صفحه اصلي > خطبه ها   


خطبه‌های نماز جمعه یزد 27 مرداد 1396

 

خطبه اول:

 

السَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ الله

 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ  

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

أَلحَمدُلِلهِ رَبِّ العالَمين، نَحْمَدُهُ‏ و نَستَعينُهُ وَ نَستَغفِرُهُ وَ نُؤمِنُ بِهِ وَ نَتَوَكَّلُ عَلَيه، ثَمَّ نُصَلّي وَ نُسَلِّم عَلي سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا أبی‌القاسِمِ المُصطَفي مُحَمَّد وَ عَلي آلِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ المَعصُومينَ المُكَرَّمين، سِيَّما بَقيَّةاللهِ فِي الأَرَضين رُوحي وَ أرواحُ العالَمينَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفداه.

 سفارش به تقوی: 

اُوصیکُم وَ نَفسی عِبادَ اللهِ بِتقوَی اللهِ وَلُزُومِ اَمرِهِ.

قالَ اللهُ الْحَكِيم‏ فی مُحکَمِ کِتابِهِ:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» (1)

خودم و شما را به تقوا و پرهیز از گناه سفارش می کنم.

همیشه این تذکر را داده ایم و باید هم به خودمان و هم به شما عزیزان این تذکر را بدهیم تا باورمان بشود که ما در محضر خداییم و خداوند متعال، آگاه و ناظر به اعمال و کردار ماست. این را هم باید بدانیم که آن چه در این دنیا و آخرت نصیب ما می شود  نتیجه اعمال و کردار خود ماست. آنچه برای مؤمن در آخرت ذخیره می شود، همان چیزی است که خودش می فرستد. آن چیزی که گریبانگیر انسان های گنهکار و کافر می شود، همان چیزی است که خودش می فرستد. اگر بد باشد، گناه باشد، خدایی ناکرده معصیت باشد، تخلف باشد، غفلت باشد، ما نتیجه خوبی در آخرت نخواهیم داشت و گرفتار اعمال خودمان می شویم. اعمال ما در آنجا مجسّم شده و به صورت های مختلفی در می آید. یا به صورت فرشتگان است و یا [به صورت] هیئت های خوبی است که انسان را در راحتی و آسایش قرار می دهد. با بزرگان، انبیاء (صلوات الله علیهم) و اولیاء (علیهم السلام) محشور می شود. رحمت خدا، غفران خدا، روحٌ و ریحانٌ و جنة النعیم [برای او می باشد].(2)

همه اینها برای کسانی است که در دنیا اعمال و کرداشان را بر وفق دستور خدا و رفتار الهی تنظیم کرده باشند و اما خدا نکند که روز قیامت بیاید و آن وقت [ما] مشمول این آیات جهنم شویم.«لَآكِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ‏ * فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُون‏»(3) یا «خافِضَةٌ»(4)؛ سرها شکسته، پایین افتاده، خجالت زده، شرمنده، و هیچ چیزی هم دستش نیست و این گناهانش هم به جهنم و آتش و موجودات زجر دهنده تبدیل شده که انسان بعد از یک عمری باید با این ها محشور شود و این ها اذیشان بکنند. این نتیجه اعمال و کردار ماست.

 

سنت حسنه و سيئه‏ و اثر آن در قیامت:

عجیب است؛ در قرآن دو هزار و چند آیه در ارتباط با قیامت، اعمال قیامت، پاداش ها و عذاب های قیامت، شرایط مؤمنین در قیامت و ... وجود دارد. بیش از دوهزار آیه وجود دارد. آنقدر برای مؤمن اهمیت دارد که [باید] به فکر عاقبتش باشد.  هر کاری که انجام می دهد، هر حرفی که می زند به فکر عاقبتش باشد. ببیند چه چیز می گوید و نتیجه اش چیست. بداند چه کار می کند و نتیجه اش چیست. [نتیجه ی] دنیایی و آخرتی اش [چیست]. این ها برای او ذخیره می شود. خدا نکند که کارهایی باشد که سنت بشود و دیگران هم عمل بکنند. گاهی بعضی ها یک حرف ها، یک کارهایی می کنند، یک چیزهایی می نویسند [که] سنت می شود و دیگران هم عمل می کنند. و اگر سنت غلط باشد، گناه باشد، علاوه بر این خودش عذاب می کشد، هر کسی هم به این عمل کند، وزر و وبالش برای اوست. «مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَيِّئَةً كَانَ عَلَيْهِ وِزْرُهَا وَ وِزْرُ مَنْ‏ عَمِلَ‏ بِهَا»(5)؛ اگر کسی، کاری بدی انجام دهد، گناهی بکند، وزر و بالش برای خودش هست، و هر کسی هم که به این عمل مبتلا شود، وزر و وبالش [نیز] برای او هم هست. اگر خدایی ناکرده یک دختر خانمی، بی حجاب و با آرایش به خیابان بیاید و باعث شود دو جوان فریب بخورند و آنها هم به گناه بیافتند. این خانم علاوه بر اینکه برای خودش گناه نوشته می شود، گناه آن جوان هایی را هم که گمراه کرده است، به گردن اوست. هر وقت آنها این گناهان را ادامه بدهند، او را هم عذاب می دهند.

اگر کسی کار خوبی انجام دهد سنت خوبی بگذارد مسجدی بسازد کار خیری بکند که دیگران هم یاد بگیرند و انجام دهند، این کار حسنه است. هر کسی این کار را بکند هر کسی هم استفاده کند ثوابش مال او هم هست. این مسجد[محل نماز نمازگزاران جمعه] را که آن بانی محترم و آن عالم بزرگوار و دیگران و خیّرین ساختندmv یک سنت حسنه هست. هر کسی در اینجا نماز می خواند، ذکر خدا می گوید، یاد خدا می کند، ثوابش برای آنها هم هست. چقدر ذخیره خوبی است که انسان کارهای خوب بکند که نتیجه اش ذخیره خوب برای آخرتش باشد.

 

نصایح امام جواد (علیه السلام):

در آستانه شهادت امام جواد (علیه السلام) هستیم. در خطبه دومم اشاره می کنم. اما در این خطبه؛ در ادامه به سفارش به تقوا می خواهم چند جمله امام جواد (علیه السلام) در یک روایت را برای شما اشاره کنم که دستورات خیلی قشنگ و خوبی هست. روایت های کوچکی و تکه های قشنگی از امام جواد (علیه السلام) هست که همه آنها آموزنده است. من همه آنها را نمی توانم برای شما بگویم. شاید از هر روایتی، یک جمله را برای شما بگویم.

 

نصیحت اول؛ ترک شهوات و مخالفت با هوا:

ابن شُعبه حرّانی که در «تحف العقول» می نویسد [و روایت می کند] که: قَالَ لَهُ رَجُلٌ»؛کسی به امام جواد (علیه السلام) گفت: « أَوْصِنِي‏»(6)؛ یابن رسول الله (علیه السلام)! به من توصیه کن. چیزی بگو، سفارشی بکن. امام (علیه السلام) قبول کردند. «قَالَ تَوَسَّدِ الصَّبْرَ»؛ حضرت فرمودند که سعی کن سر را به بالشت صبر بگذاری. همیشه این صبور بودن بالشت باشد. پشتوانه حرکت تو باشد. در زندگی و در همه چیزها صبر کن. در مقابل گناه صبر کن. اگر شیطان وسوسه می کند، گناه نکن. در مقابل مصیبت ها صبر کن. جزع و فزع نکن. در مقابل سختی ها صبر کن. [اگر]خداوند بخواهد گشایش در کارها ایجاد می کند [پس] جزع و فزع نکن. ناشکری نکن.

«وَ ارْفَضِ الشَّهَوَاتِ»؛ شهوات را کنار بگذار. شیطان وسوسه می کند. انسان را به شهوت ها می کشاند. مظاهر شهوت درست می شود. گاهی وقت ها زمینه های گناه درست می شود خودت را [از این زمینه های گناه] دور کن. اگر یک خانه ای رفتی، یک جلسه ای رفتی، یک مجلسی رفتی، عروسی ای بود دیدید دارند گناه می کنند اگر می توانی آنها را نهی کنی، باید نهی کنی و اگر نمی توانی آنها را نهی کنی، آنجا نشین بلند شو و برو!

اگر کسی تو را مجبور کند که یک گناهی را انجام بدهی، رهایش کن. خدا را ببین. [و به خودت بگو که]خدا حاضر است و من را می بیند [ولذا] او را رها کن. «وَ ارْفَضِ الشَّهَوَاتِ»؛ شهوات را دور بریز و دور شو.

« وَ خَالِفِ الْهَوَى»؛ مخالفت با هوای نفست داشته باش. خیلی وقتها نفس انسان، به انسان یک چیزهایی می گوید. آنهایی که کاسب است و دم بازار است، نفسش به او می گوید که گرانتر بفروش، کمتر بفروش ، یا احتکار بکن و .... [او در مقابل نفس] می گوید: نه! آنها بندگان خدا هستند. من به بندگان خدا اجحاف نمی کنم. بلکه بیشتر به آنها می دهم. بلکه ارزان تر میفروشم، بلکه کمک شان هم می کنم. آن خدایی که دارد می بیند، روزی رسان است.

هوای نفسِ انسان می گوید که: جمعه است، در خانه ات بنشین. نماز می خواهی بروی چکار؟ خستگی ات را در کن. از آن طرف خدا می گوید: «إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ»(7) می گوید: خدا به من گفته که؛ بلند شو راه بیافت. اذان ظهر جمعه گفته شد، بلند شو راه بیافت. خدا گفته به سراغ نماز جمعه برو، تند هم برو. « فَاسْعَوْا» تلاش بکن، تند برو. آن وقت [در مقابل نفس] می گوید: تنبل شو، بنشین. [اما] شما مخالفت با هوای خودتان کنید و بلند شوید و راه بیافتید.

مظهر گناهی پیدا می کند، چشم من شیطان هوس می کند و می گوید به نامحرم نگاه کن. اما خداوند می گوید:«غُضُّوا أَبصارَکُم»(8)؛ چشم هایتان را از نامحرم بپوشانید. [چشم هایتان را] پایین بیاندازید. می گوید: حرف خدا را گوش می کنم و مخالفت با هوا می کنم. حرف شیطان را دور می اندازم. این [فردی که چنین رفتاری انجام می دهد] مؤمن است.

در روایت دارد که: مؤمنی که ظرفیت معصیت برای او پیدا شود، [اما] رها کند. می تواند چشمش را به نامحرم بیاندازد، اما به زمین یا آسمان نگاه کند، زمین و آسمان در پیش خدا به او افتخار می کنند [و به خداوند عرضه می دارند] که این بنده تو، بخاطر رضای تو چشمش را از گناه پوشاند. دستش را از گناه کنار کشید. زبانش را از گناه بست. پس همه ی ما [برای] او را استغفار می کنیم که خدایا تو هم او را دریاب. (9)

مخالفت با هوای نفس[یکی ازسفارشات امام جواد علیه السلام است]. بعد می فرماید: «وَ اعْلَمْ»؛ این را بدان. «أَنَّكَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَيْنِ اللَّهِ»؛ تو از چشم خدا دور نیستی. «عین الله» یعنی چشم خدا. از چشم خدا دور نیستی. لذا «فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ».

خیلی عجیب است. امام جواد (علیه السلام) می فرماید:  ای مؤمن، ای برادرم، ای جوان، ای خواهرم، ای تویی که حرف می زنی، بدان که از چشم خدا دور نیستی. «فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ»؛ نگاه کن، دقت کن که چگونه رفتار می کنی، چگونه معاشرت می کنی. آیا در مقابل خدا، حریم او را نگه می داری؟ عزّت خود را نگه می داری؟ شأن و شئون نظارت خدایی را حفظ می کنی؟ یا نه؛ گناه می کنی؟ به حرمت نظارت خدا توجه نمی کنی و آن را می شکنی؟ غرورت، شیطان، حسدت نمی گذارد. [پس] مواظب باشید.

 

نصیحت دوم؛ شکر نعمت ها:

جمله دیگری از امام جواد (علیه السلام) بخوانم.

[آن حضرت فرمودند:] «نِعْمَةٌ لَا تُشْكَرُ كَسَيِّئَةٍ لَا تُغْفَر»(10)

باید نعمت های خدا را شاکر باشید. هر نعمتی که باشد. مثل گناهی است که بخشیده نمی شود. نعمت های خدا را شاکر باشید.

البته انسان باید آدم شاکری باشد. هم نعمت های خدا و هم عنایت های بندگان خدا را باید شکر کند. اگر یک کسی به تو کمکی کرد، یک عنایتی کرد، یک لطفی کرد، یک مرحمتی کرد، باید حتما از او تشکر کنیم. او را در این کار تشویق کنیم. اگر از او تشکر کنیم او برای انجام دوباره این کار تشویق می شود. اما اگر به او بی محلی کنیم، بی توجهی کنیم، احساس کند که وظیفه اش است، مثل گناهی است که بخشیده نمی شود.

این شکر نعمت الهی خیلی مهم است؛ شکر سلامتی، شکر حیات، شکر این همه حفظ و حراستی که خدا از ما می کند. اگر این شکر نعمت ها را داشته باشیم، مسلماً خداوند زیادش می کند.

 

نصیحت سوم؛ اطمینان پیدا کردن قبل از کارها:

 [امام جواد علیه السلام] در جمله دیگر می فرماید:

«مَنِ انْقَادَ إِلَى الطُّمَأْنِينَةِ قَبْلَ الْخِبْرَةِ فَقَدْ عَرَّضَ نَفْسَهُ لِلْهَلَكَةِ»(11)

جمله قشنگی است. خیلی توضیح لازم دارد که بزرگان ما، آقایانی که سخنرانی می کنند، باید در این روایت دقت کنند.

می فرماید: هر کاری که می خواهی انجام دهی، با هر کسی که می خواهی رفیق شوی، به هر کسی که می خواهی اطمینان کنی، اول از سلامت او اطمینان پیدا کن. اطمینان پیدا کن از اینکه این چیز صحیح است. اطمینان پیدا کن که این چیز، خوب است. اطمینان پیدا کن که این کامل است. اگر شما (انْقَادَ إِلَى الطُّمَأْنِينَةِ) زودتر [و قبل] از این که بررسی کنی، [قبل از اینکه] یقین به خوبی ها، ارزش ها و خوبی این شخص،[خوبی]این جنس، [خوبی] این کار پیدا کنی، به سراغش بروی، پشیمان می شوی. « فَقَدْ عَرَّضَ نَفْسَهُ لِلْهَلَكَةِ»؛ خودت را به هلاکت انداختی. می گوید: ای داد! کاش این کار را کرده بودم. کاش که فکرش را کرده بودم. کاش که پرسیده بودم. کاش که یک کم مشورت می کردم. حالا که مشورت نکردم، یقین به خوبی آن نکردم و وارد آن کار شدم، [نتیجه آن شد که] پشیمان شدم، ضرر کردم، حالا این طور شد. حالا آن طور است.

این یک دستور اجتماعی بزرگ است که قبل از اینکه به کاری وارد شوید، [قبل از اینکه] حرکتی انجام دهید، اطمینان از صحت آن پیدا کنید.

 

نصیحت چهارم: مدارا کردن با دیگران:

[امام جواد علیه السلام در]جمله بعد می فرماید: «مَنْ هَجَرَ الْمُدَارَاةَ قَارَبَهُ الْمَكْرُوهُ»(12)، کسی که اهل مدارا نباشد، یعنی اخلاقش، اخلاق سازش نباشد. با دوستانش، در خانه اش، با بچه اش، با رفیقانش، اخلاق مداراتی نداشته باشد. سازش نداشته باشد. گذشت نداشته باشد، این آدمی است که همیشه بدی ها به او روی می آورد. بدی ها [به سمت او] می آید. اگر بهانه گیر باشد، بدترین چیزها برای او پیدا شده و اذیت می شود. اما اگر مداراکنی، گذشت داشته باشی، خوش اخلاق باشی؛ در خانه ات، با بچه ات، در بیرون با همکارت، با مشتری ات، با این و با آن خوش اخلاق باشی، مدارا کنی، گذشت داشته باشی، حسد نداشته باشی، حسود نباشی، همیشه راحتی، راحت زندگی می کنی. خدا هم کمکت می کند. اما اگر برعکس باشی، همیشه ناراحتی. می گویند: هر چی سنگه، مال پای لنگه. هر کسی بهانه گیر باشد، [برای او] بدتر [می شود]. این جمله، جمله قشنگی است.

 

نصیحت پنجم: عدم مصاحب با انسان های شرور

یک جمله دیگر هم بگویم. [فرمایشات امام جواد علیه السلام] خیلی است ولی دیگر [در این مجال] نمی گویم.

[آن حضرت فرمودند:]« إِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الشَّرِيرِ»

چقدر قشنگ است. از دستورات اجتماعی است.

« إِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الشَّرِيرِ»؛ بر تو باد که رفیق شرور پیدا نکنی. با آدم های شرور، آدم های گنهکار، آدم هایی که معتقد نیستند، آدم هایی که ضابطه ندارند، آدم هایی که بی پروا و بی تقوایند؛ رفیق نشو. با آنها مصاحبت نکن، رفاقت نکن. چرا؟ «فَإِنَّهُ كَالسَّيْفِ الْمَسْلُولِ، يَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَ يَقْبُحُ أَثَرُه‏»؛ مثل شمشیر قشنگ و زیبا می ماند. شمشیرهایی را که درست می کنند، چقدر قشنگ و زیباست. ظاهر آن قشنگ است. « يَحْسُنُ مَنْظَرُهُ»؛ مَنظَرش خیلی قشنگ است اما «يَقْبُحُ أَثَرُه»؛ اثر آن خیلی بد است، کشنده است.

شمشیر به این قشنگی است که آدم لذت می برد به آن نگاه کند اما نتیجه اش چیه؟ گردن انسان را می زند. رفیق بد هم همین طور است. رفیق شرور این طوری است. رفیقی که نماز نمی خواند، این طوری هست. رفیقی که رحم ندارد، این طوری هست. رفیق که مدارا نمی کند، این طوری هست. آن [فردی] که مقیّد به دین نیست، شرور است. ظاهرش مانند شمشیر آب دیده و تیز ممکن است زیبا و  قشنگ باشد، اما باطنش کشنده است.

امام جواد (علیه السلام) می فرماید: «إِيَّاكَ»؛ بر حذر باشید. از این دوستان، از این رفیقان برحذر باشید.

خدایا! به ما توفیق بده که بتوانیم از این دستورات بزرگ ائمه (علیهم السلام) که کارساز در زندگی ما می باشند، همراه با تقوا و پرهیز از گناهی که داریم [بهره ببریم]، توفیق عنایت فرما که در این مسیر قدم برداریم.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ‏ الصَّمَدُ (2) لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3) وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

ترجمه:بنام خداوند بخشنده مهربان

  1. بگو: خداوند يكتا و يگانه است.
  2. خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند:
  3. نزاد و زاده نشد.
  4. و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

خطبه دوم:

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

أَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العالَمينَ وَ صَلّی اللهُ عَلي سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا أبي‌القاسِمِ المُصطَفي مَحَمِّد وَ آله الطیبین، عَلي عَلِي اميرالمؤمنين و علي فاطمةَ سيدةَ نساءِ العالَمين وَ عَلَي ‌الحَسَنِ وَ الحُسَين سَيِّدَي ‌الشَبابِ أَهلِ الجَنَّة وَ عَلي عَلیِّ ‌بن الحُسَين وَ مَحمَّد بن عَلي وَ جَعفَر بن مُحَمَّد وَ موسَي بنِ جَعفَر وَ عَليِّ بن مُوسي وَ مُحَمَّد بن عَلي وَ عَليِّ بن مُحَمَّد وَ الحَسَنِ بنِ عَلي وَ مَولانا صاحبَ ‌الزمان. أَللّهُمَّ صَلِّ عَليهِ وَ عَلَيهِم بِأَفضَلِ صَلَواتِكَ وَ بارِك عَلَيهِم بأَفضَلِ بَرَكاتِك.

 

در خطبه دوم که باید خلاصه کنم، هفت-هشت نکته است که باید تذکر بدهم.  سعی می کنم خلاصه اش کنم تا شما خسته نشوید.

 

مناسبت شهادت امام جواد (علیه السلام)

در نکته اولم به چهارشنبه آینده که 22 ذی القعده و شهادت امام جواد (علیه السلام) است، اشاره می کنم

ما گاهی وقت ها درباره امام جواد (علیه السلام) اشاراتی کردیم باز هم اشاره می کنیم. آقایان وعّاظ و منبری های ما هم باید کمالات و فضائل امام جواد (علیه السلام) را برای شما بیان کنند. شما هم که الحمدلله در مجالس هستید و شرکت می کنید.

امام جواد (علیه السلام)ّ امتیازهایی داشتند که درباره آن خیلی بحث ها شده است. گرچه تاریخ آن طور که بایسته و شایسته است از امام جواد(علیه السلام)ّ چیزی ننوشته است.

از امام رضا (علیه السلام)  به بعد خیلی به تاریخ ظلم کردند. محدودیت ها خیلی بوده است. آن طور که بایسته و شایسته است تاریخ خود امام جواد، امام هادی، امام حسن عسگری (علیهم السلام) نوشته نشده است. گرچه زندگانی این بزرگواران، زندگانی کوتاهی بوده است.

اکثر روایت ها [طول عمر زندگانی] امام جواد (علیه السلام) را 25 سال می گویند. [برخی ها]کمتر هم می گویند. چون ولادت حضرت تقریبا در سال 195 [ه-ق] است. سال 220 [ه-ق]هم شهادت آن حضرت است. تقریبا 25 سال می شود.

امام جواد(علیه السلام) در هفت سالگی بوده است که شهادت امام رضا (علیه السلام) اتفاق می افتد و [آن حضرت در همان] هفت سالگی به امامت می رسد. اولین امامی بودند که در سنین کوچکی به امامت رسیدند. ائمه ما (علیهم السلام) اکثرا بعد از سنین بلوغ به امامت می رسیدند. این اتفاق بعد از امام جواد (علیه السلام) زیاد افتاد . خود امام جواد (علیه السلام) همچنین بود. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همچنین بود.

مسأله سن حضرت و امامت در سن هفت سالگی که امام رضا(علیه السلام) سفارش کرده بودند، ذهن خیلی ها را مشغول کرده بود. سوژه هم به دست خیلی ها داده بود. [می گفتند] که شیعیان می گویند که یک بچه نابالغ می خواهد امامشان باشد. چطور می شود یک بچه نابالغ، هفت ساله امامشان باشد. این بحث ها را داشتند. و اشکالاتشان را هم [مطرح]می کردند. دشمنان هم البته باعث می شدند که این کار گاهی وقت ها شایع شود. با حضورش، با ورودش، در علمیتش، در عقلش، در هوشش، در ذکاوتش، در مناظراتی که داشت.

مأمون مناظرات زیادی برای امام جواد (علیه السلام) قرار داد. گرچه مأمون بعد از شهادت امام رضا (علیه السلام) بساط سلطنتش را به بغداد برده و امام جواد (علیه السلام) را هم به بغداد خواست [از او خواست به بغداد بیاید]. قبر امام (علیه السلام) هم الان در کاظمین می باشد. دیگر در خراسان نبوده است.

بزرگانی از علماء اهل سنت هم بودند که مناظراتی بین آنها [و امام جواد علیه السلام] گذاشت. مناظرات امام جواد(علیه السلام) خیلی معروف است. در تمام مناظرات، امام جواد(علیه السلام) سخنانی فرمودند، جواب هایی دادند که مأمون در عبارت قشنگی گفت: افقه الناس، اعلم الناس، اتقی الناس. مأمون تعبیرات خاصی [درباره امام جواد علیه السلام]دارد و می گوید که اصلا این خانواده، این طوری هستند.

«یحیی بن اکثم» که از بزرگترین علمای اهل تسنن بود، از اول [از باب کنایه]می گفت که من با یک نوجوان مناظره کنم؟ او که بزرگترین عالم سنی بود، همه شاگردهایش هم بودند، خیلی برایشان شکستگی داشت که ببینند بزرگشان را آوردند تا با یک انسان هفت ساله، هشت ساله مناظره کند و می خواهد [از او] مسائل سوال کند.

[یحیی بن اکثم] اول نشست و سوالاتی مطرح کرد. هر چه سوال کرد، دید حضرت جواب می دهد. هر چه معضلات فقه گفت، دید جواب می دهد، مسائل اعتقادی را گفت، دید جواب می دهد. مسائل [گوناگون] گفت، دید جواب می دهد. مشکلاتی که داشت گفت دید که جواب می دهد. خیلی عجیب بود در واقع حضرت [او را به شکست] کشاند. بعد از این ساکت شدند. امام جواد (علیه السلام) گفتند که [اجازه هست]من سوال کنم. چند سوال هم امام جواد(علیه السلام) پرسیدند که او نتوانست جواب دهد. بعد حضرت خودشان به صورت مفصّل جواب دادند. این شد که هم شیعیان باور و یقین پیدا کرده؛ و هم اهل تسنن افتخار کردند.

معمول این ها تمکین [و تصدیق] کردند که بله؛ این [فرد] از نظر سنی این طور است اما از نظر عقل و هوش و درایت و علمش، بالاترین شخصیتی است که در آن زمان موجود است،[در آن زمان] در دنیاست و نمی شود از کنارش گذشت.

رنج هایی که امام جواد (علیه السلام) کشیدند که بماند[در این زمینه صحبت نمی کنم]. شهادت این امام بزرگوار هم، شهادت سختی بود. از کسانی بود که شهید کننده او همسرش بود که در خانه اش بود. [همسراو] دختر مأمون بود که بعد از مأمون به توصیه معتصم حضرت را به شهادت رساند. بعد وارد کاخ معتصم شد.

کسی از دست همسرش زهر بخورد و شهید بشود خیلی دردناک است. قهراً جایی هم نمی گویند و مدتی می گذرد، بعد [همه] می فهمند.

مسائلی است که زندگانی امام جواد (علیه السلام) را زندگانی عجیب و غریب و سختی کرده است. در عین حال امام جواد (علیه السلام) خیلی مسائل را مطرح کردند، بحث کردند. در مسأله خمس که ما داریم، بیشترین روایات دقیق برای امام جواد (علیه السلام) است.

 ابی نصر بزنطی یکی از اصحاب اجماع و از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی (علیهم السلام) است. روایات خمس و روایت های قوی و مستحکم همه از ابی نصر بزنطی است. از رواتی است که از شاگردان امام جواد(علیه السلام) هست. [از شاگردان] امام رضا و امام هادی (علیهما السلام) هم بودند. [آن حضرت] به وسیله این بزنطی مسائل مهم را به دنیا فهمانده است. امام جواد (علیه السلام)کارهای دیگری انجام دادند که من وارد آن نمی شوم.

 

مناسبت 26 مرداد؛ سالروز ورود آزادگان به کشور:

مساله دومی که می خواهم عرض کنم، در رابطه با آزادگان است که 26 مرداد، روز آزادگان است . [روزی] که این سرفرازان که در اسارت ده ساله، هشت ساله، پنج ساله، یازده ساله، کمتر و بیشتر بودند، آمدند.

این ها در آن زندان های مخوف و جایگاه های عظیم و شکنجه های بزرگ صبر و مقاومت کردند. امروزه صبور هستند. وقتی[در دیداربا] خیلی هایشان یک مقداری تعریف می کنند می بینیم که انسان عادی این قدر تحمّل ندارد. نمی تواند تحمّل کند. این جز قدرت خدای متعال به اینها نبوده است که توانسته اند تحمل کنند و [خداوند] این ها را نگه داشت.

یکی از دوستانی که من دو روز پیش سراغ او رفتم و چشمانش از همین قصه نابینا بود، می گفت که من زمانی که افتاده بودم وقتی سرم را بلند کردم  سرباز عراقی به سمت پیشانی من رگبار گرفت. گفت: به این طرف و آن طرف چشمم، پنج- شش تیر خورد.

یک کسی که رگبار به پیشانی اش بگیرند و شش-هفت تا تیر به چشمش بخورد و خدای متعال به این صبر و پایداری بدهد، بعد بروند در آنجا این ترکش ها و تیرها را در بیاورند، بعدش هم هنوز هست.، سی سال هم این طور مقاومت کند و الان در این ادارات خدمت می کند، این خیلی ارزش دارد. این خیلی قابل تقدیر است.

از این آزادگان باید تشکر کنیم و از خداوند بخواهیم که صبر و تحمل به آنها بدهد. از آنها می خواهیم که آن ارزش هایی که به دست آوردند از دست ندهند. حواس شان زیاد به دنیا نباشد. حواس شان به همان مناجات ها و دعاها و به خدا باشد. برای خدا کار کردند و برای خدا بایستند. برای خدا هم مقاومت کنند. در تربیت فرزندانشان بکوشند. جدّی باشند که ان شاء الله جایگاه خودشان را داشته باشند.

 

مناسبت 31 مرداد؛ روز جهانی مسجد:

مطلب بعدی، روز جهانی مسجد است. درباره مسجد می خواهم اشاره بکنم.

امروز مسجد، در کشورمان دارد حالت غربت را می گذراند. مسجدهای ما آن طور که بایسته و شایسته است از آن استفاده کم می شود. کارهایی که مربوط به مسجد بوده به مسجد منتقل شده است. مسجد فقط به نماز خواندن منحصر شده است و حال آنکه مسجد در صدر اسلام، پایگاه همه کاری بود. اجتماع بوده است.

امروزه من به عزیزانم؛ روحانیون عزیز، ائمه جمعه عرض کردم که یکی از کارهایی که ما باید بکنیم [احیاء مساجد است]. یکی از پایگاه های مهمی که ما داریم و باید احیاء کنیم، مساجد است.

 ما اگر بخواهیم این جوان ها را از فضاهای مجازی کنار بکشیم. و اگر بخواهیم این جوانها را یک مقدار وقت شان را که همه اش در این کارها تلف می شود [از این فضاها دور کنیم و از اتلاف وقت شان جلوگیری کنیم]، باید کاری کنیم که به مسجد بیایند. ما پایگاهی جز مسجد نداریم. [لذا] باید به مسجد بیایند.

مسجد باید رونق داشته باشد. باید اخلاق هیئت امناء و روحانی مسجد خوب باشد و پذیرا باشند. مؤمنین باید مسجد را درست نگه دارند. باید جوانان را دعوت کنند. به مسجد ببرند. نامه بنویسند و برنامه بریزند. این مسجدها باید از جوانهای ما، از افراد، از مدیران، از غیرمدیران، از مسئولین احیاء شود. الان مثل اینکه اصلا مسجد، نماز جمعه و جاهای دیگر [از اماکن مذهبی] مال مردم عادی است. مسئولین احساس نمی کنند که باید نماز جمعه یا به مسجد بیایند.

[آنها باید] به مسجد بروند و نماز خودشان را در مسجد بخوانند. کار مردم را حلّ کنند، مشکلات مردم را حلّ کنند. کنار مردم باشند. کنار هم [با مردم]باشند. با جوان ها بنشینند. جلسات قرآن بگذارند. در مسأله اسلام کمک هم باشند.

مسجد به قول حضرت امام (رحمة الله علیه) سنگر است. ما نباید این سنگرها را از دست بدهیم. مسجدها نباید خلوت باشد. روحانی مسجد باید برای مسجد بسیار وقت بگذارند. کانون هایی که در مسجد هست باید حرکت های فرهنگی شان، تربیت هایشان در مسجد بیشتر شود. مسجد را باید یک برنامه ریزی جدید کنند. راهکار بزرگ که همه هم احساس کنند، جوان هم احساس کنند که  [اول] به مسجد برود و بعد به خانه بیاید. غروب هست باید احساس کند که باید به مسجد برود و نماز بخواند و بعد به خانه برود. اهل خانه احساس بکنند که باید به مسجد بروند بعد به خانه بیایند. مسجد باید یک جایگاه و پایگاه ملاقات،کار، برنامه، رشد، تربیت، تعلیم باشد. ان شاء الله هر کس [در این زمینه] مسئول است برنامه ریزی باید بکنند.  

 

انتصاب اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام توسط رهبری:

در ارتباط با تشخیص مصلحت نظام هم می خواستم یک جمله ای بگویم.

تشخیص مصلحت یک جایگاهی برای حلّ اختلافاتی است که بین مجلس و بین شورای نگهبان پیدا می شود. مجلس قانون را تصویب می کند. شورای نگهبان این قانون را باید بررسی کند که مخالف شرع و قرآن نباشد. یک جایی شورای نگهبان می گوید که این مصوبه خلاف قانون اساسی است. مجلس هم گاهی ایستادگی می کند و می گوید که این به مصلحت جامعه است. اینجا به هم برخورد می کنند. اوائل کار مشکل می شد. گاهی پیش امام (رحمة الله علیه) می بردند. گاهی امام (رحمة الله علیه) دستور می دادند [مثلا] این طوری حل کنید و یا اکثریت و دو سوم مجلس رأی بدهند. اما بعد دیدند که نمی شود.

فکر این کار که مجمع تشخیص مصلحت که مجموع نخبگان؛ از مجلس و از دولت و شورای نگهبان باشند و آن مساله را در آنجا مطرح کنند، تا اگر به نظر جمعی رسیدند، آن را اعلام کنند که مصوّب شود. مجمع تشخیص مصلحت برای حلّ اختلافات تشکیل شد. بعد هم که رهبری (حفظه الله) برنامه دادند. سیاست های کلی جامعه، سیاست های کلی کشور آنجا برود و مطرح بشود، بررسی شود، کمیسیون هم بررسی کند، پخته اش بکنند و به رهبری بدهند تا دقت کند و بعد رهبری به دولت اعلام بکند که این کارها باید انجام بشود که خیلی کارها هم تا حالا انجام شده است.

مجمع تشخیص مصلحت نظام هم  که اخیراً حضرت آقا (حفظه الله) حکم دادند که ان شاء الله کار خودش را بهتر نشان بدهد.

 

مسائل منطقه بخصوص یمن:

یمن را به شما بگویم که در خاک و خون غرق است. برای مردم یمن، گرفتاری ها، وباها، مشکلات درست کردند. گویا این وبا بر اثر خیلی چیزهایی که به آبهای اینها ریختند به وجود آمده است. 

نتوانستند با رزمندگانش کنار بیایند و آنها را شکست دهند، از این طریق دارند حلّ می کنند. که اگر این باشد خیلی جنایت و خیانت است. چرا دنیا در مقابل مظلومیت یمن ساکت است؟ به جرم اینکه خیلی از آنها شیعه هستند، به جرم این که مقاومت می کنند. این خیانت ها را چه کسی تحمّل می کند؟!

 

مساله انتخاب شهردار توسط شورای شهر:

مساله دیگر که خدمت بیان کنم در رابطه با انتخابات شورای شهر است. چند روز آینده شورای شهر مسئولیت را برعهده می گیرند. و شهردار منتخب می کنند. من توصیه کردم  باز هم توصیه می کنم که احساس کار، احساس مسئولیت، احساس وظیفه در مقابل اسلام، دین، مردم، شهر، [حقوق]شهروندی، قرآن، اجتماع، جامعه باید در این عزیزان باشد. خدای ناکرده راجع انتخاب شهردار، رفاقت بازی، سیاست بازی، دوست بازی نکنند. کدورت ها را کنار بگذارند. ان شاء الله خودخواهی ها که الحمدلله نیست [اگرهست باید] کنار بگذارند. یزد ما همه بر این مسیر می خواهند حرکت کنند. ان شاء الله کسی را انتخاب بکنند که به درد جامعه بخورد، به درد مردم بخورد، دلسوز باشد، متخصص باشد. تعهد داشته باشد. فقط برای حزب و گروه کار نکند  [بلکه] برای همه مردم و برای همه جامعه، برای رضای خدا کار بکند.

 

تقدیر از نخبگان استان یزد و توصیه به مسئولین:

الحمدلله، در دانشگاه های یزد دو [سه] نخبه خوب داریم. یکی در رشته ریاضی که نفر دوم کشور است. یکی رشته تجربی است که نفر پنجم است. یکی از آنها فرزند یکی از جانبازان است.

من عرض می کنم که این نخبگان را حفظ کنید. به مسئولین می گویم که نخبگان دانشگاهی را حفظ کنید.

مطمئن باشید که آمریکایی ها و دیگران به این افراد نامه می نویسند. اینها تا به دانشگاه می روند به سمت خودشان می کشانند و  به خارج می برند. برنامه ریزی برای آنها می کنند. پول می دهند و جذبشان می کنند. اگر اینها بچه های متعهدی نباشند یا متعهد هم ممکن است باشند اما به بهانه اینکه می رویم آنجا درس می خوانیم و بعد می آییم خدمت می کنیم [به آنجا می روند و آنها هم] همان جا نگه شان می دارند.

مسئولین ما وظیفه دارند این بچه های نخبه را، این عزیزان را کمک کنند، مساعدت شان کنند. راه نشان شان بدهند. مدیران، اساتید دانشگاه باید این ها را به نحوی هدایت کنند که برای کشور خودمان خدمت کنند. از استعداد شان استفاده بکنند. برای اقتصاد مقاومتی ما به نخبگان احتیاج داریم. باید این ها را برنامه ریزی بکنند. پرورش بدهند. تنها این ها نیستند. بلکه صدها نفر، هزاران نفر تو خود یزد ما داریم. باید برنامه ریزی بکنند تا از استعداد و از هوش و از قدرت و توان این ها استفاده شود و در ارتباط با صنایع، در ارتباط با مسائل علمی ما و مسائل دیگر از آنها استفاده شود تا وجود این عزیزان هدر نرود. استفاده کنند تا ان شاء الله که به درد کشورما بخورند.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ‏ الصَّمَدُ (2) لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3) وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

ترجمه:بنام خداوند بخشنده مهربان

  1. بگو: خداوند يكتا و يگانه است.
  2. خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند:
  3. نزاد و زاده نشد.
  4. و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

پی نوشت:

  1. سوره آل‏عمران (3)، آيه 102

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَ‏ تُقاتِهِ‏ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»

ترجمه:اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! آن چنان كه حق تقوى و پرهيزكارى است از خدا بپرهيزيد، و از دنيا نرويد مگر اينكه مسلمان باشيد (بايد گوهر ايمان را تا پايان عمر حفظ كنيد)

 

  1. سوره الواقعة (56)، آيه 88 و 89

«فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ * فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ»

ترجمه: اما اگر او از مقربان باشد *  در روح و ريحان و بهشت پر نعمت است.

 

  1. همان، آيه 52 و 53

« لَآكِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ * فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ»

ترجمه: قطعا از درخت زقوم مى‏خوريد * و شكمها را از آن پر مى‏كنيد.

 

  1. همان، آیات 1 تا 3

إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ * لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ * خافِضَةٌ رافِعَةٌ»

ترجمه: هنگامى كه واقعه عظيم (قيامت) بر پا شود * هيچكس نمى‏تواند آن را انكار كند * گروهى را پائين مى‏آورد و گروهى را بالا مى‏برد.

 

  1. الفصول المختاره، محمد بن محمد مفيد(شیخ مفید)، ص136

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏: مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً كَانَ لَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَيِّئَةً كَانَ عَلَيْهِ وِزْرُهَا وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.

ترجمه: كسى كه سنت خوبى را بگذارد اجر و ثواب آن سنت و ثواب هر كسی كه تا روز قيامت به آن عمل كند، برای او می باشد و كسى كه سنت بدی را بگذارد، گناه آن سنت و گناه هر كسی كه تا روز قيامت به آن عمل كند، برای اوست.

 

  1. تحف العقول، حسن بن على‏ ابن شعبه حرّانی، ص455

مِنْ‏ مَوَاعِظِ أَبِي‏ جَعْفَرٍ الْجَوَاد عليه السلامَ‏: قَالَ لَهُ‏ رَجُلٌ أَوْصِنِي قَالَ ع وَ تَقْبَلُ قَالَ نَعَمْ قَالَ تَوَسَّدِ الصَّبْرَ وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ وَ ارْفَضِ الشَّهَوَاتِ وَ خَالِفِ الْهَوَى وَ اعْلَمْ أَنَّكَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَيْنِ اللَّهِ فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ.

ترجمه: مردى از امام جواد (علیه السلام) درخواست نصيحت كرد. امام فرمود: مى‏پذيرى؟ گفت: آرى. [امام]فرمود: صبر را بالش خود ساز، فقر را در آغوش گير، لذتها را واگذار، با هوس مخالفت كن، و بدان كه هرگز از مراقبت خداوند بيرون نيستى، پس ببين در چه حالى؟

 

  1. سوره جمعة (62)، آيه 9

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»

ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! هنگامى كه براى نماز روز جمعه اذان گفته مى‏شود به سوى ذكر خدا بشتابيد، و خريد و فروش را رها كنيد كه اين براى شما بهتر است اگر مى‏دانستيد.

 

  1. سوره نور (24)، آيه 30

«قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ»

ترجمه: به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند، و فروج خود را حفظ كنند، اين براى آنها پاكيزه‏تر است، خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است.

 

در روایتی وارد شده است:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ بْنِ بُهْلُولٍ الْقَاضِي فِي دَارِهِ بِمَدِينَةِ السَّلَامِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ يَزِيدَ الصَّيْدَاوِيُّ عَنْ أَبِي شَيْبَةَ الْجَوْهَرِيِّ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ‏ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:‏ تَقَبَّلُوا لِي بِسِتَّةٍ أَتَقَبَّلُ لَكُمْ بِالْجَنَّةِ إِذَا حَدَّثْتُمْ فَلَا تَكْذِبُوا وَ إِذَا وَعَدْتُمْ فَلَا تُخْلِفُوا وَ إِذَا اوتُمِنْتُمْ فَلَا تَخُونُوا وَ غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ وَ احْفَظُوا فُرُوجَكُمْ وَ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ‏ وَ أَلْسِنَتَكُمْ.

ترجمه: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: شش چيز از من متعهد شويد و من براى شما بهشت را متعهدم هر گاه نقلى كنيد، دروغ نگویید و وعده كه مي دهيد، خلاف نكنيد و در امانت خيانت نكنيد و ديده بپوشيد و فرج خود نگهداريد و دست و زبان خود باز گيريد.

 

  1. الکافی، ج 5 ص494

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ مِسْمَعٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ إِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى الْمَرْأَةِ الْحَسْنَاءِ فَلْيَأْتِ أَهْلَهُ فَإِنَّ الَّذِي مَعَهَا مِثْلُ الَّذِي مَعَ تِلْكَ فَقَامَ رَجُلٌ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ أَهْلٌ فَمَا يَصْنَعُ قَالَ فَلْيَرْفَعْ نَظَرَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ لْيُرَاقِبْهُ وَ لْيَسْأَلْهُ مِنْ فَضْلِهِ‏.

ترجمه: امام صادق عليه السلام فرمود: «پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) فرمودند: هنگامى كه نگاه كسى به زنى زيبا افتاد با همسر خويش آميزش كند چون همسرش همان را دارد كه آن زن داشت. مردى به پا خاست و گفت: اى رسول خدا! اگر همسرى ندارد چه كند؟

حضرت فرمود: نگاه به آسمان كند و به خداوند توجه كند واو را در نظر داشته باشد و از فضل و لطف او طلب كند»

 

  1. الدرّة الباهرة، محمد بن مكى‏ (شهيد اول)، ص 41

قَالَ الْجَوَادُ ع: «نِعْمَةٌ لَا تُشْكَرُ كَسَيِّئَةٍ لَا تُغْفَر»

ترجمه: امام جواد (علیه السلام) فرمودند: نعمتى كه در برابر آن شكرگزارى نشود، همانند گناهى است كه در برابر آن استغفار نشود.

 

  1. همان، ص 40

قَالَ الْجَوَادُ ع: مَنِ‏ انْقَادَ إِلَى الطُّمَأْنِينَةِ قَبْلَ‏ الْخِبْرَةِ فَقَدْ عَرَّضَ نَفْسَهُ لِلْهَلَكَةِ وَ الْعَاقِبَةِ الْمُتْعِبَةِ.

ترجمه: امام جواد (علیه السلام) فرمودند: آن كه پيش از آزمودن اطمينان كند، بى‏گمان خود را در معرض هلاكت و فرجامى پر رنج قرار داده است.

 

  1. همان

قَالَ الْجَوَادُ ع : «مَنْ هَجَرَ الْمُدَارَاةَ قَارَنَهُ الْمَكْرُوه‏»

ترجمه: امام جواد (علیه السلام) فرمودند: آن كه مدارا و نرمش را وانهد، بدبختى به او نزديك گردد.

 

شنبه ٢٧ مرداد ١٣٩٦ - ١٣:٣٩
امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: