صفحه اصلي > خطبه ها   


خطبه های نماز جمعه 22 مرداد 95

خطبه اول

 

السَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ الله

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

اَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العالمینَ بارئِ الخَلائقِ اَجمعینَ وباعِثِ الأنبیاءِ وَ المُرسَلینَ الَّذی خَلقَ الخلائِقَ بقدرتِهِ وَ نَشَرَ الرِّیاحَ بِرَحمَتِهِ وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَیَدانَ اَرضِهِ، نُؤمِنُ بِهِ وَ نَتَوَکَّلُ عَلَیهِ و نَستَغفِرُهُ، ثُمَّ نُصَلَّی و َنُسَلِّمُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبیِّنَا اَبِی القاسمِ المُصطَفی مُحَمَّدٍ (صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ) وَ عَلی آلهِ الطَّیِّبنَ الطّاهِرینَ المَعصُومینَ المَکَرَّمینَ سیَّما بقیةِ اللهِ فِی الأَرَضینَ رُوحی وَاَرواحُ العالَمینَ لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداهُ.

 

سفارش به تقوی:

اُوصیکُم وَنَفسی عِبادَ اللهِ بِتقوَی اللهِ وَلُزُومِ اَمرِهِ.

قالَ اللهُ تبارکَ وَ تَعالی فی مُحَکمِ کِتابِهِ:

یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصّادِقینَ.[i]

در خطبه­ی اوّلم، خودم را و شما را سفارش به تقوا می کنم.

 این خواسته­ی خداست و خواسته انبیاء و اولیاء است و سرنوشت سعادتمندانه­ی انسان در تقواست. درباره تقوا امروز می خواهم اشاره بکنم به یکی از صفاتی که عِدل تقواست و اصل و اساس تقواست یا اینکه زمینه برای رشد تقوا را فراهم می کند، که مسئله­ی ورع هست. یک مسئله ای که بسیار مهم است در به کمال رسیدن انسان و در رشد انسان، مسئله­ی ورع هست.

 

ورع مقدمه تقوی:

ورع معنای منفی دارد. تقوا هم معنای ایجابی ، و هم معنای منفی در آن هست. در تقوا، هم انسان ترک محرمات انجام می دهد و هم انجام واجبات. در ورع مسئله­ی پرهیز است؛ پرهیز از آنچه که ناملایمات است، چه گناه باشد یعنی حرام، چه مکروهات باشد، چه شبهات باشد، چه کارهایی که مانع پیشرفت انسان و مانع انجام دادن کارهای خوب می شود.

 ورع یک پله بالاتر و زمینه ساز تقواست. لذا در ماه رمضان بعد از خطبه شعبانیه سؤالی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله) می کند: که چه چیزی و چه اعمالی در ماه رمضان افضل است؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) جواب می دهد: الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ[ii]؛ یعنی دوری کردن از گناهان.

در هر کاری که انسان می خواهد انجام بدهد، برای آنکه آن کار انجام بشود باید موانعش را برطرف کند، زمینه را مستعد کند تا بتواند آن کار انجام بشود یا اینکه بهتر انجام بشود. شما اگر در یک زمینه ای می خواهید رنگ آمیزی کنید، اگر آن صفحه­ی شما صاف نباشد، صیقلی نشده باشد، تمیزش نکرده باشید، مرتب نکرده باشید، آن رنگی که شما می زنید درست جلوه نمی کند و گاهی هم پوسته می کند و می ریزد. در آینه اگر بخواهید خودتان را درست ببینید باید آینه را از گرد و غبارها و لکه ها پاک کنید تا چهره خودتان را درست ببینید. اگر آینه لکه دار و پر از گرد و غبار باشد طبیعتا انسان خودش را درست نمی بیند در قلب انسان و روح انسان اگر بخواهید  حتی در یک ظرفی اگر بخواهید آب زلال داخلش بریزید، اگر این ظرف گل آلود باشد یا آلوده باشد، این آب را آلوده می کند و خوردنش برای شما سم است. پس اول باید آن ظرف را پاک و تمیز کنید تا بتوانی از آن آب زلالی که داخل آن می ریزید استفاده کنید. این یک نکته­ی اساسی است که اگر بنای مهمی را می خواهید بنا کنید باید زیربنا را محکم کنید.

در باب عبادات و در باب کردار و اعمال خوب که انسان می خواهد انجام بدهد اول باید زیرساخت هایش را درست بکند. زیرساخت هایی که این عمل خوب روی آن قرار بگیرد و لغزش پیدا نکند که بریزد. در قرآن مثل تخته سنگی می زند که شما کمی خاک روی آن بریزید، مثلا ناهموار است، بعد بخواهید روی آن درخت بکارید، این کاشتن درخت روی این تخته سنگ با یک باد و یک باران همه­اش از بین می رود و شسته می شود و می رود. اما اگر این درختی که می خواهید بکارید در یک جایی بکارید که عمق پیدا بکند و این ریشه­اش مانع نداشته باشد و ریشه بدواند و آب را بگیرد، این درخت در مقابل تندبادها و چیزهای دیگر استوار می ماند. اگر بخواهید عبادتی انجام بدهید، اعمال خوبی انجام بدهید، اگر شما اول زمینه را فراهم نکنید و آن منفیات را بیرون نکنید آن کاری که می خواهید انجام بدهید درست انجام نمی شود. در اعتقادات هم اول باید نفی دیگران بکنید تا اثبات وجود خدا بکنید. اول بگویید «لا اله»، بعد بگویید «الّا الله»، یعنی«لا اله» اول نفی غیر خداست، بعد می گویید «الّا الله»، هیچ خدایی نیست غیر از خدای ما. «لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم».

بنابراین در حرکت های اعتقادی هم که می خواهیم پیش برویم، حرکت هایی که می خواهیم ایمانمان استوار باشد، نمازمان درست باشد، روزه­مان درست باشد، خیلی چیزهایمان نتیجه داشته باشد، باید این حالت را در خودمان به وجود بیاوریم، اینکه موانعش را برطرف بکنیم. موانع اینها چیست؟ فعل حرام است، گناه است. یعنی انسانی که گناه می کند، پرهیز نمی کند از گناه، از بدی ها پرهیز نمی کند ، وقتی بخواهد روی اینها دارو بخورد این دارو هیچ اثری نمی کند. باید پرهیز کند تا دارو اثر داشته باشد. اول باید این دل را پاک کرد، زمینه را صاف کرد، بعد چیزهای خوب گذاشت که بماند، آب زلال که همان نماز است که می خوانید گل آلود و خراب نشود. اگر من نماز می خوانم، اما در شکم من لقمه حرام است، اگر من نماز می خوانم و کار خوب انجام می دهم، اما از مال غیر شرعی است؛ اگر من با یک کسی دوستی می کنم و حرف می زنم و به او احسان می کنم، اما پشت سرش هم غیبت و تهمت هم دارم، این معنایش این است که این کاری که شما می کنید، این کار بر اساس آن زمینه ای که درست کردید ارزشی ندارد. یعنی ورع معنایش این است که انسان از اول باید میل به گناه و بدی ها را از وجودش پاک کند و بعد وقتی اینچنین شد اطاعت کند و عمل خوب انجام بدهد تا نتیجه داشته باشد.

مرحوم علامه مجلسی می فرماید: ورع، پرهیز از حرام های خدا و اجتناب از ارتکاب گناهان است و فرمودند که اجتناب از شبهه ها، حتی بعضی از مباحاتی که لازم نیست، این ورع و پرهیز می شود. پرهیز خیلی مهم تر است. چند روایت داریم در این مورد داریم که خیلی عجیب است.

می فرماید: روز قیامت انسان هایی را می آورند که نامه عملشان از اعمال خوب انباشته است. اما ناگهان می بیند که این کوه عمل آب می شود و از بین می رود. سوال می کنند چرا این کوه عمل که اینقدر اعمال خوب داشت، چرا ناگهان پاک شد؟ می گویند این انسانی بوده است که (اذا عرض علیه الحرام ارتکبه و لم یحترز)؛ بله، این آدمی بود که کار خوب انجام می داد، اما وقتی که به صحنه حرام می رسید از حرام اجتناب نمی کرد، اگر به مال شبهه ناک یا مال بیت المال می رسید اجتناب نمی کرد، اگر به صحنه گناه می رسید باکی نداشت که گناهی هم انجام بدهد، نماز می خوانده، روزه هم مثلا می گرفته، اما این خصلت در او بوده است که ورع نداشته، یعنی پرهیز از گناه نداشته، این مهم است. گاهی وقت ها همه اعمال انسان ها حبط می شود در اثر نداشتن ورع که مقدمه برای تقوی است.

روایتی داریم عن حفص بن غياث «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلیه السَّلام عَنِ الْوَرِعِ مِنَ النَّاسِ فَقَالَ الَّذِي يَتَوَرَّعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ».[iii] از امام صادق(عَلیه السَّلام ) سوال می کند ورع چیست؟ حضرت می فرماید: ورع این است که از حرام های خدا دوری کنی، در صحنه های گناه حاضر نشوی، اگر صحنه گناه پیش آمد بلند شوید بروید، اگر صحنه ای پیش آمد که تو را دعوت به گناه کردند نکنید، اگر لقمه ای شبهه ناک بود که مال مردم در آن هست و مال بیت المال در آن هست احتیاط بکنید و مال مردم و بیت المال را در زندگیتان نیاورید و بعد بروید نماز هم بخوانید، نماز خواندنت فقط نتیجه اش این است که کتک نمی خوری که چرا نماز نخواندی؟ اما این نماز برای شما ثمری ندارد، چون زیربنایش خراب است. گاهی هم هست که به عکس نتیجه می دهد.

حضرت امام(رحمة الله علیه) گاهی می فرمودند چه بسا نمازها و عبادت ها، چه بسا علم خواندن ها که انسان را گمراه می کند، به جای اینکه از آن استفاده بکند گمراه می کند و آنها کسانی هستند که برای ریاکاری یا برای جهات دیگری علم توحید می خوانند یا نماز می خوانند یا کار خوب انجام می دهند. نیتشان یک نیت دیگری است، برای خدا نیست، برای رضای خدا نیست.

بنابراین یکی از چیزهایی که سفارش شده است، فرمایش امام باقر (علیه السلام) است که می فرماید: عَلَيـكُم بـِالوَرَعِ فَاِنَّهُ لَيْسَ شَى ءٌ اَحَبَّ إلَى اللّه ِ تَعالى مِنَ الـوَرَعِ وَ عِفـَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْج[iv]. یعنی بر شما باد به پرهیز. در اینجا حضرت دو مورد از ورع را ذکر کرده است، یکی نگهداشتن شکمش از خوردن مال حرام و شکم را پر نکردن از مال حرام است که در خوردن حرام عفیف باشید؛ یکی هم نگهداری از شهوت است که متأسفانه گاهی انسان ها در زمینه های شهوت که برایشان فراهم می شود نمی توانند جلوی خودشان را بگیرند، به گناه می رسند و ورع را از دست می دهند. این ورع خیلی مهم است، گناه نکردن و پرهیز کردن خیلی بهتر از این است که آدم گناه کند و بعد توبه کند. در مداوای ظاهری هم همینطور است، در مداوای ظاهری هم گاهی انسان پرهیز بکند و چیزهایی که ضرر دارد نخورد زودتر خوب می شود تا اینکه چیزهایی که ضرر دارد را بخورد، بعد هم دارو پشت سرش بخورد؛ آن دارو خنثی می شود و بدتر می شود.

پس سفارش ما و سفارش پیامبر(صلی الله علیه واله) و ائمه (علیهم السلام) این است که ما ورع داشته باشیم، علیکم بالورع، ورع داشته باشید و پرهیز از گناه داشته باشید و پرهیز از چیزهایی داشته باشید که مانع شما می شود از اینکه راه کمال و خوبی ها را طی کنید و مانع می شود از اینکه کارهای خوب شما اثرگذار باشد و گاهی مانع استجابت دعا می شود و گاهی باعث خیلی از عذاب ها می شود. امید است که ان­شاءالله خدای متعال به ما عنایت و کمک بکند که ما بتوانیم خودمان را نگهداریم.

خداوند متعال به موسی گفته است: يَا مُوسَى‏ مَا تَقَرَّبَ‏ إِلَيَ‏ الْمُتَقَرِّبُونَ‏ بِمِثْلِ الْوَرَعِ عَنْ مَحَارِمِي[v]؛ ای موسی این را بدان، هیچ چیز انسان ها را به من نزدیک نمی کند به اندازه پرهیز از گناه. اگر پرهیز از گناه داشته باشیم خیلی زمینه ها پیدا می شود برای خیلی کارهای خوب، توفیقات خوب و اعمال و کردار خوب و آن وقت کارهای خیرمان هم مؤثر واقع می شود.

امیدوارم خدای متعال ما را از کسانی که صاحب ورع و تقوا هستند قرار بدهد.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿٤﴾

ترجمه: به نام خداوند بخشنده مهربان.

 1- بگو: خداوند يكتا و يگانه است.

2- خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند.

3- نزاد و زاده نشد.

4- و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

خطبه دوم

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ و صَلی اللّهُ عَلی سَیِّدنا ونَبیِّنا اَبی القاسمِ المُصطَفی مُحمّدٍ (صَلَي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ) وَ عَلی عَلیٍّ اَمیرِ المؤمنینَ و عَلی فاطمهَ سَیدهِ نساءِ العالمینَ وعَلی الحَسنِ والحُسینِ سَیدی شَبابِ اَهلِ الجَّنهِ وعَلیِّ بنِ الحُسَینِ ومحمدِ بنِ علیٍّ و جعفرِبنِ مُحمدٍ و مُوسَی بنِ جَعفرٍ و عَلیِّ بنِ مُوسَی و مُحَمَّدِبنِ عَلیٍّ وَعَلیِّ بنِ محمَّدٍ والحَسَنِ بنِ عَلیٍّ وَمَولانا صاحبَ الزَّمان(عجَّلَ الله تعالی فرجه) اللّهُمَّ صَلِّ عَلَیهِ وعَلَیهِم بِأَفضَلِ صَلَواتِک وَ بارِک عَلَیهِم بِأَفضَلِ بَرِکاتِک.

 

سفارش به تقوی:

در خطبه ی دوّمم خودم را و شما را به تقوا و پرهیز از گناه سفارش می کنم.

مناسبت دهه کرامت و میلاد امام رضا (علیه السلام):

 در خطبه اول می خواستم چند کلمه ای راجع به دهه کرامت و میلاد حضرت فاطمه معصومه و همچنین علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) صحبت بکنم که وقتم تمام شد.

در این خطبه چند کلمه ای فقط اشاره می کنم به ولادت با سعادت حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام). همه می دانیم امام رضا (علیه السلام) هشتمین امام ماست و چون که در ایران ما مهمان ما هست و ما بیشتر سر و کار داریم و رفت و آمد داریم، همه شما با امام رضا (علیه السلام) آشناترید و زیارت بیشتری نصیبتان می شود. تبعا امام رضا (علیه السلام) برای ایران برکتی است و یک جلوه خورشید و جلوه عنایت الهی در ایران ماست، یک سنگر محکم و یک ثقل نگهدارنده ایران ماست از خیلی از مسائلی که دشمنان برایش طراحی می کنند و نقشه می ریزند، سنگر محکمی است در مقابل دشمنان و حوادثی که آنها طراحی می کنند.

 

تحلیلی از زندگی با برکت و دوران امامت امام رضا (علیه السلام):

امام رضا (علیه السلام) 55 سال بیشتر عمر نداشتند. در این 55 سال، 35 سالشان را تقریبا با پدرشان امام موسی کاظم (علیه السلام) بودند. سختی های دوران امام موسی کاظم (علیه السلام) و همه این دوران قبل از امامت خودشان که در کنار پدر بودند، آن سختی های پدر را هم ایشان متحمل می شد و امتیاز زیادی هم در فرزندان امام موسی کاظم (علیه السلام) داشتند که خداوند متعال ایشان را برای امامت و ولایت انتخاب کرده بود. البته دوران امامتشان حدود 17 سالش قبل از هجرت به ایران هست، چون دوران امامت امام رضا (علیه السلام) بعد از پدر، 20 سال بوده است. 17 سالش را قبل از اینکه به ایران بیایند سپری کردند، 3 سال از دوران امامتشان را در ایران گذراندند. در آن سالها 10 سالش را با خلیفه هارون به سر بردند که امام(علیه السلام) در مدینه و خارج ایران بودند.

آن دوران؛ دوران سختی برای امام رضا (علیه السلام) بوده است و دوران کاری حضرت در ارتباط با آن تکلیفی که ائمه ما (علیهم السلام) داشتند. این دیگر یک چیز کلی است که من وارد آن نمی شوم، چون امامان ما یک تکلیف و یک وظیفه دارند و هر کدامشان با تمام توان و با وجود همه مشکلات، آن توان را می گذاشتند برای ایجاد این تکلیف؛ و آن اینکه تقویت دین و تثبیت ولایت اهل بیت (علیهم السلام) و آوردن مسلمان ها روی روال مسائل دینی و اعتقادی و زدودن شبهه ها و تربیت انسان هایی آگاه و عالم و مبارزه با ظلم و ظالمان در حدی که بتوانند. همّ و غمّشان بیشتر این بوده است که از آن صراطی که مسلمان ها انحراف پیدا کرده بودند آنها را بیاورند به صراط مستقیم و اسلام را یاری بکنند و گسترش بدهند و حقایق قرآن را به مردم بگویند و بفهمانند. هر کدام به زمانشان و به فرصت هایی که برایشان پیدا می شده این کار را انجام دادند.

امام رضا (علیه السلام) هم در یک دوران سختی بود؛ هارون یک سلطه گر قادر و قهاری بود، خیلی از علویون را او کشته است، خیلی از حرکت ها و نهضت های علویون را سرکوب و سرنگون کرد و نسبت به امام رضا (علیه السلام) هم نزد او خیلی سعایت می کردند، بارها هارون تصمیم گرفت که امام رضا (علیه السلام) را از بین ببرد، اما این خواست خدا بود که هارون نتوانست، چون امام موسی کاظم (علیه السلام) به دست او مسموم و شهید شدند. اما درباره امام رضا (علیه السلام) خدای متعال مشیتش تعلق نگرفت.

در یک دوران 5 ساله هم از این 20 سال در حکومت امین بوده است که فرزند هارون بوده است و 5 سال هم در حکومت مأمون بوده است که هر کدام از اینها داستان ها و مسائلی دارد. در دوران مأمون، امام رضا (علیه السلام) با مسائل سیاسی بزرگی دست و پنجه نرم کرد و توطئه عجیبی را خنثی کرد. مأمون یک آدم بسیار زرنگ و زیرک و در عین حال دانشمند و اهل علم بود، اطلاعات داشت و می خواست به نحوی زرنگی بکند که هم علویون را سرکوب بکند، هم امام رضا (علیه السلام) را به نحوی از حیّز انتفاع بیندازد، هم با داشتن امام رضا (علیه السلام) پشتوانه علویون را بگیرد و خیلی مسائل دیگری که می خواست انجام بدهد که بعد پیشنهاد امارت کرد، بعد هم پیشنهاد ولایتعهدی به امام رضا (علیه السلام) کرد و آن داستان هایی که در ولایتعهدی امام رضا (علیه السلام) بوده است که امام رضا (علیه السلام) بهترین وضع از دوران ولایتعهدی را با شرایطی پذیرفت و بهترین وضع برای شیعیان و استحکام پایه های اهل بیت (علیهم السلام) و برای ایجاد عدالت برای سست کردن پایه های حکومت مأمون عباسی کار کرد.

مأمون بعد دید خیلی وضعش خراب شده است و امام رضا (علیه السلام) دارد زیربنای او را خراب می کند و آن داستان هایی که پیش آمده بود. در عین حال مأمون صحنه هایی را درست می کرد که امام رضا (علیه السلام) را از نظر علمی و مسائل اعتقادی و غیره، در جامعه علمای اهل سنت و علمای جهان، حضرت را یک جوری سبک بکند، اما به عکس می شد. همه آن جلساتی که تشکیل می دادند و از دانشمندان مختلف را جمع می کردند، حتی از بلاد غیر اسلامی هم می آمدند امام رضا (علیه السلام) در مقابل همه آنها استدلال می کرد، حتی از جاهای دیگر مثل هند و با زبان های مختلف که می آمدند و سوال می کردند امام رضا (علیه السلام) هر کدام را با زبان های خودشان جواب می داد و استدلال می کرد، برای یهود و نصاری با خود تورات و انجیل استدلال می کرد و آنها محکوم می شدند.

مأمون هر روز می دید که امام رضا (علیه السلام) اینچنین دارد شکوفایی پیدا می کند، حتی خودش بارها گفته بود که در کره زمین هیچ کس و در هیچ زمان نمی توانید پیدا کنید که افضل و اعلم از امام رضا (علیه السلام) باشد و زهد و تقوای بیشتر داشته باشد، این گفته مأمون است که بارها گفته بوده است.

امام رضا (علیه السلام) در این چند سالی که در ایران بودند و همچنین قبل از آن، خیلی کارهای عظیمی کردند و برنامه هایی که مأمون ریخته بود را خنثی کردند که اسلام و مکتب اهل بیت (علیهم السلام) را نگه دارند و پایه های اسلام و قرآن را که آنها متزلزل می کردند مستحکم بکند. در مجامع علمی، داستان های مناظره های امام رضا (علیه السلام) معروف است که ذکرش خیلی طول می کشد و من دیگر وارد آن نمی شوم، شما حتما از منبرها و صحبت های عزیزان سخنران می شنوید.

بنابراین امام رضا (علیه السلام) دوران سختی را در ایران گذراند و در عین حال دوران غربت عجیبی را در ایران گذراند که از همه اقوام و خویشان خود دور بود، در عین حال که همه حوادث به او هجوم آورده بود و آن سیاست های مأمون را هم می خواست خنثی بکند و مسائل دیگری که بماند.

در عین حال که آن صفات پسندیده و سبک زندگی امام رضا (علیه السلام) که خیلی قشنگ و زیبا و عالی است، زهد حضرت، سخاوت حضرت و عنایت حضرت به عبادت، تقوای آنچنانی، توجه ایشان به مسائل، اینها مسائلی است که در سیره امام رضا (علیه السلام) هست؛ تواضع حضرت، نشستن همیشگی حضرت سر سفره بردگان و بندگان، آن اطلاعات علمی و طبی که کتابی هم به خواسته مأمون درباره طب نوشته است و بسیار نکات عجیب طبی و سلامت در آن هست که هنوز هم مورد استفاده هست؛ این مقامات علمی، زهد، تقوا و حرکت های دیگری که بوده است دیگر اینجا جای این نیست که من بتوانم بیان بکنم. ما کوچکتریم و وقتمان هم کمتر از این حرف هاست.

امیدوارم که ان شاءالله ما وجود امام رضا (علیه السلام) را در کشورمان قدر بدانیم و از فیض وجود آن حضرت استفاده بهتری ببریم.

 

ایستادگی و مقاومت در مقابل زورگویی ابرقدرت ها:

نکته دیگری که بعد از سفارشم به مسئله امام رضا (علیه السلام) می خواهم عرض بکنم؛ ما در کشورمان مسائل مختلفی داریم که باید به آنها توجه بکنیم.

یک مسئله ای که من قبلا هم سفارش کردم و باید الان هم سفارش بکنم ایستادگی و مقاومت در مقابل زورگویی ابرقدرت هاست که امام(رحمة الله علیه) هم بر این مبنا و این معنی بسیار پافشاری داشتند و همیشه هم سفارش می کردند که ما اگر بخواهیم مقدساتمان، عزتمان، شرفمان، کمالمان و دینمان را حفظ بکنیم باید در مقابل دشمن بایستیم، تبعا دشمن هم با مماشات نمی کند. چرا؟

چون قرآن می فرماید: «لايَزالُونَ يُقاتِلُونَکُمْ حَتَّي يَرُدُّوکُمْ عَنْ دينِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا»[vi]؛ می فرماید: منافقین و کفار، همیشه سعی می کنند با شما جنگ و جدال داشته باشند تا شما را از دینتان بردارند؛ اگر شما را از دینتان دور کردند با شما می شوند، چون شما فرمانبر آنها می شوید. قرآن می فرماید: إِنِ اسْتَطاعُوا، اگر اینها بتوانند. معنی این چیست؟ معنایش این است که شماها باید کاری بکنید و طوری باشید و برنامه ای داشته باشید که دشمن نتواند و جرأت نکند به اینکه دینتان را از شما بگیرد و اعتقادات و عقایدتان را از شما بگیرد، نتواند و موفق نشود.

اگر می خواهیم کاری بکنیم که او موفق نشود که دین و اعتقاد و عزت و استقلال ما را بگیرد و ما و مردم و جوانان ما در برابر او مقاوم و پایدار باشیم باید مسئله دین و اعتقاد دینی را در روح بچه هایمان نهادینه بکنیم، باید آنها را متوجه خطرات دشمن بکنیم، باید به آنها بفهمانیم که دشمن چه منویاتی دارد و ما مثلا چگونه باید باشیم؟ این خیلی مهم است و لذا وظیفه داریم به بچه هایمان ، جوانان و نوجوانانمان این قدرت را بدهیم و آنها را واکسینه کنیم در مقابل این هجمه دشمن که می خواهد ما را از دینمان برگرداند. هم به آنها صبر و مقاومت تلقین بکنیم، هم به آنها علم و آگاهی بدهیم و هم ورع و تقوا را در وجودشان تقویت بکنیم تا بتوانیم در مقابل دشمن از دینمان و اعتقاداتمان و از خوبی ها و از عزتمان دفاع کنیم و حفظش بکنیم، این یکی از وظایف ماست. وظیفه همه و تکلیف همه ماست که باید بایستیم.

البته در این راه مشکلاتی هم پیش می آید همانطور که می بینید. ممکن است ما را تحریم کنند، مخالفت اقتصادی کنند و خیلی کارهای دیگر که ممکن است انجام بدهند، جنگ ها را بر ما تحمیل بکنند، اما چون حفظ دینمان ارزش دارد و به خاطر قرب به خدایمان، حفظ آخرتمان و حفظ کلمه توحید و حفظ زحمات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و حفظ دستورات خدای متعال و اینکه مقام و عاقبت خودمان را نزد خدای متعال حفظ بکنیم، این ارزش دارد که انسان خیلی زحمات را تحمل بکند، مشکلات دنیایی را بپذیرد، سختی ها را بپذیرد، حتی شهادت ها را هم بپذیرد، اما زیر بار این ذلت چند روزه برای یک شکم پر کردن نرود.

این منطق اسلام است و منطقی است که جوان های ما در جبهه هم داشتند و حالا هم دارند، الان هم در مقابل این مسائل مقاوم هستند و همه ما هم باید به این معنی خو بگیریم و عادت کنیم تا دشمن بفهمد که دیگر نمی شود به ایران و انقلاب ایران صدمه زد. آن وقت است که می توانیم بگوییم دشمن ممکن است دیگر نتواند و جرأت نکند که ما را اذیت بکند، آن موقع ما می توانیم کار بکنیم. همه کارها همین است، الان در مورد مسائل اقتصادی من چند شب پیش به دوستانم عرض کردم که هیچ وقت نباید شما نا امید بشوید، هیچ وقت نباید بگویید که پس حالا چون خارجی ها چنین و چنان می کنند، دست روی دست بگذاریم و بگذاریم که تورم به وجود بیاید یا بگذاریم کارخانه هایمان بماند یا بگوییم نمی توانیم!

نه؛ بیایید حرکت کنید، با پنجه تدبیر و فکر و به کار گرفتن عقلتان و جهاد حرکتی و جهاد مقاومتی بایستید و کارهایتان را انجام بدهید. شما می توانید؛ انگار کنیم که آنها نبودند، آیا ما نباید پیش برویم؟! باید دست روی دست بگذاریم؟! نه، بنشینید فکر کنید چگونه از مشکلات بیرون بیایید؟ می توانیم بیرون بیاییم. اگر واقعا مقداری صنعت گران ما، کارمندان ما، مهندسین ما، دانشجویان ما و نخبگان ما بنشینند فکر کنند، راهکار پیدا کنند، برنامه ریزی بکنند، به همدیگر کمک کنند و سر مسائل بیهوده وقتشان را تلف نکنند و نیت های گروهی و حزبی را کنار بگذارند و بعد بنشینند برای مصلحت انقلاب و اسلام و کشور دقت کنند، درست می شود. ما نخبگان و فکرهای خوب زیاد داریم و باید از اینها استفاده کنیم، در کشور ما پول هم زیاد است، اگر ما درست برنامه ریزی کنیم و درست استفاده کنیم می توانیم همه کارها را انجام بدهیم و می شود انجام داد.

یک مقداری باید عزیزان ما جدی تر باشند. آنهایی که فکرشان می رسد، عقلشان می رسد، آنهایی که صنعت و تجارت دستشان است و مسائل فنی دستشان است باید جدی تر روی کار بیایند و به مسائل دنیایی و سودهای بیشتر، زیاد فکر نکنند، با سود کمتر قانع باشند و جدیت بیشتر داشته باشند و پول ها را از جاهایی که اسراف می شود بردارند و در جاهای خوب مصرف بکنند، با توکل به خدا و اعتماد به حق می شود.

خداوند فرموده است اگر شما کمک بکنید من یاریتان می کنم. این را از ذهن هایمان بیرون نکنیم، دعا و توسل به درگاه خدای متعال را فراموش نکنیم، خدا زودتر از آمریکا مشکل ما را حل می کند، خدا قادرتر از آمریکاست برای حل مشکل ما؛ دسترسی ما به خدا خیلی بیشتر است تا آنها. چرا قدرت خدا را و عنایت خدا را و عظمت و مهربانی خدا را فراموش کرده ایم؟! چرا کاری می کنیم که عنایت خدا را از خودمان دور بکنیم؟ بیایید یک کارهایی بکنیم که عنایت خدا را داشته باشیم، اطاعت خدا بکنیم، گناه و معصیت کمتر بکنیم، اختلافات را کمتر بکنیم و مرحمت خدا را بگیریم. بخواهیم و جدی هم باشیم، خدا هم مسئله ما را راه می اندازد.

مسؤلین با جرأت و قدرت وکمک نخبگان کار را با جدیت انجام دهند:

بنابراین عزیزان ما ان شاء الله جدی باشند. شنیدم که در دولت هم یک اختیاراتی را به استان ها بیشتر داده اند، حق مدیران را به استاندارها، که آقای رئیس جمهور در صحبتشان گفتند. این خیلی کار خوبی است، منتها تکلیف و وظیفه مدیران ما را بسیار زیادتر می کند و باید جرأت داشته باشند و جلو بیایند و قدرتشان را به خرج دهند و با جدیت بیشتر، کارها را انجام بدهند، دیگر منتظر وزرا و مسئولین دیگر نباشند و کار را در استان با کمک نخبگان و اصحاب کار و عمل به صورت جدی انجام بدهند، ان شاء الله مشکلات استان ها را اینچنین حل بکنند. این خودش یک قدم به جلو است برای هر استانی که بخواهد در این قصه جدی حرکت بکند، یک قدم وحرکت خوبی است که ان شاء الله امیدواریم داشته باشیم.

 

مسئولین دولتی در سفرهای خارجی اهداف ایران اسلامی را معرفی کنند:

در ارتباط با سفرهایی که الان انجام شده است، مثلا سفر ریاست جمهوری به آذربایجان و ارتباط با رؤسای کشورها، این سفرها برای ما خیلی خوب است. به نظر من اگر آقای رئیس جمهور و دیگران این سفرهای کشوری را داشته باشند و بروند مسائل ما را بیشتر مطرح بکنند و از حقانیت ما در آنجا بیشتر دفاع بکنند، در این سران کشورهای اسلامی و غیره، و بشنوند از رئیس یک حکومتی مسائل را و با هم تفاهم کنند، آن وقت این عربستان سعودی دیگر جرأت نمی کند زیاد عرض اندام بکند. همچنین برای اینکه ما مسائلمان و ایده هایمان و عقیده هایمان را در دنیا بشناسانیم. اما ما فکر می کنیم که کمتر این کار را بکنیم.

حتی من معتقدم که جناب آقای رئیس جمهور به جای این سفرهای استانیشان یک سفرهای یک روزه، دو روزه بگذارند به بعضی کشورها. حالا همه هم کشورهای غربی نباشد، بعضی کشورهای غربی هم فایده ندارد، اما این کشورهای اسلامی و کشورهای دیگر را بروند صحبت کنند، اهداف ما را بگویند، مسائل ما را مطرح بکنند، قراردادهایی ببندند. الان این مسائل خیلی مهم است و خیلی می تواند کارگشا باشد و این کار، کار خوبی است اگر ادامه پیدا کند و ما می توانیم در این کشورهای اسلامی یا کشورهای دیگر نتیجه های بهتری هم بگیریم.

عربستان می رود پول به گینه می دهد، یک کشور کوچک چند صد هزار نفری که او رابطه اش را با ایران قطع بکند! حداقل در دنیا اعلام بشود که فلان کشور هم ارتباطش با ایران را قطع کرد؛ با این خودشان را خوش می کنند. اخیرا هم منافقین را دارند راه می اندازند و حرف های دروغ و دغل و بیهوده را دارند راه می اندازند و مطرح می کنند. اینها یک چیزهایی است که باید در دنیا رفت و سفر کرد و مردم و رؤسای آنها را در این ارتباط آگاهشان کرد که فریب آمریکایی ها و صهیونیست ها و این سعودی های دروغگوی توطئه کن، از اینها مردمشان فریب نخورند و کشورهایشان هم حواسشان نسبت به ایران جمع باشد. این را هم فکر می کنم کاری است که ما باید به آن بپردازیم.

ان شاء الله امیدوارم که ما بتوانیم به کمک همدیگر در ارتباط با مسائل اقتصادی و غیره با این تسهیلاتی که انجام می شود بتوانیم استانمان را هم در مسائل ضروری که دارد کمک بکنیم و با امید به خدای متعال و توکل و توجه و جدیتی که دارند ان شاء الله امیدواریم که اوضاع بر وفق مراد انجام بشود.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿٤﴾

ترجمه: به نام خداوند بخشنده مهربان.

 1- بگو: خداوند يكتا و يگانه است.

2- خداوندى است كه همه نيازمندان قصد او مى‏كنند.

3- نزاد و زاده نشد.

4- و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است.

 

والسَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ الله

 

 

 

[i] . سوره توبه (9): آیه 119.

يا أَيُّها الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقوا اللّه وَ كُونُوا مَعَ الصّادقين.

ترجمه: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و با صادقان باشید!

 

[ii] . وسائل الشیعة، ج: 10 ص : 314؛ فضائل الأشهر الثلاثة: 78/61؛ الأمالي للصدوق: 155/149؛ عيون أخبار الرضا عليه‏السلام: 1/297/53؛  الإقبال: 1/27؛ بحار الأنوار: 96/358/25 .

قال الإمام عليّ عليه‏السلام: قُلتُ: يا رَسولَ الله‏، ما أفضَلُ الأَعمالِ في هذَا الشَّهرِ؟ فَقالَ: «يا أبَاالحَسَنِ، أفضَلُ الأَعمالِ في هذَا الشَّهرِ الوَرَعُ عَن مَحارِمِ الله‏»

ترجمه: امام على عليه‏السلام: گفتم: اى پيامبر خدا! برترينِ كارها در اين ماه چيست؟ فرمود: «اى ابوالحسن! برترينِ كارها در اين ماه، پرهيز از حرام‏هاى خداست.»

 

[iii] . اصول کافي/ ج 3/ کتاب الايمان و الکفر/ 121 -123.

ترجمه: سوال کردم از امام صادق، آدم با ورع كيست؟ فرمودند: آن آدمي كه از كار حرام اجتناب مي كند و خودش را كنار نگه مي ‌دارد.

 

[iv] . مستدرک، ‌ج 11، ص 265؛ جامع الاحادیث، ص 183.

ترجمه: بر شما باد ورع و پارسایی، که چیزی نزد خدای متعال محبوب‌تر از پارسایی و مهار زدن بر شکم و غریزه جنسی نیست.

 

[v] . اصول کافی، ج 2، ص 80؛ مشكاة الأنوار : 95/208.

امام صادق (ع) می‌فرماید: «فِيمَا نَاجَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مُوسَى (ع): يَا مُوسَى‏ مَا تَقَرَّبَ‏ إِلَيَ‏ الْمُتَقَرِّبُونَ‏ بِمِثْلِ الْوَرَعِ عَنْ مَحَارِمِي فَإِنِّي أُبِيحُهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ لَا أُشْرِكُ مَعَهُمْ أَحَداً»

ترجمه: امام صادق عليه السلام : از جمله نجواهاى خداوند تبارك و تعالى با موسى ـ صلوات اللّه عليه ـ اين بود كه: اى موسى! تقرّب جويان به من، به چيزى مانند پرهيز از حرامهايم به من نزديك نشدند. من بهشتهاى ماندگار خود را به آنان مى بخشم و هيچ كس را شريكشان قرار نمى دهم.

 

[vi] . سوره بقره (2): آیه 217.

يَسْئَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فيهِ قُلْ قِتالٌ فيهِ کَبيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ کُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَکُمْ حَتَّي يَرُدُّوکُمْ عَنْ دينِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ.

ترجمه: از تو ، در باره جنگ کردن در ماه حرام ، سؤال می کنند بگو: «جنگ در آن ، ( گناهی ) بزرگ است ولی جلوگیری از راه خدا ( و گرایش مردم به آیین حق ) و کفر ورزیدن نسبت به او و هتک احترام مسجد الحرام ، و اخراج ساکنان آن ، نزد خداوند مهمتر از آن است و ایجاد فتنه ، ( و محیط نامساعد ، که مردم را به کفر ، تشویق و از ایمان بازمی دارد ) حتّی از قتل بالاتر است. و مشرکان ، پیوسته با شما می جنگند ، تا اگر بتوانند شما را از آیینتان برگردانند ولی کسی که از آیینش برگردد ، و در حال کفر بمیرد ، تمام اعمال نیک ( گذشته ) او ، در دنیا و آخرت ، بر باد می رود و آنان اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند بود.

 

پنج شنبه ١ تير ١٣٩٦ - ١٥:٢٩
امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: