صفحه اصلي > خطبه ها   


خطبه‌های نماز جمعه یزد، 30 تیر 1396

 

خطبه اول

 

السَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ الله

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ   

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

اَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العالمینَ آَحمَدُهُ وَ نَستَعینُهُ وَ نَتَوَکَّلُ عَلَیهِ وَ نُؤمِنُ بِهِ وَ نَستَغفِرُهُ ثُمَّ نُصَّلی وَ نُسَّلِّم عَلی سَیِّدِنا وَ نَبیِّنَا اَبَا القاسمِ المُصطَفی مُحَمَّدٍ (صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ) وَ عَلی آلهِ الطَّیِّبنَ الطّاهِرینَ المَعصُومینَ المَکَرَّمینَ سیَّما بقیةِ اللهِ فِی الأَرَضینَ رُوحی وَاَرواحُ العالَمینَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداهُ.

 

 سفارش به تقوی: 

اُوصیکُم وَ نَفسی عِبادَ اللهِ بِتقوَی اللهِ وَلُزُومِ اَمرِهِ.

قالَ اللهُ تبارکَ وتَعالی فی مُحَکمِ کِتابِهِ:

«يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ[1]

در خطبه اولم؛ خودم و شما را به تقوی و پرهیز از گناه سفارش می‌کنم.

 

همه در محضر خداییم:

آگاه باشیم و بدانیم که همه در محضر خدا بوده و خداوند متعال حاضر و ناظر بر اعمال و کردار همه ما می باشد. سفارش قرآن، بلکه سفارش تمام انبیاء، اولیاء و اوصیای الهی به همه ما بر رعایت تقوا و نگهداری خود از مخالفت با خدای متعال است.

باید تلاش کنیم که دست، زبان، چشم، گوش، اعضاء و جوارح مان را از کاری که مخالف رضای الهی است، حفظ کرده و سعی داشته باشیم که همیشه مطیع پروردگار باشیم و در مسیر و راه و رسمی که خدا برای ما معین کرده، حرکت کنیم تا سعادت دنیا و آخرت ما تضمین شود. زیرا اگر اطاعت پروردگار را نداشته و در برابر او به معصیت و گناه بپردازیم، هم دنیا را از دست می دهیم، چون خدای متعال به ما کمک نمی کند؛ هم آخرت را از دست می دهیم. «خَسِرَالدُنيا و الآخِرَة» می شویم. در واقع زحمت های بیهوده ای کشیده ایم و نتیجه ای نگرفته ایم؛ بنابراین باید مراقب اعمال خودمان باشیم.

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) فرمود: «تمام تقوا این است که انسان آنچه را که نمی داند، برود یاد بگیرد و به آنچه که می داند عمل بکند[2].» پس ما باید برویم، بفهمیم، بدانیم، پرسش و سوال کنیم، تکالیفمان را بدانیم و به این تکلیف ها عمل کنیم. اگر عمل کنیم این مسیر، مسیر تقوا است. امیدوارم که خداوند متعال ما را در مسیر تقوا حفظ کند و از این مسیر ان شاء الله دور نشویم.

 

شیوه های امام صادق (علیه السلام) در ترویج مذهب تشیع:

در ارتباط با امام صادق (علیه السلام) که دیروز شهادت این بزرگوار بود، من نکاتی را در هفته قبل عرض کردم؛ اما چند نکته دیگر هم امروز می خواهم عرض بکنم. چون مکتب اهل بیت (علیهم السلام)، مکتب امام صادق (علیه السلام)، مکتب کامله ی اسلام است.

اصل و اساس اسلام که به دست پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) پایه ریزی و برنامه ریزی شده بود، پایه هایش متزلزل شده بود و هم منافقین و هم انسان هایی که از مسیر اسلام منحرف شده بودند، و به اسم اسلام، اسلام را به انحراف می کشیدند و همین مانده بود که مکتب اسلام تغییر و تحول پیدا کند و خدای نکرده به قرآن آسیبی برسد؛ اما ائمه (علیهم السلام) ما بودند که ایستادگی کردند و این مکتب را حفظ کرده و اسلام را یاری نمودند.

امام صادق (علیه السلام) در مکتب اسلام کارهای زیادی کردند که من به خیلی از آنها در هفته گذشته اشاره کردم. از جمله کارهایی که امام صادق (علیه السلام) برای بقاء شیعه و همچنین برای ترویج مکتب تشیع انجام داده بودند، پایه ریزی حکومت اصلی اسلامی بود. گرچه در ظاهر به آن حضرت پیشنهاد خلافت می کردند، اما این کار دروغی بیش نبود؛ می خواستند از سایه حضرت، استفاده کنند و بنی عباس منویات خودشان را پیاده کنند. و امام صادق (علیه السلام) این را می دید.

اما امام صادق (علیه السلام) آرام ننشسته بود؛ برای پیاده کردن احکام اسلام، برای پایه ریزی حاکمیت اسلامی بر جامعه برنامه ریزی داشت. یکی از برنامه های ایشان این بود که افراد و گروه های مختلفی را به نام گروه های «صالحین» تربیت کرده بود. این گروه ها متشکل از جوانان و افراد مختلفی بودند که جزو شاگردان آن حضرت در رشته های مختلف بودند.

امام صادق (علیه السلام) این افراد را در مسائل مختلف دینی، اجتماعی، جهادی و غیره تربیت کرده بود و از آنها آزمون گرفته بود و آماده شان کرده بود و در سراسر کشور اسلامی آنها را گسیل می داد و آنها بین مردم می رفتند و دستورات امام صادق (علیه السلام) را پیاده می کردند.

دستوراتی که امام صادق (علیه السلام) به این افراد می دادند دستورات تربیتی بود؛ نحوه معاشرت ها، نحوه برخوردها، نحوه جذب و برنامه های جاذبه ای که داشتند، سبک زندگی ای که باید شیعه داشته باشد، چگونگی تفسیر قرآن و برداشت از قرآن، حفظ روحیه انقلابی، حفظ عزت اسلام و مسلمین و غیره، اینها را امام صادق (علیه السلام) در این مکتب به اینها یاد داده بود و اینها را به صورت به صورت انفرادی یا گروهی می فرستاد، برای اینکه جلوی انحرافات در دین و خرافات و تحریف ها در دین را بگیرند و  اسلام ناب را که مکتب صادق بود به مردم برسانند که الحمدلله این کار محقق شد.

الان اگر می بینید که سلسله جلیله روحانیت، به مناطق مختلف رفته و منبر می روند و سخنرانی می کنند، پایه گذار این در شیعه، خود امام صادق (علیه السلام) هست، که امام صادق (علیه السلام) شاگردانی را به نام گروه صالحین تربیت کرد و آنها را به جاهای مختلف فرستاد تا سخنرانی کنند و منبر بروند و مسائل را بیان کنند؛ و خیلی چیزها را هم به اینها تعلیم داد.

 

امام صادق (علیه السلام) مجموعاً سه ساختار برای این صالحین بیان کرد، که سه حرکت را می توان در جامعه ایجاد کرد. ساختار و حرکت جهادی، ساختار روحی و ایمانی و ساختار اجتماعی. در هر سه موضوع، امام صادق (علیه السلام) برنامه داشت.

 

ساختار و حرکت جهادی در برنامه امام صادق (علیه السلام):

ساختار جهادی، همان حفظ روحیه انقلابی است. معنای حفظ روحیه انقلابی این است که مسلمانان همیشه بیدار و آگاه باشند تا کلاه سرشان نرود؛ آگاه باشند که دینشان را فراموش نکنند؛ آگاه باشند غفلت نکنند تا دشمنان آنها را دور بزنند؛ آگاه باشند تا منکرات در جامعه شیوع پیدا نکند که منکرها معروف شود و معروف، منکر محسوب گردد.

امام صادق (علیه السلام)، برای احیای روحیه جهادی و انقلابی همیشه سعی می کرد صحنه کربلا و منویّات امام حسین (علیه السلام) و ذکر و یاد امام حسین (علیه السلام) در جامعه زنده باشد؛ چون اگر صحنه کربلا، مسئله کربلا، مسئله عاشورا و منویات و حرکت امام حسین (علیه السلام) و آن چیزهایی که مصدر حرکت امام حسین (علیه السلام) بود زنده بماند آن روحیه انقلابی حفظ می شود و مسلمانان در مقابل استکبار و شیطان ها و شیطنت ها می ایستند و از دینشان دفاع می کنند.

لذا امام صادق (علیه السلام) سفارش می کرد هر کس که به مکه برود، اما زیارت جدم امام حسین (علیه السلام) نرود، آن حق پیامبر (صلّی الله علیه و آله) را ادا نکرده است[3]. و می فرمود هر کس زیارت کربلا برود[4]، هر کس مرثیه امام حسین (علیه السلام) را برپا بدارد[5]، هر کس شعری برای امام حسین (علیه السلام) بگوید[6] و هر کس این همه برنامه های حسینی را زنده نگه دارد، او را ما در قیامت شفاعت می کنیم؛ او کسی است که ملائکة الله او را استقبال می کنند. در این باره روایات زیادی داریم.

الگو گیری از مکتب امام حسین(علیه السلام) در حفظ اسلام:

لذا می بینیم یکی از ائمه ما که اصرار داشتند مکتب امام حسین(علیه السلام) ، منویات امام حسین(علیه السلام)  و عزاداری و مجالس امام حسین (علیه السلام) زنده بماند امام صادق (علیه السلام) هست که افراد فراوانی را تربیت کردند تا به روستاها، شهرها و کشورهای مختلف رفته و از مکتب امام حسین (علیه السلام) در میان مردم سخن بگویند، روضه بخوانند، صحبت کنند و منویات امام حسین (علیه السلام) را بگویند تا روحیه جهادی و انقلابی در جامعه حفظ شود.

الان هم که شیعیان مجالس و محافل برای امام حسین (علیه السلام) دارند، یکی از اثراتش همین است که آن روحیه کوشش و تلاش، روحیه مقاومت، روحیه ایستادگی در مقابل ظلم، روحیه ایستادگی در مقابل منکرات، روحیه ایستادگی در مقابل کسانی که قصد انحراف در دین را دارند، روحیه ایستادگی در مقابل کسانی که می خواهند عمل صالح را تبدیل به فساد کنند، این روحیه ایستادگی وجود داشته باشد؛ بی حالی، بی توجهی، بی محلی کردن نسبت به حرکت های دشمن و همچنین فساد ها و فراموشی هایی که در دین ایجاد می کند این روحیه نباشد. بلکه روحیه زنده دلی، آگاهی و بیداری در جامعه شیعه باشد که شیعه همیشه مترصّد باشد تا دشمنان آنها را اذیت نکنند.

حرکت هایی که امروزه در کشور عراق و سوریه در دفاع از حریم دین و حرم اهل بیت (علیهم السلام) بر علیه دشمنان صورت می گیرد از همین جا نشأت می گیرد؛ همین حرکت بود که شیعه ایستاد، ایران ایستاد که مکتب امام حسین (علیه السلام) از بین نرود؛ ایستاد که مرام امام حسین (علیه السلام)  از بین نرود؛ روحیه انقلابی را حفظ کرد که داعشیون نخواسته باشند بیایند ما را تبدیل به آدم های مُرده کنند. این ایستادگی و این روحیه انقلابی همان حرکتی است که امام صادق (علیه السلام) پایه ریزی کرده است و این مبنایی است که شیعه بر اساس آن به پیش می رود و در دنیا سلامتش را حفظ کرده است و بر همین مبنا آن اعتلا و عزتش را حفظ کرده است.

یکی از حرکت های امام صادق (علیه السلام) حفظ روحیه انقلابی بود و حفظ روحیه انقلابی را در این می دید که داستان کربلا همیشه زنده باشد؛ داستان امام حسین (علیه السلام) همیشه زنده باشد و مسئله کربلا فراموش نشود. اگر مسأله کربلا فراموش شود، اگر مسأله امام حسین (علیه السلام) فراموش شود، امر به معروف و  نهی از منکر از بین می رود؛ خوبی ها از بین می رود؛ بدی ها جایگزین خوبی ها می شود؛ ارزش ها از بین رفته و ضد ارزش ها جایگزین شان می گردد؛ فساد در جامعه گسترده می شود؛ انسان ها تبدیل به حیوان های متحرک می شوند؛ ذکر و یاد خدا از جامعه رخت بر بسته و تبدیل به غفلت می شود؛ که در غرب می بینید که اینچنین هست.

 

ساختار روحی و ایمانی در برنامه امام صادق (علیه السلام):

امام صادق (علیه السلام) در به وجود آوردن ساختار روحی جامعه حرکت هایی کرد؛ به علمائی که تربیت می کرد می گفت ساختار دینی جامعه باید حفظ شود؛ ایمان مردم باید حفظ بشود و لذا دستورهایی داد.

در زمینه معاشرت با دیگران به شیعیان خود توصیه می کردند که با چه کسانی معاشرت کنند و با چه کسانی معاشرت نکنند؛ حتی نحوه برخورد و تعامل با آنها را ذکر می کردند؛ در زمینه های دیگر توصیه می کردند حقوق دیگران مانند حق همسایگان را رعایت کنید؛ امانت ها را حفظ کنید؛ صداقت داشته باشید؛ نسبت به مردم با رحمت و مروّت و برادری رفتار کنید؛ حق و حقوق مردم را به آنها بدهید؛ به یکدیگر احترام بگذارید و دینتان را حفظ کنید؛ به نمازتان اهمیت بدهید؛ آن وقت است که شما شیعه ی امام جعفر صادق (علیه السلام) می شوید[7].

فرمودند اگر اینطور باشید می گویند این جعفری است و برای ما عزت است. اگر خدای نکرده شما گناه بکنید و نمازتان سر وقت نباشد یا نماز را سبک بشمارید یا خلاف بکنید یا فساد بکنید یا صداقت در امانت نداشته باشید، امانت مردم را ضایع کنید، به مردم آزار برسانید، به همسایه آزار برسانید، به دیگران ظلم بکنید، اگر بگویند این فرد شیعه است، آن وقت برای ما بد است؛ شخصیت ما را زیر سوال برده اید[8].

امام صادق (علیه السلام) این دستورات را به شیعیانش می داد که در جامعه اینطور حرکت کنند که آن اعمال صالحشان برای جامعه الگو باشد. می فرمود با علماء بزرگی که شما را راهنمایی می کنند همنشین باشید تا شما را به الگوها و راه های خوب هدایت کنند؛ با علماء سوء معاشرت نکنید.

این سفارشات امام صادق (علیه السلام) در به وجود آوردن ساختار ایمانی بود. در ساختار اجتماعی نیز همینطور بود.

در روایت دیگری ایشان فرمودند به دوستان و موالی ما وصیت ما را برسانید و به آنها بگویید، و آنها را به تقوا و عمل صالح سفارش کنید؛ به عیادت مریض های همدیگر بروید؛ از نگرانی های همدیگر باخبر شوید و در رفع آن به همدیگر کمک کنید؛ دست همدیگر را بگیرید؛ دست افتادگان و کسانی که به شما احتیاج دارند را بگیرید؛ اغنیاء بر فقراء رحم کنند؛ در خانه هایتان با همدیگر ملاقات کنید و نسبت به همدیگر محبت داشته باشید؛ قضای حوائج دیگران را داشته باشید؛ احیاء امر ما را بکنید؛ اینها مسائلی است که ما می خواهیم در جامعه وجود داشته باشد و امر ما زنده بشود[9].

این مسائل را امام صادق (علیه السلام) به وسیله سفیران و صالحینی که تربیت کرده بود و به اقصی نقاط کشور می فرستاد برای مردم بیان می کرد؛ در واقع امام صادق (علیه السلام) تکلیف همه ما را هم روشن می کند. احیاء امر ائمه (علیهم السلام) یکی از مسائل مهمی است که باید در جامعه باشد تا جامعه سالم باشد.

امیداوریم ان شاء الله ما هم بتوانیم آنطوری که امام صادق (علیه السلام) فرموده است و اصرار داشته است، به خواسته های ایشان عمل کنیم. اینکه اصرار داشته است که جامعه ی اسلامی، اسلامی و انقلابی بماند، جامعه شیعه، جامعه پرتلاش و کوشش و پرکار باشد، جامعه شیعه، جامعه ایثارگر و پرمحبت و پرجاذبه نسبت به همدیگر باشد، همدیگر را جذب کنند و کینه نسبت به همدیگر نداشته باشند و همیشه دوستی و محبت نسبت به همدیگر داشته باشند، دست همدیگر را بگیرند، نگذارند دشمن بینشان نفوذ بکند، اینها خواسته های امام صادق (علیه السلام) است که امیدوارم ما بتوانیم این خواسته ها را ان شاء الله عمل کنیم.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1)  اللَّهُ الصَّمَدُ (2)  لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3)  وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

ترجمه: بنام خداوند بخشنده مهربان

1- بگو: خداوند يكتا و يگانه است.

2- خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند:

3- نزاد و زاده نشد.

4- و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

خطبه دوم

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

 

الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ و صَلی اللّهُ عَلی سَیِّدنا ونَبیِّنا اَبی القاسمِ المُصطَفی مُحمّدٍ (صَلَي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ) وَ عَلی آلهِ الطَّیِّبنَ الطّاهِرینَ المَعصُومینَ المَکَرَّمینَ سیَّما بقیةِ اللهِ فِی الأَرَضینَ رُوحی وَاَرواحُ العالَمینَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداهُ.

السَّلامُ عَلی عَلیٍّ اَمیرِ المؤمنینَ، السَّلامُ عَلی فاطمهَ سَیدهِ نساءِ العالمینَ و عَلی الحَسنِ والحُسینِ سَیدی شَبابِ اَهلِ الجَّنهِ وعَلیِّ بنِ الحُسَینِ ومحمدِ بنِ علیٍّ و جعفرِبنِ مُحمدٍ و مُوسَی بنِ جَعفرٍ و عَلیِّ بنِ مُوسَی و مُحَمَّدِ بنِ عَلیٍّ وَعَلیِّ بنِ محمَّدٍ والحَسَنِ بنِ عَلیٍّ وَ مَولانا صاحبَ الزَّمان (عجَّلَ الله تعالی فرجه) اللّهُمَّ صَلِّ عَلَیهِ وعَلَیهِم بِأَفضَلِ صَلَواتِک وَ بارِک عَلَیهِم بِأَفضَلِ بَرِکاتِک.

 

در خطبه ی دوّمم ضمن سفارش به تقوا، چند  نکته را عرض می کنم.

 

نکته اول: مناسبت 5 مرداد؛ سالروز برگزاری اولین نماز جمعه بعد از انقلاب اسلامی

پنجم مرداد، یادآور اولین نماز جمعه ای است که در جمهوری اسلامی بعد از پیروزی انقلاب به دستور حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) و با امامت مرحوم آیت الله طالقانی(رحمةالله علیه) برپا شد.

از جمله مسائل مهم و اصلی که در جامعه بعد از پیروزی انقلاب به وقوع پیوست، احیاء نماز جمعه بود.

نماز جمعه از واجبات است. اما در اینکه از واجبات تعیینی است یا از واجبات تخییری است؟ به این معنی که ما مسلمانان در ظهر روز جمعه، مخیّر هستیم نماز جمعه بخوانیم یا نماز ظهر بخوانیم، آیه قرآن و اکثر روایات و اکثر علمای ما بر این مبنا هست که در هفته 35 نماز بر انسان واجب است؛ یکی از این نمازها واجب است به جماعت خوانده شود، آن هم در روز جمعه  و با شرایطی که دارد[10].

خداوند در قرآن می فرماید: « إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ‏[11]»

زمانی که اذان نماز جمعه گفته شد و صدایش به گوش مردم رسید، باید سعی و تلاش کنند تا سریع خودشان را به نماز جمعه برسانند.

از این آیه و روایات مختلف برمی آید که نماز جمعه واجب است و واجبی است که کفایت از نماز ظهر می کند؛ خواندن نماز ظهر، دیگر لازم نیست.

در زمانی که حاکمیت اسلام و حاکمیت ولایت نباشد، مثلا در زمان حکومت های ظلم و جور باشد که دست مسلمانان بسته است و حتی اگر امام معصوم هم باشد دستش بسته است و مسلمانان نمی توانند نماز جمعه برپا کنند، در اینطور زمان ها  می گفتند که شرکت کردن در نماز جمعه واجب است، اما مخیّرید، می توانید شرکت بکنید، می توانید نماز ظهر بخوانید؛ چون خلفایی که نماز جمعه را اقامه می کنند خلفاء ظلم و جور هستند و این یک نمازی هست که از آن استفاده کامل نمی شود.

اما وقتی که حاکمیت اسلامی ایجاد شد، حکومت، حکومت ولایت شد، حکومت، حکومت اصلی اسلامی شد، مثل زمان فعلی که جمهوری اسلامی تشکیل شده است و در رأس آن ولی فقیه و جانشین امام زمان (عجّل الله فرجه) وجود دارد، چون جانشین امام زمان (عجّل الله فرجه) هست و حاکمیت هم حاکمیت عدل اسلامی است، در اینجا هیچ معنایی ندارد که بگوییم نماز جمعه واجب هست، اما واجب تخییری است؛ نه؛ بلکه بر اساس روایات واجبی است که باید واجب تعیینی باشد و همه هم باید شرکت کنند. نماز ظهر هم دیگر لازم نیست خوانده شود.

نماز جمعه اهمیت دارد؛ به طوری که در روایت داریم پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود کسی که در نماز جمعه «از روى سبك شمردن يا انكار آن» شرکت نکند و نماز جمعه نخواند، «لَا صَلَاةَ لَهُ، لَا زَكَاةَ لَهُ، لَا حَجَّ لَهُ، لَا صَوْمَ لَهُ[12]» هر کاری بکند، نماز، زکات، حج و غیره، اینها هم قبول نمی شود.

روایات خیلی معتبری درباره نماز جمعه داریم. امام صادق (علیه السلام) حتی در زمانی که دست شان به دلیل وجود خلفاء جور، برای خواندن نماز جمعه باز نبود و نمی توانستند نماز جمعه اقامه بکنند، به زراره و امثال او توصیه کردند که چرا نماز جمعه برپا نمی دارید؟! زراه می گوید که حضرت اینقدر توصیه به خواندن نماز جمعه کرد که ما گمان کردیم که حضرت می خواهد فردا نماز جمعه بخواند. اما حضرت فرمودند: نه؛ من نگفتم که من می خوانم؛ مراد من آن است که شما خودتان باید هر کجا هستید نماز جمعه را برپا بدارید[13].

آیه قرآن و روایات ما و استدلالاتی که اکثر فقهاء ذکر کرده اند، بر این مبناست که نماز جمعه یک واجب عینی و تعیینی است و جایگزین نماز ظهر می شود که انسان باید حتی الامکان در آن شرکت کرده و بدون دلیل نمی تواند ترک کند.

اهمیت نماز جمعه به قدری است که وقتی که در ایران اتفاق افتاد، غالب حرکت ها، ارشادات و بیانات خوب و غالب دستورات در نماز جمعه ابلاغ شد. شناخت جنگ و دفاع هایی که واقع شد، تشویق مردم نسبت به حضور در صحنه، آگاهی از توطئه دشمنان، تقویت ایستادگی در مقابل توطئه دشمنان، شناخت دین و دشمنان دین، اینها اکثرا بعد از انقلاب ما در نماز جمعه ها اتفاق افتاده است.

نماز جمعه یک پایگاه فرهنگی است؛ فرهنگ جامعه باید از نماز جمعه نشأت بگیرد؛ نماز جمعه یک پایگاه عظیم اسلامی است. به فرموده مقام معظم رهبری (حفظه الله) یک قرارگاه فرهنگی است که باید حفظ بشود. اطلاعات خوب مردم باید از نماز جمعه نشأت بگیرد؛ به همین جهت حضور در این فریضه الهی خیلی مهم است؛ این اجتماع و کنار هم بودن بسیار مهم است. ان شاء الله امیدوارم که همه ما به نماز جمعه اهمیت بدهیم.

ممکن است کسی بگوید من از خطیب نماز جمعه استفاده نمی کنم، یا خوشم نمی آید و یا خطیب نماز جمعه در خط من و یا در حزب من نیست و به این بهانه در نماز جمعه شرکت نکند! این حرف ها درست نیست؛ اینکه خطیب نماز جمعه حتما در خط و حزب من باشد تا من شرکت بکنم، این تمام برنامه نیست. همه ما باید در نماز جمعه به عنوان یک فریضه الهی شرکت کنیم و باید یک اجتماع بزرگ سیاسی و عبادی تشکیل دهیم؛ تحمل این حضور و خود این اجتماع برای دشمنان ما بسیار سخت است. خود این اجتماع علاقه و محبت می آورد و انسان ها را به فکر همدیگر می اندازد، انسان ها را متوجه خیلی مسائل می کند. یک ساعت وقت و زمان ما را برای ذکر و یاد خدا استفاده می کند؛ لذا نماز جمعه غفلت معنی نشود.

کسی بهانه نکند که من به این بهانه نماز جمعه نمی آیم؛ نه، بیاید و شرکت بکند؛ اصل شرکت در نماز جمعه بسیار مهم است؛ شرکت در نماز جمعه، اصل است؛ حالا هر چه که خوشش آمد قبول کند و هر چه خوشش نیامد خودش درباره آن فکر کند و اصلاح کند. این حضور را نمی شود به این بهانه ها حذف کرد.

حتی امام صادق (علیه السلام) فرمودند: اگر شما روز جمعه می خواهید مسافرت کنید، اگر از نماز جمعه باز می مانید، بهتر است مسافرت نکنید[14]. نماز جمعه را بخوانید و به مسافرت بروید؛ حتی نوشته اند مکروه است.

 بله، اگر انسان به جایی می رود که در آنجا نماز جمعه هست و در آن شرکت می کند این اشکالی ندارد. ولی اگر نماز جمعه از دستتان برود و عمدا مسافرت بکنید، می گویند مکروه است.

بنابراین احترام و تکریم نماز جمعه که فواید فراوانی دارد، بر ما لازم است، علاوه بر اینکه شبهه وجوب تعیینی هم دارد.  لذا لازم است همه در آن شرکت کرده و آن را ترک نکنند.

 

نکته دوم: توصیه به حفظ روحیه انقلابی

همان طور که مقام معظم رهبری(حفظه الله) فرمودند و در خطبه اول اشاره شد، روحیه انقلابی در همه خصوصا جوان ها  و فرزندان ما باید حفظ شود.

معنای حفظ روحیه انقلابی این است که انسان نسبت به دینش، نسبت به هر بلایی که از ناحیه دشمنان به او و جامعه می رسد، بی تفاوت نباشد. نسبت به اینکه هرکسی نقشه بکشد تا دین او را ضعیف کند، فساد را در جامعه ایجاد کند، بی تفاوت نباشد. بلکه حرف بزند، سعی و کوشش کند که جامعه را سالم نگه دارد و آن را از فساد دور کند. 

همه مسئولین ما و همه اداری های ما هم باید همین کار را انجام دهند و روحیه انقلابی را داشته باشند و آن را حفظ کنند. روحیه انقلابی یعنی اینکه بی تفاوت و بی توجه نباشند که آمریکا هر کاری به سرشان می خواهد بیاورد، مثل بعضی کشورهای دیگر؛ اینکه هر بلایی بر سرشان بخواهد بیاورد؛ یا اینکه بگذارند آنها هر فسادی را به این فضاهای مجازی بیاورند و بگویند عیبی ندارد! اینها بی تفاوتی و بی توجهی به دین است.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در روایتی که خیلی عجیب است می فرماید: من از اینکه سه چیز در میان شما شایع شود می ترسم. یکی از آنها را فرمودند می ترسم دین شما در میان شما سبک شمرده بشود[15].

در انتخاب دولتمردان حزب و گروه ملاک نباشد بلکه شایسته سالاری ملاک انتخاب باشد.

ببینید، پیامبر (صلّی الله علیه و آله) از اینکه مسئله دین و اعتقاد، نزد مردم سبک بشود می ترسد. اینکه انسان نسبت به دین همسرش، فرزندش، دخترش و پسرش اهمیت ندهد؛ در نماز خواندن آنها بی تفاوت باشد؛ از رونق مسائل بی دینی در جامعه بی تفاوت باشد؛  پیامبر (صلی الله علیه و آله) می گوید از اینکه اینطور بشود می ترسم. می ترسم که رونق دین در جامعه برداشته بشود؛ می ترسم در جامعه شما که پسر و دخترتان فکر نماز و عبادت نباشد و شما هم بی تفاوت باشید؛  می ترسم در جامعه ای که جوانانش دنبال فساد کشیده بشوند، اما معلمش، استادش، روحانیش و دیگران برای جامعه دلسوزی نکنند و فکری نکنند که دینش را حفظ بکنند. این ترسی است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) دارد. امروز در جامعه ی ما دارند چکار می کنند؟! امروز دشمن دارد دین ما و بچه هایمان را می گیرد و از هر طریقی و با هر فضایی  فساد را در جامعه ی ما بیاورند. این ترس پیامبر (صلی الله علیه و آله) است.

ترس دیگری که پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای امت بعد از خود دارد، می فرماید می ترسم زمانی بیاید که شما دین را بفروشید؛ دین را با پول معامله کنید؛ دین را با منصب ها معامله کنید و برای دین ارزش قائل نباشید[16].

گاهی انسان برای رسیدن به مقام و منصبی از دینش دست بر می دارد؛ از نمازش دست بر می دارد؛ نسبت به دینش و اعتقادش بی تفاوت می شود. می فرماید می ترسم زمانی بیاید که منصب ها و پست ها فروشی بشود و صندلی ها خرید و فروش شود. الان هم متاسفانه خیلی وقت ها در دنیا، شاید در ایران ما هم گاهی بشود که فردی می خواهد نماینده یا وزیر یا وکیل شود، این را می بیند، آن را می بیند، افراد متعدد را واسطه قرار می دهد، به آن پول و رشوه می دهد، ناهار و شام به این و آن می دهد تا یک منصبی گیرش بیاید. این کسی که این کارها را انجام می دهد تا منصبی گیرش بیاید، با این منصب می خواهد چکار کند؟! می خواهد به مردم خدمت بکند؟! این خیلی مهم است.

از دیگر ترس های پیامبر (صلی الله علیه و آله) روی کار آمدن ضعیفان و ناتوانان هست که اینها کاره ای بشوند، اما توانمندها کنار بروند[17]. «تَقَدیمِ الْأَرَاذِلِ، وَ تَأْخِيرِ الْأَفَاضِل‏». ای پیامبر اکرم! بلند شو و نگاه بکن! می فرماید می ترسم افرادی که ناتوان هستند و قدرت در کار و اداره و قدرت مدیریت و تقوا را نداشته باشند، اینها بیایند و کسانی که توانمند هستند و تقوا و قدرتش را دارند عقب بمانند. آن وقت اگر انچنین بشود دنیا بر علیه ما می شود. اینها ترس های پیامبر (صلّی الله علیه و آله) است. پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) آن زمان می ترسیده است، حالا ما در این زمان باید چه کنیم؟!

توصیه ام به همه مسئولین عزیزمان از صدر تا ذیل این است که در انتخاب وزرا، در انتخاب کابینه، در انتخاب استانداران، فرمانداران، شهرداران، بلکه در انتخاب هر مسئولی، رفاقت را کنار گذاشته و افاضل و توانمندها را مقدم بدارید. رسم شده است که همه چیز را دور بریزند و دوباره بیاورند، که این رسم بدی هم هست و خیلی فساد را به مملکت ما می آورد. چه کسی را انتخاب کنیم؟ رفیقمان را؟! دوست بازی؟! رفیق بازی؟! حزب بازی؟! سهمیه خواهی؟! اینطوری باید باشد؟! یا نه، افاضل و توانمندها را جلو بیندازیم، انسان متقی و دلسوز و کاردان را مقدم بداریم؟ کسی که دلش برای مردم بسوزد، کسی که دوست دارد به مردم خدمت بکند؛ هرچند در حزب و گروه ما نباشد؛ هرچند به ما رأی نداده باشد. پیامبر (صلّی الله علیه و آله) می گوید می ترسم یک روزی بیاید که منصب های شما پولی بشود؛ می ترسم روزی بیاید که منصب هایتان دست افراد ناتوان بیفتد، اما توانمندها بمانند، و آن وقت است که شیرازه اجتماع شما به هم می ریزد.

توصیه من به همه مسئولین این است که شما را به خداوند متعال، شما را به پیامبر (صلّی الله علیه و آله)، در انتخاب افرادتان، در انتخاب وزرایتان، در انتخاب های دیگرتان، هر کسی در هر جایی باشد، اگر شورای شهر می خواهد شهردار انتخاب کند، اگر می خواهند استاندار انتخاب کنند یا می خواهند معاون انتخاب کنند، شما را به خدا سراغ کسانی بروید که به درد مردم بخورند.

 

نکته سوم: توصیه به وحدت و مقاومت در مقابل دشمنان

امیدوارم ان شاء الله خداوند متعال کمک مان کند تا از دست توطئه های آمریکایی ها خلاص شویم؛ خدا ان شاء الله آنها را ذلیل کند و همه توطئه ها و مکر و حیله هایی که علیه ما و ایران و اسلام و انقلاب و شیعه می کنند را به خودشان برگرداند و خنثی بشود.

این عربستانی ها مدام پول و دلار می دهند که این کشور و آن کشور را از ما جدا کنند و این و آن را کنار بزنند. اینها یک هدف دارند که خود آمریکایی ها هم می گویند که می خواهند ایران با این وضعیتش نباشد؛ این انقلاب نباشد؛ ایرانی وجود داشته باشد که نوکر آمریکا باشد؛ مردمی داشته باشد که هر چه توی سرشان زده شود چیزی نگویند؛ مردمی داشته باشند که اگر از معادنشان و نفتشان استفاده شود، چیزی نگویند؛ ایرانی می خواهند که ذلیل باشد؛ اگر نمی گذاریم درس بخوانند و پیشرفت کنند و رشد بکنند عیبی نداشته باشد، چیزی نگویند و فقط دنبال شکمشان باشند. اینها این را می خواهند.

آیا واقعا می شود این ملت اینچنین باشد؟! ملت اینچنینی زنده است یا این ملت مرده است؟! اما الان ملت ما زنده اند و در مقابل آمریکا ایستاده اند؛ آمریکایی که می خواهد ما را عقب نگه دارد، می خواهند هسته ای را از ما بگیرند، می خواهند منابع ما را بگیرند، می خواهند دانشمندان ما را بگیرند و از بین ببرند، می خواهند هرچه ما داریم از بین ببرند، پول ها را بگیرند، بعدش هم خودشان آقایی کنند و ما هم ته درّه بمانیم! نمی خواهند روحیه انقلابی باشد، می خواهند فساد ایجاد کنند؛ می گویند باید انقلاب و دولت تغییر پیدا کند، اسلامی وجود نداشته باشد.

اینها مسائلی است که اینها می خواهند؛ برای این امور زمینه چینی هم کرده اند، سعی می کنند که جامعه ما را تقسیم کنند، دوقطبی کنند، چند حزبی کنند، چند نظریه ای کنند، افراد را به مقابله و جنگ با همدیگر بیندازند، به همدیگر بدبین شوند، مردم را از ولایت کنار بزنند، ما را به دست اندازهای سیاست ها و اختلاف ها بیندازند و ما را از ولایت و از آن راهنمایی ها و ارشادهای ولایت دور کنند، از وحدت و یکپارچگی ما را دور کنند و به جان هم بیفتیم و آنها کار خودشان را انجام بدهند.

توصیه ما، همان طور که توصیه امام عزیز (قدس سرّه) بود و مقام معظم رهبری (حفظه الله) نیز فرموده اند، اتحاد و وحدت است، دلهایمان باید با هم باشد، با خدای متعال و امام زمان و امام حسین (علیهما السلام) باشیم و پیوند ببندیم. در کنار هم انقلابی بمانیم و علیه دشمنان بایستیم، در مقابل صهیونیست و آمریکا که بدمان را می خواهند، بایستیم. مطمئن باشید اگر یکپارچه باشیم، اگر بایستیم، اگر همه زیر چتر ولایت بیاییم که دست ولایت خدا آنجاست، دشمن هیچ کاری نمی تواند بکند. این اطمینانی است که امام (قدس سرّه) به ما داده است.

 

پروردگارا !

به آبروی امام زمان (عجّل الله فرجه)، این انقلاب، این ایران، این مردم ارزشمند، انقلابی، شیعه، مدافع اسلام و قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) را در پناه خود حفظ کن.

دشمنی دشمنان را از ما دور کن.

توطئه شان را از ما دور کن.

وحدت و یکپارچگی، یکدستی و یکدلی و کمک به یکدیگر را در بین ما رواج بده.

امام عزیز ما درجاتش عالی است، متعالی بگردان.

رهبر معظم انقلاب در پناه خود حفظ کن.

ما را از یاوران امام زمان (عجّل الله فرجه) قرار بده

فرجش را نزدیک بفرما.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1)  اللَّهُ الصَّمَدُ (2)  لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3)  وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

ترجمه: بنام خداوند بخشنده مهربان

1- بگو: خداوند يكتا و يگانه است.

2- خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند:

3- نزاد و زاده نشد.

4- و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

وَالسَّلامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُه‏

 

 

 

[1] . سوره آل عمران (3): آیه 102.

يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ.

ترجمه: اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید! آن گونه كه حق تقوا و پرهیزكارى است، از خدا بپرهیزید! و از دنیا نروید، مگر اینكه مسلمان باشید! (باید گوهر ایمان را تا پایان عمر، حفظ كنید!)

 

[2] . ميزان الحكمة، ج4، ص3638؛ تنبيه الخواطر، ج ۲، ص ۱۲۰.

پيامبر صلي الله عليه و آله: تَمامُ التَّقْوى اَنْ تَتَعَلَّمَ ما جَهِلْتَ وَ تَعْمَلَ بِما عَلِمْتَ.

ترجمه: تمام و کمال تقوا اين است كه آنچه را نمى دانى بياموزى و بدانچه مى دانى عمل كنى.

 

[3] . کامل الزیارات، جعفر بن محمد ابن قولويه، ص 122.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ حَجَّ دَهْرَهُ ثُمَّ لَمْ يَزُرِ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ لَكَانَ تَارِكاً حَقّاً مِنْ حُقُوقِ اللَّهِ وَ حُقُوقِ رَسُولِ اللَّهِ لِأَنَّ حَقَّ الْحُسَيْنِ فَرِيضَةٌ مِنَ اللَّهِ وَاجِبَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ.

ترجمه: اگر يكى از شما طول دهر و عمرش را به حجّ رفته ولى به زيارت حسين بن على (عليهما السّلام) نرود حتما و محقّقا حقّى از حقوق خدا و حقوق رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) را ترك كرده زيرا حق حسين (عليه السّلام) فرضيه و تكليفى است از جانب خداوند كه بر هر مسلمانى واجب مى‏باشد.

 

[4] . همان، ص153.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: مَنْ أَرَادَ أَنْ يَكُونَ فِي كَرَامَةِ اللَّهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ فِي شَفَاعَةِ مُحَمَّدٍ فَلْيَكُنْ لِلْحُسَيْنِ زَائِراً يَنَالُ مِنَ اللَّهِ الْفَضْلَ وَ الْكَرَامَةَ [أَفْضَلَ الْكَرَامَةِ] وَ حُسْنَ الثَّوَابِ وَ لَا يَسْأَلُهُ عَنْ ذَنْبٍ عَمِلَهُ فِي حَيَاةِ الدُّنْيَا وَ لَوْ كَانَتْ ذُنُوبُهُ عَدَدَ رَمْلِ عَالِجٍ وَ جِبَالِ تِهَامَةَ وَ زَبَدِ الْبَحْرِ إِنَّ الْحُسَيْنَ قُتِلَ مَظْلُوماً مُضْطَهَداً نَفْسُهُ عَطْشَاناً هُوَ وَ أَهْلُ بَيْتِهِ وَ أَصْحَابُه.‏

ترجمه: امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «كسى كه مى‏خواهد روز قيامت در كرامت خداوند متعال باشد و شفاعت حضرت محمّد (صلی اللَّه عليه و آله) شاملش گردد پس بايد حسين (عليه السّلام) را زيارت كند چه آنكه بالاترين كرامت حق تعالى به وى رسيده و ثواب و اجر نيك به او داده مى‏شود و از گناهانى كه در زندگانى دنيا مرتكب شده وى را مورد سؤال و بازخواست قرار نمى‏دهند اگر چه گناهانش به تعداد ريگ‏ هاى بيابان و به بزرگى كوه‏ هاى تهامه و به مقدار روى درياها باشد، حسين بن على (علیهما السلام) در حالى كشته شد كه: مظلوم بود، نفس و جسمش مقهور و مورد ستم قرار گرفته بود، خود و اهل بيت و اصحابش تشنه بودند.

 

[5] . همان، ص103 و 104 .

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: مَنْ ذُكِرْنَا عِنْدَهُ فَفَاضَتْ عَيْنَاهُ وَ لَوْ مِثْلَ جَنَاحِ بَعُوضَةٍ [الذُّبَابِ‏] غُفِرَ لَهُ ذُنُوبُهُ وَ لَوْ كَانَتْ مِثْلَ زَبَدِ الْبَحْر.

ترجمه: امام صادق (علیه السلام) فرمود: كسى كه نام ما نزد او برده شود و از چشمانش اشگ بيايد اگر چه به قدر بال پشه باشد گناهانش آمرزيده شود و لو به اندازه روى درياها باشد.

در حدیث دیگری آمده است:

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: مَنْ ذُكِرْنَا عِنْدَهُ فَفَاضَتْ عَيْنَاهُ حَرَّمَ اللَّهُ وَجْهَهُ عَلَى النَّارِ.

ترجمه: امام صادق (علیه السلام) فرمودند: كسى كه ما را نزد او ياد كنند پس از چشمانش اشک بيايد خداوند متعال صورتش را بر آتش حرام مى‏نمايد.

 

[6] . همان ، ص 105.

 عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ بَيْتَ شِعْرٍ فَبَكَى وَ أَبْكَى عَشَرَةً فَلَهُ وَ لَهُمُ الْجَنَّةُ- وَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ بَيْتاً فَبَكَى وَ أَبْكَى تِسْعَةً فَلَهُ وَ لَهُمُ الْجَنَّةُ فَلَمْ يَزَلْ حَتَّى قَالَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ بَيْتاً فَبَكَى وَ أَظُنُّهُ قَالَ أَوْ تَبَاكَى فَلَهُ الْجَنَّةُ.

ترجمه: امام صادق (علیه السلام) فرمودند: كسى كه در مرثيه حضرت امام حسين عليه السّلام يك بيت شعر خوانده پس گريه كند و ده نفر را بگرياند بهشت براى او و آن ده نفر مى‏باشد. و كسى كه يك بيت شعر در مصيبت حضرت امام حسين عليه السّلام خوانده پس گريه كند و نه نفر را بگرياند بهشت براى او و آن نه نفر مى‏باشد.

و پيوسته امام عليه السّلام اين فقره را با كاهش دادن نفرات تكرار نموده تا بالأخره فرمودند: و كسى كه يك بيت شعر در مصيبت حضرت امام حسين عليه السّلام خوانده و خود بگريد (راوى مى‏گويد گمان مى‏كنم امام عليه السّلام فرمودند: يا تباكى كرده و خود را به صورت گريه كن درآورد) بهشت براى او مى‏باشد.

 

[7] . همان، ص77.

عَنْ أَبِي أُسَامَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ يَقُولُ عَلَيْكَ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ الْوَرَعِ وَ الِاجْتِهَادِ وَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ حُسْنِ الْخُلُقِ وَ حُسْنِ الْجِوَارِ وَ كُونُوا دُعَاةً إِلَى أَنْفُسِكُمْ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ وَ كُونُوا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا شَيْناً وَ عَلَيْكُمْ بِطُولِ الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ فَإِنَّ أَحَدَكُمْ إِذَا أَطَالَ الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ هَتَفَ إِبْلِيسُ مِنْ خَلْفِهِ وَ قَالَ يَا وَيْلَهُ أَطَاعَ وَ عَصَيْتُ وَ سَجَدَ وَ أَبَيْتُ.

ترجمه: ابو اسامه گويد: شنيدم امام صادق (عليه السّلام) مي فرمود: بر تو باد به تقواى خدا و ورع و كوشش و راستى گفتار و اداء امانت و حسن خلق و نيكى با همسايه. و مردم را با غير زبان به مذهب خود دعوت كنيد (يعنى رفتار شما شيعيان بايد طورى باشد كه مخالفين تان به گرويدن مذهب شما مايل شوند) و زينت ما باشيد و ننگ ما نباشيد. و بر شما باد بطول دادن ركوع و سجود، زيرا چون يكى از شما ركوع و سجود را طول دهد، شيطان از پشت سرش بانگ زند و بگويد: اى واى، كه اين اطاعت كرد و من نافرمانى و اين سجده كرد و من سرپيچى (هنگامى كه بسجده در برابر آدم مأمور گشتم).

 

[8] . شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج1، ص383 و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج8، ص430.

یَا زَیْدُ! خَالِقُوا النَّاسَ بِأَخْلَاقِهِمْ، صَلُّوا فِی مَسَاجِدِهِمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَکُونُوا الْأَئِمَّةَ وَ الْمُؤَذِّنِینَ فَافْعَلُوا فَإِنَّکُمْ إِذَا فَعَلْتُمْ ذَلِکَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِیَّةُ رَحِمَ اللَّهُ جَعْفَراً مَا کَانَ أَحْسَنَ مَا یُؤَدِّبُ أَصْحَابَهُ وَ إِذَا تَرَکْتُمْ ذَلِکَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِیَّةُ فَعَلَ اللَّهُ بِجَعْفَرٍ مَا کَانَ أَسْوَأَ مَا یُؤَدِّبُ أَصْحَابَهُ.

ای زید! با مردم [یعنی عامه و اهل تسنن] با اخلاقِ خودشان معاشرت کنید، در مساجدشان نماز بگزارید و مریضانشان را عیادت کنید و در تشیع جنازه هایشان حاضر شوید و اگر توانستید امام جماعت یا مؤذن آنها شوید این کار را بکنید که اگر شما چنین عمل کردید خواهند گفت: اینان جعفریان اند، خدا او را رحمت کند چه اصحابش را خوب تربیت کرده است و اگر این امور را ترک نمودید خواهند گفت: اینان جعفریان اند، خداوند جزایش را بدهد چه اصحابش را بد تربیت کرده است.»

 

[9] . وسائل الشیعه ، ج ۱۰، ص ۳۹۲.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ تَجْلِسُونَ وَ تُحَدِّثُونَ قَالَ قُلْتُ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ قَالَ تِلْكَ الْمَجَالِسُ أُحِبُّهَا فَأَحْيُوا أَمْرَنَا يَا فُضَيْلُ فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْيَا أَمْرَنَا يَا فُضَيْلُ مَنْ ذَكَرَنَا أَوْ ذُكِرْنَا عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَيْنِهِ مِثْلُ جَنَاحِ الذُّبَابِ غَفَرَ اللَّهُ ذُنُوبَهُ وَ لَوْ كَانَتْ أَكْثَرَ مِنْ زَبَدِ الْبَحْر.

ابو عبد اللَّه فرمود: آيا با هم مى ‏نشينيد و حدیث نقل می کنید؟ گفتم آرى فداى تو شوم فرمود من اين گونه مجالس را دوست ميدارم پس اى فضيل امر ما را احيا كنيد، خداوند رحمت كند كسانى را كه امر ما را احيا مي كنند. اى فضيل كسى كه از ما ياد كند يا نزد وى از ما ياد شود و از چشمانش باندازه پر مگسى اشك بيرون آيد، خداوند گناهان او را اگر چه بيشتر از كف درياها باشد مى ‏آمرزد.

 

همچنین امام صادق عليه السلام می فرماید:  :تَزاوَرُوا وَ تَلاقُوا وَ تَذاکَرُوا و اَحْیُوا اَمْرَنا.

ترجمه: امام صادق علیه السّلام فرمود: به زیارت و دیدار یکدیگر بروید، با هم به سخن و مذاکره بنشینید و امر ما را زنده کنید.

(بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۳۵۲)

 

همچنین امام رضا عليه السلام می فرماید: رَحِمَ اللّهُ عَبدًا أحيا أمرَنا . فَقُلتُ لَهُ : فَكَيفَ يُحيي أمرَكُم؟ قالَ : يَتَعَلَّمُ عُلومَنا ويُعَلِّمُهَا النّاسَ ، فَإِنَّ النّاسَ لَو عَلِموا مَحاسِنَ كَلامِنا لاَتَّبَعونا.

ترجمه: خدا بيامرزد بنده اى را كه امر ما را زنده كند. گفتم: چگونه امر شما را زنده كند؟ فرمود: دانشهاى ما را فراگيرد و به مردم بياموزد. اگر مردم زيبايي‌هاى سخنان ما را مى‌دانستند، از ما پيروى مى كردند.

(میزان الحکمة، ج 8، ح 13797؛ عيون أخبار الرضا ، ج ۱، ص ۳۰۷، ح ۶۹ ؛ علم و حكمت، ج 1، ص 422.)

 

[10] . الکافی، ج 3 ، ص419 .

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ: فَرَضَ اللَّهُ عَلَى النَّاسِ مِنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ خَمْساً وَ ثَلَاثِينَ صَلَاةً مِنْهَا صَلَاةٌ وَاحِدَةٌ فَرَضَهَا اللَّهُ فِي جَمَاعَةٍ وَ هِيَ الْجُمُعَةُ وَ وَضَعَهَا عَنْ تِسْعَةٍ عَنِ الصَّغِيرِ وَ الْكَبِيرِ  وَ الْمَجْنُونِ وَ الْمُسَافِرِ وَ الْعَبْدِ وَ الْمَرْأَةِ وَ الْمَرِيضِ وَ الْأَعْمَى وَ مَنْ كَانَ عَلَى رَأْسِ فَرْسَخَيْنِ.

ترجمه: امام باقر (علیه السلام) فرمودند: خداوند عزّ و جلّ در ظرف هفته سى و پنج نماز فريضه بر مردم واجب كرده است، كه يك نماز آن بايد به جماعت خوانده شود، و آن نماز جمعه است. حضور در نماز جمعه از كودك، پير، ديوانه، مسافر، برده زر خريد، بيمار، كور و هر كسى كه دو فرسخ فاصله دارد، ساقط است.

 

[11] . سوره جمعه (62): آيه 9.

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ‏ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ.

ترجمه: «اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! هنگامى كه براى نماز روز جمعه اذان گفته مى‏شود به سوى ذكر خدا بشتابيد، و خريد و فروش را رها كنيد كه اين براى شما بهتر است اگر مى‏دانستيد».

 

[12] . وسائل الشیعه، شيخ حر عاملى، ج7 ، ص 302‏.

 قَالَ النَّبِيُّ فِي خُطْبَةٍ طَوِيلَةٍ نَقَلَهَا الْمُخَالِفُ وَ الْمُؤَالِفُ، إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَيْكُمُ الْجُمُعَةَ فَمَنْ تَرَكَهَا فِي حَيَاتِي أَوْ بَعْدَ مَوْتِي اسْتِخْفَافاً بِهَا أَوْ جُحُوداً لَهَا فَلَا جَمَعَ اللَّهُ شَمْلَهُ وَ لَا بَارَكَ لَهُ فِي أَمْرِهِ أَلَا وَ لَا صَلَاةَ لَهُ أَلَا وَ لَا زَكَاةَ لَهُ أَلَا وَ لَا حَجَّ لَهُ أَلَا وَ لَا صَوْمَ لَهُ أَلَا وَ لَا بِرَّ لَهُ حَتَّى يَتُوب‏.

ترجمه: پیامبر (صلی الله علیه و آله) در خطبه طولانی که مخالف و موافق نقل کردند، فرمودند: «خداوند نماز جمعه را بر شما واجب كرده، هر كس آن را در حيات من يا بعد از وفات من از روى استخفاف يا انكار ترك كند خداوند او را پريشان مى‏كند، و به كار او بركت نمى‏دهد، بدانيد نماز او قبول نمى‏شود، بدانيد زكات او قبول نمى‏شود، بدانيد حج او قبول نمى‏شود، بدانيد اعمال نيك او قبول نخواهد شد تا از اين كار توبه كند.

 

[13] . تهذيب الأحكام، محمد بن الحسن‏ طوسى، ج3، ص239.

 عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: حَثَّنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَى صَلَاةِ الْجُمُعَةِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ يُرِيدُ أَنْ نَأْتِيَهُ فَقُلْتُ لَهُ نَغْدُو عَلَيْكَ فَقَالَ لَا إِنَّمَا عَنَيْتُ عِنْدَكُمْ.

ترجمه: زراره می گوید : امام صادق (علیه السلام) ما را به نماز جمعه تحریض کرد به حدی که گمان کردیم می خواهد برای نماز جمعه پیش او بیاییم پس عرض کردم : صبح خدمت می رسیم . حضرت فرمودند : قصدم پیش خودتان بود.

 

[14] . عيون أخبار الرضا، محمد بن علی ابن بابویه، ج2، ص 42  و 43.

عَنِ الرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَال‏ قَالَ: السَّبْتُ لَنَا وَ الْأَحَدُ لِشِيعَتِنَا وَ الْإِثْنَيْنِ لِبَنِي أُمَيَّةَ وَ الثَّلَاثَاءُ لِشِيعَتِهِمْ وَ الْأَرْبِعَاءُ لِبَنِي الْعَبَّاسِ وَ الْخَمِيسُ لِشِيعَتِهِمْ وَ الْجُمُعَةُ لِسَائِرِ النَّاسِ جَمِيعاً وَ لَيْسَ فِيهِ سَفَرٌ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ‏ اللَّهِ يَعْنِي يَوْمَ السَّبْتِ.

ترجمه: امام رضا (علیه السلام) فرمود كه جعفر بن محمد (علیه السلام) فرمودند: روز شنبه براى ما، يك شنبه براى پيروان ما، دوشنبه براى بنى اميه، سه شنبه براى پيروان ايشان، چهارشنبه براى بنى عباس و پنج شنبه براى پيروان آنهاست. و روز جمعه براى خداى جلّ ذكره مى‏باشد و در روز جمعه مسافرت شايسته نيست. زيرا خداى متعالى فرمود: «هر گاه نماز جمعه اقامه شد، در زمين پراكنده شويد و از فضل خدا روزى بجوئيد» يعنى در روز شنبه مسافرت جايز است.

امام علی (علیه السلام) نیز در نامه 69 نهج البلاغه (نامه‏ امام به حارث همدانى) فرمودند: «وَلَا تُسَافِرْ فِي يَوْمِ جُمُعَةٍ حَتَّى تَشْهَدَ الصَّلَاةَ إِلَّا فَاصِلًا فِي سَبِيلِ اللَّهِ، أَوْ فِي أَمْرٍ تُعْذَرُ بِهِ»

ترجمه: روز جمعه پيش از آنكه در نماز جمعه حاضر شوى مسافرت مكن مگر براى جهاد در راه خدا يا در كارى كه به راستى معذور هستى.

 

[15] . همان، ج2، ص 42، ح140؛ وسایل الشیعه ج17 ص 309، حدیث 22612؛ بحارالانوار، ج 69، ص 227، ح 2.

عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ‏ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ:‏ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمُ اسْتِخْفَافاً بِالدِّينِ وَ بَيْعَ الْحُكْمِ وَ قَطِيعَةَ الرَّحِمِ وَ أَنْ تَتَّخِذُوا الْقُرْآنَ مَزَامِيرَ، تُقَدِّمُونَ أَحَدَكُمْ وَ لَيْسَ بِأَفْضَلِكُمْ فِي الدِّين‏.

ترجمه: بر شما از آن بیم دارم که دین، سبک شمرده شود؛ حکم و داوری، خرید و فروش شود؛ پیوندهای خانوادگی از هم بگسلد؛ قرآن را وسیله ساز و آواز قرار دهید و کسانی را جلو بیندازید که برترین شما نیستند.

 

[16] . همان.

 

[17] . همان.

سه شنبه ١٠ مرداد ١٣٩٦ - ١٦:٣٠
امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: