صفحه اصلي > خطبه ها   


خطبه‌های نماز جمعه یزد 20 مرداد 1396

خطبه اول:

 

السَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ الله

 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ  

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

أَلحَمدُلِلهِ رَبِّ العالَمين بارِئ الخَلائِقِ أَجمَعين وَ باعِثِ الأَنبياءِ وَالمُرسَلين. ألَّذي خَلَقَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ الرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ. نَحْمَدُهُ‏ و نَستَعينُهُ وَ نَستَغفِرُهُ وَ نَتَوَكَّلُ عَلَيه. ثَمَّ نُصَلّي وَ نُسَلِّم عَلي سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا أبی‌القاسِمِ المُصطَفي مُحَمَّد وَ عَلي آلِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ المَعصُومينَ المُكَرَّمين، سِيَّما بَقيَّةاللهِ فِي الأَرَضين رُوحي وَ أرواحُ العالَمينَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفداه.

 سفارش به تقوی: 

 

اُوصیکُم عِبادَ اللهِ وَ نَفسی بِتقوَی اللهِ وَلُزُومِ اَمرِهِ.

قالَ اللهُ الْحَكِيم‏ فی کِتابِهِ:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ » (1)

 

در خطبه اولم خودم و شما را به تقوا و پرهیز از گناه سفارش می کنم.

این را همه می دانیم که ما بندگان خدا هستیم و خداوند متعال خالق ماست. خلقت ما، روزی ما، قدرت ما، توان ما، هر چه که داریم؛ در دست اوست. آمدن ما به وسیله اوست. رفتن ما هم به سوی اوست. بین وجود و عدم ما، آن کس که همه اختیارات ما را دارد، اوست.

 زندگی ما، حشر و نشر ما، تربیت ما، رشد ما، کمال ما، ساختار ما، عقل ما، فکر ما، زبان ما، چشم ما، گوش ما، آسمان و زمین، همه و همه از عنایت های اوست. او این همه عنایت ها را نسبت به ما داشته است. این لطف را کرده که ما را خلق کرده است. لطف دیگرش این است که ما را به کمال هدایت می کند؛ به کمالی که انسان همیشه در پناه او باشد و در عزّت و در عالمی پر از نعمت و رحمت الهی زندگی کند.

لازمه این کار آن است که این انسانی که همه چیز او وابسته به خداست و هیچ کس دخالتی در کارهای او ندارد، خودش را متعلق به خدا بداند وباور کند[که متعلق به خداست] از خدا اطاعت کند. سرپیچی نکند. تقوا داشته باشد.

«تقوا» معنایش این است که انسان خودش را بشناسد که بنده خداست. خودش را درک کند که خدایی است. خمیرمایه و سرشت او، خدایی است. از سوی خدا آمده است و به سوی خدا هم باید برود. جای دیگر هم ندارد. منتها کیفیت رفتن و چگونه زیستن که انسان از نعمت های الهی برخوردار باشد، دست ماست.

دست ماست که چگونه عمل کنیم، چگونه رفتار کنیم، [چگونه] از این نعمت های خدا استفاده کنیم تا عاقبت خودمان را بسنجیم، تا عاقبت و آخرت خودمان را درست کنیم.

 اگر انسانی بخواهد به سعادت [برسد]، باید با خودش بیاندیشد، کمی فکر کند که از کجا آمده است و برای چه آمده است و کجا خواهد رفت که رفتنش هم حتمی است، در این فرصت ها چه باید بکند که چه بشود [چه جایگاهی را به دست آورد]. 

خداوند انسان را بی هدف خلق نمی کند. حتما این انسان باید به جایی برسد. به یک نقطه هدف دار برسد. و الا عاطل و باطل [خلق شده] است. آن ساختار را ما باید درست کنیم. من باید بسازم. من باید با این قدرتی که خدا به من داده است، آخرتم را تأمین کنم. سعادت دنیایم را تأمین کنم. سعادت آخرتم را تأمین کنم. این دست ماست.

 

توصیه به کسب عزّت و پرهیز از ذلّت:

خداوند متعال اختیار حرکت را به ما داده است اما در روایت آمده است که انسان در یک چیز اختیار ندارد.

انسان، درچه چیزی اختیار ندارد؟ دست خودش نیست؟ آن چیز، آن است که اختیار ندارد که خودش را ذلیل کند.(2) یعنی خودش را پست کند. خودش را در مقابل دیگران کوچک کند. یعنی کاری بکند که خودش کوچک شود. کاری بکند که ذلیل شود. کاری بکند که ناچار شود عذرخواهی کند. کاری بکند که حیثیت و شخصیتش خورد شود. این را انسان حق ندارد. چون بنده خداست.

شما باید کاری کنید که در بندگی خدا به عنوان مخلوق خدا عزّت تان حفظ شود. فلذا خداوند متعال ما را فطرتاً با عزّت خلق کرده است. هیچ کدام از ما خوشمان نمی آید که کسی به ما بد بگوید. هیچ کدام از ما خوشمان نمی آید که ذلیل شویم. هیچ کدام از ما خوشمان نمی آید که کسی به ما توهین کند. این برای آن است که خداوند، وجود ما را هم عزیز خلق کرده است. چون ما متعلق به او هستیم

 باید در دنیا و آخرت کاری بکنی که عزیز باشی، عزّت داشته باشی، شرف و مکانت داشته باشد. چرا؟ چون آیینه تمام نمای خدایی. خداوند عزیز و بزرگ است. باید ببینی که چه چیزهایی در عظمت خدا هست که ما هم آنها را داشته باشیم. یکی از آنها عزّت است.

انسان باید کاری بکند که عزیز شود. [اگر] معصیت کنی، گناه کنی، ذلّت تو را می گیرد. اگر دروغ بگویی، اگر به برادر مومن خیانت کنی، اگر در مقابل دشمن، خودت را سبک کنی، اگر در مقابل شیطان ذلیل شوی، اگر اسیر شیطان شوی، اسیر وسوسه های شیطان شوی، شیطان تو را به سمت خودش بکشاند، ذلیلت می کند. آخرت و دنیا تو را  می گیرد.

اگر به وسوسه های شهوانی شیطان گوش دهی، تا حضيض‏ ذلّت تو را می برد. بدبختت می کند و [در نهایت] رهایت می کند.

یکی از راههایی که [موجب می شود] عزیز باشیم، این است که تقوا داشته باشیم. یعنی سعی کنیم که عزّت ما حفظ بشود. شرافت ما حفظ شود. در مقابل شیطان ذلیل نشویم. شیطان به تو گفت که این کار را بکن، این چیز را مثلاً بردار، این رفتار را بکن. حواست جمع باشد، باید در مقابلش بایستی. به تو می گوید؛ فساد بکن، دروغ بگو، رشوه بگیر، کم کاری بکن.  بدان این شیطان است که می خواهد تو را ذلیل کند. می خواهد تو را پیش خدا ذلیل کند. می خواهد تو را پیش بنده های خدا ذلیل کند. لذا حواست جمع باشد. خداوند می خواهد تو عزیز شوی. شیطان است که می خواهد انسان ذلیل شود. مثل همین شیطان های دنیا، به قول امام (رحمة الله علیه) شیطان بزرگ آمریکا که می خواهد ما را ذلیل کند. می خواهد که ما در مقابل آنها سر به خمود مثل عربستانی ها بیاییم. پادشاه عربستان و غیره، با این همه پول، میلیاردها دلار، در مقابل رئیس جمهور الکی آمریکا باید سر خم کنند. رئیس جمهور آمریکا، این ها را به گاوهای شیرده تعبیر کرده است. این چه عزّتی است؟ این چه تاج و تختی است؟ این دلارها به چه دردی می خورد وقتی انسان در مقابل یک کافر ذلیل شود؟ در مقابل یک کسی که نمی خواهد ما را ببیند، ذلیل شود؟. توصیه این است که عزیز شویم.

یک روایتی بخوانم: «مَنْ أَخْرَجَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ ذُلِّ الْمَعْصِيَةِ إِلَى عِزِّ التَّقْوَى»‏(3)؛ اگر کسی بخواهد عزیز شود، بدون این که مال داشته باشد، بدون اینکه قوم و عشیره داشته باشد، بدون اینکه ریاست داشته باشد،[اگر بخواهد عزیز شود] باید تقوا پیشه کند. یعنی معصیت خدا را نکند. گوش به حرف وسوسه های شیطان ندهد. در مقابل وسوسه های شیطان خاضع نشود، گناه نکند. در روایت دارد:« مَنْ أَخْرَجَهُ اللَّهُ» اگر کسی که، خداوند او را از ذلّ معصیت خارج بکند، «إِلَى عِزِّ التَّقْوَى» اگر کسی از ضلالت معصیت خارج شود (معصیت خودش ذلّت است) و به عزّت تقوا برسد، « أَعَزَّهُ بِلَا عَشِيرَة» خداوند او را عزیز می کند و حال اینکه عشیره ای نداشته باشد. « وَ آنَسَهُ بِلَا بَشَر» او را مأنوس می کند بدون این که کسی پشت او باشد. « وَ مَنْ خَافَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ » اگر کسی از خدا بترسد، در مقابل حضرت حق نیاستد، حساب ببرد، حیا کند از این که در مقابل خدا معصیت کند و دست به گناه بزند. می فرماید: همه عالم را نسبت به او خاضع می کند. 

« وَ مَنْ خَافَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ» کسی که از خدا بترسد، « أَخَافَ الله مِنْهُ كُلَّ شَيْ‏ء » خداوند کاری می کند که همه عالم از او حساب می برند.

 شما امام (رحمة الله علیه) را دیدید. او انسانی بود که از خدا می ترسید. خداوند کاری کرده بود که همه عالم از او حساب می بردند. همه دنیا از او حساب می بردند.

دفتردار رئیس جمهور آمریکا در زمان امام (رحمة الله علیه) می گفت که؛ ما هشت- نه معاونین در کاخ سفید می نشستیم. کلی می گفتیم و می نوشتیم و برای فردا برنامه ریزی می کردیم. اما وقتی رئیس جمهور آمریکا می خواست این برنامه را امضاء کند، امضاء نمی کرد و می گفت: بگذارید فردا ببینیم جماران چه چیز می گوید. [بعد از آن] ما آن کار را بکنیم. عزّت اینجاست. این که شاه مملکت ما باید برود التماس سفیر آمریکا را بکند، و خادم سفیر آمریکا برای او پیام دهد. یا برود دست رئیس جمهور آمریکا را ببوسد و او هم به شاه محلی نگذارد، ذلّت است. با این همه پول نفت و با این همه معادن و مخازن، ذلّت است.

 آن ذلّت تبدیل شده است به این عزّت که رئیس جمهور آمریکا می گوید که این صورت جلسه را امضاء نکنید تا ببینیم جماران چه چیز می گوید.

این مطلب را رئیس کاخ سفید، در کتاب معروفش به نام «خاطرات کاخ سفید» نوشته است. او این را نوشته که؛ رئیس جمهور گفته که بگذارید ببینیم فردا جماران چه چیز می گوید و بعد تصمیم بگیریم و عمل کنیم. عزّت اینجاست.

چرا این عزّت پیدا شده؟ برای اینکه این امام(رحمة الله علیه) از خدا می ترسید. این امام(رحمة الله علیه)، خدایی بود. با خدا بود. امام(رحمة الله علیه) که پول نداشت. امام(رحمة الله علیه) که دلارهای نفتی نداشت. امام(رحمة الله علیه) که سلاح و اسلحه در آن زمان نداشت. عزّت، مال خدایی بودنش است. مال آن تقوایش است که در مقابل خدا گناه نمی کند. معصیت نمی کند، خلاف نمی کند. از خدا می ترسد، خدا را دوست دارد، عاشق خداست. برای خدا حرکت می کند، برای خدا حرف می زند، برای خدا جهاد می کند، برای خدا کار می کند. همه چیزش خدایی است و خدا هم، همه را در مقابل او ذلیل می کند و همه را در مقابل او آرام می کند. کسی جرأت نمی کند حرکت های[تلافی جویانه] آن طوری بکند.

پس اگر کسی از خدا بترسد، و عمل خوب داشته باشد، گناه نکند، خداوند همه را برای او رام می کند. عزّت به او می دهد.

ما اگر بخواهیم در این دنیا عزّت داشته باشیم، یا عزّت ما حفظ شود، ما اگر بخواهیم همین طور که عزیز هستیم[عزیز] باشیم، باید جوامع ما معصیت را کنار بگذارند. باید مسئولان و مدیران ما کاری کنند که دین و اعتقاد مردم قوی تر شود. باید تقوا داشته باشیم. تا خداوند به ما رحم کند. تا خدا دستمان را بگیرد.

اما کسی که از خدا نترسد، معصیت خدا را بکند، خداوند متعال کاری می کند که از همه چیز می ترسد، از همه کس می ترسد. اگر کسی در گوشه دنیای، حرفی بزند، او می ترسد. آیا این ارزش دارد؟!

باید[سعی] زیر بار آن ذلّت نرویم. سعی کنیم از ذلّ معصیة الله خارج شویم و به عزّت طاعة الله برسیم. تا خدا، همه چیز را برای ما فراهم کند.

عزّت طاعة الله چیست؟ تقواست. معصیت نکردن است، گناه نکردن است، حتی در عبارتی در کتاب «دعوات» رواندی آمده است که خلاصه اش می کنم. «اگر کسانی تقوا داشته باشند، خداوند متعال به آنها امان می دهد حتی در دیار کفر. حتی در مقابل کافران، حتی در مقابل دشمنان به او عزّت می دهد.»(4)

آیا اسراء ما را ندیدید؟! اسراء ما در چنگال صدامیان چه جور فریاد می زدند؟! چه جور ایستادگی می کردند؟!

با اینکه در چنگال دشمن است، همه اسلحه های دشمن به روی اوست، دست هایش هم بسته است اما فریاد خودش را می زند.

 این جوان عزیز، شهید حججی، سرباز فداکار حرم از بچه های نجف آباد که اخیراً داعشی ها، او را سر بریدند و شهید کردند، چه جنایت هایی در مورد او کردند. چند روز تشنگی به او دادند اما با قامت راست، و چنان با جُربُزه، بدون اینکه خمی به ابروش بیاید، در مقابل آنها می ایستد بدون اینکه سوالی از آنها بپرسد. حتی چیزی هم از آنها نمی خواهد. با عزّت شهادت را می پذیرد. این مربوط به ایمان اوست. مقاومت اوست. خداوند در این دنیا عزیزش می کند.

تقوا بهترین چیز برای رسیدن به عزّت، رسیدن به کمال، رسیدن به خوبی ها، رسیدن به یاری خدا است که امیداورم خداوند متعال ما را موفق کند که متّقی و عزیز باشیم.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ‏ الصَّمَدُ (2) لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3) وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

ترجمه:بنام خداوند بخشنده مهربان

  1. بگو: خداوند يكتا و يگانه است.
  2. خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند:
  3. نزاد و زاده نشد.
  4. و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

 

خطبه دوم:

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

أَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العالَمينَ وَ صَلّی اللهُ عَلي سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا أبي‌القاسِمِ المُصطَفي مَحَمِّد وَ عَلي عَلِي اميرالمؤمنين و علي فاطمةَ سيدةَ نساءِ العالَمين وَ عَلَي ‌الحَسَنِ وَ الحُسَين سَيِّدَي ‌الشَبابِ أَهلِ الجَنَّة وَ عَلي عَلیِّ ‌بن الحُسَين وَ مَحمَّد بن عَلي وَ جَعفَر بن مُحَمَّد وَ موسَي بنِ جَعفَر وَ عَليِّ بن مُوسي وَ مُحَمَّد بن عَلي وَ عَليِّ بن مُحَمَّد وَ الحَسَنِ بنِ عَلي وَ مَولانا صاحبَ ‌الزمان. أَللّهُمَّ صَلِّ عَليهِ وَ عَلَيهِم بِأَفضَلِ صَلَواتِكَ وَ بارِك عَلَيهِم بأَفضَلِ بَرَكاتِك.

 

سفارش به تقوی: 

در خطبه دومم، ضمن سفارش به تقوا، اشاره بکنم که تقوا داشته باشیم و موفق بشویم در مسیر تقوا حرکت بکنیم.

یک روایتی را می خوانم و یک جمله ای را عرض می کنم، بعد چند نکته را اشاره می کنم.

این روایت با عبارت های مختلف، با روایان متعددی نقل شده است. روایت معتبری است. عبدالله بن مسعود که یکی از اصحاب پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) است، می گوید: روزی دور پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) جمع بودیم. نشست و خطی برای ما کشید. روایت دارد: پیامبر (صلی الله علیه و آله) با چوب دستی اش، خط مربع ای کشید. بعضی ها  نوشته اند روی خاک و بعضی ها می گویند که خطی کشید [و مکان را مشخص نکردند]. چهارخانه ای را ترسیم کرد. یک خطی هم وسط آن کشید. بعد هم یک خط هایی کوچکی این طرف و آن طرفِ همان خط کشید. ما می خواستیم بدانیم پیامبر (صلی الله علیه و آله) چه کار می خواهد بکند و می خواهد چه چیز به ما بگوید که این طور خط کشی می کند؛ یک خط مستقیم و خط های کوچک این طرف و آن طرف، برای ما ترسیم می کند. پیامبر(صلی الله علیه و آله) به ما فرمود: این خط مستقیمی که من برای شما کشیدم، همان صراط مستقیم است. این راه راستی است که شما را به مقصود می رساند و این خط های که این طرف و آن طرف کشیدم، در چپ و راست این جاده کشیدم، خطوط انحرافی است. فرمودند: «الْيَمِينُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّةٌ وَ صِراطُ المُستَقِیمِ هِيَ الْجَادَّة»(5)؛ چپ رفتن در این خط های مختلف، راست رفتن در این خط های مختلف، ضلالت است. راه اصلی که باید بپیمایید، صراط مستقیم است که شما را به خدا می رساند. راهی است که شما را به خدا می رساند. بعد در یک روایتی دارد که فرمودند: همین خط های فرعی که من کشیدم، شیطان هایی هستند که این شیطان ها شما را از جاده مستقیم دور می کنند و به جاده های کج می فرستند. یا به طرف راست جاده یا به طرف چپ در خطهای منحرف می فرستند.(6)

اگر به آیه قرآن در سوره «انعام» نگاه بکنیم، می فرماید: «وأنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ»؛ این صراط و راه ماست، شما تبعیت بکنید. «وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ» به راه های فرعی و همچنین به کوچکی انحراف توجه نکنید. چرا؟ «فَتَفِرَّقَ بِكُم عَنْ سَبِيلِه‏» برای اینکه شما متفرق می کند، منشعب می کند، تکه تکه می کند. این طرف و آن طرف نروید. سراغ راه خدا بروید. سراغ صراط مستقیم بروید.

این صراط مستقیم، همان صراط امامت است.(7) بعضی ها می فرمایند که صراط علی (علیه السلام) است.(8) صراط دین است. صراطی است که ما را به جاده اصلی که هدف خداست، می رساند. چپ و راست گشتن، انحراف به این طرف و آن طرف، منحرف شدن، گوش به حرف این طرف و آن طرف دادن، گوش به حرف آمریکا و انگلیس و غیره دادن، گمراهی است. شرق و غرب، شرقی و غربی، همه این ها گمراهی است.

باید خدایی بشوید. جاده، صراط مستقیم است. فطرت ما هم این ها را می گوید. فطرت ما خدایی است و هم این را می پسندد. سعی کنیم در مسیر زندگی از «سُبُل»؛ راه های فرعی اجتناب کنیم. و خودمان را در این جاده ها منحرف نکنیم. بلکه در جاده مستقیم که صراط ولایت است، صراط امامت و صراط خداست، برویم. تا آن نتیجه اصلی را ان شاء الله داشته باشیم.

سعی کنیم پستی و بلندی ها را هم طی کنیم. مشکلات سر راه را هم بر داریم. از وسوسه های شیطان که چپ و راست هستند دوری کنیم تا ان شاء الله به نقطه مقصود برسیم.

 

من چند تا نکته را باید سریعا بگویم و رد شوم.

 

توصیه های رهبری به رئیس جمهور در روز تنفید ریاست جمهوری:

مقام معظم رهبری (حفظه الله) پنج شنبه گذشته، در روز تنفید ریاست جمهوری نکاتی را اشاره کردند که نکات اساسی ای بود. سه محور قوی را توصیه کرده و در مسیر ریاست جمهوری قرار دادند. در مقابل ده نکته توصیه ای را بیان کردند که همه را اشاره نمی کنم. بعضی از نکات را اشاره می کنم و از آن می گذرم. خود شما سخنرانی را گوش دهید و دقت کنید. البته مسئولین باید بیشتر دقت کنند؛ مسئولین، آقایان وزراء، ریاست جمهوری و دیگران که الان می خواهند کار را شروع کنند و جدّیت در کار داشته باشند.

 

توصیه به رسیدگی به معیشت مردم:

یکی از این توصیه ها، رسیدگی به معیشت مردم بود. که واقعا باید برای این کار برنامه ریزی بکنند. تنبلی ها و سستی ها را کنار بگذارند. استعدادها را شکوفا بکنند. برای اینکه ان شاء الله معیشت مردم حل بشود، مشکلات اقتصادی مردم، مشکلات معیشتی مردم بحول و قوه الهی حل شود برنامه ریزی بکنند. 

 

توصیه به اقتصاد مقاومتی:

نکته دوم، اقتصاد مقاومتی است که همین اقتصاد مقاومتی، خودش حلّال همه مشکلات هست. اقتصاد مقاومتی را جدّی را بگیرند. اقتصادی مقاومتی ایجاد نمی شود مگر اینکه استعدادهای نهفته در انسانها که خداوند متعال به آنها عنایت کرده، شکوفا شود. مگر آنکه از آنهایی که این استعدادها را دارند، شایستگی دارند، استفاده بشود و راهکارهایی برای خودکفایی در صنعت، خودکفایی در کشاورزی، خودکفایی در اقتصاد و مسائل مختلف پیدا بکنیم. ما تا به خودکفایی اصلی نرسیم، اینها تهدیدها را به عنوان تحریم ها علیه ما می کنند. باید برسیم به نقطه ای که راه برای تحریم این ها نباشد. این اولین و آخرین و همچنین توصیه دائمی و حلال مشکلات ماست.

مسئولین ما این مطلب امام (رحمة الله علیه) که فرمودند؛ «ما می توانیم»را جدّی بگیرند. مسئولین صنعت ما از نخبگان استفاده کنند. از افکار روشن، از جوان ها استفاده بکنند. کسانی که خودشان رشد دارند، نخبه هستند، فکر دارند، فکرشان را بکار بگیرند. و برای کشور خودشان، کار بکنند. به کشورهای خارجی نروند. همه اش عنایت نداشته باشند که بروند آنجا تا پول در بیاورند. بیایند در کشور خودشان فکر بکنند، کار بکنند. هزاران هزار نفر از ایرانی های ما الان در تشکیلات آمریکا و فرانسه و انگلیس، در فضاهای مختلف مثلاً ریاضی، جز نخبگان و مغزهای متفکر آنها هستند. چرا نمی آیند؟! این معلوم می شود که ما استعداد داریم منتها از استعدادهایمان استفاده نمی کنیم. تشویق باید بکنیم. ترغیب باید بکنیم. سرمایه باید بگذاریم. باید روی این استعدادها کار بکنیم تا در اقتصاد مقاومتی به خودکفایی برسیم. جدّی باید کار رد.

من خدمت همه  توصیه می کنم، آقا هم اشاره کردند که ریاست جمهوری و وزرایی که می آیند، در این رابطه جدّی باشند در مسأله اقتصادی مقاومتی جدّی باشند . همه اش بنا نداشته باشیم که با خارج و از امکانات آنها فعلا استفاده بکنیم. نمی گوییم که از امکانات خارجی استفاده نکرد اما این باعث نشود که رشد جوانان ما یا اختراعات ما کم شود. خیلی از چیزها را امروزه به ما می دهند و باعث می شود که فکر ما کم شود، فکر کردن ما کم شود، نخبگان ما کم شوند یا مأیوس بشوند یا به فکر نیافتند یا کارخانجات ما به فکر نیافتند که خودشان قطعات را بسازنند و استفاده کنند. همه اش دست شان به سوی خارجی ها دراز باشد. این را باید برداشت. این را باید فرهنگ کرد. آموزش ها باید بدهند.

 

توصیه به تعامل گسترده با دنیا:

یکی دیگر از مسائل، تعامل گسترده با دنیاست. تعامل گسترده با دنیا، معنایش این است که در دنیا خودمان را بشناسانیم. با مردم دنیا، آشنایی پیدا کنیم. ارتباط برقرار کنیم.

این رایزنی های فرهنگی ما، این سفارت ها، هنوز نتوانستند انقلاب ما را، ایده های امام (رحمة الله علیه) ما را، ایده های انقلاب ما را، آن ارزش های ما را به دنیا برسانند، به انها بفهمانند. اید های ما باید پیش مردم روشن باشد. هنوز پیش مسلمانها نتوانستیم خودمان را، به کشورهای اسلامی خودمان را درست معرفی کنیم. با علمای مثلا الازهر مصر، با هم بنشینیم، حرف بزنیم، ایده های خود را بگوییم. به دنیا خودمان را معرفی کنیم که ما که در سوریه و عراق کمک می کنیم برای حفظ امنیت این کشورهاست. ما امنیت و آرامش به این کشورها آوردیم. آوارگانی که شما آواره کرده بودید، برگرداندیم. سلامتی را برای این ها آوردیم. این کار ماست. اما این ها به عکس توجیه می کنند.آمریکا می گوید که ایران باعث ناامنی در منطقه است. کشورهای عربی کوچک هم می گویند که ایران علت ناامنی در منطقه است. عربستان سعودی که خودش ناامن کننده منطقه است، پول و دلار می دهد که ما  را در دنیا به عنوان ناامن کننده منطقه معرفی کند. ما کجا ناامن کننده منطقه ایم؟ ما که امنیت را به سوریه برگرداندیم. ما که سوریه متلاشی شده، تکه تکه شده، چند میلیون خسارت دیده، چند میلیون آواره شده، چند هزار کشته داده شده را مستقل کردیم. برگردانیدم. عراقی که بغدادش داشت گرفته می شد. کربلا و کاظمین که همه این ها داشت با خاک یکسان می شد، امروز استقلالش را برگرداندیم. امروز عراق مستقل شد. امروز عراق را از آن حکومت هایی کذایی که آمریکایی ها، اسرائیلی ها و سعودی ها علیه اهل بیت (علیهم السلام)، علیه شیعه داشتند درست می کردند، نجات دادیم. الان امنیت برگشته است. این ها را چه کسی کرده است؟ این ها را ایران برنامه ریزی کرده که این طور شده است. حالا امنیت دارند.

 شما می گویید که ایران ناامن کننده منطقه است. بله! برای شما و آمریکایی ها ناامن شده است. برای اسرائیلی ها ناامن شده است. برای سعودی ها ناامن شده است. برای داعشی ها ناامن شده است. برای مردم چی؟

این یک هنر است. این را باید به دنیا برسانیم. وزراء خارجه ما، مسئولین خارجی، من به همه شان گفتم. از وزیر محترمشان تا پایین تر، جلساتی که با همه شان داشتم چه اینجا و چه در تهران، به همه شان گفتم که شما در دنیا باید پول خرج کنید و خودتان را معرفی کنید. نگویید که پول بدهیم به این کافرها. نه خیر! خداوند، یک مقداری  از زکات را برای همین کارها گذاشته است. خداوند زکات برای «مُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُم‏‏» گذاشته است.(9) بروید این کار را انجام دهید. فکر می کنم در این کارها، مقداری سهل انگاری می شود که باید جدّی باشند.

این تعامل با دنیا که آقا فرمودند، یک راهش این است که ما خودمان را به مسئولان دنیا بشناسانیم. ما الان در قصه تحریم های آمریکایی، باید آنقدر نامه نوشته باشیم، آنقدر پیام داده باشیم، آنقدر برنامه ریزی کرده باشیم، صد تا نامه به سازمان ملل نوشته باشیم، به همه دنیا نوشته باشیم و گفته باشیم که این ها دارند چه کار می کنند. اکتفا نکنیم به این موبایل و تلگرام و فضای مجازی [ صفحه فیست بوک] و خودمان و وزیر خارجه مان که چیزی بنویسیم. باید پشت سر هم نامه نگاری بکنند. پشت سر هم بر سرشان بزنند. آمریکا را باید در مقابل این همه هجومی که در دنیا می کنیم، بگذارند. به مردم باید بگوییم. سر وصدا کنیم. ببینید که آنها چقدر سر وصدا می کنند. این ها در فضاهای مجازی که یک بچه کوچک که در تهران یک مشکلی براش پیش می آید، کار بسیار زشتی هم هست و باید هم مجازات بشوند، سر و صدا می کنند. سازمان ملل را [تحریک می کنند]. اما یک انسان بزرگواری مثل شهید حججی ما، داعشی ها سر او را می برند، تشنه نگه اش می دارند، قطعه قطعه اش می کنند، هیچکدام صدایشان در نمی آید. باید یک کاری بکنیم که این ها را در دنیا برملا کنیم. باید بگوییم. باید خودمان را تثبیت کنیم. الحمدلله هست اما غافل از توطئه های دشمنان نشویم.

توجه به مسائل فرهنگی:

در ارتباط با مسائل فرهنگی هم سفارش کرده بودند که من می گذرم.

 

 پرهیز از دو دستگی:

 مقام معظم رهبری (حفظه الله) اشاره کردند که اتحاد ملت را مهم بشمارید. این، مهم است. مواظب باشید التهاب آفرینی نکنید. دو دسته نشوید. میان مردم دو دستگی مضرّ است. دو دستگی ها را بردارید. و از نظرات مخالف آشفته نشوید. تحمّل داشته باشید. تحمّل انتقاد داشته باشید. که عزیزان باید حواسشان جمع باشد. میان مردم بروید. درد های مردم را بشنوید. گوش بدهید. ببینید مردم چه می کنند. من یک وقت به یکی از رؤسای جمهور قبلی پیشنهاد دادم که شما در هر استانی به وزراء یا دیگر افراد اکتفا نکنید. بلکه دو یا چند نفر مأمور مخفی داشته باشید که خبرهای دقیق استان ها را به شما بدهند. مسائل استان ها را [دقیق] به شما بگویند. نه این که این آقا به آن آقا، بعد به آقای دیگر گزارش دهد تا آن آقا به شما گزارش دهد و بعد خیالتان راحت شود. این طور نباشد و بعد هم خیلی هاش درست نباشد.

سفارش خیلی قشنگی است که آقا فرمودند. امیرالمؤمنین(علیه السلام) هم این را در نامه اش به مالک اشتر فرموده اند که بین خودت و مردم حجاب درست نکن. پیش مردم برو. (10) همان طور که خود امیرالمؤمنین (علیه السلام) در بازار می آمد. البته شرایط آن زمان فرق می کرد.توکل به خدا بکنید.

 توجه به جریان مقاومت در منطقه و حزب الله:

 حواسمان به مقاومت و حزب الله جمع باشد که همه کارهای بزرگ را در منطقه، حزب الله دارد انجام می دهد و دشمنان می خواهند ضایعش بکنند. می خواهند مردم لبنان را متفرق بکنند اما الحمدلله خدا کمک می کند.

عربستان سعودی هم نسبت به شیعیان خودش در قطیف و دیگر شهرها دارد نسل کشی می کند و هیچ کس به آنها هیچ چیزی نمی گوید. خانه های شیعیان را به بهانه درست کردن خیابان خراب می کنند، همان کاری که صهیونیست ها بر سر مسلمانان می آوردند، آنها الان دارد در قطیف؛ منطقه شیعه نشین، این کار را انجام می دهد و متاسفانه هیچ کس هم در دنیا حرفی نمی زند.  شیعیان آنجا مظلوم هستند. باید مواظب باشند. دولت ما هم در این زمینه نباید آرام بنشیند.

انتخاب مسؤلین با مشورت و رعایت مصلحت انجام شود:

 انتخاب وزراء و مسائل دیگر را که گفتم ولی اشاره کنم که واقعا انتخاب ها طوری باشد که به درد مردم بخورند. وزراء دلسوز باشند. اگر می خواهند استاندارانی عوض کنند، دلسوز باشند، با مشورت این کار را انجام دهند. همین طوری هر کسی [براساس] رفیق بازی و خودسرانه این کار را نکند. مسائلی که باید مراعات بکنیم، ان شاء الله مراعات کنیم.

تجلیل از پزشک خدوم مرحوم آقای دکتر مجیبیان (رحمة الله علیه):

یادی می کنم از دکتر محترم، آقای دکتر مجیبیان که فوت کردند. این دکتر خصلت های خوبی داشتند. خدمت به مردم می کرد، خدمت به جامعه می کرد. واقعا دلسوز برای مردم یزد بود. کار کرد و از کسانی بود که بیمارستانش به قول من، هر کس می رفت دست خالی برنمی گشت. هر که بیمارستان می رفت یک چیزی در بغل [داشت] بیرون می آمد. به انسان ها خدمت می کرد. در این وفاتش هم بجای گل ها و خرج ها، با پول این مراسم و گل هایی که گفتند نیاورید، دو تا زندانی آزاد کردند. کار بسیار خوبی است. ان شاء الله دکترهای ما و همه کسانی که در این مسیر هستند، عبرت بگیرند.

 امیدواریم که خدای متعال ایشان را رحمت بکند. و دیگران هم در این مسیر موفق بکند.

توکل به خدا آخرین سفارش ما و سفارش رهبری (حفظه الله) به همه مسئولین است که امیداوریم توکل به خدا را داشته باشیم و فراموش نکنیم که هر کاری که می خواهیم [انجام دهیم]، باید از خدا بخواهیم. هرکاری می کنیم، باید خدا برای ما بکند. دیگران ما را به وقتش تنها می گذارند. اما خدا هیچ وقت انسان را تنها نمی گذارد.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ‏ الصَّمَدُ (2) لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3) وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

ترجمه:بنام خداوند بخشنده مهربان

  1. بگو: خداوند يكتا و يگانه است.
  2. خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند:
  3. نزاد و زاده نشد.
  4. و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

 

پی نوشت:

 

1.سوره آل عمران (3)، آیه 102

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَ‏ تُقاتِهِ‏ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ‏ مُسْلِمُونَ‏»

ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! آن چنان كه حق تقوى و پرهيزكارى است از خدا بپرهيزيد، و از دنيا نرويد مگر اينكه مسلمان باشيد (بايد گوهر ايمان را تا پايان عمر حفظ كنيد).

 

  1. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج5، ص64

«مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الصَّلْتِ عَنْ يُونُسَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَ‏ اللَّهَ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ فَوَّضَ‏ إِلَى‏ الْمُؤْمِنِ‏ أُمُورَهُ‏ كُلَّهَا وَ لَمْ يُفَوِّضْ إِلَيْهِ أَنْ يُذِلَّ نَفْسَهُ أَ لَمْ يَرَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَاهُنَا- وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ‏ وَ الْمُؤْمِنُ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَكُونَ عَزِيزاً وَ لَا يَكُونَ ذَلِيلًا»

ترجمه: خداوند همه كارهاى مؤمن را به او واگذار كرده‏ جز اينكه به او اجازه نداده است كه خود را ذليل و خوار كند، مگر نمى‏بينى خداوند در اين باره فرموده: «عزّت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است» سزاوار است مؤمن هميشه عزيز باشد، و ذليل نباشد.

 

  1. من لایحضره الفقیه، محمد بن علی ابن بابویه(شیخ صدوق)، ج4، ص410

وَ رَوَى الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ وَاقِدٍ قَالَ سَمِعْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع يَقُولُ‏: مَنْ أَخْرَجَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ ذُلِّ الْمَعَاصِي إِلَى عِزِّ التَّقْوَى أَغْنَاهُ‏ اللَّهُ‏ بِلَا مَالٍ‏ وَ أَعَزَّهُ بِلَا عَشِيرَةٍ وَ آنَسَهُ بِلَا أَنِيسٍ وَ مَنْ خَافَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخَافَ اللَّهُ مِنْهُ كُلَّ شَيْ‏ءٍ وَ مَنْ لَمْ يَخَفِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخَافَهُ اللَّهُ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ مَنْ رَضِيَ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْيَسِيرِ مِنَ الرِّزْقِ رَضِيَ اللَّهُ مِنْهُ بِالْيَسِيرِ مِنَ الْعَمَلِ وَ مَنْ لَمْ يَسْتَحِ مِنْ طَلَبِ الْمَعَاشِ خَفَّتْ مَئُونَتُهُ وَ نَعَّمَ أَهْلَهُ وَ مَنْ زَهِدَ فِي الدُّنْيَا أَثْبَتَ اللَّهُ الْحِكْمَةَ فِي قَلْبِهِ وَ أَنْطَقَ بِهَا لِسَانَهُ وَ بَصَّرَهُ عُيُوبَ الدُّنْيَا دَاءَهَا وَ دَوَاءَهَا وَ أَخْرَجَهُ مِنَ الدُّنْيَا سَالِماً إِلَى دَارِ السَّلَامِ.

ترجمه: حسن بن محبوب، از هيثم بن واقد روايت كرده است كه گفت: از امام صادق جعفر بن محمّد (عليهما السلام) شنيدم كه مي فرمود: آن كسى كه خداوند عزّ و جلّ او را از ذلّت معاصى به عزّت تقوى برآورد، پس او را بدون داشتن مالى غنى، و بدون طايفه و عشيره قوى و عزيز، و بدون داشتن همدمى مأنوس مي سازد، و كسى كه از خداوند عزّ و جلّ بترسد، خدا هر چيزى را از او مي ترساند، و كسى كه از خداوند عزّ و جلّ نترسد خدا او را از هر چيزى مي ترساند، و كسى كه از خداوند عزّ و جلّ به اندكى از رزق راضى باشد، خدا به اندكى عمل از او راضى مى ‏شود، و كسى كه از طلب معاش شرم نكند، بار سنگين زندگيش سبك مى ‏شود، و خانواده‏اش در رفاه بسر مي برند، و كسى كه در دنيا زهد پيشه كند، خدا حكمت را در دلش ثابت مي سازد، و زبانش را به آن گويا مي كند، و او را به عيوب دنيا و درد و دواى آن بصيرت مى ‏بخشد، و از دنيا سالم بدار السّلام بيرون مي برد».

 

  1. الدعوات،‏ قطب الدين راوندى، ص292

قَالَ النَّبِيُّ ص مَنِ اتَّقَى اللَّهَ عَاشَ قَوِيّاً وَ سَارَ فِي بِلَادِ عَدُوِّهِ آمِناً»

ترجمه: پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: هر کس تقوای الهی داشته باشد، نیرومند زندگی می کند و در سرزمین دشمن خود ایمن تردّد خواهد کرد.

 

  1. عوالي اللئالي، محمد بن زين الدين‏ ابن أبي جمهور،ج4، ص 110

قَالَ النَّبِيُّ ص:«الْيَمِينُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّةٌ وَ الطَّرِيقُ الْوُسْطَى هِيَ الْجَادَّةُ».

ترجمه: انحراف به راست و چپ سبب گمراهى و ضلالت است و راه ميانه و مستقيم، جاده وسيع (الهى) است.

 

  1. تفسير جوامع الجامع، فضل بن حسن طبرسى، ج1، ص420

عَنِ‏ ابْنِ‏ مَسْعُود عَنِ‏ النَّبِيِ‏ صَلَّى‏ اللَّهُ‏ عَلَيْهِ‏ وَ آلِه‏ أَنَّه خَطَّ خَطّاً ثُمَ‏ قَال هذَا سَبِيلُ الرُّشْدِ ثُمَ‏ خَطَّ عَنْ‏ يَمِينِهِ‏ وَ عَنْ‏ شِمَالِه‏ خُطُوطا ثُمَ‏ قَالَ: هَذِهِ سُبُلٌ عَلى‏ كُل‏ ِسَبِيلٍ مِنها شَيْطانٌ يَدْعُوا إِلَيْه‏ ثُمَ‏ تَلَا هَذِهِ الْآيَة: «وأنَّ هذا صِراطِي‏ مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفِرَّقَ بِكُم عَنْ سَبِيلِهِ ذلِكُمُ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُم تَتَّقُونَ».

ترجمه: پیامبر (صلی الله علیه و آله) خطی (مستقیمی) را ترسیم کردند و فرمودند: این راه رشد و هدایت است. سپساز طرف چپ و راست همان خط، خطوط دیگری را کشیدند و فرموند این راه هایی است که بر هر یک از این راه ها شیطانی است که به سوی خودش دعوت می کند. سپس آیه ذیل را تلاوت کرد:

« وأنَّ هذا صِراطِي‏ مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفِرَّقَ بِكُم عَنْ سَبِيلِهِ ذلِكُمُ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُم تَتَّقُونَ؛ و اينكه اين راه مستقيم من است از آن پيروى كنيد و از راههاى مختلف (و انحرافى) پيروى نكنيد كه شما را از راه حق دور مى‏سازد، اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مى‏كند تا پرهيزگار شويد».

 

  1. تفسير القمي، علی بن ابراهیم قمی، ج2، ص66

قَالَ عَلِیّ‏ بْنُ إِبْرَاهِيم‏: حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏: نَحْنُ وَ اللَّهِ سَبِيلُ اللَّهِ الَّذِي أَمَرَ اللَّهُ بِاتِّبَاعِهِ- وَ نَحْنُ وَ اللَّهِ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ- وَ نَحْنُ‏ وَ اللَّهِ‏ الَّذِينَ‏ أَمَرَ اللَّهُ‏ الْعِبَادَ بِطَاعَتِهِمْ‏- فَمَنْ شَاءَ فَلْيَأْخُذْ هُنَا، وَ مَنْ شَاءَ فَلْيَأْخُذْ مِنْ هُنَاكَ- لَا يَجِدُونَ وَ اللَّهِ عَنَّا مَحِيصاً.

 

ترجمه: امام صادق (علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند ما آن سبیل الله (راه خدا) ای هستیم که خداوند به پیرویش دستور داده است.  به خدا سوگند ما همان صراط مستقیم هستیم، و به خدا سوگند ما همان کسانی هستیم که خداوند بندگانش را به اطاعت از آنها دستور داد، پس هر که خواست، [دینش را] از اینجا بگیرد؛ و هر که خواست از آنجا بگیرد، [که در هر صورت] به خدا سوگند هیچ گریزی از ما نمی‌یابند.

 

  1. معانی الأخبار، محمد بن على‏ ابن بابويه ص32-33

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ‏ قَالَ هُوَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ‏ ع وَ مَعْرِفَتُهُ‏ وَ الدَّلِيلُ عَلَى أَنَّهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع‏ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ‏ وَ هُوَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي أُمِّ الْكِتَابِ فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ- اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ‏.

ترجمه: از امام صادق (عليه السلام) درباره آيه: اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ‏،نقل شده که فرمودند: منظور امير المؤمنين (علیه السلام) و معرفت اوست. دليل بر اينكه مراد امير المؤمنين (علیه السلام) است اين آيه است: وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ‏ كه امير المؤمنين (عليه السلام) در ام الكتاب (فاتحة الكتاب) ذكر شده يعنى همان‏ اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ‏.

 

  1. سوره توبه (9)، آیه 60

إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ‏ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ

ترجمه: زكات مخصوص فقراء و مساكين و كاركنانى است كه براى (جمع‏آورى) آن كار مى‏كنند، و كسانى كه براى جلب محبتشان اقدام مى‏شود، و براى (آزادى) بردگان، و بدهكاران، و در راه (تقويت آئين) خدا، و واماندگان در راه، اين يك فريضه (مهم) الهى است و خداوند دانا و حكيم است.

 

  1. نهج البلاغه، نامه 53 (نامه‏ امام علی عليه السلام‏ به مالك اشتر، هنگامى كه او را فرماندار مصر قرار داد)

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ، مَالِكَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ فِي عَهْدِهِ إِلَيْهِ، حِينَ وَلَّاهُ مِصْرَ: جِبَايَةَ خَرَاجِهَا، وَجِهَادَ عَدُوِّهَا، وَاسْتِصْلَاحَ أَهْلِهَا، وَعِمَارَةَ بِلَادِهَا ...و َأَمَّا بَعْدُ فَلَا تُطَوِّلَنَّ احْتِجَابَكَ‏ عَنْ رَعِيَّتِكَ، فَإِنَّ احْتِجَابَ‏ الْوُلَاةِ عَنِ الرَّعِيَّةِ شُعْبَةٌ مِنَ الضِّيقِ، وَقِلَّةُ عِلْمٍ بِالْأُمُورِ؛ وَالِاحْتِجَابُ مِنْهُمْ يَقْطَعُ عَنْهُمْ عِلْمَ مَا احْتَجَبُوا دُونَهُ فَيَصْغُرُ عِنْدَهُمُ الْكَبِيرُ، وَيَعْظُمُ الصَّغِيرُ، وَيَقْبُحُ الْحَسَنُ، وَيَحْسُنُ الْقَبِيحُ وَيُشَابُ الْحَقُّ بِالْبَاطِلِ. وَإِنَّمَا الْوَالِي بَشَرٌ لَايَعْرِفُ مَا تَوَارَى عَنْهُ النَّاسُ بِهِ مِنَ الْأُمُورِ، وَلَيْسَتْ عَلَى الْحَقِّ سِمَاتٌ تُعْرَفُ بِهَا ضُرُوبُ الصِّدْقِ مِنَ الْكَذِبِ، وَإِنَّمَا أَنْتَ أَحَدُ رَجُلَيْنِ: إِمَّا امْرُؤٌ سَخَتْ نَفْسُكَ بِالْبَذْلِ فِي الْحَقِّ، فَفِيمَ احْتِجَابُكَ‏ مِنْ وَاجِبِ حَقٍّ تُعْطِيهِ، أَوْ فِعْلٍ كَرِيمٍ تُسْدِيهِ! أَوْ مُبْتَلًى بِالْمَنْعِ، فَمَا أَسْرَعَ كَفَّ النَّاسِ عَنْ مَسْأَلَتِكَ إِذَا أَيِسُوا مِنْ بَذْلِكَ! مَعَ أَنَّ أَكْثَرَ حَاجَاتِ النَّاسِ إِلَيْكَ مِمَّا لَامَئُونَةَ فِيهِ عَلَيْكَ، مِنْ شَكَاةِ مَظْلِمَةٍ، أَوْ طَلَبِ إِنْصَافٍ فِي مُعَامَلَةٍ.

ترجمه‏: به نام خداوند بخشنده مهربان، اين دستورى است كه بنده خدا على اميرمؤمنان‏ به‏ مالك بن حارث اشتر در فرمانى كه براى او صادر كرده بيان نموده، در آن هنگام كه زمامدارى مصر را به او سپرد تا حقوق بيت‏المال در آن سرزمين را جمع‏آورى كند و با دشمنان آنجا پيكار نمايد، به اصلاح اهل آن همت گمارد و به عمران و آبادى شهرها و روستاهاى آن بپردازد. .... و اما بعد (از اين دستور) هيچ‏گاه خود را در زمانى طولانى از رعايا پنهان مدار، زيرا پنهان ماندن زمامداران از چشم رعايا موجب نوعى كم‏اطلاعى نسبت به امور (مردم و كشور) مى‏شود و آنها را از آنچه نسبت به آن پنهان مانده‏اند بى‏خبر مى‏سازد در نتيجه مسائل بزرگ نزد آنان كوچك و امور كوچك در نظر آنها بزرگ مى‏شود، كار خوب، زشت جلوه مى‏كند و كار زشت، خوب؛ و حقّ و باطل با يكديگر آميخته مى‏شود. (و به يقين تدبير لازم براى امور كشور در چنين شرايطى امكان‏پذير نيست) زيرا والى فقط يك انسان است، امورى را كه مردم از او پنهان مى‏دارند نمى‏داند و حق، هميشه علامتِ مشخصى ندارد و نمى‏توان هميشه «صدق» را در چهره‏هاى مختلف از «كذب» شناخت (وانگهى) تو از دو حال خارج نيستى: يا مردى هستى كه آمادگى براى سخاوت و بذل و بخشش در راه حق دارى، بنابراين دليلى ندارد كه خود را پنهان دارى و از عطا كردن حقِ واجب خوددارى كنى، و فعل كريمانه‏اى را كه بايد انجام دهى ترك نمايى، يا مردى بخيل و تنگ نظر هستى در اين صورت (هنگامى كه مردم تو را ببينند و اين صفت را در تو بشناسند) از بذل و بخشش تو مأيوس مى‏شوند و دست از تو برمى‏دارند. افزون بر اينها، بسيارى از حوايج مردم نزد تو، هزينه‏اى براى تو ندارد؛ مانند شكايت از ستمى يا درخواست انصاف در داد و ستدى.

 

 

 

 

 

چهارشنبه ٢٥ مرداد ١٣٩٦ - ١٢:٥٤
امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: