترسم روزی بیاید که شما نسبت به دین تان، نسبت به اعتقادتان، نسبت به خدای تان، نسبت به عمل به دستورات خدا، آنها را سبک بشمارید. دین را در زندگی کمرنگ ببینید. خدا را در زندگی کمرنگ ببینید. مشغولیات به دنیا، مشغولیات به مسائل دیگر شما را از دین شناسی، تقویت دین و ترویج دین دور کند.

 متاسفانه ما الان این معنا را در جامعه می بینیم. این چیزی که پیامبر(صلی الله علیه و آله) ترس داشته است، دارد اتفاق می افتد. نه در مدرسه های ما، نه در مراکز آموزشی ما، نه در مراکز فرهنگی ما، به دین و تقویت دین کمتر توجه می شود. به اینکه مقید باشیم، به اینکه دین را تقویت کنیم، کمتر توجه می شود. به درس، خواندن، نوشتن، این کلاس و آن کلاس رفتن و مانند آن توجه زیاد می کنیم. توجه زیاد نسبت به بچه هامون، نسبت به معلمین، نسبت به مدرسه ها و دانشگاه ها می کنیم به طوری که داریم علم زده می شویم. اما تقویت دین، اعتقاد، خوبی ها، ارزش ها، معرفت خدا، عمل به دستورات الهی دارد از میان ما رخت بر می بندد. همّت ما نسبت به دین کم می شود. باید سعی کنیم که توجه به تربیت دینی بچه ها، تربیت دینی خودمان، تقویت دینی خودمان، داشته باشیم تا دین را سبک نشماریم. حقیقت قرب به خدا را ، عمل به دین را کم نگیریم.

همه فضاهای ما باید نسبت به دین، حرکت هایی که در اجتماع داریم، حرکت های فرهنگی حتی شادمانی هایی که گاهی می خواهیم داشته باشیم، توجه داشته باشند. باید سعی کنیم که دین در آن مظلوم نباشد. حرام خدایی در آن اجرا نشود، به بهانه های شادی وشادمانی گناه انجام نشود.

پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فرماید: من از امتم می ترسم که این چیز در جامعه شان پیدا شود. و خدا کند؛ ما به فکر بیاییم و جدّی تلاش کنیم که اگر خدای ناکرده دین دارد کمرنگ می شود، اعتقادات دارد کمرنگ می شود ، در خانه و خانواده ها مشغولیت به فضاهای کذایی می شود، جلوی آنها را بگیریم. معلمین فرزندان را تربیت کنند. پدر و مادرها به فکر دین بچه هایشان باشند. نسبت به آنها تقویت دینی داشته باشند بخصوص در این ایام تابستان و اوقات فراغت مواظب اعتقادات بچه هایشان، دین بچه هایشان، و آشنایی با قرآن باشند.

از این فضا و از این ایامی که تعطیل است، استفاده کنند. دائم سراغ کلاس هایی که وقت گذران است و هیچ هم عائد دین شان نمی شود، نروند.

 

پرهیز ازحب ریاست:

 

دوم فرمود: « وَ بَيْعَ الْحُكْمِ»؛ از شما می ترسم که حکم، ریاستها، حکومت، منصب ها فروشی شود. می ترسم که زیربنای همه چیز دنیا شود. مادیات شود. برای اینکه به یک پستی برسند، پول خرج کنند. برای اینکه در یک انتخاباتی حاضر شوند، پول خرج کنند. برای اینکه یک صندلی گیرشان بیاید، به عنوان مادیات با آن برخورد کنند، پول خرج کنند. این وظیفه و تکلیف الهی را با امور مادی و دنیایی مخلوطش کنند.

 چرا؟ چون نتیجه آن همین مسائل حزبی و گروهی و حیوانی می شود.

 پیامبر (صلی الله علیه و آله) می گوید من از این هم می ترسم. اگر در جامعه این طور شود، واقعاً هم ترس دارد. جامعه ما هنوز این طور نشده است. اما آدم آثارش را می بیند که برای رسیدن به منصبی، به مقامی، به پستی، به صندلی ای، به فلان جایی، رفتن به فلان مجلسی، درباره اش مسائل مادی، فروش و خرید و این چیزها مطرح می شود. این چیزی است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) از آن واهمه دارد که نمی خواهد در امتش پیدا شود.

 

توجه به صله رحم و کانون خانواده و فامیل:

 

سوم: قَطِيعَةَ الرَّحِمِ؛ قطع رحم که ارتباطات های ما نسبت به هم کم شود. عمیق ترین و اصیل ترین صله رحم، بین پدر، مادر، فرزندان و اقوام نزدیک است. متاسفانه الان جامعه دارد طوری می شود که پدرها، مادرها، فرزندها، برادرها، خواهرها می خواهند از همدیگر جدا زندگی کنند. در کنار هم نیستند. گاهی هم در کنار هم نشسته اند. گاهی هم در خانه نشسته اند اما از هم جدایند. هر کدام یک موبایلی دستشان هست. هر کدام به جعبه جادویی خودشان نگاه می کنند. حواسشان به هم نیست. به همدیگر محبت ندارند. علاقه به همدیگر ندارند. غذا می خورند اما سر یک سفره نمی خورند. هر کدام مشغول چیزی است.

این همان چیزی است که پیامبر (صلی الله علیه و اله) از آن می ترسید. چرا؟ چون از هم پاشیدن خانواده ها،  از هم پاشیدن و جداشدن قوم و خویش ها باعث می شود هیچ کدام به فکر هم نباشند،  همدیگر را کمک نکنند. لذا آنها نتوانند زندگی خودشان را اداره کنند یا خدایی ناکرده جوان ها سراغ اجانب بروند و اجانب آنها را به آن جایی که خوشان می خواهند بکشانند. یا اینکه کسانی از گرسنگی بمیرند. برادری از گرسنگی بمیرد و برادر دیگر از سیری بمیرد. پیامبر(صلی الله علیه و آله) از این ها می ترسد.

 

توجه به جایگاه و تلاوت فصیح قران کریم:

 

یکی دیگر هم، «أَنْ تَتَّخِذُوا الْقُرْآنَ مَزَامِيرَ» است. من می ترسم که شما قرآن را با آلات لهو  و موسیقی قاطی کنید. به حقیقت قران توجه نکنید. به معنایش توجه نکنید. بلکه او را با آواهای موسیقی قاطی کنید و با ابزراهای موسیقی قرآن بخوانید. آن وقت است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) می ترسد که قرآن از معنویتش پایین بیاید.

 

توجه به شایسته سالاری در مدیران کلان حکومت:

نکته دیگری که نمی خواهم تفصیل دهم تا طولانی شود و نکته خیلی مهمی است. «تُقَدِّمُونَ أَحَدَكُمْ وَ لَيْسَ بِأَفْضَلِكُمْ» این است که در دنیای شما، در اجتماع شما این طور شود که انسان ها به حق و حقوق شان نرسند. و در پستها و مسئولیت ها، انسان هایی که صلاحیت ندارند برای خاطر رفیق بازی و حزب بازی بیایند پست ها را بگیرند و آنهایی که صلاحیت دارند و  افضل هستند، کنار زده شوند.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: من می ترسم جامعه تان این طوری شود که خوب ها کنار بروند. آنهایی که فضیلت بیشتر دارند، کنار بروند و آنهایی که فضیلت کمتر دارند یا خدایی ناکرده صلاحیت کمتر دارند، روی کار بیایند.

این نکته خیلی مهم است. من شاهدی برای مساله بیاورم.  از حکیمی از ایران می پرسند: آقای حکیم! چرا دولت ساسانی ایران زود پا گرفت و زود هم منقرض شد؟ چرا این طور شد؟ حکیم می گوید: علتش این بود که به آنهایی که مقام و پست بالا دادند، آدم های پایینی بودند. صلاحیت نداشتند و نمی توانستند. پست های بالا به آنها دادند اما نتوانستند عمل کنند، خراب کردند و به آنهایی که مقام های خوب داشتند، قابلیت داشتند، شایسته بودند، مقام های پایین دادند. این ها هم به این مقام توجه نکردند. پس نه این ها عمل کردند نه آنها، نتیجه آن شد که سلسله ساسانی زود بهم ریخت. این را حکیم ایرانی می گوید. پس ان شاء الله در این واهمه هایی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دارد مراقبت کنیم و دقت داشته باشیم. ان شاء الله در جامعه این طور چیزی نباشد.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ‏ الصَّمَدُ (2) لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3) وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

ترجمه:بنام خداوند بخشنده مهربان

  1. بگو: خداوند يكتا و يگانه است.
  2. خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند:
  3. نزاد و زاده نشد.
  4. و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

 

خطبه دوم:

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

أَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العالَمينَ وَ صَلّی اللهُ عَلي سَيِّدِالمُرسَلِین مَحَمِّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِبیِن و عَلي عَلِي اميرالمؤمنين و علي فاطمةَ سيدةَ نساءِ العالَمين وَ عَلَي ‌الحَسَنِ وَ الحُسَين سَيِّدَي ‌الشَبابِ أَهلِ الجَنَّة وَ عَلي عَلیِّ ‌بن الحُسَين وَ مَحمَّد بن عَلي وَ جَعفَر بن مُحَمَّد وَ موسَي بنِ جَعفَر وَ عَليِّ بن مُوسي وَ مُحَمَّد بن عَلي وَ عَليِّ بن مُحَمَّد وَ الحَسَنِ بنِ عَلي وَ مَولانا صاحبَ ‌الزمان. أَللّهُمَّ صَلِّ عَليهِ وَ عَلَيهِم بِأَفضَلِ صَلَواتِكَ وَ بارِك عَلَيهِم بأَفضَلِ بَرَكاتِك.

 

سفارش به تقوی  :

در خطبه دومم، ضمن اینکه شما را به تقوای الهی و پرهیز از گناه سفارش می کنم، چند نکته را به صورت غیرمترتّب و خلاصه عرض می کنم.

 

مناسبت 5 مرداد؛ سالروز اقامه اولین نماز جمعه در کشور:

دیروز، پنجم مرداد بود که مسئول محترم دفتر شورای سیاست گذاری ائمه جمعه جناب حجت الاسلام شریفی (دام عزه) اشاره کردند و درباره نماز جمعه صحبت کردند. من هم هفته گذشته اشارات بیشتری داشتم. دیشب هم در تلوزيونى بحث هایی درباره نماز جمعه داشتم. دیگر زیاد تکرار نمی کنم. اما این را بدانید که نماز جمعه، یکی از واجبات و فرائضی است که خداوند متعال دوست ندارد که ترک شود بخصوص در  زمانی که نظام جمهوری اسلامی برپا شده است و حاکمیت ولی فقیه و حاکمیت نائب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هست. در این زمان باید نمازجمعه که یکی از فرائض بزرگ است، انجام شود. من روایاتش را خواندم که در هفته 35 نماز واجب است که یکی از آنها در روایت دارد: « فَرَضَهَا اللَّهُ فِي جَمَاعَةٍ» که این نماز به جماعت خوانده شود « وَ هِيَ الْجُمُعَةُ»؛ و آن نماز جمعه است. (2)

نماز جمعه، واجب است. هیچ شرطی هم ندارد. واجب تخییری و کفایی و این حرف ها نیست. بر هر مسلمانی واجب است در نماز جمعه شرکت کند و فریضه واجب را بجا آورد. با جماعت باید خوانده شود. تنها نمازی که واجب است به جماعت خوانده شود، نماز جمعه است. وگرنه نمازهای دیگر هم لزومی ندارد که به جماعت خوانده شود. حتی نمازهای عید هم لزومی ندارد که به جماعت خوانده شود.

نماز جمعه شرایطی دارد. نماز جمعه برکت های زیادی دارد. اجتماع بزرگ مسلمانان هست. این را خدای متعال فرض کرده است که سبک نشماریم. روایات ما، ثواب های فراوان برای کسانی که در نماز جمعه شرکت کنند داده است. از آن طرف هم عقاب های بدی برای کسانی که عمدا ترک بکنند، دارد.

این طرف می گوید: از در خانه که بیرون می آیی تا به نماز جمعه بروی، ملائکه تو را مشایعت می کنند، استغفار می کنند تا به خانه برگردی.(3) اسمت در دیوان الهی نوشته می شود(4). شفاعت پیدا می کنی. بعد از نماز جمعه همه اعمالت جدید شروع [از سر گرفته]می شود برای اینکه در نماز جمعه پاک می شوی. (5)

این همه فضیلت هایی است که نماز جمعه دارد. شروعش، آمدنش، حرف زدنش، نشستنش، همین اجتماعش، در کنار هم بودنش بسیار فضیلت دارد.

 از آن طرف می گوید: اگر کسی سه هفته بدون دلیل، بدون عذر، و برای این که نماز را سبک بشمارد نیاید، در دیوان الهی منافق نوشته می شود.(6) اگر کسی چند هفته نماز جمعه به صورت انکار و به صورت اینکه قبول ندارد، یا اینکه مسخره می کند نماز جمعه نیاید از چشم خدا ساقط می شود.(7)

حکم های عجیب و غریب برای آن است. خیلی ترکش بدون عذر، بدون عذر شرعی، سخت است.

گاهی مسافر است، گاهی مریض است، گاهی خانم ها مشکل دارند، گاهی معذورات شرعی دارند. این ها جداست اما اگر امکانات داشته باشد، شرایط جمع باشد، شرعا مشکل نداشته باشد و به نماز جمعه نیاید، به عنوان این که سبک بشمارد، مسخره کند یا فرض کنید این طور بگوید: نماز جمعه را می خواهیم چکار؟! اگر به این عناوین شرکت نکند، مجازات های بدی دارد. در روایات منافق شمرده می شود، از چشم خدا می افتد، از شفاعت پیامبران و ائمه (علیهم السلام) دور می شود.

عزیزان باید توجه کنند و ان شاء الله در نماز جمعه شرکت کنند. از آن طرف هم روایت دارد:[می خواهید بدانید اهل بهشت چه کسانی هستند؟] کسانی که در نماز جمعه شرکت کنند. گرما و سرما برای آنها مهم نباشد. گرمای شدید، سرمای شدید برای آنها مهم نمی باشد و در نماز جمعه شرکت می کنند. (8) و در روایت دارد کسی كه براى بجا آوردن نماز جمعه از خانه بيرون آيد بهشت بر او نيز واجب مي گردد.  (9)

من گفتم که مردم ما الحمدلله در گرمای 40 درجه و بیشتر همّت می کنند، در هنگام ظهر، در نماز جمعه شرکت می کنند، این ها کسانی هستند که خدا شفاعتشان می کند، این ها در بهشت جایگاه دارند. این خیلی ارزش دارد. زحمت دارد، گرما می بینند اما آمدن در مسجد، آمدن در پیش خدا ارزش بزرگ دارد که به این زحمتش می ارزد. این هم ان شاء الله ثواب دارد.

نماز های جمعه را شلوغ کنید. مراکز نماز جمعه را در سراسر کشور را باید پرمحتوا کنید، شلوغ کنید. نگاه نکنید که چه هست و چه نیست. همین اجتماعش مهم است. همین کنار هم بودن مهم است که چشم دشمنان را کور می کند و دل دوستان اهل بیت (علیهم السلام) را شاد می کند.

 

 مسأله کارآفرینی و ارزش دادن به آن:

نکته دوم: مسأله کارآفرینی و ارزش دادن به کارآفرینی است که می خواستم نکاتی را عرض کنم.

من به عزیزانی که در حرفه و فن بودند و پیش من آمده بودند، گفتم: شما راهکار خوبی برای اینکه مساله بیکاری را حل کنید، دارید. گفتم: علت اینکه یک عده ای بیکارند، یا یک عده ای دنیال کار می گردند، آن است که نمی دانند چکار باید بکنند.

افراد بیکار، دو دسته اند. یک دسته از آنها نمی دانند چکار بکنند. نمی دانند چگونه راه بیافتند،چگونه خودشان را راه بیاندازند. چه حیله ای بکنند که خودش را راه بیاندازند.

 بعضی ها این ذوق را دارند. یک زمان انسانی را می بینید که در روستایش صد متر زمین دارد. آن را بر می دارد و یک بساطی را درست می کند. یک کاری با آن درست می کند. یکدفعه روستا را آباد می کند. هم برای خودش و هم برای دیگران شغل پیدا می کند. لکن همه این ذوق ها را ندارند. شما بیایید به این جوان ها راهکار نشان بدهید. از آنها بخواهید بروند آموزش های فن و حرفه ای را ببیند. طرح به آنها بدهید. راهنمایی کنید که این کار را کنند ما هم کمک تان می کنیم. اگر این کار را بکنید، خیلی از بیکاری ها در این مسیر حل می شود. من دیگر بیشتر توضیح نمی دهم.

 این راهکار است. اگر آقایان جدّی باشند، هماهنگ باشند، مثل اداره کار و تعاون، کشاورزی و همین فنی و حرفه ای ها، دست به دست هم بدهند، آموزشها را شروع کنند، افراد را هدایت کنند، طرح ها را به آنها بدهند، کمک شان بکنند، می توانند پیش بروند و مطئمن باشید که بیکاری ها خیلی کم می شود، به حداقل می رسد. مگر آنهایی که تنبل باشند. تنبل ها بیکارند که آن هم دست خودشان است.

 

جدّی گرفتن مسائل فرهنگی:

ما در ارتباط با مسائل فرهنگی، باید حرکت های زیادی کنیم. ما باید در مقابل دشمن که همیشه در مقابل ما حرکت های فرهنگی ضد دینی می کند، حرکت های فرهنگی بکنیم. باید حرکت های فرهنگی را ادامه بدهیم. مردم و همه مان باید ذوق بخرج دهیم. هر کدام می توانیم حرکت های فرهنگی بکنیم، جلوی مقداری از هجوم دشمن را بگیرم.

از جاهایی که باید حرکت فرهنگی کنند، و باید عِمران و آبادانی اش بیشتر شود، مساجد است. مساجد را باید عِمران دهیم. مساجد باید با حضورمان آباد کنیم. پیش نماز و هیئت امناء در کنار هم باشند، مردم محله را دعوت بکنند، جوانان محله را دعوت بکنند، کلاس بگذارند، برنامه بگذارند، کلاس های تابستانه و غیره بگذارند تا جوان ها را به مساجد بیاورند، تا بدین وسیله مساجد، عِمران و آباد شود. تا ما یک مقدار بتوانیم این جوانان را جذب کنیم، جایگاه بهشان دهیم. ایمانشان را تقویت کنیم.

 امامزادگان هم می تواند جایگاه و مراکز فرهنگی شوند. مراکزی درست کنند، برنامه ریزی کنند تا مسافرینی که می آیند از فضای امامزاده استفاده کنند. جلسات قرآن داشته باشند، جلسات نصیحت داشته باشند. جلسات مشاوره داشته باشند. جلسات آموزش به جوانان داشته باشند. دعوت کنند، برنامه ریزی کنند.

اینها فضاهایی است که ما می توانیم برای گسترش فرهنگ دینی مان استفاده کنیم و متاسفانه کم استفاده می کنیم.

به هیئت امناء های امامزاده ها، خود اوقاف، سفارش می کنم که دست به دست هم بدهید و به بازار این چیزها رونق دهید.

 

مسائل منطقه و جهان خصوصا مسأله فلسطین:

در باب فلسطین هم عرض کنم. اخیرا دیدید که اسرائیل اقدامی انجام دارد. رژیم صهیونیستی غاصب خواستند که درب مسجد الاقصی را ببندد و مسلمانان را راه ندهند. کم کم اغراض شومشان را که می خواهند مسجد الاقصی را تخریب کنند و روی آن هیکل سلیمان بسازنند، پیاده می کنند. آنها می خواستند این کار را بکنند که الحمدلله مردم فلسطین به میدان آمدند. فلسطینی ها تا اینجا کشته دادند اما طوری شد که ناچار شدند که عقب نشینی کنند. به آن عزیزان هم "خسته نباشید" می گوییم و هم از آنها تشکر داریم.

 

تحریم های جدید آمریکا:

تحریم هایی که آمریکا انجام می دهد، تحریم های شدید و بدی است.  اینها می خواهند با این کارشان ما را از پا دربیاورند. علتش هم این است که آمریکایی ها ، سعودی ها و امثالهم دیدند که هرکاری می کنند ایران از پا نمی نشیند. در عراق آمدند، خواستند رخنه کنند، فتنه کنند، دیدند ایران آنجا حاضر شد و جلوی شان را گرفت. در سوریه آمدند و خواستند حرکت هایی بکنند، داعش ها را آوردند، خواستند ملعبه قرار دهند، کشور سوریه را بگیرند. مراکز عبادی اهل بیت (علیهم السلام) را خراب کنند، به مرزهای ایران نزدیک شوند و خیانت به ایران داشته باشند اما ایران جلوشان ایستاد.

در یمن رفتند فتنه کنند، دیدند که نمی توانند. نتوانسته اند و شکست خوردند. هر چه که علیه ایران حرکت می کنند، می بینند که دارند شکست می خوردند. راه های این طوری روی شان بسته شده است. دیدند که مقاومت مردمی ایران، مقاومت عزیران فداکار ایران در مقابل حفظ و حراست از مقدسات دینی شان،  اعتقادی شان و اهل بیت (علیهم السلام) و دین شان قوی است و ایرانی ها محکم ایستاده اند.

انتخابات را می خواستند خراب کنند، دیدند 40- 50 میلیون مردم شرکت کردند بعد دیدند که نمی شود. پس گفتند چکار بکنیم؟ یک کاری کنیم که این ها را تحت فشار بگذاریم. ارگان های خوبشان را صدمه بزنیم. مثلا دور ولایت را خلوت کنیم. شایعات درست کنیم. با شایعات برای بزرگان، دل مردم را خالی کنیم. یک چیزهایی درست کنیم که محبت شان در دل مردم کمرنگ شود. رهبری و ولایت را هدف می گیرند. برای تضعیف ولایت کار می کنند تا مردم آن طرف سوق پیدا نکنند، متوجه نباشند.

به سپاه ضربه می زنند. هر روز یک حرکتی می کنند که بنیه دفاعی ما کمرنگ شود. تحریم ها علیه سپاه و علیه افرادی که در این مورد کار می کنند، وضع می کنند برای این که بنیه دفاعی ما را ضعیف بکنند و ما را هر چه دست بسته تر بکنند.

 این حرکتی که عزیزان  و فرماندهان سپاه انجام دادند، ملاقاتی که با ریاست محترم جمهور داشتند، حرف هایی که بین ها آنها ردّ و بدل شد، بسیار حرکت خوبی بود، بسیار حرکت منسجم و وحدت گرا بود. حرکتی بود که همه را خوشحال کرد برای اینکه این وحدت و انسجام حاصل شد و این دشمنانی که می خواستند این تفرقه را ایجاد کنند، مأیوس کرد که نتوانند کار خودشان را انجام دهند و ما به آنها تبریک می گوییم. هم به سپاه محترمان و هم به ریاست جمهوری. از این ها می خواهیم که انسجام  و وحدت شان را در این مسائل هر چه بیشتر بکنند. بسیار کار خوبی است.

 

تذکر نسبت به توطئه دشمن مبنی بر اسلام منهای روحانیت:

به همین دلیل اسلام منهای روحانیت را دوباره مطرح می کنند. همین وسوسه های این شیطان های بزرگ است. می بینند که روحانیت؛ چه در جنگش، چه در نمازش، چه در صحنه کارش، همیشه ایستاده است. رهبری ایستاده است. روحانیت دارد آنها را عقب می زند و ملت را یکپارچه کرده است. همیشه غمخوار امت است.

در زمان گذشته هم، در زمان طاغوت هم که انقلاب داشت شکل می گرفت، همین حرکت یعنی طرح اسلام منهای روحانیت را شروع کردند اما نتوانستند. امام (رحمة الله علیه) جلوی این ها ایستاد. همان زمان قبل از سال 45 و 46 بود. امام (رحمة الله علیه) جلوی اینها ایستاد. در نجف سخنرانی کرد. ما هم نوارشان را به ایران فرستادیم که خیلی در آن زمان اثر گذاشت و خیلی توطئه ها بهم ریخت. الان دوباره این کار را شروع می کنند. حواس ملت ما باید جمع باشد. که این وسوسه ها و مسائل این چنینی دوباره نباشد. انقلاب ما، انقلابی بر اساس حکومت الله است. امنیت و اخلاص پاک است. و در چارچوبه ولایت است که نتوانستند در آن رخنه کنند که مثل مشروطه اش کنند که ان شاء الله هم نمی توانند. ان شاء الله آنهایی که توطئه دارند، توطئه هایشان به خودشان برگردد.

 

لزوم ایجاد نشاط و شادی مشروع در میان مردم:

اشاره کنم به این که ایجاد نشاط و شادی در جامعه ما باید باشد. جوانان ما، مردم ما باید در کارشان، در زندگی شان نشاط داشته باشند. اولا اگر می خواهیم به آنها نشاط بدهیم، باید کار برای آنها درست کنیم. باید وسیله رشدشان را فراهم کنیم. وسیله های [مشکلات] اقتصادی شان را حل کنیم. در این صورت همه ان شاء الله پر نشاط و پر تلاش می شوند. از آن طرف هم اگر از نظر روحی هم بخواهند کار کنند، جلسات و مراسمی که هم خوب باشد و هم شادی داشته باشد اما در آن گناه نباشد، در آن حرام نباشد، در آن اسم خدا باشد، تشکیل دهند. 

بعضی ها به اسم شادی می خواهند، با صد هرزا تومان، دویست هزار تومان ، در  یک گوشه ای جلساتی را درست کنند. چه کسی 100 هزار، 150 هزار، 200 هزار تومان برای یک ساعت در کنسرت دارد؟ چه کسی می تواند این کار را بکند؟  بعضی ها 45 هزار تومان یارانه شان قطع می شود، ناراحت می شوند حالا می توانند صد هزار تومان ، دویست هزار تومان بدهند که یک ساعت در کنسرت شرکت کنند؟ یک ساعت رقص و آواز گوش بدهند؟ این که نمی شود. این شادی نیست. اگر هم باشد، مال یک عده خاص است. اگر هم باشد همراه با گناه و معصیت است . چه داعی ای داریم که این کارها را بکنیم؟ چه داعی ای داریم که با دین مردم بازی بکنیم؟ مسائل دینی را خدشه دار کنیم؟

شادی های خوب هست، همه بیایند، مجانی هم باشد. همه هم استفاده کنند، گناه هم در آن نباشد. ان شاء الله همه در این رابطه، کارها را انجام بدهند.

در ارتباط با مسائل تابستانی، چیزهایی بود که می خواستم عرض کنم که ان شاء الله در آینده بیان می کنم.

امیدوارم خدای متعال به ما توفیق دهد تا بتوانیم در مسیر خودش، در مسیر احیای کلمة الله، تقویت دین، تقویت انقلاب، تقویت بنیه های قدرتمندی خودمان، ان شاء الله کوشا باشیم، جدّی باشیم. اداء دین کنیم نسبت به شهدا، نسبت به بزرگان، نسبت به امام (رحمة الله علیه)، نسبت به همه کسانی که برای ما رنج کشیدند و این انقلاب را برای ما آوردند و تا الان هم به آن خون تزریق کردند و امروز مانده است. ما باید با وحدت مان، یکپارچگی مان، یگانگی مان، دوری از کینه ها و هوس ها و ریاست بازی ها و حزب بازی ها در کنار هم بنشینیم و  کار بکنیم، تلاش بکنیم، به این مردم خدمت کنیم و اسلام را یاری کنیم که ان شاء الله این انقلاب را به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بسپاریم.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ‏ الصَّمَدُ (2) لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3) وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

ترجمه:بنام خداوند بخشنده مهربان

  1. بگو: خداوند يكتا و يگانه است.
  2. خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند:
  3. نزاد و زاده نشد.
  4. و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

اللّهُمَّ انصُر الإِسلام وَ المُسلِمینَ.

 وَاخذُلِ الکُفار وَالمُنافِقِینَ.

اَیدِّ مَن اَیدَّ الدَّینَ.

وانصُر مَن نصَرَ المُسلِمینَ.

وَاخذُلِ مَن خَذَل المُسلمین

پروردگارا ! به آبروی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، امام ما(رحمة الله علیه)، آن کسی که این همه رنج کشید، زحمت کشید که این انقلاب را برای ما آورد، درجاتش عالی است متعالی بفرما.

خدای ا! ما را قدردان زحمات امام (رحمة الله علیه) و خون شهدا قرار بده.

پروردگارا ! رهبر معظم انقلاب در پناه خودت حفظ کن.

بر طول عمر و عزّت شان بیفزا.

ما را سربازان خوبی برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و رهبری (حفظه الله) قرار بده.

فرج امام زمان ما(عجل الله تعالی فرجه الشریف) برسان.

شهدای ما را  با شهدای کربلا محشور بفرما.

 

وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرين‏.

 

پی نوشت:

  1. عيون أخبار الرضا عليه السلام‏، محمد بن علی ابن بابویه، ج2 ص 42

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الشَّاهِ عَنْ أَبِي بَكْرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ الطَّائِيِّ عَنْ أَبِيهِ وَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْخُوزِيِّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْهَرَوِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأُشْنَانِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَهْرَوَيْهِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سُلَيْمَانَ جَمِيعاً عَنِ الرِّضَا ع عَنْ آبَائِهِ ع عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع‏ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:‏ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمُ اسْتِخْفَافاً بِالدِّينِ وَ بَيْعَ الْحُكْمِ وَ قَطِيعَةَ الرَّحِمِ وَ أَنْ تَتَّخِذُوا الْقُرْآنَ مَزَامِيرَ تُقَدِّمُونَ أَحَدَكُمْ وَ لَيْسَ بِأَفْضَلِكُمْ فِي الدِّين‏»

ترجمه: امیرمومنان علی (علیه السلام) نقل می کنند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: من از اين ترسانم كه شما در آينده دين را كوچك و بى‏اهميّت شماريد و بدان بى‏اعتنائى كنيد، و در مورد حكم رشوه گيريد و منصب قضاء و داورى را خريد و فروش نمائيد، و قطع رحم كنيد، قرآن را آلت لهو و لعب قرار دهيد و با قرائت آن مجلس انس آوازخوانى و نوازندگى تشكيل دهيد، و بالاخره در نماز جماعت كسانى را مقتدا قرار دهيد كه در دين از شما بالاتر نيستند» 

 

  1. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج 3 ، ص419

مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: فَرَضَ اللَّهُ عَلَى النَّاسِ مِنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ خَمْساً وَ ثَلَاثِينَ صَلَاةً مِنْهَا صَلَاةٌ وَاحِدَةٌ فَرَضَهَا اللَّهُ فِي جَمَاعَةٍ وَ هِيَ الْجُمُعَةُ وَ وَضَعَهَا عَنْ تِسْعَةٍ عَنِ الصَّغِيرِ وَ الْكَبِيرِ  وَ الْمَجْنُونِ وَ الْمُسَافِرِ وَ الْعَبْدِ وَ الْمَرْأَةِ وَ الْمَرِيضِ وَ الْأَعْمَى وَ مَنْ كَانَ عَلَى رَأْسِ فَرْسَخَيْنِ.

ترجمه: امام باقر (علیه السلام) فرمودند: خداوند عزّ و جلّ در ظرف هفته سى و پنج نماز فريضه بر مردم واجب كرده است، كه يك نماز آن بايد به جماعت خوانده شود، و آن نماز جمعه است. حضور در نماز جمعه از كودك، پير، ديوانه، مسافر، برده زر خريد، بيمار، كور و هر كسى كه دو فرسخ فاصله دارد، ساقط است».

 

  1. بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، ج73، ص124

عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ عَنِ النَّبِيِّ ص: مَنْ قَلَّمَ أَظَافِيرَهُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَ أَخَذَ مِنْ شَارِبِهِ وَ اسْتَاكَ وَ أَفْرَغَ عَلَى رَأْسِهِ مِنَ الْمَاءِ حِينَ يَرُوحُ إِلَى الْجُمُعَةِ شَيَّعَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ كُلُّهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ وَ يَشْفَعُونَ لَهُ.

ترجمه: پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: کسى که در روز جمعه ناخن ‏هایش را بگیرد، سبیلش را کوتاه کند، مسواک بزند، و زمانى که به نماز جمعه مى‏رود، آب بر سرش بریزد (یعنی غسل کند)، هفتاد هزار فرشته، او را بدرقه مى‏کنند و همگى برایش آمرزش مى‏طلبند و شفاعت مى‏کنند.

 

  1. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل‏، حسين بن محمد تقى‏ نورى، ج6، ص 70

حَدَّثَنِي أَبُو الْحَسَنِ أَحْمَدُ بْنُ الْمُظَفَّرِ بْنِ أَحْمَدَ الْعَطَّارُ أَخْبَرَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ الْمَعْرُوفُ بِابْنِ السَّقَّاءِ الْحَافِظِ رَحِمَهُ اللَّهُ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ وَصِيفٍ مَوْلَى هَاشِمٍ بِمَكَّةَ سَنَةَ سَبْعٍ وَ ثَلَاثَمِائَةٍ حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدِ بْنُ يُوسُفَ الْيَمَانِيُّ حَدَّثَنَا أَبُو فَرَّةَ مُوسَى بْنُ طَارِفٍ ذَكَرَ ذَلِكَ عَنْ نَافِعٍ عَنِ ابْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ‏: إِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ بَعَثَ اللَّهُ مَلَائِكَةً يَقِفُونَ عَلَى أَبْوَابِ الْمَسَاجِدِ وَ مَعَهُمْ صُحُفٌ مِنْ نُورٍ وَ أَقْلَامٌ مِنْ نُورٍ فَيَكْتُبُونَ الْأَوَّلَ فَالْأَوَّلَ فَإِذَا سَمِعُوا النِّدَاءَ حَضَرُوا الْخُطْبَةَ.

ترجمه: پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: زمانی که روز جمعه شود، خداوند فرشتگانی را مبعوث می کند تا در آستانه ی درب های مساجد بنشینند در حالی که همراه آنها قلم ها و کاغذهایی از نور است. آنها نام مردم را به ترتيب ورود به مسجد - اول - دوم و... مي‏نويسند، تا وقتي امام درآيد. پس چون امام بنشست، فرشتگان طومار نام مردم را درهم پيچيده، براي استماع خطبه مي‏نشينند.

 

  1. النوادر، فضل الله بن على‏ راوندى كاشانى، ص24

عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرعَنْ آبَائِهِ ع  قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏: أَرْبَعَةٌ يَسْتَأْنِفُونَ الْعَمَلَ الْمَرِيضُ إِذَا بَرَأَ وَ الْمُشْرِكُ إِذَا أَسْلَمَ وَ الْمُنْصَرِفُ مِنَ الْجُمُعَةِ إِيمَاناً وَ احْتِسَاباً وَ الْحَاجُّ إِذَا قَضَى حَجَّهُ.

ترجمه: امام کاظم (علیه السلام) از پدرانش (علیهم السلام) روایت کرده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند:  چهار نفر، عمل را از نو آغاز می کنند؛ بیمار هنگامی که بهبود یابد. مشرک هنگامی که اسلام می آورد. حج گذارنده، هنگامی که از مناسک آسوده شود. آنکه بعد از گذراندن نمازجمعه باز می گردد. (بحارالانوار ج 86 ص 197)

 

  1. بحارالانوار، ج86، ص 183

وَجَدْتُ فِي أَصْلٍ قَدِيمٍ مِنْ أُصُولِ أَصْحَابِنَا مَرْفُوعاً عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ: «مَنْ تَرَكَ الْجُمُعَةَ ثَلَاثاً مُتَتَابِعَةً لِغَيْرِ عِلَّةٍ كُتِبَ مُنَافِقاً».

ترجمه: امام علي عليه ‏السلام فرمود: هر کس که سه نوبت پياپي نماز جمعه را بدون عذر ترک نمايد، در زمره منافقان به شمار مي‏رود.

 

  1. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال‏، محمد بن على‏ ابن بابويه، ص232

حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُبَيْدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْنَا أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ الْبَاقِرَ ع يَقُولُ: مَنْ تَرَكَ الْجُمُعَةَ ثَلَاثاً مُتَوَالِيَاتٍ بِغَيْرِ عِلَّةٍ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قَلْبِهِ.

ترجمه: امام باقر  (عليه ‏السلام) می فرمود: کسي که سه مرتبه عمداً و بدون جهت نماز جمعه را ترک کند، خداوند قلب او را مهر مي‏زند.

 

  1. کنزالعمّال، علاءالدین علی بن حسام (معروف به متقی هندی) ج7، ص719، ح 21085

قال رسول الله ص : «أَلَا أُخْبِرُكُم‏ بِأَهْلِ الْجَنَّة ؟ مَنْ لَا يَشْغَلُه‏ عَنِ الْجُمُعَة حَرٌّ شَدِيد ، ولا بَرْدٌ شَدِيد ، ولا رَدِغٌ»

ترجمه: پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: می خواهید بدانید اهل بهشت چه کسانی هستند؟ کسانی که گرما و سرمای شدید و زمین پر گل و لای، مانع حضورشان در نماز جمعه نمی شود.

 

  1. من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص: 140

وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع‏ ضَمِنْتُ لِسِتَّةٍ الْجَنَّةَ رَجُلٌ خَرَجَ بِصَدَقَةٍ فَمَاتَ فَلَهُ الْجَنَّةُ- وَ رَجُلٌ خَرَجَ يَعُودُ مَرِيضاً فَمَاتَ فَلَهُ الْجَنَّةُ- وَ رَجُلٌ خَرَجَ مُجَاهِداً فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمَاتَ فَلَهُ الْجَنَّةُ- وَ رَجُلٌ خَرَجَ حَاجّاً فَمَاتَ فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ رَجُلٌ خَرَجَ إِلَى الْجُمُعَةِ فَمَاتَ فَلَهُ الْجَنَّةُ- وَ رَجُلٌ خَرَجَ فِي جِنَازَةِ رَجُلٍ مُسْلِمٍ فَمَاتَ فَلَهُ الْجَنَّة

ترجمه: امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: براى شش كس من ضمانت بهشت ميكنم: مردى كه صدقه واجب يا مستحبّى را بيرون برد تا باهلش برساند و در آن حال بميرد او به بهشت رود، ديگر كسى كه براى عيادت بيمارى از خانه بيرون آيد و در راه بميرد، بر او نيز بهشت واجبست، ديگر كسى كه براى جهاد در راه خدا از خانه درآيد و وفات يابد، ديگر كسى كه بعزم حجّ خانه خدا بيرون آيد و بميرد، و آن كسى كه براى بجا آوردن نماز جمعه از خانه بيرون آيد و وفات يابد او نيز به بهشت رود، و بالأخره كسى كه براى تشييع جنازه و برگزارى دفن مسلمانى از خانه بيرون آيد و در آن حال بميرد، بهشت بر او نيز واجب ميگردد.

 

 

شنبه ٦ مرداد ١٣٩٦ - ١٣:٤٢
امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: